آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۲۰
بازديد امروز: ۱۱۹۳
بازديد روز قبل: ۲۷۱۸
بازديد هفته: ۱۸۸۰۳
بازديد ماه: ۶۵۲۳۶
بازديد کل: ۵۸۴۳۵۳۷
آي پي: ۵۴.۸۲.۱۱۲.۱۹۳
مقالات حقوقی > مقالات هیئت علمی و تحریریه سایت > ۱۳۹۵/۱۲/۲۴
۱۵۵ بازدید
 
   

خلع سلاح و کنترل تسلیحات؛ مرز بین ایده آلیسم و رئالیسم ، امیرحسین محبعلی


بین مفهوم خلع سلاح با کنترل تسلیحات چه ارتباطی وجود دارد؟ آیا این دو مفهوم متعارض یکدیگر نیستند؟
جنگ،پدیده ای دائمی و پایدار در طول تاریخ بوده است و یکی از جلوه های بارز توسل به زور می باشد. قاعده عدم توسل به زور گرچه به جهت استثناپذیر بودن نمیتواند از جمله قواعد آمره بین المللی محسوب شود لیکن از جمله قواعد عرفی و عام الشمول حقوق بین الملل محسوب میشود. بنابراین توسل به زور جز در مورد استثنایی از جمله ماده ۵۱ منشور (دفاع مشروع) و بحث اقدامات جمعی سازمان ملل خلاف قوانین و مقررات بین الملل محسوب میشود.
پس جنگ یک وضعیت استثنایی است که طبعاً قواعد مربوط به آن نیز قواعدی استثنایی است.
اما این وضعیت استثنایی حتی اگر چنانچه غیر قانونی و غیر مشروع باشد بازهم قواعد مربوط به «حق در جنگ ظهور و بروز پیدا میکند.حقوق جنگ همواره موجب یک جدال عقیدتی بین صاحبنظران بوده و هست و مهم ترین دلیل مخالفان حقوق جنگ این است که جنگ یک جنایت است و جنایت را نبایستی تحت قاعده در آورد بلکه بایستی برایش مجازات تعیین کرد یا از وقوع آن جلوگیری نمود. اما مهم ترین استدلال موافقان حقوق جنگ بر این مبنا استوار است که: درست است که جنگ و توسل به زور نقض قواعد جوامع بین المللی است(البته آنجا که مشمول استثنائات فوق الذکر نشود)لیکن پدیده ای است که مکرراً اتفاق افتاده و خواهد افتاد و قواعدی لازم است تا از آسیب های این پدیده در عالم واقع بکاهد.
بنابراین همانطور که ملاحظه میگردد با ملاحظه این دو دیدگاه شکاف بین نظریات ایده آلیستی و نظریات رئالیستی در حوزه جنگ به منصه ی ظهور می رسد.
جدای از دلایل و عوامل آغاز جنگ، عنصر ثابت در تمامی آنها بکارگیری سلاح است. وجود این عنصر پایدار در جنگ ها باعث شده تا میل به برقراری صلح با هدف غایی صلح پایدار، انسان ها را به سمت خلع و نابودی این سلاح ها سوق دهد.
خلع سلاح آرمان و ایده آل ذهنی انسان ها برگرفته از اصول بنیادین منشور ملل متحد بود که بعدها واقعیات عرصه بین المللی نشان داد که این هدف(خلع سلاح) که یکی از موضوعات اساسی کنفرانس های صلح قرن نوزده و بیست و همچنین معاهدات و کنوانسیون های متعدد بوده، آرمانی بیش نیست و در عرصه عمل نه میتوان جهانی عاری از جنگ را متصور بود و نه به تبع آن خلع کامل سلاح.
ضمن این که وقتی صحبت از دفاع مشروع و نظام امنیت جمعی به عنوان استثنائات قانونی منع توسل به زور می شود به نوعی تئوری خلع سلاح را مخدوش کرده و غیر قانونی جلوه می دهد. کشور ها چگونه میتوانند در مقام دفاع از خود قرار گیرند در حالیکه هیچگونه سلاحی نداشته باشند؟
بنابراین این موضوع افسانه و آرزویی بیش نیست اگر چنین تصور شود که از طریق مکانیزم های موجود در سازوکارهای مربوطه بتوان جهان را عاری از سلاح کرد و صلح را برقرار نمود.
از طرف دیگر کنوانسیون های خلع سلاح را نمیتوان جدای از مکانیزم های حقوقی و سیاسی برای حفظ نابرابری تسلیحاتی، تفسیر نمود. بنابراین هدف اصلی کنوانسیون های خلع سلاح نیز حقیقتا خلع سلاح نیست.
همزمان با گسترش تسلیحات در دنیا، علاقه به کنترل و کاهش تسلیحات به ویژه وسایل کشتار دسته جمعی نیز افزایش یافت.در واقع دنیا به سمت واقعیات سوق پیدا کرد و حقوقدانان سعی در قاعده آفرینی با نگاه رئالیستی نمودند.
از طرفی ذکر این نکته ضروری است که پس از ایجاد تزاحم بین این دو مفهوم(خلع سلاح و کنترل تسلیحاتی)و حرکت نظریات ایده آلیستی(خلع سلاح) به سمت جریان رئالیستی(کنترل تسلیحات) کم کم کنوانسیون های خلع سلاح با موضوعات خاص شکل گرفت از جمله کنوانسیون ضد مین.بنابراین در این جایگاه خلع سلاح به عنوان یک مفهوم کلی در نظر گرفته نشد بلکه خلع سلاح در یک موضوع خاص و یک سلاح خاص مورد بررسی قرار میداد.
در نتیجه میتوان بیان کردکه خلع سلاح به عنوان آرمان و ایده آلی بیش نیست.آرمانی که شاید تنها زمانی که جامعه ی جهانی به معنای واقعی کلمه تشکیل شود،محقق گردد لیکن کنترل تسلیحات واقعیتی است که البته با لحاظ مکانیزم های حقوقی- سیاسی موجود شکل گرفته و راهی طولانی در نظام بین الملل کنونی در پیش دارد.



نام
پست الکترونيک
پيام شما