در باره ما تماس با ما نقشه سایت صفحه اصلی

قانون اساسی ایران سند چشم انداز 20 ساله سیاستهای کلی نظام ارسال مقاله

جستجو در بانك جامع قوانين و مقررات: جستجو در سايت:
جستجوي پيشرفته(قوانين ومقررات /سايت)

ارتباط با ما

نام
Email
متن

حاصل جمع دو عدد 4 +6 چيست؟

???

پايگاه هاي ديگر
عضو شويد

 نام

 Email

ورود به mailbox

نام کاربری
رمز عبور
 
مشروح مذاكرات مجلس>بانك متني مشروح مذاكرات

نسخه چاپي

مشروح‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي 20/2/1377

 جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌ 20 ارديبهشت‌ ماه‌1377 هـجري‌شمسي‌
                               (189)     13 محـرم‌الحـرام‌ 1418 هـجري‌قمري‌
دوره‌پنجم‌ـ اجلاسيه‌دوم‌
 1377 ـ 1376
 صورت‌مشروح‌مذاكرات‌جلسه‌علني‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌ 1377
 
 فهرست‌مندرجات‌ 


 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌.
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد.
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌.
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌.
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور.
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور).
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌.
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌ آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر.
 9  ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌ اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌.
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌.



 
 «جلسه‌ساعت‌هشت‌و بيست‌و دو دقيقه‌به‌رياست‌ آقاي‌علي‌اكبر ناطق‌نوري‌رسميت‌يافت‌»
 
 اداره‌تدوين‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌



 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 جلسه‌با حضور 206 نفر رسمي‌است‌، دستور جلسه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 دستور جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌1377 مطابق‌با سيزدهم‌محرم‌الحرام‌1419:
 1 ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌).
 2 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 3 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 4 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌مشترك‌بهداري‌و بهزيستي‌و شوراها و امور داخلي‌كشور در مورد طرح‌عدم‌ممنوعيت‌استخدام‌دارندگان‌معافيت‌پزشكي‌.
 5 ـ گزارش‌كميسيون‌بهداري‌و بهزيستي‌در مورد لايحه‌الحاق‌دولت‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌به‌كنوانسيون‌مواد روانگردان‌.
 6 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌تشكيل‌شوراي‌عالي‌اشتغال‌.
 7 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور برنامه‌و بودجه‌در مورد رد طرح‌صرفه‌جويي‌در طرحهاي‌عمراني‌كشور.
 8 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور قضايي‌و حقوقي‌در مورد طرح‌اصلاح‌ماده‌(1) قانون‌نحوه‌اجراي‌محكوميتهاي‌مالي‌و تبصره‌هاي‌آن‌.
 
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد
 رئيس‌ـ  تلاوت‌كلام‌الله مجيد.
 ( آيات‌زير از سوره‌مباركه‌«توبه‌» توسط‌قاري‌، آقاي‌قره‌شيخلو تلاوت‌گرديد )
 اَللّ'هُمَ صَلِّ عَلي‌' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْط'انِ الرَّجيمْ
 رَضُوا بِـاَنْ يَّكُونُوا مَعَ الْخَو'الِفِ وَ طُبِعَ عَلي‌' قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا'يَفْقَهُونَ * ل'كِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ 'امَنُوا مَعَهُ جـ'اهَدُوا بِـاَمْو'الِـهِمْ وَ اَنْفُسِـهِمْ وَ اوُل'´ئِكَ لَهُمُ الْخَيْر'اتُ وَ اوُل'´ئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * اَعَدَّاللهُ لَهُمْ جَنّ'اتٍ تَجْري‌مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهـ'ارُ خـ'الِدينَ فيهـ'ا ذ'لِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ * وَ جـ'آءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الاْ َعْر'ابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذ'ابٌ اَليمٌ * لَيْسَ عَليَ الضُّعَـفـ'آءِ وَ لا'عَليَ الْمَرْضي‌' وَ لا'عَليَ الَّذينَ لا'يَجِدُونَ مـ'ا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ اِذ'ا نَصَحُوا للهِ ِ وَ رَسُولِـهِ مـ'ا عَليَ الُْمحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَّاللهُ غَفُورٌ رَّحيمٌ *
 ( صَدَقَاللهُالْعَليُّ الْعَظيمْ  ـ حضار صلوات‌فرستادند )
 رئيس‌ـ  احسنت‌، متشكر.
 
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌
 رئيس‌ـ  ناطقين‌قبل‌از دستور را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ناطقين‌قبل‌از دستور جلسه‌امروز عبارتند از:
 ـ جناب‌آقاي‌رئيسي‌دهكردي‌نماينده‌محترم‌شهركرد.
 ـ جناب‌آقاي‌اللهقلي‌زاده‌نماينده‌محترم‌كليبر.
 ـ جناب‌آقاي‌موسوي‌نماينده‌محترم‌ايذه‌كه‌سه‌دقيقه‌از وقتشان‌را به‌جناب‌آقاي‌داودي‌نماينده‌محترم‌نجف‌آباد داده‌اند.
 ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌عباسي‌نماينده‌محترم‌نهاوند (كه‌بمدت‌پنج‌دقيقه‌وقت‌دارند).
 جناب‌آقاي‌رئيسي‌بفرماييد.
 اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عاشورايي‌ديگر بر ما گذشت‌، عاشوراي‌حسيني‌را كه‌بيانگر قويترين‌و ماندگارترين‌نهضت‌تاريخ‌بشريت‌براي‌تداوم‌حيات‌اسلام‌ناب‌محمدي‌ (حضار صلوات‌فرستادند) به‌بركت‌خون‌مقدس‌فرزند پيامبر اسلام‌و يارانش‌است‌، تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در كربلا و روز عاشورا اثبات‌شد كه‌جناح‌حسين‌و حسينيان‌كه‌جناح‌خدا و حفظ‌ارزشها و تكيه‌بر اصول‌است‌و هر كس‌را هم‌شايستگي‌عضويت‌در آن‌نيست‌، پيروز است‌ولو تعدادشان‌اندك‌باشد. اما جناح‌يزيد و يزيديان‌كه‌جناح‌شيطان‌و دنياپرستي‌و مقام‌خواهي‌است‌و هر فرد هم‌مي‌تواند عضوش‌باشد حتي‌شمر، محكوم‌به‌شكست‌و رسوايي‌است‌. بنظر اين‌خدمتگزار جزء نكاتي‌بشرح‌زير قابل‌ذكر است‌:
 اي‌كسانيكه‌پيرو حسين‌هستيد و در تداوم‌راه‌سرخ‌او به‌خط‌امام‌راحل‌ـ قدس‌سره‌ـ و ادامه‌دهنده‌راه‌او كه‌همانا رهبر معظم‌انقلاب‌است‌مي‌رسيد. شمايي‌كه‌محور حاكم‌بر روح‌روابطتان‌خدا و هم‌و غمتان‌حفظ‌ارزشها و تداوم‌انقلاب‌است‌، اگر چه‌عضو گروههاي‌سياسي‌متفاوتي‌هستيد و هر آنكس‌را كه‌چنين‌باور و انديشه‌اي‌دارد و حافظ‌ارزشها و پاسدار انقلاب‌است‌از خود مي‌دانيد حتي‌اگر در جناحتان‌نباشد، شما را چه‌ شده‌كه‌به‌قصد حذف‌همديگر و نابودي‌جناحهاي‌يكديگر بر هم‌مي‌تازيد؟ چه‌شده‌است‌كه‌شما ياوران‌امام‌راحل‌و همسنگران‌رهبر معظم‌انقلاب‌بدترين‌گفتارها را نثار هم‌مي‌كنيد و اسمش‌را انتقاد و اختلاف‌سليقه‌مي‌گذاريد؟ با اين‌شيوه‌عملتان‌، به‌غير از دشمنان‌اسلام‌و انقلاب‌چه‌كسي‌را خرسند مي‌سازيد؟ شما كه‌بهتر مي‌دانيد هر حركت‌، رفتار و گفتاري‌كه‌موجب‌شادي‌استكبار گردد و او را به‌وجد آورد و به‌تعريفتان‌بنشيند ضرر انقلاب‌را به‌همراه‌دارد و به‌سود مسلمانان‌نيست‌و بالعكس‌هر عمل‌و گفتار و تصميمي‌كه‌باعث‌ناراحتي‌و عصبانيت‌شيطان‌بزرگ‌شود، نفع‌انقلاب‌و مردم‌را در خود دارد. پس‌بياييد براي‌تقويت‌انقلاب‌و خرسندي‌مردم‌شريف‌و آزاده‌و كمك‌به‌رياست‌محترم‌جمهور دست‌از تخريب‌هم‌برداريد و در خط‌امام‌راحل‌و پشت‌سر رهبر همانند بنيان‌مرصوص‌براي‌اقامه‌حدود الهي‌و برقراري‌عدالت‌در همه‌ابعاد و زواياي‌نظام‌مقدس‌اسلامي‌متحد شويد و بدين‌سان‌دشمنان‌اسلام‌و مسلمين‌را هم‌مأيوس‌نماييد. بياييد قانون‌اسلام‌را در جامعه‌حاكم‌نماييد و خطاي‌خطاكاران‌را با معيار و ملاكهاي‌خدايي‌بسنجيد و نه‌وابستگي‌جناحي‌. خطاكاران‌را همانند گذشته‌نه‌چندان‌دور كه‌حتي‌مرجع‌تقليدش‌را هم‌محاكمه‌كردند در صورت‌اثبات‌خطاء به‌جزاي‌اعمالشان‌برسانيد تا باعث‌اميدواري‌بيشتر مردم‌گردد. بياييد كاري‌كنيد تا زخم‌خوردگان‌، جاسوسان‌، زراندوزان‌، قدرت‌طلبان‌، مقام‌پرستان‌و سرسپردگان‌به‌بيگانه‌در جو پديد آمده‌و در ضعف‌كار فرهنگي‌نشده‌با وجود تهاجم‌فرهنگي‌نتوانند مغزهاي‌سالم‌و تشنه‌جوانان‌را مورد حمله‌قرار دهند. بياييد مصاديق‌نوكيسه‌هاي‌نوظهور را به‌مردم‌بشناسانيد و حق‌مردم‌عزيز را از حلقوم‌گرگ‌صفتشان‌بيرون‌بكشيد. بياييد به‌دردهاي‌مردم‌برسيد و براي‌نجات‌آنان‌از چنگال‌ناميمون‌مشكلات‌چاره‌انديشي‌كنيد، بياييد هشدارها و رهنمودهاي‌امام‌و رهبر انقلاب‌را بيش‌از پيش‌مد نظر قرار دهيد و براي‌عملي‌شدنشان‌همت‌نماييد. مردم‌شهيد پرور كه‌خواهان‌اجراي‌فرامين‌آنانند، چه‌كساني‌مانعند و حامي‌نيستند؟ آنان‌را طرد كنيد. مگر جامعه‌ما مشكل‌كم‌دارد كه‌هر روز به‌بهانه‌اي‌جوي‌پديد مي‌آيد و آرامش‌آن‌را كه‌بيشتر از پيش‌به‌آن‌نياز است‌برهم‌مي‌زند. بياييد بجاي‌برهم‌زدن‌آرامش‌جامعه‌، كساني‌را كه‌دنبال‌تشنج‌آفريني‌هستند و در فكر تحريك‌مردم‌و فشار از طرف‌بالا به‌مسؤولان‌نظام‌، ارشاد نماييد و اگر امروز چنين‌نكنيد فردا دير است‌چرا كه‌شيطان‌صفتان‌در كمينند تا همانند گرگان‌درنده‌به‌جان‌ما بيفتند و از تداوم‌تشنج‌در جامعه‌ترفندي‌براي‌خود ببندند. بالاخره‌بياييد هر چه‌فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد تا برايمان‌دايه‌دلسوزتر از مادر جلوه‌نكند.
 در ارتباط‌با حوزه‌انتخابيه‌ام‌كه‌جزيي‌از استاني‌واقع‌در دامنه‌هاي‌زاگرس‌است‌و مردمش‌سربلند و استوار همانند كوههاي‌زاگرس‌، مطالبي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 هيأت‌محترم‌دولت‌! بدون‌هيچگونه‌شكي‌حق‌مسلم‌و منطقي‌شماست‌كه‌افرادي‌توانمند، شايسته‌، متعهد و كارآمد را براي‌همكاري‌از بين‌تمامي‌نيروهاي‌همدل‌و هماهنگ‌با خودتان‌به‌تصدي‌امور منصوب‌نماييد تا ان‌شاءالله اهداف‌بلند رياست‌محترم‌و معزز جمهور را پياده‌نماييد و قولهايشان‌را كه‌در شعارهاي‌انتخاباتي‌به‌مردم‌شرافتمند و شايسته‌دادند عملي‌سازيد. اما آيا اين‌انتصابها را الزاماً به‌رده‌هاي‌مياني‌و پاييني‌هم‌بايد بسط‌دهيد و يا در گزينشها، خلاف‌باور رياست‌محترم‌جمهور كه‌معتقد به‌فراجناحي‌هستند عمل‌كنيد؟ وبالاترين‌و مهمترين‌معيار انتخاب‌نيرويتان‌را طرفداري‌انتخاباتي‌قرار دهيد؟ آنهم‌در استاني‌مانند استان‌چهارمحال‌وبختياري‌كه‌(14) بار استاندارش‌تعويض‌شده‌است‌. بالطبع‌در اكثر سازمانهاي‌آنهم‌اين‌تغييرات‌اثر داشته‌و با اين‌بي‌ثباتي‌در مديريت‌استان‌چگونه‌امورش‌در قالب‌كارشناسي‌و دقيق‌و علمي‌و بر پيكره‌صحيح‌در جهت‌توسعه‌پيش‌بايد برود كه‌نرفته‌و نخواهد رفت‌.
 بعضي‌دستگاههاي‌خدمات‌رسان‌بر ميزان‌دريافتي‌شان‌از مردم‌افزوده‌اند و به‌جز آنچه‌كه‌در برنامه‌ديده‌شده‌به‌مردم‌اجحاف‌مي‌دارند بنظر مي‌رسد كه‌مهار تورم‌لجام‌گسيخته‌از كف‌رفته‌و مردم‌در تنگناي‌دردناك‌گرفتارند كه‌مردم‌شريف‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌از اين‌بلا به‌دليل‌درآمدهاي‌ناچيز كه‌اكثراً زير خط‌فقرند بيشتر صدمه‌ديده‌و مي‌بينند. براي‌زيستن‌در حداقل‌استانداردهاي‌حياتي‌تحت‌فشارهاي‌كمرشكن‌توانشان‌اندك‌شده‌و فراهم‌نمودن‌اين‌حداقل‌هم‌براي‌اكثرشان‌قابل‌حصول‌نيست‌.
 اميد است‌با اتخاذ تصميمات‌لازم‌و يافتن‌راه‌كارهاي‌عملي‌منطبق‌بر عدالت‌اجتماعي‌باعث‌افزايش‌توان‌مردم‌و مانع‌ازياد بيشتر فاصله‌ آنان‌در جهت‌منفي‌با خط‌فقر گرديد. با كمال‌تأسف‌ميزان‌سرمايه‌گذاريهاي‌ملي‌در زمينه‌هاي‌صنعتي‌و كشاورزي‌و كلاً اقتصادي‌در استان‌تقريباً صفراست‌اگر كاري‌هم‌شده‌توسط‌بخش‌خصوصي‌بوده‌است‌. لذا مسأله‌بيكاري‌قشر جوان‌كه‌موجب‌سردرگمي‌و يأس‌مسلط‌شده‌برآنان‌نسبت‌به‌آينده‌است‌و اين‌خود زمينه‌ساز بعضي‌رفتارهاي‌ناهنجار در تعدادي‌گرديده‌كه‌با رشد مصرف‌مواد مخدر در منطقه‌، خانواده‌هاي‌عزيز را هم‌به‌اضطراب‌مبتلا ساخته‌، راهي‌بجز نيل‌سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌ بطرف‌منطقه‌و نيز كمك‌به‌بخش‌خصوصي‌براي‌به‌ثمر رساندن‌طرحهاي‌وامانده‌وجود ندارد كه‌تسريع‌در عمليات‌اجرايي‌طرحهايي‌مثل‌الفين‌(5) و ( D.O.P ) شايد گره‌گشا واقع‌ گردد.
 در زمينه‌آب‌، نيك‌مي‌دانيد استان‌منشاء توليد حدود (11) ميليارد مترمكعب‌آب‌است‌اما شهرستان‌شهركرد از جمله‌مناطقي‌است‌كه‌از بي‌آبي‌سخت‌در مضيقه‌است‌و سرمايه‌گذاري‌در زمينه‌هاي‌آبخيزداري‌و تأمين‌آب‌شرب‌و كشاورزي‌تقريباً هيچ‌. لذا استدعاي‌تعجيل‌در رساندن‌آب‌شرب‌شهركرد از سرچشمه‌كوهرنگ‌و تأمين‌آب‌كشاورزي‌منطقه‌با تقليل‌و تجديدنظر در مبلغ‌آب‌بهايي‌كه‌از مردم‌عزيز مطالبه‌مي‌كنيد را دارد و تأكيد بر استقلال‌آب‌استان‌. نظر به‌اينكه‌رودخانه‌، زاينده‌رود از اين‌شهرستان‌گذر مي‌كند (رئيس‌ـ يك‌دقيقه‌وقت‌داريد) ان‌شاءالله تمهيداتي‌انديشيده‌شود تا با عبور آب‌از رودخانه‌، مردم‌تشنه‌لب‌، گرد زمين‌تشنه‌نگردند.
 نياز است‌كه‌مركز استان‌به‌شبكه‌راه‌آهن‌متصل‌شود و راه‌بندر تا بندر از طريق‌داران‌ـ شهركرد ـ بروجن‌بگذرد كه‌اگر چه‌دولت‌از نظر بودجه‌با مشكل‌روبرواست‌اما اميد است‌با حل‌مشكل‌، اين‌انتظار و توقع‌مردم‌مورد اجابت‌واقع‌گردد.
 با توجه‌به‌سردسير بودن‌منطقه‌استدعاي‌تعجيل‌در عمليات‌اجرايي‌گاز در شهرهايي‌مثل‌سامان‌، بُن‌و سورشجان‌را دارد و نيز جهت‌گازرساني‌به‌مناطق‌روستايي‌از خوي‌تا سودجان‌و از نافچ‌و وردنجان‌تا هرچگان‌و بارده‌و روستاهايي‌در حاشيه‌زاينده‌رود و همچنين‌بهرام‌آباد و طاقانك‌و شمس‌آباد اقدام‌عاجل‌مورد انتظار و استدعاست‌.
 مناطقي‌مثل‌فرخشهر و هفشجان‌شايستگي‌بخشداري‌دارند و لياقت‌تأسيس‌دواير دولتي‌، اميد است‌به‌شايستگيها و نيازهاي‌اين‌مناطق‌هم‌توجهي‌گردد.
 توسعه‌دانشگاه‌شهركرد در زمينه‌تأسيس‌رشته‌هاي‌فني‌و مهندسي‌و نيز دانشگاه‌پزشكي‌براي‌رشته‌هاي‌تخصصي‌مورد استدعاست‌.
 در رابطه‌با رفع‌كمبود فضاهاي‌آموزشي‌شهرستان‌و نيز اختصاص‌امكانات‌آموزشي‌و ورزشي‌به‌منطقه‌اقدام‌اصولي‌و عاجل‌را استدعا مي‌نمايد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ ـ  متشكر، ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌قلي‌زاده‌بفرماييد.
 قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 « الحمدلله الذي‌هدينا لهذا و ما كنا لنهتدي‌لولا ان‌هديناالله »
 « السلام‌عليك‌يا اباعبدالله »
 محرم‌ماه‌پيروزي‌خون‌بر شمشير است‌. ماهي‌است‌كه‌در آن‌گروهي‌انسان‌پاكباخته‌و فداكار با دست‌شستن‌از گوهر هستي‌خويش‌دشمن‌غدار اسلام‌را به‌زانو درآوردند و اسلام‌را كه‌مي‌رفت‌تا در اثر درآميختگي‌با انواع‌باطل‌ها و خرافات‌از درون‌تهي‌شود و از بين‌برود در طول‌تاريخ‌ماندگار ساختند و بعد از قريب‌(15) قرن‌فراز و نشيب‌مجدداً به‌رهبري‌ابرمردي‌از سلاله‌پاك‌اباعبداللهالحسين‌ـ 7 ـ توانسته‌است‌بعنوان‌تنها مكتب‌رهايي‌بخش‌به‌درخشش‌و تجلي‌بنشيند. اكنون‌كه‌در اثر جانفشانيهاي‌امام‌حسين‌ـ 7 ـ و (72) تن‌از ياران‌باوفايش‌نهال‌اسلام‌عزيز تناور گشته‌و انقلاب‌اسلامي‌ايران‌بصورت‌تجلي‌گاه‌اسلام‌ناب‌محمدي‌(ص‌) درآمده‌(حضارصلوات‌فرستادند) و بعنوان‌امانت‌به‌دست‌ما سپرده‌شده‌است‌، بر آحاد امت‌اسلامي‌خصوصاً بر ملت‌مسلمان‌ايران‌فرض‌است‌كه‌با تمسك‌به‌حبل‌المتين‌ولايت‌از بروز حوادث‌ناخوشايند عصر انقلاب‌عاشورا، از انحراف‌مسير جامعه‌اسلامي‌و لزوم‌تكرار تاريخ‌جداً ممانعت‌نمايند. اميد كه‌فرمايشات‌داهيانه‌رهبر فرزانه‌و مقام‌عظماي‌ولايت‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌ما را در اين‌زمينه‌رهنمودي‌كافي‌و وافي‌باشد.
 اما در رابطه‌با هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌، به‌مناسبت‌هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌و تجليل‌از شخصيت‌والاي‌استاد شهيد مرتضي‌مطهري‌مايلم‌به‌يك‌مشكل‌و يك‌پيشنهاد در زمينه‌مسايل‌فرهنگي‌كشور اشاره‌نمايم‌.
 همه‌شما همكاران‌محترم‌و مردم‌عزيز خصوصاً جامعه‌فرهنگي‌كشور اطلاع‌داريد كه‌نسل‌جوان‌كشور در چنبره‌فتنه‌تهاجم‌فرهنگي‌گرفتار شده‌اند و با فزوني‌گرفتن‌اقدامات‌زهرآگين‌دشمن‌در اين‌خصوص‌برشدت‌گرفتاري‌فرهنگي‌نسل‌آينده‌انقلاب‌افزوده‌مي‌شود. از طرف‌ديگر برنامه‌هاي‌ما در مقابله‌با اين‌بحران‌فرهنگي‌ـ اجتماعي‌چندان‌مقرون‌به‌مقصود نبوده‌است‌ولي‌نبايد مأيوس‌شد، بلكه‌مي‌توان‌تجربيات‌گذشته‌را چراغ‌راه‌آينده‌قرار داد و طرحي‌نو در اين‌زمينه‌درانداخت‌. اينك‌بنظر مي‌رسد كه‌با توجه‌به‌نقش‌مؤثر آموزش‌و پرورش‌بر فرايند بهسازي‌فضاي‌فرهنگي‌كشور لازم‌است‌اين‌بار آموزش‌و پرورش‌محور مقابله‌با تهاجم‌فرهنگي‌، بلكه‌فراتر از آن‌محور توسعه‌فرهنگي‌كشور قرار گيرد. با اين‌وصف‌براي‌رسيدن‌به‌اين‌مطلوب‌، تحقق‌پيش‌نيازها و زمينه‌هاي‌فكري‌كه‌ذيلاً اشاره‌مي‌كنم‌ضروري‌است‌.
 1 ـ بپذيريم‌كه‌آموزش‌و پرورش‌محور و كانون‌تحولات‌فرهنگي‌و اجتماعي‌جامعه‌است‌.
 2 ـ در تحولات‌آموزش‌و پرورش‌خصوصاً در فرايند مؤثر سازي‌آن‌و ساختن‌نسل‌آينده‌انقلاب‌با توجه‌به‌نفوذ سحرآميز معلم‌در شخصيت‌و جان‌و دل‌ دانش‌آموز، معلم‌عنصر اصلي‌اين‌تحول‌مي‌باشد.
 براي‌فعليت‌بخشيدن‌به‌اين‌نگرش‌، رفع‌نيازهاي‌مادي‌و معنوي‌معلم‌كليدي‌ترين‌نقطه‌آغازين‌اين‌فرايند مي‌باشد، زيرا تنها از اين‌طريق‌مي‌توان‌با رفع‌نگرانيها و مشغله‌هاي‌فكري‌اين‌قشر شريف‌و ارزشمند آنان‌را براي‌ايجاد رفتار و منش‌متناسب‌با ارزشهاي‌جامعه‌اسلامي‌در دانش‌آموزان‌آماده‌نمود.
 در يك‌نگاه‌اجمالي‌به‌نيازهاي‌اساسي‌معلم‌اين‌موارد جلب‌توجه‌مي‌كند:
 الف‌ـ نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌از قبيل‌مسكن‌، مصرف‌و بهداشت‌و درمان‌معلم‌.
 ب‌ـ امنيت‌
 ج‌ـ نيازهاي‌اجتماعي‌
 د ـ نياز به‌احترام‌و تكريم‌
 ه ـ خودشكوفايي‌
 شايان‌ذكر است‌كه‌از مجموعه‌موارد مذكور فقط‌نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌هزينه‌بر مي‌باشند و بقيه‌موارد با تلطيف‌فضاي‌جامعه‌و اقدامات‌هماهنگ‌و گسترده‌قابل‌حصول‌مي‌باشد.
 و اما آزادي‌قلم‌و بيان‌و مطبوعات‌:
 آزادي‌مطبوعات‌را پاس‌مي‌داريم‌. در پرتو آزادي‌مشروع‌مطبوعات‌و به‌رسميت‌شناختن‌اينگونه‌آزاديهاست‌كه‌مي‌توان‌جلو بسياري‌از نابرابريها و ناعدالتيها را گرفت‌و از حقوق‌مستضعفين‌دفاع‌كرد، ولي‌كدام‌آزادي‌مطبوعات‌مي‌تواند به‌چنين‌نتايج‌آرماني‌منتهي‌گردد؟ آيا هرنوع‌آزادي‌با هر حد و مرزي‌مي‌تواند حقوق‌مشروع‌مردم‌را حفظ‌كند؟ آيا آزادي‌بومي‌كشور اسلامي‌ايران‌با آزادي‌رايج‌كشورهاي‌ديگر تفاوتي‌ندارد و نبايد توجه‌كنيم‌كه‌در كشوري‌زندگي‌مي‌كنيم‌كه‌همه‌ارزشهاي‌مشترك‌انساني‌را با تعريف‌ويژه‌اي‌بكار مي‌برد و آنها را در دامن‌فرهنگ‌غني‌اسلام‌معنا مي‌كند؟ آيا تجربه‌(19) سال‌انقلاب‌اسلامي‌كافي‌نيست‌كه‌بدانيم‌رعايت‌حد و مرزهاي‌ارزشي‌مورد نظر فرهنگ‌اسلامي‌حتي‌بسياري‌از ارزشهاي‌انساني‌را انساني‌تر كرده‌است‌و آنها را بنفع‌بشريت‌پربارتر ساخته‌است‌؟ بدون‌ترديد كلمه‌آزادي‌بويژه‌آزادي‌مطبوعات‌از اين‌قاعده‌مستثني‌نمي‌باشد. آزادي‌مطبوعات‌بايد مطابق‌قوانين‌اسلامي‌بطور روشن‌تعريف‌شود و كليه‌عمليات‌مطبوعاتي‌با توجه‌به‌ساختار سياسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌بويژه‌ساختار اخلاقي‌جامعه‌اسلامي‌صورت‌گيرد. آيا براي‌فرد متديني‌كه‌در همه‌احوال‌شخصي‌و اجتماعي‌مقيد و معتقد به‌رعايت‌احكام‌خمسه‌مي‌باشد ضرورتي‌ندارد كه‌هنگام‌قلم‌فرسايي‌، تحليل‌و نظريه‌پردازي‌در عالم‌مطبوعات‌به‌اين‌حد و مرزهاي‌مقدس‌نيم‌نگاهي‌بيندازد و پا از گليم‌شرعي‌خود بيرون‌نگذارد؟ و اين‌در حالي‌است‌كه‌شارع‌مقدس‌حلال‌خدا را در همه‌حال‌حلال‌مي‌داند و حرام‌آنرا براي‌هميشه‌حرام‌مي‌داند و اين‌قاعده‌همه‌عرصه‌هاي‌زندگي‌را نيز در بر مي‌گيرد. با اين‌حساب‌عرصه‌مطبوعات‌كه‌بخشي‌از زندگي‌فرهنگي‌و اجتماعي‌فرد مسلمان‌را تشكيل‌مي‌دهد بايد در قالب‌احكام‌خمسه‌يعني‌حلال‌و حرام‌، مستحب‌و مكروه‌و مباح‌فعاليت‌نمايد و پاسدار حرمت‌و حيثيت‌اشخاص‌حقيقي‌و حقوقي‌و در نهايت‌مردم‌باشد و تعدي‌و تجاوز به‌حقوق‌افراد و تخريب‌شخصيت‌آنان‌، بويژه‌نيروهاي‌خدوم‌و حزب‌اللهي‌و نهادهاي‌مقدس‌انقلاب‌اسلامي‌كه‌سرمايه‌هاي‌بي‌بديل‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌هستند در شأن‌مطبوعات‌يك‌كشور اسلامي‌نيست‌. آخر اين‌چه‌سليقه‌اي‌است‌كه‌برخي‌از روزنامه‌ها، با شكستن‌حرمت‌اين‌حرفه‌مقدس‌، براي‌خود دكان‌باز كرده‌اند، آبرو و حيثيت‌نيروهاي‌فداكار و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌را در راه‌افزايش‌تيراژ و كسب‌درآمدهاي‌ناصحيح‌به‌حراج‌گذاشته‌اند. به‌گواهي‌تاريخ‌و واقعيات‌رفتارهاي‌سياسي‌كشورهاي‌دنيا، ارباب‌قلم‌و بيان‌و متفكران‌و تئوري‌پردازان‌مسايل‌سياسي‌هر كشوري‌در برخورد با بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌خود در اولين‌قدم‌با ساده‌كردن‌بحران‌و كاهش‌دامنه‌آن‌به‌مهار بحران‌مي‌رسند، ولي‌متأسفانه‌در وضعيت‌كنوني‌كشور قضيه‌برعكس‌شده‌، بنحوي‌كه‌گروهي‌بجاي‌استفاده‌بهينه‌از فضاي‌باز سياسي‌موجود كه‌ثمره‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌و يادگار امام‌راحل‌ـ رحمه‌الله عليه‌ـ و تدابير پيامبرگونه‌مقام‌عظماي‌ولايت‌مي‌باشد و بجاي‌ساده‌سازي‌بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌و كمك‌به‌رفع‌ناهنجاريهاي‌سياسي‌با دامن‌زدن‌به‌مسايل‌و مشكلات‌كوچك‌و حتي‌خيلي‌ناچيز آنهم‌بدون‌استناد به‌مدارك‌معتبر و متقن‌، بحران‌سازي‌كرده‌و دست‌دشمنان‌قسم‌خورده‌داخلي‌و خارجي‌انقلاب‌اسلامي‌را در زير سؤال‌بردن‌ساختارهاي‌ارزشي‌جامعه‌و تخريب‌سرمايه‌ها و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌اسلامي‌باز مي‌گذارند.
 اما در خصوص‌گراني‌و تورم‌:
 توجه‌به‌اين‌نكته‌حائز اهميت‌است‌كه‌نبايد يكطرفه‌پيش‌قاضي‌رفت‌و با قضاوتي‌ناعادلانه‌دولت‌خدمتگزار را مسؤول‌همه‌مشكلات‌پنداشت‌، بلكه‌واقعيت‌اين‌است‌كه‌بحران‌نفت‌مسأله‌ساده‌اي‌نيست‌و صرفاً در مقياس‌ملي‌نمي‌توان‌آنرا تحليل‌نمود، چرا كه‌اولاً يك‌بحران‌جهاني‌است‌و بسياري‌از كشورهاي‌دنيا با پيامدهاي‌آن‌دست‌به‌گريبانند.
 ثانياً شيطنت‌و فشارهاي‌استكبار جهاني‌به‌سركردگي‌آمريكاي‌جهانخوار با سوءاستفاده‌از موقعيت‌ضعيف‌كشورهاي‌صادركننده‌نفت‌قصد تضعيف‌بيشتر انقلاب‌اسلامي‌را دارد(رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌است‌) بنابراين‌به‌يقين‌مي‌توان‌گفت‌بخش‌اعظمي‌از اين‌مشكلات‌ناشي‌از فتنه‌انگيزي‌دشمنان‌انقلاب‌مي‌باشد. اما اينگونه‌نيست‌كه‌با انداختن‌توپ‌به‌آنسوي‌ميدان‌خود را از چاره‌انديشي‌درباره‌حل‌مشكلات‌اقتصادي‌و معضلات‌زندگي‌مردم‌محروم‌و مستضعف‌كشور معاف‌بداريم‌. مگر در زمان‌هشت‌سال‌دفاع‌مقدس‌علي‌رغم‌هزينه‌هاي‌سرسام‌آور مسايل‌دفاع‌از اينگونه‌توطئه‌هاي‌دشمن‌وجود نداشت‌. ولي‌با تدابير مديران‌ و متخصصان‌حزب‌اللهي‌و فداكار، مردم‌در مقابل‌مشكلات‌رها نشدند و در حد توان‌مالي‌كشور مايحتاج‌عمومي‌مردم‌تقريباً در حد قابل‌قبولي‌تأمين‌گرديد باز هم‌مي‌توان‌چنين‌كرد و از فشار عظيم‌گراني‌برگرده‌مردم‌، اين‌ولي‌نعمتان‌خود كاست‌، بشرط‌اينكه‌مسأله‌و مشكل‌مردم‌بعنوان‌مشكل‌اصلي‌مسؤولان‌تلقي‌شود و محور چاره‌انديشي‌و تصميم‌سازي‌و تصميم‌گيريها حل‌معضلات‌و مشكلات‌مردم‌باشد نه‌مصالح‌گروهي‌و جناح‌سياسي‌. ولي‌متأسفانه‌در حال‌حاضر چنين‌نيست‌، زيرا در حاليكه‌غالب‌مردم‌براي‌تهيه‌مايحتاج‌اوليه‌زندگي‌دچار مشكلات‌و وضعيت‌كمرشكن‌شده‌اند، گروهها و جناحهاي‌سياسي‌كه‌عملاً مسؤوليت‌اداره‌جامعه‌و امورات‌مردم‌را بعهده‌دارند، در غوغاي‌حفظ‌منافع‌جناحي‌و گروهي‌و تخريب‌همديگر از چاره‌انديشي‌مشكلات‌مردم‌و حتي‌از خود مردم‌غافلند و مشكلات‌آنان‌را به‌امان‌خدا سپرده‌اند. طبيعي‌است‌كه‌در چنين‌وضعيتي‌نمي‌توان‌به‌حل‌بسيجي‌گونه‌مشكلات‌فعلي‌اميدوار بود. پس‌اي‌جناحهاي‌چپ‌و راست‌و كارگزاران‌و ساير جناحهاي‌طرفدار انقلاب‌اسلامي‌! محض‌رضاي‌خدا بجاي‌تخريب‌همديگر و تلاش‌براي‌تصاحب‌قدرت‌بيشتر، به‌داد مردم‌برسيد و به‌مشكلات‌ولي‌نعمتان‌خود بينديشيد و با حفظ‌وحدت‌و معاضدت‌همديگر در سايه‌تبعيت‌از مقام‌عظماي‌ولايت‌، اخوت‌اسلامي‌را احياء كنيد (رئيس‌ ـ وقت‌شما خيلي‌گذشت‌) و از كينه‌و كدورت‌نفساني‌بپرهيزيد و اسلام‌و انقلاب‌را دشمن‌شاد نكنيد. و اما مواردي‌ در خصوص‌مشكلات‌حوزه‌انتخابيه‌بود كه‌من‌به‌جهت‌ضيق‌وقت‌نمي‌توانم‌بگويم‌، به‌مطبوعات‌مي‌دهم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، دو دقيقه‌اضافه‌شد! ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌شريفي‌بفرماييد.
 سيدحسين‌شريفي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ضمن‌تشكر از جناب‌آقاي‌موسوي‌كه‌اظهار لطف‌كردند و وقتشان‌را در اختيار اينجانب‌قرار دادند.
 ضمن‌عرض‌تسليت‌عاشوراي‌حسيني‌و ياران‌باوفايش‌به‌همه‌عزاداران‌آن‌حضرت‌، خدا را سپاس‌مي‌گويم‌به‌وجود رهبري‌خردمند كه‌در هدايت‌ كشتي‌انقلاب‌اسلامي‌با درايت‌و نورانيت‌خود، ملت‌وفادار و پايبند به‌ارزشهاي‌اسلامي‌و امانت‌الهي‌بجا مانده‌از جانب‌معمار بزرگ‌انقلاب‌اسلامي‌حضرت‌امام‌ـ رضوان‌الله تعالي‌عليه‌ ـ را از خطرات‌و گردابهاي‌موجود در مسير اين‌كشتي‌آگاه‌مي‌نمايند.
 سخنان‌بسيار مهم‌و تكان‌دهنده‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌امسال‌تحت‌عنوان‌عبرتهاي‌عاشورا را شنيديد و اين‌چندمين‌بار است‌كه‌معظم‌له‌خواص‌را از خطر بزرگي‌كه‌نظام‌اسلامي‌را تهديد مي‌كند، يعني‌پشت‌كردن‌به‌ارزشها و روي‌آوردن‌به‌دنيا و دنياطلبي‌انذار فرموده‌اند كه‌در اين‌راستا وظيفه‌خود مي‌دانم‌مطالبي‌را تقديم‌حضورتان‌كنم‌.
 اولاً احدي‌از مجموعه‌مسؤولين‌نظام‌و خواص‌خود را از اين‌خطا مبرا ندانند و با احساس‌مسؤوليت‌تمام‌در مطالب‌عنوان‌شده‌تعمق‌نماييم‌. تعريف‌و تمجيد تنها بدون‌ورود به‌عمل‌بعدي‌براي‌درمان‌اين‌پديده‌شوم‌دردي‌را دوا نمي‌كند. بله‌، اين‌مطالب‌را اين‌سلاله‌پاك‌رسول‌الله براي‌عمل‌و پيگيري‌بيان‌مي‌فرمايند، نه‌يكي‌، دو روز تشكر و تقدير و سپس‌هم‌فراموشي‌! كما اينكه‌در خصوص‌پيامهاي‌نوروزي‌معظم‌له‌بيش‌از اين‌عمل‌نكرديم‌. تا چه‌وقت‌خود را فريب‌مي‌دهيم‌؟
 ثانياً اگر بر اين‌باوريم‌كه‌پديده‌زراندوزي‌و دنياطلبي‌خواص‌، جدا شدن‌توده‌را از نظام‌بدنبال‌دارد و عارضه‌اي‌مهلك‌بر پيكره‌پاك‌اين‌نظام‌است‌و ديري‌نمي‌پايد كه‌نظام‌توخالي‌از ارزشها و با پوسته‌اي‌از اسلام‌و بسيار شكننده‌خواهيم‌داشت‌، تكليف‌يكايك‌ما چيست‌؟ در اين‌راستا پيشنهاداتي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 الف‌ـ از آنجايي‌كه‌طلوع‌و غروب‌پديده‌هاي‌اجتماعي‌مولود عوامل‌و علل‌مختلفي‌است‌كه‌براي‌يك‌ارزيابي‌و قضاوت‌كلي‌وزن‌هر يك‌از عوامل‌مؤثر بايستي‌جداگانه‌تعيين‌شود، از تمام‌انديشمندان‌، علماء و فضلاء، محققين‌در مراكز پژوهشي‌، تحقيقاتي‌، دانشگاهها و حوزه‌ها درخواست‌مي‌كنم‌به‌بحث‌و تحقيق‌پيرامون‌مسائل‌عنوان‌شده‌از سوي‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌بپردازند و ضمن‌شفاف‌كردن‌بيشتر علل‌و روند پيدايش‌اين‌پديده‌، راه‌كارهاي‌عملي‌درمان‌و پيشروي‌اين‌عارضه‌خطرناك‌بر پيكر انقلاب‌را ارائه‌نمايند.
 ب‌ـ با توجه‌به‌احساس‌خطر مقام‌معظم‌رهبري‌، ضرورت‌توجه‌سران‌محترم‌سه‌قوه‌بدور از هياهوهاي‌سياسي‌، هر يك‌ستاد ويژه‌اي‌را براي‌كار در اين‌زمينه‌مشخص‌و شخصاً موضوع‌را تعقيب‌نمايند و از آنطرف‌هم‌بقدر كافي‌ابزارهاي‌نظارتي‌تحت‌امرتان‌وجود دارد. اگر بخواهيد جدي‌بگيريد بنظرم‌مشكل‌اساسي‌نداشته‌باشيد. اين‌دستگاههاي‌نظارتي‌را بها بدهيد، ميدان‌بدهيد و ابتداء هم‌از حوزه‌هاي‌مربوط‌به‌خودتان‌وارد شويد و گزارشاتي‌كه‌از دانه‌درشتها به‌دستگاههاي‌نظارتي‌مي‌رسد كنار گذاشته‌نشود تا مأمورين‌رسيدگي‌جرأت‌پيدا كنند. اعمال‌نفوذها به‌كنار گذاشته‌شود. آنگاه‌خواهيد ديد آثار و بركات‌اين‌كار در سطوح‌پايين‌تر چه‌خواهد بود. البته‌دست‌دستگاههاي‌نظارتي‌از جهت‌اختيارات‌قانوني‌براي‌رسيدگي‌به‌بعضي‌نهادها و بنيادها باز نمي‌باشد. از مقام‌معظم‌رهبري‌درخواست‌مي‌كنم‌در اين‌زمينه‌تدبيري‌مقرر فرمايند.
 ج‌ـ و اما سخني‌هم‌مؤكداً با خودمان‌در مجلس‌دارم‌. قدري‌فكر كنيم‌كه‌مجموعه‌ما بعنوان‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌و فرد فرد ما بعنوان‌نمايندگان‌مردم‌براي‌حفظ‌دستاوردهاي‌انقلاب‌اسلامي‌قسم‌خورديم‌و شروع‌بكار كرديم‌. گذشته‌از اين‌در مقابل‌اين‌اتمام‌حجت‌مقام‌عظماي‌ولايت‌چه‌وظيفه‌اي‌داريم‌؟ چه‌كارهايي‌مي‌توانيم‌هم‌براي‌اصلاح‌مسير خودمان‌و هم‌براي‌اصلاح‌مسير جامعه‌انجام‌دهيم‌.
 لذا پيشنهاد مي‌كنم‌دستور جلسه‌غيرعلني‌اين‌هفته‌را هرچه‌هست‌كنار بگذاريد و تمام‌وقت‌آن‌را به‌بحث‌در پيرامون‌عبرتهاي‌عاشوراي‌عنوان‌شده‌توسط‌معظم‌له‌بپردازيم‌تا بلكه‌به‌راه‌كارهاي‌عملي‌برسيم‌. كما اينكه‌متن‌پيشنهادي‌ما براي‌تشكيل‌جلسات‌غيرعلني‌اساساً همين‌بود كه‌بعد شكل‌ديگري‌پيدا كرد، و در ادامه‌اين‌جلسات‌براي‌همفكري‌و هماهنگي‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌دعوت‌كنيم‌، از دستگاه‌قضايي‌و نظارتي‌و بازرسي‌خصوصاً مسؤولين‌دادگاههاي‌ويژه‌دعوت‌كنيم‌، از دولت‌به‌تناسب‌موضوع‌دعوت‌كنيم‌، تا كمترين‌دين‌خود را نسبت‌به‌ سخنان‌دردمندانه‌اين‌حجت‌خدا اداء كرده‌باشيم‌.
 و اما سخني‌هم‌در مورد حوزه‌انتخابيه‌:
 وزير محترم‌كشور، جناب‌آقاي‌نوري‌! كار كارشناسي‌لازم‌در مورد ارتقاء بخشهاي‌محروم‌وفس‌و خنداب‌اراك‌به‌شهرستان‌در دولت‌گذشته‌صورت‌گرفته‌، ارتقاء اين‌دو بخش‌را به‌شهرستان‌به‌طرح‌كلي‌عنوان‌شده‌از سوي‌مسؤولين‌آن‌وزارتخانه‌موكول‌نفرماييد.
 وزير محترم‌نيرو! و وزير محترم‌نفت‌! تقاضا دارم‌استقلال‌كاري‌به‌امور آب‌استان‌مركزي‌و شركت‌گاز در استان‌بدهيد و از هدر رفتن‌نيروها هرچه‌زودتر جلوگيري‌كنيد. در اراك‌توان‌كارشناسي‌بالايي‌براي‌رتق‌و فتق‌امور آب‌و گاز وجود دارد.
 شنيده‌شده‌بعضي‌مسؤولين‌در وزارت‌اقتصاد و دارايي‌از واگذاري‌كار ماليات‌شركتها و كارخانجات‌مستقر در استانها (كه‌در قانون‌بودجه‌سال‌ 1377 درج‌شده‌) به‌استانها ايجاد ترديد مي‌كنند. قانون‌را اجراء كنيد و مطمئن‌باشيد توان‌بالايي‌در استانها وجود دارد و اين‌بنفع‌و مصلحت‌كشور مي‌باشد.
 وزير محترم‌مسكن‌! كمك‌و سرعت‌بيشتري‌به‌نهايي‌كردن‌طرح‌جامع‌شهر اراك‌بدهيد و هرچه‌زودتر تغييرات‌و اصلاحات‌بافت‌قديمي‌شهر اراك‌را شروع‌نماييد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر از اينكه‌هفت‌دقيقه‌را مراعات‌فرموديد. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌داودي‌بفرماييد.
 يوسف‌داودي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 قال‌الله الحكيم‌في‌كتابه‌؛ « و لاتحسبن‌الذين‌قتلوا في‌سبيل‌الله امواتاً بل‌احياء عند ربهم‌يرزقون‌»
 بار ديگر فضاي‌ايران‌اسلامي‌عطرآگين‌وجود ملكوتي‌شهداي‌عزيزمان‌شد و همزمان‌با عاشوراي‌حسيني‌، حسينيان‌زمان‌ياد و خاطره‌مجاهدت‌، رشادت‌، ايثار و فداكاري‌و عشق‌و شور و ايمان‌را بر پهندشت‌ايران‌اسلامي‌گستراندند. خوان‌نعمت‌ربوبي‌گوارايتان‌اي‌شهيدان‌!
 سلام‌و صلوات‌الهي‌بر ارواح‌طيبه‌شهداء، روح‌ملكوتي‌امام‌راحل‌و عرض‌ادب‌به‌محضر مقام‌منيع‌رهبري‌و عرض‌تبريك‌و تسليت‌به‌خانواده‌معظم‌شهدايي‌كه‌اخيراً پيكر مقدسشان‌به‌جنت‌المأواي‌ابدي‌سپرده‌شد.
 ابتدائاً خود و همه‌امت‌اسلامي‌ايران‌خصوصاً متصديان‌امور مملكت‌را به‌مطالعه‌بيانات‌مهم‌رهبري‌عظيم‌الشأن‌انقلاب‌در نماز جمعه‌اخير تهران‌توصيه‌مي‌نمايم‌. چرا كه‌معظم‌له‌در اين‌شرايط‌و جو عمومي‌حاكم‌بر مملكت‌تلويحاً و تصريحاً، امام‌گونه‌، حجت‌را بر همه‌تمام‌نمودند و هر كدام‌از ما، فراخور حالمان‌مي‌بايست‌از رهنمودها و نصايح‌و هشدارهاي‌آگاهانه‌رهبر فرزانه‌خود بهره‌برگيريم‌. ان‌شاءالله
 مدت‌مديدي‌است‌كه‌گاه‌و بيگاه‌خبري‌و مطلبي‌از نجف‌آباد در جرايد و نشريات‌و رسانه‌هاي‌جمعي‌مشاهده‌مي‌شود كه‌اين‌مطالب‌، جزيي‌از ماجراست‌، بي‌آنكه‌مبين‌ماهيت‌اصل‌ماجرا باشد. آنچه‌مسلم‌است‌واقعيتهاي‌موجود نجف‌آباد را نبايستي‌سرسري‌انگاشت‌و به‌ سادگي‌از كنار آن‌گذشت‌، بلكه‌نياز به‌مداقه‌جدي‌و تأمل‌و ژرف‌نگري‌عميق‌تري‌دارد.
 اينجانب‌بعنوان‌خدمتگزار اين‌مردم‌متدين‌و شهيدپرور و ممتاز در صحنه‌هاي‌گوناگون‌انقلاب‌و جهاد و جنگ‌و سازندگي‌، نه‌تنها تلاش‌نموده‌ام‌كه‌خود از هرگونه‌اظهارنظري‌كه‌منجر به‌تشديد جو عمومي‌شود اجتناب‌كنم‌، بلكه‌اميدوار بودم‌كه‌شرايط‌عمومي‌نجف‌آباد آرام‌شود و در سايه‌آرامش‌بتوان‌براي‌اين‌مردم‌نجيب‌و شرافتمند كه‌از خيلي‌جهات‌دچار عقب‌ماندگي‌و غبن‌شده‌اند، اقدامي‌مناسب‌انجام‌دهم‌. ليكن‌با كمال‌تأسف‌هر روز شاهد فتنه‌گري‌فتنه‌گراني‌هستيم‌كه‌بي‌توجه‌به‌علاقه‌و اعتقاد مردم‌شهيدپرور نجف‌آباد به‌رهبري‌عزيز انقلاب‌و روحانيت‌و مراجع‌تقليد و راه‌شهيدان‌و ارزشهاي‌والاي‌اسلامي‌سعي‌در ايجاد اختلاف‌و شكاف‌بين‌مردم‌دارند.
 روز يازدهم‌محرم‌پيكر مطهر بيش‌از (30) تن‌از فرزندان‌رشيد حوزه‌انتخابيه‌ام‌را كه‌سالها پيش‌در نبرد با بعثيون‌شربت‌شهادت‌نوشيده‌بودند، مردم‌وفادار منطقه‌تشييع‌كردند. اما مع‌الاسف‌به‌سبب‌وجود دستهاي‌مرموزي‌در شهر نجف‌آباد دو تشييع‌جنازه‌صورت‌گرفت‌و سه‌نماز بر پيكر شهداء اقامه‌شد آن‌هم‌بعد از شكستن‌حرمت‌شهداء كه‌از بيان‌ماوقع‌صرفنظر مي‌نمايم‌.
 اينجانب‌به‌دليل‌ارادت‌به‌همه‌مردم‌خوب‌و متدين‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌و خصوصاً به‌احترام‌مقام‌رفيع‌شهداء در هر دو تشييع‌جنازه‌شركت‌نمودم‌و تأثر و تألم‌مردم‌را از چنين‌صحنه‌هايي‌كه‌مظهر تفرقه‌و دوئيت‌است‌از زبان‌خود آنها شنيدم‌و هر دو گروه‌در برچيدن‌عوامل‌تفرقه‌به‌كرات‌از اينجانب‌درخواست‌نمودند تا از مسؤولين‌نظام‌بالاخص‌رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌و رئيس‌شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي‌حضرت‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌خاتمي‌تقاضا نمايم‌كه‌نسبت‌به‌حل‌مشكل‌و برطرف‌نمودن‌اين‌اختلاف‌اقدام‌نمايند. لذا از همين‌تريبون‌مقدس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌بعنوان‌خدمتگزاري‌دلسوز اعلام‌مي‌نمايم‌چنانچه‌از سوي‌مسؤولين‌محترم‌نظام‌به‌اين‌مهم‌توجه‌عاجلي‌صورت‌نگيرد و عوامل‌اختلاف‌و دو دستگي‌شناسايي‌و برطرف‌نگردد (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌شد) حوادث‌ناگواري‌را بايستي‌به‌انتظار نشست‌، آن‌زمان‌ديگر نوشداروي‌بعد از مرگ‌سهراب‌خواهد بود. براي‌اينجانب‌و مردم‌محترم‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌خصوصاً خانواده‌عزيز شهداء، هتك‌حرمت‌شهيدان‌والامقام‌قابل‌تحمل‌نيست‌. لذا مصرانه‌از محضر مقام‌معظم‌رهبري‌و رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌استدعا دارم‌با اعزام‌هيأتي‌نسبت‌به‌برخورد قاطع‌با عوامل‌بوجود آورنده‌آن‌صحنه‌هاي‌ناپسند دستور اقدام‌مقتضي‌صادر فرمايند.
 در پايان‌به‌همه‌كساني‌كه‌سعي‌دارند از اعتقادات‌و احساسات‌مذهبي‌مردم‌متدين‌منطقه‌بنفع‌خود و يا حزب‌و گروه‌و جناح‌سياسي‌خود سوءاستفاده‌نمايند اخطار مي‌نمايم‌در صورت‌پايان‌نيافتن‌اين‌فتنه‌گريها ناگزير به‌افشاي‌جرياناتي‌خواهم‌بود كه‌يقيناً مردم‌ما از آنها همواره‌ابراز انزجار نموده‌اند. لازم‌بذكر است‌كه‌مدتي‌است‌تقاضاي‌ملاقات‌با رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌براي‌طرح‌معضلات‌نجف‌آباد را نموده‌ام‌و همچنان‌منتظر فرصتي‌هستم‌تا قضاياي‌نجف‌آباد را بطور مبسوط‌حضور ايشان‌عرض‌نمايم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، قبل‌از اينكه‌ناطق‌بعدي‌تشريف‌بياورند جناب‌آقاي‌شريفي‌عنايت‌داشته‌باشيد! نكته‌اي‌را در فرمايشاتتان‌داشتيد (عرض‌مي‌شود) در رابطه‌با دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌هستند. دستگاهها، نهادها، بنيادها، اشاره‌داشتيد كه‌مشكل‌براي‌نظارت‌در آن‌رابطه‌هست‌. توضيح‌بدهم‌كه‌تاكنون‌هرگاه‌هر يك‌از دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌اداره‌مي‌شوند، بنيادها و سازمانها، مجلس‌تصميم‌براي‌تحقيق‌و تفحص‌آن‌گرفت‌بعرض‌مقام‌معظم‌رهبري‌كه‌رسيد ايشان‌فرمودند كه‌دقيق‌تر و جدي‌تر از دستگاههاي‌ديگر اين‌كار را انجام‌بدهيد. به‌همين‌دليل‌بنياد، سازمان‌صدا و سيما از همين‌مجلس‌مورد تحقيق‌و تفحص‌قرار گرفت‌. ضمن‌اينكه‌در خود دفتر مقام‌معظم‌رهبري‌، دستگاهي‌براي‌نظارت‌مالي‌بر دستگاهها و زيرمجموعه‌هايي‌كه‌زير نظر ايشان‌عمل‌مي‌كنند به‌دقت‌برنامه‌هايشان‌را زير نظر دارند. اين‌براي‌توضيح‌لازم‌بود كه‌من‌عرض‌كنم‌. (شريفي‌ـ مقصود ديوان‌محاسبات‌بود) بهرحال‌دستگاه‌نظارتي‌چون‌مطلق‌فرموديد، توضيح‌لازم‌بود. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌بفرماييد.
 محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 با درود و سلام‌به‌پيشگاه‌آقا امام‌زمان‌، امام‌راحلمان‌، مقام‌معظم‌رهبري‌، رياست‌محترم‌جمهور، خانواده‌هاي‌معظم‌شهداء، آزادگان‌، ايثارگران‌و همه‌كساني‌كه‌در اعتلاي‌كلمه‌الله قدم‌برداشته‌، برمي‌دارند و يا برخواهند داشت‌.
 با سلام‌بر حسين‌، بر سالار شهيدان‌عاشوراي‌تاريخ‌، بر ياران‌حسين‌، آناني‌كه‌سمبل‌دفاع‌هميشگي‌از امامت‌، از امر به‌معروف‌و نهي‌از منكر، از آزادي‌، حريت‌و سمبل‌تحمل‌سخت‌ترين‌شدايد براي‌دفاع‌از دين‌رسول‌خدا گرديدند، سلام‌بر آزادمردي‌و آزادمنشي‌.
 روزي‌دو زن‌شكايت‌بر مولاي‌جوانمردان‌آقا علي‌ـ 7 ـ آوردند. كودكي‌همراهشان‌بود و هر كدام‌ادعاي‌مادري‌بر آن‌طفل‌را داشتند. چون‌شمشير كشيده‌شد تا طفل‌، دو نيم‌و سهم‌هر يك‌داده‌شود، مادر اصلي‌بي‌درنگ‌خود را كنار كشيد و گفت‌اين‌طفل‌از آن‌من‌نيست‌، دو نيمش‌نكنيد! اكنون‌كيست‌تا حاضر شود بپذيرد تا پيكر جوان‌اين‌انقلاب‌خونين‌دو نيم‌شود؟ ثابت‌كنيم‌كه‌ما يك‌مادريم‌، گرامي‌ترش‌داريم‌. پس‌هر آنكس‌كه‌مصلحت‌سلامت‌و وحدت‌اين‌پيكر رعنا را در نظر نياورد، او مادر نيست‌. اما من‌هر كس‌را كه‌در اين‌وادي‌مي‌بينم‌سيماي‌مادر و صاحب‌طفل‌را دارد. پس‌ما را چه‌شده‌است‌كه‌چنين‌بر يكديگر مي‌تازيم‌و حرمت‌نگه‌نمي‌داريم‌؟ دشمن‌در كمين‌است‌و يك‌لحظه‌هيچكداممان‌را نمي‌خواهد. متانت‌، صبر، عميق‌نگري‌، عدالت‌پروري‌، تقواپيشگي‌و در نهايت‌تمكين‌از امر ولايت‌و دقت‌ در رهنمودهاي‌معظم‌له‌و عمل‌به‌انديشه‌هايشان‌و نه‌تفسير به‌رأي‌كردنشان‌! تنها راه‌رسيدن‌به‌سرمنزل‌مقصودمان‌مي‌تواند باشد.
 مقام‌عظماي‌ولايت‌كراراً با تكريم‌و احترام‌از رياست‌محترم‌جمهور نام‌برده‌اند كه‌آخرين‌بار آن‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌پريروز بود كه‌لفظ‌زيباي‌«عزيز» را در توصيف‌رياست‌جمهوري‌بيان‌فرمودند. پس‌مردم‌عاشق‌ولايت‌هر كس‌را كه‌رياست‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌را به‌پيروي‌از مقام‌ولايت‌عزيز بدارد، تابع‌ولايت‌مي‌داند و از طرفي‌هنوز فراموش‌نشده‌است‌كه‌باز مقام‌معظم‌رهبري‌در انتخابات‌رياست‌جمهوري‌بدين‌مضمون‌فرمودند كه‌هيچكدامشان‌براي‌من‌هاشمي‌نمي‌شود و فراموش‌نكرده‌ايم‌كه‌قوه‌قضائيه‌طبق‌قانون‌اساسي‌داراييهاي‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌و خانواده‌ايشان‌را بررسي‌نمود و نتيجه‌آن‌در صحن‌علني‌مجلس‌قرائت‌گرديد. زيرا در نظام‌اسلامي‌در اين‌زمينه‌ها فرقي‌ميان‌افراد نيست‌و باز مي‌دانيم‌خصوصاً آناني‌كه‌چون‌مقام‌معظم‌رهبري‌طعم‌تلخ‌سلولهاي‌انفرادي‌و شكنجه‌گاههاي‌دژخيمان‌ساواك‌را چشيده‌اند شاهد بوده‌اند كه‌هاشمي‌از نوجواني‌مرد مبارزه‌و جهاد در راه‌خدا بوده‌است‌. من‌كجا و شب‌زنده‌داريهاي‌هاشمي‌در كنج‌سلولهاي‌نمناك‌شاه‌كجا! امروز اگر هتك‌حرمت‌هاشمي‌و چون‌هاشمي‌ها باب‌شود از كجا نه‌معلوم‌كه‌زبانم‌لال‌فردا هتك‌حرمت‌رهبري‌نگردد؟! زيرا چه‌كس‌نزديك‌تر از او به‌مقام‌ولايت‌است‌؟! شايد از همين‌باب‌است‌كه‌از تريبون‌عمومي‌در كنگاور به‌مقام‌ولايت‌نصيحت‌مي‌گردد. اينان‌ستونهاي‌انقلاب‌هستند. رعايت‌باورهاي‌مردم‌بخاطر حفظ‌اصل‌انقلاب‌كه‌انقلابي‌الهي‌و از آنِ « رب‌الناس‌* ملك‌الناس‌* اله‌الناس‌» است‌از دقايق‌تاريخ‌است‌. باورهاي‌مردم‌را بجاي‌پرورانيدن‌ويران‌نكنيم‌كه‌بنفع‌هيچكدام‌نيست‌.
 از بر هم‌زدن‌خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌كه‌جزء نماز تلقي‌مي‌گردند چه‌كسي‌يا كساني‌سود مي‌برند؟ اگر حرمت‌نماز جمعه‌نيز شكسته‌شود، حريم‌كجا حفظ‌خواهد شد؟
 در پايان‌، اولاً از رياست‌محترم‌قوه‌قضائيه‌استدعا مي‌شود چنانچه‌به‌بحث‌مطرح‌شده‌شكنجه‌در بازداشتگاهها رسيدگي‌فرموده‌اند كه‌ان‌شاءالله نبوده‌است‌، نتيجه‌را جهت‌رفع‌آثار اجتماعي‌آن‌به‌اطلاع‌امت‌مسلمان‌برسانند.
 ثانياً با توجه‌به‌جوي‌كه‌در بين‌مردم‌در رابطه‌با مجلس‌ايجاد شده‌است‌از رياست‌محترم‌مجلس‌استدعا دارم‌تنبيهات‌اعمال‌شده‌در رابطه‌با تشنجي‌كه‌در آخرين‌جلسه‌علني‌سال‌76 پيش‌آمد و موجب‌شد در هر محفلي‌كه‌قدم‌مي‌گذاريم‌طعنه‌اي‌مي‌شنويم‌و گوشه‌اي‌مي‌خوريم‌ما را مطلع‌فرمايند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 (عده‌اي‌از نمايندگان‌ـ احسنت‌)
 
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً خبردار شديم‌كه‌اخوي‌همكار محترممان‌جناب‌آقاي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌به‌رحمت‌خدا رفتند. از طرف‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌، نمايندگان‌محترم‌بخصوص‌نمايندگان‌محترم‌استانهاي‌كردستان‌ و آذربايجان‌غربي‌به‌همكار عزيزمان‌و به‌خانواده‌محترمشان‌فوت‌برادرشان‌را تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌و صبر و اجر براي‌بازماندگان‌آن‌مرحوم‌خواستارم‌.
 همچنين‌جا دارد ارتحال‌عالم‌بزرگوار و ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌را هم‌(پدر سه‌شهيد) كه‌بحق‌هم‌خود ايشان‌، خانواده‌محترمشان‌، فرزندان‌عزيزشان‌و شهيدشان‌عاشقانه‌و صادقانه‌و مخلصانه‌در خدمت‌انقلاب‌بودند، خود ايشان‌قبل‌از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از شهادت‌عزيزانشان‌و بحق‌مخلص‌، تابع‌مقام‌ولايت‌و امامت‌و رهبري‌در عصر امام‌راحل‌و در زمان‌مقام‌معظم‌رهبري‌، دار فاني‌را وداع‌گفتند اين‌عالم‌مخلص‌متعهد مجاهد. ارتحال‌ايشان‌را كه‌شب‌عاشوراي‌امام‌حسين‌هم‌به‌رحمت‌خدا پيوستند به‌خانواده‌معظم‌شان‌و تنها پسر باقيمانده‌آن‌خانواده‌و همسر محترمه‌شان‌تسليت‌عرض‌مي‌كنيم‌و براي‌او و عزيزان‌شهيدشان‌علو درجات‌خواستاريم‌.
 
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور
 رئيس‌ـ  تذكرات‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور:
 ـ آقاي‌قريشي‌نماينده‌محترم‌خمين‌به‌وزير محترم‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌كمبود تجهيزات‌پزشكي‌و امكانات‌درماني‌شهرستان‌خمين‌.
 ـ آقاي‌قرمزي‌نماينده‌محترم‌سميرم‌به‌وزير محترم‌نيرو در خصوص‌تسريع‌در شروع‌عمليات‌پروژه‌سد قره‌قاچ‌ سميرم‌.
 ـ آقاي‌عاشوري‌نماينده‌محترم‌فومن‌به‌وزير محترم‌صنايع‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌وضعيت‌كارگران‌كارخانه‌پرسان‌.
 
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور)
 رئيس‌ـ  هفته‌گذشته‌يك‌رأي‌گيري‌داشتيم‌كه‌براي‌نظارت‌در اجراي‌جزء (4) بند «ب‌»   تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌بود كه‌يك‌نفر از كميسيون‌بازرگاني‌مي‌خواستيم‌، تجديد رأي‌شده‌بود بين‌آقايان‌: انواري‌و حبيب‌زاده‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌اكثريت‌را آوردند و مجدداً ايشان‌انتخاب‌شدند.
 
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌
 رئيس‌ـ  دستور را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌ قانون‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌) مخبر كميسيون‌بفرماييد.
 قدسيه‌سيدي‌علوي‌  (مخبر كميسيون‌سياست‌ خارجي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌سياست‌خارجي‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌كه‌در جلسه‌علني‌مورخ‌16/1/77 با اصلاحاتي‌به‌تصويب‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌رسيده‌و تبصره‌(4) ماده‌(10) آن‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مغاير قانون‌اساسي‌شناخته‌شده‌بود، مجدداً در جلسه‌روز يكشنبه‌13/2/77 با حضور نماينده‌محترم‌آن‌ شورا مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌و با انجام‌اصلاحاتي‌بشرح‌ذيل‌در جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌با اكثريت‌آراء به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌ـ حسن‌روحاني‌
 همانطور كه‌نمايندگان‌محترم‌مستحضر هستند، با عنايت‌به‌نواقص‌موجود در فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌و عدم‌مطابقت‌آن‌با ضرورتها و ساختار حقوق‌سياسي‌كشور، لايحه‌اي‌تحت‌عنوان‌اصلاح‌ قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌توسط‌دولت‌محترم‌به‌مجلس‌ارائه‌شده‌بود كه‌در بررسي‌هايي‌كه‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داد و همچنين‌نمايندگان‌محترم‌در جلسه‌علني‌اين‌بررسي‌ها را رأي‌دادند، متأسفانه‌چندين‌بار اين‌لايحه‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مورد ايراد قرار گرفت‌و اميدوارم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌بار، آخرين‌دفعه‌باشد كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌... نسبت‌به‌اين‌ايراد، رفع‌اشكال‌ان‌شاءالله توسط‌مجلس‌محترم‌انجام‌بشود و مجدداً به‌مجلس‌برنگردد.
 اشكال‌اصلي‌هم‌كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند در مورد بند (9) اصل‌سوم‌قانون‌اساسي‌بود كه‌در آنجا ذكر شده‌«رفع‌تبعيضات‌ناروا و ايجاد امكانات‌عادلانه‌براي‌همه‌در تمام‌زمينه‌هاي‌مادي‌و معنوي‌». اصل‌لايحه‌بر اين‌بود كه‌(ماده‌(10) در حال‌حاضر به‌اينگونه‌اصلاح‌شده‌) در ماده‌(10) و بندهاي‌(3و2) ماده‌(11) و اضافه‌شدن‌يك‌تبصره‌بعنوان‌تبصره‌(4) به‌ماده‌(10) بوده‌. در حال‌حاضر ماده‌(10) را در (17) بند مجلس‌محترم‌رأي‌داده‌، بند (3و2) ماده‌(11) هم‌اصلاح‌شده‌تنها اشكالي‌كه‌مجدداً شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند مربوط‌به‌تبصره‌(4) است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌به‌آن‌رأي‌دادند، تحت‌عنوان‌همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 با عنايت‌به‌اين‌مطلب‌كه‌در بند (12و9) ماده‌(10) گفته‌شده‌كه‌مقامات‌فعلي‌و سابق‌، در بند (12و9) همه‌را در بر گرفته‌، تنها اعضاي‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌سابق‌در بند (12و9) ذكر نشدند. لذا شوراي‌محترم‌نگهبان‌به‌اين‌قسمت‌ايراد داشتند كه‌باز اين‌هم‌تبعيض‌نارواست‌كه‌ما اعضاي‌محترم‌شوراي‌نگهبان‌سابق‌را بعنوان‌مقاماتي‌كه‌مي‌توانند از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌كنند در نظر نگيريم‌. لذا اصلاحيه‌اي‌كه‌مجدداً كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داده‌به‌اين‌شكل‌است‌كه‌در تبصره‌(4) ماده‌(10) همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 اميدوارم‌با اين‌اصلاحيه‌اي‌كه‌كميسيون‌انجام‌داده‌نمايندگان‌محترم‌هم‌موافق‌باشند تا ان‌شاءالله ديگر اين‌لايحه‌تبديل‌به‌يك‌قانون‌بشود و رفع‌نواقص‌صدور گذرنامه‌سياسي‌را ما با رأي‌خودمان‌ان‌شاءالله انجام‌داده‌باشيم‌. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر
 رهبري‌املشي‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  بفرماييد.
 محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 حاج‌آقا! ماده‌(137) را من‌تذكر مي‌دهم‌در مورد انتخاب‌افراد مجلس‌، چون‌آنجا صراحت‌دارد كليه‌كساني‌كه‌رأي‌مي‌آورند بايد اسم‌و تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌بيايد. اين‌رويه‌شده‌كه‌در انتخاباتي‌كه‌در مجلس‌مي‌شود معمولاً نفر اول‌را معين‌مي‌كنند با تعداد آراء، بقيه‌را رئيس‌مطرح‌نمي‌كند و در مشروح‌مذاكرات‌، خودم‌دقت‌كردم‌نمي‌آيد! در صورتيكه‌همه‌افراد بايد با تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌اعلام‌و حتماً ثبت‌بشود، ببخشيد.
 رئيس‌ـ  حالا امروز را نقداً به‌شما بگوييم‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌، رأي‌آوردند و آقاي‌حبيب‌زاده‌با (65) رأي‌، رأي‌نياوردند.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌)
 رئيس‌ـ  مخالفي‌ندارد، موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كنند، حضار 201 نفر، اصلاحيه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ تبصره‌(4) به‌شرح‌زير اصلاح‌مي‌شود:
 تبصره‌4 ـ همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌(بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌) اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 رئيس‌ـ  حضار 202 نفر، موافقين‌قيام‌بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد.
 9 ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌
 رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌ جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌مهدوي‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌خاص‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(942) كه‌بعنوان‌كميسيون‌خاص‌ارجاع‌گرديده‌بود در جلسات‌مختلف‌با حضور كارشناسان‌دستگاه‌اجرايي‌مطرح‌و پس‌از بحث‌و بررسي‌كليات‌آن‌به‌تصويب‌نرسيد و رد شد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌خاص‌ـ محمدعلي‌شيخ‌
 خدمت‌نمايندگان‌محترم‌بايد عرض‌كنم‌عده‌اي‌از همكاران‌عزيز طرحي‌را در رابطه‌با جلوگيري‌از توسعه‌شهرهاي‌بزرگ‌، بخصوص‌در بُعد آموزش‌عالي‌تقديم‌مجلس‌كرده‌اند. اين‌طرح‌در كميسيون‌خاص‌مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌كه‌بسياري‌از اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌در جزئيات‌توافقاتي‌داشتند، اما در كليات‌بلحاظ‌اينكه‌از نظر اجراء با مشكلاتي‌مواجه‌مي‌شديم‌، يعني‌در حقيقت‌اجراي‌پيشنهادهايي‌كه‌در طرح‌آمده‌بود امكانپذير نبود، در نهايت‌طرح‌رد شد.
 دلايل‌رد براي‌مثال‌، عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌، ابهام‌در مواد طرح‌، در مورد اينكه‌مقصود از (20) درصد چيست‌؟ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌.
 خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌مثلاً در دانشگاهها، اگر (20) درصد امكانات‌دانشگاههاي‌بزرگ‌در شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌بخواهد به‌شهرستانها منتقل‌بشود در جزئيات‌كه‌كارشناسان‌هم‌از آموزش‌عالي‌حضور داشتند و توضيح‌مي‌دادند، اين‌امكانپذير نبود. يعني‌در خيلي‌از شهرها رفتنِ استاد امكانپذير نبود، ظرفيت‌و امكانات‌نداشتند، آمادگي‌نبود و درنهايت‌براي‌ اينكه‌اين‌طرح‌اجراء بشود، كار عملي‌صورت‌نمي‌گرفت‌و لذا در كميسيون‌رد شد. در خصوص‌بقيه‌موارد مثل‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌و غيره‌هم‌چون‌كار بطور كامل‌كارشناسي‌نشده‌بود و كشور با مشكلاتي‌در خصوص‌احداث‌بيمارستانها و غيره‌و غيره‌مواجه‌مي‌شد (كه‌دلايلي‌هم‌بود) باز در كميسيون‌رأي‌نياورد و كلياتش‌رد شد. هر چند كه‌در نهايت‌اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌براي‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌و اينكه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌متمركز نشود، اعتقاد داشتند بايد يك‌حركت‌اساسي‌و يك‌كار كارشناسي‌گسترده‌صورت‌بگيرد و يك‌طرح‌جامع‌يا لايحه‌اي‌به‌مجلس‌داده‌بشود كه‌اين‌معضل‌حل‌بشود و از گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌بشود.
 اما درخصوص‌آنچه‌كه‌در طرح‌آمده‌بود، امكان‌اجراي‌آن‌نبود و بيشتر بخاطر اينكه‌امكان‌اجراي‌آن‌نبود، در عمل‌اين‌رد شد و لذا از عزيزان‌نماينده‌درخواست‌دارم‌با توجه‌باينكه‌طرح‌بطور كامل‌مورد كارشناسي‌صورت‌نگرفته‌بود و در كميسيون‌خاص‌رد شد، عزيزان‌هم‌به‌رد آن‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌
 رئيس‌ـ  مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌مخالف‌رد جناب‌آقاي‌خباز هستند، بفرماييد.
 محمدرضا خباز ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مخبر محترم‌كميسيون‌بيان‌داشتند تعداد (50) نفر از همكاران‌عزيز ما طرحي‌را تنظيم‌و تقديم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌نموده‌اند. اين‌طرح‌چند پيام‌دارد:
 اولين‌پيام‌طرح‌كه‌مورد نظر طراحان‌بوده‌، جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌است‌. شما مي‌دانيد بعد از انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌بدليل‌اينكه‌امكانات‌فراواني‌در شهرهاي‌بزرگ‌بود و در قبل‌ از انقلاب‌، امكانات‌بالسويه‌تقسيم‌نشده‌بود، عده‌زيادي‌از مردم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌مهاجرت‌كردند و زمينه‌گرفتاري‌و مشكلاتي‌را براي‌دولت‌فراهم‌نمودند.
 دومين‌پيام‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌مردم‌بتوانند مشكلات‌خودشان‌را در مراكز استانها حل‌كنند. معنا ندارد افراد از دورترين‌استانهاي‌كشور براي‌رفع‌بعضي‌از مشكلات‌به‌مركز كشور مراجعه‌كنند. اگر بخواهيم‌در وقت‌و هزينه‌اياب‌و ذهاب‌مردم‌صرفه‌جويي‌كنيم‌اين‌طرح‌، طرح‌خوبي‌خواهد بود. بنابراين‌اتلاف‌وقت‌و هزينه‌هاي‌متعددي‌كه‌در اين‌رفت‌و آمدها براي‌مردم‌فراهم‌خواهد نمود، سومين‌پيام‌اين‌طرح‌است‌.
 چهارم‌اينكه‌شما مي‌دانيد الان‌تهران‌بصورت‌يك‌معضل‌درآمده‌. جمعيت‌فراوان‌آن‌، خود بخود زندگي‌را از نظر فضاي‌آب‌و هوايي‌براي‌مردم‌، بويژه‌در جنوب‌تهران‌تنگ‌كرده‌. لذا ما براي‌اينكه‌از توسعه‌بي‌رويه‌شهرهاي‌بزرگي‌مثل‌تهران‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌و شيراز جلوگيري‌كنيم‌و كاري‌كنيم‌كه‌اين‌توسعه‌به‌شهرهايي‌كه‌استعداد دارند و زمينه‌توسعه‌در آنها هست‌و كارهاي‌زيربنايي‌در آن‌شهرها انجام‌گرفته‌صورت‌بگيرد، ما معتقديم‌كه‌اين‌طرح‌كمك‌خوبي‌را در اين‌زمينه‌ انجام‌خواهد داد.
 شما مي‌دانيد كسانيكه‌به‌تهران‌مراجعه‌مي‌كنند يا براي‌اشتغال‌، يا براي‌تحصيل‌و يا براي‌معالجه‌است‌. حالا ممكن‌است‌هدفهاي‌ديگري‌هم‌داشته‌باشند، ولي‌بيشترِ مراجعات‌مردم‌براي‌اين‌سه‌موردِ اشتغال‌يا تحصيل‌و يا معالجه‌بيمارانشان‌است‌. خوب‌، اگر ما بتوانيم‌در حد اينكه‌استعداد دولت‌هست‌و امكانات‌دولت‌اجازه‌مي‌دهد اين‌اشتغال‌و تحصيل‌و معالجه‌بيماران‌را به‌مراكز استانهاي‌ديگر (غير از اين‌پنج‌استان‌) ارائه‌و ارجاع‌بدهيم‌، يقيناً مردم‌از مراجعه‌به‌تهران‌و پنج‌شهر بزرگ‌خودداري‌خواهند كرد. البته‌بنظر بنده‌يك‌ماده‌از اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌. شما مي‌دانيد در شور اول‌ما مي‌توانيم‌در كليات‌صحبت‌كنيم‌. (البته‌از نظر آيين‌نامه‌داخلي‌مجلس‌اشاره‌اي‌هم‌به‌جزئيات‌مانعي‌ندارد) ولي‌(4) ماده‌ديگرش‌قابل‌دفاع‌است‌كه‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد در مراكز پنجگانه‌استانها ممنوع‌بشود، دولت‌از ايجاد بيمارستانهاي‌جديد در تهران‌و مراكز استانها جلوگيري‌كند و سرويس‌ دهي‌بيش‌از حد مورد نياز به‌تهران‌، يعني‌در بيمارستانها و دانشگاهها خودبخود باعث‌جذبه‌بيشتري‌خواهد شد و اين‌سير مهاجرت‌روز به‌ روز افزايش‌پيدا خواهد كرد و اگر امروز ما به‌فكر نباشيم‌، يقيناً فردا دير خواهد بود. يادم‌است‌در دور گذشته‌كه‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌بعنوان‌رئيس‌جمهور به‌جلسه‌غير علني‌مجلس‌آمده‌بودند، من‌همين‌مطلب‌را خدمت‌ايشان‌عرض‌كردم‌. الان‌مشهد دارد براي‌نظام‌معضلي‌مي‌شود و در آينده‌در كنار تهران‌، مشهدِ بزرگي‌هم‌مانند تهران‌خواهيد داشت‌. ما اگر بخواهيم‌هم‌به‌مردم‌خدمت‌كنيم‌، هم‌كساني‌كه‌الان‌در اين‌پنج‌شهر بزرگ‌مثل‌اصفهان‌و شيراز و مشهد وتهران‌مستقر هستند و دارند زندگي‌مي‌كنند، براي‌آنها رفاهي‌را قائل‌بشويم‌، بايد زمينه‌هاي‌رفاهي‌را به‌مراكز استانهاي‌كوچك‌و شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌رشد در آنها هست‌منتقل‌كنيم‌، وگرنه‌روز به‌ روز بر وسعت‌اين‌شهرها افزوده‌خواهد شد و مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌به‌اينجا مراجعه‌مي‌كنند و روز به‌ روز معضلي‌را بر معضلات‌اداره‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌خواهيم‌افزود.
 شما الان‌به‌جنوب‌تهران‌، حتي‌در همين‌قسمتي‌كه‌خانه‌هاي‌نمايندگان‌هست‌، مراجعه‌مي‌كنيد مي‌بينيد كه‌وضعيت‌آب‌و هوايي‌بسيار نامطلوبي‌است‌و اگر ما جلو مهاجرت‌مردم‌را به‌تهران‌با طرحهاي‌اساسي‌و زيربنايي‌نگيريم‌، بدانيم‌كه‌در آينده‌هرموقع‌خواستيم‌تصميم‌بگيريم‌، اين‌تصميم‌دير است‌. زمينه‌اشتغال‌و زمينه‌بيمارستانهاي‌بزرگ‌و زمينه‌دانشگاهها را به‌مراكز استانهاي‌غير از اين‌پنج‌استان‌ارائه‌و احاله‌كنيد تا مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌با پاي‌خودشان‌به‌مراكز استانها نيايند.
 البته‌عرض‌كردم‌ماده‌(1) آن‌كه‌ساختمانهاي‌چهار طبقه‌است‌، بنظر بنده‌اين‌ قابل‌دفاع‌نيست‌و بايد حذف‌بشود.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  موافق‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌موافق‌رد جناب‌آقاي‌موحدي‌ساوجي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌موحدي‌ساوجي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اين‌طرحي‌كه‌توسط‌عده‌اي‌از نمايندگان‌محترم‌مجلس‌تقديم‌شده‌است‌، البته‌در بخشي‌(هرچند يك‌قسمت‌جزئي‌آن‌) قابل‌دفاع‌است‌و بنظر من‌فقط‌در اين‌رابطه‌كه‌جلوگيري‌از ساخت‌و ساز ساختمانهاي‌بلند مرتبه‌يا برجهاي‌هشت‌طبقه‌تا سي‌طبقه‌و بالاتر است‌، آنهم‌در محله‌ها و مناطقي‌كه‌متناسب‌نيست‌و موقعيت‌و شرايط‌مناسبي‌براي‌اين‌برج‌سازيها ندارد، فقط‌اين‌بخش‌آن‌قابل‌دفاع‌است‌، والاّ هم‌در ماده‌(1)، (2) و (3) و همه‌مواد اين‌اشكال‌وجود دارد كه‌ما مثلاً گفتيم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در چند شهر كشور ممنوع‌است‌! خوب‌، اين‌به‌چه‌دليل‌؟ با كدام‌ديد كارشناسي‌صحيح‌؟ حتي‌اگر چنانچه‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يك‌مناطقي‌را براي‌ساخت‌و سازهاي‌بلند مرتبه‌، براي‌اينكه‌تراكم‌ساختماني‌بصورت‌عمودي‌باشد، نه‌افقي‌ايجاد كنند، اين‌چه‌اشكالي‌دارد؟ از لحاظ‌فني‌، از لحاظ‌شهرسازي‌، از لحاظ‌اقتصادي‌يا از جنبه‌شرعي‌چه‌اشكالي‌دارد؟ فقط‌آن‌چيزي‌كه‌شايد مورد ايراد و اشكال‌بسياري‌از نمايندگان‌محترم‌و اكثر مردم‌است‌، اين‌است‌كه‌بصورت‌بي‌رويه‌، بدون‌برنامه‌در مناطقي‌كه‌مناطق‌برج‌ سازي‌نيست‌، برجهايي‌ساخته‌بشود و امنيت‌و آسايش‌و حفاظ‌و درواقع‌حجاب‌مردم‌و خانواده‌ها را تهديد بكند. بنابراين‌من‌فكر مي‌كنم‌كه‌يكي‌از موارد عمده‌اين‌طرح‌كه‌همان‌ماده‌(1) آن‌باشد، داراي‌اشكال‌است‌.
 در مواد ديگر هم‌در رابطه‌با دانشگاههاست‌. مثلاً گفته‌شده‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌، در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌مي‌باشد. خوب‌، اصولاً خود دولت‌هم‌چنين‌برنامه‌اي‌را ندارد كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌جديدي‌را در اين‌شهرها ايجاد بكند. اما شما هم‌دانشگاههاي‌غير دولتي‌را ممنوع‌نكرديد و چه‌بسا ممكن‌است‌ضرورت‌باشد. اگر ضرورت‌باشد اجازه‌مي‌دهند، اگر ضرورت‌نباشد باز هم‌دولت‌حتي‌غير دولتي‌اش‌را اجازه‌نمي‌دهد.
 يا مثلاً در تبصره‌ماده‌(2) آمده‌كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌مكلفند (20) درصد ظرفيت‌خود را جهت‌تقويت‌كمي‌و كيفي‌به‌دانشگاههاي‌استان‌جديد منتقل‌نمايند. خوب‌، اين‌حكمي‌كه‌داده‌شده‌، اين‌حكم‌واقعاً چه‌مقدار كار كارشناسي‌صورت‌گرفته‌؟ اين‌(20) درصد چه‌اندازه‌است‌و آيا استانهاي‌جديد ظرفيت‌و قابليت‌پذيرش‌اين‌(20) درصد را از لحاظ‌فضا، استاد و ساير جهات‌دارند يا ندارند؟ همينطور ما بياييم‌يك‌حكمي‌را بصورت‌ديمي‌و بدون‌مطالعه‌لازم‌بدهيم‌، بنظر من‌درست‌نيست‌، درواقع‌همه‌چيز را بهم‌مي‌ريزد.
 بنابراين‌با بررسيهايي‌كه‌بنده‌هم‌در باره‌اين‌طرح‌دارم‌، معتقدم‌كليات‌اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌و اگر چنانچه‌نمايندگان‌محترم‌در رابطه‌با مسأله‌ساخت‌و ساز مربوط‌به‌برجها و بلند مرتبه‌ها اشكالي‌دارند جداگانه‌، با دقت‌بيشتر مي‌شود يك‌طرحي‌را تهيه‌كرد و به‌مجلس‌تقديم‌كرد كه‌من‌هم‌در كليت‌آن‌مسأله‌نظر موافق‌دارم‌. بنابراين‌من‌از نمايندگان‌محترم‌تقاضا دارم‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و اگر چنانچه‌واقعاً لازم‌باشد يك‌طرح‌كارشناسي‌شده‌دقيق‌تري‌تهيه‌بشود و مورد تصويب‌مجلس‌هم‌قرار بگيرد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ آقاي‌دكتر شيباني‌مخالف‌رد هستند، بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً من‌نظر نمايندگان‌محترم‌را به‌وضع‌كميسيون‌جلب‌مي‌كنم‌.
 اين‌كميسيون‌خاص‌(9) نفر بودند كه‌هميشه‌(3) نفر آنها نبودند، آن‌(6) نفر را هم‌ما به‌زحمت‌از اينطرف‌و آنطرف‌جمع‌مي‌كرديم‌كه‌كميسيون‌تشكيل‌بشود و همينطور هم‌كه‌مخبر محترم‌گفتند، اول‌يك‌توافق‌شد يك‌طرحي‌ را كه‌مشابه‌اين‌در كميسيون‌بهداري‌تصويب‌شده‌بود، آن‌مطرح‌شد، دو ماده‌آنهم‌رأي‌آورد كه‌در صورتجلسه‌هم‌هست‌، من‌صورتجلسه‌را هم‌ خدمت‌رياست‌محترم‌نشان‌دادم‌. اصل‌ماده‌هم‌اين‌است‌كه‌ما مدام‌از عدالت‌اجتماعي‌دَم‌مي‌زنيم‌، من‌مي‌گويم‌بابا جان‌! اين‌(5) شهر بزرگ‌كه‌همه‌امكانات‌را به‌خودشان‌منحصر كرده‌اند، يك‌رعايتي‌بكنند، (20) درصد خمس‌امكانات‌خودشان‌را به‌نقاط‌ديگر بدهند، اصل‌طرح‌اين‌است‌.
 اما علت‌اينكه‌اين‌مشكل‌پيش‌آمده‌، اگر بخواهيم‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌را باز هم‌توسعه‌بدهيم‌، امكاناتي‌براي‌شهرستانهاي‌ديگر نمي‌ماند. ما نگفيتم‌استادان‌دانشگاهها را پنج‌تكه‌كنند و (15) آن‌را به‌شهرستانها بدهند كه‌مي‌گويند عملي‌نيست‌!
 از يكطرف‌آموزش‌عالي‌مي‌گويد ما در برنامه‌مان‌است‌كه‌اين‌كار را داريم‌مي‌كنيم‌. مي‌گويم‌خوب‌آقا! اگر اين‌كار را مي‌كنيد، پس‌قانون‌را هم‌ما مي‌گذرانيم‌كه‌تسهيلات‌شما بيشتر بشود. من‌اين‌طرحي‌كه‌مطرح‌شد و دو ماده‌اش‌هم‌تصويب‌شد را مي‌خوانم‌، اگر واقعاً اين‌قابل‌عمل‌نيست‌، بفرماييد.
 ماده‌(1) آن‌اين‌است‌: «تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و غير دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌تهران‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌مي‌باشد». براي‌اينكه‌مشكلي‌هم‌پيش‌نيايد يك‌تبصره‌هم‌گفتيم‌: «ايجاد رشته‌هاي‌فوق‌تخصص‌كه‌دايركردن‌در ساير شهرستانها مقدور نيست‌، بلامانع‌است‌». مي‌گوييم‌(20) درصد امكانات‌را به‌شهرستانها بدهند، تا رشته‌هاي‌كارشناسي‌ارشد را محدود بكنند بعد امكانات‌ريالي‌آن‌را بدهند، نه‌اينكه‌استاد را تقسيم‌كنند، يك‌تكه‌اش‌را به‌شهرستان‌بدهند!
 ماده‌(2) آن‌هم‌مي‌گويد: «وزارتخانه‌هاي‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌و فرهنگ‌و آموزش‌عالي‌مكلف‌هستند حداقل‌(20) درصد از ظرفيت‌فعلي‌دانشگاههاي‌شهرهاي‌فوق‌الذكر را به‌شهرستانها بدهند» كه‌يك‌مقداري‌امكانات‌به‌نقاط‌ديگر داده‌بشود. اگر بخواهيم‌دانشگاههاي‌نقاط‌ديگر تقويت‌بشوند بايد امكانات‌بدهيم‌. امكانات‌هم‌كه‌محدود است‌، يك‌موقعي‌است‌كه‌هرچه‌بخواهيم‌امكانات‌هست‌، بسيارخوب‌، بدهند! اما بايد اين‌را دقت‌كرد، اول‌آنها را به‌يك‌سطح‌قابل‌قبولي‌برسانيم‌، بعد بگوييم‌باز دانشگاههاي‌اين‌(5) شهر چه‌بكنند؟
 گفتيم‌بيمارستانهاي‌جديد در اين‌شهرها ساخته‌نشود، بروند در شهرستانهايي‌كه‌بيمارستان‌دارند ولي‌امكانات‌ندارند، امكانات‌به‌آنجا بدهند. باز بياييم‌همه‌را بكشيم‌و به‌اين‌چند شهر بدهيم‌! يك‌مقداري‌وزارت‌بهداشت‌همت‌كرد، امكانات‌بهداشتي‌بعضي‌استانها را تقويت‌كرد، الان‌(30) درصد از مراجعات‌بيماران‌به‌تهران‌كمتر شده‌. خوب‌، ما هم‌مي‌گوييم‌اين‌كارها را بكنند.
 نمايندگان‌محترم‌! اين‌نكاتي‌كه‌اينجا آمده‌يك‌علتي‌دارد. آقاي‌موحدي‌ساوجي‌موافقتشان‌را راجع‌به‌آپارتمان‌سازي‌گفتند. گفتند بله‌، در جاهايي‌كه‌ساختمان‌كم‌طبقه‌هست‌يكدفعه‌بيست‌طبقه‌ساخته‌نشود. ما هم‌مي‌گوييم‌بله‌، اگر لازم‌شد مثلاً ساختمانهاي‌بلندِ هفت‌طبقه‌هم‌بسازند در يك‌نقاط‌مخصوصي‌ساخته‌بشود. اين‌طرح‌مجموعاً اين‌چيزها را مي‌گويد.
 خواهش‌من‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌كه‌براي‌رعايت‌عدالت‌اجتماعي‌كليات‌اين‌طرح‌را تصويب‌كنند، پيشنهاداتشان‌را به‌كميسيون‌بدهند.
 رئيس‌ـ  موافق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ موافق‌بعدي‌رد آقاي‌كامران‌هستند، بفرماييد.
 حسن‌كامران‌دستجردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 سؤال‌من‌از همكار ارجمندمان‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌كه‌هر دو در دانشگاه‌تهران‌هستيم‌اين‌است‌كه‌آقاي‌دكتر! چطور مي‌شود كه‌(20) درصد دانشگاه‌تهران‌را فرضاً به‌عجبشير انتقال‌داد؟! يا اصولاً (20) درصد دانشگاه‌تهران‌را به‌يك‌دانشگاهي‌كه‌شرايط‌ندارد انتقال‌داد؟
 از طرفي‌آقاي‌دكتر در كميسيون‌بهداري‌تشريف‌دارند و با مسايل‌بهداشتي‌و درماني‌آشنا هستند. آيا ما خودمان‌در همين‌شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌، در بيمارستانهايي‌كه‌آموزشي‌است‌درست‌سرويس‌مي‌دهيم‌؟ امكانات‌داريم‌؟ شما رجوع‌بفرماييد و يك‌آمار نمونه‌از همين‌مردمي‌كه‌مراجعه‌مي‌كنند بگيريد، ببينيد آيا رضايت‌دارند؟
 از طرفي‌اسم‌اين‌طرح‌«تمركز زدايي‌» است‌. آن‌چيزهايي‌كه‌شما فرموديد مصوبه‌كميسيون‌هم‌نيست‌. آيا تمركز زدايي‌،بهتر نيست‌كه‌مجلس‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد طرح‌آمايش‌را بدهد؟ مگر طرح‌آمايش‌استفاده‌بهينه‌از سرزمين‌ايران‌اسلامي‌نيست‌؟ شما چطور موظف‌كرده‌ايد كه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌طرح‌كالبدي‌ و طرح‌تفصيلي‌شهرها را تهيه‌بكند؟ آيا طرح‌كالبدي‌به‌ما نمي‌گويد كه‌كاربري‌زمين‌چيست‌؟ آيا هزينه‌هايي‌كه‌نظام‌براي‌اين‌طرحهاي‌ريشه‌اي‌مقرر مي‌كند، مغايرت‌با اين‌طرحهاي‌نپخته‌نيست‌؟
 شما چند بند آورده‌ايد، غير از آنكه‌ايجاد شركتها، درست‌است‌نبايد باشد. تازه‌در تهران‌هم‌نه‌، در همه‌شهرها. چون‌ما با اين‌(1200) شركت‌دولتي‌هم‌مشكل‌داريم‌، در چرخش‌اقتصادي‌هم‌گاهي‌اشكال‌داريم‌. اما طراحان‌محترم‌يك‌چيز مهمي‌را در عنوان‌طرح‌گذاشته‌اند، ولي‌داخل‌چيزي‌نيست‌.
 از طرفي‌من‌به‌شهر اصفهان‌كه‌در اينجا آمده‌برمي‌گردم‌. بيش‌از (90) درصد هزينه‌هاي‌اصفهان‌مربوط‌به‌پول‌خود مردم‌اصفهان‌است‌. يعني‌اگر توسعه‌اي‌در شهر هست‌از درآمد خود مردم‌است‌. خوب‌، شما بياييد بجاي‌اين‌طرحها، به‌شهرها اختيار بدهيد. به‌شهرهايي‌كه‌مردم‌آن‌همكاري‌دارند و همكاري‌شان‌هم‌با ذوق‌و علاقه‌است‌اختيار بدهيد، اينهم‌نوعي‌تمركز زدايي‌است‌. يعني‌نخواهند براي‌هر چيز جزئي‌از مركز اجازه‌بگيرند. مضافاً براينكه‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌اصفهان‌، چوب‌طرحهاي‌ملي‌را مي‌خورد. اغلب‌واحدهاي‌توليدي‌عوارضشان‌را مي‌دهند، كجا مي‌رود؟ به‌خزانه‌مي‌رود، چه‌چيز آن‌به‌اين‌استان‌بزرگ‌برمي‌گردد؟ خوب‌، معلوم‌است‌، به‌عدد و آمار مراجعه‌بفرماييد! تازه‌زاينده‌رود گونه‌اي‌بيمار شده‌كه‌دِبي‌فاضلاب‌بيشتر از دِبي‌آب‌هست‌. يعني‌گاهي‌تازه‌عوارضي‌ايجاد كرده‌. چرا؟ چون‌ما همان‌طرح‌كالبدي‌را نداشتيم‌. چرا؟ چون‌همان‌طرح‌آمايش‌را نداشتيم‌!
 در واقع‌من‌سه‌بحثي‌كه‌داشتم‌، هم‌در پاسخ‌آقاي‌دكتر، هم‌به‌يك‌ اصل‌مهم‌كه‌مجلس‌بايستي‌طرح‌آمايش‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد كه‌سابق‌بين‌مسكن‌و شهرسازي‌اختلاف‌بود، او مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌، برنامه‌و بودجه‌مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌. حالا خوشبختانه‌دولت‌تكليف‌كرده‌است‌كه‌برنامه‌و بودجه‌بدهد و ضمناً ما سر و ساماني‌به‌طرحهاي‌كالبدي‌و طرحهاي‌تفصيلي‌شهرها بدهيم‌كه‌ما بدانيم‌(20) سال‌آينده‌چكار مي‌خواهيم‌بكنيم‌؟ آنوقت‌در آن‌طرح‌به‌شما خواهد گفت‌كجا بايد توسعه‌پيدا بكند و كجا نبايد پيدا بكند؟ چه‌امكاناتي‌بايد بيايد؟ والاّ شما در طرح‌بگوييد (20) درصد دانشگاه‌برود، همين‌امسال‌در فصل‌بودجه‌ چقدر دانشگاهها به‌شما نوشتند كه‌اصلاً ما مشكلات‌داريم‌، مشكلات‌حقوقي‌داريم‌، همين‌وضع‌موجودش‌را هم‌نمي‌توانيم‌اداره‌بكنيم‌. خواهش‌من‌از خواهران‌و برادران‌اين‌است‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و واقعاً اگر مجلس‌بخواهد روي‌اين‌قضيه‌كار بكند يك‌طرح‌همه‌جانبه‌باشد، يعني‌اگر ما مي‌گوييم‌، برج‌سازي‌نباشد، كه‌حرف‌درستي‌است‌، بگوييم‌كه‌در كشور چند شهر دارد، چه‌تعدادي‌از اينها كانديداي‌اين‌قضيه‌بشوند و چه‌ شكلي‌ هم‌ ضابطه‌ بگذاريم‌ و چه‌ شكلي‌ هم‌ از دستگاه‌مربوطه‌بخواهيم‌.
 بهرحال‌من‌به‌اين‌دلايلي‌كه‌عرض‌كردم‌، اين‌طرح‌علمي‌نيست‌، بنفع‌مناطق‌هم‌نيست‌، تازه‌همانهايي‌را هم‌كه‌داريم‌براي‌آنها مشكل‌درست‌مي‌كنيم‌. اگر ما واقعاً بخواهيم‌تمركززدائي‌بكنيم‌، در خود مركز بياييم‌، يك‌طرحي‌بدهيم‌و بگوييم‌از مركز مي‌خواهيم‌شروع‌كنيم‌تا بيست‌سال‌آينده‌هم‌مي‌خواهيم‌به‌اينجا برسيم‌. بهرحال‌اين‌طرح‌اشكالات‌مختلفي‌دارد كه‌خواهش‌ما اين‌است‌كه‌رأي‌ندهيد، خيلي‌ممنون‌.
 منشي‌ (زرگر) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌آل‌كاظمي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌آل‌كاظمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 برادران‌و خواهران‌محترم‌نماينده‌توجه‌دارند، اين‌طرحي‌است‌كه‌اگر اشكالات‌جزئي‌هم‌در آن‌باشد در كميسيون‌و با دادن‌پيشنهادات‌شما قابل‌اصلاح‌است‌. بنظر من‌هرچه‌زودتر ما از متمركز شدن‌امكانات‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌كنيم‌بنفع‌كشورمان‌است‌و نوعي‌تحقق‌عدالت‌اجتماعي‌است‌.
 بدنبال‌توسعه‌دانشگاهها در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌، مهاجرتها و هجوم‌دانشجويان‌و بدنبال‌آن‌و به‌تبع‌آن‌خانواده‌هاي‌آنها را ما داريم‌. بدنبال‌توسعه‌هاي‌ساختماني‌از نظر بيمارستانها، شركتها، كارخانجات‌باز هم‌مهاجرت‌كارگران‌، انواع‌و اقسام‌افرادي‌كه‌براي‌كار در اين‌كارخانه‌ها، بيمارستانها و شركتها به‌شهرهاي‌بزرگ‌مي‌آيند باعث‌مهاجرت‌مردم‌از شهرستانهاي‌كوچك‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌و بزرگتر شدن‌حجم‌اين‌شهرها و بزرگتر شدن‌حجم‌مشكلات‌نظام‌است‌.
 برادري‌كه‌به‌مسأله‌(20) درصد انتقال‌امكانات‌دانشگاهها به‌دانشگاههاي‌شهرستانها ايراد گرفتند و مي‌فرمودند، (20) درصد ما استاد ببريم‌، چه‌بريم‌... اين‌قابل‌اصلاح‌است‌، با پيشنهادهايي‌كه‌مي‌دهيد مشخص‌كنيد (20) درصد از بودجه‌اين‌دانشگاهها براي‌تكميل‌و توسعه‌دانشگاهها. خوب‌، (20) درصد معلوم‌است‌، كسي‌كه‌نمي‌گويد آجرهاي‌دانشگاهها را بكنند و جاي‌ديگر ببرند، آنچه‌كه‌قابل‌عمل‌است‌، آنچه‌كه‌عملي‌است‌از لحاظ‌امكانات‌اگر مشكل‌بودجه‌در دانشگاههاي‌تهران‌يا شيراز يا شهرهاي‌ديگر است‌، قهراً مجبور مي‌شوند طوري‌برنامه‌ريزي‌كنند دانشجوي‌كمتر بگيرند و دانشگاههاي‌شهرستانها هم‌دانشجوي‌بيشتري‌بگيرند تا شهرستانها رونق‌پيدا كند. شما اگر مراجعيني‌از دانشجويان‌شهرستاني‌داشته‌باشيد، مخصوصاً مناطق‌محروم‌، بسياري‌از استعدادهاي‌با ارزش‌و خوب‌جوانان‌ما بخاطر اينكه‌نمي‌توانند تهران‌يا شهرهاي‌بزرگ‌بيايند از لحاظ‌مسكن‌، خوراك‌، رفت‌و آمد مشكل‌دارند با اينكه‌در رشته‌هايي‌قبول‌مي‌شوند علي‌رغم‌استعدادشان‌، علي‌رغم‌علاقه‌شان‌به‌ادامه‌تحصيل‌، مجبور مي‌شوند از ادامه‌تحصيل‌بمانند و ترك‌تحصيل‌كنند. بنابراين‌عدالت‌اجتماعي‌ايجاب‌مي‌كند كه‌ما يك‌مقداري‌به‌وضعيت‌آموزش‌عالي‌شهرستانها برسيم‌، يك‌مقدار توجه‌به‌توسعه‌امكانات‌در شهرستانها بكنيم‌تا آنقدر بودجه‌هاي‌كشور علي‌رغم‌سهمي‌كه‌سرانه‌اين‌كشور از بودجه‌دارد در شهرهاي‌مشخصي‌متمركز نشود. ما هم‌مشكلات‌اجتماعي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌بهداشتي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌فرهنگي‌در شهرهايي‌كه‌جمعيت‌آنها بيش‌از حد رشد و توسعه‌پيدا كرده‌، داريم‌. اين‌طرح‌مي‌تواند يكجا مشكلات‌اجتماعي‌، مشكلات‌فرهنگي‌و مشكلات‌مختلف‌را حل‌كند.
 بنظر من‌برادران‌محترم‌به‌اصل‌اين‌طرح‌رأي‌بدهند، بعداً با پيشنهادهاي‌خودشان‌اشكالاتي‌كه‌ممكن‌است‌در طرح‌باشد، اصلاح‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌يحيوي‌هستند، بفرماييد.
 سيدمحسن‌يحيوي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌و به‌نستعين‌
 شاكله‌طرح‌پيشنهادي‌موادي‌را شامل‌مي‌شود كه‌اينها هماهنگي‌كاملي‌با همديگر ندارند. گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌تهران‌بصورت‌افقي‌با ايجاد عدم‌تمركز در مراكز درماني‌و دانشگاهي‌مخلوط‌شده‌است‌. جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌اشاره‌فرمودند كه‌هدف‌اصلي‌اين‌طرح‌تمركززدايي‌ و بردن‌امكانات‌به‌ديگر شهرهاست‌. اين‌بطور قطع‌يك‌هدف‌زيبنده‌اي‌ است‌كه‌همه‌ما بايد بدنبال‌آن‌براي‌جلوگيري‌از مهاجرت‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌باشيم‌. ولي‌نشان‌مي‌دهد كه‌اين‌طرح‌فقط‌ديد درماني‌، يعني‌ديد خود آقاي‌دكتر شيباني‌برايشان‌حاكم‌است‌. امكانات‌متمركز در تهران‌و شهرهاي‌بزرگ‌كه‌بصورت‌يك‌جاذبه‌مهاجرت‌درآمده‌است‌، اين‌بهيچوجه‌فقط‌در بيمارستانها و دانشگاهها نيست‌، اين‌نشاندهنده‌عدم‌مطالعه‌قبلي‌در ارائه‌اين‌طرح‌است‌.
 بنده‌به‌يكي‌از مسائل‌كه‌اولين‌مسأله‌و ماده‌قيد شده‌در طرح‌است‌، مي‌پردازم‌و آن‌هم‌عدم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در تهران‌و شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌است‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز، تبريز و غيره‌. اين‌ديدگاه‌با پيشرفت‌و ازدياد جمعيت‌در ايران‌اصلاً تناقض‌دارد. ما در مقابله‌با يك‌امر هستيم‌و آن‌هم‌افزايش‌جمعيت‌كه‌اگر آمارهاي‌ارائه‌شده‌را بپذيريم‌ (2) درصد بصورت‌رسمي‌است‌و در شهرهاي‌بزرگ‌بدليل‌وجود انگيزه‌هاي‌جذب‌و مهاجرت‌اين‌درصد بالاتر است‌و اگر ما تهران‌را كه‌جمعيت‌(7) ميليوني‌دارد، بخواهيم‌با متوسط‌(3) درصد افزايش‌جمعيت‌درنظر بگيريم‌، (210) هزار نفر افزايش‌جمعيت‌در هر سال‌دارد كه‌اگر براي‌هر زوج‌ما بخواهيم‌خانه‌اي‌در نظر بگيريم‌، ايجاد كننده‌احداث‌ (100) هزار خانه‌در تهران‌است‌. اگر جمعيت‌را بخواهيم‌ببريم‌در آماري‌كه‌براي‌هر خانوار قيد مي‌كنند و آن‌هم‌(4) نفر است‌، ما نزديك‌به‌(50) هزار واحد مسكوني‌در تهران‌در طول‌سال‌نياز داريم‌. اگر بخواهيم‌اين‌ايجاد فضاي‌مسكوني‌را بصورت‌افقي‌انجام‌بدهيم‌و در ارتفاع‌انجام‌ندهيم‌باعث‌خواهد شد كه‌زمينهاي‌مرغوب‌كشاورزي‌اطراف‌شهر، همانگونه‌تا به‌حال‌انجام‌گرفته‌، تبديل‌به‌فضاهاي‌مسكوني‌بشود. از نظر دادن‌خدمات‌شهري‌(عزيزان‌من‌!) يك‌برج‌ (30) طبقه‌با شش‌واحد در هر طبقه‌كه‌ممكن‌است‌فضاي‌بيش‌از (25) تا (30) متر از يكطرف‌خياباني‌را نگيرد، معادل‌يك‌ خيابان‌(700) متري‌است‌. يعني‌بجاي‌اينكه‌ما (20)، (30) متر لوله‌كشي‌آب‌، لوله‌كشي‌گاز، كابل‌كشي‌برق‌و تلفن‌داشته‌باشيم‌، بايستي‌يك‌خيابان‌(700) متري‌را ما بياييم‌خدمات‌شهري‌بدهيم‌كه‌بتوانيم‌جمعيت‌يك‌فضاي‌بكارگرفته‌شده‌براي‌يك‌برج‌(30) طبقه‌بكار ببريم‌. در شهر تهران‌كه‌ما مي‌بينيم‌عملاً امكان‌يك‌چنين‌امري‌نيست‌! ما در اواخر دوره‌چهارم‌قانوني‌را به‌تصويب‌رسانديم‌كه‌احداث‌هرگونه‌ساختماني‌را در باغها و زمينهاي‌زراعي‌ممنوع‌كرديم‌. از آنطرف‌ما براي‌اينكه‌فضاهاي‌سبز و فضاهاي‌كشاورزي‌و باغات‌را ويران‌نكنيم‌و خودمان‌را بيش‌از پيش‌به‌واردات‌قوت‌لايموت‌مردممان‌محتاج‌خارج‌نكنيم‌، آمديم‌اين‌قانون‌را تصويب‌كرديم‌. بنابراين‌ما توسعه‌عرضي‌ندهيم‌، توسعه‌عمودي‌هم‌ندهيم‌، ما مردم‌را با افزايش‌جمعيت‌كجا مي‌خواهيم‌جا بدهيم‌؟! و اين‌را ما يك‌استمزاج‌از هيأت‌رئيسه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌كرديم‌، همه‌هم‌باتفاق‌اعتقادشان‌بر اين‌است‌كه‌اين‌امر امكانپذير نيست‌. البته‌بطور قطع‌ما مخالف‌بعضي‌از برج‌ سازيها در شهر هستيم‌و آن‌ هم‌در فضاهايي‌كه‌غير پيش‌بيني‌شده‌براي‌ساخت‌اين‌برجهاست‌، فضاهايي‌را ما داريم‌با تراكم‌كم‌، يعني‌خريدار اين‌خانه‌ها و اين‌فضاها با علم‌به‌اينكه‌اينجا برجي‌ساخته‌نشده‌است‌، خانه‌خريده‌، يك‌مرتبه‌بياييم‌وسط‌خانه‌هاي‌يك‌طبقه‌، دو طبقه‌يك‌برج‌(20) طبقه‌بسازيم‌، اين‌قطعاً خلاف‌اصول‌شهرسازي‌است‌و كارهايي‌كه‌از اين‌قبيل‌انجام‌مي‌گيرد بدون‌توجه‌به‌نقشه‌و طرح‌جامع‌شهر است‌. ولي‌اين‌منافات‌با آن‌ندارد كه‌ما بخشي‌از فضاي‌شهر را در طرح‌جامع‌همانگونه‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌است‌و اگر نياز فعلي‌ماست‌، اضافه‌بر آن‌بكنيم‌و براي‌ساخت‌برجها تخصيص‌بدهيم‌، در آن‌حالت‌هيچ‌مزاحمتي‌براي‌همسايگان‌بوجود نخواهد آمد. براي‌اينكه‌معماري‌اين‌ساخت‌و ساز متناسب‌با برج‌ سازي‌بوجود آمده‌است‌و فرق‌خواهد كرد با آنچه‌كه‌براي‌گرفتن‌مقداري‌پول‌و ايجاد درآمد براي‌فعاليتهاي‌ديگرمان‌ما بياييم‌در هر نقطه‌ولو اينكه‌تراكم‌، تراكم‌كم‌ و يا متوسط‌است‌، اجازه‌ساخت‌برجها را بدهيم‌.
 در بعضي‌از مواردي‌كه‌قيد شده‌، قاعدتاً بايستي‌مطالعات‌بيشتري‌بشود. توزيع‌امكان‌دانشگاهي‌به‌مناطق‌... حالا يكدفعه‌ما مي‌گوييم‌عجبشير، واقعاً اينجا هدف‌عجبشير نيست‌، شما در خيلي‌از كشورها مي‌بينيد كه‌شهركهاي‌دانشگاهي‌مي‌سازند و در آنجا همه‌امكانات‌دانشگاه‌را فراهم‌مي‌آورند و امكان‌حضور و زيست‌استادان‌پُرسابقه‌را هم‌فراهم‌مي‌آورند، ولي‌قطعي‌است‌اگر شما در خيلي‌از شهرهاي‌كوچك‌بخواهيد يك‌چنين‌امكاناتي‌را بوجود بياوريد، اين‌امكانپذير نيست‌. همانطور كه‌خدمتتان‌ عرض‌كردم‌نكته‌منفي‌اصلي‌در بند (1) است‌كه‌اجازه‌ساخت‌ساختمانها بيش‌از چهار طبقه‌را نمي‌دهد. ولي‌نكات‌مثبتي‌در بقيه‌موارد هست‌كه‌اختلاط‌اين‌موارد مثبت‌و منفي‌نشاندهنده‌اين‌است‌كه‌رأي‌دادن‌به‌اين‌لايحه‌بصورت‌مجموعه‌، صحيح‌نيست‌و ضرورت‌دارد كه‌اين‌لايحه‌به‌كميسيون‌برگردانده‌بشود، اصلاً تصويب‌نشود و براي‌هر بخشي‌از آن‌(يا تقسيم‌بشود) اهدافي‌كه‌وجود دارد و براي‌آنها طرحهاي‌جداگانه‌اي‌آورده‌بشود و ان‌شاءالله با بحث‌مقتضي‌كه‌خواهد شد به‌تصويب‌برسد. بنابراين‌از نظر تخصصي‌(البته‌بنده‌در ساختمان‌ مي‌توانم‌اظهارنظر بكنم‌) كه‌با گروه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌صبحت‌شد، اظهارنظر كرده‌اند و همه‌آنها از نظر تخصصي‌اين‌طرح‌را به‌صلاح‌نمي‌بينند و ان‌شاءالله شما به‌رد آن‌يعني‌در مخالفت‌با اصل‌طرح‌رأي‌خواهيد داد و به‌تصويب‌نخواهد رسيد.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 رئيس‌ـ  از حضور هيأت‌محترم‌ايتاليايي‌در مجلس‌، جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌بخاطر حضورشان‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌تشكر و قدرداني‌مي‌كنيم‌. اميدواريم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌رفت‌و آمدها و سفرها در تعميق‌روابط‌دو كشور نقش‌خوبي‌را داشته‌باشد.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌)
 رئيس‌ـ  مخالف‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌صالحي‌خوانساري‌هستند.
 رئيس‌ـ  آقاي‌صالحي‌خوانساري‌بفرماييد.
 سيدمرتضي‌صالحي‌خوانساري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، با سه‌جمله‌ادله‌ردشان‌را اقامه‌كردند.
 1 ـ عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌. عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كردند از كجا اين‌ علم‌را داشتند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌است‌؟ به‌موافقين‌رد هم‌هرچه‌گوش‌داديم‌، ادله‌، واقعاً عدم‌امكان‌تحقق‌را اثبات‌نكرد. بله‌، با كمال‌عذرخواهي‌بايد گفت‌نمايندگان‌محترم‌تهران‌اكثراً، نمايندگان‌محترم‌مراكز استانها، ظاهراً حكايت‌از اين‌مي‌شود كه‌خيلي‌اطلاع‌از وضع‌شهرستانهاي‌اقماري‌خودشان‌ندارند. اگر اطلاع‌از شهرستانهاي‌دوردستشان‌داشتند، اين‌جمله‌شبه‌غيب‌ گويي‌را اظهار نمي‌كردند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌! قطعاً اين‌رقم‌اولتان‌مخدوش‌است‌، عدم‌امكان‌نيست‌، امكان‌هست‌.
 2 ـ مرقوم‌فرمودند ابهام‌در مواد طرح‌در مورد اينكه‌اين‌(20) درصد چيست‌؟ تعجب‌از اينكه‌متوجه‌نشدند (20) درصد از انتقال‌امكانات‌از شهرهاي‌بزرگ‌ به‌شهرهاي‌كوچكتر كه‌داراي‌زمينه‌است‌، يعني‌چه‌، نفهميديم‌! آقا! (20) درصد امكاناتتان‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهيد. عدالت‌اجتماعي‌شعار ماست‌، تعديل‌هم‌هميشه‌در گفتار ما هست‌.
 3 ـ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌. خيلي‌خوب‌، ممكن‌است‌شهرستانهايي‌باشد، آمادگي‌و زمينه‌ندارد، خيلي‌از شهرستانها هم‌آمادگي‌و زمينه‌دارد، ولي‌متأسفانه‌شعار الان‌است‌كه‌اگر در مراكز استانها دانشگاه‌برقرار شد، دانشگاه‌اقماري‌ندهند. اين‌مردم‌روستايي‌و شهرستاني‌هميشه‌بايد در زحمت‌و زير قدرت‌مراكز استانها باشند. لذا بنده‌نظرم‌اين‌است‌، راجع‌به‌ماده‌اول‌احداث‌ساختمان‌به‌اين‌وضعي‌كه‌در طرح‌مرقوم‌شده‌، اين‌مورد اشكال‌است‌. اما تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌، يعني‌بجاهاي‌ديگر عنايت‌بشود و همچنين‌(20) درصد يعني‌به‌جاهاي‌ديگر عنايت‌بشود. بيمارستانهاي‌جديد، توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود را اگر گفتند در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌و آن‌چند شهر ممنوع‌، يعني‌اين‌توسعه‌و اين‌امكانات‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهند.
 شعار ما از روز اول‌انقلاب‌اين‌بود، تمركززدائي‌بايد بشود، به‌شهرستانها و روستاهاي‌محروم‌برسيم‌. شما را به‌خدا در زمينه‌اين‌طرح‌يك‌قدم‌تابحال‌براي‌شهرستانهاي‌سراسر كشور و روستاهاي‌شهرستان‌برداشته‌شده‌است‌؟! آقاي‌دكتر كامران‌گفتند، نمي‌دانيم‌چه‌شهري‌زمينه‌توسعه‌دارد و چه‌شهري‌ندارد. خيلي‌خوب‌، اين‌چه‌دليلي‌بر رد طرح‌است‌؟ شما به‌شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌و امكان‌توسعه‌دارد واقعاً ترحم‌بكنيد.
 در سخنان‌برادراني‌كه‌كلاً بر موافقت‌رد صحبت‌كردند، خدايي‌نديديم‌ جمله‌اي‌را كه‌كلاً بتواند اين‌طرح‌مقدس‌را كه‌حكايت‌از عدالت‌اجتماعي‌مي‌كند، حكايت‌از تعديل‌نيرو مي‌كند، رد كند، ما نديديم‌. لذا معتقدم‌عزيزان‌در اين‌شور اول‌به‌كليات‌آن‌رأي‌بدهند، در شور دوم‌اگر مشكلي‌بود حل‌بشود.
 برادران‌گفتند طرح‌نپخته‌! خوب‌، فلسفه‌شور اول‌و دوم‌در طرحها و لوايح‌چيست‌؟ مگر اين‌نيست‌كه‌اگر يك‌طرح‌يا يك‌لايحه‌اي‌مقداري‌خام‌بود، نپخته‌بود، خيلي‌كارشناسي‌نشده‌، اما اصل‌آن‌مقبول‌و مقدس‌است‌در شور اول‌اصل‌و كل‌را تعيين‌و تصويب‌كنيم‌، در شور دوم‌پخته‌اش‌كنيم‌. اگر برادران‌راست‌مي‌گويند، طرفدار اين‌عدالت‌اجتماعي‌هستند، دلشان‌براي‌شهرهاي‌اقماري‌در استانها و در روستاها مي‌سوزد، به‌كليات‌اين‌طرح‌در شور اول‌رأي‌بدهند، در شور بعدي‌هم‌پخته‌اش‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌انصاري‌هستند، بفرماييد.
 مجيد انصاري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌با عرض‌معذرت‌از طراحان‌محترم‌و سرور عزيزمان‌جناب‌حاج‌آقا خوانساري‌كه‌فرمودند به‌كليات‌رأي‌بدهيد، در جزئيات‌اصلاح‌كنيد، من‌هرچه‌دقت‌كردم‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌هيچ‌ماده‌اي‌را قابل‌دفاع‌و اجراء نديدم‌، لذا كليات‌آن‌حتي‌يك‌نكته‌قابل‌دفاع‌را نداشت‌كه‌انسان‌به‌اعتماد آن‌يك‌نكته‌با كليات‌موافقت‌كند و در جزئيات‌بگويد به‌كميسيون‌مراجعه‌و اصلاح‌مي‌كنيم‌. من‌استدعا مي‌كنم‌همكاران‌عزيز و نمايندگان‌محترم‌مجدداً يك‌دقتي‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌بفرماييد، ببينيد واقعاً اين‌اجرايي‌هست‌يا نيست‌و اصولاً آيا مصلحت‌است‌؟
 ماده‌اول‌مي‌گويد «ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌به‌هر منظور در تهران‌و شهرهاي‌مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌است‌، مگر خوابگاههاي‌دانشجويي‌حداكثر در هفت‌طبقه‌» سؤال‌اول‌اين‌است‌از كجا با كدام‌اصول‌علمي‌شما به‌چهار طبقه‌رسيده‌ايد؟ به‌سه‌طبقه‌نرسيده‌ايد يا به‌پنج‌طبقه‌نرسيده‌ايد؟ و خوابگاه‌دانشجويي‌چه‌شده‌است‌كه‌هفت‌طبقه‌ايراد ندارد؟ اگر اصول‌ايمني‌را مي‌فرماييد خوب‌، خوابگاه‌دانشجويي‌كه‌دانشجويان‌عزيزتر هستند در يك‌خوابگاه‌تعداد زيادتري‌متراكم‌خواهند بود، اگر از جهت‌فني‌و ايمني‌ايراد دارد چطور براي‌خوابگاههاي‌دانشجويي‌اجازه‌هفت‌طبقه‌را در همين‌شهرها مي‌خواهيد بدهيد؟
 از لحاظ‌ايمني‌، هيچ‌فرقي‌نمي‌كند بين‌يك‌ساختمان‌يك‌طبقه‌يا (100) طبقه‌، اگر اصول‌ايمني‌رعايت‌نشود. شما شهرهاي‌ژاپن‌را كه‌بسياري‌از آنها روي‌گسلهاي‌فعال‌زلزله‌هستند، ملاحظه‌مي‌كنيد ساختمانهاي‌(100) طبقه‌، (50) طبقه‌دارند و در برابر شديدترين‌زلزله‌هاي‌با هفت‌درجه‌ريشتر زلزله‌و بيشتر مقاوم‌هستند، ولي‌متأسفانه‌ساختمانهاي‌يك‌ طبقه‌، نيم‌ طبقه‌در روستاهاي‌ما بعلت‌عدم‌رعايت‌اصول‌فني‌و ايمني‌در ساختمان‌سازي‌با يك‌زلزله‌نسبتاً متوسط‌فرو مي‌ريزد و ضايعات‌داريم‌. مسأله‌ايمني‌در ساختمان‌ربطي‌به‌طبقات‌ندارد. شما بايد اصول‌معماري‌، شهرسازي‌و رعايت‌اصول‌فني‌را بكنيد كه‌آن‌مسأله‌جداگانه‌اي‌است‌. بنابراين‌اين‌تعداد طبقات‌چهار و هفت‌ما نمي‌دانيم‌مبناي‌محاسبه‌اش‌چيست‌؟
 در بحث‌مسكن‌عزيزان‌مي‌دانند رشد جمعيت‌را ما داريم‌، همين‌الان‌در تهران‌و در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يكي‌از معضلات‌جدي‌مسأله‌مسكن‌است‌، اقشار كم‌درآمد و محرومي‌كه‌خانه‌مناسب‌استيجاري‌در اختيار آنها نيست‌و بنده‌بعنوان‌نماينده‌تهران‌عرض‌مي‌كنم‌، مشكلترين‌مشكل‌براي‌مردم‌محروم‌تهران‌و بيشترين‌مراجعه‌كننده‌به‌نمايندگان‌مردم‌ تهران‌كساني‌هستند كه‌فاقد مسكن‌هستند، بيشترين‌هزينه‌زندگي‌آنها را هزينه‌هاي‌سرسام‌آور اجاره‌مسكن‌تشكيل‌مي‌دهد. با اين‌طرح‌قيمت‌مسكن‌و اجاره‌مسكن‌در تهران‌سر به‌فلك‌خواهد كشيد و نتيجه‌اين‌سختگيريها ايجاد شهركهاي‌خودرو و خودجوشي‌است‌كه‌هيچ‌اصولي‌در آن‌رعايت‌نمي‌شود و هم‌اكنون‌بصورت‌شهركهاي‌اقماري‌تهران‌مردم‌با هزاران‌مشكل‌مواجه‌هستند، نه‌شبكه‌آب‌و فاضلاب‌درستي‌دارد، نه‌شبكه‌معابرمان‌درست‌است‌، نه‌اصول‌فني‌و ايمني‌رعايت‌مي‌شود در حاليكه‌اگر دولت‌برنامه‌ريزي‌بكند كه‌هم‌اكنون‌هم‌برنامه‌ريزي‌كرده‌اند، در شهركهاي‌مناسب‌اطراف‌تهران‌، اطراف‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌پنجگانه‌در طبقات‌مختلف‌(20) طبقه‌، (10) طبقه‌، كمتر، بيشتر ساختمان‌ارزان‌ قيمت‌بسازند با زيربناي‌كم‌، (50) متر، (60) متر، ارزان‌بصورت‌اجاره‌به‌شرط‌تمليك‌به‌مردم‌واگذار كنند، ما (5/1) ميليون‌واحد مسكوني‌الان‌در كشور كم‌داريم‌، عمده‌اين‌كمبود هم‌در همين‌شهرهاست‌. شما مي‌فرماييد رشد جمعيت‌تهران‌مثلاً به‌خوانسار يا گلپايگان‌منتقل‌شود؟! خوب‌، مگر مي‌شود! گران‌شدن‌زمين‌، تخريب‌زمينهاي‌كشاورزي‌، گران‌شدن‌مسكن‌، گران‌شدن‌اجاره‌مسكن‌از ضايعات‌و تبعات‌اين‌طرح‌مي‌تواند باشد.
 ماده‌(2) فرموديد «تأسيس‌دانشگاه‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در اين‌شهرها ممنوع‌است‌»، آيا واقعاً اين‌عملي‌است‌؟! اگر دانشگاهي‌در يكي‌از اين‌شهرها وجود دارد و مي‌خواهد يك‌واحد پيوسته‌به‌آن‌رشته‌خاص‌را ايجاد كند، مثلاً دانشكده‌دانشگاه‌صنعتي‌اگر بخواهد يك‌واحد فني‌را در آن‌دانشگاه‌ايجاد بكند يا يك‌نوآوري‌بكند و دانشگاه‌را بلحاظ‌كيفي‌توسعه‌بدهد شما هرگونه‌توسعه‌را در اينجا ممنوع‌كرده‌ايد و گفته‌ايد دانشگاههاي‌ما در همين‌وضعيت‌متوسط‌يا نامطلوب‌در برخي‌از اين‌شهرستانها درجا بزنند و هيچگونه‌توسعه‌اي‌نداشته‌باشند و ما از نو برويم‌در مناطق‌محروم‌دانشگاه‌بسازيم‌، مگر ساختن‌دانشگاه‌فقط‌آجر، خشت‌، تيرآهن‌و امثال‌اينهاست‌؟ دانشگاه‌استاد مي‌خواهد، آزمايشگاه‌مي‌خواهد، امكانات‌مختلف‌مي‌خواهد. ما در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌را كرده‌ايم‌، الان‌كه‌بحث‌توسعه‌كيفي‌و بهره‌وري‌مناسب‌از دانشگاه‌است‌، بياييم‌آن‌را ممنوع‌بكنيم‌!
 بحث‌ايجاد بيمارستانهاي‌جديد و توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود در شهرهاي‌ مذكور را در ماده‌(3) ممنوع‌كرده‌است‌. واقعاً انسان‌تعجب‌مي‌كند چطور ممكن‌است‌كه‌ما بگوييم‌بيمارستانهاي‌اين‌شهرهاي‌پنجگانه‌توسعه‌شان‌ممنوع‌باشد، يعني‌اگر در يك‌بيمارستان‌مجهزي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌خواستند بخش‌عمل‌پيوند قلب‌را بوجود بياورند، ممنوع‌است‌بايد عمل‌پيوند قلب‌را در بخش‌محروم‌ببرند! آخر توسعه‌بيمارستان‌يعني‌اين‌! الان‌بيمارستانهاي‌ما مثل‌بيمارستان‌دكتر شريعتي‌با همتي‌كه‌مسؤولين‌محترم‌انجام‌داده‌اند، توسعه‌پيدا كرده‌است‌، بسياري‌از اموري‌كه‌در گذشته‌با صرف‌هزينه‌هاي‌بالا به‌خارج‌اعزام‌مي‌كردند، عملهاي‌پيچيده‌قلب‌، عملهاي‌پيچيده‌مغز، پيوند پيچيده‌اعضاي‌مختلف‌بدن‌در همين‌بيمارستانها دارد انجام‌مي‌شود، يك‌واحد كوچكي‌درست‌كرده‌اند، بانكهاي‌خاصي‌كه‌بوجود آورده‌اند، بانك‌اعضاء، بانك‌خون‌و ديگر بانكهاي‌پزشكي‌لازم‌. مگر مي‌شود اين‌واحدها را در يك‌بيمارستان‌دست‌دهم‌در يك‌استان‌و يا شهر محروم‌ايجاد كرد؟ معناي‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌ما بيمارستانهايمان‌در همين‌وضعيت‌نامناسب‌درجا بزنند و هيچ‌توسعه‌اي‌را نداشته‌باشند، در حالي‌كه‌ما معتقد هستيم‌بايد بيمارستانهايي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌، بيمارستان‌دكتر شريعتي‌، بيمارستان‌طالقاني‌و ديگر بيمارستانها كه‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌صورت‌گرفته‌، توسعه‌كيفي‌پيدا كنند. الان‌كه‌مردم‌به‌خارج‌اعزام‌مي‌شوند، واحدهايي‌در همينجا ايجاد بشود، مگر در هر بيمارستاني‌امكان‌پرتودرماني‌وجود دارد، امكان‌شيمي‌درماني‌وجود دارد؟ تازه‌اينها چيزهاي‌عادي‌است‌، پيوند كليه‌، عمل‌مغز و اعصاب‌و امثال‌اينطور چيزها، اينها امكان‌ندارد جز در شهرهاي‌بزرگ‌در بيمارستانهايي‌كه‌كنار دانشگاه‌معتبر علوم‌پزشكي‌است‌، استاد مي‌خواهد، جراح‌مي‌خواهد، پزشك‌مي‌خواهد و بيمارستان‌فقط‌ساختمان‌نيست‌كه‌ايجاد كرد. بنابراين‌ممنوع‌كردن‌توسعه‌بيمارستانها به‌هر نوع‌و به‌هر شكل‌معنايش‌اين‌است‌كه‌ما كشور را در علم‌پزشكي‌متوقف‌كنيم‌.
 ماده‌(4) مي‌گويد: هرگونه‌واحدهاي‌اداري‌و شركتهاي‌دولتي‌جديد و توسعه‌واحدهاي‌اداري‌فعلي‌براي‌كليه‌وزارتخانه‌ها، سازمانها، نهادها و مؤسسات‌در تهران‌ممنوع‌است‌. اين‌واقعاً عملي‌است‌؟ اين‌اجرايي‌است‌؟ اگر در داخل‌يك‌وزارتخانه‌يك‌واحد تحقيقات‌خواستند بزنند يا يك‌محوطه‌باز افتاده‌اي‌است‌و آن‌وزارتخانه‌الان‌واحدهاي‌استيجاري‌در جاي‌ديگر دارد، بخواهد در اين‌ساختمان‌مركزي‌با يك‌سرمايه‌گذاري‌مختصر، با يك‌توسعه‌مختصر متمركز كند، اين‌اشكال‌دارد؟ و تمام‌نهادها، سازمانها و مؤسسات‌دولتي‌را، ما در اين‌مؤسسات‌دولتي‌مؤسسات‌تحقيقاتي‌داريم‌، مؤسسات‌پژوهشي‌داريم‌، مثلاً يكي‌از اين‌سازمانها، سازمان‌انرژي‌اتمي‌است‌. اگر سازمان‌انرژي‌اتمي‌خواست‌يك‌واحد تحقيقات‌كاربردي‌صلح‌آميز براي‌استفاده‌از دانش‌اتمي‌ايجاد بكند، بايد اين‌واحد را برود در يك‌منطقه‌محروم‌ايجاد كند؟ (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌هم‌تمام‌شد) اصلاً امكان‌آن‌هست‌؟ من‌عرضم‌را تمام‌مي‌كنم‌چون‌كلي‌نوشته‌، بسياري‌از اين‌سازمانها ونهادها اصلاً امكان‌حضورشان‌و وجودشان‌در شهرستانها نيست‌.
 نهايتاً در ماده‌(5) هم‌يك‌تكليف‌مالايطاق‌عجيبي‌كرده‌اند كه‌وزارت‌كشور مأمور اجراي‌اين‌قانون‌است‌و موظف‌است‌از تاريخ‌تصويب‌اين‌ قانون‌از گسترش‌و توسعه‌تهران‌بهر شكلي‌جلوگيري‌كند. توسعه‌دانشگاهها و جلوگيري‌از توسعه‌دانشگاهها چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟ جلوگيري‌از توسعه‌بيمارستانها، در يك‌بيمارستاني‌واحد دياليز مي‌خواهند ايجاد كنند، وزارت‌كشور برود در آن‌بيمارستان‌نيروي‌انتظامي‌وارد كند و جلوگيري‌بكند، اين‌موضوع‌چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟
 لذا بنده‌هر (5) ماده‌اين‌طرح‌را غيرقابل‌دفاع‌و غيرقابل‌اجراء مي‌دانم‌و مشكلات‌جدي‌براي‌كشور در ابعاد مختلف‌بوجود خواهد آورد، لذا من‌از كميسيون‌خاص‌تشكر مي‌كنم‌كه‌فقط‌با يك‌رأي‌مخالف‌، تقريباً مي‌شود گفت‌باتفاق‌آراء اين‌طرح‌را رد كردند، از آقايان‌تشكر مي‌كنم‌. والسلام‌
 شيباني‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌معذرت‌مي‌خواهم‌كه‌جناب‌انصاري‌عدم‌اطلاع‌داشتند، سه‌به‌سه‌رد شد، رئيس‌كميسيون‌هست‌، من‌هم‌خودم‌نايب‌رئيس‌كميسيون‌هستم‌، سه‌به‌سه‌يعني‌رأي‌نياورد نه‌اينكه‌رد شد، اين‌يكي‌.
 موارد ديگر هم‌وارد نبودند(رئيس‌ـ خوب‌حالا اينكه‌...) نه‌، ببينيد! حرف‌مرا تحريف‌كردند. من‌مي‌گويم‌بيمارستان‌نسازند؟ مي‌گويم‌رشته‌توليد نكنيد؟ بيمارستان‌امام‌خميني‌عمل‌قلب‌دارد انجام‌مي‌دهد، من‌چه‌موقع‌گفتم‌جلو آن‌را بگيرند؟
 رئيس‌ـ  بله‌، خيلي‌متشكر. عرض‌مي‌شود كه‌پيشنهاد كفايت‌مذاكرات‌رسيده‌، يك‌نفر موافق‌، يك‌نفر مخالف‌هم‌بيشتر نمانده‌. اين‌دو بزرگوار هم‌اگر كوتاه‌صحبت‌بكنند، به‌اندازه‌كفايت‌مذاكرات‌و موافق‌و مخالف‌آن‌كافي‌است‌. آقاي‌اكرمي‌بفرماييد.
 سيدرضا اكرمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ببينيد برادران‌و خواهران‌! اولاً از بعضي‌از مطبوعاتي‌كه‌اخيراً حملات‌به‌بعضي‌از طرحهاي‌مجلس‌را شروع‌كرده‌اند، استدعا مي‌كنم‌به‌نمايندگان‌خودشان‌در مجلس‌بفرمايند دستور بدهند اگر نمايندگان‌طرحي‌را دادند آن‌طرح‌را در مطبوعات‌مطرح‌بكنند، نظري‌، پيشنهادي‌، از جانب‌مردم‌، كارشناسان‌هست‌آنها را منعكس‌بكنند، آنها هم‌به‌پختگي‌طرحها كمك‌كنند، نه‌اينكه‌واقعاً با خشن‌ترين‌كلمات‌يك‌نهاد قانوني‌را بردارند در ديدگاه‌مردم‌مخدوش‌كنند با بعضي‌از اغراضي‌كه‌آلوده‌به‌بعضي‌از مسايل‌هست‌، اصل‌اين‌نهاد به‌اصطلاح‌مخدوش‌بشود و جايگاه‌واقعي‌خودش‌را از دست‌بدهد، از جمله‌همين‌طرح‌است‌.
 نكته‌ديگر اينكه‌برادرها و خواهرها و ملت‌شريف‌ايراني‌كه‌عرض‌مرا مي‌شنويد! انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌، اين‌چند نكته‌اي‌است‌كه‌عرض‌مي‌كنم‌:
 نكته‌اول‌اينكه‌مي‌خواهد از توسعه‌بيش‌از حد، نه‌اصل‌توسعه‌... جناب‌آقاي‌انصاري‌! انصاف‌بدهيد، اين‌را دقت‌بفرماييد. جناب‌عالي‌نماينده‌محترم‌تهران‌هستيد بنده‌هم‌نماينده‌تهران‌، اين‌را دقت‌كنيد اصل‌بحث‌اين‌است‌، مي‌گويد جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد بشود، نه‌اينكه‌جلوگيري‌از توسعه‌بشود.
 نكته‌دوم‌اين‌است‌مي‌گويد تمركزگرايي‌كاهش‌پيدا كند و ما به‌سمت‌تمركززدايي‌برويم‌، نه‌اينكه‌مي‌خواهيم‌وضع‌موجودي‌كه‌هست‌را تعطيلش‌بكنيم‌، ركود بوجود بياوريم‌، قيمت‌ساختمان‌را سرسام‌آور بكنيم‌و امثال‌اينها... اصلاً اين‌طرح‌شامل‌وضع‌موجود و گذشته‌نمي‌شود، مربوط‌به‌اجراء من‌بعد است‌، بعد از تصويب‌است‌، تازه‌شور اول‌هم‌هست‌. در شور دوم‌ممكن‌است‌بسياري‌از مسايل‌آن‌تغيير و حالت‌سياستگذاري‌را پيدا بكند.
 نكته‌سوم‌اينكه‌آوردن‌مواردي‌از قبيل‌دانشگاهها، بيمارستانها و ادارات‌بعنوان‌آغاز كار است‌، اگر توسعه‌بيش‌از حد در تهران‌(كه‌واقعاً مسايل‌لاينحلي‌در ابعاد گوناگون‌از محيط‌زيست‌آن‌گرفته‌تا موارد ديگر دارد) را مي‌خواهيم‌بيش‌از اين‌توسعه‌پيدا نكند، اضافه‌نشود بالاخره‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌كرد. متأسفانه‌ما تمام‌اتوبانهايي‌كه‌مي‌خواهيم‌داير كنيم‌از تهران‌شروع‌مي‌كنيم‌، توسعه‌فرودگاه‌در تهران‌يا امثال‌اينها... خوب‌حالا بعداً مي‌گويم‌. آغاز يك‌كاري‌است‌، حالت‌يك‌نوع‌سياستگذاري‌، يا آوردن‌نام‌شهرهايي‌از قبيل‌تهران‌، اصفهان‌، مشهد، شيراز، تبريز اينهم‌بعنوان‌آغاز كار است‌، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌كرد. شما ممكن‌است‌بگوييد آقا اين‌پنج‌تا را تبديل‌به‌سه‌تا كنيم‌يا كليات‌سياستگذاري‌بكنيم‌، نه‌اينكه‌ما اصل‌آن‌را هوا بكنيم‌، اين‌تمركززدايي‌، تمركزگرايي‌، جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد، بالاخره‌يك‌روزي‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بشود. در عالم‌خلاء كه‌نمي‌شود حرف‌زد، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌بشود و معضل‌اين‌شهرها از جمله‌تهران‌است‌كه‌بيش‌از همه‌جاي‌كشور معضل‌دارد و خودمان‌ هم‌به‌اصطلاح‌به‌آن‌واقفيم‌، خوب‌بايد به‌آن‌يك‌روزي‌بها بدهيم‌.
 نكته‌دومي‌كه‌وجود دارد، آقاي‌كامران‌يك‌مطالبي‌را فرمودند كه‌انصافاً گفت‌آقا توگفتي‌و من‌هم‌باور كردم‌! واقعاً (90) درصد سرمايه‌گذاريهاي‌شهر اصفهان‌مردمي‌است‌؟ كجا شما داريد مي‌گوييد؟ يعني‌ذوب‌آهن‌آن‌را مي‌گوييد؟ فولاد آن‌را مي‌گوييد؟ فرودگاه‌آن‌را مي‌گوييد؟ پايگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ بيمارستان‌آن‌را مي‌گوييد؟ دانشگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ جناب‌آقاي‌كامران‌! دانشگاه‌چند هزار نفري‌اصفهان‌از يك‌دبيرستان‌شروع‌شد، خوب‌چرا اجازه‌نمي‌دهيم‌از اين‌به‌بعد همين‌از شهرضا شروع‌بشود؟ از نجف‌آباد ما شروع‌بشود؟ از خوانسار شروع‌بشود؟ آقاي‌انصاري‌! ما مي‌گوييم‌حالا مي‌گوييد دانشگاه‌نه‌، شما بياييد آموزشكده‌را لااقل‌شروع‌بكنيد. همين‌تهران‌، دماوند يك‌واحد دولتي‌آموزشي‌ندارد، فيروزكوه‌ندارد، برويم‌اسلامشهري‌كه‌(700) هزار نفر جمعيت‌دارد يك‌واحد آموزشي‌دولتي‌ندارد، خوب‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌. بله‌، دولت‌مخالف‌است‌، سازمان‌برنامه‌و بودجه‌مخالف‌است‌، مي‌گويد آقا من‌برايم‌صرف‌نمي‌كند، هزينه‌دارد، مشكل‌دارم‌نمي‌شود، من‌براي‌امور روزمره‌ام‌مشكل‌دارم‌شمامي‌گوييد چنين‌و چنان‌، ولي‌بالاخره‌انصاف‌بدهيم‌كه‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بكنيم‌. اين‌ورامين‌با اين‌جمعيت‌اگر دانشگاه‌ابوريحان‌را دارد، آنهم‌مال‌گذشته‌است‌. اوايل‌آنچنان‌برسرآن‌زديم‌كه‌نزديك‌بود تعطيل‌بشود، حالا اخيراً يك‌مقداري‌جان‌گرفته‌است‌، خوب‌مي‌خواهيم‌همه‌بيايند تهران‌و برگردند؟ اين‌كهريزك‌، حسن‌آباد همين‌دوروبر، بيخ‌گوش‌تهران‌، همه‌مي‌گوييم‌بيايند تهران‌، خوب‌يك‌مقداري‌هم‌به‌آن‌سمت‌برويم‌، اينكه‌نشد. آقاي‌انصاري‌! ما بايد از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، مي‌گوييد دانشكده‌و دانشگاه‌نه‌، خيلي‌خوب‌لااقل‌بگوييد آموزشكده‌، بگوييد فني‌ ـ حرفه‌اي‌، از يك‌جايي‌شروع‌كنيد. آقاي‌كامران‌! طرح‌آمايش‌سرزميني‌انجام‌گرفته‌، در دوره‌اول‌رياست‌جمهوري‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌انجام‌گرفته‌، در سازمان‌برنامه‌و بودجه‌موجود است‌، استانها را آمايش‌كردند حتي‌رفتند بطرف‌اجراء، بنابود چند سازمان‌از تهران‌منتقل‌بشود، چند وزارتخانه‌منتقل‌بشود، حتي‌رفتند در مرحله‌اي‌كه‌تهران‌را هم‌منتقل‌كنند به‌جايي‌، رفتند مطالعه‌كردند اما بدليل‌مشكلات‌چه‌و چه‌، يا گفتند آقا سخت‌و دشوار است‌همه‌تمام‌شد، خوب‌همين‌تمام‌شد! آن‌را رها بكنيم‌؟ خوب‌بياييد از يك‌جاي‌كوچك‌... انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، عيب‌ندارد شما از جزيي‌شروع‌كنيد، بگوييد آقا دانشگاه‌نه‌، بيمارستان‌نه‌، لااقل‌درمانگاه‌آن‌را عمل‌كنيد، لااقل‌ آموزشكده‌آن‌را عمل‌بكنيد. اينكه‌نشد، واقعاً اين‌تمركزگرايي‌همه‌مان‌را بيچاره‌كرده‌، از جمله‌مسؤولين‌مملكت‌و دستگاههاي‌اجرايي‌را. به‌مردم‌كه‌حاضر نيستيم‌واگذار بكنيم‌، خودمان‌هم‌كه‌براي‌اجراء مشكل‌داريم‌، آخر اينكه‌نشد. از يك‌جايي‌ولو از جاي‌كوچك‌شروع‌بكنيد، آن‌را معقول‌، منطقي‌و معتدلش‌بكنيم‌، حالت‌سياستگذاري‌به‌آن‌بدهيم‌، بگوييم‌آقا از اين‌به‌بعد آنچه‌الان‌انجام‌گرفته‌و گذشته‌برآن‌صلوات‌، لااقل‌از اين‌به‌بعد به‌اين‌سمت‌برويم‌، انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌.
 كامران‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  متشكر، آقاي‌كامران‌هم‌مي‌خواهند تذكر آيين‌نامه‌اي‌بدهند، ديگر نمي‌خواهد، متشكر، همين‌اندازه‌كه‌من‌گفتم‌حق‌شما حفظ‌شد. آخرين‌موافق‌آقاي‌موسوي‌نسب‌هستند، شما هم‌جمع‌ و جور و مختصر صحبت‌بفرماييد، اوقع‌در نفوس‌است‌.
 سيدعلي‌موسوي‌نسب‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 طرح‌را وقتي‌نمايندگان‌محترم‌ملاحظه‌مي‌فرمايند، خوب‌، دو بخش‌اساسي‌دارد، اگر احتمالاً كميسيون‌خاص‌اين‌را اصلاح‌مي‌كرد و به‌مجلس‌مي‌داد، مي‌شد در خصوص‌بحث‌موافقت‌صحبت‌كرد، اما خوب‌چون‌نظر كلي‌بر رد بود، اين‌دلايلي‌كه‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌اينها هم‌اضافه‌مي‌شود بر آنچه‌عزيزان‌صحبت‌كردند، نمي‌شود راجع‌به‌اين‌بحث‌خوب‌نظر كلي‌را ارائه‌داد و با آن‌موافقت‌كرد.
 (در اين‌هنگام‌آقاي‌محمدعلي‌موحدي‌كرماني‌«نايب‌رئيس‌» رياست‌جلسه‌را بعهده‌گرفتند)
 دو، سه‌طرح‌در اين‌چند روز اخير يا يكي‌، دو ماهه‌اخير در مجلس‌مطرح‌شده‌كه‌وقتي‌ما روح‌كلي‌اين‌طرحها را نگاه‌مي‌كنيم‌در مجموع‌ملاحظه‌مي‌شود كه‌روح‌كلي‌آن‌، حكايت‌از اين‌دارد كه‌نمايندگان‌محترم‌از روي‌دلسوزي‌اين‌طرحها را در مجلس‌مطرح‌كرده‌اند و واقعيت‌هم‌همين‌است‌، اما نتيجه‌اين‌طرحها را وقتي‌ملاحظه‌مي‌كنيم‌اگر قرار بر اين‌باشد كه‌در داخل‌جامعه‌پياده‌بشود، نتيجه‌اش‌آن‌است‌كه‌بر مخالفت‌اساسي‌با آن‌روح‌كلي‌و بهر صورت‌نظرخواهي‌مثبتي‌كه‌از طريق‌نمايندگان‌اعلام‌شده‌، است‌.
 ببينيم‌آن‌طرحهايي‌كه‌بهر صورت‌ما اعلام‌كرديم‌همه‌الان‌به‌آن‌واقف‌هستيم‌، فرض‌بفرماييد بحث‌بازنشستگي‌پيش‌از موعد، بحث‌استفاده‌ابزاري‌از عكس‌و تفكيك‌دربيمارستانها و طرح‌به‌اصطلاح‌صرفه‌جويي‌در مسايل‌، همه‌اينها را وقتي‌نگاه‌مي‌كنيم‌روح‌كلي‌آن‌در جهت‌مستضعف‌گرايي‌و يا در جهت‌بهرصورت‌مسايل‌ارزشهاست‌اما نتيجه‌آن‌، نتيجه‌اي‌خواهد بود كه‌در روزنامه‌هانوشتند و يك‌قسمتي‌از آنها را بعنوان‌انتقاد جناب‌آقاي‌اكرمي‌از آن‌صحبت‌كردند.
 در خصوص‌بحث‌ماده‌(1) وقتي‌ما نگاه‌مي‌كنيم‌، شما توجه‌داريد ما قبلاً براي‌اينكه‌بحث‌مسكن‌را حل‌كنيم‌يك‌موضوعي‌را در جامعه‌مطرح‌كرديم‌و قرار براين‌شد كه‌بخش‌خصوصي‌وارد مسكن‌بشود، اگر قرار شد كه‌چهار واحد بيشتر را (به‌اصطلاح‌) انجام‌بدهد و كار ايجاد بكند از طريق‌دولت‌و بانكها ما بهر صورت‌به‌آنها وام‌بدهيم‌، اما وقتي‌ما مي‌آييم‌از طرف‌ديگر بحث‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌را مطرح‌مي‌كنيم‌، دقيقاً ضديت‌آن‌موضوعي‌را در اينجا مطرح‌مي‌كنيم‌كه‌حدود چند وقت‌قبل‌از طريق‌مجلس‌و دستگاه‌دولت‌ارائه‌شده‌. يا فرض‌بفرماييد وقتي‌در بحث‌يك‌شهر الان‌از نظر علمي‌نگاه‌مي‌كنند، اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌مهندسين‌در قسمت‌بالاي‌شهر، پايين‌شهر، شمال‌و جنوب‌بهر صورت‌بوسيله‌ارتفاعاتي‌كه‌در شهر وجود دارد براي‌هر قسمتي‌از آن‌طرحهاي‌مشخصي‌را ارائه‌مي‌كنند. براي‌اينكه‌بهرصورت‌طرح‌با كيفيت‌عالي‌برخورد بكند اما ما آمديم‌با يك‌چوب‌مجموعه‌شهرهاي‌بزرگ‌را و مهمتر از همه‌شهر تهران‌را در اينجا درنظر گرفتيم‌و گفتيم‌كه‌چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌. واقع‌قضيه‌اين‌است‌كه‌اگر چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌است‌جناب‌حاج‌آقا انصاري‌، اشاره‌اي‌داشتند خوب‌، چگونه‌شده‌است‌كه‌اين‌چهار طبقه‌را ما براي‌دانشجويان‌محترم‌يا براي‌محلهايي‌كه‌دانشجويان‌در آنجا اسكان‌پيدا بكنند بهر صورت‌ما آنرا ممنوع‌نكرديم‌؟ حالا اگر از بعد اخلاقي‌است‌، از بعد اشرافيت‌يك‌ساختمان‌بر ساختمان‌ديگر است‌يا هر موضوع‌ديگري‌كه‌در اينجا ما بگيريم‌، استثناءكردن‌دانشجوها در اينجا هيچ‌موضوعيتي‌ندارد و نمي‌توانيم‌اين‌موضوع‌را ما استثناء بكنيم‌و يك‌موضوع‌اساسي‌را با اين‌وفق‌بدهيم‌و در كل‌كشور اين‌را مطرح‌بكنيم‌.
 آنچه‌كه‌در اينجا مطرح‌است‌اگر به‌نظر مي‌رسيد كه‌كميسيون‌اصلي‌يا كميسيوني‌كه‌اين‌را رد كرده‌ماده‌(1) و تبصره‌آن‌را، تبصره‌ماده‌(2) را اصلاح‌مي‌كرد و يا اينكه‌آنرا حذف‌مي‌كرد و روح‌كلي‌آن‌را براساس‌تمركززدايي‌، آنچه‌را كه‌اعلام‌شد و در طرح‌هم‌روح‌كلي‌آن‌براين‌اساس‌بنا شده‌واقعاً بنا مي‌گرديد، مي‌شد راجع‌به‌اين‌قضيه‌يك‌مقدار با دقت‌بيشتري‌صحبت‌بكنيم‌و در آينده‌هم‌اين‌اميد مي‌رفت‌كه‌اگر چنانچه‌مجلس‌كليات‌آن‌را تصويب‌مي‌كرد، درآينده‌انسان‌بتواند با يك‌اصلاحات‌و با يك‌پيشنهادهايي‌آن‌را اصلاح‌بكند، اما چون‌اين‌روح‌كلي‌در قسمت‌اول‌رعايت‌نشده‌و كميسيون‌در حق‌واقع‌با كليات‌طرح‌مخالفت‌كرده‌و اگر چنانچه‌حتي‌كليات‌آن‌هم‌تصويب‌بشود، نهايتاً چون‌كل‌كميسيون‌با آن‌مخالفت‌كرده‌، در آينده‌هم‌قابليت‌اصلاح‌خوبي‌را نخواهد داشت‌و طرح‌از يك‌جامعيت‌خوبي‌در آينده‌برخوردار نخواهد شد. بنظر مي‌رسد كه‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌با وضعيت‌فعلي‌كه‌طرح‌را رد كردند، اين‌طرح‌ان‌شاءالله رد بشود، در آينده‌با يك‌ديد بهتري‌در اصل‌تمركززدايي‌كه‌خود من‌هم‌با آن‌موافق‌هستم‌، ان‌شاءالله صحبت‌بكنيم‌، طراحي‌دقيق‌تر و بهتري‌ان‌شاءالله انجام‌بشود كه‌با آن‌طراحي‌بهتر و دقيقتر يك‌جامعيتي‌در سطح‌كل‌كشور ديده‌بشود. فقط‌بحث‌ساختمان‌و فرض‌بفرماييد چهار تا تشكيلات‌اداري‌و امثال‌اينها را در نظر نگيريم‌، مجموعه‌نظام‌و مجموعه‌تشكيلات‌اداري‌، مالي‌، اقتصادي‌و سياسي‌را درنظر بگيريم‌كه‌آن‌بحث‌جداگانه‌اي‌است‌. اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌نمايندگان‌من‌فكر مي‌كنم‌با اين‌موضوعيت‌كلي‌ان‌شاءالله موافقت‌خواهند كرد اما وضعيت‌فعلي‌طرح‌بگونه‌اي‌است‌كه‌واقعاً وقتي‌انسان‌نگاه‌مي‌كند، نمي‌تواند آن‌را با يك‌اصلاحات‌جزيي‌در آينده‌اميدوار باشد كه‌به‌اصطلاح‌اصلاح‌بكند و به‌نفع‌جامعه‌باشد و وضعيت‌تورم‌و تشديد تورم‌و ديد به‌اقشار كم‌درآمدي‌كه‌در اينجا بر خلاف‌آن‌عمل‌خواهد شد را در نظر نگيريم‌. با اين‌صحبتهايي‌كه‌عرض‌شد بنده‌هم‌با رد كليات‌آن‌همينطوري‌كه‌رد شده‌موافق‌هستم‌و با اصل‌آن‌خوب‌طبيعتاً مخالف‌، متشكر.
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌متشكر، چون‌طرح‌را كميسيون‌محترم‌رد كردند، يكي‌از طراحان‌مي‌توانند صحبت‌بكنند اگر مايل‌باشند. آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 يكي‌از نمايندگان‌ـ  آقاي‌شيباني‌يكبار صحبت‌كرده‌!
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌، آيين‌نامه‌منعي‌ندارد، همانجا هم‌مي‌توانستند صحبت‌كنند. چون‌ايشان‌الان‌بعنوان‌ديگري‌دارند صحبت‌مي‌كنند.
 عباس‌شيباني‌ـ  ببخشيد، من‌بعنوان‌طراح‌چون‌رد شده‌، حق‌دارم‌دفاع‌بكنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  مسأله‌اي‌كه‌ابتداء خدمت‌نمايندگان‌محترم‌عرض‌كردم‌، در كميسيون‌مشترك‌توافق‌شد طرحي‌را كه‌كميسيون‌بهداري‌تصويب‌كرده‌بود در اين‌مورد، آن‌مطرح‌بشود، دو ماده‌آن‌هم‌تصويب‌شد. اصل‌هم‌همين‌است‌كه‌آقاي‌اكرمي‌هم‌گفتند براي‌تمركز زدايي‌است‌، براي‌اين‌است‌كه‌امكانات‌را منحصر نكنيم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌، عملاً تمام‌امكانات‌منحصر به‌شهرهاي‌بزرگ‌است‌. مي‌گوييم‌در شهرهاي‌كوچك‌نمي‌شود ايجاد كرد، مگر آن‌موقعي‌كه‌دانشگاه‌تهران‌را اينجا درست‌كردند تمام‌امكانات‌اينجا بود؟ دانشگاه‌تهران‌يك‌بيابان‌بود، دوروبر آن‌تمام‌بيابان‌بود من‌يادم‌مي‌آيد، آن‌وقت‌شما مي‌گوييد كه‌نه‌، همه‌را منحصر بكنيم‌به‌تهران‌. اگرگفتيم‌كه‌دانشگاهها امكاناتشان‌را بدهند، گفتيم‌مقاطع‌پايين‌را كه‌مي‌شود، رها كنند، مقاطع‌فوق‌تخصصي‌را كه‌نمي‌شود بدهند به‌شهرهاي‌ديگر، آن‌قسمتها را اينجا داير بكنند. در تبصره‌آمده‌، در آن‌طرحي‌كه‌دوماده‌آن‌تصويب‌شد، اينها تصويب‌شده‌.
 براي‌آن‌چهار طبقه‌هم‌من‌يك‌توضيحي‌بدهم‌، البته‌در آن‌طرح‌كميسيون‌اصلاح‌شد. چهار طبقه‌هم‌براي‌خدمت‌به‌طبقه‌ضعيف‌بوده‌، چون‌چهار طبقه‌به‌بالا آسانسور مي‌خواهد، (10) ميليون‌تومان‌فقط‌به‌آن‌قيمتش‌اضافه‌مي‌شود.
 براي‌دانشجوها گفتيم‌(7) طبقه‌، از اين‌نظر گفتيم‌كه‌خرج‌دانشجو را دولت‌مي‌دهد، خرج‌آن‌را دانشجو نمي‌دهد كه‌ساختمان‌برايش‌مي‌سازند. من‌خواهشم‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌دقت‌بفرماييد اگر مي‌خواهيد عدالت‌اجتماعي‌رعايت‌بشود به‌اين‌طرح‌ رأي‌بدهيد، بگذاريد در كميسيون‌اگر پيشنهاد داريد اصلاح‌بشود.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، نماينده‌دولت‌بفرماييد. چون‌طرح‌است‌، اول‌دولت‌، بعد كميسيون‌صحبت‌مي‌كنند.
 عبدالعلي‌زاده‌ (وزير مسكن‌و شهرسازي‌)  ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ابتدائاً ما از طراحان‌محترم‌و پيشنهاددهندگان‌اين‌طرح‌تشكر مي‌كنيم‌كه‌به‌فكر شهرها و توسعه‌شهرها بويژه‌مشكلات‌شهرهاي‌بزرگ‌هستند و از سردلسوزي‌اين‌پيشنهاد را ارائه‌داده‌اند، منتها در مورد به‌مورد كه‌مطرح‌شده‌مواردي‌هست‌كه‌من‌جهت‌استحضار نمايندگان‌محترم‌توضيحاتي‌در اين‌خصوص‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در خصوص‌ماده‌(1) كه‌بحث‌احداث‌ساختمان‌را فرمودند كه‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌هم‌توضيح‌دادند كه‌براي‌حمايت‌از طبقه‌در واقع‌مستضعف‌اين‌پيشنهاد را دادند كه‌ساختمانهاي‌بيش‌از (4) طبقه‌آسانسور لازم‌دارد و اين‌ممكن‌است‌باعث‌گران‌شدن‌ساختمان‌بشود. خدمتتان‌عرض‌كنم‌خود طراحان‌، خوابگاههاي‌دانشجويي‌را گفته‌اند چون‌دولت‌مي‌سازد بلامانع‌است‌. بنابراين‌بحث‌اينكه‌از ارتفاع‌استفاده‌شود از نظر طراحان‌مانعي‌ندارد فقط‌براي‌گراني‌و يا صرفه‌جويي‌در هزينه‌است‌. خوب‌من‌سؤال‌مي‌كنم‌كه‌وقتي‌دولت‌مي‌تواند خوابگاه‌دانشجويي‌(7) طبقه‌بسازد نمي‌تواند ساختمان‌وزارتخانه‌(10) طبقه‌بسازد؟ ايشان‌گفته‌اند كل‌ساختمان‌، نگفته‌اند حداقل‌واحد مسكوني‌خوب‌ساختمانهاي‌دولتي‌هم‌شامل‌همين‌محدوديت‌مي‌شود، اينها را هم‌دولت‌مي‌سازد.
 دوم‌اينكه‌ما مي‌آييم‌مي‌گوييم‌برج‌بسازيم‌و از ارتفاع‌استفاده‌بكنيم‌بلحاظ‌اينكه‌ارزانتر تمام‌مي‌شود يعني‌وقتي‌يك‌برج‌(20) طبقه‌ما مي‌سازيم‌در يك‌زميني‌كه‌در تهران‌زمين‌مترمربعي‌در آن‌منطقه‌بيش‌از (300) هزار تومان‌قيمت‌دارد در واقع‌ما از يك‌مترمربع‌زمين‌(10) بار، (20) بار به‌ازاء طبقات‌استفاده‌مي‌كنيم‌و اين‌هزينه‌آسانسور يا دسترسي‌به‌طبقات‌بالا را در مقايسه‌با هزينه‌سنگين‌زمين‌خنثي‌مي‌كند. از طرف‌ديگر اينكه‌در دنيا هم‌ملاحظه‌مي‌فرماييد از ارتفاع‌كه‌استفاده‌مي‌كنند براي‌استفاده‌بيشتر و بهتر و صحيحتر از خدمات‌عمومي‌دولتي‌است‌. عنايت‌بفرماييد كه‌در يك‌خياباني‌وقتي‌لوله‌گذاري‌مي‌شود و آب‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، كابل‌كشي‌مي‌شود، برق‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، گاز تأمين‌مي‌شود، آسفالت‌مي‌شود از روي‌اين‌چه‌تعداد جمعيتي‌عبور مي‌كند، چه‌تعداد جمعيت‌از اين‌خدمات‌استفاده‌مي‌كند؟ ما اگر تراكم‌را بصورت‌منطقي‌در هر هكتار بالا ببريم‌هزينه‌هاي‌شهرسازي‌و هزينه‌هاي‌زندگي‌در شهر را در واقع‌كاهش‌داده‌ايم‌و بهره‌برداري‌را از اينها بيشتر كرده‌ايم‌. امروزه‌همه‌تلاش‌براي‌اين‌است‌كه‌با استفاده‌از فضا و ارتفاع‌حداكثر بهره‌برداري‌از هزينه‌هاي‌عمومي‌و سرمايه‌گذاري‌عمومي‌دولت‌بشود. ما با اين‌طرح‌، با اين‌ماده‌مخالفيم‌، براي‌اينكه‌اين‌محدوديت‌(4) طبقه‌هيچ‌مشكلي‌را حل‌نمي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌خدمات‌عمومي‌و هزينه‌هاي‌دولتي‌و عمومي‌كه‌در شهرها هزينه‌مي‌شود بهره‌برداري‌درست‌از اينها نشود، زندگي‌شهري‌را گرانتر مي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌تراكم‌نفر در هكتار شهرها پايين‌بيايد، در نتيجه‌هزينه‌زندگي‌براي‌مردم‌در شهر بالاتر مي‌رود و گرانتر مي‌شود و استفاده‌از خدمات‌عمومي‌را گرانتر مي‌كند.
 دليل‌ديگرمان‌هم‌براي‌مخالفت‌اين‌است‌كه‌در شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌شهري‌مثل‌تهران‌ما اجبار داريم‌برويم‌و از فضا استفاده‌بكنيم‌منتها به‌شكل‌معقول‌. خوشبختانه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌و شهرداري‌تهران‌در اين‌مورد توافق‌كرده‌اند و برمبناي‌طرح‌تفصيلي‌تهران‌و طرح‌جامع‌تهران‌نقاط‌مخصوصي‌، مناطق‌مخصوصي‌را براي‌برج‌سازي‌اختصاص‌ داده‌اند و بافتهاي‌قديمي‌تهران‌و محلهايي‌كه‌بصورت‌(2) طبقه‌، (3) طبقه‌ملاحظه‌مي‌فرماييد در تهران‌وجود دارد در اينها از برج‌سازي‌براساس‌مصوباتي‌كه‌بين‌ما هست‌جلوگيري‌مي‌شود و احداث‌نمي‌شود. بنابراين‌مشكلي‌هم‌كه‌قبلاً در تهران‌وجود داشت‌و با فروش‌تراكم‌نظم‌ساختمان‌سازي‌را در بافتهاي‌قديمي‌بهم‌مي‌زد از اين‌عمل‌پيشگيري‌بعمل‌آمده‌، ديگر جاي‌نگراني‌و مشكلي‌نيست‌اما در جاهايي‌كه‌مي‌توانيم‌تا حتي‌(20) طبقه‌، (25) طبقه‌... الان‌ما ساختمانهايي‌را در دست‌مطالعه‌در تهران‌داريم‌كه‌تا (40) يا حتي‌(50) طبقه‌بتوانيم‌از فضا استفاده‌بكنيم‌و با افزايش‌تراكم‌نفر در هكتار خدمات‌عمومي‌را با حداقل‌هزينه‌در واقع‌مورد بهره‌برداري‌قرار بدهيم‌.
 در رابطه‌با ماده‌(2) و تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌خود شوراي‌گسترش‌دانشگاهها، توسعه‌دانشگاهها در شهرهاي‌بزرگ‌را متوقف‌كرده‌است‌اما چند مورد خاص‌وجود دارد كه‌اجباري‌است‌. مثلاً فرض‌بفرماييد كه‌رشته‌هاي‌دكترا، تأكيد ما بر اين‌است‌كه‌تا مي‌توانيم‌از اعزام‌دانشجو به‌خارج‌جلوگيري‌كنيم‌و كادر علمي‌دانشگاههايمان‌و مقاطع‌تكميلي‌را در داخل‌كشور تربيت‌كنيم‌و ارائه‌بدهيم‌. خوب‌، طبيعي‌است‌وقتي‌ما مي‌خواهيم‌در كشور در يك‌رشته‌اي‌(100) نفر، (200) نفر استاد دانشگاه‌تربيت‌كنيم‌و از عالي‌ترين‌مدارج‌تحصيلي‌اينها برخوردار بشوند، اينها كه‌نمي‌توانند بروند در شهرستانهاي‌محروم‌و جاهاي‌دورافتاده‌تحصيل‌بكنند. امروزه‌خوشبختانه‌به‌بركت‌انقلاب‌اسلامي‌در هر استان‌كشور حداقل‌يك‌دانشگاه‌بزرگ‌وجود دارد. بنابراين‌اينكه‌بگوييم‌آموزش‌عالي‌را در سطح‌كشور توسعه‌بدهيم‌، عملاً تحقق‌يافته‌اما براي‌رشته‌هاي‌تحصيلاتِ تكميلي‌، يعني‌كارشناسي‌ارشد و بويژه‌دكترا و در بعضي‌از رشته‌هاي‌خاص‌و نادر كه‌نمي‌شود اينها را به‌استانها و شهرستانهاي‌ديگر منتقل‌كرد، چه‌كنيم‌؟ در رشته‌هاي‌بسيار تخصصي‌كه‌در كشور وجود ندارد و ما فقط‌مي‌خواهيم‌يك‌رشته‌محدود در آن‌رشته‌داير بكنيم‌، چاره‌اي‌نداريم‌الا اينكه‌از امكانات‌تهران‌و يا شهرهاي‌بزرگ‌استفاده‌بكنيم‌كه‌در اين‌خصوص‌ملاحظه‌مي‌فرماييد دانشگاههاي‌موجود در تهران‌هم‌براي‌بازسازي‌خودشان‌، وقتي‌مي‌خواهند دنبال‌زمين‌بگردند بايد از محدوده‌شهر تهران‌بيرون‌بروند. الان‌چند دانشگاه‌مثل‌دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌، دانشگاه‌خواجه‌نصير طوسي‌و امثال‌اينها كه‌درواقع‌مجموعه‌و پرديس‌در داخل‌تهران‌ندارند، اينها دنبال‌زمين‌هستند. دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌رفته‌كرج‌و دانشگاه‌خواجه‌نصير هم‌در فاصله‌بسيار دوري‌از تهران‌دنبال‌زمين‌است‌. عملاً خود دولت‌و شوراي‌گسترش‌دانشگاهها اين‌ماده‌را عمل‌كرده‌، اما اين‌ماده‌اگر به‌اين‌شكل‌تصويب‌بشود قطعاً مانع‌ايجاد رشته‌هاي‌تخصصي‌خاص‌و توسعه‌مقاطع‌تحصيلات‌دكترا خواهد بود كه‌قطعاً به‌ضرر كشور است‌و در شهرهاي‌كوچك‌و يا جاهاي‌دور امكان‌ايجاد اين‌مقاطع‌تحصيلي‌وجود ندارد. در نتيجه‌ما به‌قيمت‌و بهاي‌جلوگيري‌از توسعه‌شهرها عملاً مانع‌توسعه‌آموزش‌عالي‌كشور مي‌شويم‌. اين‌است‌كه‌دولت‌با اين‌ماده‌هم‌مخالف‌است‌.
 در خصوص‌بيمارستانها، بهرحال‌ملاحظه‌مي‌فرماييد ديگر بحث‌ايجاد بيمارستان‌جديد دولتي‌منتفي‌است‌. با اين‌بيمارستانهايي‌كه‌ساخته‌مي‌شود ما اگر بتوانيم‌تا (6 ـ 5) سال‌ديگر اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجود را تمام‌بكنيم‌هنر كرده‌ايم‌تا بخواهيم‌بياييم‌بيمارستان‌جديد بسازيم‌، اين‌يك‌.
 دوم‌اينكه‌ما با تكميل‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجودمان‌با بهترين‌استانداردهاي‌جهاني‌درماني‌، بيش‌از (2000) تخت‌بيمارستاني‌اضافه‌خواهيم‌داشت‌. دولت‌بهيچوجه‌قصد سرمايه‌گذاري‌بيمارستان‌سازي‌را، چه‌در شهرهاي‌بزرگ‌و چه‌در شهرهاي‌كوچك‌ندارد و بدنبال‌اين‌است‌كه‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌خودش‌را كه‌در دست‌ساخت‌است‌تمام‌بكند. بنابراين‌خود اين‌ماده‌عملاً معني‌اجرايي‌ندارد و واقعيتش‌اين‌است‌كه‌در بيرون‌بلحاظ‌مصوبات‌مجلس‌در دوره‌سوم‌و دوره‌چهارم‌و پيگيريهاي‌مكرر نمايندگان‌محترم‌همين‌دوره‌، اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌در كشور ساخته‌مي‌شود. اينها تكميل‌بشود ما (2000) تخت‌اضافي‌هم‌داريم‌، لزومي‌به‌منع‌و اينها نيست‌. ضمن‌اينكه‌هرموقع‌دولت‌بخواهد بيمارستان‌جديد بسازد بايد از مجلس‌مجوز بگيرد. ما بيش‌از (170،160) بيمارستان‌در سطح‌كشور ساخته‌و مي‌سازيم‌مورد بمورد، شهر به‌شهر و حتي‌روستابه‌روستا شما اسم‌مي‌بريد. خوب‌، ما كه‌منابع‌مالي‌دولتي‌نداريم‌كه‌بتوانيم‌خودمان‌در شهر بزرگ‌يا جايي‌كه‌دلمان‌مي‌خواهد برويم‌بيمارستان‌ايجاد كنيم‌. بايد در بودجه‌سالانه‌بياييم‌و از مجلس‌اجازه‌بگيريم‌. حالا اگر مجلس‌اين‌ماده‌(3) را تصويب‌كرد و ممنوع‌كرد، اما در بودجه‌سال‌78 خودش‌تأييد كرد و مجوز داد كه‌در فلان‌شهر بيمارستان‌ساخته‌بشود، خوب‌اين‌مصوبه‌چه‌معني‌دارد؟ و اگر هم‌مي‌خواهند واقعاً در شهرهاي‌بزرگ‌يا شهرهاي‌ديگر بيمارستان‌جديد ساخته‌نشود (كه‌ما هم‌موافقيم‌و نياز هم‌نداريم‌) در بودجه‌هاي‌سالانه‌مي‌توانيد اين‌سياست‌را اعمال‌بكنيد و نيازي‌به‌اين‌قانون‌نيست‌. درواقع‌چون‌تكليف‌ساخت‌و ساز بيمارستانها همواره‌در بودجه‌هاي‌سالانه‌تعيين‌مي‌شود، تصويب‌يا عدم‌تصويب‌اين‌ماده‌نيازي‌نيست‌و هيچگونه‌موضوعيتي‌ندارد.
 خوب‌، طبعاً پيشنهاد (5) ماده‌است‌كه‌در واقع‌ماده‌پنجم‌دستگاه‌اجرايي‌را تعيين‌مي‌كند. دولت‌با اصل‌ هر چهار ماده‌مخالف‌است‌و موافق‌با رد آن‌است‌و بنظر كميسيونهاي‌تخصصي‌محترم‌مجلس‌كه‌زحمت‌كشيده‌اند، بررسي‌كار را كارشناسانه‌كرده‌اند و اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، ما هم‌احترام‌مي‌گذاريم‌و با رد اين‌طرح‌موافق‌هستيم‌. منتها مجدداً عرض‌مي‌كنم‌(نه‌از باب‌تعارف‌!) از اينكه‌نمايندگان‌محترم‌حساسيت‌بخرج‌ مي‌دهند، در رابطه‌با پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌كشور اظهار نظر مي‌كنند، ما سپاسگزاريم‌. منتها تقاضايمان‌اين‌است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌در راستاي‌اين‌قضيه‌از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌استفاده‌بكنند و اجازه‌بدهند ما در خدمتشان‌طرحهاي‌تخصصي‌تهيه‌بكنيم‌، بياوريم‌واين‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌را حل‌كنيم‌. در حال‌حاضر ساخت‌و ساز شهرهاي‌جديد در كنار شهرهاي‌بزرگي‌كه‌در حاشيه‌تهران‌كه‌الان‌ما (4) شهر جديد داريم‌و (4) شهر قديمي‌مثل‌ورامين‌و امثال‌اينها را هم‌درحال‌توسعه‌منطقه‌اي‌هستيم‌كه‌درواقع‌(8) نقطه‌توسعه‌اي‌جديد كنترل‌شده‌براي‌مهار توسعه‌تهران‌مي‌شود، در كنار اصفهان‌(3) شهر جديد، در كنار مشهد (2) شهر جديد، در كنار تبريز (1) شهر جديد و در كنار بقيه‌شهرهاي‌بزرگ‌هم‌كمابيش‌شهرهاي‌جديد را ما طراحي‌و سرمايه‌گذاري‌كرده‌ايم‌، الان‌ساخت‌و ساز را در اينها انجام‌مي‌دهيم‌. خواهش‌ما اين‌است‌نمايندگاني‌كه‌علاقه‌مندند در اين‌زمينه‌زحمت‌بكشند و تلاش‌بكنند، از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌استفاده‌كنند و درجهت‌پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌با ابزار كارشناسي‌و تجربياتي‌كه‌در دنيا رخ‌داده‌است‌، براي‌بهره‌برداري‌هرچه‌بيشتر از سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌و عمومي‌ان‌شاءالله طرحهاي‌بهتري‌تهيه‌و به‌صحن‌مجلس‌تقديم‌بشود، تشكر مي‌كنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، كميسيون‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 يك‌موضوعي‌كه‌هميشه‌نمايندگان‌محترم‌در تصويب‌طرحها و لوايح‌مورد نظر داشته‌اند (كه‌موضوع‌مهمي‌است‌) اين‌بوده‌است‌كه‌وقتي‌قانوني‌در مجلس‌به‌تصويب‌مي‌رسد اين‌موضوع‌را درنظر داشته‌اند كه‌قانون‌در جامعه‌قابل‌اجراء و براي‌جامعه‌سودمند باشد. هرچند كه‌اين‌طرح‌ظاهري‌فريبا دارد، اما واقعاً نه‌تنها در جامعه‌قابليت‌اجراء ندارد، بلكه‌معضلات‌فراواني‌را هم‌ايجاد مي‌كند بخاطر اينكه‌كار كارشناسي‌كامل‌و جامع‌روي‌آن‌صورت‌نگرفته‌. حتي‌در فرمايشات‌مخالفين‌رد هم‌عزيزان‌مطالبي‌را فرمودند كه‌اشكالاتي‌به‌طرح‌وارد بود. چون‌مخالفين‌و موافقين‌محترم‌توضيحات‌كافي‌را دادند من‌خيلي‌بحث‌نمي‌كنم‌، اما ماده‌به‌ماده‌اين‌طرح‌دچار اشكال‌است‌.
 در طرح‌ساختمان‌سازي‌كه‌دنيا الان‌بخصوص‌در جاهايي‌كه‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌است‌دارد در ارتفاع‌مشكل‌را حل‌مي‌كند ما چطور بياييم‌طرحي‌را تصويب‌كنيم‌و اين‌كار را محدود كنيم‌؟ حالا من‌به‌بحث‌خلافهايي‌كه‌در برج‌سازي‌و اينها صورت‌گرفته‌و بعضي‌از ضوابط‌رعايت‌نشده‌، كاري‌ندارم‌. اما شما اين‌موضوع‌را درنظر بگيريد، در دنيا يكي‌از راه‌حلهاي‌مشكل‌مسكنشان‌اين‌بوده‌كه‌در ارتفاع‌ساخته‌اند. در تهران‌شما خيلي‌زمين‌داريد؟ در اصفهان‌خيلي‌زمين‌داريد؟ حتي‌در شهرهاي‌كوچك‌شما گاهي‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌هستيد. چگونه‌است‌كه‌ما الان‌بياييم‌يكدفعه‌بيش‌از (4) طبقه‌را ممنوع‌كنيم‌؟
 در بحث‌توسعه‌دانشگاهها، خوب‌بله‌، بحث‌خوبي‌است‌بايد براي‌اجراي‌عدالت‌اجتماعي‌آموزش‌عالي‌كه‌ريشه‌و مبناي‌توسعه‌است‌در شهرهاي‌ديگر هم‌گسترش‌پيدا كند. اما (20) درصدي‌كه‌مي‌خواهد برود، (20) درصد آزمايشگاه‌است‌، (20) درصد استاد است‌، اصلاً امكانپذير هست‌؟!
 از طرفي‌دولت‌در اين‌خصوص‌توضيح‌كافي‌ندادند. در شوراي‌گسترش‌يك‌مصوبه‌اي‌است‌كه‌در اين‌مصوبه‌نظر طراحان‌را هم‌تأمين‌مي‌كند كه‌ من‌به‌اين‌اشاره‌مي‌كنم‌:
 ضرورت‌دارد تأسيس‌واحدهاي‌جديد در شهرهاي‌بزرگ‌ممنوع‌شده‌و در صورت‌لزوم‌واحدهاي‌موجود تقويت‌شوند. توسعه‌دانشگاههاي‌موجود در شهرهاي‌بزرگ‌، تنها در مقاطع‌كارشناسي‌ارشد و دكترا، حسب‌ضرورت‌در رشته‌هاي‌جديد كارشناسي‌صورت‌پذيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارشناسي‌در دانشگاههاي‌موجود شهرستانها صورت‌گيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارداني‌براي‌دستگاههاي‌اجرايي‌در شهرستانها صورت‌بگيرد.
 اين‌مصوبه‌شوراي‌گسترش‌است‌. وزير آموزش‌عالي‌امضاء كرده‌، دبير شورا هم‌امضاء كرده‌. يعني‌اگر همين‌را بخواهند اجراء بكنند اهداف‌طراحان‌در اين‌نهفته‌است‌و قابل‌اجراست‌.
 از طرفي‌بنده‌يك‌نامه‌اي‌را خدمت‌رياست‌محترم‌مجلس‌دادم‌كه‌(20) نفر از طراحان‌نظر و امضايشان‌را پس‌گرفتند يعني‌مخالفت‌خودشان‌را با اين‌طرح‌اعلام‌كردند.
 خباز ـ  نامه‌را شما به‌رياست‌محترم‌نوشته‌ايد، آنها كه‌ننوشته‌اند.
 مهدوي‌ـ  من‌خدمت‌آقاي‌رئيس‌دادم‌... در بحث‌بيمارستانها (آقاي‌عبدالعلي‌زاده‌توضيح‌دادند) واقعاً بحث‌توسعه‌يك‌بيمارستان‌در تهران‌كه‌بعضي‌از ديگر عزيزان‌هم‌توضيح‌دادند، مگر امكان‌دارد؟ مثلاً ما در يك‌بخش‌جراحي‌كه‌احتياج‌داريم‌كار را تكميل‌كنيم‌بگوييم‌كه‌ توسعه‌ممنوع‌است‌؟ اين‌امكانپذير است‌؟
 در نتيجه‌عزيزان‌! بهيچوجه‌كار كارشناسي‌روي‌طرح‌انجام‌نگرفته‌، پخته‌نيست‌. ما در آينده‌نه‌چندان‌دور برنامه‌سوم‌توسعه‌را مورد بررسي‌قرار خواهيم‌داد، مقبول‌آن‌است‌كه‌كار كارشناسي‌بشود، بخصوص‌اين‌در برنامه‌سوم‌توسعه‌ديده‌بشود. همه‌ما با تمركززدايي‌موافقيم‌، دنبال‌اين‌هستيم‌كه‌عدالت‌اجراء بشود، اما يك‌كاري‌كامل‌و پخته‌كه‌در جامعه‌قابل‌اجراء باشد و مشكلات‌و معضلات‌براي‌مردم‌و دولت‌ايجاد نكند و لذا درخواستم‌از عزيزان‌اين‌است‌كه‌به‌رد اين‌طرح‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌عليكم‌
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر. البته‌نمايندگان‌محترم‌توجه‌دارند كه‌ما براي‌اصل‌طرح‌رأي‌مي‌گيريم‌. حضار 212 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با اصل‌طرح‌و كليات‌موافق‌هستند قيام‌بفرمايند (عده‌كمي‌برخاستند) تصويب‌نشد.
 
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌
 نايب‌رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  چون‌مخبر تشريف‌ندارند، نايب‌رئيس‌كميسيون‌بفرماييد.
 محمود آستانه‌ (نايب‌رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌) ـ
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(762) كه‌به‌اين‌كميسيون‌بعنوان‌كميسيون‌اصلي‌ارجاع‌شده‌بود با حضور نمايندگان‌دستگاههاي‌ذيربط‌مورد بحث‌و تبادل‌نظر قرار گرفت‌و در جلسه‌مورخ‌30/1/77 كليات‌آن‌به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌را به‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌تقديم‌مي‌نمايد.
 رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌ـ سيدمرتضي‌نبوي‌
 (ضمناً گزارش‌كميسيون‌فرعي‌امور نهادهاي‌انقلاب‌تا اين‌تاريخ‌واصل‌نشده‌است‌).
 قانوني‌در سال‌73 تحت‌عنوان‌«قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌شركتها و كارخانجات‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌» در مجلس‌تصويب‌شد. در مواد اين‌قانون‌، كيفيت‌اجراي‌آن‌كمابيش‌مشخص‌شده‌، هرچند كه‌در اجراء مشكلاتي‌هم‌وجود داشته‌، ولي‌آن‌چيزي‌كه‌پيام‌لايحه‌است‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌، دولت‌اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» را درخواست‌كرده‌. در آن‌زماني‌كه‌قانون‌تصويب‌مي‌شد اين‌بحث‌در مجلس‌مطرح‌شد و بعضي‌از نمايندگان‌محترم‌ پيشنهاد دادند كه‌(10) درصد از سهامي‌هم‌كه‌واگذار مي‌شود به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد. منتها اينجا اين‌بحث‌به‌اين‌كيفيت‌كه‌در ماده‌واحده‌آمده‌، عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، عبارت‌«موضوع‌اين‌قانون‌» و در ماده‌(8) آن‌پس‌از واژه‌«كارگران‌» اضافه‌شود. اين‌بحث‌در كميسيون‌اقتصاد مورد بحث‌قرار گرفت‌، نظراتي‌هم‌از دستگاههاي‌اجرايي‌گرفته‌شد و نظر دولت‌در كميسيون‌اقتصاد مورد تصويب‌قرار گرفت‌. يعني‌با اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌، موافقت‌شد كه‌چنانچه‌سهامي‌از طريق‌اين‌قانون‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌واگذار مي‌شود، (10) درصد از آن‌سهام‌هم‌مي‌تواند براساس‌آن‌شرايطي‌كه‌قانون‌و آيين‌نامه‌اجرايي‌آن‌مشخص‌كرده‌به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد.
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر. اين‌لايحه‌مخالف‌ندارد، بنابراين‌موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كند. كميسيون‌صحبت‌كردند، نماينده‌دولت‌بفرماييد.
 آشنا  (معاون‌حقوقي‌و امور مجلس‌وزارت‌امور اقتصادي‌ و دارايي‌) ـ  
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مجلس‌محترم‌مستحضر هستند در قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، در ماده‌(6) پيش‌بيني‌شده‌كه‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد و (33) درصد به‌كارگران‌همان‌واحد واگذار بشود. در ماده‌(6) همين‌قانون‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌هر كارگر و ايثارگر اعم‌از رزمنده‌و بسيجي‌مي‌توانند تا (2) ميليون‌ريال‌سهم‌را به‌قيمت‌ميانگين‌قيمت‌واگذاري‌و قيمت‌پايه‌دريافت‌بكنند و (5) ميليون‌ريال‌سهام‌هم‌مي‌توانند به‌قيمت‌پايه‌كارشناسي‌خريداري‌كنند، يعني‌بجاي‌اينكه‌در مزايده‌شركت‌بكنند.
 در اينجا با اينكه‌اجازه‌داده‌شده‌به‌كارمندان‌همان‌واحد هم‌سهم‌واگذار بشود، اين‌امتيازاتي‌كه‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌، از نظر اينكه‌در حقيقت‌يك‌(2) ميليون‌ريال‌و يك‌(5) ميليون‌ريال‌با تخفيف‌به‌آنها سهم‌فروخته‌بشود، از قلم‌افتاده‌.
 از طرفي‌در ماده‌(8) هم‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌براي‌خريد اين‌سهام‌تا يك‌سقفي‌تسهيلات‌بانكي‌به‌كارگران‌واگذار بشود. در مورد كارگران‌و كارمندان‌، باز همين‌در ماده‌(8) از قلم‌افتاده‌. درحقيقت‌پيام‌اين‌لايحه‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌واگذاري‌سهام‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد واگذار مي‌شود تا بتوانند از اين‌(2) امتيازي‌كه‌در تبصره‌ماده‌ (6) و در ماده‌(8) قانون‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌در حقيقت‌تا (700) هزار تومان‌سهم‌به‌قيمت‌ارزان‌تري‌خريداري‌كنند و از تسهيلات‌بانكي‌هم‌براي‌خريد استفاده‌بكنند، اين‌امتياز هم‌براي‌كارمندان‌اضافه‌بشود با توجه‌به‌اينكه‌مجلس‌محترم‌هميشه‌عنايت‌داشته‌اند كه‌كارمندان‌قشري‌هستند كه‌با درآمد ثابت‌و در مقابل‌نوسانات‌قيمتها و تورم‌آسيب‌پذير هستند، همان‌نظر تخفيف‌و لطف‌و عنايتي‌كه‌دولت‌و مجلس‌به‌كارگران‌داشته‌اند قطعاً به‌كارمندان‌دولت‌هم‌كه‌وضع‌مشابهي‌را با كارگران‌دارند خواهند داشت‌و اين‌فقط‌يك‌سقف‌بوده‌و از قلم‌افتاده‌و با پيشنهاد مجدد دولت‌و تصويب‌كميسيون‌محترم‌اقتصاد و دارايي‌در صورتيكه‌مجلس‌محترم‌هم‌تصويب‌بكند، اين‌امتياز براي‌كارمندان‌هم‌برقرار خواهد شد و نقص‌قانون‌فعلي‌مرتفع‌خواهد شد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر، شور اول‌است‌، كليات‌مطرح‌است‌. حضار 204 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با كليات‌لايحه‌اي‌كه‌مطرح‌شد موافقند قيام‌ بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد، خيلي‌متشكر.
 
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌
 غائبين‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌:مصطفي‌ احمديه‌ـ سيدعليرضا افقهي‌ـ منوچهر الياسي‌ـ عبدالغفار شجاع‌ـ محسن‌مجتهد شبستري‌و جهانبخش‌محبي‌نيا.
 تأخيركنندگان‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌: غلام‌حيدر ابراهيم‌باي‌سلامي‌(21 دقيقه‌) ـ علي‌احمدي‌(19 دقيقه‌) ـ علي‌باغبانيان‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجواد باقرزاده‌(18 دقيقه‌) ـ طاهر آقابرزگرتيكمه‌داش‌(18 دقيقه‌) ـ منوچهر بهنيا (20 دقيقه‌) ـ امين‌بيانك‌(يك‌ساعت‌و 20 دقيقه‌) ـ احمد پيش‌بين‌(17 دقيقه‌) ـ عبدالله حاجياني‌(25 دقيقه‌) ـ سيدمحمد حسيني‌(16 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌خزائي‌(19 دقيقه‌) ـ محمد خواجه‌پور (21 دقيقه‌) ـ مجيد دبستاني‌(18 دقيقه‌) ـ عبدالعزيز دولتي‌بخشان‌(27 دقيقه‌) ـ محمدباقر ذاكري‌(16 دقيقه‌) ـ حسن‌رزميان‌مقدم‌ (16 دقيقه‌) ـ عبدالمحمد رستاد (24 دقيقه‌) ـ سيداحمد رسولي‌نژاد (18 دقيقه‌) ـ سيدابوفاضل‌رضوي‌اردكاني‌(32 دقيقه‌) ـ قاسم‌رمضانپورنرگسي‌(39 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجاسم‌ساعدي‌(20 دقيقه‌) ـ فريدون‌سليمي‌نيا (16 دقيقه‌) ـ سيدمحمدمهدي‌شاهرخي‌(40 دقيقه‌) ـ سيدماشاءالله شكيبي‌(20 دقيقه‌) ـ محمدرضا فاكر (21 دقيقه‌) ـ محمدشريف‌فتوحي‌(21 دقيقه‌) ـ كوروش‌فولادي‌(50 دقيقه‌) ـ محمدرئوف‌قادري‌(28 دقيقه‌) ـ صمد قاسمپور (21 دقيقه‌) ـ حسينعلي‌قاسم‌زاده‌(20 دقيقه‌) ـ عبدالله قاسمي‌پور (18 دقيقه‌) ـ محمد قمي‌(18 دقيقه‌) ـ حميد كريمي‌(18 دقيقه‌) ـ محمد كريميان‌(16 دقيقه‌) ـ ابراهيم‌كريمي‌(16 دقيقه‌) ـ عليرضا محجوب‌(يك‌ساعت‌و 17 دقيقه‌) ـ سيدمحمدتقي‌محصل‌همداني‌(17 دقيقه‌) ـ محمدابراهيم‌مداحي‌(17 دقيقه‌) ـ غلامرضا معتمدي‌نيا (19 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌مفتح‌(دو ساعت‌و 3 دقيقه‌) ـ علي‌موحدي‌ساوجي‌(16 دقيقه‌) ـ ميرفخرالدين‌موسوي‌ننه‌كران‌(28 دقيقه‌) ـ علي‌نعمت‌زاده‌(18 دقيقه‌) ـ مقداد نجف‌نژاد (يك‌ ساعت‌و 57 دقيقه‌) و خانمها: فاطمه‌رمضان‌زاده‌(21 دقيقه‌) ـ منيره‌نوبخت‌(30 دقيقه‌) و فائزه‌هاشمي‌بهرماني‌(20 دقيقه‌).
 
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌
 نايب‌رئيس‌ـ  عنايت‌داريد كه‌ما روز سه‌ شنبه‌جلسه‌غير علني‌غير رسمي‌داريم‌ولي‌جلسه‌رسمي‌ما ان‌شاءالله چهارشنبه‌ساعت‌(8) صبح‌خواهد بود و دستور هم‌ادامه‌دستور هفتگي‌است‌، ختم‌جلسه‌اعلام‌مي‌شود.
 
 (جلسه‌ساعت‌17/11 پايان‌يافت‌)
 
 رئيس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 علي‌اكبر ناطق‌نوري‌
 جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌ 20 ارديبهشت‌ ماه‌1377 هـجري‌شمسي‌
                                     (189)             13 محـرم‌الحـرام‌ 1418 هـجري‌قمري‌
 مشروح‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
دوره‌پنجم‌ـ اجلاسيه‌دوم‌
 1377 ـ 1376
 صورت‌مشروح‌مذاكرات‌جلسه‌علني‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌ 1377
 
             فهرست‌مندرجات‌ :
 


 


 


 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌.
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد.
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌.
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌.
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور.
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور).
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌.
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌ آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر.
 9  ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌ اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌.
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌.



 
 «جلسه‌ساعت‌هشت‌و بيست‌و دو دقيقه‌به‌رياست‌ آقاي‌علي‌اكبر ناطق‌نوري‌رسميت‌يافت‌»
 
 اداره‌تدوين‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌


 


 


 



 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 جلسه‌با حضور 206 نفر رسمي‌است‌، دستور جلسه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 دستور جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌1377 مطابق‌با سيزدهم‌محرم‌الحرام‌1419:
 1 ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌).
 2 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 3 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 4 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌مشترك‌بهداري‌و بهزيستي‌و شوراها و امور داخلي‌كشور در مورد طرح‌عدم‌ممنوعيت‌استخدام‌دارندگان‌معافيت‌پزشكي‌.
 5 ـ گزارش‌كميسيون‌بهداري‌و بهزيستي‌در مورد لايحه‌الحاق‌دولت‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌به‌كنوانسيون‌مواد روانگردان‌.
 6 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌تشكيل‌شوراي‌عالي‌اشتغال‌.
 7 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور برنامه‌و بودجه‌در مورد رد طرح‌صرفه‌جويي‌در طرحهاي‌عمراني‌كشور.
 8 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور قضايي‌و حقوقي‌در مورد طرح‌اصلاح‌ماده‌(1) قانون‌نحوه‌اجراي‌محكوميتهاي‌مالي‌و تبصره‌هاي‌آن‌.
 
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد
 رئيس‌ـ  تلاوت‌كلام‌الله مجيد.
 ( آيات‌زير از سوره‌مباركه‌«توبه‌» توسط‌قاري‌، آقاي‌قره‌شيخلو تلاوت‌گرديد )
 اَللّ'هُمَ صَلِّ عَلي‌' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْط'انِ الرَّجيمْ
 رَضُوا بِـاَنْ يَّكُونُوا مَعَ الْخَو'الِفِ وَ طُبِعَ عَلي‌' قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا'يَفْقَهُونَ * ل'كِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ 'امَنُوا مَعَهُ جـ'اهَدُوا بِـاَمْو'الِـهِمْ وَ اَنْفُسِـهِمْ وَ اوُل'´ئِكَ لَهُمُ الْخَيْر'اتُ وَ اوُل'´ئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * اَعَدَّاللهُ لَهُمْ جَنّ'اتٍ تَجْري‌مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهـ'ارُ خـ'الِدينَ فيهـ'ا ذ'لِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ * وَ جـ'آءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الاْ َعْر'ابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذ'ابٌ اَليمٌ * لَيْسَ عَليَ الضُّعَـفـ'آءِ وَ لا'عَليَ الْمَرْضي‌' وَ لا'عَليَ الَّذينَ لا'يَجِدُونَ مـ'ا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ اِذ'ا نَصَحُوا للهِ ِ وَ رَسُولِـهِ مـ'ا عَليَ الُْمحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَّاللهُ غَفُورٌ رَّحيمٌ *
 ( صَدَقَاللهُالْعَليُّ الْعَظيمْ  ـ حضار صلوات‌فرستادند )
 رئيس‌ـ  احسنت‌، متشكر.
 
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌
 رئيس‌ـ  ناطقين‌قبل‌از دستور را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ناطقين‌قبل‌از دستور جلسه‌امروز عبارتند از:
 ـ جناب‌آقاي‌رئيسي‌دهكردي‌نماينده‌محترم‌شهركرد.
 ـ جناب‌آقاي‌اللهقلي‌زاده‌نماينده‌محترم‌كليبر.
 ـ جناب‌آقاي‌موسوي‌نماينده‌محترم‌ايذه‌كه‌سه‌دقيقه‌از وقتشان‌را به‌جناب‌آقاي‌داودي‌نماينده‌محترم‌نجف‌آباد داده‌اند.
 ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌عباسي‌نماينده‌محترم‌نهاوند (كه‌بمدت‌پنج‌دقيقه‌وقت‌دارند).
 جناب‌آقاي‌رئيسي‌بفرماييد.
 اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عاشورايي‌ديگر بر ما گذشت‌، عاشوراي‌حسيني‌را كه‌بيانگر قويترين‌و ماندگارترين‌نهضت‌تاريخ‌بشريت‌براي‌تداوم‌حيات‌اسلام‌ناب‌محمدي‌ (حضار صلوات‌فرستادند) به‌بركت‌خون‌مقدس‌فرزند پيامبر اسلام‌و يارانش‌است‌، تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در كربلا و روز عاشورا اثبات‌شد كه‌جناح‌حسين‌و حسينيان‌كه‌جناح‌خدا و حفظ‌ارزشها و تكيه‌بر اصول‌است‌و هر كس‌را هم‌شايستگي‌عضويت‌در آن‌نيست‌، پيروز است‌ولو تعدادشان‌اندك‌باشد. اما جناح‌يزيد و يزيديان‌كه‌جناح‌شيطان‌و دنياپرستي‌و مقام‌خواهي‌است‌و هر فرد هم‌مي‌تواند عضوش‌باشد حتي‌شمر، محكوم‌به‌شكست‌و رسوايي‌است‌. بنظر اين‌خدمتگزار جزء نكاتي‌بشرح‌زير قابل‌ذكر است‌:
 اي‌كسانيكه‌پيرو حسين‌هستيد و در تداوم‌راه‌سرخ‌او به‌خط‌امام‌راحل‌ـ قدس‌سره‌ـ و ادامه‌دهنده‌راه‌او كه‌همانا رهبر معظم‌انقلاب‌است‌مي‌رسيد. شمايي‌كه‌محور حاكم‌بر روح‌روابطتان‌خدا و هم‌و غمتان‌حفظ‌ارزشها و تداوم‌انقلاب‌است‌، اگر چه‌عضو گروههاي‌سياسي‌متفاوتي‌هستيد و هر آنكس‌را كه‌چنين‌باور و انديشه‌اي‌دارد و حافظ‌ارزشها و پاسدار انقلاب‌است‌از خود مي‌دانيد حتي‌اگر در جناحتان‌نباشد، شما را چه‌ شده‌كه‌به‌قصد حذف‌همديگر و نابودي‌جناحهاي‌يكديگر بر هم‌مي‌تازيد؟ چه‌شده‌است‌كه‌شما ياوران‌امام‌راحل‌و همسنگران‌رهبر معظم‌انقلاب‌بدترين‌گفتارها را نثار هم‌مي‌كنيد و اسمش‌را انتقاد و اختلاف‌سليقه‌مي‌گذاريد؟ با اين‌شيوه‌عملتان‌، به‌غير از دشمنان‌اسلام‌و انقلاب‌چه‌كسي‌را خرسند مي‌سازيد؟ شما كه‌بهتر مي‌دانيد هر حركت‌، رفتار و گفتاري‌كه‌موجب‌شادي‌استكبار گردد و او را به‌وجد آورد و به‌تعريفتان‌بنشيند ضرر انقلاب‌را به‌همراه‌دارد و به‌سود مسلمانان‌نيست‌و بالعكس‌هر عمل‌و گفتار و تصميمي‌كه‌باعث‌ناراحتي‌و عصبانيت‌شيطان‌بزرگ‌شود، نفع‌انقلاب‌و مردم‌را در خود دارد. پس‌بياييد براي‌تقويت‌انقلاب‌و خرسندي‌مردم‌شريف‌و آزاده‌و كمك‌به‌رياست‌محترم‌جمهور دست‌از تخريب‌هم‌برداريد و در خط‌امام‌راحل‌و پشت‌سر رهبر همانند بنيان‌مرصوص‌براي‌اقامه‌حدود الهي‌و برقراري‌عدالت‌در همه‌ابعاد و زواياي‌نظام‌مقدس‌اسلامي‌متحد شويد و بدين‌سان‌دشمنان‌اسلام‌و مسلمين‌را هم‌مأيوس‌نماييد. بياييد قانون‌اسلام‌را در جامعه‌حاكم‌نماييد و خطاي‌خطاكاران‌را با معيار و ملاكهاي‌خدايي‌بسنجيد و نه‌وابستگي‌جناحي‌. خطاكاران‌را همانند گذشته‌نه‌چندان‌دور كه‌حتي‌مرجع‌تقليدش‌را هم‌محاكمه‌كردند در صورت‌اثبات‌خطاء به‌جزاي‌اعمالشان‌برسانيد تا باعث‌اميدواري‌بيشتر مردم‌گردد. بياييد كاري‌كنيد تا زخم‌خوردگان‌، جاسوسان‌، زراندوزان‌، قدرت‌طلبان‌، مقام‌پرستان‌و سرسپردگان‌به‌بيگانه‌در جو پديد آمده‌و در ضعف‌كار فرهنگي‌نشده‌با وجود تهاجم‌فرهنگي‌نتوانند مغزهاي‌سالم‌و تشنه‌جوانان‌را مورد حمله‌قرار دهند. بياييد مصاديق‌نوكيسه‌هاي‌نوظهور را به‌مردم‌بشناسانيد و حق‌مردم‌عزيز را از حلقوم‌گرگ‌صفتشان‌بيرون‌بكشيد. بياييد به‌دردهاي‌مردم‌برسيد و براي‌نجات‌آنان‌از چنگال‌ناميمون‌مشكلات‌چاره‌انديشي‌كنيد، بياييد هشدارها و رهنمودهاي‌امام‌و رهبر انقلاب‌را بيش‌از پيش‌مد نظر قرار دهيد و براي‌عملي‌شدنشان‌همت‌نماييد. مردم‌شهيد پرور كه‌خواهان‌اجراي‌فرامين‌آنانند، چه‌كساني‌مانعند و حامي‌نيستند؟ آنان‌را طرد كنيد. مگر جامعه‌ما مشكل‌كم‌دارد كه‌هر روز به‌بهانه‌اي‌جوي‌پديد مي‌آيد و آرامش‌آن‌را كه‌بيشتر از پيش‌به‌آن‌نياز است‌برهم‌مي‌زند. بياييد بجاي‌برهم‌زدن‌آرامش‌جامعه‌، كساني‌را كه‌دنبال‌تشنج‌آفريني‌هستند و در فكر تحريك‌مردم‌و فشار از طرف‌بالا به‌مسؤولان‌نظام‌، ارشاد نماييد و اگر امروز چنين‌نكنيد فردا دير است‌چرا كه‌شيطان‌صفتان‌در كمينند تا همانند گرگان‌درنده‌به‌جان‌ما بيفتند و از تداوم‌تشنج‌در جامعه‌ترفندي‌براي‌خود ببندند. بالاخره‌بياييد هر چه‌فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد تا برايمان‌دايه‌دلسوزتر از مادر جلوه‌نكند.
 در ارتباط‌با حوزه‌انتخابيه‌ام‌كه‌جزيي‌از استاني‌واقع‌در دامنه‌هاي‌زاگرس‌است‌و مردمش‌سربلند و استوار همانند كوههاي‌زاگرس‌، مطالبي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 هيأت‌محترم‌دولت‌! بدون‌هيچگونه‌شكي‌حق‌مسلم‌و منطقي‌شماست‌كه‌افرادي‌توانمند، شايسته‌، متعهد و كارآمد را براي‌همكاري‌از بين‌تمامي‌نيروهاي‌همدل‌و هماهنگ‌با خودتان‌به‌تصدي‌امور منصوب‌نماييد تا ان‌شاءالله اهداف‌بلند رياست‌محترم‌و معزز جمهور را پياده‌نماييد و قولهايشان‌را كه‌در شعارهاي‌انتخاباتي‌به‌مردم‌شرافتمند و شايسته‌دادند عملي‌سازيد. اما آيا اين‌انتصابها را الزاماً به‌رده‌هاي‌مياني‌و پاييني‌هم‌بايد بسط‌دهيد و يا در گزينشها، خلاف‌باور رياست‌محترم‌جمهور كه‌معتقد به‌فراجناحي‌هستند عمل‌كنيد؟ وبالاترين‌و مهمترين‌معيار انتخاب‌نيرويتان‌را طرفداري‌انتخاباتي‌قرار دهيد؟ آنهم‌در استاني‌مانند استان‌چهارمحال‌وبختياري‌كه‌(14) بار استاندارش‌تعويض‌شده‌است‌. بالطبع‌در اكثر سازمانهاي‌آنهم‌اين‌تغييرات‌اثر داشته‌و با اين‌بي‌ثباتي‌در مديريت‌استان‌چگونه‌امورش‌در قالب‌كارشناسي‌و دقيق‌و علمي‌و بر پيكره‌صحيح‌در جهت‌توسعه‌پيش‌بايد برود كه‌نرفته‌و نخواهد رفت‌.
 بعضي‌دستگاههاي‌خدمات‌رسان‌بر ميزان‌دريافتي‌شان‌از مردم‌افزوده‌اند و به‌جز آنچه‌كه‌در برنامه‌ديده‌شده‌به‌مردم‌اجحاف‌مي‌دارند بنظر مي‌رسد كه‌مهار تورم‌لجام‌گسيخته‌از كف‌رفته‌و مردم‌در تنگناي‌دردناك‌گرفتارند كه‌مردم‌شريف‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌از اين‌بلا به‌دليل‌درآمدهاي‌ناچيز كه‌اكثراً زير خط‌فقرند بيشتر صدمه‌ديده‌و مي‌بينند. براي‌زيستن‌در حداقل‌استانداردهاي‌حياتي‌تحت‌فشارهاي‌كمرشكن‌توانشان‌اندك‌شده‌و فراهم‌نمودن‌اين‌حداقل‌هم‌براي‌اكثرشان‌قابل‌حصول‌نيست‌.
 اميد است‌با اتخاذ تصميمات‌لازم‌و يافتن‌راه‌كارهاي‌عملي‌منطبق‌بر عدالت‌اجتماعي‌باعث‌افزايش‌توان‌مردم‌و مانع‌ازياد بيشتر فاصله‌ آنان‌در جهت‌منفي‌با خط‌فقر گرديد. با كمال‌تأسف‌ميزان‌سرمايه‌گذاريهاي‌ملي‌در زمينه‌هاي‌صنعتي‌و كشاورزي‌و كلاً اقتصادي‌در استان‌تقريباً صفراست‌اگر كاري‌هم‌شده‌توسط‌بخش‌خصوصي‌بوده‌است‌. لذا مسأله‌بيكاري‌قشر جوان‌كه‌موجب‌سردرگمي‌و يأس‌مسلط‌شده‌برآنان‌نسبت‌به‌آينده‌است‌و اين‌خود زمينه‌ساز بعضي‌رفتارهاي‌ناهنجار در تعدادي‌گرديده‌كه‌با رشد مصرف‌مواد مخدر در منطقه‌، خانواده‌هاي‌عزيز را هم‌به‌اضطراب‌مبتلا ساخته‌، راهي‌بجز نيل‌سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌ بطرف‌منطقه‌و نيز كمك‌به‌بخش‌خصوصي‌براي‌به‌ثمر رساندن‌طرحهاي‌وامانده‌وجود ندارد كه‌تسريع‌در عمليات‌اجرايي‌طرحهايي‌مثل‌الفين‌(5) و ( D.O.P ) شايد گره‌گشا واقع‌ گردد.
 در زمينه‌آب‌، نيك‌مي‌دانيد استان‌منشاء توليد حدود (11) ميليارد مترمكعب‌آب‌است‌اما شهرستان‌شهركرد از جمله‌مناطقي‌است‌كه‌از بي‌آبي‌سخت‌در مضيقه‌است‌و سرمايه‌گذاري‌در زمينه‌هاي‌آبخيزداري‌و تأمين‌آب‌شرب‌و كشاورزي‌تقريباً هيچ‌. لذا استدعاي‌تعجيل‌در رساندن‌آب‌شرب‌شهركرد از سرچشمه‌كوهرنگ‌و تأمين‌آب‌كشاورزي‌منطقه‌با تقليل‌و تجديدنظر در مبلغ‌آب‌بهايي‌كه‌از مردم‌عزيز مطالبه‌مي‌كنيد را دارد و تأكيد بر استقلال‌آب‌استان‌. نظر به‌اينكه‌رودخانه‌، زاينده‌رود از اين‌شهرستان‌گذر مي‌كند (رئيس‌ـ يك‌دقيقه‌وقت‌داريد) ان‌شاءالله تمهيداتي‌انديشيده‌شود تا با عبور آب‌از رودخانه‌، مردم‌تشنه‌لب‌، گرد زمين‌تشنه‌نگردند.
 نياز است‌كه‌مركز استان‌به‌شبكه‌راه‌آهن‌متصل‌شود و راه‌بندر تا بندر از طريق‌داران‌ـ شهركرد ـ بروجن‌بگذرد كه‌اگر چه‌دولت‌از نظر بودجه‌با مشكل‌روبرواست‌اما اميد است‌با حل‌مشكل‌، اين‌انتظار و توقع‌مردم‌مورد اجابت‌واقع‌گردد.
 با توجه‌به‌سردسير بودن‌منطقه‌استدعاي‌تعجيل‌در عمليات‌اجرايي‌گاز در شهرهايي‌مثل‌سامان‌، بُن‌و سورشجان‌را دارد و نيز جهت‌گازرساني‌به‌مناطق‌روستايي‌از خوي‌تا سودجان‌و از نافچ‌و وردنجان‌تا هرچگان‌و بارده‌و روستاهايي‌در حاشيه‌زاينده‌رود و همچنين‌بهرام‌آباد و طاقانك‌و شمس‌آباد اقدام‌عاجل‌مورد انتظار و استدعاست‌.
 مناطقي‌مثل‌فرخشهر و هفشجان‌شايستگي‌بخشداري‌دارند و لياقت‌تأسيس‌دواير دولتي‌، اميد است‌به‌شايستگيها و نيازهاي‌اين‌مناطق‌هم‌توجهي‌گردد.
 توسعه‌دانشگاه‌شهركرد در زمينه‌تأسيس‌رشته‌هاي‌فني‌و مهندسي‌و نيز دانشگاه‌پزشكي‌براي‌رشته‌هاي‌تخصصي‌مورد استدعاست‌.
 در رابطه‌با رفع‌كمبود فضاهاي‌آموزشي‌شهرستان‌و نيز اختصاص‌امكانات‌آموزشي‌و ورزشي‌به‌منطقه‌اقدام‌اصولي‌و عاجل‌را استدعا مي‌نمايد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ ـ  متشكر، ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌قلي‌زاده‌بفرماييد.
 قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 « الحمدلله الذي‌هدينا لهذا و ما كنا لنهتدي‌لولا ان‌هديناالله »
 « السلام‌عليك‌يا اباعبدالله »
 محرم‌ماه‌پيروزي‌خون‌بر شمشير است‌. ماهي‌است‌كه‌در آن‌گروهي‌انسان‌پاكباخته‌و فداكار با دست‌شستن‌از گوهر هستي‌خويش‌دشمن‌غدار اسلام‌را به‌زانو درآوردند و اسلام‌را كه‌مي‌رفت‌تا در اثر درآميختگي‌با انواع‌باطل‌ها و خرافات‌از درون‌تهي‌شود و از بين‌برود در طول‌تاريخ‌ماندگار ساختند و بعد از قريب‌(15) قرن‌فراز و نشيب‌مجدداً به‌رهبري‌ابرمردي‌از سلاله‌پاك‌اباعبداللهالحسين‌ـ 7 ـ توانسته‌است‌بعنوان‌تنها مكتب‌رهايي‌بخش‌به‌درخشش‌و تجلي‌بنشيند. اكنون‌كه‌در اثر جانفشانيهاي‌امام‌حسين‌ـ 7 ـ و (72) تن‌از ياران‌باوفايش‌نهال‌اسلام‌عزيز تناور گشته‌و انقلاب‌اسلامي‌ايران‌بصورت‌تجلي‌گاه‌اسلام‌ناب‌محمدي‌(ص‌) درآمده‌(حضارصلوات‌فرستادند) و بعنوان‌امانت‌به‌دست‌ما سپرده‌شده‌است‌، بر آحاد امت‌اسلامي‌خصوصاً بر ملت‌مسلمان‌ايران‌فرض‌است‌كه‌با تمسك‌به‌حبل‌المتين‌ولايت‌از بروز حوادث‌ناخوشايند عصر انقلاب‌عاشورا، از انحراف‌مسير جامعه‌اسلامي‌و لزوم‌تكرار تاريخ‌جداً ممانعت‌نمايند. اميد كه‌فرمايشات‌داهيانه‌رهبر فرزانه‌و مقام‌عظماي‌ولايت‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌ما را در اين‌زمينه‌رهنمودي‌كافي‌و وافي‌باشد.
 اما در رابطه‌با هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌، به‌مناسبت‌هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌و تجليل‌از شخصيت‌والاي‌استاد شهيد مرتضي‌مطهري‌مايلم‌به‌يك‌مشكل‌و يك‌پيشنهاد در زمينه‌مسايل‌فرهنگي‌كشور اشاره‌نمايم‌.
 همه‌شما همكاران‌محترم‌و مردم‌عزيز خصوصاً جامعه‌فرهنگي‌كشور اطلاع‌داريد كه‌نسل‌جوان‌كشور در چنبره‌فتنه‌تهاجم‌فرهنگي‌گرفتار شده‌اند و با فزوني‌گرفتن‌اقدامات‌زهرآگين‌دشمن‌در اين‌خصوص‌برشدت‌گرفتاري‌فرهنگي‌نسل‌آينده‌انقلاب‌افزوده‌مي‌شود. از طرف‌ديگر برنامه‌هاي‌ما در مقابله‌با اين‌بحران‌فرهنگي‌ـ اجتماعي‌چندان‌مقرون‌به‌مقصود نبوده‌است‌ولي‌نبايد مأيوس‌شد، بلكه‌مي‌توان‌تجربيات‌گذشته‌را چراغ‌راه‌آينده‌قرار داد و طرحي‌نو در اين‌زمينه‌درانداخت‌. اينك‌بنظر مي‌رسد كه‌با توجه‌به‌نقش‌مؤثر آموزش‌و پرورش‌بر فرايند بهسازي‌فضاي‌فرهنگي‌كشور لازم‌است‌اين‌بار آموزش‌و پرورش‌محور مقابله‌با تهاجم‌فرهنگي‌، بلكه‌فراتر از آن‌محور توسعه‌فرهنگي‌كشور قرار گيرد. با اين‌وصف‌براي‌رسيدن‌به‌اين‌مطلوب‌، تحقق‌پيش‌نيازها و زمينه‌هاي‌فكري‌كه‌ذيلاً اشاره‌مي‌كنم‌ضروري‌است‌.
 1 ـ بپذيريم‌كه‌آموزش‌و پرورش‌محور و كانون‌تحولات‌فرهنگي‌و اجتماعي‌جامعه‌است‌.
 2 ـ در تحولات‌آموزش‌و پرورش‌خصوصاً در فرايند مؤثر سازي‌آن‌و ساختن‌نسل‌آينده‌انقلاب‌با توجه‌به‌نفوذ سحرآميز معلم‌در شخصيت‌و جان‌و دل‌ دانش‌آموز، معلم‌عنصر اصلي‌اين‌تحول‌مي‌باشد.
 براي‌فعليت‌بخشيدن‌به‌اين‌نگرش‌، رفع‌نيازهاي‌مادي‌و معنوي‌معلم‌كليدي‌ترين‌نقطه‌آغازين‌اين‌فرايند مي‌باشد، زيرا تنها از اين‌طريق‌مي‌توان‌با رفع‌نگرانيها و مشغله‌هاي‌فكري‌اين‌قشر شريف‌و ارزشمند آنان‌را براي‌ايجاد رفتار و منش‌متناسب‌با ارزشهاي‌جامعه‌اسلامي‌در دانش‌آموزان‌آماده‌نمود.
 در يك‌نگاه‌اجمالي‌به‌نيازهاي‌اساسي‌معلم‌اين‌موارد جلب‌توجه‌مي‌كند:
 الف‌ـ نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌از قبيل‌مسكن‌، مصرف‌و بهداشت‌و درمان‌معلم‌.
 ب‌ـ امنيت‌
 ج‌ـ نيازهاي‌اجتماعي‌
 د ـ نياز به‌احترام‌و تكريم‌
 ه ـ خودشكوفايي‌
 شايان‌ذكر است‌كه‌از مجموعه‌موارد مذكور فقط‌نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌هزينه‌بر مي‌باشند و بقيه‌موارد با تلطيف‌فضاي‌جامعه‌و اقدامات‌هماهنگ‌و گسترده‌قابل‌حصول‌مي‌باشد.
 و اما آزادي‌قلم‌و بيان‌و مطبوعات‌:
 آزادي‌مطبوعات‌را پاس‌مي‌داريم‌. در پرتو آزادي‌مشروع‌مطبوعات‌و به‌رسميت‌شناختن‌اينگونه‌آزاديهاست‌كه‌مي‌توان‌جلو بسياري‌از نابرابريها و ناعدالتيها را گرفت‌و از حقوق‌مستضعفين‌دفاع‌كرد، ولي‌كدام‌آزادي‌مطبوعات‌مي‌تواند به‌چنين‌نتايج‌آرماني‌منتهي‌گردد؟ آيا هرنوع‌آزادي‌با هر حد و مرزي‌مي‌تواند حقوق‌مشروع‌مردم‌را حفظ‌كند؟ آيا آزادي‌بومي‌كشور اسلامي‌ايران‌با آزادي‌رايج‌كشورهاي‌ديگر تفاوتي‌ندارد و نبايد توجه‌كنيم‌كه‌در كشوري‌زندگي‌مي‌كنيم‌كه‌همه‌ارزشهاي‌مشترك‌انساني‌را با تعريف‌ويژه‌اي‌بكار مي‌برد و آنها را در دامن‌فرهنگ‌غني‌اسلام‌معنا مي‌كند؟ آيا تجربه‌(19) سال‌انقلاب‌اسلامي‌كافي‌نيست‌كه‌بدانيم‌رعايت‌حد و مرزهاي‌ارزشي‌مورد نظر فرهنگ‌اسلامي‌حتي‌بسياري‌از ارزشهاي‌انساني‌را انساني‌تر كرده‌است‌و آنها را بنفع‌بشريت‌پربارتر ساخته‌است‌؟ بدون‌ترديد كلمه‌آزادي‌بويژه‌آزادي‌مطبوعات‌از اين‌قاعده‌مستثني‌نمي‌باشد. آزادي‌مطبوعات‌بايد مطابق‌قوانين‌اسلامي‌بطور روشن‌تعريف‌شود و كليه‌عمليات‌مطبوعاتي‌با توجه‌به‌ساختار سياسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌بويژه‌ساختار اخلاقي‌جامعه‌اسلامي‌صورت‌گيرد. آيا براي‌فرد متديني‌كه‌در همه‌احوال‌شخصي‌و اجتماعي‌مقيد و معتقد به‌رعايت‌احكام‌خمسه‌مي‌باشد ضرورتي‌ندارد كه‌هنگام‌قلم‌فرسايي‌، تحليل‌و نظريه‌پردازي‌در عالم‌مطبوعات‌به‌اين‌حد و مرزهاي‌مقدس‌نيم‌نگاهي‌بيندازد و پا از گليم‌شرعي‌خود بيرون‌نگذارد؟ و اين‌در حالي‌است‌كه‌شارع‌مقدس‌حلال‌خدا را در همه‌حال‌حلال‌مي‌داند و حرام‌آنرا براي‌هميشه‌حرام‌مي‌داند و اين‌قاعده‌همه‌عرصه‌هاي‌زندگي‌را نيز در بر مي‌گيرد. با اين‌حساب‌عرصه‌مطبوعات‌كه‌بخشي‌از زندگي‌فرهنگي‌و اجتماعي‌فرد مسلمان‌را تشكيل‌مي‌دهد بايد در قالب‌احكام‌خمسه‌يعني‌حلال‌و حرام‌، مستحب‌و مكروه‌و مباح‌فعاليت‌نمايد و پاسدار حرمت‌و حيثيت‌اشخاص‌حقيقي‌و حقوقي‌و در نهايت‌مردم‌باشد و تعدي‌و تجاوز به‌حقوق‌افراد و تخريب‌شخصيت‌آنان‌، بويژه‌نيروهاي‌خدوم‌و حزب‌اللهي‌و نهادهاي‌مقدس‌انقلاب‌اسلامي‌كه‌سرمايه‌هاي‌بي‌بديل‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌هستند در شأن‌مطبوعات‌يك‌كشور اسلامي‌نيست‌. آخر اين‌چه‌سليقه‌اي‌است‌كه‌برخي‌از روزنامه‌ها، با شكستن‌حرمت‌اين‌حرفه‌مقدس‌، براي‌خود دكان‌باز كرده‌اند، آبرو و حيثيت‌نيروهاي‌فداكار و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌را در راه‌افزايش‌تيراژ و كسب‌درآمدهاي‌ناصحيح‌به‌حراج‌گذاشته‌اند. به‌گواهي‌تاريخ‌و واقعيات‌رفتارهاي‌سياسي‌كشورهاي‌دنيا، ارباب‌قلم‌و بيان‌و متفكران‌و تئوري‌پردازان‌مسايل‌سياسي‌هر كشوري‌در برخورد با بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌خود در اولين‌قدم‌با ساده‌كردن‌بحران‌و كاهش‌دامنه‌آن‌به‌مهار بحران‌مي‌رسند، ولي‌متأسفانه‌در وضعيت‌كنوني‌كشور قضيه‌برعكس‌شده‌، بنحوي‌كه‌گروهي‌بجاي‌استفاده‌بهينه‌از فضاي‌باز سياسي‌موجود كه‌ثمره‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌و يادگار امام‌راحل‌ـ رحمه‌الله عليه‌ـ و تدابير پيامبرگونه‌مقام‌عظماي‌ولايت‌مي‌باشد و بجاي‌ساده‌سازي‌بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌و كمك‌به‌رفع‌ناهنجاريهاي‌سياسي‌با دامن‌زدن‌به‌مسايل‌و مشكلات‌كوچك‌و حتي‌خيلي‌ناچيز آنهم‌بدون‌استناد به‌مدارك‌معتبر و متقن‌، بحران‌سازي‌كرده‌و دست‌دشمنان‌قسم‌خورده‌داخلي‌و خارجي‌انقلاب‌اسلامي‌را در زير سؤال‌بردن‌ساختارهاي‌ارزشي‌جامعه‌و تخريب‌سرمايه‌ها و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌اسلامي‌باز مي‌گذارند.
 اما در خصوص‌گراني‌و تورم‌:
 توجه‌به‌اين‌نكته‌حائز اهميت‌است‌كه‌نبايد يكطرفه‌پيش‌قاضي‌رفت‌و با قضاوتي‌ناعادلانه‌دولت‌خدمتگزار را مسؤول‌همه‌مشكلات‌پنداشت‌، بلكه‌واقعيت‌اين‌است‌كه‌بحران‌نفت‌مسأله‌ساده‌اي‌نيست‌و صرفاً در مقياس‌ملي‌نمي‌توان‌آنرا تحليل‌نمود، چرا كه‌اولاً يك‌بحران‌جهاني‌است‌و بسياري‌از كشورهاي‌دنيا با پيامدهاي‌آن‌دست‌به‌گريبانند.
 ثانياً شيطنت‌و فشارهاي‌استكبار جهاني‌به‌سركردگي‌آمريكاي‌جهانخوار با سوءاستفاده‌از موقعيت‌ضعيف‌كشورهاي‌صادركننده‌نفت‌قصد تضعيف‌بيشتر انقلاب‌اسلامي‌را دارد(رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌است‌) بنابراين‌به‌يقين‌مي‌توان‌گفت‌بخش‌اعظمي‌از اين‌مشكلات‌ناشي‌از فتنه‌انگيزي‌دشمنان‌انقلاب‌مي‌باشد. اما اينگونه‌نيست‌كه‌با انداختن‌توپ‌به‌آنسوي‌ميدان‌خود را از چاره‌انديشي‌درباره‌حل‌مشكلات‌اقتصادي‌و معضلات‌زندگي‌مردم‌محروم‌و مستضعف‌كشور معاف‌بداريم‌. مگر در زمان‌هشت‌سال‌دفاع‌مقدس‌علي‌رغم‌هزينه‌هاي‌سرسام‌آور مسايل‌دفاع‌از اينگونه‌توطئه‌هاي‌دشمن‌وجود نداشت‌. ولي‌با تدابير مديران‌ و متخصصان‌حزب‌اللهي‌و فداكار، مردم‌در مقابل‌مشكلات‌رها نشدند و در حد توان‌مالي‌كشور مايحتاج‌عمومي‌مردم‌تقريباً در حد قابل‌قبولي‌تأمين‌گرديد باز هم‌مي‌توان‌چنين‌كرد و از فشار عظيم‌گراني‌برگرده‌مردم‌، اين‌ولي‌نعمتان‌خود كاست‌، بشرط‌اينكه‌مسأله‌و مشكل‌مردم‌بعنوان‌مشكل‌اصلي‌مسؤولان‌تلقي‌شود و محور چاره‌انديشي‌و تصميم‌سازي‌و تصميم‌گيريها حل‌معضلات‌و مشكلات‌مردم‌باشد نه‌مصالح‌گروهي‌و جناح‌سياسي‌. ولي‌متأسفانه‌در حال‌حاضر چنين‌نيست‌، زيرا در حاليكه‌غالب‌مردم‌براي‌تهيه‌مايحتاج‌اوليه‌زندگي‌دچار مشكلات‌و وضعيت‌كمرشكن‌شده‌اند، گروهها و جناحهاي‌سياسي‌كه‌عملاً مسؤوليت‌اداره‌جامعه‌و امورات‌مردم‌را بعهده‌دارند، در غوغاي‌حفظ‌منافع‌جناحي‌و گروهي‌و تخريب‌همديگر از چاره‌انديشي‌مشكلات‌مردم‌و حتي‌از خود مردم‌غافلند و مشكلات‌آنان‌را به‌امان‌خدا سپرده‌اند. طبيعي‌است‌كه‌در چنين‌وضعيتي‌نمي‌توان‌به‌حل‌بسيجي‌گونه‌مشكلات‌فعلي‌اميدوار بود. پس‌اي‌جناحهاي‌چپ‌و راست‌و كارگزاران‌و ساير جناحهاي‌طرفدار انقلاب‌اسلامي‌! محض‌رضاي‌خدا بجاي‌تخريب‌همديگر و تلاش‌براي‌تصاحب‌قدرت‌بيشتر، به‌داد مردم‌برسيد و به‌مشكلات‌ولي‌نعمتان‌خود بينديشيد و با حفظ‌وحدت‌و معاضدت‌همديگر در سايه‌تبعيت‌از مقام‌عظماي‌ولايت‌، اخوت‌اسلامي‌را احياء كنيد (رئيس‌ ـ وقت‌شما خيلي‌گذشت‌) و از كينه‌و كدورت‌نفساني‌بپرهيزيد و اسلام‌و انقلاب‌را دشمن‌شاد نكنيد. و اما مواردي‌ در خصوص‌مشكلات‌حوزه‌انتخابيه‌بود كه‌من‌به‌جهت‌ضيق‌وقت‌نمي‌توانم‌بگويم‌، به‌مطبوعات‌مي‌دهم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، دو دقيقه‌اضافه‌شد! ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌شريفي‌بفرماييد.
 سيدحسين‌شريفي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ضمن‌تشكر از جناب‌آقاي‌موسوي‌كه‌اظهار لطف‌كردند و وقتشان‌را در اختيار اينجانب‌قرار دادند.
 ضمن‌عرض‌تسليت‌عاشوراي‌حسيني‌و ياران‌باوفايش‌به‌همه‌عزاداران‌آن‌حضرت‌، خدا را سپاس‌مي‌گويم‌به‌وجود رهبري‌خردمند كه‌در هدايت‌ كشتي‌انقلاب‌اسلامي‌با درايت‌و نورانيت‌خود، ملت‌وفادار و پايبند به‌ارزشهاي‌اسلامي‌و امانت‌الهي‌بجا مانده‌از جانب‌معمار بزرگ‌انقلاب‌اسلامي‌حضرت‌امام‌ـ رضوان‌الله تعالي‌عليه‌ ـ را از خطرات‌و گردابهاي‌موجود در مسير اين‌كشتي‌آگاه‌مي‌نمايند.
 سخنان‌بسيار مهم‌و تكان‌دهنده‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌امسال‌تحت‌عنوان‌عبرتهاي‌عاشورا را شنيديد و اين‌چندمين‌بار است‌كه‌معظم‌له‌خواص‌را از خطر بزرگي‌كه‌نظام‌اسلامي‌را تهديد مي‌كند، يعني‌پشت‌كردن‌به‌ارزشها و روي‌آوردن‌به‌دنيا و دنياطلبي‌انذار فرموده‌اند كه‌در اين‌راستا وظيفه‌خود مي‌دانم‌مطالبي‌را تقديم‌حضورتان‌كنم‌.
 اولاً احدي‌از مجموعه‌مسؤولين‌نظام‌و خواص‌خود را از اين‌خطا مبرا ندانند و با احساس‌مسؤوليت‌تمام‌در مطالب‌عنوان‌شده‌تعمق‌نماييم‌. تعريف‌و تمجيد تنها بدون‌ورود به‌عمل‌بعدي‌براي‌درمان‌اين‌پديده‌شوم‌دردي‌را دوا نمي‌كند. بله‌، اين‌مطالب‌را اين‌سلاله‌پاك‌رسول‌الله براي‌عمل‌و پيگيري‌بيان‌مي‌فرمايند، نه‌يكي‌، دو روز تشكر و تقدير و سپس‌هم‌فراموشي‌! كما اينكه‌در خصوص‌پيامهاي‌نوروزي‌معظم‌له‌بيش‌از اين‌عمل‌نكرديم‌. تا چه‌وقت‌خود را فريب‌مي‌دهيم‌؟
 ثانياً اگر بر اين‌باوريم‌كه‌پديده‌زراندوزي‌و دنياطلبي‌خواص‌، جدا شدن‌توده‌را از نظام‌بدنبال‌دارد و عارضه‌اي‌مهلك‌بر پيكره‌پاك‌اين‌نظام‌است‌و ديري‌نمي‌پايد كه‌نظام‌توخالي‌از ارزشها و با پوسته‌اي‌از اسلام‌و بسيار شكننده‌خواهيم‌داشت‌، تكليف‌يكايك‌ما چيست‌؟ در اين‌راستا پيشنهاداتي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 الف‌ـ از آنجايي‌كه‌طلوع‌و غروب‌پديده‌هاي‌اجتماعي‌مولود عوامل‌و علل‌مختلفي‌است‌كه‌براي‌يك‌ارزيابي‌و قضاوت‌كلي‌وزن‌هر يك‌از عوامل‌مؤثر بايستي‌جداگانه‌تعيين‌شود، از تمام‌انديشمندان‌، علماء و فضلاء، محققين‌در مراكز پژوهشي‌، تحقيقاتي‌، دانشگاهها و حوزه‌ها درخواست‌مي‌كنم‌به‌بحث‌و تحقيق‌پيرامون‌مسائل‌عنوان‌شده‌از سوي‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌بپردازند و ضمن‌شفاف‌كردن‌بيشتر علل‌و روند پيدايش‌اين‌پديده‌، راه‌كارهاي‌عملي‌درمان‌و پيشروي‌اين‌عارضه‌خطرناك‌بر پيكر انقلاب‌را ارائه‌نمايند.
 ب‌ـ با توجه‌به‌احساس‌خطر مقام‌معظم‌رهبري‌، ضرورت‌توجه‌سران‌محترم‌سه‌قوه‌بدور از هياهوهاي‌سياسي‌، هر يك‌ستاد ويژه‌اي‌را براي‌كار در اين‌زمينه‌مشخص‌و شخصاً موضوع‌را تعقيب‌نمايند و از آنطرف‌هم‌بقدر كافي‌ابزارهاي‌نظارتي‌تحت‌امرتان‌وجود دارد. اگر بخواهيد جدي‌بگيريد بنظرم‌مشكل‌اساسي‌نداشته‌باشيد. اين‌دستگاههاي‌نظارتي‌را بها بدهيد، ميدان‌بدهيد و ابتداء هم‌از حوزه‌هاي‌مربوط‌به‌خودتان‌وارد شويد و گزارشاتي‌كه‌از دانه‌درشتها به‌دستگاههاي‌نظارتي‌مي‌رسد كنار گذاشته‌نشود تا مأمورين‌رسيدگي‌جرأت‌پيدا كنند. اعمال‌نفوذها به‌كنار گذاشته‌شود. آنگاه‌خواهيد ديد آثار و بركات‌اين‌كار در سطوح‌پايين‌تر چه‌خواهد بود. البته‌دست‌دستگاههاي‌نظارتي‌از جهت‌اختيارات‌قانوني‌براي‌رسيدگي‌به‌بعضي‌نهادها و بنيادها باز نمي‌باشد. از مقام‌معظم‌رهبري‌درخواست‌مي‌كنم‌در اين‌زمينه‌تدبيري‌مقرر فرمايند.
 ج‌ـ و اما سخني‌هم‌مؤكداً با خودمان‌در مجلس‌دارم‌. قدري‌فكر كنيم‌كه‌مجموعه‌ما بعنوان‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌و فرد فرد ما بعنوان‌نمايندگان‌مردم‌براي‌حفظ‌دستاوردهاي‌انقلاب‌اسلامي‌قسم‌خورديم‌و شروع‌بكار كرديم‌. گذشته‌از اين‌در مقابل‌اين‌اتمام‌حجت‌مقام‌عظماي‌ولايت‌چه‌وظيفه‌اي‌داريم‌؟ چه‌كارهايي‌مي‌توانيم‌هم‌براي‌اصلاح‌مسير خودمان‌و هم‌براي‌اصلاح‌مسير جامعه‌انجام‌دهيم‌.
 لذا پيشنهاد مي‌كنم‌دستور جلسه‌غيرعلني‌اين‌هفته‌را هرچه‌هست‌كنار بگذاريد و تمام‌وقت‌آن‌را به‌بحث‌در پيرامون‌عبرتهاي‌عاشوراي‌عنوان‌شده‌توسط‌معظم‌له‌بپردازيم‌تا بلكه‌به‌راه‌كارهاي‌عملي‌برسيم‌. كما اينكه‌متن‌پيشنهادي‌ما براي‌تشكيل‌جلسات‌غيرعلني‌اساساً همين‌بود كه‌بعد شكل‌ديگري‌پيدا كرد، و در ادامه‌اين‌جلسات‌براي‌همفكري‌و هماهنگي‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌دعوت‌كنيم‌، از دستگاه‌قضايي‌و نظارتي‌و بازرسي‌خصوصاً مسؤولين‌دادگاههاي‌ويژه‌دعوت‌كنيم‌، از دولت‌به‌تناسب‌موضوع‌دعوت‌كنيم‌، تا كمترين‌دين‌خود را نسبت‌به‌ سخنان‌دردمندانه‌اين‌حجت‌خدا اداء كرده‌باشيم‌.
 و اما سخني‌هم‌در مورد حوزه‌انتخابيه‌:
 وزير محترم‌كشور، جناب‌آقاي‌نوري‌! كار كارشناسي‌لازم‌در مورد ارتقاء بخشهاي‌محروم‌وفس‌و خنداب‌اراك‌به‌شهرستان‌در دولت‌گذشته‌صورت‌گرفته‌، ارتقاء اين‌دو بخش‌را به‌شهرستان‌به‌طرح‌كلي‌عنوان‌شده‌از سوي‌مسؤولين‌آن‌وزارتخانه‌موكول‌نفرماييد.
 وزير محترم‌نيرو! و وزير محترم‌نفت‌! تقاضا دارم‌استقلال‌كاري‌به‌امور آب‌استان‌مركزي‌و شركت‌گاز در استان‌بدهيد و از هدر رفتن‌نيروها هرچه‌زودتر جلوگيري‌كنيد. در اراك‌توان‌كارشناسي‌بالايي‌براي‌رتق‌و فتق‌امور آب‌و گاز وجود دارد.
 شنيده‌شده‌بعضي‌مسؤولين‌در وزارت‌اقتصاد و دارايي‌از واگذاري‌كار ماليات‌شركتها و كارخانجات‌مستقر در استانها (كه‌در قانون‌بودجه‌سال‌ 1377 درج‌شده‌) به‌استانها ايجاد ترديد مي‌كنند. قانون‌را اجراء كنيد و مطمئن‌باشيد توان‌بالايي‌در استانها وجود دارد و اين‌بنفع‌و مصلحت‌كشور مي‌باشد.
 وزير محترم‌مسكن‌! كمك‌و سرعت‌بيشتري‌به‌نهايي‌كردن‌طرح‌جامع‌شهر اراك‌بدهيد و هرچه‌زودتر تغييرات‌و اصلاحات‌بافت‌قديمي‌شهر اراك‌را شروع‌نماييد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر از اينكه‌هفت‌دقيقه‌را مراعات‌فرموديد. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌داودي‌بفرماييد.
 يوسف‌داودي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 قال‌الله الحكيم‌في‌كتابه‌؛ « و لاتحسبن‌الذين‌قتلوا في‌سبيل‌الله امواتاً بل‌احياء عند ربهم‌يرزقون‌»
 بار ديگر فضاي‌ايران‌اسلامي‌عطرآگين‌وجود ملكوتي‌شهداي‌عزيزمان‌شد و همزمان‌با عاشوراي‌حسيني‌، حسينيان‌زمان‌ياد و خاطره‌مجاهدت‌، رشادت‌، ايثار و فداكاري‌و عشق‌و شور و ايمان‌را بر پهندشت‌ايران‌اسلامي‌گستراندند. خوان‌نعمت‌ربوبي‌گوارايتان‌اي‌شهيدان‌!
 سلام‌و صلوات‌الهي‌بر ارواح‌طيبه‌شهداء، روح‌ملكوتي‌امام‌راحل‌و عرض‌ادب‌به‌محضر مقام‌منيع‌رهبري‌و عرض‌تبريك‌و تسليت‌به‌خانواده‌معظم‌شهدايي‌كه‌اخيراً پيكر مقدسشان‌به‌جنت‌المأواي‌ابدي‌سپرده‌شد.
 ابتدائاً خود و همه‌امت‌اسلامي‌ايران‌خصوصاً متصديان‌امور مملكت‌را به‌مطالعه‌بيانات‌مهم‌رهبري‌عظيم‌الشأن‌انقلاب‌در نماز جمعه‌اخير تهران‌توصيه‌مي‌نمايم‌. چرا كه‌معظم‌له‌در اين‌شرايط‌و جو عمومي‌حاكم‌بر مملكت‌تلويحاً و تصريحاً، امام‌گونه‌، حجت‌را بر همه‌تمام‌نمودند و هر كدام‌از ما، فراخور حالمان‌مي‌بايست‌از رهنمودها و نصايح‌و هشدارهاي‌آگاهانه‌رهبر فرزانه‌خود بهره‌برگيريم‌. ان‌شاءالله
 مدت‌مديدي‌است‌كه‌گاه‌و بيگاه‌خبري‌و مطلبي‌از نجف‌آباد در جرايد و نشريات‌و رسانه‌هاي‌جمعي‌مشاهده‌مي‌شود كه‌اين‌مطالب‌، جزيي‌از ماجراست‌، بي‌آنكه‌مبين‌ماهيت‌اصل‌ماجرا باشد. آنچه‌مسلم‌است‌واقعيتهاي‌موجود نجف‌آباد را نبايستي‌سرسري‌انگاشت‌و به‌ سادگي‌از كنار آن‌گذشت‌، بلكه‌نياز به‌مداقه‌جدي‌و تأمل‌و ژرف‌نگري‌عميق‌تري‌دارد.
 اينجانب‌بعنوان‌خدمتگزار اين‌مردم‌متدين‌و شهيدپرور و ممتاز در صحنه‌هاي‌گوناگون‌انقلاب‌و جهاد و جنگ‌و سازندگي‌، نه‌تنها تلاش‌نموده‌ام‌كه‌خود از هرگونه‌اظهارنظري‌كه‌منجر به‌تشديد جو عمومي‌شود اجتناب‌كنم‌، بلكه‌اميدوار بودم‌كه‌شرايط‌عمومي‌نجف‌آباد آرام‌شود و در سايه‌آرامش‌بتوان‌براي‌اين‌مردم‌نجيب‌و شرافتمند كه‌از خيلي‌جهات‌دچار عقب‌ماندگي‌و غبن‌شده‌اند، اقدامي‌مناسب‌انجام‌دهم‌. ليكن‌با كمال‌تأسف‌هر روز شاهد فتنه‌گري‌فتنه‌گراني‌هستيم‌كه‌بي‌توجه‌به‌علاقه‌و اعتقاد مردم‌شهيدپرور نجف‌آباد به‌رهبري‌عزيز انقلاب‌و روحانيت‌و مراجع‌تقليد و راه‌شهيدان‌و ارزشهاي‌والاي‌اسلامي‌سعي‌در ايجاد اختلاف‌و شكاف‌بين‌مردم‌دارند.
 روز يازدهم‌محرم‌پيكر مطهر بيش‌از (30) تن‌از فرزندان‌رشيد حوزه‌انتخابيه‌ام‌را كه‌سالها پيش‌در نبرد با بعثيون‌شربت‌شهادت‌نوشيده‌بودند، مردم‌وفادار منطقه‌تشييع‌كردند. اما مع‌الاسف‌به‌سبب‌وجود دستهاي‌مرموزي‌در شهر نجف‌آباد دو تشييع‌جنازه‌صورت‌گرفت‌و سه‌نماز بر پيكر شهداء اقامه‌شد آن‌هم‌بعد از شكستن‌حرمت‌شهداء كه‌از بيان‌ماوقع‌صرفنظر مي‌نمايم‌.
 اينجانب‌به‌دليل‌ارادت‌به‌همه‌مردم‌خوب‌و متدين‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌و خصوصاً به‌احترام‌مقام‌رفيع‌شهداء در هر دو تشييع‌جنازه‌شركت‌نمودم‌و تأثر و تألم‌مردم‌را از چنين‌صحنه‌هايي‌كه‌مظهر تفرقه‌و دوئيت‌است‌از زبان‌خود آنها شنيدم‌و هر دو گروه‌در برچيدن‌عوامل‌تفرقه‌به‌كرات‌از اينجانب‌درخواست‌نمودند تا از مسؤولين‌نظام‌بالاخص‌رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌و رئيس‌شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي‌حضرت‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌خاتمي‌تقاضا نمايم‌كه‌نسبت‌به‌حل‌مشكل‌و برطرف‌نمودن‌اين‌اختلاف‌اقدام‌نمايند. لذا از همين‌تريبون‌مقدس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌بعنوان‌خدمتگزاري‌دلسوز اعلام‌مي‌نمايم‌چنانچه‌از سوي‌مسؤولين‌محترم‌نظام‌به‌اين‌مهم‌توجه‌عاجلي‌صورت‌نگيرد و عوامل‌اختلاف‌و دو دستگي‌شناسايي‌و برطرف‌نگردد (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌شد) حوادث‌ناگواري‌را بايستي‌به‌انتظار نشست‌، آن‌زمان‌ديگر نوشداروي‌بعد از مرگ‌سهراب‌خواهد بود. براي‌اينجانب‌و مردم‌محترم‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌خصوصاً خانواده‌عزيز شهداء، هتك‌حرمت‌شهيدان‌والامقام‌قابل‌تحمل‌نيست‌. لذا مصرانه‌از محضر مقام‌معظم‌رهبري‌و رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌استدعا دارم‌با اعزام‌هيأتي‌نسبت‌به‌برخورد قاطع‌با عوامل‌بوجود آورنده‌آن‌صحنه‌هاي‌ناپسند دستور اقدام‌مقتضي‌صادر فرمايند.
 در پايان‌به‌همه‌كساني‌كه‌سعي‌دارند از اعتقادات‌و احساسات‌مذهبي‌مردم‌متدين‌منطقه‌بنفع‌خود و يا حزب‌و گروه‌و جناح‌سياسي‌خود سوءاستفاده‌نمايند اخطار مي‌نمايم‌در صورت‌پايان‌نيافتن‌اين‌فتنه‌گريها ناگزير به‌افشاي‌جرياناتي‌خواهم‌بود كه‌يقيناً مردم‌ما از آنها همواره‌ابراز انزجار نموده‌اند. لازم‌بذكر است‌كه‌مدتي‌است‌تقاضاي‌ملاقات‌با رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌براي‌طرح‌معضلات‌نجف‌آباد را نموده‌ام‌و همچنان‌منتظر فرصتي‌هستم‌تا قضاياي‌نجف‌آباد را بطور مبسوط‌حضور ايشان‌عرض‌نمايم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، قبل‌از اينكه‌ناطق‌بعدي‌تشريف‌بياورند جناب‌آقاي‌شريفي‌عنايت‌داشته‌باشيد! نكته‌اي‌را در فرمايشاتتان‌داشتيد (عرض‌مي‌شود) در رابطه‌با دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌هستند. دستگاهها، نهادها، بنيادها، اشاره‌داشتيد كه‌مشكل‌براي‌نظارت‌در آن‌رابطه‌هست‌. توضيح‌بدهم‌كه‌تاكنون‌هرگاه‌هر يك‌از دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌اداره‌مي‌شوند، بنيادها و سازمانها، مجلس‌تصميم‌براي‌تحقيق‌و تفحص‌آن‌گرفت‌بعرض‌مقام‌معظم‌رهبري‌كه‌رسيد ايشان‌فرمودند كه‌دقيق‌تر و جدي‌تر از دستگاههاي‌ديگر اين‌كار را انجام‌بدهيد. به‌همين‌دليل‌بنياد، سازمان‌صدا و سيما از همين‌مجلس‌مورد تحقيق‌و تفحص‌قرار گرفت‌. ضمن‌اينكه‌در خود دفتر مقام‌معظم‌رهبري‌، دستگاهي‌براي‌نظارت‌مالي‌بر دستگاهها و زيرمجموعه‌هايي‌كه‌زير نظر ايشان‌عمل‌مي‌كنند به‌دقت‌برنامه‌هايشان‌را زير نظر دارند. اين‌براي‌توضيح‌لازم‌بود كه‌من‌عرض‌كنم‌. (شريفي‌ـ مقصود ديوان‌محاسبات‌بود) بهرحال‌دستگاه‌نظارتي‌چون‌مطلق‌فرموديد، توضيح‌لازم‌بود. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌بفرماييد.
 محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 با درود و سلام‌به‌پيشگاه‌آقا امام‌زمان‌، امام‌راحلمان‌، مقام‌معظم‌رهبري‌، رياست‌محترم‌جمهور، خانواده‌هاي‌معظم‌شهداء، آزادگان‌، ايثارگران‌و همه‌كساني‌كه‌در اعتلاي‌كلمه‌الله قدم‌برداشته‌، برمي‌دارند و يا برخواهند داشت‌.
 با سلام‌بر حسين‌، بر سالار شهيدان‌عاشوراي‌تاريخ‌، بر ياران‌حسين‌، آناني‌كه‌سمبل‌دفاع‌هميشگي‌از امامت‌، از امر به‌معروف‌و نهي‌از منكر، از آزادي‌، حريت‌و سمبل‌تحمل‌سخت‌ترين‌شدايد براي‌دفاع‌از دين‌رسول‌خدا گرديدند، سلام‌بر آزادمردي‌و آزادمنشي‌.
 روزي‌دو زن‌شكايت‌بر مولاي‌جوانمردان‌آقا علي‌ـ 7 ـ آوردند. كودكي‌همراهشان‌بود و هر كدام‌ادعاي‌مادري‌بر آن‌طفل‌را داشتند. چون‌شمشير كشيده‌شد تا طفل‌، دو نيم‌و سهم‌هر يك‌داده‌شود، مادر اصلي‌بي‌درنگ‌خود را كنار كشيد و گفت‌اين‌طفل‌از آن‌من‌نيست‌، دو نيمش‌نكنيد! اكنون‌كيست‌تا حاضر شود بپذيرد تا پيكر جوان‌اين‌انقلاب‌خونين‌دو نيم‌شود؟ ثابت‌كنيم‌كه‌ما يك‌مادريم‌، گرامي‌ترش‌داريم‌. پس‌هر آنكس‌كه‌مصلحت‌سلامت‌و وحدت‌اين‌پيكر رعنا را در نظر نياورد، او مادر نيست‌. اما من‌هر كس‌را كه‌در اين‌وادي‌مي‌بينم‌سيماي‌مادر و صاحب‌طفل‌را دارد. پس‌ما را چه‌شده‌است‌كه‌چنين‌بر يكديگر مي‌تازيم‌و حرمت‌نگه‌نمي‌داريم‌؟ دشمن‌در كمين‌است‌و يك‌لحظه‌هيچكداممان‌را نمي‌خواهد. متانت‌، صبر، عميق‌نگري‌، عدالت‌پروري‌، تقواپيشگي‌و در نهايت‌تمكين‌از امر ولايت‌و دقت‌ در رهنمودهاي‌معظم‌له‌و عمل‌به‌انديشه‌هايشان‌و نه‌تفسير به‌رأي‌كردنشان‌! تنها راه‌رسيدن‌به‌سرمنزل‌مقصودمان‌مي‌تواند باشد.
 مقام‌عظماي‌ولايت‌كراراً با تكريم‌و احترام‌از رياست‌محترم‌جمهور نام‌برده‌اند كه‌آخرين‌بار آن‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌پريروز بود كه‌لفظ‌زيباي‌«عزيز» را در توصيف‌رياست‌جمهوري‌بيان‌فرمودند. پس‌مردم‌عاشق‌ولايت‌هر كس‌را كه‌رياست‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌را به‌پيروي‌از مقام‌ولايت‌عزيز بدارد، تابع‌ولايت‌مي‌داند و از طرفي‌هنوز فراموش‌نشده‌است‌كه‌باز مقام‌معظم‌رهبري‌در انتخابات‌رياست‌جمهوري‌بدين‌مضمون‌فرمودند كه‌هيچكدامشان‌براي‌من‌هاشمي‌نمي‌شود و فراموش‌نكرده‌ايم‌كه‌قوه‌قضائيه‌طبق‌قانون‌اساسي‌داراييهاي‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌و خانواده‌ايشان‌را بررسي‌نمود و نتيجه‌آن‌در صحن‌علني‌مجلس‌قرائت‌گرديد. زيرا در نظام‌اسلامي‌در اين‌زمينه‌ها فرقي‌ميان‌افراد نيست‌و باز مي‌دانيم‌خصوصاً آناني‌كه‌چون‌مقام‌معظم‌رهبري‌طعم‌تلخ‌سلولهاي‌انفرادي‌و شكنجه‌گاههاي‌دژخيمان‌ساواك‌را چشيده‌اند شاهد بوده‌اند كه‌هاشمي‌از نوجواني‌مرد مبارزه‌و جهاد در راه‌خدا بوده‌است‌. من‌كجا و شب‌زنده‌داريهاي‌هاشمي‌در كنج‌سلولهاي‌نمناك‌شاه‌كجا! امروز اگر هتك‌حرمت‌هاشمي‌و چون‌هاشمي‌ها باب‌شود از كجا نه‌معلوم‌كه‌زبانم‌لال‌فردا هتك‌حرمت‌رهبري‌نگردد؟! زيرا چه‌كس‌نزديك‌تر از او به‌مقام‌ولايت‌است‌؟! شايد از همين‌باب‌است‌كه‌از تريبون‌عمومي‌در كنگاور به‌مقام‌ولايت‌نصيحت‌مي‌گردد. اينان‌ستونهاي‌انقلاب‌هستند. رعايت‌باورهاي‌مردم‌بخاطر حفظ‌اصل‌انقلاب‌كه‌انقلابي‌الهي‌و از آنِ « رب‌الناس‌* ملك‌الناس‌* اله‌الناس‌» است‌از دقايق‌تاريخ‌است‌. باورهاي‌مردم‌را بجاي‌پرورانيدن‌ويران‌نكنيم‌كه‌بنفع‌هيچكدام‌نيست‌.
 از بر هم‌زدن‌خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌كه‌جزء نماز تلقي‌مي‌گردند چه‌كسي‌يا كساني‌سود مي‌برند؟ اگر حرمت‌نماز جمعه‌نيز شكسته‌شود، حريم‌كجا حفظ‌خواهد شد؟
 در پايان‌، اولاً از رياست‌محترم‌قوه‌قضائيه‌استدعا مي‌شود چنانچه‌به‌بحث‌مطرح‌شده‌شكنجه‌در بازداشتگاهها رسيدگي‌فرموده‌اند كه‌ان‌شاءالله نبوده‌است‌، نتيجه‌را جهت‌رفع‌آثار اجتماعي‌آن‌به‌اطلاع‌امت‌مسلمان‌برسانند.
 ثانياً با توجه‌به‌جوي‌كه‌در بين‌مردم‌در رابطه‌با مجلس‌ايجاد شده‌است‌از رياست‌محترم‌مجلس‌استدعا دارم‌تنبيهات‌اعمال‌شده‌در رابطه‌با تشنجي‌كه‌در آخرين‌جلسه‌علني‌سال‌76 پيش‌آمد و موجب‌شد در هر محفلي‌كه‌قدم‌مي‌گذاريم‌طعنه‌اي‌مي‌شنويم‌و گوشه‌اي‌مي‌خوريم‌ما را مطلع‌فرمايند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 (عده‌اي‌از نمايندگان‌ـ احسنت‌)
 
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً خبردار شديم‌كه‌اخوي‌همكار محترممان‌جناب‌آقاي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌به‌رحمت‌خدا رفتند. از طرف‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌، نمايندگان‌محترم‌بخصوص‌نمايندگان‌محترم‌استانهاي‌كردستان‌ و آذربايجان‌غربي‌به‌همكار عزيزمان‌و به‌خانواده‌محترمشان‌فوت‌برادرشان‌را تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌و صبر و اجر براي‌بازماندگان‌آن‌مرحوم‌خواستارم‌.
 همچنين‌جا دارد ارتحال‌عالم‌بزرگوار و ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌را هم‌(پدر سه‌شهيد) كه‌بحق‌هم‌خود ايشان‌، خانواده‌محترمشان‌، فرزندان‌عزيزشان‌و شهيدشان‌عاشقانه‌و صادقانه‌و مخلصانه‌در خدمت‌انقلاب‌بودند، خود ايشان‌قبل‌از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از شهادت‌عزيزانشان‌و بحق‌مخلص‌، تابع‌مقام‌ولايت‌و امامت‌و رهبري‌در عصر امام‌راحل‌و در زمان‌مقام‌معظم‌رهبري‌، دار فاني‌را وداع‌گفتند اين‌عالم‌مخلص‌متعهد مجاهد. ارتحال‌ايشان‌را كه‌شب‌عاشوراي‌امام‌حسين‌هم‌به‌رحمت‌خدا پيوستند به‌خانواده‌معظم‌شان‌و تنها پسر باقيمانده‌آن‌خانواده‌و همسر محترمه‌شان‌تسليت‌عرض‌مي‌كنيم‌و براي‌او و عزيزان‌شهيدشان‌علو درجات‌خواستاريم‌.
 
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور
 رئيس‌ـ  تذكرات‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور:
 ـ آقاي‌قريشي‌نماينده‌محترم‌خمين‌به‌وزير محترم‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌كمبود تجهيزات‌پزشكي‌و امكانات‌درماني‌شهرستان‌خمين‌.
 ـ آقاي‌قرمزي‌نماينده‌محترم‌سميرم‌به‌وزير محترم‌نيرو در خصوص‌تسريع‌در شروع‌عمليات‌پروژه‌سد قره‌قاچ‌ سميرم‌.
 ـ آقاي‌عاشوري‌نماينده‌محترم‌فومن‌به‌وزير محترم‌صنايع‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌وضعيت‌كارگران‌كارخانه‌پرسان‌.
 
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور)
 رئيس‌ـ  هفته‌گذشته‌يك‌رأي‌گيري‌داشتيم‌كه‌براي‌نظارت‌در اجراي‌جزء (4) بند «ب‌»   تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌بود كه‌يك‌نفر از كميسيون‌بازرگاني‌مي‌خواستيم‌، تجديد رأي‌شده‌بود بين‌آقايان‌: انواري‌و حبيب‌زاده‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌اكثريت‌را آوردند و مجدداً ايشان‌انتخاب‌شدند.
 
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌
 رئيس‌ـ  دستور را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌ قانون‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌) مخبر كميسيون‌بفرماييد.
 قدسيه‌سيدي‌علوي‌  (مخبر كميسيون‌سياست‌ خارجي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌سياست‌خارجي‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌كه‌در جلسه‌علني‌مورخ‌16/1/77 با اصلاحاتي‌به‌تصويب‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌رسيده‌و تبصره‌(4) ماده‌(10) آن‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مغاير قانون‌اساسي‌شناخته‌شده‌بود، مجدداً در جلسه‌روز يكشنبه‌13/2/77 با حضور نماينده‌محترم‌آن‌ شورا مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌و با انجام‌اصلاحاتي‌بشرح‌ذيل‌در جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌با اكثريت‌آراء به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌ـ حسن‌روحاني‌
 همانطور كه‌نمايندگان‌محترم‌مستحضر هستند، با عنايت‌به‌نواقص‌موجود در فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌و عدم‌مطابقت‌آن‌با ضرورتها و ساختار حقوق‌سياسي‌كشور، لايحه‌اي‌تحت‌عنوان‌اصلاح‌ قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌توسط‌دولت‌محترم‌به‌مجلس‌ارائه‌شده‌بود كه‌در بررسي‌هايي‌كه‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داد و همچنين‌نمايندگان‌محترم‌در جلسه‌علني‌اين‌بررسي‌ها را رأي‌دادند، متأسفانه‌چندين‌بار اين‌لايحه‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مورد ايراد قرار گرفت‌و اميدوارم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌بار، آخرين‌دفعه‌باشد كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌... نسبت‌به‌اين‌ايراد، رفع‌اشكال‌ان‌شاءالله توسط‌مجلس‌محترم‌انجام‌بشود و مجدداً به‌مجلس‌برنگردد.
 اشكال‌اصلي‌هم‌كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند در مورد بند (9) اصل‌سوم‌قانون‌اساسي‌بود كه‌در آنجا ذكر شده‌«رفع‌تبعيضات‌ناروا و ايجاد امكانات‌عادلانه‌براي‌همه‌در تمام‌زمينه‌هاي‌مادي‌و معنوي‌». اصل‌لايحه‌بر اين‌بود كه‌(ماده‌(10) در حال‌حاضر به‌اينگونه‌اصلاح‌شده‌) در ماده‌(10) و بندهاي‌(3و2) ماده‌(11) و اضافه‌شدن‌يك‌تبصره‌بعنوان‌تبصره‌(4) به‌ماده‌(10) بوده‌. در حال‌حاضر ماده‌(10) را در (17) بند مجلس‌محترم‌رأي‌داده‌، بند (3و2) ماده‌(11) هم‌اصلاح‌شده‌تنها اشكالي‌كه‌مجدداً شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند مربوط‌به‌تبصره‌(4) است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌به‌آن‌رأي‌دادند، تحت‌عنوان‌همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 با عنايت‌به‌اين‌مطلب‌كه‌در بند (12و9) ماده‌(10) گفته‌شده‌كه‌مقامات‌فعلي‌و سابق‌، در بند (12و9) همه‌را در بر گرفته‌، تنها اعضاي‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌سابق‌در بند (12و9) ذكر نشدند. لذا شوراي‌محترم‌نگهبان‌به‌اين‌قسمت‌ايراد داشتند كه‌باز اين‌هم‌تبعيض‌نارواست‌كه‌ما اعضاي‌محترم‌شوراي‌نگهبان‌سابق‌را بعنوان‌مقاماتي‌كه‌مي‌توانند از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌كنند در نظر نگيريم‌. لذا اصلاحيه‌اي‌كه‌مجدداً كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داده‌به‌اين‌شكل‌است‌كه‌در تبصره‌(4) ماده‌(10) همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 اميدوارم‌با اين‌اصلاحيه‌اي‌كه‌كميسيون‌انجام‌داده‌نمايندگان‌محترم‌هم‌موافق‌باشند تا ان‌شاءالله ديگر اين‌لايحه‌تبديل‌به‌يك‌قانون‌بشود و رفع‌نواقص‌صدور گذرنامه‌سياسي‌را ما با رأي‌خودمان‌ان‌شاءالله انجام‌داده‌باشيم‌. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر
 رهبري‌املشي‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  بفرماييد.
 محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 حاج‌آقا! ماده‌(137) را من‌تذكر مي‌دهم‌در مورد انتخاب‌افراد مجلس‌، چون‌آنجا صراحت‌دارد كليه‌كساني‌كه‌رأي‌مي‌آورند بايد اسم‌و تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌بيايد. اين‌رويه‌شده‌كه‌در انتخاباتي‌كه‌در مجلس‌مي‌شود معمولاً نفر اول‌را معين‌مي‌كنند با تعداد آراء، بقيه‌را رئيس‌مطرح‌نمي‌كند و در مشروح‌مذاكرات‌، خودم‌دقت‌كردم‌نمي‌آيد! در صورتيكه‌همه‌افراد بايد با تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌اعلام‌و حتماً ثبت‌بشود، ببخشيد.
 رئيس‌ـ  حالا امروز را نقداً به‌شما بگوييم‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌، رأي‌آوردند و آقاي‌حبيب‌زاده‌با (65) رأي‌، رأي‌نياوردند.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌)
 رئيس‌ـ  مخالفي‌ندارد، موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كنند، حضار 201 نفر، اصلاحيه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ تبصره‌(4) به‌شرح‌زير اصلاح‌مي‌شود:
 تبصره‌4 ـ همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌(بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌) اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 رئيس‌ـ  حضار 202 نفر، موافقين‌قيام‌بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد.
 9 ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌
 رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌ جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌مهدوي‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌خاص‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(942) كه‌بعنوان‌كميسيون‌خاص‌ارجاع‌گرديده‌بود در جلسات‌مختلف‌با حضور كارشناسان‌دستگاه‌اجرايي‌مطرح‌و پس‌از بحث‌و بررسي‌كليات‌آن‌به‌تصويب‌نرسيد و رد شد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌خاص‌ـ محمدعلي‌شيخ‌
 خدمت‌نمايندگان‌محترم‌بايد عرض‌كنم‌عده‌اي‌از همكاران‌عزيز طرحي‌را در رابطه‌با جلوگيري‌از توسعه‌شهرهاي‌بزرگ‌، بخصوص‌در بُعد آموزش‌عالي‌تقديم‌مجلس‌كرده‌اند. اين‌طرح‌در كميسيون‌خاص‌مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌كه‌بسياري‌از اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌در جزئيات‌توافقاتي‌داشتند، اما در كليات‌بلحاظ‌اينكه‌از نظر اجراء با مشكلاتي‌مواجه‌مي‌شديم‌، يعني‌در حقيقت‌اجراي‌پيشنهادهايي‌كه‌در طرح‌آمده‌بود امكانپذير نبود، در نهايت‌طرح‌رد شد.
 دلايل‌رد براي‌مثال‌، عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌، ابهام‌در مواد طرح‌، در مورد اينكه‌مقصود از (20) درصد چيست‌؟ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌.
 خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌مثلاً در دانشگاهها، اگر (20) درصد امكانات‌دانشگاههاي‌بزرگ‌در شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌بخواهد به‌شهرستانها منتقل‌بشود در جزئيات‌كه‌كارشناسان‌هم‌از آموزش‌عالي‌حضور داشتند و توضيح‌مي‌دادند، اين‌امكانپذير نبود. يعني‌در خيلي‌از شهرها رفتنِ استاد امكانپذير نبود، ظرفيت‌و امكانات‌نداشتند، آمادگي‌نبود و درنهايت‌براي‌ اينكه‌اين‌طرح‌اجراء بشود، كار عملي‌صورت‌نمي‌گرفت‌و لذا در كميسيون‌رد شد. در خصوص‌بقيه‌موارد مثل‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌و غيره‌هم‌چون‌كار بطور كامل‌كارشناسي‌نشده‌بود و كشور با مشكلاتي‌در خصوص‌احداث‌بيمارستانها و غيره‌و غيره‌مواجه‌مي‌شد (كه‌دلايلي‌هم‌بود) باز در كميسيون‌رأي‌نياورد و كلياتش‌رد شد. هر چند كه‌در نهايت‌اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌براي‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌و اينكه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌متمركز نشود، اعتقاد داشتند بايد يك‌حركت‌اساسي‌و يك‌كار كارشناسي‌گسترده‌صورت‌بگيرد و يك‌طرح‌جامع‌يا لايحه‌اي‌به‌مجلس‌داده‌بشود كه‌اين‌معضل‌حل‌بشود و از گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌بشود.
 اما درخصوص‌آنچه‌كه‌در طرح‌آمده‌بود، امكان‌اجراي‌آن‌نبود و بيشتر بخاطر اينكه‌امكان‌اجراي‌آن‌نبود، در عمل‌اين‌رد شد و لذا از عزيزان‌نماينده‌درخواست‌دارم‌با توجه‌باينكه‌طرح‌بطور كامل‌مورد كارشناسي‌صورت‌نگرفته‌بود و در كميسيون‌خاص‌رد شد، عزيزان‌هم‌به‌رد آن‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌
 رئيس‌ـ  مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌مخالف‌رد جناب‌آقاي‌خباز هستند، بفرماييد.
 محمدرضا خباز ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مخبر محترم‌كميسيون‌بيان‌داشتند تعداد (50) نفر از همكاران‌عزيز ما طرحي‌را تنظيم‌و تقديم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌نموده‌اند. اين‌طرح‌چند پيام‌دارد:
 اولين‌پيام‌طرح‌كه‌مورد نظر طراحان‌بوده‌، جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌است‌. شما مي‌دانيد بعد از انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌بدليل‌اينكه‌امكانات‌فراواني‌در شهرهاي‌بزرگ‌بود و در قبل‌ از انقلاب‌، امكانات‌بالسويه‌تقسيم‌نشده‌بود، عده‌زيادي‌از مردم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌مهاجرت‌كردند و زمينه‌گرفتاري‌و مشكلاتي‌را براي‌دولت‌فراهم‌نمودند.
 دومين‌پيام‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌مردم‌بتوانند مشكلات‌خودشان‌را در مراكز استانها حل‌كنند. معنا ندارد افراد از دورترين‌استانهاي‌كشور براي‌رفع‌بعضي‌از مشكلات‌به‌مركز كشور مراجعه‌كنند. اگر بخواهيم‌در وقت‌و هزينه‌اياب‌و ذهاب‌مردم‌صرفه‌جويي‌كنيم‌اين‌طرح‌، طرح‌خوبي‌خواهد بود. بنابراين‌اتلاف‌وقت‌و هزينه‌هاي‌متعددي‌كه‌در اين‌رفت‌و آمدها براي‌مردم‌فراهم‌خواهد نمود، سومين‌پيام‌اين‌طرح‌است‌.
 چهارم‌اينكه‌شما مي‌دانيد الان‌تهران‌بصورت‌يك‌معضل‌درآمده‌. جمعيت‌فراوان‌آن‌، خود بخود زندگي‌را از نظر فضاي‌آب‌و هوايي‌براي‌مردم‌، بويژه‌در جنوب‌تهران‌تنگ‌كرده‌. لذا ما براي‌اينكه‌از توسعه‌بي‌رويه‌شهرهاي‌بزرگي‌مثل‌تهران‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌و شيراز جلوگيري‌كنيم‌و كاري‌كنيم‌كه‌اين‌توسعه‌به‌شهرهايي‌كه‌استعداد دارند و زمينه‌توسعه‌در آنها هست‌و كارهاي‌زيربنايي‌در آن‌شهرها انجام‌گرفته‌صورت‌بگيرد، ما معتقديم‌كه‌اين‌طرح‌كمك‌خوبي‌را در اين‌زمينه‌ انجام‌خواهد داد.
 شما مي‌دانيد كسانيكه‌به‌تهران‌مراجعه‌مي‌كنند يا براي‌اشتغال‌، يا براي‌تحصيل‌و يا براي‌معالجه‌است‌. حالا ممكن‌است‌هدفهاي‌ديگري‌هم‌داشته‌باشند، ولي‌بيشترِ مراجعات‌مردم‌براي‌اين‌سه‌موردِ اشتغال‌يا تحصيل‌و يا معالجه‌بيمارانشان‌است‌. خوب‌، اگر ما بتوانيم‌در حد اينكه‌استعداد دولت‌هست‌و امكانات‌دولت‌اجازه‌مي‌دهد اين‌اشتغال‌و تحصيل‌و معالجه‌بيماران‌را به‌مراكز استانهاي‌ديگر (غير از اين‌پنج‌استان‌) ارائه‌و ارجاع‌بدهيم‌، يقيناً مردم‌از مراجعه‌به‌تهران‌و پنج‌شهر بزرگ‌خودداري‌خواهند كرد. البته‌بنظر بنده‌يك‌ماده‌از اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌. شما مي‌دانيد در شور اول‌ما مي‌توانيم‌در كليات‌صحبت‌كنيم‌. (البته‌از نظر آيين‌نامه‌داخلي‌مجلس‌اشاره‌اي‌هم‌به‌جزئيات‌مانعي‌ندارد) ولي‌(4) ماده‌ديگرش‌قابل‌دفاع‌است‌كه‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد در مراكز پنجگانه‌استانها ممنوع‌بشود، دولت‌از ايجاد بيمارستانهاي‌جديد در تهران‌و مراكز استانها جلوگيري‌كند و سرويس‌ دهي‌بيش‌از حد مورد نياز به‌تهران‌، يعني‌در بيمارستانها و دانشگاهها خودبخود باعث‌جذبه‌بيشتري‌خواهد شد و اين‌سير مهاجرت‌روز به‌ روز افزايش‌پيدا خواهد كرد و اگر امروز ما به‌فكر نباشيم‌، يقيناً فردا دير خواهد بود. يادم‌است‌در دور گذشته‌كه‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌بعنوان‌رئيس‌جمهور به‌جلسه‌غير علني‌مجلس‌آمده‌بودند، من‌همين‌مطلب‌را خدمت‌ايشان‌عرض‌كردم‌. الان‌مشهد دارد براي‌نظام‌معضلي‌مي‌شود و در آينده‌در كنار تهران‌، مشهدِ بزرگي‌هم‌مانند تهران‌خواهيد داشت‌. ما اگر بخواهيم‌هم‌به‌مردم‌خدمت‌كنيم‌، هم‌كساني‌كه‌الان‌در اين‌پنج‌شهر بزرگ‌مثل‌اصفهان‌و شيراز و مشهد وتهران‌مستقر هستند و دارند زندگي‌مي‌كنند، براي‌آنها رفاهي‌را قائل‌بشويم‌، بايد زمينه‌هاي‌رفاهي‌را به‌مراكز استانهاي‌كوچك‌و شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌رشد در آنها هست‌منتقل‌كنيم‌، وگرنه‌روز به‌ روز بر وسعت‌اين‌شهرها افزوده‌خواهد شد و مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌به‌اينجا مراجعه‌مي‌كنند و روز به‌ روز معضلي‌را بر معضلات‌اداره‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌خواهيم‌افزود.
 شما الان‌به‌جنوب‌تهران‌، حتي‌در همين‌قسمتي‌كه‌خانه‌هاي‌نمايندگان‌هست‌، مراجعه‌مي‌كنيد مي‌بينيد كه‌وضعيت‌آب‌و هوايي‌بسيار نامطلوبي‌است‌و اگر ما جلو مهاجرت‌مردم‌را به‌تهران‌با طرحهاي‌اساسي‌و زيربنايي‌نگيريم‌، بدانيم‌كه‌در آينده‌هرموقع‌خواستيم‌تصميم‌بگيريم‌، اين‌تصميم‌دير است‌. زمينه‌اشتغال‌و زمينه‌بيمارستانهاي‌بزرگ‌و زمينه‌دانشگاهها را به‌مراكز استانهاي‌غير از اين‌پنج‌استان‌ارائه‌و احاله‌كنيد تا مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌با پاي‌خودشان‌به‌مراكز استانها نيايند.
 البته‌عرض‌كردم‌ماده‌(1) آن‌كه‌ساختمانهاي‌چهار طبقه‌است‌، بنظر بنده‌اين‌ قابل‌دفاع‌نيست‌و بايد حذف‌بشود.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  موافق‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌موافق‌رد جناب‌آقاي‌موحدي‌ساوجي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌موحدي‌ساوجي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اين‌طرحي‌كه‌توسط‌عده‌اي‌از نمايندگان‌محترم‌مجلس‌تقديم‌شده‌است‌، البته‌در بخشي‌(هرچند يك‌قسمت‌جزئي‌آن‌) قابل‌دفاع‌است‌و بنظر من‌فقط‌در اين‌رابطه‌كه‌جلوگيري‌از ساخت‌و ساز ساختمانهاي‌بلند مرتبه‌يا برجهاي‌هشت‌طبقه‌تا سي‌طبقه‌و بالاتر است‌، آنهم‌در محله‌ها و مناطقي‌كه‌متناسب‌نيست‌و موقعيت‌و شرايط‌مناسبي‌براي‌اين‌برج‌سازيها ندارد، فقط‌اين‌بخش‌آن‌قابل‌دفاع‌است‌، والاّ هم‌در ماده‌(1)، (2) و (3) و همه‌مواد اين‌اشكال‌وجود دارد كه‌ما مثلاً گفتيم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در چند شهر كشور ممنوع‌است‌! خوب‌، اين‌به‌چه‌دليل‌؟ با كدام‌ديد كارشناسي‌صحيح‌؟ حتي‌اگر چنانچه‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يك‌مناطقي‌را براي‌ساخت‌و سازهاي‌بلند مرتبه‌، براي‌اينكه‌تراكم‌ساختماني‌بصورت‌عمودي‌باشد، نه‌افقي‌ايجاد كنند، اين‌چه‌اشكالي‌دارد؟ از لحاظ‌فني‌، از لحاظ‌شهرسازي‌، از لحاظ‌اقتصادي‌يا از جنبه‌شرعي‌چه‌اشكالي‌دارد؟ فقط‌آن‌چيزي‌كه‌شايد مورد ايراد و اشكال‌بسياري‌از نمايندگان‌محترم‌و اكثر مردم‌است‌، اين‌است‌كه‌بصورت‌بي‌رويه‌، بدون‌برنامه‌در مناطقي‌كه‌مناطق‌برج‌ سازي‌نيست‌، برجهايي‌ساخته‌بشود و امنيت‌و آسايش‌و حفاظ‌و درواقع‌حجاب‌مردم‌و خانواده‌ها را تهديد بكند. بنابراين‌من‌فكر مي‌كنم‌كه‌يكي‌از موارد عمده‌اين‌طرح‌كه‌همان‌ماده‌(1) آن‌باشد، داراي‌اشكال‌است‌.
 در مواد ديگر هم‌در رابطه‌با دانشگاههاست‌. مثلاً گفته‌شده‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌، در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌مي‌باشد. خوب‌، اصولاً خود دولت‌هم‌چنين‌برنامه‌اي‌را ندارد كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌جديدي‌را در اين‌شهرها ايجاد بكند. اما شما هم‌دانشگاههاي‌غير دولتي‌را ممنوع‌نكرديد و چه‌بسا ممكن‌است‌ضرورت‌باشد. اگر ضرورت‌باشد اجازه‌مي‌دهند، اگر ضرورت‌نباشد باز هم‌دولت‌حتي‌غير دولتي‌اش‌را اجازه‌نمي‌دهد.
 يا مثلاً در تبصره‌ماده‌(2) آمده‌كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌مكلفند (20) درصد ظرفيت‌خود را جهت‌تقويت‌كمي‌و كيفي‌به‌دانشگاههاي‌استان‌جديد منتقل‌نمايند. خوب‌، اين‌حكمي‌كه‌داده‌شده‌، اين‌حكم‌واقعاً چه‌مقدار كار كارشناسي‌صورت‌گرفته‌؟ اين‌(20) درصد چه‌اندازه‌است‌و آيا استانهاي‌جديد ظرفيت‌و قابليت‌پذيرش‌اين‌(20) درصد را از لحاظ‌فضا، استاد و ساير جهات‌دارند يا ندارند؟ همينطور ما بياييم‌يك‌حكمي‌را بصورت‌ديمي‌و بدون‌مطالعه‌لازم‌بدهيم‌، بنظر من‌درست‌نيست‌، درواقع‌همه‌چيز را بهم‌مي‌ريزد.
 بنابراين‌با بررسيهايي‌كه‌بنده‌هم‌در باره‌اين‌طرح‌دارم‌، معتقدم‌كليات‌اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌و اگر چنانچه‌نمايندگان‌محترم‌در رابطه‌با مسأله‌ساخت‌و ساز مربوط‌به‌برجها و بلند مرتبه‌ها اشكالي‌دارند جداگانه‌، با دقت‌بيشتر مي‌شود يك‌طرحي‌را تهيه‌كرد و به‌مجلس‌تقديم‌كرد كه‌من‌هم‌در كليت‌آن‌مسأله‌نظر موافق‌دارم‌. بنابراين‌من‌از نمايندگان‌محترم‌تقاضا دارم‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و اگر چنانچه‌واقعاً لازم‌باشد يك‌طرح‌كارشناسي‌شده‌دقيق‌تري‌تهيه‌بشود و مورد تصويب‌مجلس‌هم‌قرار بگيرد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ آقاي‌دكتر شيباني‌مخالف‌رد هستند، بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً من‌نظر نمايندگان‌محترم‌را به‌وضع‌كميسيون‌جلب‌مي‌كنم‌.
 اين‌كميسيون‌خاص‌(9) نفر بودند كه‌هميشه‌(3) نفر آنها نبودند، آن‌(6) نفر را هم‌ما به‌زحمت‌از اينطرف‌و آنطرف‌جمع‌مي‌كرديم‌كه‌كميسيون‌تشكيل‌بشود و همينطور هم‌كه‌مخبر محترم‌گفتند، اول‌يك‌توافق‌شد يك‌طرحي‌ را كه‌مشابه‌اين‌در كميسيون‌بهداري‌تصويب‌شده‌بود، آن‌مطرح‌شد، دو ماده‌آنهم‌رأي‌آورد كه‌در صورتجلسه‌هم‌هست‌، من‌صورتجلسه‌را هم‌ خدمت‌رياست‌محترم‌نشان‌دادم‌. اصل‌ماده‌هم‌اين‌است‌كه‌ما مدام‌از عدالت‌اجتماعي‌دَم‌مي‌زنيم‌، من‌مي‌گويم‌بابا جان‌! اين‌(5) شهر بزرگ‌كه‌همه‌امكانات‌را به‌خودشان‌منحصر كرده‌اند، يك‌رعايتي‌بكنند، (20) درصد خمس‌امكانات‌خودشان‌را به‌نقاط‌ديگر بدهند، اصل‌طرح‌اين‌است‌.
 اما علت‌اينكه‌اين‌مشكل‌پيش‌آمده‌، اگر بخواهيم‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌را باز هم‌توسعه‌بدهيم‌، امكاناتي‌براي‌شهرستانهاي‌ديگر نمي‌ماند. ما نگفيتم‌استادان‌دانشگاهها را پنج‌تكه‌كنند و (15) آن‌را به‌شهرستانها بدهند كه‌مي‌گويند عملي‌نيست‌!
 از يكطرف‌آموزش‌عالي‌مي‌گويد ما در برنامه‌مان‌است‌كه‌اين‌كار را داريم‌مي‌كنيم‌. مي‌گويم‌خوب‌آقا! اگر اين‌كار را مي‌كنيد، پس‌قانون‌را هم‌ما مي‌گذرانيم‌كه‌تسهيلات‌شما بيشتر بشود. من‌اين‌طرحي‌كه‌مطرح‌شد و دو ماده‌اش‌هم‌تصويب‌شد را مي‌خوانم‌، اگر واقعاً اين‌قابل‌عمل‌نيست‌، بفرماييد.
 ماده‌(1) آن‌اين‌است‌: «تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و غير دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌تهران‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌مي‌باشد». براي‌اينكه‌مشكلي‌هم‌پيش‌نيايد يك‌تبصره‌هم‌گفتيم‌: «ايجاد رشته‌هاي‌فوق‌تخصص‌كه‌دايركردن‌در ساير شهرستانها مقدور نيست‌، بلامانع‌است‌». مي‌گوييم‌(20) درصد امكانات‌را به‌شهرستانها بدهند، تا رشته‌هاي‌كارشناسي‌ارشد را محدود بكنند بعد امكانات‌ريالي‌آن‌را بدهند، نه‌اينكه‌استاد را تقسيم‌كنند، يك‌تكه‌اش‌را به‌شهرستان‌بدهند!
 ماده‌(2) آن‌هم‌مي‌گويد: «وزارتخانه‌هاي‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌و فرهنگ‌و آموزش‌عالي‌مكلف‌هستند حداقل‌(20) درصد از ظرفيت‌فعلي‌دانشگاههاي‌شهرهاي‌فوق‌الذكر را به‌شهرستانها بدهند» كه‌يك‌مقداري‌امكانات‌به‌نقاط‌ديگر داده‌بشود. اگر بخواهيم‌دانشگاههاي‌نقاط‌ديگر تقويت‌بشوند بايد امكانات‌بدهيم‌. امكانات‌هم‌كه‌محدود است‌، يك‌موقعي‌است‌كه‌هرچه‌بخواهيم‌امكانات‌هست‌، بسيارخوب‌، بدهند! اما بايد اين‌را دقت‌كرد، اول‌آنها را به‌يك‌سطح‌قابل‌قبولي‌برسانيم‌، بعد بگوييم‌باز دانشگاههاي‌اين‌(5) شهر چه‌بكنند؟
 گفتيم‌بيمارستانهاي‌جديد در اين‌شهرها ساخته‌نشود، بروند در شهرستانهايي‌كه‌بيمارستان‌دارند ولي‌امكانات‌ندارند، امكانات‌به‌آنجا بدهند. باز بياييم‌همه‌را بكشيم‌و به‌اين‌چند شهر بدهيم‌! يك‌مقداري‌وزارت‌بهداشت‌همت‌كرد، امكانات‌بهداشتي‌بعضي‌استانها را تقويت‌كرد، الان‌(30) درصد از مراجعات‌بيماران‌به‌تهران‌كمتر شده‌. خوب‌، ما هم‌مي‌گوييم‌اين‌كارها را بكنند.
 نمايندگان‌محترم‌! اين‌نكاتي‌كه‌اينجا آمده‌يك‌علتي‌دارد. آقاي‌موحدي‌ساوجي‌موافقتشان‌را راجع‌به‌آپارتمان‌سازي‌گفتند. گفتند بله‌، در جاهايي‌كه‌ساختمان‌كم‌طبقه‌هست‌يكدفعه‌بيست‌طبقه‌ساخته‌نشود. ما هم‌مي‌گوييم‌بله‌، اگر لازم‌شد مثلاً ساختمانهاي‌بلندِ هفت‌طبقه‌هم‌بسازند در يك‌نقاط‌مخصوصي‌ساخته‌بشود. اين‌طرح‌مجموعاً اين‌چيزها را مي‌گويد.
 خواهش‌من‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌كه‌براي‌رعايت‌عدالت‌اجتماعي‌كليات‌اين‌طرح‌را تصويب‌كنند، پيشنهاداتشان‌را به‌كميسيون‌بدهند.
 رئيس‌ـ  موافق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ موافق‌بعدي‌رد آقاي‌كامران‌هستند، بفرماييد.
 حسن‌كامران‌دستجردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 سؤال‌من‌از همكار ارجمندمان‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌كه‌هر دو در دانشگاه‌تهران‌هستيم‌اين‌است‌كه‌آقاي‌دكتر! چطور مي‌شود كه‌(20) درصد دانشگاه‌تهران‌را فرضاً به‌عجبشير انتقال‌داد؟! يا اصولاً (20) درصد دانشگاه‌تهران‌را به‌يك‌دانشگاهي‌كه‌شرايط‌ندارد انتقال‌داد؟
 از طرفي‌آقاي‌دكتر در كميسيون‌بهداري‌تشريف‌دارند و با مسايل‌بهداشتي‌و درماني‌آشنا هستند. آيا ما خودمان‌در همين‌شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌، در بيمارستانهايي‌كه‌آموزشي‌است‌درست‌سرويس‌مي‌دهيم‌؟ امكانات‌داريم‌؟ شما رجوع‌بفرماييد و يك‌آمار نمونه‌از همين‌مردمي‌كه‌مراجعه‌مي‌كنند بگيريد، ببينيد آيا رضايت‌دارند؟
 از طرفي‌اسم‌اين‌طرح‌«تمركز زدايي‌» است‌. آن‌چيزهايي‌كه‌شما فرموديد مصوبه‌كميسيون‌هم‌نيست‌. آيا تمركز زدايي‌،بهتر نيست‌كه‌مجلس‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد طرح‌آمايش‌را بدهد؟ مگر طرح‌آمايش‌استفاده‌بهينه‌از سرزمين‌ايران‌اسلامي‌نيست‌؟ شما چطور موظف‌كرده‌ايد كه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌طرح‌كالبدي‌ و طرح‌تفصيلي‌شهرها را تهيه‌بكند؟ آيا طرح‌كالبدي‌به‌ما نمي‌گويد كه‌كاربري‌زمين‌چيست‌؟ آيا هزينه‌هايي‌كه‌نظام‌براي‌اين‌طرحهاي‌ريشه‌اي‌مقرر مي‌كند، مغايرت‌با اين‌طرحهاي‌نپخته‌نيست‌؟
 شما چند بند آورده‌ايد، غير از آنكه‌ايجاد شركتها، درست‌است‌نبايد باشد. تازه‌در تهران‌هم‌نه‌، در همه‌شهرها. چون‌ما با اين‌(1200) شركت‌دولتي‌هم‌مشكل‌داريم‌، در چرخش‌اقتصادي‌هم‌گاهي‌اشكال‌داريم‌. اما طراحان‌محترم‌يك‌چيز مهمي‌را در عنوان‌طرح‌گذاشته‌اند، ولي‌داخل‌چيزي‌نيست‌.
 از طرفي‌من‌به‌شهر اصفهان‌كه‌در اينجا آمده‌برمي‌گردم‌. بيش‌از (90) درصد هزينه‌هاي‌اصفهان‌مربوط‌به‌پول‌خود مردم‌اصفهان‌است‌. يعني‌اگر توسعه‌اي‌در شهر هست‌از درآمد خود مردم‌است‌. خوب‌، شما بياييد بجاي‌اين‌طرحها، به‌شهرها اختيار بدهيد. به‌شهرهايي‌كه‌مردم‌آن‌همكاري‌دارند و همكاري‌شان‌هم‌با ذوق‌و علاقه‌است‌اختيار بدهيد، اينهم‌نوعي‌تمركز زدايي‌است‌. يعني‌نخواهند براي‌هر چيز جزئي‌از مركز اجازه‌بگيرند. مضافاً براينكه‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌اصفهان‌، چوب‌طرحهاي‌ملي‌را مي‌خورد. اغلب‌واحدهاي‌توليدي‌عوارضشان‌را مي‌دهند، كجا مي‌رود؟ به‌خزانه‌مي‌رود، چه‌چيز آن‌به‌اين‌استان‌بزرگ‌برمي‌گردد؟ خوب‌، معلوم‌است‌، به‌عدد و آمار مراجعه‌بفرماييد! تازه‌زاينده‌رود گونه‌اي‌بيمار شده‌كه‌دِبي‌فاضلاب‌بيشتر از دِبي‌آب‌هست‌. يعني‌گاهي‌تازه‌عوارضي‌ايجاد كرده‌. چرا؟ چون‌ما همان‌طرح‌كالبدي‌را نداشتيم‌. چرا؟ چون‌همان‌طرح‌آمايش‌را نداشتيم‌!
 در واقع‌من‌سه‌بحثي‌كه‌داشتم‌، هم‌در پاسخ‌آقاي‌دكتر، هم‌به‌يك‌ اصل‌مهم‌كه‌مجلس‌بايستي‌طرح‌آمايش‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد كه‌سابق‌بين‌مسكن‌و شهرسازي‌اختلاف‌بود، او مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌، برنامه‌و بودجه‌مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌. حالا خوشبختانه‌دولت‌تكليف‌كرده‌است‌كه‌برنامه‌و بودجه‌بدهد و ضمناً ما سر و ساماني‌به‌طرحهاي‌كالبدي‌و طرحهاي‌تفصيلي‌شهرها بدهيم‌كه‌ما بدانيم‌(20) سال‌آينده‌چكار مي‌خواهيم‌بكنيم‌؟ آنوقت‌در آن‌طرح‌به‌شما خواهد گفت‌كجا بايد توسعه‌پيدا بكند و كجا نبايد پيدا بكند؟ چه‌امكاناتي‌بايد بيايد؟ والاّ شما در طرح‌بگوييد (20) درصد دانشگاه‌برود، همين‌امسال‌در فصل‌بودجه‌ چقدر دانشگاهها به‌شما نوشتند كه‌اصلاً ما مشكلات‌داريم‌، مشكلات‌حقوقي‌داريم‌، همين‌وضع‌موجودش‌را هم‌نمي‌توانيم‌اداره‌بكنيم‌. خواهش‌من‌از خواهران‌و برادران‌اين‌است‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و واقعاً اگر مجلس‌بخواهد روي‌اين‌قضيه‌كار بكند يك‌طرح‌همه‌جانبه‌باشد، يعني‌اگر ما مي‌گوييم‌، برج‌سازي‌نباشد، كه‌حرف‌درستي‌است‌، بگوييم‌كه‌در كشور چند شهر دارد، چه‌تعدادي‌از اينها كانديداي‌اين‌قضيه‌بشوند و چه‌ شكلي‌ هم‌ ضابطه‌ بگذاريم‌ و چه‌ شكلي‌ هم‌ از دستگاه‌مربوطه‌بخواهيم‌.
 بهرحال‌من‌به‌اين‌دلايلي‌كه‌عرض‌كردم‌، اين‌طرح‌علمي‌نيست‌، بنفع‌مناطق‌هم‌نيست‌، تازه‌همانهايي‌را هم‌كه‌داريم‌براي‌آنها مشكل‌درست‌مي‌كنيم‌. اگر ما واقعاً بخواهيم‌تمركززدائي‌بكنيم‌، در خود مركز بياييم‌، يك‌طرحي‌بدهيم‌و بگوييم‌از مركز مي‌خواهيم‌شروع‌كنيم‌تا بيست‌سال‌آينده‌هم‌مي‌خواهيم‌به‌اينجا برسيم‌. بهرحال‌اين‌طرح‌اشكالات‌مختلفي‌دارد كه‌خواهش‌ما اين‌است‌كه‌رأي‌ندهيد، خيلي‌ممنون‌.
 منشي‌ (زرگر) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌آل‌كاظمي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌آل‌كاظمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 برادران‌و خواهران‌محترم‌نماينده‌توجه‌دارند، اين‌طرحي‌است‌كه‌اگر اشكالات‌جزئي‌هم‌در آن‌باشد در كميسيون‌و با دادن‌پيشنهادات‌شما قابل‌اصلاح‌است‌. بنظر من‌هرچه‌زودتر ما از متمركز شدن‌امكانات‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌كنيم‌بنفع‌كشورمان‌است‌و نوعي‌تحقق‌عدالت‌اجتماعي‌است‌.
 بدنبال‌توسعه‌دانشگاهها در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌، مهاجرتها و هجوم‌دانشجويان‌و بدنبال‌آن‌و به‌تبع‌آن‌خانواده‌هاي‌آنها را ما داريم‌. بدنبال‌توسعه‌هاي‌ساختماني‌از نظر بيمارستانها، شركتها، كارخانجات‌باز هم‌مهاجرت‌كارگران‌، انواع‌و اقسام‌افرادي‌كه‌براي‌كار در اين‌كارخانه‌ها، بيمارستانها و شركتها به‌شهرهاي‌بزرگ‌مي‌آيند باعث‌مهاجرت‌مردم‌از شهرستانهاي‌كوچك‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌و بزرگتر شدن‌حجم‌اين‌شهرها و بزرگتر شدن‌حجم‌مشكلات‌نظام‌است‌.
 برادري‌كه‌به‌مسأله‌(20) درصد انتقال‌امكانات‌دانشگاهها به‌دانشگاههاي‌شهرستانها ايراد گرفتند و مي‌فرمودند، (20) درصد ما استاد ببريم‌، چه‌بريم‌... اين‌قابل‌اصلاح‌است‌، با پيشنهادهايي‌كه‌مي‌دهيد مشخص‌كنيد (20) درصد از بودجه‌اين‌دانشگاهها براي‌تكميل‌و توسعه‌دانشگاهها. خوب‌، (20) درصد معلوم‌است‌، كسي‌كه‌نمي‌گويد آجرهاي‌دانشگاهها را بكنند و جاي‌ديگر ببرند، آنچه‌كه‌قابل‌عمل‌است‌، آنچه‌كه‌عملي‌است‌از لحاظ‌امكانات‌اگر مشكل‌بودجه‌در دانشگاههاي‌تهران‌يا شيراز يا شهرهاي‌ديگر است‌، قهراً مجبور مي‌شوند طوري‌برنامه‌ريزي‌كنند دانشجوي‌كمتر بگيرند و دانشگاههاي‌شهرستانها هم‌دانشجوي‌بيشتري‌بگيرند تا شهرستانها رونق‌پيدا كند. شما اگر مراجعيني‌از دانشجويان‌شهرستاني‌داشته‌باشيد، مخصوصاً مناطق‌محروم‌، بسياري‌از استعدادهاي‌با ارزش‌و خوب‌جوانان‌ما بخاطر اينكه‌نمي‌توانند تهران‌يا شهرهاي‌بزرگ‌بيايند از لحاظ‌مسكن‌، خوراك‌، رفت‌و آمد مشكل‌دارند با اينكه‌در رشته‌هايي‌قبول‌مي‌شوند علي‌رغم‌استعدادشان‌، علي‌رغم‌علاقه‌شان‌به‌ادامه‌تحصيل‌، مجبور مي‌شوند از ادامه‌تحصيل‌بمانند و ترك‌تحصيل‌كنند. بنابراين‌عدالت‌اجتماعي‌ايجاب‌مي‌كند كه‌ما يك‌مقداري‌به‌وضعيت‌آموزش‌عالي‌شهرستانها برسيم‌، يك‌مقدار توجه‌به‌توسعه‌امكانات‌در شهرستانها بكنيم‌تا آنقدر بودجه‌هاي‌كشور علي‌رغم‌سهمي‌كه‌سرانه‌اين‌كشور از بودجه‌دارد در شهرهاي‌مشخصي‌متمركز نشود. ما هم‌مشكلات‌اجتماعي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌بهداشتي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌فرهنگي‌در شهرهايي‌كه‌جمعيت‌آنها بيش‌از حد رشد و توسعه‌پيدا كرده‌، داريم‌. اين‌طرح‌مي‌تواند يكجا مشكلات‌اجتماعي‌، مشكلات‌فرهنگي‌و مشكلات‌مختلف‌را حل‌كند.
 بنظر من‌برادران‌محترم‌به‌اصل‌اين‌طرح‌رأي‌بدهند، بعداً با پيشنهادهاي‌خودشان‌اشكالاتي‌كه‌ممكن‌است‌در طرح‌باشد، اصلاح‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌يحيوي‌هستند، بفرماييد.
 سيدمحسن‌يحيوي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌و به‌نستعين‌
 شاكله‌طرح‌پيشنهادي‌موادي‌را شامل‌مي‌شود كه‌اينها هماهنگي‌كاملي‌با همديگر ندارند. گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌تهران‌بصورت‌افقي‌با ايجاد عدم‌تمركز در مراكز درماني‌و دانشگاهي‌مخلوط‌شده‌است‌. جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌اشاره‌فرمودند كه‌هدف‌اصلي‌اين‌طرح‌تمركززدايي‌ و بردن‌امكانات‌به‌ديگر شهرهاست‌. اين‌بطور قطع‌يك‌هدف‌زيبنده‌اي‌ است‌كه‌همه‌ما بايد بدنبال‌آن‌براي‌جلوگيري‌از مهاجرت‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌باشيم‌. ولي‌نشان‌مي‌دهد كه‌اين‌طرح‌فقط‌ديد درماني‌، يعني‌ديد خود آقاي‌دكتر شيباني‌برايشان‌حاكم‌است‌. امكانات‌متمركز در تهران‌و شهرهاي‌بزرگ‌كه‌بصورت‌يك‌جاذبه‌مهاجرت‌درآمده‌است‌، اين‌بهيچوجه‌فقط‌در بيمارستانها و دانشگاهها نيست‌، اين‌نشاندهنده‌عدم‌مطالعه‌قبلي‌در ارائه‌اين‌طرح‌است‌.
 بنده‌به‌يكي‌از مسائل‌كه‌اولين‌مسأله‌و ماده‌قيد شده‌در طرح‌است‌، مي‌پردازم‌و آن‌هم‌عدم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در تهران‌و شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌است‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز، تبريز و غيره‌. اين‌ديدگاه‌با پيشرفت‌و ازدياد جمعيت‌در ايران‌اصلاً تناقض‌دارد. ما در مقابله‌با يك‌امر هستيم‌و آن‌هم‌افزايش‌جمعيت‌كه‌اگر آمارهاي‌ارائه‌شده‌را بپذيريم‌ (2) درصد بصورت‌رسمي‌است‌و در شهرهاي‌بزرگ‌بدليل‌وجود انگيزه‌هاي‌جذب‌و مهاجرت‌اين‌درصد بالاتر است‌و اگر ما تهران‌را كه‌جمعيت‌(7) ميليوني‌دارد، بخواهيم‌با متوسط‌(3) درصد افزايش‌جمعيت‌درنظر بگيريم‌، (210) هزار نفر افزايش‌جمعيت‌در هر سال‌دارد كه‌اگر براي‌هر زوج‌ما بخواهيم‌خانه‌اي‌در نظر بگيريم‌، ايجاد كننده‌احداث‌ (100) هزار خانه‌در تهران‌است‌. اگر جمعيت‌را بخواهيم‌ببريم‌در آماري‌كه‌براي‌هر خانوار قيد مي‌كنند و آن‌هم‌(4) نفر است‌، ما نزديك‌به‌(50) هزار واحد مسكوني‌در تهران‌در طول‌سال‌نياز داريم‌. اگر بخواهيم‌اين‌ايجاد فضاي‌مسكوني‌را بصورت‌افقي‌انجام‌بدهيم‌و در ارتفاع‌انجام‌ندهيم‌باعث‌خواهد شد كه‌زمينهاي‌مرغوب‌كشاورزي‌اطراف‌شهر، همانگونه‌تا به‌حال‌انجام‌گرفته‌، تبديل‌به‌فضاهاي‌مسكوني‌بشود. از نظر دادن‌خدمات‌شهري‌(عزيزان‌من‌!) يك‌برج‌ (30) طبقه‌با شش‌واحد در هر طبقه‌كه‌ممكن‌است‌فضاي‌بيش‌از (25) تا (30) متر از يكطرف‌خياباني‌را نگيرد، معادل‌يك‌ خيابان‌(700) متري‌است‌. يعني‌بجاي‌اينكه‌ما (20)، (30) متر لوله‌كشي‌آب‌، لوله‌كشي‌گاز، كابل‌كشي‌برق‌و تلفن‌داشته‌باشيم‌، بايستي‌يك‌خيابان‌(700) متري‌را ما بياييم‌خدمات‌شهري‌بدهيم‌كه‌بتوانيم‌جمعيت‌يك‌فضاي‌بكارگرفته‌شده‌براي‌يك‌برج‌(30) طبقه‌بكار ببريم‌. در شهر تهران‌كه‌ما مي‌بينيم‌عملاً امكان‌يك‌چنين‌امري‌نيست‌! ما در اواخر دوره‌چهارم‌قانوني‌را به‌تصويب‌رسانديم‌كه‌احداث‌هرگونه‌ساختماني‌را در باغها و زمينهاي‌زراعي‌ممنوع‌كرديم‌. از آنطرف‌ما براي‌اينكه‌فضاهاي‌سبز و فضاهاي‌كشاورزي‌و باغات‌را ويران‌نكنيم‌و خودمان‌را بيش‌از پيش‌به‌واردات‌قوت‌لايموت‌مردممان‌محتاج‌خارج‌نكنيم‌، آمديم‌اين‌قانون‌را تصويب‌كرديم‌. بنابراين‌ما توسعه‌عرضي‌ندهيم‌، توسعه‌عمودي‌هم‌ندهيم‌، ما مردم‌را با افزايش‌جمعيت‌كجا مي‌خواهيم‌جا بدهيم‌؟! و اين‌را ما يك‌استمزاج‌از هيأت‌رئيسه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌كرديم‌، همه‌هم‌باتفاق‌اعتقادشان‌بر اين‌است‌كه‌اين‌امر امكانپذير نيست‌. البته‌بطور قطع‌ما مخالف‌بعضي‌از برج‌ سازيها در شهر هستيم‌و آن‌ هم‌در فضاهايي‌كه‌غير پيش‌بيني‌شده‌براي‌ساخت‌اين‌برجهاست‌، فضاهايي‌را ما داريم‌با تراكم‌كم‌، يعني‌خريدار اين‌خانه‌ها و اين‌فضاها با علم‌به‌اينكه‌اينجا برجي‌ساخته‌نشده‌است‌، خانه‌خريده‌، يك‌مرتبه‌بياييم‌وسط‌خانه‌هاي‌يك‌طبقه‌، دو طبقه‌يك‌برج‌(20) طبقه‌بسازيم‌، اين‌قطعاً خلاف‌اصول‌شهرسازي‌است‌و كارهايي‌كه‌از اين‌قبيل‌انجام‌مي‌گيرد بدون‌توجه‌به‌نقشه‌و طرح‌جامع‌شهر است‌. ولي‌اين‌منافات‌با آن‌ندارد كه‌ما بخشي‌از فضاي‌شهر را در طرح‌جامع‌همانگونه‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌است‌و اگر نياز فعلي‌ماست‌، اضافه‌بر آن‌بكنيم‌و براي‌ساخت‌برجها تخصيص‌بدهيم‌، در آن‌حالت‌هيچ‌مزاحمتي‌براي‌همسايگان‌بوجود نخواهد آمد. براي‌اينكه‌معماري‌اين‌ساخت‌و ساز متناسب‌با برج‌ سازي‌بوجود آمده‌است‌و فرق‌خواهد كرد با آنچه‌كه‌براي‌گرفتن‌مقداري‌پول‌و ايجاد درآمد براي‌فعاليتهاي‌ديگرمان‌ما بياييم‌در هر نقطه‌ولو اينكه‌تراكم‌، تراكم‌كم‌ و يا متوسط‌است‌، اجازه‌ساخت‌برجها را بدهيم‌.
 در بعضي‌از مواردي‌كه‌قيد شده‌، قاعدتاً بايستي‌مطالعات‌بيشتري‌بشود. توزيع‌امكان‌دانشگاهي‌به‌مناطق‌... حالا يكدفعه‌ما مي‌گوييم‌عجبشير، واقعاً اينجا هدف‌عجبشير نيست‌، شما در خيلي‌از كشورها مي‌بينيد كه‌شهركهاي‌دانشگاهي‌مي‌سازند و در آنجا همه‌امكانات‌دانشگاه‌را فراهم‌مي‌آورند و امكان‌حضور و زيست‌استادان‌پُرسابقه‌را هم‌فراهم‌مي‌آورند، ولي‌قطعي‌است‌اگر شما در خيلي‌از شهرهاي‌كوچك‌بخواهيد يك‌چنين‌امكاناتي‌را بوجود بياوريد، اين‌امكانپذير نيست‌. همانطور كه‌خدمتتان‌ عرض‌كردم‌نكته‌منفي‌اصلي‌در بند (1) است‌كه‌اجازه‌ساخت‌ساختمانها بيش‌از چهار طبقه‌را نمي‌دهد. ولي‌نكات‌مثبتي‌در بقيه‌موارد هست‌كه‌اختلاط‌اين‌موارد مثبت‌و منفي‌نشاندهنده‌اين‌است‌كه‌رأي‌دادن‌به‌اين‌لايحه‌بصورت‌مجموعه‌، صحيح‌نيست‌و ضرورت‌دارد كه‌اين‌لايحه‌به‌كميسيون‌برگردانده‌بشود، اصلاً تصويب‌نشود و براي‌هر بخشي‌از آن‌(يا تقسيم‌بشود) اهدافي‌كه‌وجود دارد و براي‌آنها طرحهاي‌جداگانه‌اي‌آورده‌بشود و ان‌شاءالله با بحث‌مقتضي‌كه‌خواهد شد به‌تصويب‌برسد. بنابراين‌از نظر تخصصي‌(البته‌بنده‌در ساختمان‌ مي‌توانم‌اظهارنظر بكنم‌) كه‌با گروه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌صبحت‌شد، اظهارنظر كرده‌اند و همه‌آنها از نظر تخصصي‌اين‌طرح‌را به‌صلاح‌نمي‌بينند و ان‌شاءالله شما به‌رد آن‌يعني‌در مخالفت‌با اصل‌طرح‌رأي‌خواهيد داد و به‌تصويب‌نخواهد رسيد.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 رئيس‌ـ  از حضور هيأت‌محترم‌ايتاليايي‌در مجلس‌، جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌بخاطر حضورشان‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌تشكر و قدرداني‌مي‌كنيم‌. اميدواريم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌رفت‌و آمدها و سفرها در تعميق‌روابط‌دو كشور نقش‌خوبي‌را داشته‌باشد.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌)
 رئيس‌ـ  مخالف‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌صالحي‌خوانساري‌هستند.
 رئيس‌ـ  آقاي‌صالحي‌خوانساري‌بفرماييد.
 سيدمرتضي‌صالحي‌خوانساري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، با سه‌جمله‌ادله‌ردشان‌را اقامه‌كردند.
 1 ـ عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌. عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كردند از كجا اين‌ علم‌را داشتند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌است‌؟ به‌موافقين‌رد هم‌هرچه‌گوش‌داديم‌، ادله‌، واقعاً عدم‌امكان‌تحقق‌را اثبات‌نكرد. بله‌، با كمال‌عذرخواهي‌بايد گفت‌نمايندگان‌محترم‌تهران‌اكثراً، نمايندگان‌محترم‌مراكز استانها، ظاهراً حكايت‌از اين‌مي‌شود كه‌خيلي‌اطلاع‌از وضع‌شهرستانهاي‌اقماري‌خودشان‌ندارند. اگر اطلاع‌از شهرستانهاي‌دوردستشان‌داشتند، اين‌جمله‌شبه‌غيب‌ گويي‌را اظهار نمي‌كردند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌! قطعاً اين‌رقم‌اولتان‌مخدوش‌است‌، عدم‌امكان‌نيست‌، امكان‌هست‌.
 2 ـ مرقوم‌فرمودند ابهام‌در مواد طرح‌در مورد اينكه‌اين‌(20) درصد چيست‌؟ تعجب‌از اينكه‌متوجه‌نشدند (20) درصد از انتقال‌امكانات‌از شهرهاي‌بزرگ‌ به‌شهرهاي‌كوچكتر كه‌داراي‌زمينه‌است‌، يعني‌چه‌، نفهميديم‌! آقا! (20) درصد امكاناتتان‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهيد. عدالت‌اجتماعي‌شعار ماست‌، تعديل‌هم‌هميشه‌در گفتار ما هست‌.
 3 ـ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌. خيلي‌خوب‌، ممكن‌است‌شهرستانهايي‌باشد، آمادگي‌و زمينه‌ندارد، خيلي‌از شهرستانها هم‌آمادگي‌و زمينه‌دارد، ولي‌متأسفانه‌شعار الان‌است‌كه‌اگر در مراكز استانها دانشگاه‌برقرار شد، دانشگاه‌اقماري‌ندهند. اين‌مردم‌روستايي‌و شهرستاني‌هميشه‌بايد در زحمت‌و زير قدرت‌مراكز استانها باشند. لذا بنده‌نظرم‌اين‌است‌، راجع‌به‌ماده‌اول‌احداث‌ساختمان‌به‌اين‌وضعي‌كه‌در طرح‌مرقوم‌شده‌، اين‌مورد اشكال‌است‌. اما تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌، يعني‌بجاهاي‌ديگر عنايت‌بشود و همچنين‌(20) درصد يعني‌به‌جاهاي‌ديگر عنايت‌بشود. بيمارستانهاي‌جديد، توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود را اگر گفتند در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌و آن‌چند شهر ممنوع‌، يعني‌اين‌توسعه‌و اين‌امكانات‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهند.
 شعار ما از روز اول‌انقلاب‌اين‌بود، تمركززدائي‌بايد بشود، به‌شهرستانها و روستاهاي‌محروم‌برسيم‌. شما را به‌خدا در زمينه‌اين‌طرح‌يك‌قدم‌تابحال‌براي‌شهرستانهاي‌سراسر كشور و روستاهاي‌شهرستان‌برداشته‌شده‌است‌؟! آقاي‌دكتر كامران‌گفتند، نمي‌دانيم‌چه‌شهري‌زمينه‌توسعه‌دارد و چه‌شهري‌ندارد. خيلي‌خوب‌، اين‌چه‌دليلي‌بر رد طرح‌است‌؟ شما به‌شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌و امكان‌توسعه‌دارد واقعاً ترحم‌بكنيد.
 در سخنان‌برادراني‌كه‌كلاً بر موافقت‌رد صحبت‌كردند، خدايي‌نديديم‌ جمله‌اي‌را كه‌كلاً بتواند اين‌طرح‌مقدس‌را كه‌حكايت‌از عدالت‌اجتماعي‌مي‌كند، حكايت‌از تعديل‌نيرو مي‌كند، رد كند، ما نديديم‌. لذا معتقدم‌عزيزان‌در اين‌شور اول‌به‌كليات‌آن‌رأي‌بدهند، در شور دوم‌اگر مشكلي‌بود حل‌بشود.
 برادران‌گفتند طرح‌نپخته‌! خوب‌، فلسفه‌شور اول‌و دوم‌در طرحها و لوايح‌چيست‌؟ مگر اين‌نيست‌كه‌اگر يك‌طرح‌يا يك‌لايحه‌اي‌مقداري‌خام‌بود، نپخته‌بود، خيلي‌كارشناسي‌نشده‌، اما اصل‌آن‌مقبول‌و مقدس‌است‌در شور اول‌اصل‌و كل‌را تعيين‌و تصويب‌كنيم‌، در شور دوم‌پخته‌اش‌كنيم‌. اگر برادران‌راست‌مي‌گويند، طرفدار اين‌عدالت‌اجتماعي‌هستند، دلشان‌براي‌شهرهاي‌اقماري‌در استانها و در روستاها مي‌سوزد، به‌كليات‌اين‌طرح‌در شور اول‌رأي‌بدهند، در شور بعدي‌هم‌پخته‌اش‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌انصاري‌هستند، بفرماييد.
 مجيد انصاري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌با عرض‌معذرت‌از طراحان‌محترم‌و سرور عزيزمان‌جناب‌حاج‌آقا خوانساري‌كه‌فرمودند به‌كليات‌رأي‌بدهيد، در جزئيات‌اصلاح‌كنيد، من‌هرچه‌دقت‌كردم‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌هيچ‌ماده‌اي‌را قابل‌دفاع‌و اجراء نديدم‌، لذا كليات‌آن‌حتي‌يك‌نكته‌قابل‌دفاع‌را نداشت‌كه‌انسان‌به‌اعتماد آن‌يك‌نكته‌با كليات‌موافقت‌كند و در جزئيات‌بگويد به‌كميسيون‌مراجعه‌و اصلاح‌مي‌كنيم‌. من‌استدعا مي‌كنم‌همكاران‌عزيز و نمايندگان‌محترم‌مجدداً يك‌دقتي‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌بفرماييد، ببينيد واقعاً اين‌اجرايي‌هست‌يا نيست‌و اصولاً آيا مصلحت‌است‌؟
 ماده‌اول‌مي‌گويد «ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌به‌هر منظور در تهران‌و شهرهاي‌مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌است‌، مگر خوابگاههاي‌دانشجويي‌حداكثر در هفت‌طبقه‌» سؤال‌اول‌اين‌است‌از كجا با كدام‌اصول‌علمي‌شما به‌چهار طبقه‌رسيده‌ايد؟ به‌سه‌طبقه‌نرسيده‌ايد يا به‌پنج‌طبقه‌نرسيده‌ايد؟ و خوابگاه‌دانشجويي‌چه‌شده‌است‌كه‌هفت‌طبقه‌ايراد ندارد؟ اگر اصول‌ايمني‌را مي‌فرماييد خوب‌، خوابگاه‌دانشجويي‌كه‌دانشجويان‌عزيزتر هستند در يك‌خوابگاه‌تعداد زيادتري‌متراكم‌خواهند بود، اگر از جهت‌فني‌و ايمني‌ايراد دارد چطور براي‌خوابگاههاي‌دانشجويي‌اجازه‌هفت‌طبقه‌را در همين‌شهرها مي‌خواهيد بدهيد؟
 از لحاظ‌ايمني‌، هيچ‌فرقي‌نمي‌كند بين‌يك‌ساختمان‌يك‌طبقه‌يا (100) طبقه‌، اگر اصول‌ايمني‌رعايت‌نشود. شما شهرهاي‌ژاپن‌را كه‌بسياري‌از آنها روي‌گسلهاي‌فعال‌زلزله‌هستند، ملاحظه‌مي‌كنيد ساختمانهاي‌(100) طبقه‌، (50) طبقه‌دارند و در برابر شديدترين‌زلزله‌هاي‌با هفت‌درجه‌ريشتر زلزله‌و بيشتر مقاوم‌هستند، ولي‌متأسفانه‌ساختمانهاي‌يك‌ طبقه‌، نيم‌ طبقه‌در روستاهاي‌ما بعلت‌عدم‌رعايت‌اصول‌فني‌و ايمني‌در ساختمان‌سازي‌با يك‌زلزله‌نسبتاً متوسط‌فرو مي‌ريزد و ضايعات‌داريم‌. مسأله‌ايمني‌در ساختمان‌ربطي‌به‌طبقات‌ندارد. شما بايد اصول‌معماري‌، شهرسازي‌و رعايت‌اصول‌فني‌را بكنيد كه‌آن‌مسأله‌جداگانه‌اي‌است‌. بنابراين‌اين‌تعداد طبقات‌چهار و هفت‌ما نمي‌دانيم‌مبناي‌محاسبه‌اش‌چيست‌؟
 در بحث‌مسكن‌عزيزان‌مي‌دانند رشد جمعيت‌را ما داريم‌، همين‌الان‌در تهران‌و در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يكي‌از معضلات‌جدي‌مسأله‌مسكن‌است‌، اقشار كم‌درآمد و محرومي‌كه‌خانه‌مناسب‌استيجاري‌در اختيار آنها نيست‌و بنده‌بعنوان‌نماينده‌تهران‌عرض‌مي‌كنم‌، مشكلترين‌مشكل‌براي‌مردم‌محروم‌تهران‌و بيشترين‌مراجعه‌كننده‌به‌نمايندگان‌مردم‌ تهران‌كساني‌هستند كه‌فاقد مسكن‌هستند، بيشترين‌هزينه‌زندگي‌آنها را هزينه‌هاي‌سرسام‌آور اجاره‌مسكن‌تشكيل‌مي‌دهد. با اين‌طرح‌قيمت‌مسكن‌و اجاره‌مسكن‌در تهران‌سر به‌فلك‌خواهد كشيد و نتيجه‌اين‌سختگيريها ايجاد شهركهاي‌خودرو و خودجوشي‌است‌كه‌هيچ‌اصولي‌در آن‌رعايت‌نمي‌شود و هم‌اكنون‌بصورت‌شهركهاي‌اقماري‌تهران‌مردم‌با هزاران‌مشكل‌مواجه‌هستند، نه‌شبكه‌آب‌و فاضلاب‌درستي‌دارد، نه‌شبكه‌معابرمان‌درست‌است‌، نه‌اصول‌فني‌و ايمني‌رعايت‌مي‌شود در حاليكه‌اگر دولت‌برنامه‌ريزي‌بكند كه‌هم‌اكنون‌هم‌برنامه‌ريزي‌كرده‌اند، در شهركهاي‌مناسب‌اطراف‌تهران‌، اطراف‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌پنجگانه‌در طبقات‌مختلف‌(20) طبقه‌، (10) طبقه‌، كمتر، بيشتر ساختمان‌ارزان‌ قيمت‌بسازند با زيربناي‌كم‌، (50) متر، (60) متر، ارزان‌بصورت‌اجاره‌به‌شرط‌تمليك‌به‌مردم‌واگذار كنند، ما (5/1) ميليون‌واحد مسكوني‌الان‌در كشور كم‌داريم‌، عمده‌اين‌كمبود هم‌در همين‌شهرهاست‌. شما مي‌فرماييد رشد جمعيت‌تهران‌مثلاً به‌خوانسار يا گلپايگان‌منتقل‌شود؟! خوب‌، مگر مي‌شود! گران‌شدن‌زمين‌، تخريب‌زمينهاي‌كشاورزي‌، گران‌شدن‌مسكن‌، گران‌شدن‌اجاره‌مسكن‌از ضايعات‌و تبعات‌اين‌طرح‌مي‌تواند باشد.
 ماده‌(2) فرموديد «تأسيس‌دانشگاه‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در اين‌شهرها ممنوع‌است‌»، آيا واقعاً اين‌عملي‌است‌؟! اگر دانشگاهي‌در يكي‌از اين‌شهرها وجود دارد و مي‌خواهد يك‌واحد پيوسته‌به‌آن‌رشته‌خاص‌را ايجاد كند، مثلاً دانشكده‌دانشگاه‌صنعتي‌اگر بخواهد يك‌واحد فني‌را در آن‌دانشگاه‌ايجاد بكند يا يك‌نوآوري‌بكند و دانشگاه‌را بلحاظ‌كيفي‌توسعه‌بدهد شما هرگونه‌توسعه‌را در اينجا ممنوع‌كرده‌ايد و گفته‌ايد دانشگاههاي‌ما در همين‌وضعيت‌متوسط‌يا نامطلوب‌در برخي‌از اين‌شهرستانها درجا بزنند و هيچگونه‌توسعه‌اي‌نداشته‌باشند و ما از نو برويم‌در مناطق‌محروم‌دانشگاه‌بسازيم‌، مگر ساختن‌دانشگاه‌فقط‌آجر، خشت‌، تيرآهن‌و امثال‌اينهاست‌؟ دانشگاه‌استاد مي‌خواهد، آزمايشگاه‌مي‌خواهد، امكانات‌مختلف‌مي‌خواهد. ما در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌را كرده‌ايم‌، الان‌كه‌بحث‌توسعه‌كيفي‌و بهره‌وري‌مناسب‌از دانشگاه‌است‌، بياييم‌آن‌را ممنوع‌بكنيم‌!
 بحث‌ايجاد بيمارستانهاي‌جديد و توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود در شهرهاي‌ مذكور را در ماده‌(3) ممنوع‌كرده‌است‌. واقعاً انسان‌تعجب‌مي‌كند چطور ممكن‌است‌كه‌ما بگوييم‌بيمارستانهاي‌اين‌شهرهاي‌پنجگانه‌توسعه‌شان‌ممنوع‌باشد، يعني‌اگر در يك‌بيمارستان‌مجهزي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌خواستند بخش‌عمل‌پيوند قلب‌را بوجود بياورند، ممنوع‌است‌بايد عمل‌پيوند قلب‌را در بخش‌محروم‌ببرند! آخر توسعه‌بيمارستان‌يعني‌اين‌! الان‌بيمارستانهاي‌ما مثل‌بيمارستان‌دكتر شريعتي‌با همتي‌كه‌مسؤولين‌محترم‌انجام‌داده‌اند، توسعه‌پيدا كرده‌است‌، بسياري‌از اموري‌كه‌در گذشته‌با صرف‌هزينه‌هاي‌بالا به‌خارج‌اعزام‌مي‌كردند، عملهاي‌پيچيده‌قلب‌، عملهاي‌پيچيده‌مغز، پيوند پيچيده‌اعضاي‌مختلف‌بدن‌در همين‌بيمارستانها دارد انجام‌مي‌شود، يك‌واحد كوچكي‌درست‌كرده‌اند، بانكهاي‌خاصي‌كه‌بوجود آورده‌اند، بانك‌اعضاء، بانك‌خون‌و ديگر بانكهاي‌پزشكي‌لازم‌. مگر مي‌شود اين‌واحدها را در يك‌بيمارستان‌دست‌دهم‌در يك‌استان‌و يا شهر محروم‌ايجاد كرد؟ معناي‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌ما بيمارستانهايمان‌در همين‌وضعيت‌نامناسب‌درجا بزنند و هيچ‌توسعه‌اي‌را نداشته‌باشند، در حالي‌كه‌ما معتقد هستيم‌بايد بيمارستانهايي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌، بيمارستان‌دكتر شريعتي‌، بيمارستان‌طالقاني‌و ديگر بيمارستانها كه‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌صورت‌گرفته‌، توسعه‌كيفي‌پيدا كنند. الان‌كه‌مردم‌به‌خارج‌اعزام‌مي‌شوند، واحدهايي‌در همينجا ايجاد بشود، مگر در هر بيمارستاني‌امكان‌پرتودرماني‌وجود دارد، امكان‌شيمي‌درماني‌وجود دارد؟ تازه‌اينها چيزهاي‌عادي‌است‌، پيوند كليه‌، عمل‌مغز و اعصاب‌و امثال‌اينطور چيزها، اينها امكان‌ندارد جز در شهرهاي‌بزرگ‌در بيمارستانهايي‌كه‌كنار دانشگاه‌معتبر علوم‌پزشكي‌است‌، استاد مي‌خواهد، جراح‌مي‌خواهد، پزشك‌مي‌خواهد و بيمارستان‌فقط‌ساختمان‌نيست‌كه‌ايجاد كرد. بنابراين‌ممنوع‌كردن‌توسعه‌بيمارستانها به‌هر نوع‌و به‌هر شكل‌معنايش‌اين‌است‌كه‌ما كشور را در علم‌پزشكي‌متوقف‌كنيم‌.
 ماده‌(4) مي‌گويد: هرگونه‌واحدهاي‌اداري‌و شركتهاي‌دولتي‌جديد و توسعه‌واحدهاي‌اداري‌فعلي‌براي‌كليه‌وزارتخانه‌ها، سازمانها، نهادها و مؤسسات‌در تهران‌ممنوع‌است‌. اين‌واقعاً عملي‌است‌؟ اين‌اجرايي‌است‌؟ اگر در داخل‌يك‌وزارتخانه‌يك‌واحد تحقيقات‌خواستند بزنند يا يك‌محوطه‌باز افتاده‌اي‌است‌و آن‌وزارتخانه‌الان‌واحدهاي‌استيجاري‌در جاي‌ديگر دارد، بخواهد در اين‌ساختمان‌مركزي‌با يك‌سرمايه‌گذاري‌مختصر، با يك‌توسعه‌مختصر متمركز كند، اين‌اشكال‌دارد؟ و تمام‌نهادها، سازمانها و مؤسسات‌دولتي‌را، ما در اين‌مؤسسات‌دولتي‌مؤسسات‌تحقيقاتي‌داريم‌، مؤسسات‌پژوهشي‌داريم‌، مثلاً يكي‌از اين‌سازمانها، سازمان‌انرژي‌اتمي‌است‌. اگر سازمان‌انرژي‌اتمي‌خواست‌يك‌واحد تحقيقات‌كاربردي‌صلح‌آميز براي‌استفاده‌از دانش‌اتمي‌ايجاد بكند، بايد اين‌واحد را برود در يك‌منطقه‌محروم‌ايجاد كند؟ (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌هم‌تمام‌شد) اصلاً امكان‌آن‌هست‌؟ من‌عرضم‌را تمام‌مي‌كنم‌چون‌كلي‌نوشته‌، بسياري‌از اين‌سازمانها ونهادها اصلاً امكان‌حضورشان‌و وجودشان‌در شهرستانها نيست‌.
 نهايتاً در ماده‌(5) هم‌يك‌تكليف‌مالايطاق‌عجيبي‌كرده‌اند كه‌وزارت‌كشور مأمور اجراي‌اين‌قانون‌است‌و موظف‌است‌از تاريخ‌تصويب‌اين‌ قانون‌از گسترش‌و توسعه‌تهران‌بهر شكلي‌جلوگيري‌كند. توسعه‌دانشگاهها و جلوگيري‌از توسعه‌دانشگاهها چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟ جلوگيري‌از توسعه‌بيمارستانها، در يك‌بيمارستاني‌واحد دياليز مي‌خواهند ايجاد كنند، وزارت‌كشور برود در آن‌بيمارستان‌نيروي‌انتظامي‌وارد كند و جلوگيري‌بكند، اين‌موضوع‌چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟
 لذا بنده‌هر (5) ماده‌اين‌طرح‌را غيرقابل‌دفاع‌و غيرقابل‌اجراء مي‌دانم‌و مشكلات‌جدي‌براي‌كشور در ابعاد مختلف‌بوجود خواهد آورد، لذا من‌از كميسيون‌خاص‌تشكر مي‌كنم‌كه‌فقط‌با يك‌رأي‌مخالف‌، تقريباً مي‌شود گفت‌باتفاق‌آراء اين‌طرح‌را رد كردند، از آقايان‌تشكر مي‌كنم‌. والسلام‌
 شيباني‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌معذرت‌مي‌خواهم‌كه‌جناب‌انصاري‌عدم‌اطلاع‌داشتند، سه‌به‌سه‌رد شد، رئيس‌كميسيون‌هست‌، من‌هم‌خودم‌نايب‌رئيس‌كميسيون‌هستم‌، سه‌به‌سه‌يعني‌رأي‌نياورد نه‌اينكه‌رد شد، اين‌يكي‌.
 موارد ديگر هم‌وارد نبودند(رئيس‌ـ خوب‌حالا اينكه‌...) نه‌، ببينيد! حرف‌مرا تحريف‌كردند. من‌مي‌گويم‌بيمارستان‌نسازند؟ مي‌گويم‌رشته‌توليد نكنيد؟ بيمارستان‌امام‌خميني‌عمل‌قلب‌دارد انجام‌مي‌دهد، من‌چه‌موقع‌گفتم‌جلو آن‌را بگيرند؟
 رئيس‌ـ  بله‌، خيلي‌متشكر. عرض‌مي‌شود كه‌پيشنهاد كفايت‌مذاكرات‌رسيده‌، يك‌نفر موافق‌، يك‌نفر مخالف‌هم‌بيشتر نمانده‌. اين‌دو بزرگوار هم‌اگر كوتاه‌صحبت‌بكنند، به‌اندازه‌كفايت‌مذاكرات‌و موافق‌و مخالف‌آن‌كافي‌است‌. آقاي‌اكرمي‌بفرماييد.
 سيدرضا اكرمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ببينيد برادران‌و خواهران‌! اولاً از بعضي‌از مطبوعاتي‌كه‌اخيراً حملات‌به‌بعضي‌از طرحهاي‌مجلس‌را شروع‌كرده‌اند، استدعا مي‌كنم‌به‌نمايندگان‌خودشان‌در مجلس‌بفرمايند دستور بدهند اگر نمايندگان‌طرحي‌را دادند آن‌طرح‌را در مطبوعات‌مطرح‌بكنند، نظري‌، پيشنهادي‌، از جانب‌مردم‌، كارشناسان‌هست‌آنها را منعكس‌بكنند، آنها هم‌به‌پختگي‌طرحها كمك‌كنند، نه‌اينكه‌واقعاً با خشن‌ترين‌كلمات‌يك‌نهاد قانوني‌را بردارند در ديدگاه‌مردم‌مخدوش‌كنند با بعضي‌از اغراضي‌كه‌آلوده‌به‌بعضي‌از مسايل‌هست‌، اصل‌اين‌نهاد به‌اصطلاح‌مخدوش‌بشود و جايگاه‌واقعي‌خودش‌را از دست‌بدهد، از جمله‌همين‌طرح‌است‌.
 نكته‌ديگر اينكه‌برادرها و خواهرها و ملت‌شريف‌ايراني‌كه‌عرض‌مرا مي‌شنويد! انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌، اين‌چند نكته‌اي‌است‌كه‌عرض‌مي‌كنم‌:
 نكته‌اول‌اينكه‌مي‌خواهد از توسعه‌بيش‌از حد، نه‌اصل‌توسعه‌... جناب‌آقاي‌انصاري‌! انصاف‌بدهيد، اين‌را دقت‌بفرماييد. جناب‌عالي‌نماينده‌محترم‌تهران‌هستيد بنده‌هم‌نماينده‌تهران‌، اين‌را دقت‌كنيد اصل‌بحث‌اين‌است‌، مي‌گويد جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد بشود، نه‌اينكه‌جلوگيري‌از توسعه‌بشود.
 نكته‌دوم‌اين‌است‌مي‌گويد تمركزگرايي‌كاهش‌پيدا كند و ما به‌سمت‌تمركززدايي‌برويم‌، نه‌اينكه‌مي‌خواهيم‌وضع‌موجودي‌كه‌هست‌را تعطيلش‌بكنيم‌، ركود بوجود بياوريم‌، قيمت‌ساختمان‌را سرسام‌آور بكنيم‌و امثال‌اينها... اصلاً اين‌طرح‌شامل‌وضع‌موجود و گذشته‌نمي‌شود، مربوط‌به‌اجراء من‌بعد است‌، بعد از تصويب‌است‌، تازه‌شور اول‌هم‌هست‌. در شور دوم‌ممكن‌است‌بسياري‌از مسايل‌آن‌تغيير و حالت‌سياستگذاري‌را پيدا بكند.
 نكته‌سوم‌اينكه‌آوردن‌مواردي‌از قبيل‌دانشگاهها، بيمارستانها و ادارات‌بعنوان‌آغاز كار است‌، اگر توسعه‌بيش‌از حد در تهران‌(كه‌واقعاً مسايل‌لاينحلي‌در ابعاد گوناگون‌از محيط‌زيست‌آن‌گرفته‌تا موارد ديگر دارد) را مي‌خواهيم‌بيش‌از اين‌توسعه‌پيدا نكند، اضافه‌نشود بالاخره‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌كرد. متأسفانه‌ما تمام‌اتوبانهايي‌كه‌مي‌خواهيم‌داير كنيم‌از تهران‌شروع‌مي‌كنيم‌، توسعه‌فرودگاه‌در تهران‌يا امثال‌اينها... خوب‌حالا بعداً مي‌گويم‌. آغاز يك‌كاري‌است‌، حالت‌يك‌نوع‌سياستگذاري‌، يا آوردن‌نام‌شهرهايي‌از قبيل‌تهران‌، اصفهان‌، مشهد، شيراز، تبريز اينهم‌بعنوان‌آغاز كار است‌، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌كرد. شما ممكن‌است‌بگوييد آقا اين‌پنج‌تا را تبديل‌به‌سه‌تا كنيم‌يا كليات‌سياستگذاري‌بكنيم‌، نه‌اينكه‌ما اصل‌آن‌را هوا بكنيم‌، اين‌تمركززدايي‌، تمركزگرايي‌، جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد، بالاخره‌يك‌روزي‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بشود. در عالم‌خلاء كه‌نمي‌شود حرف‌زد، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌بشود و معضل‌اين‌شهرها از جمله‌تهران‌است‌كه‌بيش‌از همه‌جاي‌كشور معضل‌دارد و خودمان‌ هم‌به‌اصطلاح‌به‌آن‌واقفيم‌، خوب‌بايد به‌آن‌يك‌روزي‌بها بدهيم‌.
 نكته‌دومي‌كه‌وجود دارد، آقاي‌كامران‌يك‌مطالبي‌را فرمودند كه‌انصافاً گفت‌آقا توگفتي‌و من‌هم‌باور كردم‌! واقعاً (90) درصد سرمايه‌گذاريهاي‌شهر اصفهان‌مردمي‌است‌؟ كجا شما داريد مي‌گوييد؟ يعني‌ذوب‌آهن‌آن‌را مي‌گوييد؟ فولاد آن‌را مي‌گوييد؟ فرودگاه‌آن‌را مي‌گوييد؟ پايگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ بيمارستان‌آن‌را مي‌گوييد؟ دانشگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ جناب‌آقاي‌كامران‌! دانشگاه‌چند هزار نفري‌اصفهان‌از يك‌دبيرستان‌شروع‌شد، خوب‌چرا اجازه‌نمي‌دهيم‌از اين‌به‌بعد همين‌از شهرضا شروع‌بشود؟ از نجف‌آباد ما شروع‌بشود؟ از خوانسار شروع‌بشود؟ آقاي‌انصاري‌! ما مي‌گوييم‌حالا مي‌گوييد دانشگاه‌نه‌، شما بياييد آموزشكده‌را لااقل‌شروع‌بكنيد. همين‌تهران‌، دماوند يك‌واحد دولتي‌آموزشي‌ندارد، فيروزكوه‌ندارد، برويم‌اسلامشهري‌كه‌(700) هزار نفر جمعيت‌دارد يك‌واحد آموزشي‌دولتي‌ندارد، خوب‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌. بله‌، دولت‌مخالف‌است‌، سازمان‌برنامه‌و بودجه‌مخالف‌است‌، مي‌گويد آقا من‌برايم‌صرف‌نمي‌كند، هزينه‌دارد، مشكل‌دارم‌نمي‌شود، من‌براي‌امور روزمره‌ام‌مشكل‌دارم‌شمامي‌گوييد چنين‌و چنان‌، ولي‌بالاخره‌انصاف‌بدهيم‌كه‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بكنيم‌. اين‌ورامين‌با اين‌جمعيت‌اگر دانشگاه‌ابوريحان‌را دارد، آنهم‌مال‌گذشته‌است‌. اوايل‌آنچنان‌برسرآن‌زديم‌كه‌نزديك‌بود تعطيل‌بشود، حالا اخيراً يك‌مقداري‌جان‌گرفته‌است‌، خوب‌مي‌خواهيم‌همه‌بيايند تهران‌و برگردند؟ اين‌كهريزك‌، حسن‌آباد همين‌دوروبر، بيخ‌گوش‌تهران‌، همه‌مي‌گوييم‌بيايند تهران‌، خوب‌يك‌مقداري‌هم‌به‌آن‌سمت‌برويم‌، اينكه‌نشد. آقاي‌انصاري‌! ما بايد از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، مي‌گوييد دانشكده‌و دانشگاه‌نه‌، خيلي‌خوب‌لااقل‌بگوييد آموزشكده‌، بگوييد فني‌ ـ حرفه‌اي‌، از يك‌جايي‌شروع‌كنيد. آقاي‌كامران‌! طرح‌آمايش‌سرزميني‌انجام‌گرفته‌، در دوره‌اول‌رياست‌جمهوري‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌انجام‌گرفته‌، در سازمان‌برنامه‌و بودجه‌موجود است‌، استانها را آمايش‌كردند حتي‌رفتند بطرف‌اجراء، بنابود چند سازمان‌از تهران‌منتقل‌بشود، چند وزارتخانه‌منتقل‌بشود، حتي‌رفتند در مرحله‌اي‌كه‌تهران‌را هم‌منتقل‌كنند به‌جايي‌، رفتند مطالعه‌كردند اما بدليل‌مشكلات‌چه‌و چه‌، يا گفتند آقا سخت‌و دشوار است‌همه‌تمام‌شد، خوب‌همين‌تمام‌شد! آن‌را رها بكنيم‌؟ خوب‌بياييد از يك‌جاي‌كوچك‌... انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، عيب‌ندارد شما از جزيي‌شروع‌كنيد، بگوييد آقا دانشگاه‌نه‌، بيمارستان‌نه‌، لااقل‌درمانگاه‌آن‌را عمل‌كنيد، لااقل‌ آموزشكده‌آن‌را عمل‌بكنيد. اينكه‌نشد، واقعاً اين‌تمركزگرايي‌همه‌مان‌را بيچاره‌كرده‌، از جمله‌مسؤولين‌مملكت‌و دستگاههاي‌اجرايي‌را. به‌مردم‌كه‌حاضر نيستيم‌واگذار بكنيم‌، خودمان‌هم‌كه‌براي‌اجراء مشكل‌داريم‌، آخر اينكه‌نشد. از يك‌جايي‌ولو از جاي‌كوچك‌شروع‌بكنيد، آن‌را معقول‌، منطقي‌و معتدلش‌بكنيم‌، حالت‌سياستگذاري‌به‌آن‌بدهيم‌، بگوييم‌آقا از اين‌به‌بعد آنچه‌الان‌انجام‌گرفته‌و گذشته‌برآن‌صلوات‌، لااقل‌از اين‌به‌بعد به‌اين‌سمت‌برويم‌، انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌.
 كامران‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  متشكر، آقاي‌كامران‌هم‌مي‌خواهند تذكر آيين‌نامه‌اي‌بدهند، ديگر نمي‌خواهد، متشكر، همين‌اندازه‌كه‌من‌گفتم‌حق‌شما حفظ‌شد. آخرين‌موافق‌آقاي‌موسوي‌نسب‌هستند، شما هم‌جمع‌ و جور و مختصر صحبت‌بفرماييد، اوقع‌در نفوس‌است‌.
 سيدعلي‌موسوي‌نسب‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 طرح‌را وقتي‌نمايندگان‌محترم‌ملاحظه‌مي‌فرمايند، خوب‌، دو بخش‌اساسي‌دارد، اگر احتمالاً كميسيون‌خاص‌اين‌را اصلاح‌مي‌كرد و به‌مجلس‌مي‌داد، مي‌شد در خصوص‌بحث‌موافقت‌صحبت‌كرد، اما خوب‌چون‌نظر كلي‌بر رد بود، اين‌دلايلي‌كه‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌اينها هم‌اضافه‌مي‌شود بر آنچه‌عزيزان‌صحبت‌كردند، نمي‌شود راجع‌به‌اين‌بحث‌خوب‌نظر كلي‌را ارائه‌داد و با آن‌موافقت‌كرد.
 (در اين‌هنگام‌آقاي‌محمدعلي‌موحدي‌كرماني‌«نايب‌رئيس‌» رياست‌جلسه‌را بعهده‌گرفتند)
 دو، سه‌طرح‌در اين‌چند روز اخير يا يكي‌، دو ماهه‌اخير در مجلس‌مطرح‌شده‌كه‌وقتي‌ما روح‌كلي‌اين‌طرحها را نگاه‌مي‌كنيم‌در مجموع‌ملاحظه‌مي‌شود كه‌روح‌كلي‌آن‌، حكايت‌از اين‌دارد كه‌نمايندگان‌محترم‌از روي‌دلسوزي‌اين‌طرحها را در مجلس‌مطرح‌كرده‌اند و واقعيت‌هم‌همين‌است‌، اما نتيجه‌اين‌طرحها را وقتي‌ملاحظه‌مي‌كنيم‌اگر قرار بر اين‌باشد كه‌در داخل‌جامعه‌پياده‌بشود، نتيجه‌اش‌آن‌است‌كه‌بر مخالفت‌اساسي‌با آن‌روح‌كلي‌و بهر صورت‌نظرخواهي‌مثبتي‌كه‌از طريق‌نمايندگان‌اعلام‌شده‌، است‌.
 ببينيم‌آن‌طرحهايي‌كه‌بهر صورت‌ما اعلام‌كرديم‌همه‌الان‌به‌آن‌واقف‌هستيم‌، فرض‌بفرماييد بحث‌بازنشستگي‌پيش‌از موعد، بحث‌استفاده‌ابزاري‌از عكس‌و تفكيك‌دربيمارستانها و طرح‌به‌اصطلاح‌صرفه‌جويي‌در مسايل‌، همه‌اينها را وقتي‌نگاه‌مي‌كنيم‌روح‌كلي‌آن‌در جهت‌مستضعف‌گرايي‌و يا در جهت‌بهرصورت‌مسايل‌ارزشهاست‌اما نتيجه‌آن‌، نتيجه‌اي‌خواهد بود كه‌در روزنامه‌هانوشتند و يك‌قسمتي‌از آنها را بعنوان‌انتقاد جناب‌آقاي‌اكرمي‌از آن‌صحبت‌كردند.
 در خصوص‌بحث‌ماده‌(1) وقتي‌ما نگاه‌مي‌كنيم‌، شما توجه‌داريد ما قبلاً براي‌اينكه‌بحث‌مسكن‌را حل‌كنيم‌يك‌موضوعي‌را در جامعه‌مطرح‌كرديم‌و قرار براين‌شد كه‌بخش‌خصوصي‌وارد مسكن‌بشود، اگر قرار شد كه‌چهار واحد بيشتر را (به‌اصطلاح‌) انجام‌بدهد و كار ايجاد بكند از طريق‌دولت‌و بانكها ما بهر صورت‌به‌آنها وام‌بدهيم‌، اما وقتي‌ما مي‌آييم‌از طرف‌ديگر بحث‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌را مطرح‌مي‌كنيم‌، دقيقاً ضديت‌آن‌موضوعي‌را در اينجا مطرح‌مي‌كنيم‌كه‌حدود چند وقت‌قبل‌از طريق‌مجلس‌و دستگاه‌دولت‌ارائه‌شده‌. يا فرض‌بفرماييد وقتي‌در بحث‌يك‌شهر الان‌از نظر علمي‌نگاه‌مي‌كنند، اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌مهندسين‌در قسمت‌بالاي‌شهر، پايين‌شهر، شمال‌و جنوب‌بهر صورت‌بوسيله‌ارتفاعاتي‌كه‌در شهر وجود دارد براي‌هر قسمتي‌از آن‌طرحهاي‌مشخصي‌را ارائه‌مي‌كنند. براي‌اينكه‌بهرصورت‌طرح‌با كيفيت‌عالي‌برخورد بكند اما ما آمديم‌با يك‌چوب‌مجموعه‌شهرهاي‌بزرگ‌را و مهمتر از همه‌شهر تهران‌را در اينجا درنظر گرفتيم‌و گفتيم‌كه‌چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌. واقع‌قضيه‌اين‌است‌كه‌اگر چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌است‌جناب‌حاج‌آقا انصاري‌، اشاره‌اي‌داشتند خوب‌، چگونه‌شده‌است‌كه‌اين‌چهار طبقه‌را ما براي‌دانشجويان‌محترم‌يا براي‌محلهايي‌كه‌دانشجويان‌در آنجا اسكان‌پيدا بكنند بهر صورت‌ما آنرا ممنوع‌نكرديم‌؟ حالا اگر از بعد اخلاقي‌است‌، از بعد اشرافيت‌يك‌ساختمان‌بر ساختمان‌ديگر است‌يا هر موضوع‌ديگري‌كه‌در اينجا ما بگيريم‌، استثناءكردن‌دانشجوها در اينجا هيچ‌موضوعيتي‌ندارد و نمي‌توانيم‌اين‌موضوع‌را ما استثناء بكنيم‌و يك‌موضوع‌اساسي‌را با اين‌وفق‌بدهيم‌و در كل‌كشور اين‌را مطرح‌بكنيم‌.
 آنچه‌كه‌در اينجا مطرح‌است‌اگر به‌نظر مي‌رسيد كه‌كميسيون‌اصلي‌يا كميسيوني‌كه‌اين‌را رد كرده‌ماده‌(1) و تبصره‌آن‌را، تبصره‌ماده‌(2) را اصلاح‌مي‌كرد و يا اينكه‌آنرا حذف‌مي‌كرد و روح‌كلي‌آن‌را براساس‌تمركززدايي‌، آنچه‌را كه‌اعلام‌شد و در طرح‌هم‌روح‌كلي‌آن‌براين‌اساس‌بنا شده‌واقعاً بنا مي‌گرديد، مي‌شد راجع‌به‌اين‌قضيه‌يك‌مقدار با دقت‌بيشتري‌صحبت‌بكنيم‌و در آينده‌هم‌اين‌اميد مي‌رفت‌كه‌اگر چنانچه‌مجلس‌كليات‌آن‌را تصويب‌مي‌كرد، درآينده‌انسان‌بتواند با يك‌اصلاحات‌و با يك‌پيشنهادهايي‌آن‌را اصلاح‌بكند، اما چون‌اين‌روح‌كلي‌در قسمت‌اول‌رعايت‌نشده‌و كميسيون‌در حق‌واقع‌با كليات‌طرح‌مخالفت‌كرده‌و اگر چنانچه‌حتي‌كليات‌آن‌هم‌تصويب‌بشود، نهايتاً چون‌كل‌كميسيون‌با آن‌مخالفت‌كرده‌، در آينده‌هم‌قابليت‌اصلاح‌خوبي‌را نخواهد داشت‌و طرح‌از يك‌جامعيت‌خوبي‌در آينده‌برخوردار نخواهد شد. بنظر مي‌رسد كه‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌با وضعيت‌فعلي‌كه‌طرح‌را رد كردند، اين‌طرح‌ان‌شاءالله رد بشود، در آينده‌با يك‌ديد بهتري‌در اصل‌تمركززدايي‌كه‌خود من‌هم‌با آن‌موافق‌هستم‌، ان‌شاءالله صحبت‌بكنيم‌، طراحي‌دقيق‌تر و بهتري‌ان‌شاءالله انجام‌بشود كه‌با آن‌طراحي‌بهتر و دقيقتر يك‌جامعيتي‌در سطح‌كل‌كشور ديده‌بشود. فقط‌بحث‌ساختمان‌و فرض‌بفرماييد چهار تا تشكيلات‌اداري‌و امثال‌اينها را در نظر نگيريم‌، مجموعه‌نظام‌و مجموعه‌تشكيلات‌اداري‌، مالي‌، اقتصادي‌و سياسي‌را درنظر بگيريم‌كه‌آن‌بحث‌جداگانه‌اي‌است‌. اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌نمايندگان‌من‌فكر مي‌كنم‌با اين‌موضوعيت‌كلي‌ان‌شاءالله موافقت‌خواهند كرد اما وضعيت‌فعلي‌طرح‌بگونه‌اي‌است‌كه‌واقعاً وقتي‌انسان‌نگاه‌مي‌كند، نمي‌تواند آن‌را با يك‌اصلاحات‌جزيي‌در آينده‌اميدوار باشد كه‌به‌اصطلاح‌اصلاح‌بكند و به‌نفع‌جامعه‌باشد و وضعيت‌تورم‌و تشديد تورم‌و ديد به‌اقشار كم‌درآمدي‌كه‌در اينجا بر خلاف‌آن‌عمل‌خواهد شد را در نظر نگيريم‌. با اين‌صحبتهايي‌كه‌عرض‌شد بنده‌هم‌با رد كليات‌آن‌همينطوري‌كه‌رد شده‌موافق‌هستم‌و با اصل‌آن‌خوب‌طبيعتاً مخالف‌، متشكر.
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌متشكر، چون‌طرح‌را كميسيون‌محترم‌رد كردند، يكي‌از طراحان‌مي‌توانند صحبت‌بكنند اگر مايل‌باشند. آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 يكي‌از نمايندگان‌ـ  آقاي‌شيباني‌يكبار صحبت‌كرده‌!
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌، آيين‌نامه‌منعي‌ندارد، همانجا هم‌مي‌توانستند صحبت‌كنند. چون‌ايشان‌الان‌بعنوان‌ديگري‌دارند صحبت‌مي‌كنند.
 عباس‌شيباني‌ـ  ببخشيد، من‌بعنوان‌طراح‌چون‌رد شده‌، حق‌دارم‌دفاع‌بكنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  مسأله‌اي‌كه‌ابتداء خدمت‌نمايندگان‌محترم‌عرض‌كردم‌، در كميسيون‌مشترك‌توافق‌شد طرحي‌را كه‌كميسيون‌بهداري‌تصويب‌كرده‌بود در اين‌مورد، آن‌مطرح‌بشود، دو ماده‌آن‌هم‌تصويب‌شد. اصل‌هم‌همين‌است‌كه‌آقاي‌اكرمي‌هم‌گفتند براي‌تمركز زدايي‌است‌، براي‌اين‌است‌كه‌امكانات‌را منحصر نكنيم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌، عملاً تمام‌امكانات‌منحصر به‌شهرهاي‌بزرگ‌است‌. مي‌گوييم‌در شهرهاي‌كوچك‌نمي‌شود ايجاد كرد، مگر آن‌موقعي‌كه‌دانشگاه‌تهران‌را اينجا درست‌كردند تمام‌امكانات‌اينجا بود؟ دانشگاه‌تهران‌يك‌بيابان‌بود، دوروبر آن‌تمام‌بيابان‌بود من‌يادم‌مي‌آيد، آن‌وقت‌شما مي‌گوييد كه‌نه‌، همه‌را منحصر بكنيم‌به‌تهران‌. اگرگفتيم‌كه‌دانشگاهها امكاناتشان‌را بدهند، گفتيم‌مقاطع‌پايين‌را كه‌مي‌شود، رها كنند، مقاطع‌فوق‌تخصصي‌را كه‌نمي‌شود بدهند به‌شهرهاي‌ديگر، آن‌قسمتها را اينجا داير بكنند. در تبصره‌آمده‌، در آن‌طرحي‌كه‌دوماده‌آن‌تصويب‌شد، اينها تصويب‌شده‌.
 براي‌آن‌چهار طبقه‌هم‌من‌يك‌توضيحي‌بدهم‌، البته‌در آن‌طرح‌كميسيون‌اصلاح‌شد. چهار طبقه‌هم‌براي‌خدمت‌به‌طبقه‌ضعيف‌بوده‌، چون‌چهار طبقه‌به‌بالا آسانسور مي‌خواهد، (10) ميليون‌تومان‌فقط‌به‌آن‌قيمتش‌اضافه‌مي‌شود.
 براي‌دانشجوها گفتيم‌(7) طبقه‌، از اين‌نظر گفتيم‌كه‌خرج‌دانشجو را دولت‌مي‌دهد، خرج‌آن‌را دانشجو نمي‌دهد كه‌ساختمان‌برايش‌مي‌سازند. من‌خواهشم‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌دقت‌بفرماييد اگر مي‌خواهيد عدالت‌اجتماعي‌رعايت‌بشود به‌اين‌طرح‌ رأي‌بدهيد، بگذاريد در كميسيون‌اگر پيشنهاد داريد اصلاح‌بشود.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، نماينده‌دولت‌بفرماييد. چون‌طرح‌است‌، اول‌دولت‌، بعد كميسيون‌صحبت‌مي‌كنند.
 عبدالعلي‌زاده‌ (وزير مسكن‌و شهرسازي‌)  ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ابتدائاً ما از طراحان‌محترم‌و پيشنهاددهندگان‌اين‌طرح‌تشكر مي‌كنيم‌كه‌به‌فكر شهرها و توسعه‌شهرها بويژه‌مشكلات‌شهرهاي‌بزرگ‌هستند و از سردلسوزي‌اين‌پيشنهاد را ارائه‌داده‌اند، منتها در مورد به‌مورد كه‌مطرح‌شده‌مواردي‌هست‌كه‌من‌جهت‌استحضار نمايندگان‌محترم‌توضيحاتي‌در اين‌خصوص‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در خصوص‌ماده‌(1) كه‌بحث‌احداث‌ساختمان‌را فرمودند كه‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌هم‌توضيح‌دادند كه‌براي‌حمايت‌از طبقه‌در واقع‌مستضعف‌اين‌پيشنهاد را دادند كه‌ساختمانهاي‌بيش‌از (4) طبقه‌آسانسور لازم‌دارد و اين‌ممكن‌است‌باعث‌گران‌شدن‌ساختمان‌بشود. خدمتتان‌عرض‌كنم‌خود طراحان‌، خوابگاههاي‌دانشجويي‌را گفته‌اند چون‌دولت‌مي‌سازد بلامانع‌است‌. بنابراين‌بحث‌اينكه‌از ارتفاع‌استفاده‌شود از نظر طراحان‌مانعي‌ندارد فقط‌براي‌گراني‌و يا صرفه‌جويي‌در هزينه‌است‌. خوب‌من‌سؤال‌مي‌كنم‌كه‌وقتي‌دولت‌مي‌تواند خوابگاه‌دانشجويي‌(7) طبقه‌بسازد نمي‌تواند ساختمان‌وزارتخانه‌(10) طبقه‌بسازد؟ ايشان‌گفته‌اند كل‌ساختمان‌، نگفته‌اند حداقل‌واحد مسكوني‌خوب‌ساختمانهاي‌دولتي‌هم‌شامل‌همين‌محدوديت‌مي‌شود، اينها را هم‌دولت‌مي‌سازد.
 دوم‌اينكه‌ما مي‌آييم‌مي‌گوييم‌برج‌بسازيم‌و از ارتفاع‌استفاده‌بكنيم‌بلحاظ‌اينكه‌ارزانتر تمام‌مي‌شود يعني‌وقتي‌يك‌برج‌(20) طبقه‌ما مي‌سازيم‌در يك‌زميني‌كه‌در تهران‌زمين‌مترمربعي‌در آن‌منطقه‌بيش‌از (300) هزار تومان‌قيمت‌دارد در واقع‌ما از يك‌مترمربع‌زمين‌(10) بار، (20) بار به‌ازاء طبقات‌استفاده‌مي‌كنيم‌و اين‌هزينه‌آسانسور يا دسترسي‌به‌طبقات‌بالا را در مقايسه‌با هزينه‌سنگين‌زمين‌خنثي‌مي‌كند. از طرف‌ديگر اينكه‌در دنيا هم‌ملاحظه‌مي‌فرماييد از ارتفاع‌كه‌استفاده‌مي‌كنند براي‌استفاده‌بيشتر و بهتر و صحيحتر از خدمات‌عمومي‌دولتي‌است‌. عنايت‌بفرماييد كه‌در يك‌خياباني‌وقتي‌لوله‌گذاري‌مي‌شود و آب‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، كابل‌كشي‌مي‌شود، برق‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، گاز تأمين‌مي‌شود، آسفالت‌مي‌شود از روي‌اين‌چه‌تعداد جمعيتي‌عبور مي‌كند، چه‌تعداد جمعيت‌از اين‌خدمات‌استفاده‌مي‌كند؟ ما اگر تراكم‌را بصورت‌منطقي‌در هر هكتار بالا ببريم‌هزينه‌هاي‌شهرسازي‌و هزينه‌هاي‌زندگي‌در شهر را در واقع‌كاهش‌داده‌ايم‌و بهره‌برداري‌را از اينها بيشتر كرده‌ايم‌. امروزه‌همه‌تلاش‌براي‌اين‌است‌كه‌با استفاده‌از فضا و ارتفاع‌حداكثر بهره‌برداري‌از هزينه‌هاي‌عمومي‌و سرمايه‌گذاري‌عمومي‌دولت‌بشود. ما با اين‌طرح‌، با اين‌ماده‌مخالفيم‌، براي‌اينكه‌اين‌محدوديت‌(4) طبقه‌هيچ‌مشكلي‌را حل‌نمي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌خدمات‌عمومي‌و هزينه‌هاي‌دولتي‌و عمومي‌كه‌در شهرها هزينه‌مي‌شود بهره‌برداري‌درست‌از اينها نشود، زندگي‌شهري‌را گرانتر مي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌تراكم‌نفر در هكتار شهرها پايين‌بيايد، در نتيجه‌هزينه‌زندگي‌براي‌مردم‌در شهر بالاتر مي‌رود و گرانتر مي‌شود و استفاده‌از خدمات‌عمومي‌را گرانتر مي‌كند.
 دليل‌ديگرمان‌هم‌براي‌مخالفت‌اين‌است‌كه‌در شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌شهري‌مثل‌تهران‌ما اجبار داريم‌برويم‌و از فضا استفاده‌بكنيم‌منتها به‌شكل‌معقول‌. خوشبختانه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌و شهرداري‌تهران‌در اين‌مورد توافق‌كرده‌اند و برمبناي‌طرح‌تفصيلي‌تهران‌و طرح‌جامع‌تهران‌نقاط‌مخصوصي‌، مناطق‌مخصوصي‌را براي‌برج‌سازي‌اختصاص‌ داده‌اند و بافتهاي‌قديمي‌تهران‌و محلهايي‌كه‌بصورت‌(2) طبقه‌، (3) طبقه‌ملاحظه‌مي‌فرماييد در تهران‌وجود دارد در اينها از برج‌سازي‌براساس‌مصوباتي‌كه‌بين‌ما هست‌جلوگيري‌مي‌شود و احداث‌نمي‌شود. بنابراين‌مشكلي‌هم‌كه‌قبلاً در تهران‌وجود داشت‌و با فروش‌تراكم‌نظم‌ساختمان‌سازي‌را در بافتهاي‌قديمي‌بهم‌مي‌زد از اين‌عمل‌پيشگيري‌بعمل‌آمده‌، ديگر جاي‌نگراني‌و مشكلي‌نيست‌اما در جاهايي‌كه‌مي‌توانيم‌تا حتي‌(20) طبقه‌، (25) طبقه‌... الان‌ما ساختمانهايي‌را در دست‌مطالعه‌در تهران‌داريم‌كه‌تا (40) يا حتي‌(50) طبقه‌بتوانيم‌از فضا استفاده‌بكنيم‌و با افزايش‌تراكم‌نفر در هكتار خدمات‌عمومي‌را با حداقل‌هزينه‌در واقع‌مورد بهره‌برداري‌قرار بدهيم‌.
 در رابطه‌با ماده‌(2) و تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌خود شوراي‌گسترش‌دانشگاهها، توسعه‌دانشگاهها در شهرهاي‌بزرگ‌را متوقف‌كرده‌است‌اما چند مورد خاص‌وجود دارد كه‌اجباري‌است‌. مثلاً فرض‌بفرماييد كه‌رشته‌هاي‌دكترا، تأكيد ما بر اين‌است‌كه‌تا مي‌توانيم‌از اعزام‌دانشجو به‌خارج‌جلوگيري‌كنيم‌و كادر علمي‌دانشگاههايمان‌و مقاطع‌تكميلي‌را در داخل‌كشور تربيت‌كنيم‌و ارائه‌بدهيم‌. خوب‌، طبيعي‌است‌وقتي‌ما مي‌خواهيم‌در كشور در يك‌رشته‌اي‌(100) نفر، (200) نفر استاد دانشگاه‌تربيت‌كنيم‌و از عالي‌ترين‌مدارج‌تحصيلي‌اينها برخوردار بشوند، اينها كه‌نمي‌توانند بروند در شهرستانهاي‌محروم‌و جاهاي‌دورافتاده‌تحصيل‌بكنند. امروزه‌خوشبختانه‌به‌بركت‌انقلاب‌اسلامي‌در هر استان‌كشور حداقل‌يك‌دانشگاه‌بزرگ‌وجود دارد. بنابراين‌اينكه‌بگوييم‌آموزش‌عالي‌را در سطح‌كشور توسعه‌بدهيم‌، عملاً تحقق‌يافته‌اما براي‌رشته‌هاي‌تحصيلاتِ تكميلي‌، يعني‌كارشناسي‌ارشد و بويژه‌دكترا و در بعضي‌از رشته‌هاي‌خاص‌و نادر كه‌نمي‌شود اينها را به‌استانها و شهرستانهاي‌ديگر منتقل‌كرد، چه‌كنيم‌؟ در رشته‌هاي‌بسيار تخصصي‌كه‌در كشور وجود ندارد و ما فقط‌مي‌خواهيم‌يك‌رشته‌محدود در آن‌رشته‌داير بكنيم‌، چاره‌اي‌نداريم‌الا اينكه‌از امكانات‌تهران‌و يا شهرهاي‌بزرگ‌استفاده‌بكنيم‌كه‌در اين‌خصوص‌ملاحظه‌مي‌فرماييد دانشگاههاي‌موجود در تهران‌هم‌براي‌بازسازي‌خودشان‌، وقتي‌مي‌خواهند دنبال‌زمين‌بگردند بايد از محدوده‌شهر تهران‌بيرون‌بروند. الان‌چند دانشگاه‌مثل‌دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌، دانشگاه‌خواجه‌نصير طوسي‌و امثال‌اينها كه‌درواقع‌مجموعه‌و پرديس‌در داخل‌تهران‌ندارند، اينها دنبال‌زمين‌هستند. دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌رفته‌كرج‌و دانشگاه‌خواجه‌نصير هم‌در فاصله‌بسيار دوري‌از تهران‌دنبال‌زمين‌است‌. عملاً خود دولت‌و شوراي‌گسترش‌دانشگاهها اين‌ماده‌را عمل‌كرده‌، اما اين‌ماده‌اگر به‌اين‌شكل‌تصويب‌بشود قطعاً مانع‌ايجاد رشته‌هاي‌تخصصي‌خاص‌و توسعه‌مقاطع‌تحصيلات‌دكترا خواهد بود كه‌قطعاً به‌ضرر كشور است‌و در شهرهاي‌كوچك‌و يا جاهاي‌دور امكان‌ايجاد اين‌مقاطع‌تحصيلي‌وجود ندارد. در نتيجه‌ما به‌قيمت‌و بهاي‌جلوگيري‌از توسعه‌شهرها عملاً مانع‌توسعه‌آموزش‌عالي‌كشور مي‌شويم‌. اين‌است‌كه‌دولت‌با اين‌ماده‌هم‌مخالف‌است‌.
 در خصوص‌بيمارستانها، بهرحال‌ملاحظه‌مي‌فرماييد ديگر بحث‌ايجاد بيمارستان‌جديد دولتي‌منتفي‌است‌. با اين‌بيمارستانهايي‌كه‌ساخته‌مي‌شود ما اگر بتوانيم‌تا (6 ـ 5) سال‌ديگر اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجود را تمام‌بكنيم‌هنر كرده‌ايم‌تا بخواهيم‌بياييم‌بيمارستان‌جديد بسازيم‌، اين‌يك‌.
 دوم‌اينكه‌ما با تكميل‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجودمان‌با بهترين‌استانداردهاي‌جهاني‌درماني‌، بيش‌از (2000) تخت‌بيمارستاني‌اضافه‌خواهيم‌داشت‌. دولت‌بهيچوجه‌قصد سرمايه‌گذاري‌بيمارستان‌سازي‌را، چه‌در شهرهاي‌بزرگ‌و چه‌در شهرهاي‌كوچك‌ندارد و بدنبال‌اين‌است‌كه‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌خودش‌را كه‌در دست‌ساخت‌است‌تمام‌بكند. بنابراين‌خود اين‌ماده‌عملاً معني‌اجرايي‌ندارد و واقعيتش‌اين‌است‌كه‌در بيرون‌بلحاظ‌مصوبات‌مجلس‌در دوره‌سوم‌و دوره‌چهارم‌و پيگيريهاي‌مكرر نمايندگان‌محترم‌همين‌دوره‌، اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌در كشور ساخته‌مي‌شود. اينها تكميل‌بشود ما (2000) تخت‌اضافي‌هم‌داريم‌، لزومي‌به‌منع‌و اينها نيست‌. ضمن‌اينكه‌هرموقع‌دولت‌بخواهد بيمارستان‌جديد بسازد بايد از مجلس‌مجوز بگيرد. ما بيش‌از (170،160) بيمارستان‌در سطح‌كشور ساخته‌و مي‌سازيم‌مورد بمورد، شهر به‌شهر و حتي‌روستابه‌روستا شما اسم‌مي‌بريد. خوب‌، ما كه‌منابع‌مالي‌دولتي‌نداريم‌كه‌بتوانيم‌خودمان‌در شهر بزرگ‌يا جايي‌كه‌دلمان‌مي‌خواهد برويم‌بيمارستان‌ايجاد كنيم‌. بايد در بودجه‌سالانه‌بياييم‌و از مجلس‌اجازه‌بگيريم‌. حالا اگر مجلس‌اين‌ماده‌(3) را تصويب‌كرد و ممنوع‌كرد، اما در بودجه‌سال‌78 خودش‌تأييد كرد و مجوز داد كه‌در فلان‌شهر بيمارستان‌ساخته‌بشود، خوب‌اين‌مصوبه‌چه‌معني‌دارد؟ و اگر هم‌مي‌خواهند واقعاً در شهرهاي‌بزرگ‌يا شهرهاي‌ديگر بيمارستان‌جديد ساخته‌نشود (كه‌ما هم‌موافقيم‌و نياز هم‌نداريم‌) در بودجه‌هاي‌سالانه‌مي‌توانيد اين‌سياست‌را اعمال‌بكنيد و نيازي‌به‌اين‌قانون‌نيست‌. درواقع‌چون‌تكليف‌ساخت‌و ساز بيمارستانها همواره‌در بودجه‌هاي‌سالانه‌تعيين‌مي‌شود، تصويب‌يا عدم‌تصويب‌اين‌ماده‌نيازي‌نيست‌و هيچگونه‌موضوعيتي‌ندارد.
 خوب‌، طبعاً پيشنهاد (5) ماده‌است‌كه‌در واقع‌ماده‌پنجم‌دستگاه‌اجرايي‌را تعيين‌مي‌كند. دولت‌با اصل‌ هر چهار ماده‌مخالف‌است‌و موافق‌با رد آن‌است‌و بنظر كميسيونهاي‌تخصصي‌محترم‌مجلس‌كه‌زحمت‌كشيده‌اند، بررسي‌كار را كارشناسانه‌كرده‌اند و اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، ما هم‌احترام‌مي‌گذاريم‌و با رد اين‌طرح‌موافق‌هستيم‌. منتها مجدداً عرض‌مي‌كنم‌(نه‌از باب‌تعارف‌!) از اينكه‌نمايندگان‌محترم‌حساسيت‌بخرج‌ مي‌دهند، در رابطه‌با پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌كشور اظهار نظر مي‌كنند، ما سپاسگزاريم‌. منتها تقاضايمان‌اين‌است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌در راستاي‌اين‌قضيه‌از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌استفاده‌بكنند و اجازه‌بدهند ما در خدمتشان‌طرحهاي‌تخصصي‌تهيه‌بكنيم‌، بياوريم‌واين‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌را حل‌كنيم‌. در حال‌حاضر ساخت‌و ساز شهرهاي‌جديد در كنار شهرهاي‌بزرگي‌كه‌در حاشيه‌تهران‌كه‌الان‌ما (4) شهر جديد داريم‌و (4) شهر قديمي‌مثل‌ورامين‌و امثال‌اينها را هم‌درحال‌توسعه‌منطقه‌اي‌هستيم‌كه‌درواقع‌(8) نقطه‌توسعه‌اي‌جديد كنترل‌شده‌براي‌مهار توسعه‌تهران‌مي‌شود، در كنار اصفهان‌(3) شهر جديد، در كنار مشهد (2) شهر جديد، در كنار تبريز (1) شهر جديد و در كنار بقيه‌شهرهاي‌بزرگ‌هم‌كمابيش‌شهرهاي‌جديد را ما طراحي‌و سرمايه‌گذاري‌كرده‌ايم‌، الان‌ساخت‌و ساز را در اينها انجام‌مي‌دهيم‌. خواهش‌ما اين‌است‌نمايندگاني‌كه‌علاقه‌مندند در اين‌زمينه‌زحمت‌بكشند و تلاش‌بكنند، از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌استفاده‌كنند و درجهت‌پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌با ابزار كارشناسي‌و تجربياتي‌كه‌در دنيا رخ‌داده‌است‌، براي‌بهره‌برداري‌هرچه‌بيشتر از سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌و عمومي‌ان‌شاءالله طرحهاي‌بهتري‌تهيه‌و به‌صحن‌مجلس‌تقديم‌بشود، تشكر مي‌كنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، كميسيون‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 يك‌موضوعي‌كه‌هميشه‌نمايندگان‌محترم‌در تصويب‌طرحها و لوايح‌مورد نظر داشته‌اند (كه‌موضوع‌مهمي‌است‌) اين‌بوده‌است‌كه‌وقتي‌قانوني‌در مجلس‌به‌تصويب‌مي‌رسد اين‌موضوع‌را درنظر داشته‌اند كه‌قانون‌در جامعه‌قابل‌اجراء و براي‌جامعه‌سودمند باشد. هرچند كه‌اين‌طرح‌ظاهري‌فريبا دارد، اما واقعاً نه‌تنها در جامعه‌قابليت‌اجراء ندارد، بلكه‌معضلات‌فراواني‌را هم‌ايجاد مي‌كند بخاطر اينكه‌كار كارشناسي‌كامل‌و جامع‌روي‌آن‌صورت‌نگرفته‌. حتي‌در فرمايشات‌مخالفين‌رد هم‌عزيزان‌مطالبي‌را فرمودند كه‌اشكالاتي‌به‌طرح‌وارد بود. چون‌مخالفين‌و موافقين‌محترم‌توضيحات‌كافي‌را دادند من‌خيلي‌بحث‌نمي‌كنم‌، اما ماده‌به‌ماده‌اين‌طرح‌دچار اشكال‌است‌.
 در طرح‌ساختمان‌سازي‌كه‌دنيا الان‌بخصوص‌در جاهايي‌كه‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌است‌دارد در ارتفاع‌مشكل‌را حل‌مي‌كند ما چطور بياييم‌طرحي‌را تصويب‌كنيم‌و اين‌كار را محدود كنيم‌؟ حالا من‌به‌بحث‌خلافهايي‌كه‌در برج‌سازي‌و اينها صورت‌گرفته‌و بعضي‌از ضوابط‌رعايت‌نشده‌، كاري‌ندارم‌. اما شما اين‌موضوع‌را درنظر بگيريد، در دنيا يكي‌از راه‌حلهاي‌مشكل‌مسكنشان‌اين‌بوده‌كه‌در ارتفاع‌ساخته‌اند. در تهران‌شما خيلي‌زمين‌داريد؟ در اصفهان‌خيلي‌زمين‌داريد؟ حتي‌در شهرهاي‌كوچك‌شما گاهي‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌هستيد. چگونه‌است‌كه‌ما الان‌بياييم‌يكدفعه‌بيش‌از (4) طبقه‌را ممنوع‌كنيم‌؟
 در بحث‌توسعه‌دانشگاهها، خوب‌بله‌، بحث‌خوبي‌است‌بايد براي‌اجراي‌عدالت‌اجتماعي‌آموزش‌عالي‌كه‌ريشه‌و مبناي‌توسعه‌است‌در شهرهاي‌ديگر هم‌گسترش‌پيدا كند. اما (20) درصدي‌كه‌مي‌خواهد برود، (20) درصد آزمايشگاه‌است‌، (20) درصد استاد است‌، اصلاً امكانپذير هست‌؟!
 از طرفي‌دولت‌در اين‌خصوص‌توضيح‌كافي‌ندادند. در شوراي‌گسترش‌يك‌مصوبه‌اي‌است‌كه‌در اين‌مصوبه‌نظر طراحان‌را هم‌تأمين‌مي‌كند كه‌ من‌به‌اين‌اشاره‌مي‌كنم‌:
 ضرورت‌دارد تأسيس‌واحدهاي‌جديد در شهرهاي‌بزرگ‌ممنوع‌شده‌و در صورت‌لزوم‌واحدهاي‌موجود تقويت‌شوند. توسعه‌دانشگاههاي‌موجود در شهرهاي‌بزرگ‌، تنها در مقاطع‌كارشناسي‌ارشد و دكترا، حسب‌ضرورت‌در رشته‌هاي‌جديد كارشناسي‌صورت‌پذيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارشناسي‌در دانشگاههاي‌موجود شهرستانها صورت‌گيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارداني‌براي‌دستگاههاي‌اجرايي‌در شهرستانها صورت‌بگيرد.
 اين‌مصوبه‌شوراي‌گسترش‌است‌. وزير آموزش‌عالي‌امضاء كرده‌، دبير شورا هم‌امضاء كرده‌. يعني‌اگر همين‌را بخواهند اجراء بكنند اهداف‌طراحان‌در اين‌نهفته‌است‌و قابل‌اجراست‌.
 از طرفي‌بنده‌يك‌نامه‌اي‌را خدمت‌رياست‌محترم‌مجلس‌دادم‌كه‌(20) نفر از طراحان‌نظر و امضايشان‌را پس‌گرفتند يعني‌مخالفت‌خودشان‌را با اين‌طرح‌اعلام‌كردند.
 خباز ـ  نامه‌را شما به‌رياست‌محترم‌نوشته‌ايد، آنها كه‌ننوشته‌اند.
 مهدوي‌ـ  من‌خدمت‌آقاي‌رئيس‌دادم‌... در بحث‌بيمارستانها (آقاي‌عبدالعلي‌زاده‌توضيح‌دادند) واقعاً بحث‌توسعه‌يك‌بيمارستان‌در تهران‌كه‌بعضي‌از ديگر عزيزان‌هم‌توضيح‌دادند، مگر امكان‌دارد؟ مثلاً ما در يك‌بخش‌جراحي‌كه‌احتياج‌داريم‌كار را تكميل‌كنيم‌بگوييم‌كه‌ توسعه‌ممنوع‌است‌؟ اين‌امكانپذير است‌؟
 در نتيجه‌عزيزان‌! بهيچوجه‌كار كارشناسي‌روي‌طرح‌انجام‌نگرفته‌، پخته‌نيست‌. ما در آينده‌نه‌چندان‌دور برنامه‌سوم‌توسعه‌را مورد بررسي‌قرار خواهيم‌داد، مقبول‌آن‌است‌كه‌كار كارشناسي‌بشود، بخصوص‌اين‌در برنامه‌سوم‌توسعه‌ديده‌بشود. همه‌ما با تمركززدايي‌موافقيم‌، دنبال‌اين‌هستيم‌كه‌عدالت‌اجراء بشود، اما يك‌كاري‌كامل‌و پخته‌كه‌در جامعه‌قابل‌اجراء باشد و مشكلات‌و معضلات‌براي‌مردم‌و دولت‌ايجاد نكند و لذا درخواستم‌از عزيزان‌اين‌است‌كه‌به‌رد اين‌طرح‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌عليكم‌
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر. البته‌نمايندگان‌محترم‌توجه‌دارند كه‌ما براي‌اصل‌طرح‌رأي‌مي‌گيريم‌. حضار 212 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با اصل‌طرح‌و كليات‌موافق‌هستند قيام‌بفرمايند (عده‌كمي‌برخاستند) تصويب‌نشد.
 
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌
 نايب‌رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  چون‌مخبر تشريف‌ندارند، نايب‌رئيس‌كميسيون‌بفرماييد.
 محمود آستانه‌ (نايب‌رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌) ـ
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(762) كه‌به‌اين‌كميسيون‌بعنوان‌كميسيون‌اصلي‌ارجاع‌شده‌بود با حضور نمايندگان‌دستگاههاي‌ذيربط‌مورد بحث‌و تبادل‌نظر قرار گرفت‌و در جلسه‌مورخ‌30/1/77 كليات‌آن‌به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌را به‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌تقديم‌مي‌نمايد.
 رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌ـ سيدمرتضي‌نبوي‌
 (ضمناً گزارش‌كميسيون‌فرعي‌امور نهادهاي‌انقلاب‌تا اين‌تاريخ‌واصل‌نشده‌است‌).
 قانوني‌در سال‌73 تحت‌عنوان‌«قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌شركتها و كارخانجات‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌» در مجلس‌تصويب‌شد. در مواد اين‌قانون‌، كيفيت‌اجراي‌آن‌كمابيش‌مشخص‌شده‌، هرچند كه‌در اجراء مشكلاتي‌هم‌وجود داشته‌، ولي‌آن‌چيزي‌كه‌پيام‌لايحه‌است‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌، دولت‌اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» را درخواست‌كرده‌. در آن‌زماني‌كه‌قانون‌تصويب‌مي‌شد اين‌بحث‌در مجلس‌مطرح‌شد و بعضي‌از نمايندگان‌محترم‌ پيشنهاد دادند كه‌(10) درصد از سهامي‌هم‌كه‌واگذار مي‌شود به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد. منتها اينجا اين‌بحث‌به‌اين‌كيفيت‌كه‌در ماده‌واحده‌آمده‌، عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، عبارت‌«موضوع‌اين‌قانون‌» و در ماده‌(8) آن‌پس‌از واژه‌«كارگران‌» اضافه‌شود. اين‌بحث‌در كميسيون‌اقتصاد مورد بحث‌قرار گرفت‌، نظراتي‌هم‌از دستگاههاي‌اجرايي‌گرفته‌شد و نظر دولت‌در كميسيون‌اقتصاد مورد تصويب‌قرار گرفت‌. يعني‌با اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌، موافقت‌شد كه‌چنانچه‌سهامي‌از طريق‌اين‌قانون‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌واگذار مي‌شود، (10) درصد از آن‌سهام‌هم‌مي‌تواند براساس‌آن‌شرايطي‌كه‌قانون‌و آيين‌نامه‌اجرايي‌آن‌مشخص‌كرده‌به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد.
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر. اين‌لايحه‌مخالف‌ندارد، بنابراين‌موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كند. كميسيون‌صحبت‌كردند، نماينده‌دولت‌بفرماييد.
 آشنا  (معاون‌حقوقي‌و امور مجلس‌وزارت‌امور اقتصادي‌ و دارايي‌) ـ  
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مجلس‌محترم‌مستحضر هستند در قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، در ماده‌(6) پيش‌بيني‌شده‌كه‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد و (33) درصد به‌كارگران‌همان‌واحد واگذار بشود. در ماده‌(6) همين‌قانون‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌هر كارگر و ايثارگر اعم‌از رزمنده‌و بسيجي‌مي‌توانند تا (2) ميليون‌ريال‌سهم‌را به‌قيمت‌ميانگين‌قيمت‌واگذاري‌و قيمت‌پايه‌دريافت‌بكنند و (5) ميليون‌ريال‌سهام‌هم‌مي‌توانند به‌قيمت‌پايه‌كارشناسي‌خريداري‌كنند، يعني‌بجاي‌اينكه‌در مزايده‌شركت‌بكنند.
 در اينجا با اينكه‌اجازه‌داده‌شده‌به‌كارمندان‌همان‌واحد هم‌سهم‌واگذار بشود، اين‌امتيازاتي‌كه‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌، از نظر اينكه‌در حقيقت‌يك‌(2) ميليون‌ريال‌و يك‌(5) ميليون‌ريال‌با تخفيف‌به‌آنها سهم‌فروخته‌بشود، از قلم‌افتاده‌.
 از طرفي‌در ماده‌(8) هم‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌براي‌خريد اين‌سهام‌تا يك‌سقفي‌تسهيلات‌بانكي‌به‌كارگران‌واگذار بشود. در مورد كارگران‌و كارمندان‌، باز همين‌در ماده‌(8) از قلم‌افتاده‌. درحقيقت‌پيام‌اين‌لايحه‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌واگذاري‌سهام‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد واگذار مي‌شود تا بتوانند از اين‌(2) امتيازي‌كه‌در تبصره‌ماده‌ (6) و در ماده‌(8) قانون‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌در حقيقت‌تا (700) هزار تومان‌سهم‌به‌قيمت‌ارزان‌تري‌خريداري‌كنند و از تسهيلات‌بانكي‌هم‌براي‌خريد استفاده‌بكنند، اين‌امتياز هم‌براي‌كارمندان‌اضافه‌بشود با توجه‌به‌اينكه‌مجلس‌محترم‌هميشه‌عنايت‌داشته‌اند كه‌كارمندان‌قشري‌هستند كه‌با درآمد ثابت‌و در مقابل‌نوسانات‌قيمتها و تورم‌آسيب‌پذير هستند، همان‌نظر تخفيف‌و لطف‌و عنايتي‌كه‌دولت‌و مجلس‌به‌كارگران‌داشته‌اند قطعاً به‌كارمندان‌دولت‌هم‌كه‌وضع‌مشابهي‌را با كارگران‌دارند خواهند داشت‌و اين‌فقط‌يك‌سقف‌بوده‌و از قلم‌افتاده‌و با پيشنهاد مجدد دولت‌و تصويب‌كميسيون‌محترم‌اقتصاد و دارايي‌در صورتيكه‌مجلس‌محترم‌هم‌تصويب‌بكند، اين‌امتياز براي‌كارمندان‌هم‌برقرار خواهد شد و نقص‌قانون‌فعلي‌مرتفع‌خواهد شد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر، شور اول‌است‌، كليات‌مطرح‌است‌. حضار 204 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با كليات‌لايحه‌اي‌كه‌مطرح‌شد موافقند قيام‌ بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد، خيلي‌متشكر.
 
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌
 غائبين‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌:مصطفي‌ احمديه‌ـ سيدعليرضا افقهي‌ـ منوچهر الياسي‌ـ عبدالغفار شجاع‌ـ محسن‌مجتهد شبستري‌و جهانبخش‌محبي‌نيا.
 تأخيركنندگان‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌: غلام‌حيدر ابراهيم‌باي‌سلامي‌(21 دقيقه‌) ـ علي‌احمدي‌(19 دقيقه‌) ـ علي‌باغبانيان‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجواد باقرزاده‌(18 دقيقه‌) ـ طاهر آقابرزگرتيكمه‌داش‌(18 دقيقه‌) ـ منوچهر بهنيا (20 دقيقه‌) ـ امين‌بيانك‌(يك‌ساعت‌و 20 دقيقه‌) ـ احمد پيش‌بين‌(17 دقيقه‌) ـ عبدالله حاجياني‌(25 دقيقه‌) ـ سيدمحمد حسيني‌(16 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌خزائي‌(19 دقيقه‌) ـ محمد خواجه‌پور (21 دقيقه‌) ـ مجيد دبستاني‌(18 دقيقه‌) ـ عبدالعزيز دولتي‌بخشان‌(27 دقيقه‌) ـ محمدباقر ذاكري‌(16 دقيقه‌) ـ حسن‌رزميان‌مقدم‌ (16 دقيقه‌) ـ عبدالمحمد رستاد (24 دقيقه‌) ـ سيداحمد رسولي‌نژاد (18 دقيقه‌) ـ سيدابوفاضل‌رضوي‌اردكاني‌(32 دقيقه‌) ـ قاسم‌رمضانپورنرگسي‌(39 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجاسم‌ساعدي‌(20 دقيقه‌) ـ فريدون‌سليمي‌نيا (16 دقيقه‌) ـ سيدمحمدمهدي‌شاهرخي‌(40 دقيقه‌) ـ سيدماشاءالله شكيبي‌(20 دقيقه‌) ـ محمدرضا فاكر (21 دقيقه‌) ـ محمدشريف‌فتوحي‌(21 دقيقه‌) ـ كوروش‌فولادي‌(50 دقيقه‌) ـ محمدرئوف‌قادري‌(28 دقيقه‌) ـ صمد قاسمپور (21 دقيقه‌) ـ حسينعلي‌قاسم‌زاده‌(20 دقيقه‌) ـ عبدالله قاسمي‌پور (18 دقيقه‌) ـ محمد قمي‌(18 دقيقه‌) ـ حميد كريمي‌(18 دقيقه‌) ـ محمد كريميان‌(16 دقيقه‌) ـ ابراهيم‌كريمي‌(16 دقيقه‌) ـ عليرضا محجوب‌(يك‌ساعت‌و 17 دقيقه‌) ـ سيدمحمدتقي‌محصل‌همداني‌(17 دقيقه‌) ـ محمدابراهيم‌مداحي‌(17 دقيقه‌) ـ غلامرضا معتمدي‌نيا (19 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌مفتح‌(دو ساعت‌و 3 دقيقه‌) ـ علي‌موحدي‌ساوجي‌(16 دقيقه‌) ـ ميرفخرالدين‌موسوي‌ننه‌كران‌(28 دقيقه‌) ـ علي‌نعمت‌زاده‌(18 دقيقه‌) ـ مقداد نجف‌نژاد (يك‌ ساعت‌و 57 دقيقه‌) و خانمها: فاطمه‌رمضان‌زاده‌(21 دقيقه‌) ـ منيره‌نوبخت‌(30 دقيقه‌) و فائزه‌هاشمي‌بهرماني‌(20 دقيقه‌).
 
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌
 نايب‌رئيس‌ـ  عنايت‌داريد كه‌ما روز سه‌ شنبه‌جلسه‌غير علني‌غير رسمي‌داريم‌ولي‌جلسه‌رسمي‌ما ان‌شاءالله چهارشنبه‌ساعت‌(8) صبح‌خواهد بود و دستور هم‌ادامه‌دستور هفتگي‌است‌، ختم‌جلسه‌اعلام‌مي‌شود.
 
 (جلسه‌ساعت‌17/11 پايان‌يافت‌)
 
 رئيس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 علي‌اكبر ناطق‌نوري‌
 جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌ 20 ارديبهشت‌ ماه‌1377 هـجري‌شمسي‌
                                     (189)             13 محـرم‌الحـرام‌ 1418 هـجري‌قمري‌
 مشروح‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
دوره‌پنجم‌ـ اجلاسيه‌دوم‌
 1377 ـ 1376
 صورت‌مشروح‌مذاكرات‌جلسه‌علني‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌ 1377
 
             فهرست‌مندرجات‌ :
 


 


 


 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌.
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد.
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌.
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌.
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور.
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور).
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌.
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌ آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر.
 9  ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌ اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌.
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌.



 
 «جلسه‌ساعت‌هشت‌و بيست‌و دو دقيقه‌به‌رياست‌ آقاي‌علي‌اكبر ناطق‌نوري‌رسميت‌يافت‌»
 
 اداره‌تدوين‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌


 


 


 



 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 جلسه‌با حضور 206 نفر رسمي‌است‌، دستور جلسه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 دستور جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌1377 مطابق‌با سيزدهم‌محرم‌الحرام‌1419:
 1 ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌).
 2 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 3 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 4 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌مشترك‌بهداري‌و بهزيستي‌و شوراها و امور داخلي‌كشور در مورد طرح‌عدم‌ممنوعيت‌استخدام‌دارندگان‌معافيت‌پزشكي‌.
 5 ـ گزارش‌كميسيون‌بهداري‌و بهزيستي‌در مورد لايحه‌الحاق‌دولت‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌به‌كنوانسيون‌مواد روانگردان‌.
 6 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌تشكيل‌شوراي‌عالي‌اشتغال‌.
 7 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور برنامه‌و بودجه‌در مورد رد طرح‌صرفه‌جويي‌در طرحهاي‌عمراني‌كشور.
 8 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور قضايي‌و حقوقي‌در مورد طرح‌اصلاح‌ماده‌(1) قانون‌نحوه‌اجراي‌محكوميتهاي‌مالي‌و تبصره‌هاي‌آن‌.
 
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد
 رئيس‌ـ  تلاوت‌كلام‌الله مجيد.
 ( آيات‌زير از سوره‌مباركه‌«توبه‌» توسط‌قاري‌، آقاي‌قره‌شيخلو تلاوت‌گرديد )
 اَللّ'هُمَ صَلِّ عَلي‌' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْط'انِ الرَّجيمْ
 رَضُوا بِـاَنْ يَّكُونُوا مَعَ الْخَو'الِفِ وَ طُبِعَ عَلي‌' قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا'يَفْقَهُونَ * ل'كِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ 'امَنُوا مَعَهُ جـ'اهَدُوا بِـاَمْو'الِـهِمْ وَ اَنْفُسِـهِمْ وَ اوُل'´ئِكَ لَهُمُ الْخَيْر'اتُ وَ اوُل'´ئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * اَعَدَّاللهُ لَهُمْ جَنّ'اتٍ تَجْري‌مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهـ'ارُ خـ'الِدينَ فيهـ'ا ذ'لِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ * وَ جـ'آءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الاْ َعْر'ابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذ'ابٌ اَليمٌ * لَيْسَ عَليَ الضُّعَـفـ'آءِ وَ لا'عَليَ الْمَرْضي‌' وَ لا'عَليَ الَّذينَ لا'يَجِدُونَ مـ'ا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ اِذ'ا نَصَحُوا للهِ ِ وَ رَسُولِـهِ مـ'ا عَليَ الُْمحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَّاللهُ غَفُورٌ رَّحيمٌ *
 ( صَدَقَاللهُالْعَليُّ الْعَظيمْ  ـ حضار صلوات‌فرستادند )
 رئيس‌ـ  احسنت‌، متشكر.
 
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌
 رئيس‌ـ  ناطقين‌قبل‌از دستور را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ناطقين‌قبل‌از دستور جلسه‌امروز عبارتند از:
 ـ جناب‌آقاي‌رئيسي‌دهكردي‌نماينده‌محترم‌شهركرد.
 ـ جناب‌آقاي‌اللهقلي‌زاده‌نماينده‌محترم‌كليبر.
 ـ جناب‌آقاي‌موسوي‌نماينده‌محترم‌ايذه‌كه‌سه‌دقيقه‌از وقتشان‌را به‌جناب‌آقاي‌داودي‌نماينده‌محترم‌نجف‌آباد داده‌اند.
 ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌عباسي‌نماينده‌محترم‌نهاوند (كه‌بمدت‌پنج‌دقيقه‌وقت‌دارند).
 جناب‌آقاي‌رئيسي‌بفرماييد.
 اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عاشورايي‌ديگر بر ما گذشت‌، عاشوراي‌حسيني‌را كه‌بيانگر قويترين‌و ماندگارترين‌نهضت‌تاريخ‌بشريت‌براي‌تداوم‌حيات‌اسلام‌ناب‌محمدي‌ (حضار صلوات‌فرستادند) به‌بركت‌خون‌مقدس‌فرزند پيامبر اسلام‌و يارانش‌است‌، تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در كربلا و روز عاشورا اثبات‌شد كه‌جناح‌حسين‌و حسينيان‌كه‌جناح‌خدا و حفظ‌ارزشها و تكيه‌بر اصول‌است‌و هر كس‌را هم‌شايستگي‌عضويت‌در آن‌نيست‌، پيروز است‌ولو تعدادشان‌اندك‌باشد. اما جناح‌يزيد و يزيديان‌كه‌جناح‌شيطان‌و دنياپرستي‌و مقام‌خواهي‌است‌و هر فرد هم‌مي‌تواند عضوش‌باشد حتي‌شمر، محكوم‌به‌شكست‌و رسوايي‌است‌. بنظر اين‌خدمتگزار جزء نكاتي‌بشرح‌زير قابل‌ذكر است‌:
 اي‌كسانيكه‌پيرو حسين‌هستيد و در تداوم‌راه‌سرخ‌او به‌خط‌امام‌راحل‌ـ قدس‌سره‌ـ و ادامه‌دهنده‌راه‌او كه‌همانا رهبر معظم‌انقلاب‌است‌مي‌رسيد. شمايي‌كه‌محور حاكم‌بر روح‌روابطتان‌خدا و هم‌و غمتان‌حفظ‌ارزشها و تداوم‌انقلاب‌است‌، اگر چه‌عضو گروههاي‌سياسي‌متفاوتي‌هستيد و هر آنكس‌را كه‌چنين‌باور و انديشه‌اي‌دارد و حافظ‌ارزشها و پاسدار انقلاب‌است‌از خود مي‌دانيد حتي‌اگر در جناحتان‌نباشد، شما را چه‌ شده‌كه‌به‌قصد حذف‌همديگر و نابودي‌جناحهاي‌يكديگر بر هم‌مي‌تازيد؟ چه‌شده‌است‌كه‌شما ياوران‌امام‌راحل‌و همسنگران‌رهبر معظم‌انقلاب‌بدترين‌گفتارها را نثار هم‌مي‌كنيد و اسمش‌را انتقاد و اختلاف‌سليقه‌مي‌گذاريد؟ با اين‌شيوه‌عملتان‌، به‌غير از دشمنان‌اسلام‌و انقلاب‌چه‌كسي‌را خرسند مي‌سازيد؟ شما كه‌بهتر مي‌دانيد هر حركت‌، رفتار و گفتاري‌كه‌موجب‌شادي‌استكبار گردد و او را به‌وجد آورد و به‌تعريفتان‌بنشيند ضرر انقلاب‌را به‌همراه‌دارد و به‌سود مسلمانان‌نيست‌و بالعكس‌هر عمل‌و گفتار و تصميمي‌كه‌باعث‌ناراحتي‌و عصبانيت‌شيطان‌بزرگ‌شود، نفع‌انقلاب‌و مردم‌را در خود دارد. پس‌بياييد براي‌تقويت‌انقلاب‌و خرسندي‌مردم‌شريف‌و آزاده‌و كمك‌به‌رياست‌محترم‌جمهور دست‌از تخريب‌هم‌برداريد و در خط‌امام‌راحل‌و پشت‌سر رهبر همانند بنيان‌مرصوص‌براي‌اقامه‌حدود الهي‌و برقراري‌عدالت‌در همه‌ابعاد و زواياي‌نظام‌مقدس‌اسلامي‌متحد شويد و بدين‌سان‌دشمنان‌اسلام‌و مسلمين‌را هم‌مأيوس‌نماييد. بياييد قانون‌اسلام‌را در جامعه‌حاكم‌نماييد و خطاي‌خطاكاران‌را با معيار و ملاكهاي‌خدايي‌بسنجيد و نه‌وابستگي‌جناحي‌. خطاكاران‌را همانند گذشته‌نه‌چندان‌دور كه‌حتي‌مرجع‌تقليدش‌را هم‌محاكمه‌كردند در صورت‌اثبات‌خطاء به‌جزاي‌اعمالشان‌برسانيد تا باعث‌اميدواري‌بيشتر مردم‌گردد. بياييد كاري‌كنيد تا زخم‌خوردگان‌، جاسوسان‌، زراندوزان‌، قدرت‌طلبان‌، مقام‌پرستان‌و سرسپردگان‌به‌بيگانه‌در جو پديد آمده‌و در ضعف‌كار فرهنگي‌نشده‌با وجود تهاجم‌فرهنگي‌نتوانند مغزهاي‌سالم‌و تشنه‌جوانان‌را مورد حمله‌قرار دهند. بياييد مصاديق‌نوكيسه‌هاي‌نوظهور را به‌مردم‌بشناسانيد و حق‌مردم‌عزيز را از حلقوم‌گرگ‌صفتشان‌بيرون‌بكشيد. بياييد به‌دردهاي‌مردم‌برسيد و براي‌نجات‌آنان‌از چنگال‌ناميمون‌مشكلات‌چاره‌انديشي‌كنيد، بياييد هشدارها و رهنمودهاي‌امام‌و رهبر انقلاب‌را بيش‌از پيش‌مد نظر قرار دهيد و براي‌عملي‌شدنشان‌همت‌نماييد. مردم‌شهيد پرور كه‌خواهان‌اجراي‌فرامين‌آنانند، چه‌كساني‌مانعند و حامي‌نيستند؟ آنان‌را طرد كنيد. مگر جامعه‌ما مشكل‌كم‌دارد كه‌هر روز به‌بهانه‌اي‌جوي‌پديد مي‌آيد و آرامش‌آن‌را كه‌بيشتر از پيش‌به‌آن‌نياز است‌برهم‌مي‌زند. بياييد بجاي‌برهم‌زدن‌آرامش‌جامعه‌، كساني‌را كه‌دنبال‌تشنج‌آفريني‌هستند و در فكر تحريك‌مردم‌و فشار از طرف‌بالا به‌مسؤولان‌نظام‌، ارشاد نماييد و اگر امروز چنين‌نكنيد فردا دير است‌چرا كه‌شيطان‌صفتان‌در كمينند تا همانند گرگان‌درنده‌به‌جان‌ما بيفتند و از تداوم‌تشنج‌در جامعه‌ترفندي‌براي‌خود ببندند. بالاخره‌بياييد هر چه‌فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد تا برايمان‌دايه‌دلسوزتر از مادر جلوه‌نكند.
 در ارتباط‌با حوزه‌انتخابيه‌ام‌كه‌جزيي‌از استاني‌واقع‌در دامنه‌هاي‌زاگرس‌است‌و مردمش‌سربلند و استوار همانند كوههاي‌زاگرس‌، مطالبي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 هيأت‌محترم‌دولت‌! بدون‌هيچگونه‌شكي‌حق‌مسلم‌و منطقي‌شماست‌كه‌افرادي‌توانمند، شايسته‌، متعهد و كارآمد را براي‌همكاري‌از بين‌تمامي‌نيروهاي‌همدل‌و هماهنگ‌با خودتان‌به‌تصدي‌امور منصوب‌نماييد تا ان‌شاءالله اهداف‌بلند رياست‌محترم‌و معزز جمهور را پياده‌نماييد و قولهايشان‌را كه‌در شعارهاي‌انتخاباتي‌به‌مردم‌شرافتمند و شايسته‌دادند عملي‌سازيد. اما آيا اين‌انتصابها را الزاماً به‌رده‌هاي‌مياني‌و پاييني‌هم‌بايد بسط‌دهيد و يا در گزينشها، خلاف‌باور رياست‌محترم‌جمهور كه‌معتقد به‌فراجناحي‌هستند عمل‌كنيد؟ وبالاترين‌و مهمترين‌معيار انتخاب‌نيرويتان‌را طرفداري‌انتخاباتي‌قرار دهيد؟ آنهم‌در استاني‌مانند استان‌چهارمحال‌وبختياري‌كه‌(14) بار استاندارش‌تعويض‌شده‌است‌. بالطبع‌در اكثر سازمانهاي‌آنهم‌اين‌تغييرات‌اثر داشته‌و با اين‌بي‌ثباتي‌در مديريت‌استان‌چگونه‌امورش‌در قالب‌كارشناسي‌و دقيق‌و علمي‌و بر پيكره‌صحيح‌در جهت‌توسعه‌پيش‌بايد برود كه‌نرفته‌و نخواهد رفت‌.
 بعضي‌دستگاههاي‌خدمات‌رسان‌بر ميزان‌دريافتي‌شان‌از مردم‌افزوده‌اند و به‌جز آنچه‌كه‌در برنامه‌ديده‌شده‌به‌مردم‌اجحاف‌مي‌دارند بنظر مي‌رسد كه‌مهار تورم‌لجام‌گسيخته‌از كف‌رفته‌و مردم‌در تنگناي‌دردناك‌گرفتارند كه‌مردم‌شريف‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌از اين‌بلا به‌دليل‌درآمدهاي‌ناچيز كه‌اكثراً زير خط‌فقرند بيشتر صدمه‌ديده‌و مي‌بينند. براي‌زيستن‌در حداقل‌استانداردهاي‌حياتي‌تحت‌فشارهاي‌كمرشكن‌توانشان‌اندك‌شده‌و فراهم‌نمودن‌اين‌حداقل‌هم‌براي‌اكثرشان‌قابل‌حصول‌نيست‌.
 اميد است‌با اتخاذ تصميمات‌لازم‌و يافتن‌راه‌كارهاي‌عملي‌منطبق‌بر عدالت‌اجتماعي‌باعث‌افزايش‌توان‌مردم‌و مانع‌ازياد بيشتر فاصله‌ آنان‌در جهت‌منفي‌با خط‌فقر گرديد. با كمال‌تأسف‌ميزان‌سرمايه‌گذاريهاي‌ملي‌در زمينه‌هاي‌صنعتي‌و كشاورزي‌و كلاً اقتصادي‌در استان‌تقريباً صفراست‌اگر كاري‌هم‌شده‌توسط‌بخش‌خصوصي‌بوده‌است‌. لذا مسأله‌بيكاري‌قشر جوان‌كه‌موجب‌سردرگمي‌و يأس‌مسلط‌شده‌برآنان‌نسبت‌به‌آينده‌است‌و اين‌خود زمينه‌ساز بعضي‌رفتارهاي‌ناهنجار در تعدادي‌گرديده‌كه‌با رشد مصرف‌مواد مخدر در منطقه‌، خانواده‌هاي‌عزيز را هم‌به‌اضطراب‌مبتلا ساخته‌، راهي‌بجز نيل‌سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌ بطرف‌منطقه‌و نيز كمك‌به‌بخش‌خصوصي‌براي‌به‌ثمر رساندن‌طرحهاي‌وامانده‌وجود ندارد كه‌تسريع‌در عمليات‌اجرايي‌طرحهايي‌مثل‌الفين‌(5) و ( D.O.P ) شايد گره‌گشا واقع‌ گردد.
 در زمينه‌آب‌، نيك‌مي‌دانيد استان‌منشاء توليد حدود (11) ميليارد مترمكعب‌آب‌است‌اما شهرستان‌شهركرد از جمله‌مناطقي‌است‌كه‌از بي‌آبي‌سخت‌در مضيقه‌است‌و سرمايه‌گذاري‌در زمينه‌هاي‌آبخيزداري‌و تأمين‌آب‌شرب‌و كشاورزي‌تقريباً هيچ‌. لذا استدعاي‌تعجيل‌در رساندن‌آب‌شرب‌شهركرد از سرچشمه‌كوهرنگ‌و تأمين‌آب‌كشاورزي‌منطقه‌با تقليل‌و تجديدنظر در مبلغ‌آب‌بهايي‌كه‌از مردم‌عزيز مطالبه‌مي‌كنيد را دارد و تأكيد بر استقلال‌آب‌استان‌. نظر به‌اينكه‌رودخانه‌، زاينده‌رود از اين‌شهرستان‌گذر مي‌كند (رئيس‌ـ يك‌دقيقه‌وقت‌داريد) ان‌شاءالله تمهيداتي‌انديشيده‌شود تا با عبور آب‌از رودخانه‌، مردم‌تشنه‌لب‌، گرد زمين‌تشنه‌نگردند.
 نياز است‌كه‌مركز استان‌به‌شبكه‌راه‌آهن‌متصل‌شود و راه‌بندر تا بندر از طريق‌داران‌ـ شهركرد ـ بروجن‌بگذرد كه‌اگر چه‌دولت‌از نظر بودجه‌با مشكل‌روبرواست‌اما اميد است‌با حل‌مشكل‌، اين‌انتظار و توقع‌مردم‌مورد اجابت‌واقع‌گردد.
 با توجه‌به‌سردسير بودن‌منطقه‌استدعاي‌تعجيل‌در عمليات‌اجرايي‌گاز در شهرهايي‌مثل‌سامان‌، بُن‌و سورشجان‌را دارد و نيز جهت‌گازرساني‌به‌مناطق‌روستايي‌از خوي‌تا سودجان‌و از نافچ‌و وردنجان‌تا هرچگان‌و بارده‌و روستاهايي‌در حاشيه‌زاينده‌رود و همچنين‌بهرام‌آباد و طاقانك‌و شمس‌آباد اقدام‌عاجل‌مورد انتظار و استدعاست‌.
 مناطقي‌مثل‌فرخشهر و هفشجان‌شايستگي‌بخشداري‌دارند و لياقت‌تأسيس‌دواير دولتي‌، اميد است‌به‌شايستگيها و نيازهاي‌اين‌مناطق‌هم‌توجهي‌گردد.
 توسعه‌دانشگاه‌شهركرد در زمينه‌تأسيس‌رشته‌هاي‌فني‌و مهندسي‌و نيز دانشگاه‌پزشكي‌براي‌رشته‌هاي‌تخصصي‌مورد استدعاست‌.
 در رابطه‌با رفع‌كمبود فضاهاي‌آموزشي‌شهرستان‌و نيز اختصاص‌امكانات‌آموزشي‌و ورزشي‌به‌منطقه‌اقدام‌اصولي‌و عاجل‌را استدعا مي‌نمايد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ ـ  متشكر، ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌قلي‌زاده‌بفرماييد.
 قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 « الحمدلله الذي‌هدينا لهذا و ما كنا لنهتدي‌لولا ان‌هديناالله »
 « السلام‌عليك‌يا اباعبدالله »
 محرم‌ماه‌پيروزي‌خون‌بر شمشير است‌. ماهي‌است‌كه‌در آن‌گروهي‌انسان‌پاكباخته‌و فداكار با دست‌شستن‌از گوهر هستي‌خويش‌دشمن‌غدار اسلام‌را به‌زانو درآوردند و اسلام‌را كه‌مي‌رفت‌تا در اثر درآميختگي‌با انواع‌باطل‌ها و خرافات‌از درون‌تهي‌شود و از بين‌برود در طول‌تاريخ‌ماندگار ساختند و بعد از قريب‌(15) قرن‌فراز و نشيب‌مجدداً به‌رهبري‌ابرمردي‌از سلاله‌پاك‌اباعبداللهالحسين‌ـ 7 ـ توانسته‌است‌بعنوان‌تنها مكتب‌رهايي‌بخش‌به‌درخشش‌و تجلي‌بنشيند. اكنون‌كه‌در اثر جانفشانيهاي‌امام‌حسين‌ـ 7 ـ و (72) تن‌از ياران‌باوفايش‌نهال‌اسلام‌عزيز تناور گشته‌و انقلاب‌اسلامي‌ايران‌بصورت‌تجلي‌گاه‌اسلام‌ناب‌محمدي‌(ص‌) درآمده‌(حضارصلوات‌فرستادند) و بعنوان‌امانت‌به‌دست‌ما سپرده‌شده‌است‌، بر آحاد امت‌اسلامي‌خصوصاً بر ملت‌مسلمان‌ايران‌فرض‌است‌كه‌با تمسك‌به‌حبل‌المتين‌ولايت‌از بروز حوادث‌ناخوشايند عصر انقلاب‌عاشورا، از انحراف‌مسير جامعه‌اسلامي‌و لزوم‌تكرار تاريخ‌جداً ممانعت‌نمايند. اميد كه‌فرمايشات‌داهيانه‌رهبر فرزانه‌و مقام‌عظماي‌ولايت‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌ما را در اين‌زمينه‌رهنمودي‌كافي‌و وافي‌باشد.
 اما در رابطه‌با هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌، به‌مناسبت‌هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌و تجليل‌از شخصيت‌والاي‌استاد شهيد مرتضي‌مطهري‌مايلم‌به‌يك‌مشكل‌و يك‌پيشنهاد در زمينه‌مسايل‌فرهنگي‌كشور اشاره‌نمايم‌.
 همه‌شما همكاران‌محترم‌و مردم‌عزيز خصوصاً جامعه‌فرهنگي‌كشور اطلاع‌داريد كه‌نسل‌جوان‌كشور در چنبره‌فتنه‌تهاجم‌فرهنگي‌گرفتار شده‌اند و با فزوني‌گرفتن‌اقدامات‌زهرآگين‌دشمن‌در اين‌خصوص‌برشدت‌گرفتاري‌فرهنگي‌نسل‌آينده‌انقلاب‌افزوده‌مي‌شود. از طرف‌ديگر برنامه‌هاي‌ما در مقابله‌با اين‌بحران‌فرهنگي‌ـ اجتماعي‌چندان‌مقرون‌به‌مقصود نبوده‌است‌ولي‌نبايد مأيوس‌شد، بلكه‌مي‌توان‌تجربيات‌گذشته‌را چراغ‌راه‌آينده‌قرار داد و طرحي‌نو در اين‌زمينه‌درانداخت‌. اينك‌بنظر مي‌رسد كه‌با توجه‌به‌نقش‌مؤثر آموزش‌و پرورش‌بر فرايند بهسازي‌فضاي‌فرهنگي‌كشور لازم‌است‌اين‌بار آموزش‌و پرورش‌محور مقابله‌با تهاجم‌فرهنگي‌، بلكه‌فراتر از آن‌محور توسعه‌فرهنگي‌كشور قرار گيرد. با اين‌وصف‌براي‌رسيدن‌به‌اين‌مطلوب‌، تحقق‌پيش‌نيازها و زمينه‌هاي‌فكري‌كه‌ذيلاً اشاره‌مي‌كنم‌ضروري‌است‌.
 1 ـ بپذيريم‌كه‌آموزش‌و پرورش‌محور و كانون‌تحولات‌فرهنگي‌و اجتماعي‌جامعه‌است‌.
 2 ـ در تحولات‌آموزش‌و پرورش‌خصوصاً در فرايند مؤثر سازي‌آن‌و ساختن‌نسل‌آينده‌انقلاب‌با توجه‌به‌نفوذ سحرآميز معلم‌در شخصيت‌و جان‌و دل‌ دانش‌آموز، معلم‌عنصر اصلي‌اين‌تحول‌مي‌باشد.
 براي‌فعليت‌بخشيدن‌به‌اين‌نگرش‌، رفع‌نيازهاي‌مادي‌و معنوي‌معلم‌كليدي‌ترين‌نقطه‌آغازين‌اين‌فرايند مي‌باشد، زيرا تنها از اين‌طريق‌مي‌توان‌با رفع‌نگرانيها و مشغله‌هاي‌فكري‌اين‌قشر شريف‌و ارزشمند آنان‌را براي‌ايجاد رفتار و منش‌متناسب‌با ارزشهاي‌جامعه‌اسلامي‌در دانش‌آموزان‌آماده‌نمود.
 در يك‌نگاه‌اجمالي‌به‌نيازهاي‌اساسي‌معلم‌اين‌موارد جلب‌توجه‌مي‌كند:
 الف‌ـ نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌از قبيل‌مسكن‌، مصرف‌و بهداشت‌و درمان‌معلم‌.
 ب‌ـ امنيت‌
 ج‌ـ نيازهاي‌اجتماعي‌
 د ـ نياز به‌احترام‌و تكريم‌
 ه ـ خودشكوفايي‌
 شايان‌ذكر است‌كه‌از مجموعه‌موارد مذكور فقط‌نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌هزينه‌بر مي‌باشند و بقيه‌موارد با تلطيف‌فضاي‌جامعه‌و اقدامات‌هماهنگ‌و گسترده‌قابل‌حصول‌مي‌باشد.
 و اما آزادي‌قلم‌و بيان‌و مطبوعات‌:
 آزادي‌مطبوعات‌را پاس‌مي‌داريم‌. در پرتو آزادي‌مشروع‌مطبوعات‌و به‌رسميت‌شناختن‌اينگونه‌آزاديهاست‌كه‌مي‌توان‌جلو بسياري‌از نابرابريها و ناعدالتيها را گرفت‌و از حقوق‌مستضعفين‌دفاع‌كرد، ولي‌كدام‌آزادي‌مطبوعات‌مي‌تواند به‌چنين‌نتايج‌آرماني‌منتهي‌گردد؟ آيا هرنوع‌آزادي‌با هر حد و مرزي‌مي‌تواند حقوق‌مشروع‌مردم‌را حفظ‌كند؟ آيا آزادي‌بومي‌كشور اسلامي‌ايران‌با آزادي‌رايج‌كشورهاي‌ديگر تفاوتي‌ندارد و نبايد توجه‌كنيم‌كه‌در كشوري‌زندگي‌مي‌كنيم‌كه‌همه‌ارزشهاي‌مشترك‌انساني‌را با تعريف‌ويژه‌اي‌بكار مي‌برد و آنها را در دامن‌فرهنگ‌غني‌اسلام‌معنا مي‌كند؟ آيا تجربه‌(19) سال‌انقلاب‌اسلامي‌كافي‌نيست‌كه‌بدانيم‌رعايت‌حد و مرزهاي‌ارزشي‌مورد نظر فرهنگ‌اسلامي‌حتي‌بسياري‌از ارزشهاي‌انساني‌را انساني‌تر كرده‌است‌و آنها را بنفع‌بشريت‌پربارتر ساخته‌است‌؟ بدون‌ترديد كلمه‌آزادي‌بويژه‌آزادي‌مطبوعات‌از اين‌قاعده‌مستثني‌نمي‌باشد. آزادي‌مطبوعات‌بايد مطابق‌قوانين‌اسلامي‌بطور روشن‌تعريف‌شود و كليه‌عمليات‌مطبوعاتي‌با توجه‌به‌ساختار سياسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌بويژه‌ساختار اخلاقي‌جامعه‌اسلامي‌صورت‌گيرد. آيا براي‌فرد متديني‌كه‌در همه‌احوال‌شخصي‌و اجتماعي‌مقيد و معتقد به‌رعايت‌احكام‌خمسه‌مي‌باشد ضرورتي‌ندارد كه‌هنگام‌قلم‌فرسايي‌، تحليل‌و نظريه‌پردازي‌در عالم‌مطبوعات‌به‌اين‌حد و مرزهاي‌مقدس‌نيم‌نگاهي‌بيندازد و پا از گليم‌شرعي‌خود بيرون‌نگذارد؟ و اين‌در حالي‌است‌كه‌شارع‌مقدس‌حلال‌خدا را در همه‌حال‌حلال‌مي‌داند و حرام‌آنرا براي‌هميشه‌حرام‌مي‌داند و اين‌قاعده‌همه‌عرصه‌هاي‌زندگي‌را نيز در بر مي‌گيرد. با اين‌حساب‌عرصه‌مطبوعات‌كه‌بخشي‌از زندگي‌فرهنگي‌و اجتماعي‌فرد مسلمان‌را تشكيل‌مي‌دهد بايد در قالب‌احكام‌خمسه‌يعني‌حلال‌و حرام‌، مستحب‌و مكروه‌و مباح‌فعاليت‌نمايد و پاسدار حرمت‌و حيثيت‌اشخاص‌حقيقي‌و حقوقي‌و در نهايت‌مردم‌باشد و تعدي‌و تجاوز به‌حقوق‌افراد و تخريب‌شخصيت‌آنان‌، بويژه‌نيروهاي‌خدوم‌و حزب‌اللهي‌و نهادهاي‌مقدس‌انقلاب‌اسلامي‌كه‌سرمايه‌هاي‌بي‌بديل‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌هستند در شأن‌مطبوعات‌يك‌كشور اسلامي‌نيست‌. آخر اين‌چه‌سليقه‌اي‌است‌كه‌برخي‌از روزنامه‌ها، با شكستن‌حرمت‌اين‌حرفه‌مقدس‌، براي‌خود دكان‌باز كرده‌اند، آبرو و حيثيت‌نيروهاي‌فداكار و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌را در راه‌افزايش‌تيراژ و كسب‌درآمدهاي‌ناصحيح‌به‌حراج‌گذاشته‌اند. به‌گواهي‌تاريخ‌و واقعيات‌رفتارهاي‌سياسي‌كشورهاي‌دنيا، ارباب‌قلم‌و بيان‌و متفكران‌و تئوري‌پردازان‌مسايل‌سياسي‌هر كشوري‌در برخورد با بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌خود در اولين‌قدم‌با ساده‌كردن‌بحران‌و كاهش‌دامنه‌آن‌به‌مهار بحران‌مي‌رسند، ولي‌متأسفانه‌در وضعيت‌كنوني‌كشور قضيه‌برعكس‌شده‌، بنحوي‌كه‌گروهي‌بجاي‌استفاده‌بهينه‌از فضاي‌باز سياسي‌موجود كه‌ثمره‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌و يادگار امام‌راحل‌ـ رحمه‌الله عليه‌ـ و تدابير پيامبرگونه‌مقام‌عظماي‌ولايت‌مي‌باشد و بجاي‌ساده‌سازي‌بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌و كمك‌به‌رفع‌ناهنجاريهاي‌سياسي‌با دامن‌زدن‌به‌مسايل‌و مشكلات‌كوچك‌و حتي‌خيلي‌ناچيز آنهم‌بدون‌استناد به‌مدارك‌معتبر و متقن‌، بحران‌سازي‌كرده‌و دست‌دشمنان‌قسم‌خورده‌داخلي‌و خارجي‌انقلاب‌اسلامي‌را در زير سؤال‌بردن‌ساختارهاي‌ارزشي‌جامعه‌و تخريب‌سرمايه‌ها و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌اسلامي‌باز مي‌گذارند.
 اما در خصوص‌گراني‌و تورم‌:
 توجه‌به‌اين‌نكته‌حائز اهميت‌است‌كه‌نبايد يكطرفه‌پيش‌قاضي‌رفت‌و با قضاوتي‌ناعادلانه‌دولت‌خدمتگزار را مسؤول‌همه‌مشكلات‌پنداشت‌، بلكه‌واقعيت‌اين‌است‌كه‌بحران‌نفت‌مسأله‌ساده‌اي‌نيست‌و صرفاً در مقياس‌ملي‌نمي‌توان‌آنرا تحليل‌نمود، چرا كه‌اولاً يك‌بحران‌جهاني‌است‌و بسياري‌از كشورهاي‌دنيا با پيامدهاي‌آن‌دست‌به‌گريبانند.
 ثانياً شيطنت‌و فشارهاي‌استكبار جهاني‌به‌سركردگي‌آمريكاي‌جهانخوار با سوءاستفاده‌از موقعيت‌ضعيف‌كشورهاي‌صادركننده‌نفت‌قصد تضعيف‌بيشتر انقلاب‌اسلامي‌را دارد(رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌است‌) بنابراين‌به‌يقين‌مي‌توان‌گفت‌بخش‌اعظمي‌از اين‌مشكلات‌ناشي‌از فتنه‌انگيزي‌دشمنان‌انقلاب‌مي‌باشد. اما اينگونه‌نيست‌كه‌با انداختن‌توپ‌به‌آنسوي‌ميدان‌خود را از چاره‌انديشي‌درباره‌حل‌مشكلات‌اقتصادي‌و معضلات‌زندگي‌مردم‌محروم‌و مستضعف‌كشور معاف‌بداريم‌. مگر در زمان‌هشت‌سال‌دفاع‌مقدس‌علي‌رغم‌هزينه‌هاي‌سرسام‌آور مسايل‌دفاع‌از اينگونه‌توطئه‌هاي‌دشمن‌وجود نداشت‌. ولي‌با تدابير مديران‌ و متخصصان‌حزب‌اللهي‌و فداكار، مردم‌در مقابل‌مشكلات‌رها نشدند و در حد توان‌مالي‌كشور مايحتاج‌عمومي‌مردم‌تقريباً در حد قابل‌قبولي‌تأمين‌گرديد باز هم‌مي‌توان‌چنين‌كرد و از فشار عظيم‌گراني‌برگرده‌مردم‌، اين‌ولي‌نعمتان‌خود كاست‌، بشرط‌اينكه‌مسأله‌و مشكل‌مردم‌بعنوان‌مشكل‌اصلي‌مسؤولان‌تلقي‌شود و محور چاره‌انديشي‌و تصميم‌سازي‌و تصميم‌گيريها حل‌معضلات‌و مشكلات‌مردم‌باشد نه‌مصالح‌گروهي‌و جناح‌سياسي‌. ولي‌متأسفانه‌در حال‌حاضر چنين‌نيست‌، زيرا در حاليكه‌غالب‌مردم‌براي‌تهيه‌مايحتاج‌اوليه‌زندگي‌دچار مشكلات‌و وضعيت‌كمرشكن‌شده‌اند، گروهها و جناحهاي‌سياسي‌كه‌عملاً مسؤوليت‌اداره‌جامعه‌و امورات‌مردم‌را بعهده‌دارند، در غوغاي‌حفظ‌منافع‌جناحي‌و گروهي‌و تخريب‌همديگر از چاره‌انديشي‌مشكلات‌مردم‌و حتي‌از خود مردم‌غافلند و مشكلات‌آنان‌را به‌امان‌خدا سپرده‌اند. طبيعي‌است‌كه‌در چنين‌وضعيتي‌نمي‌توان‌به‌حل‌بسيجي‌گونه‌مشكلات‌فعلي‌اميدوار بود. پس‌اي‌جناحهاي‌چپ‌و راست‌و كارگزاران‌و ساير جناحهاي‌طرفدار انقلاب‌اسلامي‌! محض‌رضاي‌خدا بجاي‌تخريب‌همديگر و تلاش‌براي‌تصاحب‌قدرت‌بيشتر، به‌داد مردم‌برسيد و به‌مشكلات‌ولي‌نعمتان‌خود بينديشيد و با حفظ‌وحدت‌و معاضدت‌همديگر در سايه‌تبعيت‌از مقام‌عظماي‌ولايت‌، اخوت‌اسلامي‌را احياء كنيد (رئيس‌ ـ وقت‌شما خيلي‌گذشت‌) و از كينه‌و كدورت‌نفساني‌بپرهيزيد و اسلام‌و انقلاب‌را دشمن‌شاد نكنيد. و اما مواردي‌ در خصوص‌مشكلات‌حوزه‌انتخابيه‌بود كه‌من‌به‌جهت‌ضيق‌وقت‌نمي‌توانم‌بگويم‌، به‌مطبوعات‌مي‌دهم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، دو دقيقه‌اضافه‌شد! ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌شريفي‌بفرماييد.
 سيدحسين‌شريفي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ضمن‌تشكر از جناب‌آقاي‌موسوي‌كه‌اظهار لطف‌كردند و وقتشان‌را در اختيار اينجانب‌قرار دادند.
 ضمن‌عرض‌تسليت‌عاشوراي‌حسيني‌و ياران‌باوفايش‌به‌همه‌عزاداران‌آن‌حضرت‌، خدا را سپاس‌مي‌گويم‌به‌وجود رهبري‌خردمند كه‌در هدايت‌ كشتي‌انقلاب‌اسلامي‌با درايت‌و نورانيت‌خود، ملت‌وفادار و پايبند به‌ارزشهاي‌اسلامي‌و امانت‌الهي‌بجا مانده‌از جانب‌معمار بزرگ‌انقلاب‌اسلامي‌حضرت‌امام‌ـ رضوان‌الله تعالي‌عليه‌ ـ را از خطرات‌و گردابهاي‌موجود در مسير اين‌كشتي‌آگاه‌مي‌نمايند.
 سخنان‌بسيار مهم‌و تكان‌دهنده‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌امسال‌تحت‌عنوان‌عبرتهاي‌عاشورا را شنيديد و اين‌چندمين‌بار است‌كه‌معظم‌له‌خواص‌را از خطر بزرگي‌كه‌نظام‌اسلامي‌را تهديد مي‌كند، يعني‌پشت‌كردن‌به‌ارزشها و روي‌آوردن‌به‌دنيا و دنياطلبي‌انذار فرموده‌اند كه‌در اين‌راستا وظيفه‌خود مي‌دانم‌مطالبي‌را تقديم‌حضورتان‌كنم‌.
 اولاً احدي‌از مجموعه‌مسؤولين‌نظام‌و خواص‌خود را از اين‌خطا مبرا ندانند و با احساس‌مسؤوليت‌تمام‌در مطالب‌عنوان‌شده‌تعمق‌نماييم‌. تعريف‌و تمجيد تنها بدون‌ورود به‌عمل‌بعدي‌براي‌درمان‌اين‌پديده‌شوم‌دردي‌را دوا نمي‌كند. بله‌، اين‌مطالب‌را اين‌سلاله‌پاك‌رسول‌الله براي‌عمل‌و پيگيري‌بيان‌مي‌فرمايند، نه‌يكي‌، دو روز تشكر و تقدير و سپس‌هم‌فراموشي‌! كما اينكه‌در خصوص‌پيامهاي‌نوروزي‌معظم‌له‌بيش‌از اين‌عمل‌نكرديم‌. تا چه‌وقت‌خود را فريب‌مي‌دهيم‌؟
 ثانياً اگر بر اين‌باوريم‌كه‌پديده‌زراندوزي‌و دنياطلبي‌خواص‌، جدا شدن‌توده‌را از نظام‌بدنبال‌دارد و عارضه‌اي‌مهلك‌بر پيكره‌پاك‌اين‌نظام‌است‌و ديري‌نمي‌پايد كه‌نظام‌توخالي‌از ارزشها و با پوسته‌اي‌از اسلام‌و بسيار شكننده‌خواهيم‌داشت‌، تكليف‌يكايك‌ما چيست‌؟ در اين‌راستا پيشنهاداتي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 الف‌ـ از آنجايي‌كه‌طلوع‌و غروب‌پديده‌هاي‌اجتماعي‌مولود عوامل‌و علل‌مختلفي‌است‌كه‌براي‌يك‌ارزيابي‌و قضاوت‌كلي‌وزن‌هر يك‌از عوامل‌مؤثر بايستي‌جداگانه‌تعيين‌شود، از تمام‌انديشمندان‌، علماء و فضلاء، محققين‌در مراكز پژوهشي‌، تحقيقاتي‌، دانشگاهها و حوزه‌ها درخواست‌مي‌كنم‌به‌بحث‌و تحقيق‌پيرامون‌مسائل‌عنوان‌شده‌از سوي‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌بپردازند و ضمن‌شفاف‌كردن‌بيشتر علل‌و روند پيدايش‌اين‌پديده‌، راه‌كارهاي‌عملي‌درمان‌و پيشروي‌اين‌عارضه‌خطرناك‌بر پيكر انقلاب‌را ارائه‌نمايند.
 ب‌ـ با توجه‌به‌احساس‌خطر مقام‌معظم‌رهبري‌، ضرورت‌توجه‌سران‌محترم‌سه‌قوه‌بدور از هياهوهاي‌سياسي‌، هر يك‌ستاد ويژه‌اي‌را براي‌كار در اين‌زمينه‌مشخص‌و شخصاً موضوع‌را تعقيب‌نمايند و از آنطرف‌هم‌بقدر كافي‌ابزارهاي‌نظارتي‌تحت‌امرتان‌وجود دارد. اگر بخواهيد جدي‌بگيريد بنظرم‌مشكل‌اساسي‌نداشته‌باشيد. اين‌دستگاههاي‌نظارتي‌را بها بدهيد، ميدان‌بدهيد و ابتداء هم‌از حوزه‌هاي‌مربوط‌به‌خودتان‌وارد شويد و گزارشاتي‌كه‌از دانه‌درشتها به‌دستگاههاي‌نظارتي‌مي‌رسد كنار گذاشته‌نشود تا مأمورين‌رسيدگي‌جرأت‌پيدا كنند. اعمال‌نفوذها به‌كنار گذاشته‌شود. آنگاه‌خواهيد ديد آثار و بركات‌اين‌كار در سطوح‌پايين‌تر چه‌خواهد بود. البته‌دست‌دستگاههاي‌نظارتي‌از جهت‌اختيارات‌قانوني‌براي‌رسيدگي‌به‌بعضي‌نهادها و بنيادها باز نمي‌باشد. از مقام‌معظم‌رهبري‌درخواست‌مي‌كنم‌در اين‌زمينه‌تدبيري‌مقرر فرمايند.
 ج‌ـ و اما سخني‌هم‌مؤكداً با خودمان‌در مجلس‌دارم‌. قدري‌فكر كنيم‌كه‌مجموعه‌ما بعنوان‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌و فرد فرد ما بعنوان‌نمايندگان‌مردم‌براي‌حفظ‌دستاوردهاي‌انقلاب‌اسلامي‌قسم‌خورديم‌و شروع‌بكار كرديم‌. گذشته‌از اين‌در مقابل‌اين‌اتمام‌حجت‌مقام‌عظماي‌ولايت‌چه‌وظيفه‌اي‌داريم‌؟ چه‌كارهايي‌مي‌توانيم‌هم‌براي‌اصلاح‌مسير خودمان‌و هم‌براي‌اصلاح‌مسير جامعه‌انجام‌دهيم‌.
 لذا پيشنهاد مي‌كنم‌دستور جلسه‌غيرعلني‌اين‌هفته‌را هرچه‌هست‌كنار بگذاريد و تمام‌وقت‌آن‌را به‌بحث‌در پيرامون‌عبرتهاي‌عاشوراي‌عنوان‌شده‌توسط‌معظم‌له‌بپردازيم‌تا بلكه‌به‌راه‌كارهاي‌عملي‌برسيم‌. كما اينكه‌متن‌پيشنهادي‌ما براي‌تشكيل‌جلسات‌غيرعلني‌اساساً همين‌بود كه‌بعد شكل‌ديگري‌پيدا كرد، و در ادامه‌اين‌جلسات‌براي‌همفكري‌و هماهنگي‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌دعوت‌كنيم‌، از دستگاه‌قضايي‌و نظارتي‌و بازرسي‌خصوصاً مسؤولين‌دادگاههاي‌ويژه‌دعوت‌كنيم‌، از دولت‌به‌تناسب‌موضوع‌دعوت‌كنيم‌، تا كمترين‌دين‌خود را نسبت‌به‌ سخنان‌دردمندانه‌اين‌حجت‌خدا اداء كرده‌باشيم‌.
 و اما سخني‌هم‌در مورد حوزه‌انتخابيه‌:
 وزير محترم‌كشور، جناب‌آقاي‌نوري‌! كار كارشناسي‌لازم‌در مورد ارتقاء بخشهاي‌محروم‌وفس‌و خنداب‌اراك‌به‌شهرستان‌در دولت‌گذشته‌صورت‌گرفته‌، ارتقاء اين‌دو بخش‌را به‌شهرستان‌به‌طرح‌كلي‌عنوان‌شده‌از سوي‌مسؤولين‌آن‌وزارتخانه‌موكول‌نفرماييد.
 وزير محترم‌نيرو! و وزير محترم‌نفت‌! تقاضا دارم‌استقلال‌كاري‌به‌امور آب‌استان‌مركزي‌و شركت‌گاز در استان‌بدهيد و از هدر رفتن‌نيروها هرچه‌زودتر جلوگيري‌كنيد. در اراك‌توان‌كارشناسي‌بالايي‌براي‌رتق‌و فتق‌امور آب‌و گاز وجود دارد.
 شنيده‌شده‌بعضي‌مسؤولين‌در وزارت‌اقتصاد و دارايي‌از واگذاري‌كار ماليات‌شركتها و كارخانجات‌مستقر در استانها (كه‌در قانون‌بودجه‌سال‌ 1377 درج‌شده‌) به‌استانها ايجاد ترديد مي‌كنند. قانون‌را اجراء كنيد و مطمئن‌باشيد توان‌بالايي‌در استانها وجود دارد و اين‌بنفع‌و مصلحت‌كشور مي‌باشد.
 وزير محترم‌مسكن‌! كمك‌و سرعت‌بيشتري‌به‌نهايي‌كردن‌طرح‌جامع‌شهر اراك‌بدهيد و هرچه‌زودتر تغييرات‌و اصلاحات‌بافت‌قديمي‌شهر اراك‌را شروع‌نماييد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر از اينكه‌هفت‌دقيقه‌را مراعات‌فرموديد. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌داودي‌بفرماييد.
 يوسف‌داودي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 قال‌الله الحكيم‌في‌كتابه‌؛ « و لاتحسبن‌الذين‌قتلوا في‌سبيل‌الله امواتاً بل‌احياء عند ربهم‌يرزقون‌»
 بار ديگر فضاي‌ايران‌اسلامي‌عطرآگين‌وجود ملكوتي‌شهداي‌عزيزمان‌شد و همزمان‌با عاشوراي‌حسيني‌، حسينيان‌زمان‌ياد و خاطره‌مجاهدت‌، رشادت‌، ايثار و فداكاري‌و عشق‌و شور و ايمان‌را بر پهندشت‌ايران‌اسلامي‌گستراندند. خوان‌نعمت‌ربوبي‌گوارايتان‌اي‌شهيدان‌!
 سلام‌و صلوات‌الهي‌بر ارواح‌طيبه‌شهداء، روح‌ملكوتي‌امام‌راحل‌و عرض‌ادب‌به‌محضر مقام‌منيع‌رهبري‌و عرض‌تبريك‌و تسليت‌به‌خانواده‌معظم‌شهدايي‌كه‌اخيراً پيكر مقدسشان‌به‌جنت‌المأواي‌ابدي‌سپرده‌شد.
 ابتدائاً خود و همه‌امت‌اسلامي‌ايران‌خصوصاً متصديان‌امور مملكت‌را به‌مطالعه‌بيانات‌مهم‌رهبري‌عظيم‌الشأن‌انقلاب‌در نماز جمعه‌اخير تهران‌توصيه‌مي‌نمايم‌. چرا كه‌معظم‌له‌در اين‌شرايط‌و جو عمومي‌حاكم‌بر مملكت‌تلويحاً و تصريحاً، امام‌گونه‌، حجت‌را بر همه‌تمام‌نمودند و هر كدام‌از ما، فراخور حالمان‌مي‌بايست‌از رهنمودها و نصايح‌و هشدارهاي‌آگاهانه‌رهبر فرزانه‌خود بهره‌برگيريم‌. ان‌شاءالله
 مدت‌مديدي‌است‌كه‌گاه‌و بيگاه‌خبري‌و مطلبي‌از نجف‌آباد در جرايد و نشريات‌و رسانه‌هاي‌جمعي‌مشاهده‌مي‌شود كه‌اين‌مطالب‌، جزيي‌از ماجراست‌، بي‌آنكه‌مبين‌ماهيت‌اصل‌ماجرا باشد. آنچه‌مسلم‌است‌واقعيتهاي‌موجود نجف‌آباد را نبايستي‌سرسري‌انگاشت‌و به‌ سادگي‌از كنار آن‌گذشت‌، بلكه‌نياز به‌مداقه‌جدي‌و تأمل‌و ژرف‌نگري‌عميق‌تري‌دارد.
 اينجانب‌بعنوان‌خدمتگزار اين‌مردم‌متدين‌و شهيدپرور و ممتاز در صحنه‌هاي‌گوناگون‌انقلاب‌و جهاد و جنگ‌و سازندگي‌، نه‌تنها تلاش‌نموده‌ام‌كه‌خود از هرگونه‌اظهارنظري‌كه‌منجر به‌تشديد جو عمومي‌شود اجتناب‌كنم‌، بلكه‌اميدوار بودم‌كه‌شرايط‌عمومي‌نجف‌آباد آرام‌شود و در سايه‌آرامش‌بتوان‌براي‌اين‌مردم‌نجيب‌و شرافتمند كه‌از خيلي‌جهات‌دچار عقب‌ماندگي‌و غبن‌شده‌اند، اقدامي‌مناسب‌انجام‌دهم‌. ليكن‌با كمال‌تأسف‌هر روز شاهد فتنه‌گري‌فتنه‌گراني‌هستيم‌كه‌بي‌توجه‌به‌علاقه‌و اعتقاد مردم‌شهيدپرور نجف‌آباد به‌رهبري‌عزيز انقلاب‌و روحانيت‌و مراجع‌تقليد و راه‌شهيدان‌و ارزشهاي‌والاي‌اسلامي‌سعي‌در ايجاد اختلاف‌و شكاف‌بين‌مردم‌دارند.
 روز يازدهم‌محرم‌پيكر مطهر بيش‌از (30) تن‌از فرزندان‌رشيد حوزه‌انتخابيه‌ام‌را كه‌سالها پيش‌در نبرد با بعثيون‌شربت‌شهادت‌نوشيده‌بودند، مردم‌وفادار منطقه‌تشييع‌كردند. اما مع‌الاسف‌به‌سبب‌وجود دستهاي‌مرموزي‌در شهر نجف‌آباد دو تشييع‌جنازه‌صورت‌گرفت‌و سه‌نماز بر پيكر شهداء اقامه‌شد آن‌هم‌بعد از شكستن‌حرمت‌شهداء كه‌از بيان‌ماوقع‌صرفنظر مي‌نمايم‌.
 اينجانب‌به‌دليل‌ارادت‌به‌همه‌مردم‌خوب‌و متدين‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌و خصوصاً به‌احترام‌مقام‌رفيع‌شهداء در هر دو تشييع‌جنازه‌شركت‌نمودم‌و تأثر و تألم‌مردم‌را از چنين‌صحنه‌هايي‌كه‌مظهر تفرقه‌و دوئيت‌است‌از زبان‌خود آنها شنيدم‌و هر دو گروه‌در برچيدن‌عوامل‌تفرقه‌به‌كرات‌از اينجانب‌درخواست‌نمودند تا از مسؤولين‌نظام‌بالاخص‌رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌و رئيس‌شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي‌حضرت‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌خاتمي‌تقاضا نمايم‌كه‌نسبت‌به‌حل‌مشكل‌و برطرف‌نمودن‌اين‌اختلاف‌اقدام‌نمايند. لذا از همين‌تريبون‌مقدس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌بعنوان‌خدمتگزاري‌دلسوز اعلام‌مي‌نمايم‌چنانچه‌از سوي‌مسؤولين‌محترم‌نظام‌به‌اين‌مهم‌توجه‌عاجلي‌صورت‌نگيرد و عوامل‌اختلاف‌و دو دستگي‌شناسايي‌و برطرف‌نگردد (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌شد) حوادث‌ناگواري‌را بايستي‌به‌انتظار نشست‌، آن‌زمان‌ديگر نوشداروي‌بعد از مرگ‌سهراب‌خواهد بود. براي‌اينجانب‌و مردم‌محترم‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌خصوصاً خانواده‌عزيز شهداء، هتك‌حرمت‌شهيدان‌والامقام‌قابل‌تحمل‌نيست‌. لذا مصرانه‌از محضر مقام‌معظم‌رهبري‌و رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌استدعا دارم‌با اعزام‌هيأتي‌نسبت‌به‌برخورد قاطع‌با عوامل‌بوجود آورنده‌آن‌صحنه‌هاي‌ناپسند دستور اقدام‌مقتضي‌صادر فرمايند.
 در پايان‌به‌همه‌كساني‌كه‌سعي‌دارند از اعتقادات‌و احساسات‌مذهبي‌مردم‌متدين‌منطقه‌بنفع‌خود و يا حزب‌و گروه‌و جناح‌سياسي‌خود سوءاستفاده‌نمايند اخطار مي‌نمايم‌در صورت‌پايان‌نيافتن‌اين‌فتنه‌گريها ناگزير به‌افشاي‌جرياناتي‌خواهم‌بود كه‌يقيناً مردم‌ما از آنها همواره‌ابراز انزجار نموده‌اند. لازم‌بذكر است‌كه‌مدتي‌است‌تقاضاي‌ملاقات‌با رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌براي‌طرح‌معضلات‌نجف‌آباد را نموده‌ام‌و همچنان‌منتظر فرصتي‌هستم‌تا قضاياي‌نجف‌آباد را بطور مبسوط‌حضور ايشان‌عرض‌نمايم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، قبل‌از اينكه‌ناطق‌بعدي‌تشريف‌بياورند جناب‌آقاي‌شريفي‌عنايت‌داشته‌باشيد! نكته‌اي‌را در فرمايشاتتان‌داشتيد (عرض‌مي‌شود) در رابطه‌با دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌هستند. دستگاهها، نهادها، بنيادها، اشاره‌داشتيد كه‌مشكل‌براي‌نظارت‌در آن‌رابطه‌هست‌. توضيح‌بدهم‌كه‌تاكنون‌هرگاه‌هر يك‌از دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌اداره‌مي‌شوند، بنيادها و سازمانها، مجلس‌تصميم‌براي‌تحقيق‌و تفحص‌آن‌گرفت‌بعرض‌مقام‌معظم‌رهبري‌كه‌رسيد ايشان‌فرمودند كه‌دقيق‌تر و جدي‌تر از دستگاههاي‌ديگر اين‌كار را انجام‌بدهيد. به‌همين‌دليل‌بنياد، سازمان‌صدا و سيما از همين‌مجلس‌مورد تحقيق‌و تفحص‌قرار گرفت‌. ضمن‌اينكه‌در خود دفتر مقام‌معظم‌رهبري‌، دستگاهي‌براي‌نظارت‌مالي‌بر دستگاهها و زيرمجموعه‌هايي‌كه‌زير نظر ايشان‌عمل‌مي‌كنند به‌دقت‌برنامه‌هايشان‌را زير نظر دارند. اين‌براي‌توضيح‌لازم‌بود كه‌من‌عرض‌كنم‌. (شريفي‌ـ مقصود ديوان‌محاسبات‌بود) بهرحال‌دستگاه‌نظارتي‌چون‌مطلق‌فرموديد، توضيح‌لازم‌بود. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌بفرماييد.
 محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 با درود و سلام‌به‌پيشگاه‌آقا امام‌زمان‌، امام‌راحلمان‌، مقام‌معظم‌رهبري‌، رياست‌محترم‌جمهور، خانواده‌هاي‌معظم‌شهداء، آزادگان‌، ايثارگران‌و همه‌كساني‌كه‌در اعتلاي‌كلمه‌الله قدم‌برداشته‌، برمي‌دارند و يا برخواهند داشت‌.
 با سلام‌بر حسين‌، بر سالار شهيدان‌عاشوراي‌تاريخ‌، بر ياران‌حسين‌، آناني‌كه‌سمبل‌دفاع‌هميشگي‌از امامت‌، از امر به‌معروف‌و نهي‌از منكر، از آزادي‌، حريت‌و سمبل‌تحمل‌سخت‌ترين‌شدايد براي‌دفاع‌از دين‌رسول‌خدا گرديدند، سلام‌بر آزادمردي‌و آزادمنشي‌.
 روزي‌دو زن‌شكايت‌بر مولاي‌جوانمردان‌آقا علي‌ـ 7 ـ آوردند. كودكي‌همراهشان‌بود و هر كدام‌ادعاي‌مادري‌بر آن‌طفل‌را داشتند. چون‌شمشير كشيده‌شد تا طفل‌، دو نيم‌و سهم‌هر يك‌داده‌شود، مادر اصلي‌بي‌درنگ‌خود را كنار كشيد و گفت‌اين‌طفل‌از آن‌من‌نيست‌، دو نيمش‌نكنيد! اكنون‌كيست‌تا حاضر شود بپذيرد تا پيكر جوان‌اين‌انقلاب‌خونين‌دو نيم‌شود؟ ثابت‌كنيم‌كه‌ما يك‌مادريم‌، گرامي‌ترش‌داريم‌. پس‌هر آنكس‌كه‌مصلحت‌سلامت‌و وحدت‌اين‌پيكر رعنا را در نظر نياورد، او مادر نيست‌. اما من‌هر كس‌را كه‌در اين‌وادي‌مي‌بينم‌سيماي‌مادر و صاحب‌طفل‌را دارد. پس‌ما را چه‌شده‌است‌كه‌چنين‌بر يكديگر مي‌تازيم‌و حرمت‌نگه‌نمي‌داريم‌؟ دشمن‌در كمين‌است‌و يك‌لحظه‌هيچكداممان‌را نمي‌خواهد. متانت‌، صبر، عميق‌نگري‌، عدالت‌پروري‌، تقواپيشگي‌و در نهايت‌تمكين‌از امر ولايت‌و دقت‌ در رهنمودهاي‌معظم‌له‌و عمل‌به‌انديشه‌هايشان‌و نه‌تفسير به‌رأي‌كردنشان‌! تنها راه‌رسيدن‌به‌سرمنزل‌مقصودمان‌مي‌تواند باشد.
 مقام‌عظماي‌ولايت‌كراراً با تكريم‌و احترام‌از رياست‌محترم‌جمهور نام‌برده‌اند كه‌آخرين‌بار آن‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌پريروز بود كه‌لفظ‌زيباي‌«عزيز» را در توصيف‌رياست‌جمهوري‌بيان‌فرمودند. پس‌مردم‌عاشق‌ولايت‌هر كس‌را كه‌رياست‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌را به‌پيروي‌از مقام‌ولايت‌عزيز بدارد، تابع‌ولايت‌مي‌داند و از طرفي‌هنوز فراموش‌نشده‌است‌كه‌باز مقام‌معظم‌رهبري‌در انتخابات‌رياست‌جمهوري‌بدين‌مضمون‌فرمودند كه‌هيچكدامشان‌براي‌من‌هاشمي‌نمي‌شود و فراموش‌نكرده‌ايم‌كه‌قوه‌قضائيه‌طبق‌قانون‌اساسي‌داراييهاي‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌و خانواده‌ايشان‌را بررسي‌نمود و نتيجه‌آن‌در صحن‌علني‌مجلس‌قرائت‌گرديد. زيرا در نظام‌اسلامي‌در اين‌زمينه‌ها فرقي‌ميان‌افراد نيست‌و باز مي‌دانيم‌خصوصاً آناني‌كه‌چون‌مقام‌معظم‌رهبري‌طعم‌تلخ‌سلولهاي‌انفرادي‌و شكنجه‌گاههاي‌دژخيمان‌ساواك‌را چشيده‌اند شاهد بوده‌اند كه‌هاشمي‌از نوجواني‌مرد مبارزه‌و جهاد در راه‌خدا بوده‌است‌. من‌كجا و شب‌زنده‌داريهاي‌هاشمي‌در كنج‌سلولهاي‌نمناك‌شاه‌كجا! امروز اگر هتك‌حرمت‌هاشمي‌و چون‌هاشمي‌ها باب‌شود از كجا نه‌معلوم‌كه‌زبانم‌لال‌فردا هتك‌حرمت‌رهبري‌نگردد؟! زيرا چه‌كس‌نزديك‌تر از او به‌مقام‌ولايت‌است‌؟! شايد از همين‌باب‌است‌كه‌از تريبون‌عمومي‌در كنگاور به‌مقام‌ولايت‌نصيحت‌مي‌گردد. اينان‌ستونهاي‌انقلاب‌هستند. رعايت‌باورهاي‌مردم‌بخاطر حفظ‌اصل‌انقلاب‌كه‌انقلابي‌الهي‌و از آنِ « رب‌الناس‌* ملك‌الناس‌* اله‌الناس‌» است‌از دقايق‌تاريخ‌است‌. باورهاي‌مردم‌را بجاي‌پرورانيدن‌ويران‌نكنيم‌كه‌بنفع‌هيچكدام‌نيست‌.
 از بر هم‌زدن‌خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌كه‌جزء نماز تلقي‌مي‌گردند چه‌كسي‌يا كساني‌سود مي‌برند؟ اگر حرمت‌نماز جمعه‌نيز شكسته‌شود، حريم‌كجا حفظ‌خواهد شد؟
 در پايان‌، اولاً از رياست‌محترم‌قوه‌قضائيه‌استدعا مي‌شود چنانچه‌به‌بحث‌مطرح‌شده‌شكنجه‌در بازداشتگاهها رسيدگي‌فرموده‌اند كه‌ان‌شاءالله نبوده‌است‌، نتيجه‌را جهت‌رفع‌آثار اجتماعي‌آن‌به‌اطلاع‌امت‌مسلمان‌برسانند.
 ثانياً با توجه‌به‌جوي‌كه‌در بين‌مردم‌در رابطه‌با مجلس‌ايجاد شده‌است‌از رياست‌محترم‌مجلس‌استدعا دارم‌تنبيهات‌اعمال‌شده‌در رابطه‌با تشنجي‌كه‌در آخرين‌جلسه‌علني‌سال‌76 پيش‌آمد و موجب‌شد در هر محفلي‌كه‌قدم‌مي‌گذاريم‌طعنه‌اي‌مي‌شنويم‌و گوشه‌اي‌مي‌خوريم‌ما را مطلع‌فرمايند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 (عده‌اي‌از نمايندگان‌ـ احسنت‌)
 
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً خبردار شديم‌كه‌اخوي‌همكار محترممان‌جناب‌آقاي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌به‌رحمت‌خدا رفتند. از طرف‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌، نمايندگان‌محترم‌بخصوص‌نمايندگان‌محترم‌استانهاي‌كردستان‌ و آذربايجان‌غربي‌به‌همكار عزيزمان‌و به‌خانواده‌محترمشان‌فوت‌برادرشان‌را تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌و صبر و اجر براي‌بازماندگان‌آن‌مرحوم‌خواستارم‌.
 همچنين‌جا دارد ارتحال‌عالم‌بزرگوار و ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌را هم‌(پدر سه‌شهيد) كه‌بحق‌هم‌خود ايشان‌، خانواده‌محترمشان‌، فرزندان‌عزيزشان‌و شهيدشان‌عاشقانه‌و صادقانه‌و مخلصانه‌در خدمت‌انقلاب‌بودند، خود ايشان‌قبل‌از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از شهادت‌عزيزانشان‌و بحق‌مخلص‌، تابع‌مقام‌ولايت‌و امامت‌و رهبري‌در عصر امام‌راحل‌و در زمان‌مقام‌معظم‌رهبري‌، دار فاني‌را وداع‌گفتند اين‌عالم‌مخلص‌متعهد مجاهد. ارتحال‌ايشان‌را كه‌شب‌عاشوراي‌امام‌حسين‌هم‌به‌رحمت‌خدا پيوستند به‌خانواده‌معظم‌شان‌و تنها پسر باقيمانده‌آن‌خانواده‌و همسر محترمه‌شان‌تسليت‌عرض‌مي‌كنيم‌و براي‌او و عزيزان‌شهيدشان‌علو درجات‌خواستاريم‌.
 
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور
 رئيس‌ـ  تذكرات‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور:
 ـ آقاي‌قريشي‌نماينده‌محترم‌خمين‌به‌وزير محترم‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌كمبود تجهيزات‌پزشكي‌و امكانات‌درماني‌شهرستان‌خمين‌.
 ـ آقاي‌قرمزي‌نماينده‌محترم‌سميرم‌به‌وزير محترم‌نيرو در خصوص‌تسريع‌در شروع‌عمليات‌پروژه‌سد قره‌قاچ‌ سميرم‌.
 ـ آقاي‌عاشوري‌نماينده‌محترم‌فومن‌به‌وزير محترم‌صنايع‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌وضعيت‌كارگران‌كارخانه‌پرسان‌.
 
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور)
 رئيس‌ـ  هفته‌گذشته‌يك‌رأي‌گيري‌داشتيم‌كه‌براي‌نظارت‌در اجراي‌جزء (4) بند «ب‌»   تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌بود كه‌يك‌نفر از كميسيون‌بازرگاني‌مي‌خواستيم‌، تجديد رأي‌شده‌بود بين‌آقايان‌: انواري‌و حبيب‌زاده‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌اكثريت‌را آوردند و مجدداً ايشان‌انتخاب‌شدند.
 
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌
 رئيس‌ـ  دستور را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌ قانون‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌) مخبر كميسيون‌بفرماييد.
 قدسيه‌سيدي‌علوي‌  (مخبر كميسيون‌سياست‌ خارجي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌سياست‌خارجي‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌كه‌در جلسه‌علني‌مورخ‌16/1/77 با اصلاحاتي‌به‌تصويب‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌رسيده‌و تبصره‌(4) ماده‌(10) آن‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مغاير قانون‌اساسي‌شناخته‌شده‌بود، مجدداً در جلسه‌روز يكشنبه‌13/2/77 با حضور نماينده‌محترم‌آن‌ شورا مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌و با انجام‌اصلاحاتي‌بشرح‌ذيل‌در جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌با اكثريت‌آراء به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌ـ حسن‌روحاني‌
 همانطور كه‌نمايندگان‌محترم‌مستحضر هستند، با عنايت‌به‌نواقص‌موجود در فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌و عدم‌مطابقت‌آن‌با ضرورتها و ساختار حقوق‌سياسي‌كشور، لايحه‌اي‌تحت‌عنوان‌اصلاح‌ قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌توسط‌دولت‌محترم‌به‌مجلس‌ارائه‌شده‌بود كه‌در بررسي‌هايي‌كه‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داد و همچنين‌نمايندگان‌محترم‌در جلسه‌علني‌اين‌بررسي‌ها را رأي‌دادند، متأسفانه‌چندين‌بار اين‌لايحه‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مورد ايراد قرار گرفت‌و اميدوارم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌بار، آخرين‌دفعه‌باشد كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌... نسبت‌به‌اين‌ايراد، رفع‌اشكال‌ان‌شاءالله توسط‌مجلس‌محترم‌انجام‌بشود و مجدداً به‌مجلس‌برنگردد.
 اشكال‌اصلي‌هم‌كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند در مورد بند (9) اصل‌سوم‌قانون‌اساسي‌بود كه‌در آنجا ذكر شده‌«رفع‌تبعيضات‌ناروا و ايجاد امكانات‌عادلانه‌براي‌همه‌در تمام‌زمينه‌هاي‌مادي‌و معنوي‌». اصل‌لايحه‌بر اين‌بود كه‌(ماده‌(10) در حال‌حاضر به‌اينگونه‌اصلاح‌شده‌) در ماده‌(10) و بندهاي‌(3و2) ماده‌(11) و اضافه‌شدن‌يك‌تبصره‌بعنوان‌تبصره‌(4) به‌ماده‌(10) بوده‌. در حال‌حاضر ماده‌(10) را در (17) بند مجلس‌محترم‌رأي‌داده‌، بند (3و2) ماده‌(11) هم‌اصلاح‌شده‌تنها اشكالي‌كه‌مجدداً شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند مربوط‌به‌تبصره‌(4) است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌به‌آن‌رأي‌دادند، تحت‌عنوان‌همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 با عنايت‌به‌اين‌مطلب‌كه‌در بند (12و9) ماده‌(10) گفته‌شده‌كه‌مقامات‌فعلي‌و سابق‌، در بند (12و9) همه‌را در بر گرفته‌، تنها اعضاي‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌سابق‌در بند (12و9) ذكر نشدند. لذا شوراي‌محترم‌نگهبان‌به‌اين‌قسمت‌ايراد داشتند كه‌باز اين‌هم‌تبعيض‌نارواست‌كه‌ما اعضاي‌محترم‌شوراي‌نگهبان‌سابق‌را بعنوان‌مقاماتي‌كه‌مي‌توانند از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌كنند در نظر نگيريم‌. لذا اصلاحيه‌اي‌كه‌مجدداً كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داده‌به‌اين‌شكل‌است‌كه‌در تبصره‌(4) ماده‌(10) همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 اميدوارم‌با اين‌اصلاحيه‌اي‌كه‌كميسيون‌انجام‌داده‌نمايندگان‌محترم‌هم‌موافق‌باشند تا ان‌شاءالله ديگر اين‌لايحه‌تبديل‌به‌يك‌قانون‌بشود و رفع‌نواقص‌صدور گذرنامه‌سياسي‌را ما با رأي‌خودمان‌ان‌شاءالله انجام‌داده‌باشيم‌. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر
 رهبري‌املشي‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  بفرماييد.
 محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 حاج‌آقا! ماده‌(137) را من‌تذكر مي‌دهم‌در مورد انتخاب‌افراد مجلس‌، چون‌آنجا صراحت‌دارد كليه‌كساني‌كه‌رأي‌مي‌آورند بايد اسم‌و تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌بيايد. اين‌رويه‌شده‌كه‌در انتخاباتي‌كه‌در مجلس‌مي‌شود معمولاً نفر اول‌را معين‌مي‌كنند با تعداد آراء، بقيه‌را رئيس‌مطرح‌نمي‌كند و در مشروح‌مذاكرات‌، خودم‌دقت‌كردم‌نمي‌آيد! در صورتيكه‌همه‌افراد بايد با تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌اعلام‌و حتماً ثبت‌بشود، ببخشيد.
 رئيس‌ـ  حالا امروز را نقداً به‌شما بگوييم‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌، رأي‌آوردند و آقاي‌حبيب‌زاده‌با (65) رأي‌، رأي‌نياوردند.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌)
 رئيس‌ـ  مخالفي‌ندارد، موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كنند، حضار 201 نفر، اصلاحيه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ تبصره‌(4) به‌شرح‌زير اصلاح‌مي‌شود:
 تبصره‌4 ـ همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌(بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌) اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 رئيس‌ـ  حضار 202 نفر، موافقين‌قيام‌بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد.
 9 ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌
 رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌ جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌مهدوي‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌خاص‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(942) كه‌بعنوان‌كميسيون‌خاص‌ارجاع‌گرديده‌بود در جلسات‌مختلف‌با حضور كارشناسان‌دستگاه‌اجرايي‌مطرح‌و پس‌از بحث‌و بررسي‌كليات‌آن‌به‌تصويب‌نرسيد و رد شد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌خاص‌ـ محمدعلي‌شيخ‌
 خدمت‌نمايندگان‌محترم‌بايد عرض‌كنم‌عده‌اي‌از همكاران‌عزيز طرحي‌را در رابطه‌با جلوگيري‌از توسعه‌شهرهاي‌بزرگ‌، بخصوص‌در بُعد آموزش‌عالي‌تقديم‌مجلس‌كرده‌اند. اين‌طرح‌در كميسيون‌خاص‌مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌كه‌بسياري‌از اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌در جزئيات‌توافقاتي‌داشتند، اما در كليات‌بلحاظ‌اينكه‌از نظر اجراء با مشكلاتي‌مواجه‌مي‌شديم‌، يعني‌در حقيقت‌اجراي‌پيشنهادهايي‌كه‌در طرح‌آمده‌بود امكانپذير نبود، در نهايت‌طرح‌رد شد.
 دلايل‌رد براي‌مثال‌، عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌، ابهام‌در مواد طرح‌، در مورد اينكه‌مقصود از (20) درصد چيست‌؟ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌.
 خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌مثلاً در دانشگاهها، اگر (20) درصد امكانات‌دانشگاههاي‌بزرگ‌در شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌بخواهد به‌شهرستانها منتقل‌بشود در جزئيات‌كه‌كارشناسان‌هم‌از آموزش‌عالي‌حضور داشتند و توضيح‌مي‌دادند، اين‌امكانپذير نبود. يعني‌در خيلي‌از شهرها رفتنِ استاد امكانپذير نبود، ظرفيت‌و امكانات‌نداشتند، آمادگي‌نبود و درنهايت‌براي‌ اينكه‌اين‌طرح‌اجراء بشود، كار عملي‌صورت‌نمي‌گرفت‌و لذا در كميسيون‌رد شد. در خصوص‌بقيه‌موارد مثل‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌و غيره‌هم‌چون‌كار بطور كامل‌كارشناسي‌نشده‌بود و كشور با مشكلاتي‌در خصوص‌احداث‌بيمارستانها و غيره‌و غيره‌مواجه‌مي‌شد (كه‌دلايلي‌هم‌بود) باز در كميسيون‌رأي‌نياورد و كلياتش‌رد شد. هر چند كه‌در نهايت‌اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌براي‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌و اينكه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌متمركز نشود، اعتقاد داشتند بايد يك‌حركت‌اساسي‌و يك‌كار كارشناسي‌گسترده‌صورت‌بگيرد و يك‌طرح‌جامع‌يا لايحه‌اي‌به‌مجلس‌داده‌بشود كه‌اين‌معضل‌حل‌بشود و از گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌بشود.
 اما درخصوص‌آنچه‌كه‌در طرح‌آمده‌بود، امكان‌اجراي‌آن‌نبود و بيشتر بخاطر اينكه‌امكان‌اجراي‌آن‌نبود، در عمل‌اين‌رد شد و لذا از عزيزان‌نماينده‌درخواست‌دارم‌با توجه‌باينكه‌طرح‌بطور كامل‌مورد كارشناسي‌صورت‌نگرفته‌بود و در كميسيون‌خاص‌رد شد، عزيزان‌هم‌به‌رد آن‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌
 رئيس‌ـ  مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌مخالف‌رد جناب‌آقاي‌خباز هستند، بفرماييد.
 محمدرضا خباز ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مخبر محترم‌كميسيون‌بيان‌داشتند تعداد (50) نفر از همكاران‌عزيز ما طرحي‌را تنظيم‌و تقديم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌نموده‌اند. اين‌طرح‌چند پيام‌دارد:
 اولين‌پيام‌طرح‌كه‌مورد نظر طراحان‌بوده‌، جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌است‌. شما مي‌دانيد بعد از انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌بدليل‌اينكه‌امكانات‌فراواني‌در شهرهاي‌بزرگ‌بود و در قبل‌ از انقلاب‌، امكانات‌بالسويه‌تقسيم‌نشده‌بود، عده‌زيادي‌از مردم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌مهاجرت‌كردند و زمينه‌گرفتاري‌و مشكلاتي‌را براي‌دولت‌فراهم‌نمودند.
 دومين‌پيام‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌مردم‌بتوانند مشكلات‌خودشان‌را در مراكز استانها حل‌كنند. معنا ندارد افراد از دورترين‌استانهاي‌كشور براي‌رفع‌بعضي‌از مشكلات‌به‌مركز كشور مراجعه‌كنند. اگر بخواهيم‌در وقت‌و هزينه‌اياب‌و ذهاب‌مردم‌صرفه‌جويي‌كنيم‌اين‌طرح‌، طرح‌خوبي‌خواهد بود. بنابراين‌اتلاف‌وقت‌و هزينه‌هاي‌متعددي‌كه‌در اين‌رفت‌و آمدها براي‌مردم‌فراهم‌خواهد نمود، سومين‌پيام‌اين‌طرح‌است‌.
 چهارم‌اينكه‌شما مي‌دانيد الان‌تهران‌بصورت‌يك‌معضل‌درآمده‌. جمعيت‌فراوان‌آن‌، خود بخود زندگي‌را از نظر فضاي‌آب‌و هوايي‌براي‌مردم‌، بويژه‌در جنوب‌تهران‌تنگ‌كرده‌. لذا ما براي‌اينكه‌از توسعه‌بي‌رويه‌شهرهاي‌بزرگي‌مثل‌تهران‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌و شيراز جلوگيري‌كنيم‌و كاري‌كنيم‌كه‌اين‌توسعه‌به‌شهرهايي‌كه‌استعداد دارند و زمينه‌توسعه‌در آنها هست‌و كارهاي‌زيربنايي‌در آن‌شهرها انجام‌گرفته‌صورت‌بگيرد، ما معتقديم‌كه‌اين‌طرح‌كمك‌خوبي‌را در اين‌زمينه‌ انجام‌خواهد داد.
 شما مي‌دانيد كسانيكه‌به‌تهران‌مراجعه‌مي‌كنند يا براي‌اشتغال‌، يا براي‌تحصيل‌و يا براي‌معالجه‌است‌. حالا ممكن‌است‌هدفهاي‌ديگري‌هم‌داشته‌باشند، ولي‌بيشترِ مراجعات‌مردم‌براي‌اين‌سه‌موردِ اشتغال‌يا تحصيل‌و يا معالجه‌بيمارانشان‌است‌. خوب‌، اگر ما بتوانيم‌در حد اينكه‌استعداد دولت‌هست‌و امكانات‌دولت‌اجازه‌مي‌دهد اين‌اشتغال‌و تحصيل‌و معالجه‌بيماران‌را به‌مراكز استانهاي‌ديگر (غير از اين‌پنج‌استان‌) ارائه‌و ارجاع‌بدهيم‌، يقيناً مردم‌از مراجعه‌به‌تهران‌و پنج‌شهر بزرگ‌خودداري‌خواهند كرد. البته‌بنظر بنده‌يك‌ماده‌از اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌. شما مي‌دانيد در شور اول‌ما مي‌توانيم‌در كليات‌صحبت‌كنيم‌. (البته‌از نظر آيين‌نامه‌داخلي‌مجلس‌اشاره‌اي‌هم‌به‌جزئيات‌مانعي‌ندارد) ولي‌(4) ماده‌ديگرش‌قابل‌دفاع‌است‌كه‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد در مراكز پنجگانه‌استانها ممنوع‌بشود، دولت‌از ايجاد بيمارستانهاي‌جديد در تهران‌و مراكز استانها جلوگيري‌كند و سرويس‌ دهي‌بيش‌از حد مورد نياز به‌تهران‌، يعني‌در بيمارستانها و دانشگاهها خودبخود باعث‌جذبه‌بيشتري‌خواهد شد و اين‌سير مهاجرت‌روز به‌ روز افزايش‌پيدا خواهد كرد و اگر امروز ما به‌فكر نباشيم‌، يقيناً فردا دير خواهد بود. يادم‌است‌در دور گذشته‌كه‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌بعنوان‌رئيس‌جمهور به‌جلسه‌غير علني‌مجلس‌آمده‌بودند، من‌همين‌مطلب‌را خدمت‌ايشان‌عرض‌كردم‌. الان‌مشهد دارد براي‌نظام‌معضلي‌مي‌شود و در آينده‌در كنار تهران‌، مشهدِ بزرگي‌هم‌مانند تهران‌خواهيد داشت‌. ما اگر بخواهيم‌هم‌به‌مردم‌خدمت‌كنيم‌، هم‌كساني‌كه‌الان‌در اين‌پنج‌شهر بزرگ‌مثل‌اصفهان‌و شيراز و مشهد وتهران‌مستقر هستند و دارند زندگي‌مي‌كنند، براي‌آنها رفاهي‌را قائل‌بشويم‌، بايد زمينه‌هاي‌رفاهي‌را به‌مراكز استانهاي‌كوچك‌و شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌رشد در آنها هست‌منتقل‌كنيم‌، وگرنه‌روز به‌ روز بر وسعت‌اين‌شهرها افزوده‌خواهد شد و مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌به‌اينجا مراجعه‌مي‌كنند و روز به‌ روز معضلي‌را بر معضلات‌اداره‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌خواهيم‌افزود.
 شما الان‌به‌جنوب‌تهران‌، حتي‌در همين‌قسمتي‌كه‌خانه‌هاي‌نمايندگان‌هست‌، مراجعه‌مي‌كنيد مي‌بينيد كه‌وضعيت‌آب‌و هوايي‌بسيار نامطلوبي‌است‌و اگر ما جلو مهاجرت‌مردم‌را به‌تهران‌با طرحهاي‌اساسي‌و زيربنايي‌نگيريم‌، بدانيم‌كه‌در آينده‌هرموقع‌خواستيم‌تصميم‌بگيريم‌، اين‌تصميم‌دير است‌. زمينه‌اشتغال‌و زمينه‌بيمارستانهاي‌بزرگ‌و زمينه‌دانشگاهها را به‌مراكز استانهاي‌غير از اين‌پنج‌استان‌ارائه‌و احاله‌كنيد تا مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌با پاي‌خودشان‌به‌مراكز استانها نيايند.
 البته‌عرض‌كردم‌ماده‌(1) آن‌كه‌ساختمانهاي‌چهار طبقه‌است‌، بنظر بنده‌اين‌ قابل‌دفاع‌نيست‌و بايد حذف‌بشود.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  موافق‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌موافق‌رد جناب‌آقاي‌موحدي‌ساوجي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌موحدي‌ساوجي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اين‌طرحي‌كه‌توسط‌عده‌اي‌از نمايندگان‌محترم‌مجلس‌تقديم‌شده‌است‌، البته‌در بخشي‌(هرچند يك‌قسمت‌جزئي‌آن‌) قابل‌دفاع‌است‌و بنظر من‌فقط‌در اين‌رابطه‌كه‌جلوگيري‌از ساخت‌و ساز ساختمانهاي‌بلند مرتبه‌يا برجهاي‌هشت‌طبقه‌تا سي‌طبقه‌و بالاتر است‌، آنهم‌در محله‌ها و مناطقي‌كه‌متناسب‌نيست‌و موقعيت‌و شرايط‌مناسبي‌براي‌اين‌برج‌سازيها ندارد، فقط‌اين‌بخش‌آن‌قابل‌دفاع‌است‌، والاّ هم‌در ماده‌(1)، (2) و (3) و همه‌مواد اين‌اشكال‌وجود دارد كه‌ما مثلاً گفتيم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در چند شهر كشور ممنوع‌است‌! خوب‌، اين‌به‌چه‌دليل‌؟ با كدام‌ديد كارشناسي‌صحيح‌؟ حتي‌اگر چنانچه‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يك‌مناطقي‌را براي‌ساخت‌و سازهاي‌بلند مرتبه‌، براي‌اينكه‌تراكم‌ساختماني‌بصورت‌عمودي‌باشد، نه‌افقي‌ايجاد كنند، اين‌چه‌اشكالي‌دارد؟ از لحاظ‌فني‌، از لحاظ‌شهرسازي‌، از لحاظ‌اقتصادي‌يا از جنبه‌شرعي‌چه‌اشكالي‌دارد؟ فقط‌آن‌چيزي‌كه‌شايد مورد ايراد و اشكال‌بسياري‌از نمايندگان‌محترم‌و اكثر مردم‌است‌، اين‌است‌كه‌بصورت‌بي‌رويه‌، بدون‌برنامه‌در مناطقي‌كه‌مناطق‌برج‌ سازي‌نيست‌، برجهايي‌ساخته‌بشود و امنيت‌و آسايش‌و حفاظ‌و درواقع‌حجاب‌مردم‌و خانواده‌ها را تهديد بكند. بنابراين‌من‌فكر مي‌كنم‌كه‌يكي‌از موارد عمده‌اين‌طرح‌كه‌همان‌ماده‌(1) آن‌باشد، داراي‌اشكال‌است‌.
 در مواد ديگر هم‌در رابطه‌با دانشگاههاست‌. مثلاً گفته‌شده‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌، در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌مي‌باشد. خوب‌، اصولاً خود دولت‌هم‌چنين‌برنامه‌اي‌را ندارد كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌جديدي‌را در اين‌شهرها ايجاد بكند. اما شما هم‌دانشگاههاي‌غير دولتي‌را ممنوع‌نكرديد و چه‌بسا ممكن‌است‌ضرورت‌باشد. اگر ضرورت‌باشد اجازه‌مي‌دهند، اگر ضرورت‌نباشد باز هم‌دولت‌حتي‌غير دولتي‌اش‌را اجازه‌نمي‌دهد.
 يا مثلاً در تبصره‌ماده‌(2) آمده‌كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌مكلفند (20) درصد ظرفيت‌خود را جهت‌تقويت‌كمي‌و كيفي‌به‌دانشگاههاي‌استان‌جديد منتقل‌نمايند. خوب‌، اين‌حكمي‌كه‌داده‌شده‌، اين‌حكم‌واقعاً چه‌مقدار كار كارشناسي‌صورت‌گرفته‌؟ اين‌(20) درصد چه‌اندازه‌است‌و آيا استانهاي‌جديد ظرفيت‌و قابليت‌پذيرش‌اين‌(20) درصد را از لحاظ‌فضا، استاد و ساير جهات‌دارند يا ندارند؟ همينطور ما بياييم‌يك‌حكمي‌را بصورت‌ديمي‌و بدون‌مطالعه‌لازم‌بدهيم‌، بنظر من‌درست‌نيست‌، درواقع‌همه‌چيز را بهم‌مي‌ريزد.
 بنابراين‌با بررسيهايي‌كه‌بنده‌هم‌در باره‌اين‌طرح‌دارم‌، معتقدم‌كليات‌اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌و اگر چنانچه‌نمايندگان‌محترم‌در رابطه‌با مسأله‌ساخت‌و ساز مربوط‌به‌برجها و بلند مرتبه‌ها اشكالي‌دارند جداگانه‌، با دقت‌بيشتر مي‌شود يك‌طرحي‌را تهيه‌كرد و به‌مجلس‌تقديم‌كرد كه‌من‌هم‌در كليت‌آن‌مسأله‌نظر موافق‌دارم‌. بنابراين‌من‌از نمايندگان‌محترم‌تقاضا دارم‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و اگر چنانچه‌واقعاً لازم‌باشد يك‌طرح‌كارشناسي‌شده‌دقيق‌تري‌تهيه‌بشود و مورد تصويب‌مجلس‌هم‌قرار بگيرد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ آقاي‌دكتر شيباني‌مخالف‌رد هستند، بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً من‌نظر نمايندگان‌محترم‌را به‌وضع‌كميسيون‌جلب‌مي‌كنم‌.
 اين‌كميسيون‌خاص‌(9) نفر بودند كه‌هميشه‌(3) نفر آنها نبودند، آن‌(6) نفر را هم‌ما به‌زحمت‌از اينطرف‌و آنطرف‌جمع‌مي‌كرديم‌كه‌كميسيون‌تشكيل‌بشود و همينطور هم‌كه‌مخبر محترم‌گفتند، اول‌يك‌توافق‌شد يك‌طرحي‌ را كه‌مشابه‌اين‌در كميسيون‌بهداري‌تصويب‌شده‌بود، آن‌مطرح‌شد، دو ماده‌آنهم‌رأي‌آورد كه‌در صورتجلسه‌هم‌هست‌، من‌صورتجلسه‌را هم‌ خدمت‌رياست‌محترم‌نشان‌دادم‌. اصل‌ماده‌هم‌اين‌است‌كه‌ما مدام‌از عدالت‌اجتماعي‌دَم‌مي‌زنيم‌، من‌مي‌گويم‌بابا جان‌! اين‌(5) شهر بزرگ‌كه‌همه‌امكانات‌را به‌خودشان‌منحصر كرده‌اند، يك‌رعايتي‌بكنند، (20) درصد خمس‌امكانات‌خودشان‌را به‌نقاط‌ديگر بدهند، اصل‌طرح‌اين‌است‌.
 اما علت‌اينكه‌اين‌مشكل‌پيش‌آمده‌، اگر بخواهيم‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌را باز هم‌توسعه‌بدهيم‌، امكاناتي‌براي‌شهرستانهاي‌ديگر نمي‌ماند. ما نگفيتم‌استادان‌دانشگاهها را پنج‌تكه‌كنند و (15) آن‌را به‌شهرستانها بدهند كه‌مي‌گويند عملي‌نيست‌!
 از يكطرف‌آموزش‌عالي‌مي‌گويد ما در برنامه‌مان‌است‌كه‌اين‌كار را داريم‌مي‌كنيم‌. مي‌گويم‌خوب‌آقا! اگر اين‌كار را مي‌كنيد، پس‌قانون‌را هم‌ما مي‌گذرانيم‌كه‌تسهيلات‌شما بيشتر بشود. من‌اين‌طرحي‌كه‌مطرح‌شد و دو ماده‌اش‌هم‌تصويب‌شد را مي‌خوانم‌، اگر واقعاً اين‌قابل‌عمل‌نيست‌، بفرماييد.
 ماده‌(1) آن‌اين‌است‌: «تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و غير دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌تهران‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌مي‌باشد». براي‌اينكه‌مشكلي‌هم‌پيش‌نيايد يك‌تبصره‌هم‌گفتيم‌: «ايجاد رشته‌هاي‌فوق‌تخصص‌كه‌دايركردن‌در ساير شهرستانها مقدور نيست‌، بلامانع‌است‌». مي‌گوييم‌(20) درصد امكانات‌را به‌شهرستانها بدهند، تا رشته‌هاي‌كارشناسي‌ارشد را محدود بكنند بعد امكانات‌ريالي‌آن‌را بدهند، نه‌اينكه‌استاد را تقسيم‌كنند، يك‌تكه‌اش‌را به‌شهرستان‌بدهند!
 ماده‌(2) آن‌هم‌مي‌گويد: «وزارتخانه‌هاي‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌و فرهنگ‌و آموزش‌عالي‌مكلف‌هستند حداقل‌(20) درصد از ظرفيت‌فعلي‌دانشگاههاي‌شهرهاي‌فوق‌الذكر را به‌شهرستانها بدهند» كه‌يك‌مقداري‌امكانات‌به‌نقاط‌ديگر داده‌بشود. اگر بخواهيم‌دانشگاههاي‌نقاط‌ديگر تقويت‌بشوند بايد امكانات‌بدهيم‌. امكانات‌هم‌كه‌محدود است‌، يك‌موقعي‌است‌كه‌هرچه‌بخواهيم‌امكانات‌هست‌، بسيارخوب‌، بدهند! اما بايد اين‌را دقت‌كرد، اول‌آنها را به‌يك‌سطح‌قابل‌قبولي‌برسانيم‌، بعد بگوييم‌باز دانشگاههاي‌اين‌(5) شهر چه‌بكنند؟
 گفتيم‌بيمارستانهاي‌جديد در اين‌شهرها ساخته‌نشود، بروند در شهرستانهايي‌كه‌بيمارستان‌دارند ولي‌امكانات‌ندارند، امكانات‌به‌آنجا بدهند. باز بياييم‌همه‌را بكشيم‌و به‌اين‌چند شهر بدهيم‌! يك‌مقداري‌وزارت‌بهداشت‌همت‌كرد، امكانات‌بهداشتي‌بعضي‌استانها را تقويت‌كرد، الان‌(30) درصد از مراجعات‌بيماران‌به‌تهران‌كمتر شده‌. خوب‌، ما هم‌مي‌گوييم‌اين‌كارها را بكنند.
 نمايندگان‌محترم‌! اين‌نكاتي‌كه‌اينجا آمده‌يك‌علتي‌دارد. آقاي‌موحدي‌ساوجي‌موافقتشان‌را راجع‌به‌آپارتمان‌سازي‌گفتند. گفتند بله‌، در جاهايي‌كه‌ساختمان‌كم‌طبقه‌هست‌يكدفعه‌بيست‌طبقه‌ساخته‌نشود. ما هم‌مي‌گوييم‌بله‌، اگر لازم‌شد مثلاً ساختمانهاي‌بلندِ هفت‌طبقه‌هم‌بسازند در يك‌نقاط‌مخصوصي‌ساخته‌بشود. اين‌طرح‌مجموعاً اين‌چيزها را مي‌گويد.
 خواهش‌من‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌كه‌براي‌رعايت‌عدالت‌اجتماعي‌كليات‌اين‌طرح‌را تصويب‌كنند، پيشنهاداتشان‌را به‌كميسيون‌بدهند.
 رئيس‌ـ  موافق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ موافق‌بعدي‌رد آقاي‌كامران‌هستند، بفرماييد.
 حسن‌كامران‌دستجردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 سؤال‌من‌از همكار ارجمندمان‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌كه‌هر دو در دانشگاه‌تهران‌هستيم‌اين‌است‌كه‌آقاي‌دكتر! چطور مي‌شود كه‌(20) درصد دانشگاه‌تهران‌را فرضاً به‌عجبشير انتقال‌داد؟! يا اصولاً (20) درصد دانشگاه‌تهران‌را به‌يك‌دانشگاهي‌كه‌شرايط‌ندارد انتقال‌داد؟
 از طرفي‌آقاي‌دكتر در كميسيون‌بهداري‌تشريف‌دارند و با مسايل‌بهداشتي‌و درماني‌آشنا هستند. آيا ما خودمان‌در همين‌شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌، در بيمارستانهايي‌كه‌آموزشي‌است‌درست‌سرويس‌مي‌دهيم‌؟ امكانات‌داريم‌؟ شما رجوع‌بفرماييد و يك‌آمار نمونه‌از همين‌مردمي‌كه‌مراجعه‌مي‌كنند بگيريد، ببينيد آيا رضايت‌دارند؟
 از طرفي‌اسم‌اين‌طرح‌«تمركز زدايي‌» است‌. آن‌چيزهايي‌كه‌شما فرموديد مصوبه‌كميسيون‌هم‌نيست‌. آيا تمركز زدايي‌،بهتر نيست‌كه‌مجلس‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد طرح‌آمايش‌را بدهد؟ مگر طرح‌آمايش‌استفاده‌بهينه‌از سرزمين‌ايران‌اسلامي‌نيست‌؟ شما چطور موظف‌كرده‌ايد كه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌طرح‌كالبدي‌ و طرح‌تفصيلي‌شهرها را تهيه‌بكند؟ آيا طرح‌كالبدي‌به‌ما نمي‌گويد كه‌كاربري‌زمين‌چيست‌؟ آيا هزينه‌هايي‌كه‌نظام‌براي‌اين‌طرحهاي‌ريشه‌اي‌مقرر مي‌كند، مغايرت‌با اين‌طرحهاي‌نپخته‌نيست‌؟
 شما چند بند آورده‌ايد، غير از آنكه‌ايجاد شركتها، درست‌است‌نبايد باشد. تازه‌در تهران‌هم‌نه‌، در همه‌شهرها. چون‌ما با اين‌(1200) شركت‌دولتي‌هم‌مشكل‌داريم‌، در چرخش‌اقتصادي‌هم‌گاهي‌اشكال‌داريم‌. اما طراحان‌محترم‌يك‌چيز مهمي‌را در عنوان‌طرح‌گذاشته‌اند، ولي‌داخل‌چيزي‌نيست‌.
 از طرفي‌من‌به‌شهر اصفهان‌كه‌در اينجا آمده‌برمي‌گردم‌. بيش‌از (90) درصد هزينه‌هاي‌اصفهان‌مربوط‌به‌پول‌خود مردم‌اصفهان‌است‌. يعني‌اگر توسعه‌اي‌در شهر هست‌از درآمد خود مردم‌است‌. خوب‌، شما بياييد بجاي‌اين‌طرحها، به‌شهرها اختيار بدهيد. به‌شهرهايي‌كه‌مردم‌آن‌همكاري‌دارند و همكاري‌شان‌هم‌با ذوق‌و علاقه‌است‌اختيار بدهيد، اينهم‌نوعي‌تمركز زدايي‌است‌. يعني‌نخواهند براي‌هر چيز جزئي‌از مركز اجازه‌بگيرند. مضافاً براينكه‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌اصفهان‌، چوب‌طرحهاي‌ملي‌را مي‌خورد. اغلب‌واحدهاي‌توليدي‌عوارضشان‌را مي‌دهند، كجا مي‌رود؟ به‌خزانه‌مي‌رود، چه‌چيز آن‌به‌اين‌استان‌بزرگ‌برمي‌گردد؟ خوب‌، معلوم‌است‌، به‌عدد و آمار مراجعه‌بفرماييد! تازه‌زاينده‌رود گونه‌اي‌بيمار شده‌كه‌دِبي‌فاضلاب‌بيشتر از دِبي‌آب‌هست‌. يعني‌گاهي‌تازه‌عوارضي‌ايجاد كرده‌. چرا؟ چون‌ما همان‌طرح‌كالبدي‌را نداشتيم‌. چرا؟ چون‌همان‌طرح‌آمايش‌را نداشتيم‌!
 در واقع‌من‌سه‌بحثي‌كه‌داشتم‌، هم‌در پاسخ‌آقاي‌دكتر، هم‌به‌يك‌ اصل‌مهم‌كه‌مجلس‌بايستي‌طرح‌آمايش‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد كه‌سابق‌بين‌مسكن‌و شهرسازي‌اختلاف‌بود، او مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌، برنامه‌و بودجه‌مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌. حالا خوشبختانه‌دولت‌تكليف‌كرده‌است‌كه‌برنامه‌و بودجه‌بدهد و ضمناً ما سر و ساماني‌به‌طرحهاي‌كالبدي‌و طرحهاي‌تفصيلي‌شهرها بدهيم‌كه‌ما بدانيم‌(20) سال‌آينده‌چكار مي‌خواهيم‌بكنيم‌؟ آنوقت‌در آن‌طرح‌به‌شما خواهد گفت‌كجا بايد توسعه‌پيدا بكند و كجا نبايد پيدا بكند؟ چه‌امكاناتي‌بايد بيايد؟ والاّ شما در طرح‌بگوييد (20) درصد دانشگاه‌برود، همين‌امسال‌در فصل‌بودجه‌ چقدر دانشگاهها به‌شما نوشتند كه‌اصلاً ما مشكلات‌داريم‌، مشكلات‌حقوقي‌داريم‌، همين‌وضع‌موجودش‌را هم‌نمي‌توانيم‌اداره‌بكنيم‌. خواهش‌من‌از خواهران‌و برادران‌اين‌است‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و واقعاً اگر مجلس‌بخواهد روي‌اين‌قضيه‌كار بكند يك‌طرح‌همه‌جانبه‌باشد، يعني‌اگر ما مي‌گوييم‌، برج‌سازي‌نباشد، كه‌حرف‌درستي‌است‌، بگوييم‌كه‌در كشور چند شهر دارد، چه‌تعدادي‌از اينها كانديداي‌اين‌قضيه‌بشوند و چه‌ شكلي‌ هم‌ ضابطه‌ بگذاريم‌ و چه‌ شكلي‌ هم‌ از دستگاه‌مربوطه‌بخواهيم‌.
 بهرحال‌من‌به‌اين‌دلايلي‌كه‌عرض‌كردم‌، اين‌طرح‌علمي‌نيست‌، بنفع‌مناطق‌هم‌نيست‌، تازه‌همانهايي‌را هم‌كه‌داريم‌براي‌آنها مشكل‌درست‌مي‌كنيم‌. اگر ما واقعاً بخواهيم‌تمركززدائي‌بكنيم‌، در خود مركز بياييم‌، يك‌طرحي‌بدهيم‌و بگوييم‌از مركز مي‌خواهيم‌شروع‌كنيم‌تا بيست‌سال‌آينده‌هم‌مي‌خواهيم‌به‌اينجا برسيم‌. بهرحال‌اين‌طرح‌اشكالات‌مختلفي‌دارد كه‌خواهش‌ما اين‌است‌كه‌رأي‌ندهيد، خيلي‌ممنون‌.
 منشي‌ (زرگر) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌آل‌كاظمي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌آل‌كاظمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 برادران‌و خواهران‌محترم‌نماينده‌توجه‌دارند، اين‌طرحي‌است‌كه‌اگر اشكالات‌جزئي‌هم‌در آن‌باشد در كميسيون‌و با دادن‌پيشنهادات‌شما قابل‌اصلاح‌است‌. بنظر من‌هرچه‌زودتر ما از متمركز شدن‌امكانات‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌كنيم‌بنفع‌كشورمان‌است‌و نوعي‌تحقق‌عدالت‌اجتماعي‌است‌.
 بدنبال‌توسعه‌دانشگاهها در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌، مهاجرتها و هجوم‌دانشجويان‌و بدنبال‌آن‌و به‌تبع‌آن‌خانواده‌هاي‌آنها را ما داريم‌. بدنبال‌توسعه‌هاي‌ساختماني‌از نظر بيمارستانها، شركتها، كارخانجات‌باز هم‌مهاجرت‌كارگران‌، انواع‌و اقسام‌افرادي‌كه‌براي‌كار در اين‌كارخانه‌ها، بيمارستانها و شركتها به‌شهرهاي‌بزرگ‌مي‌آيند باعث‌مهاجرت‌مردم‌از شهرستانهاي‌كوچك‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌و بزرگتر شدن‌حجم‌اين‌شهرها و بزرگتر شدن‌حجم‌مشكلات‌نظام‌است‌.
 برادري‌كه‌به‌مسأله‌(20) درصد انتقال‌امكانات‌دانشگاهها به‌دانشگاههاي‌شهرستانها ايراد گرفتند و مي‌فرمودند، (20) درصد ما استاد ببريم‌، چه‌بريم‌... اين‌قابل‌اصلاح‌است‌، با پيشنهادهايي‌كه‌مي‌دهيد مشخص‌كنيد (20) درصد از بودجه‌اين‌دانشگاهها براي‌تكميل‌و توسعه‌دانشگاهها. خوب‌، (20) درصد معلوم‌است‌، كسي‌كه‌نمي‌گويد آجرهاي‌دانشگاهها را بكنند و جاي‌ديگر ببرند، آنچه‌كه‌قابل‌عمل‌است‌، آنچه‌كه‌عملي‌است‌از لحاظ‌امكانات‌اگر مشكل‌بودجه‌در دانشگاههاي‌تهران‌يا شيراز يا شهرهاي‌ديگر است‌، قهراً مجبور مي‌شوند طوري‌برنامه‌ريزي‌كنند دانشجوي‌كمتر بگيرند و دانشگاههاي‌شهرستانها هم‌دانشجوي‌بيشتري‌بگيرند تا شهرستانها رونق‌پيدا كند. شما اگر مراجعيني‌از دانشجويان‌شهرستاني‌داشته‌باشيد، مخصوصاً مناطق‌محروم‌، بسياري‌از استعدادهاي‌با ارزش‌و خوب‌جوانان‌ما بخاطر اينكه‌نمي‌توانند تهران‌يا شهرهاي‌بزرگ‌بيايند از لحاظ‌مسكن‌، خوراك‌، رفت‌و آمد مشكل‌دارند با اينكه‌در رشته‌هايي‌قبول‌مي‌شوند علي‌رغم‌استعدادشان‌، علي‌رغم‌علاقه‌شان‌به‌ادامه‌تحصيل‌، مجبور مي‌شوند از ادامه‌تحصيل‌بمانند و ترك‌تحصيل‌كنند. بنابراين‌عدالت‌اجتماعي‌ايجاب‌مي‌كند كه‌ما يك‌مقداري‌به‌وضعيت‌آموزش‌عالي‌شهرستانها برسيم‌، يك‌مقدار توجه‌به‌توسعه‌امكانات‌در شهرستانها بكنيم‌تا آنقدر بودجه‌هاي‌كشور علي‌رغم‌سهمي‌كه‌سرانه‌اين‌كشور از بودجه‌دارد در شهرهاي‌مشخصي‌متمركز نشود. ما هم‌مشكلات‌اجتماعي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌بهداشتي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌فرهنگي‌در شهرهايي‌كه‌جمعيت‌آنها بيش‌از حد رشد و توسعه‌پيدا كرده‌، داريم‌. اين‌طرح‌مي‌تواند يكجا مشكلات‌اجتماعي‌، مشكلات‌فرهنگي‌و مشكلات‌مختلف‌را حل‌كند.
 بنظر من‌برادران‌محترم‌به‌اصل‌اين‌طرح‌رأي‌بدهند، بعداً با پيشنهادهاي‌خودشان‌اشكالاتي‌كه‌ممكن‌است‌در طرح‌باشد، اصلاح‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌يحيوي‌هستند، بفرماييد.
 سيدمحسن‌يحيوي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌و به‌نستعين‌
 شاكله‌طرح‌پيشنهادي‌موادي‌را شامل‌مي‌شود كه‌اينها هماهنگي‌كاملي‌با همديگر ندارند. گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌تهران‌بصورت‌افقي‌با ايجاد عدم‌تمركز در مراكز درماني‌و دانشگاهي‌مخلوط‌شده‌است‌. جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌اشاره‌فرمودند كه‌هدف‌اصلي‌اين‌طرح‌تمركززدايي‌ و بردن‌امكانات‌به‌ديگر شهرهاست‌. اين‌بطور قطع‌يك‌هدف‌زيبنده‌اي‌ است‌كه‌همه‌ما بايد بدنبال‌آن‌براي‌جلوگيري‌از مهاجرت‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌باشيم‌. ولي‌نشان‌مي‌دهد كه‌اين‌طرح‌فقط‌ديد درماني‌، يعني‌ديد خود آقاي‌دكتر شيباني‌برايشان‌حاكم‌است‌. امكانات‌متمركز در تهران‌و شهرهاي‌بزرگ‌كه‌بصورت‌يك‌جاذبه‌مهاجرت‌درآمده‌است‌، اين‌بهيچوجه‌فقط‌در بيمارستانها و دانشگاهها نيست‌، اين‌نشاندهنده‌عدم‌مطالعه‌قبلي‌در ارائه‌اين‌طرح‌است‌.
 بنده‌به‌يكي‌از مسائل‌كه‌اولين‌مسأله‌و ماده‌قيد شده‌در طرح‌است‌، مي‌پردازم‌و آن‌هم‌عدم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در تهران‌و شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌است‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز، تبريز و غيره‌. اين‌ديدگاه‌با پيشرفت‌و ازدياد جمعيت‌در ايران‌اصلاً تناقض‌دارد. ما در مقابله‌با يك‌امر هستيم‌و آن‌هم‌افزايش‌جمعيت‌كه‌اگر آمارهاي‌ارائه‌شده‌را بپذيريم‌ (2) درصد بصورت‌رسمي‌است‌و در شهرهاي‌بزرگ‌بدليل‌وجود انگيزه‌هاي‌جذب‌و مهاجرت‌اين‌درصد بالاتر است‌و اگر ما تهران‌را كه‌جمعيت‌(7) ميليوني‌دارد، بخواهيم‌با متوسط‌(3) درصد افزايش‌جمعيت‌درنظر بگيريم‌، (210) هزار نفر افزايش‌جمعيت‌در هر سال‌دارد كه‌اگر براي‌هر زوج‌ما بخواهيم‌خانه‌اي‌در نظر بگيريم‌، ايجاد كننده‌احداث‌ (100) هزار خانه‌در تهران‌است‌. اگر جمعيت‌را بخواهيم‌ببريم‌در آماري‌كه‌براي‌هر خانوار قيد مي‌كنند و آن‌هم‌(4) نفر است‌، ما نزديك‌به‌(50) هزار واحد مسكوني‌در تهران‌در طول‌سال‌نياز داريم‌. اگر بخواهيم‌اين‌ايجاد فضاي‌مسكوني‌را بصورت‌افقي‌انجام‌بدهيم‌و در ارتفاع‌انجام‌ندهيم‌باعث‌خواهد شد كه‌زمينهاي‌مرغوب‌كشاورزي‌اطراف‌شهر، همانگونه‌تا به‌حال‌انجام‌گرفته‌، تبديل‌به‌فضاهاي‌مسكوني‌بشود. از نظر دادن‌خدمات‌شهري‌(عزيزان‌من‌!) يك‌برج‌ (30) طبقه‌با شش‌واحد در هر طبقه‌كه‌ممكن‌است‌فضاي‌بيش‌از (25) تا (30) متر از يكطرف‌خياباني‌را نگيرد، معادل‌يك‌ خيابان‌(700) متري‌است‌. يعني‌بجاي‌اينكه‌ما (20)، (30) متر لوله‌كشي‌آب‌، لوله‌كشي‌گاز، كابل‌كشي‌برق‌و تلفن‌داشته‌باشيم‌، بايستي‌يك‌خيابان‌(700) متري‌را ما بياييم‌خدمات‌شهري‌بدهيم‌كه‌بتوانيم‌جمعيت‌يك‌فضاي‌بكارگرفته‌شده‌براي‌يك‌برج‌(30) طبقه‌بكار ببريم‌. در شهر تهران‌كه‌ما مي‌بينيم‌عملاً امكان‌يك‌چنين‌امري‌نيست‌! ما در اواخر دوره‌چهارم‌قانوني‌را به‌تصويب‌رسانديم‌كه‌احداث‌هرگونه‌ساختماني‌را در باغها و زمينهاي‌زراعي‌ممنوع‌كرديم‌. از آنطرف‌ما براي‌اينكه‌فضاهاي‌سبز و فضاهاي‌كشاورزي‌و باغات‌را ويران‌نكنيم‌و خودمان‌را بيش‌از پيش‌به‌واردات‌قوت‌لايموت‌مردممان‌محتاج‌خارج‌نكنيم‌، آمديم‌اين‌قانون‌را تصويب‌كرديم‌. بنابراين‌ما توسعه‌عرضي‌ندهيم‌، توسعه‌عمودي‌هم‌ندهيم‌، ما مردم‌را با افزايش‌جمعيت‌كجا مي‌خواهيم‌جا بدهيم‌؟! و اين‌را ما يك‌استمزاج‌از هيأت‌رئيسه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌كرديم‌، همه‌هم‌باتفاق‌اعتقادشان‌بر اين‌است‌كه‌اين‌امر امكانپذير نيست‌. البته‌بطور قطع‌ما مخالف‌بعضي‌از برج‌ سازيها در شهر هستيم‌و آن‌ هم‌در فضاهايي‌كه‌غير پيش‌بيني‌شده‌براي‌ساخت‌اين‌برجهاست‌، فضاهايي‌را ما داريم‌با تراكم‌كم‌، يعني‌خريدار اين‌خانه‌ها و اين‌فضاها با علم‌به‌اينكه‌اينجا برجي‌ساخته‌نشده‌است‌، خانه‌خريده‌، يك‌مرتبه‌بياييم‌وسط‌خانه‌هاي‌يك‌طبقه‌، دو طبقه‌يك‌برج‌(20) طبقه‌بسازيم‌، اين‌قطعاً خلاف‌اصول‌شهرسازي‌است‌و كارهايي‌كه‌از اين‌قبيل‌انجام‌مي‌گيرد بدون‌توجه‌به‌نقشه‌و طرح‌جامع‌شهر است‌. ولي‌اين‌منافات‌با آن‌ندارد كه‌ما بخشي‌از فضاي‌شهر را در طرح‌جامع‌همانگونه‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌است‌و اگر نياز فعلي‌ماست‌، اضافه‌بر آن‌بكنيم‌و براي‌ساخت‌برجها تخصيص‌بدهيم‌، در آن‌حالت‌هيچ‌مزاحمتي‌براي‌همسايگان‌بوجود نخواهد آمد. براي‌اينكه‌معماري‌اين‌ساخت‌و ساز متناسب‌با برج‌ سازي‌بوجود آمده‌است‌و فرق‌خواهد كرد با آنچه‌كه‌براي‌گرفتن‌مقداري‌پول‌و ايجاد درآمد براي‌فعاليتهاي‌ديگرمان‌ما بياييم‌در هر نقطه‌ولو اينكه‌تراكم‌، تراكم‌كم‌ و يا متوسط‌است‌، اجازه‌ساخت‌برجها را بدهيم‌.
 در بعضي‌از مواردي‌كه‌قيد شده‌، قاعدتاً بايستي‌مطالعات‌بيشتري‌بشود. توزيع‌امكان‌دانشگاهي‌به‌مناطق‌... حالا يكدفعه‌ما مي‌گوييم‌عجبشير، واقعاً اينجا هدف‌عجبشير نيست‌، شما در خيلي‌از كشورها مي‌بينيد كه‌شهركهاي‌دانشگاهي‌مي‌سازند و در آنجا همه‌امكانات‌دانشگاه‌را فراهم‌مي‌آورند و امكان‌حضور و زيست‌استادان‌پُرسابقه‌را هم‌فراهم‌مي‌آورند، ولي‌قطعي‌است‌اگر شما در خيلي‌از شهرهاي‌كوچك‌بخواهيد يك‌چنين‌امكاناتي‌را بوجود بياوريد، اين‌امكانپذير نيست‌. همانطور كه‌خدمتتان‌ عرض‌كردم‌نكته‌منفي‌اصلي‌در بند (1) است‌كه‌اجازه‌ساخت‌ساختمانها بيش‌از چهار طبقه‌را نمي‌دهد. ولي‌نكات‌مثبتي‌در بقيه‌موارد هست‌كه‌اختلاط‌اين‌موارد مثبت‌و منفي‌نشاندهنده‌اين‌است‌كه‌رأي‌دادن‌به‌اين‌لايحه‌بصورت‌مجموعه‌، صحيح‌نيست‌و ضرورت‌دارد كه‌اين‌لايحه‌به‌كميسيون‌برگردانده‌بشود، اصلاً تصويب‌نشود و براي‌هر بخشي‌از آن‌(يا تقسيم‌بشود) اهدافي‌كه‌وجود دارد و براي‌آنها طرحهاي‌جداگانه‌اي‌آورده‌بشود و ان‌شاءالله با بحث‌مقتضي‌كه‌خواهد شد به‌تصويب‌برسد. بنابراين‌از نظر تخصصي‌(البته‌بنده‌در ساختمان‌ مي‌توانم‌اظهارنظر بكنم‌) كه‌با گروه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌صبحت‌شد، اظهارنظر كرده‌اند و همه‌آنها از نظر تخصصي‌اين‌طرح‌را به‌صلاح‌نمي‌بينند و ان‌شاءالله شما به‌رد آن‌يعني‌در مخالفت‌با اصل‌طرح‌رأي‌خواهيد داد و به‌تصويب‌نخواهد رسيد.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 رئيس‌ـ  از حضور هيأت‌محترم‌ايتاليايي‌در مجلس‌، جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌بخاطر حضورشان‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌تشكر و قدرداني‌مي‌كنيم‌. اميدواريم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌رفت‌و آمدها و سفرها در تعميق‌روابط‌دو كشور نقش‌خوبي‌را داشته‌باشد.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌)
 رئيس‌ـ  مخالف‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌صالحي‌خوانساري‌هستند.
 رئيس‌ـ  آقاي‌صالحي‌خوانساري‌بفرماييد.
 سيدمرتضي‌صالحي‌خوانساري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، با سه‌جمله‌ادله‌ردشان‌را اقامه‌كردند.
 1 ـ عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌. عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كردند از كجا اين‌ علم‌را داشتند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌است‌؟ به‌موافقين‌رد هم‌هرچه‌گوش‌داديم‌، ادله‌، واقعاً عدم‌امكان‌تحقق‌را اثبات‌نكرد. بله‌، با كمال‌عذرخواهي‌بايد گفت‌نمايندگان‌محترم‌تهران‌اكثراً، نمايندگان‌محترم‌مراكز استانها، ظاهراً حكايت‌از اين‌مي‌شود كه‌خيلي‌اطلاع‌از وضع‌شهرستانهاي‌اقماري‌خودشان‌ندارند. اگر اطلاع‌از شهرستانهاي‌دوردستشان‌داشتند، اين‌جمله‌شبه‌غيب‌ گويي‌را اظهار نمي‌كردند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌! قطعاً اين‌رقم‌اولتان‌مخدوش‌است‌، عدم‌امكان‌نيست‌، امكان‌هست‌.
 2 ـ مرقوم‌فرمودند ابهام‌در مواد طرح‌در مورد اينكه‌اين‌(20) درصد چيست‌؟ تعجب‌از اينكه‌متوجه‌نشدند (20) درصد از انتقال‌امكانات‌از شهرهاي‌بزرگ‌ به‌شهرهاي‌كوچكتر كه‌داراي‌زمينه‌است‌، يعني‌چه‌، نفهميديم‌! آقا! (20) درصد امكاناتتان‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهيد. عدالت‌اجتماعي‌شعار ماست‌، تعديل‌هم‌هميشه‌در گفتار ما هست‌.
 3 ـ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌. خيلي‌خوب‌، ممكن‌است‌شهرستانهايي‌باشد، آمادگي‌و زمينه‌ندارد، خيلي‌از شهرستانها هم‌آمادگي‌و زمينه‌دارد، ولي‌متأسفانه‌شعار الان‌است‌كه‌اگر در مراكز استانها دانشگاه‌برقرار شد، دانشگاه‌اقماري‌ندهند. اين‌مردم‌روستايي‌و شهرستاني‌هميشه‌بايد در زحمت‌و زير قدرت‌مراكز استانها باشند. لذا بنده‌نظرم‌اين‌است‌، راجع‌به‌ماده‌اول‌احداث‌ساختمان‌به‌اين‌وضعي‌كه‌در طرح‌مرقوم‌شده‌، اين‌مورد اشكال‌است‌. اما تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌، يعني‌بجاهاي‌ديگر عنايت‌بشود و همچنين‌(20) درصد يعني‌به‌جاهاي‌ديگر عنايت‌بشود. بيمارستانهاي‌جديد، توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود را اگر گفتند در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌و آن‌چند شهر ممنوع‌، يعني‌اين‌توسعه‌و اين‌امكانات‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهند.
 شعار ما از روز اول‌انقلاب‌اين‌بود، تمركززدائي‌بايد بشود، به‌شهرستانها و روستاهاي‌محروم‌برسيم‌. شما را به‌خدا در زمينه‌اين‌طرح‌يك‌قدم‌تابحال‌براي‌شهرستانهاي‌سراسر كشور و روستاهاي‌شهرستان‌برداشته‌شده‌است‌؟! آقاي‌دكتر كامران‌گفتند، نمي‌دانيم‌چه‌شهري‌زمينه‌توسعه‌دارد و چه‌شهري‌ندارد. خيلي‌خوب‌، اين‌چه‌دليلي‌بر رد طرح‌است‌؟ شما به‌شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌و امكان‌توسعه‌دارد واقعاً ترحم‌بكنيد.
 در سخنان‌برادراني‌كه‌كلاً بر موافقت‌رد صحبت‌كردند، خدايي‌نديديم‌ جمله‌اي‌را كه‌كلاً بتواند اين‌طرح‌مقدس‌را كه‌حكايت‌از عدالت‌اجتماعي‌مي‌كند، حكايت‌از تعديل‌نيرو مي‌كند، رد كند، ما نديديم‌. لذا معتقدم‌عزيزان‌در اين‌شور اول‌به‌كليات‌آن‌رأي‌بدهند، در شور دوم‌اگر مشكلي‌بود حل‌بشود.
 برادران‌گفتند طرح‌نپخته‌! خوب‌، فلسفه‌شور اول‌و دوم‌در طرحها و لوايح‌چيست‌؟ مگر اين‌نيست‌كه‌اگر يك‌طرح‌يا يك‌لايحه‌اي‌مقداري‌خام‌بود، نپخته‌بود، خيلي‌كارشناسي‌نشده‌، اما اصل‌آن‌مقبول‌و مقدس‌است‌در شور اول‌اصل‌و كل‌را تعيين‌و تصويب‌كنيم‌، در شور دوم‌پخته‌اش‌كنيم‌. اگر برادران‌راست‌مي‌گويند، طرفدار اين‌عدالت‌اجتماعي‌هستند، دلشان‌براي‌شهرهاي‌اقماري‌در استانها و در روستاها مي‌سوزد، به‌كليات‌اين‌طرح‌در شور اول‌رأي‌بدهند، در شور بعدي‌هم‌پخته‌اش‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌انصاري‌هستند، بفرماييد.
 مجيد انصاري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌با عرض‌معذرت‌از طراحان‌محترم‌و سرور عزيزمان‌جناب‌حاج‌آقا خوانساري‌كه‌فرمودند به‌كليات‌رأي‌بدهيد، در جزئيات‌اصلاح‌كنيد، من‌هرچه‌دقت‌كردم‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌هيچ‌ماده‌اي‌را قابل‌دفاع‌و اجراء نديدم‌، لذا كليات‌آن‌حتي‌يك‌نكته‌قابل‌دفاع‌را نداشت‌كه‌انسان‌به‌اعتماد آن‌يك‌نكته‌با كليات‌موافقت‌كند و در جزئيات‌بگويد به‌كميسيون‌مراجعه‌و اصلاح‌مي‌كنيم‌. من‌استدعا مي‌كنم‌همكاران‌عزيز و نمايندگان‌محترم‌مجدداً يك‌دقتي‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌بفرماييد، ببينيد واقعاً اين‌اجرايي‌هست‌يا نيست‌و اصولاً آيا مصلحت‌است‌؟
 ماده‌اول‌مي‌گويد «ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌به‌هر منظور در تهران‌و شهرهاي‌مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌است‌، مگر خوابگاههاي‌دانشجويي‌حداكثر در هفت‌طبقه‌» سؤال‌اول‌اين‌است‌از كجا با كدام‌اصول‌علمي‌شما به‌چهار طبقه‌رسيده‌ايد؟ به‌سه‌طبقه‌نرسيده‌ايد يا به‌پنج‌طبقه‌نرسيده‌ايد؟ و خوابگاه‌دانشجويي‌چه‌شده‌است‌كه‌هفت‌طبقه‌ايراد ندارد؟ اگر اصول‌ايمني‌را مي‌فرماييد خوب‌، خوابگاه‌دانشجويي‌كه‌دانشجويان‌عزيزتر هستند در يك‌خوابگاه‌تعداد زيادتري‌متراكم‌خواهند بود، اگر از جهت‌فني‌و ايمني‌ايراد دارد چطور براي‌خوابگاههاي‌دانشجويي‌اجازه‌هفت‌طبقه‌را در همين‌شهرها مي‌خواهيد بدهيد؟
 از لحاظ‌ايمني‌، هيچ‌فرقي‌نمي‌كند بين‌يك‌ساختمان‌يك‌طبقه‌يا (100) طبقه‌، اگر اصول‌ايمني‌رعايت‌نشود. شما شهرهاي‌ژاپن‌را كه‌بسياري‌از آنها روي‌گسلهاي‌فعال‌زلزله‌هستند، ملاحظه‌مي‌كنيد ساختمانهاي‌(100) طبقه‌، (50) طبقه‌دارند و در برابر شديدترين‌زلزله‌هاي‌با هفت‌درجه‌ريشتر زلزله‌و بيشتر مقاوم‌هستند، ولي‌متأسفانه‌ساختمانهاي‌يك‌ طبقه‌، نيم‌ طبقه‌در روستاهاي‌ما بعلت‌عدم‌رعايت‌اصول‌فني‌و ايمني‌در ساختمان‌سازي‌با يك‌زلزله‌نسبتاً متوسط‌فرو مي‌ريزد و ضايعات‌داريم‌. مسأله‌ايمني‌در ساختمان‌ربطي‌به‌طبقات‌ندارد. شما بايد اصول‌معماري‌، شهرسازي‌و رعايت‌اصول‌فني‌را بكنيد كه‌آن‌مسأله‌جداگانه‌اي‌است‌. بنابراين‌اين‌تعداد طبقات‌چهار و هفت‌ما نمي‌دانيم‌مبناي‌محاسبه‌اش‌چيست‌؟
 در بحث‌مسكن‌عزيزان‌مي‌دانند رشد جمعيت‌را ما داريم‌، همين‌الان‌در تهران‌و در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يكي‌از معضلات‌جدي‌مسأله‌مسكن‌است‌، اقشار كم‌درآمد و محرومي‌كه‌خانه‌مناسب‌استيجاري‌در اختيار آنها نيست‌و بنده‌بعنوان‌نماينده‌تهران‌عرض‌مي‌كنم‌، مشكلترين‌مشكل‌براي‌مردم‌محروم‌تهران‌و بيشترين‌مراجعه‌كننده‌به‌نمايندگان‌مردم‌ تهران‌كساني‌هستند كه‌فاقد مسكن‌هستند، بيشترين‌هزينه‌زندگي‌آنها را هزينه‌هاي‌سرسام‌آور اجاره‌مسكن‌تشكيل‌مي‌دهد. با اين‌طرح‌قيمت‌مسكن‌و اجاره‌مسكن‌در تهران‌سر به‌فلك‌خواهد كشيد و نتيجه‌اين‌سختگيريها ايجاد شهركهاي‌خودرو و خودجوشي‌است‌كه‌هيچ‌اصولي‌در آن‌رعايت‌نمي‌شود و هم‌اكنون‌بصورت‌شهركهاي‌اقماري‌تهران‌مردم‌با هزاران‌مشكل‌مواجه‌هستند، نه‌شبكه‌آب‌و فاضلاب‌درستي‌دارد، نه‌شبكه‌معابرمان‌درست‌است‌، نه‌اصول‌فني‌و ايمني‌رعايت‌مي‌شود در حاليكه‌اگر دولت‌برنامه‌ريزي‌بكند كه‌هم‌اكنون‌هم‌برنامه‌ريزي‌كرده‌اند، در شهركهاي‌مناسب‌اطراف‌تهران‌، اطراف‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌پنجگانه‌در طبقات‌مختلف‌(20) طبقه‌، (10) طبقه‌، كمتر، بيشتر ساختمان‌ارزان‌ قيمت‌بسازند با زيربناي‌كم‌، (50) متر، (60) متر، ارزان‌بصورت‌اجاره‌به‌شرط‌تمليك‌به‌مردم‌واگذار كنند، ما (5/1) ميليون‌واحد مسكوني‌الان‌در كشور كم‌داريم‌، عمده‌اين‌كمبود هم‌در همين‌شهرهاست‌. شما مي‌فرماييد رشد جمعيت‌تهران‌مثلاً به‌خوانسار يا گلپايگان‌منتقل‌شود؟! خوب‌، مگر مي‌شود! گران‌شدن‌زمين‌، تخريب‌زمينهاي‌كشاورزي‌، گران‌شدن‌مسكن‌، گران‌شدن‌اجاره‌مسكن‌از ضايعات‌و تبعات‌اين‌طرح‌مي‌تواند باشد.
 ماده‌(2) فرموديد «تأسيس‌دانشگاه‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در اين‌شهرها ممنوع‌است‌»، آيا واقعاً اين‌عملي‌است‌؟! اگر دانشگاهي‌در يكي‌از اين‌شهرها وجود دارد و مي‌خواهد يك‌واحد پيوسته‌به‌آن‌رشته‌خاص‌را ايجاد كند، مثلاً دانشكده‌دانشگاه‌صنعتي‌اگر بخواهد يك‌واحد فني‌را در آن‌دانشگاه‌ايجاد بكند يا يك‌نوآوري‌بكند و دانشگاه‌را بلحاظ‌كيفي‌توسعه‌بدهد شما هرگونه‌توسعه‌را در اينجا ممنوع‌كرده‌ايد و گفته‌ايد دانشگاههاي‌ما در همين‌وضعيت‌متوسط‌يا نامطلوب‌در برخي‌از اين‌شهرستانها درجا بزنند و هيچگونه‌توسعه‌اي‌نداشته‌باشند و ما از نو برويم‌در مناطق‌محروم‌دانشگاه‌بسازيم‌، مگر ساختن‌دانشگاه‌فقط‌آجر، خشت‌، تيرآهن‌و امثال‌اينهاست‌؟ دانشگاه‌استاد مي‌خواهد، آزمايشگاه‌مي‌خواهد، امكانات‌مختلف‌مي‌خواهد. ما در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌را كرده‌ايم‌، الان‌كه‌بحث‌توسعه‌كيفي‌و بهره‌وري‌مناسب‌از دانشگاه‌است‌، بياييم‌آن‌را ممنوع‌بكنيم‌!
 بحث‌ايجاد بيمارستانهاي‌جديد و توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود در شهرهاي‌ مذكور را در ماده‌(3) ممنوع‌كرده‌است‌. واقعاً انسان‌تعجب‌مي‌كند چطور ممكن‌است‌كه‌ما بگوييم‌بيمارستانهاي‌اين‌شهرهاي‌پنجگانه‌توسعه‌شان‌ممنوع‌باشد، يعني‌اگر در يك‌بيمارستان‌مجهزي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌خواستند بخش‌عمل‌پيوند قلب‌را بوجود بياورند، ممنوع‌است‌بايد عمل‌پيوند قلب‌را در بخش‌محروم‌ببرند! آخر توسعه‌بيمارستان‌يعني‌اين‌! الان‌بيمارستانهاي‌ما مثل‌بيمارستان‌دكتر شريعتي‌با همتي‌كه‌مسؤولين‌محترم‌انجام‌داده‌اند، توسعه‌پيدا كرده‌است‌، بسياري‌از اموري‌كه‌در گذشته‌با صرف‌هزينه‌هاي‌بالا به‌خارج‌اعزام‌مي‌كردند، عملهاي‌پيچيده‌قلب‌، عملهاي‌پيچيده‌مغز، پيوند پيچيده‌اعضاي‌مختلف‌بدن‌در همين‌بيمارستانها دارد انجام‌مي‌شود، يك‌واحد كوچكي‌درست‌كرده‌اند، بانكهاي‌خاصي‌كه‌بوجود آورده‌اند، بانك‌اعضاء، بانك‌خون‌و ديگر بانكهاي‌پزشكي‌لازم‌. مگر مي‌شود اين‌واحدها را در يك‌بيمارستان‌دست‌دهم‌در يك‌استان‌و يا شهر محروم‌ايجاد كرد؟ معناي‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌ما بيمارستانهايمان‌در همين‌وضعيت‌نامناسب‌درجا بزنند و هيچ‌توسعه‌اي‌را نداشته‌باشند، در حالي‌كه‌ما معتقد هستيم‌بايد بيمارستانهايي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌، بيمارستان‌دكتر شريعتي‌، بيمارستان‌طالقاني‌و ديگر بيمارستانها كه‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌صورت‌گرفته‌، توسعه‌كيفي‌پيدا كنند. الان‌كه‌مردم‌به‌خارج‌اعزام‌مي‌شوند، واحدهايي‌در همينجا ايجاد بشود، مگر در هر بيمارستاني‌امكان‌پرتودرماني‌وجود دارد، امكان‌شيمي‌درماني‌وجود دارد؟ تازه‌اينها چيزهاي‌عادي‌است‌، پيوند كليه‌، عمل‌مغز و اعصاب‌و امثال‌اينطور چيزها، اينها امكان‌ندارد جز در شهرهاي‌بزرگ‌در بيمارستانهايي‌كه‌كنار دانشگاه‌معتبر علوم‌پزشكي‌است‌، استاد مي‌خواهد، جراح‌مي‌خواهد، پزشك‌مي‌خواهد و بيمارستان‌فقط‌ساختمان‌نيست‌كه‌ايجاد كرد. بنابراين‌ممنوع‌كردن‌توسعه‌بيمارستانها به‌هر نوع‌و به‌هر شكل‌معنايش‌اين‌است‌كه‌ما كشور را در علم‌پزشكي‌متوقف‌كنيم‌.
 ماده‌(4) مي‌گويد: هرگونه‌واحدهاي‌اداري‌و شركتهاي‌دولتي‌جديد و توسعه‌واحدهاي‌اداري‌فعلي‌براي‌كليه‌وزارتخانه‌ها، سازمانها، نهادها و مؤسسات‌در تهران‌ممنوع‌است‌. اين‌واقعاً عملي‌است‌؟ اين‌اجرايي‌است‌؟ اگر در داخل‌يك‌وزارتخانه‌يك‌واحد تحقيقات‌خواستند بزنند يا يك‌محوطه‌باز افتاده‌اي‌است‌و آن‌وزارتخانه‌الان‌واحدهاي‌استيجاري‌در جاي‌ديگر دارد، بخواهد در اين‌ساختمان‌مركزي‌با يك‌سرمايه‌گذاري‌مختصر، با يك‌توسعه‌مختصر متمركز كند، اين‌اشكال‌دارد؟ و تمام‌نهادها، سازمانها و مؤسسات‌دولتي‌را، ما در اين‌مؤسسات‌دولتي‌مؤسسات‌تحقيقاتي‌داريم‌، مؤسسات‌پژوهشي‌داريم‌، مثلاً يكي‌از اين‌سازمانها، سازمان‌انرژي‌اتمي‌است‌. اگر سازمان‌انرژي‌اتمي‌خواست‌يك‌واحد تحقيقات‌كاربردي‌صلح‌آميز براي‌استفاده‌از دانش‌اتمي‌ايجاد بكند، بايد اين‌واحد را برود در يك‌منطقه‌محروم‌ايجاد كند؟ (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌هم‌تمام‌شد) اصلاً امكان‌آن‌هست‌؟ من‌عرضم‌را تمام‌مي‌كنم‌چون‌كلي‌نوشته‌، بسياري‌از اين‌سازمانها ونهادها اصلاً امكان‌حضورشان‌و وجودشان‌در شهرستانها نيست‌.
 نهايتاً در ماده‌(5) هم‌يك‌تكليف‌مالايطاق‌عجيبي‌كرده‌اند كه‌وزارت‌كشور مأمور اجراي‌اين‌قانون‌است‌و موظف‌است‌از تاريخ‌تصويب‌اين‌ قانون‌از گسترش‌و توسعه‌تهران‌بهر شكلي‌جلوگيري‌كند. توسعه‌دانشگاهها و جلوگيري‌از توسعه‌دانشگاهها چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟ جلوگيري‌از توسعه‌بيمارستانها، در يك‌بيمارستاني‌واحد دياليز مي‌خواهند ايجاد كنند، وزارت‌كشور برود در آن‌بيمارستان‌نيروي‌انتظامي‌وارد كند و جلوگيري‌بكند، اين‌موضوع‌چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟
 لذا بنده‌هر (5) ماده‌اين‌طرح‌را غيرقابل‌دفاع‌و غيرقابل‌اجراء مي‌دانم‌و مشكلات‌جدي‌براي‌كشور در ابعاد مختلف‌بوجود خواهد آورد، لذا من‌از كميسيون‌خاص‌تشكر مي‌كنم‌كه‌فقط‌با يك‌رأي‌مخالف‌، تقريباً مي‌شود گفت‌باتفاق‌آراء اين‌طرح‌را رد كردند، از آقايان‌تشكر مي‌كنم‌. والسلام‌
 شيباني‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌معذرت‌مي‌خواهم‌كه‌جناب‌انصاري‌عدم‌اطلاع‌داشتند، سه‌به‌سه‌رد شد، رئيس‌كميسيون‌هست‌، من‌هم‌خودم‌نايب‌رئيس‌كميسيون‌هستم‌، سه‌به‌سه‌يعني‌رأي‌نياورد نه‌اينكه‌رد شد، اين‌يكي‌.
 موارد ديگر هم‌وارد نبودند(رئيس‌ـ خوب‌حالا اينكه‌...) نه‌، ببينيد! حرف‌مرا تحريف‌كردند. من‌مي‌گويم‌بيمارستان‌نسازند؟ مي‌گويم‌رشته‌توليد نكنيد؟ بيمارستان‌امام‌خميني‌عمل‌قلب‌دارد انجام‌مي‌دهد، من‌چه‌موقع‌گفتم‌جلو آن‌را بگيرند؟
 رئيس‌ـ  بله‌، خيلي‌متشكر. عرض‌مي‌شود كه‌پيشنهاد كفايت‌مذاكرات‌رسيده‌، يك‌نفر موافق‌، يك‌نفر مخالف‌هم‌بيشتر نمانده‌. اين‌دو بزرگوار هم‌اگر كوتاه‌صحبت‌بكنند، به‌اندازه‌كفايت‌مذاكرات‌و موافق‌و مخالف‌آن‌كافي‌است‌. آقاي‌اكرمي‌بفرماييد.
 سيدرضا اكرمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ببينيد برادران‌و خواهران‌! اولاً از بعضي‌از مطبوعاتي‌كه‌اخيراً حملات‌به‌بعضي‌از طرحهاي‌مجلس‌را شروع‌كرده‌اند، استدعا مي‌كنم‌به‌نمايندگان‌خودشان‌در مجلس‌بفرمايند دستور بدهند اگر نمايندگان‌طرحي‌را دادند آن‌طرح‌را در مطبوعات‌مطرح‌بكنند، نظري‌، پيشنهادي‌، از جانب‌مردم‌، كارشناسان‌هست‌آنها را منعكس‌بكنند، آنها هم‌به‌پختگي‌طرحها كمك‌كنند، نه‌اينكه‌واقعاً با خشن‌ترين‌كلمات‌يك‌نهاد قانوني‌را بردارند در ديدگاه‌مردم‌مخدوش‌كنند با بعضي‌از اغراضي‌كه‌آلوده‌به‌بعضي‌از مسايل‌هست‌، اصل‌اين‌نهاد به‌اصطلاح‌مخدوش‌بشود و جايگاه‌واقعي‌خودش‌را از دست‌بدهد، از جمله‌همين‌طرح‌است‌.
 نكته‌ديگر اينكه‌برادرها و خواهرها و ملت‌شريف‌ايراني‌كه‌عرض‌مرا مي‌شنويد! انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌، اين‌چند نكته‌اي‌است‌كه‌عرض‌مي‌كنم‌:
 نكته‌اول‌اينكه‌مي‌خواهد از توسعه‌بيش‌از حد، نه‌اصل‌توسعه‌... جناب‌آقاي‌انصاري‌! انصاف‌بدهيد، اين‌را دقت‌بفرماييد. جناب‌عالي‌نماينده‌محترم‌تهران‌هستيد بنده‌هم‌نماينده‌تهران‌، اين‌را دقت‌كنيد اصل‌بحث‌اين‌است‌، مي‌گويد جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد بشود، نه‌اينكه‌جلوگيري‌از توسعه‌بشود.
 نكته‌دوم‌اين‌است‌مي‌گويد تمركزگرايي‌كاهش‌پيدا كند و ما به‌سمت‌تمركززدايي‌برويم‌، نه‌اينكه‌مي‌خواهيم‌وضع‌موجودي‌كه‌هست‌را تعطيلش‌بكنيم‌، ركود بوجود بياوريم‌، قيمت‌ساختمان‌را سرسام‌آور بكنيم‌و امثال‌اينها... اصلاً اين‌طرح‌شامل‌وضع‌موجود و گذشته‌نمي‌شود، مربوط‌به‌اجراء من‌بعد است‌، بعد از تصويب‌است‌، تازه‌شور اول‌هم‌هست‌. در شور دوم‌ممكن‌است‌بسياري‌از مسايل‌آن‌تغيير و حالت‌سياستگذاري‌را پيدا بكند.
 نكته‌سوم‌اينكه‌آوردن‌مواردي‌از قبيل‌دانشگاهها، بيمارستانها و ادارات‌بعنوان‌آغاز كار است‌، اگر توسعه‌بيش‌از حد در تهران‌(كه‌واقعاً مسايل‌لاينحلي‌در ابعاد گوناگون‌از محيط‌زيست‌آن‌گرفته‌تا موارد ديگر دارد) را مي‌خواهيم‌بيش‌از اين‌توسعه‌پيدا نكند، اضافه‌نشود بالاخره‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌كرد. متأسفانه‌ما تمام‌اتوبانهايي‌كه‌مي‌خواهيم‌داير كنيم‌از تهران‌شروع‌مي‌كنيم‌، توسعه‌فرودگاه‌در تهران‌يا امثال‌اينها... خوب‌حالا بعداً مي‌گويم‌. آغاز يك‌كاري‌است‌، حالت‌يك‌نوع‌سياستگذاري‌، يا آوردن‌نام‌شهرهايي‌از قبيل‌تهران‌، اصفهان‌، مشهد، شيراز، تبريز اينهم‌بعنوان‌آغاز كار است‌، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌كرد. شما ممكن‌است‌بگوييد آقا اين‌پنج‌تا را تبديل‌به‌سه‌تا كنيم‌يا كليات‌سياستگذاري‌بكنيم‌، نه‌اينكه‌ما اصل‌آن‌را هوا بكنيم‌، اين‌تمركززدايي‌، تمركزگرايي‌، جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد، بالاخره‌يك‌روزي‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بشود. در عالم‌خلاء كه‌نمي‌شود حرف‌زد، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌بشود و معضل‌اين‌شهرها از جمله‌تهران‌است‌كه‌بيش‌از همه‌جاي‌كشور معضل‌دارد و خودمان‌ هم‌به‌اصطلاح‌به‌آن‌واقفيم‌، خوب‌بايد به‌آن‌يك‌روزي‌بها بدهيم‌.
 نكته‌دومي‌كه‌وجود دارد، آقاي‌كامران‌يك‌مطالبي‌را فرمودند كه‌انصافاً گفت‌آقا توگفتي‌و من‌هم‌باور كردم‌! واقعاً (90) درصد سرمايه‌گذاريهاي‌شهر اصفهان‌مردمي‌است‌؟ كجا شما داريد مي‌گوييد؟ يعني‌ذوب‌آهن‌آن‌را مي‌گوييد؟ فولاد آن‌را مي‌گوييد؟ فرودگاه‌آن‌را مي‌گوييد؟ پايگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ بيمارستان‌آن‌را مي‌گوييد؟ دانشگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ جناب‌آقاي‌كامران‌! دانشگاه‌چند هزار نفري‌اصفهان‌از يك‌دبيرستان‌شروع‌شد، خوب‌چرا اجازه‌نمي‌دهيم‌از اين‌به‌بعد همين‌از شهرضا شروع‌بشود؟ از نجف‌آباد ما شروع‌بشود؟ از خوانسار شروع‌بشود؟ آقاي‌انصاري‌! ما مي‌گوييم‌حالا مي‌گوييد دانشگاه‌نه‌، شما بياييد آموزشكده‌را لااقل‌شروع‌بكنيد. همين‌تهران‌، دماوند يك‌واحد دولتي‌آموزشي‌ندارد، فيروزكوه‌ندارد، برويم‌اسلامشهري‌كه‌(700) هزار نفر جمعيت‌دارد يك‌واحد آموزشي‌دولتي‌ندارد، خوب‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌. بله‌، دولت‌مخالف‌است‌، سازمان‌برنامه‌و بودجه‌مخالف‌است‌، مي‌گويد آقا من‌برايم‌صرف‌نمي‌كند، هزينه‌دارد، مشكل‌دارم‌نمي‌شود، من‌براي‌امور روزمره‌ام‌مشكل‌دارم‌شمامي‌گوييد چنين‌و چنان‌، ولي‌بالاخره‌انصاف‌بدهيم‌كه‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بكنيم‌. اين‌ورامين‌با اين‌جمعيت‌اگر دانشگاه‌ابوريحان‌را دارد، آنهم‌مال‌گذشته‌است‌. اوايل‌آنچنان‌برسرآن‌زديم‌كه‌نزديك‌بود تعطيل‌بشود، حالا اخيراً يك‌مقداري‌جان‌گرفته‌است‌، خوب‌مي‌خواهيم‌همه‌بيايند تهران‌و برگردند؟ اين‌كهريزك‌، حسن‌آباد همين‌دوروبر، بيخ‌گوش‌تهران‌، همه‌مي‌گوييم‌بيايند تهران‌، خوب‌يك‌مقداري‌هم‌به‌آن‌سمت‌برويم‌، اينكه‌نشد. آقاي‌انصاري‌! ما بايد از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، مي‌گوييد دانشكده‌و دانشگاه‌نه‌، خيلي‌خوب‌لااقل‌بگوييد آموزشكده‌، بگوييد فني‌ ـ حرفه‌اي‌، از يك‌جايي‌شروع‌كنيد. آقاي‌كامران‌! طرح‌آمايش‌سرزميني‌انجام‌گرفته‌، در دوره‌اول‌رياست‌جمهوري‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌انجام‌گرفته‌، در سازمان‌برنامه‌و بودجه‌موجود است‌، استانها را آمايش‌كردند حتي‌رفتند بطرف‌اجراء، بنابود چند سازمان‌از تهران‌منتقل‌بشود، چند وزارتخانه‌منتقل‌بشود، حتي‌رفتند در مرحله‌اي‌كه‌تهران‌را هم‌منتقل‌كنند به‌جايي‌، رفتند مطالعه‌كردند اما بدليل‌مشكلات‌چه‌و چه‌، يا گفتند آقا سخت‌و دشوار است‌همه‌تمام‌شد، خوب‌همين‌تمام‌شد! آن‌را رها بكنيم‌؟ خوب‌بياييد از يك‌جاي‌كوچك‌... انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، عيب‌ندارد شما از جزيي‌شروع‌كنيد، بگوييد آقا دانشگاه‌نه‌، بيمارستان‌نه‌، لااقل‌درمانگاه‌آن‌را عمل‌كنيد، لااقل‌ آموزشكده‌آن‌را عمل‌بكنيد. اينكه‌نشد، واقعاً اين‌تمركزگرايي‌همه‌مان‌را بيچاره‌كرده‌، از جمله‌مسؤولين‌مملكت‌و دستگاههاي‌اجرايي‌را. به‌مردم‌كه‌حاضر نيستيم‌واگذار بكنيم‌، خودمان‌هم‌كه‌براي‌اجراء مشكل‌داريم‌، آخر اينكه‌نشد. از يك‌جايي‌ولو از جاي‌كوچك‌شروع‌بكنيد، آن‌را معقول‌، منطقي‌و معتدلش‌بكنيم‌، حالت‌سياستگذاري‌به‌آن‌بدهيم‌، بگوييم‌آقا از اين‌به‌بعد آنچه‌الان‌انجام‌گرفته‌و گذشته‌برآن‌صلوات‌، لااقل‌از اين‌به‌بعد به‌اين‌سمت‌برويم‌، انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌.
 كامران‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  متشكر، آقاي‌كامران‌هم‌مي‌خواهند تذكر آيين‌نامه‌اي‌بدهند، ديگر نمي‌خواهد، متشكر، همين‌اندازه‌كه‌من‌گفتم‌حق‌شما حفظ‌شد. آخرين‌موافق‌آقاي‌موسوي‌نسب‌هستند، شما هم‌جمع‌ و جور و مختصر صحبت‌بفرماييد، اوقع‌در نفوس‌است‌.
 سيدعلي‌موسوي‌نسب‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 طرح‌را وقتي‌نمايندگان‌محترم‌ملاحظه‌مي‌فرمايند، خوب‌، دو بخش‌اساسي‌دارد، اگر احتمالاً كميسيون‌خاص‌اين‌را اصلاح‌مي‌كرد و به‌مجلس‌مي‌داد، مي‌شد در خصوص‌بحث‌موافقت‌صحبت‌كرد، اما خوب‌چون‌نظر كلي‌بر رد بود، اين‌دلايلي‌كه‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌اينها هم‌اضافه‌مي‌شود بر آنچه‌عزيزان‌صحبت‌كردند، نمي‌شود راجع‌به‌اين‌بحث‌خوب‌نظر كلي‌را ارائه‌داد و با آن‌موافقت‌كرد.
 (در اين‌هنگام‌آقاي‌محمدعلي‌موحدي‌كرماني‌«نايب‌رئيس‌» رياست‌جلسه‌را بعهده‌گرفتند)
 دو، سه‌طرح‌در اين‌چند روز اخير يا يكي‌، دو ماهه‌اخير در مجلس‌مطرح‌شده‌كه‌وقتي‌ما روح‌كلي‌اين‌طرحها را نگاه‌مي‌كنيم‌در مجموع‌ملاحظه‌مي‌شود كه‌روح‌كلي‌آن‌، حكايت‌از اين‌دارد كه‌نمايندگان‌محترم‌از روي‌دلسوزي‌اين‌طرحها را در مجلس‌مطرح‌كرده‌اند و واقعيت‌هم‌همين‌است‌، اما نتيجه‌اين‌طرحها را وقتي‌ملاحظه‌مي‌كنيم‌اگر قرار بر اين‌باشد كه‌در داخل‌جامعه‌پياده‌بشود، نتيجه‌اش‌آن‌است‌كه‌بر مخالفت‌اساسي‌با آن‌روح‌كلي‌و بهر صورت‌نظرخواهي‌مثبتي‌كه‌از طريق‌نمايندگان‌اعلام‌شده‌، است‌.
 ببينيم‌آن‌طرحهايي‌كه‌بهر صورت‌ما اعلام‌كرديم‌همه‌الان‌به‌آن‌واقف‌هستيم‌، فرض‌بفرماييد بحث‌بازنشستگي‌پيش‌از موعد، بحث‌استفاده‌ابزاري‌از عكس‌و تفكيك‌دربيمارستانها و طرح‌به‌اصطلاح‌صرفه‌جويي‌در مسايل‌، همه‌اينها را وقتي‌نگاه‌مي‌كنيم‌روح‌كلي‌آن‌در جهت‌مستضعف‌گرايي‌و يا در جهت‌بهرصورت‌مسايل‌ارزشهاست‌اما نتيجه‌آن‌، نتيجه‌اي‌خواهد بود كه‌در روزنامه‌هانوشتند و يك‌قسمتي‌از آنها را بعنوان‌انتقاد جناب‌آقاي‌اكرمي‌از آن‌صحبت‌كردند.
 در خصوص‌بحث‌ماده‌(1) وقتي‌ما نگاه‌مي‌كنيم‌، شما توجه‌داريد ما قبلاً براي‌اينكه‌بحث‌مسكن‌را حل‌كنيم‌يك‌موضوعي‌را در جامعه‌مطرح‌كرديم‌و قرار براين‌شد كه‌بخش‌خصوصي‌وارد مسكن‌بشود، اگر قرار شد كه‌چهار واحد بيشتر را (به‌اصطلاح‌) انجام‌بدهد و كار ايجاد بكند از طريق‌دولت‌و بانكها ما بهر صورت‌به‌آنها وام‌بدهيم‌، اما وقتي‌ما مي‌آييم‌از طرف‌ديگر بحث‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌را مطرح‌مي‌كنيم‌، دقيقاً ضديت‌آن‌موضوعي‌را در اينجا مطرح‌مي‌كنيم‌كه‌حدود چند وقت‌قبل‌از طريق‌مجلس‌و دستگاه‌دولت‌ارائه‌شده‌. يا فرض‌بفرماييد وقتي‌در بحث‌يك‌شهر الان‌از نظر علمي‌نگاه‌مي‌كنند، اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌مهندسين‌در قسمت‌بالاي‌شهر، پايين‌شهر، شمال‌و جنوب‌بهر صورت‌بوسيله‌ارتفاعاتي‌كه‌در شهر وجود دارد براي‌هر قسمتي‌از آن‌طرحهاي‌مشخصي‌را ارائه‌مي‌كنند. براي‌اينكه‌بهرصورت‌طرح‌با كيفيت‌عالي‌برخورد بكند اما ما آمديم‌با يك‌چوب‌مجموعه‌شهرهاي‌بزرگ‌را و مهمتر از همه‌شهر تهران‌را در اينجا درنظر گرفتيم‌و گفتيم‌كه‌چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌. واقع‌قضيه‌اين‌است‌كه‌اگر چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌است‌جناب‌حاج‌آقا انصاري‌، اشاره‌اي‌داشتند خوب‌، چگونه‌شده‌است‌كه‌اين‌چهار طبقه‌را ما براي‌دانشجويان‌محترم‌يا براي‌محلهايي‌كه‌دانشجويان‌در آنجا اسكان‌پيدا بكنند بهر صورت‌ما آنرا ممنوع‌نكرديم‌؟ حالا اگر از بعد اخلاقي‌است‌، از بعد اشرافيت‌يك‌ساختمان‌بر ساختمان‌ديگر است‌يا هر موضوع‌ديگري‌كه‌در اينجا ما بگيريم‌، استثناءكردن‌دانشجوها در اينجا هيچ‌موضوعيتي‌ندارد و نمي‌توانيم‌اين‌موضوع‌را ما استثناء بكنيم‌و يك‌موضوع‌اساسي‌را با اين‌وفق‌بدهيم‌و در كل‌كشور اين‌را مطرح‌بكنيم‌.
 آنچه‌كه‌در اينجا مطرح‌است‌اگر به‌نظر مي‌رسيد كه‌كميسيون‌اصلي‌يا كميسيوني‌كه‌اين‌را رد كرده‌ماده‌(1) و تبصره‌آن‌را، تبصره‌ماده‌(2) را اصلاح‌مي‌كرد و يا اينكه‌آنرا حذف‌مي‌كرد و روح‌كلي‌آن‌را براساس‌تمركززدايي‌، آنچه‌را كه‌اعلام‌شد و در طرح‌هم‌روح‌كلي‌آن‌براين‌اساس‌بنا شده‌واقعاً بنا مي‌گرديد، مي‌شد راجع‌به‌اين‌قضيه‌يك‌مقدار با دقت‌بيشتري‌صحبت‌بكنيم‌و در آينده‌هم‌اين‌اميد مي‌رفت‌كه‌اگر چنانچه‌مجلس‌كليات‌آن‌را تصويب‌مي‌كرد، درآينده‌انسان‌بتواند با يك‌اصلاحات‌و با يك‌پيشنهادهايي‌آن‌را اصلاح‌بكند، اما چون‌اين‌روح‌كلي‌در قسمت‌اول‌رعايت‌نشده‌و كميسيون‌در حق‌واقع‌با كليات‌طرح‌مخالفت‌كرده‌و اگر چنانچه‌حتي‌كليات‌آن‌هم‌تصويب‌بشود، نهايتاً چون‌كل‌كميسيون‌با آن‌مخالفت‌كرده‌، در آينده‌هم‌قابليت‌اصلاح‌خوبي‌را نخواهد داشت‌و طرح‌از يك‌جامعيت‌خوبي‌در آينده‌برخوردار نخواهد شد. بنظر مي‌رسد كه‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌با وضعيت‌فعلي‌كه‌طرح‌را رد كردند، اين‌طرح‌ان‌شاءالله رد بشود، در آينده‌با يك‌ديد بهتري‌در اصل‌تمركززدايي‌كه‌خود من‌هم‌با آن‌موافق‌هستم‌، ان‌شاءالله صحبت‌بكنيم‌، طراحي‌دقيق‌تر و بهتري‌ان‌شاءالله انجام‌بشود كه‌با آن‌طراحي‌بهتر و دقيقتر يك‌جامعيتي‌در سطح‌كل‌كشور ديده‌بشود. فقط‌بحث‌ساختمان‌و فرض‌بفرماييد چهار تا تشكيلات‌اداري‌و امثال‌اينها را در نظر نگيريم‌، مجموعه‌نظام‌و مجموعه‌تشكيلات‌اداري‌، مالي‌، اقتصادي‌و سياسي‌را درنظر بگيريم‌كه‌آن‌بحث‌جداگانه‌اي‌است‌. اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌نمايندگان‌من‌فكر مي‌كنم‌با اين‌موضوعيت‌كلي‌ان‌شاءالله موافقت‌خواهند كرد اما وضعيت‌فعلي‌طرح‌بگونه‌اي‌است‌كه‌واقعاً وقتي‌انسان‌نگاه‌مي‌كند، نمي‌تواند آن‌را با يك‌اصلاحات‌جزيي‌در آينده‌اميدوار باشد كه‌به‌اصطلاح‌اصلاح‌بكند و به‌نفع‌جامعه‌باشد و وضعيت‌تورم‌و تشديد تورم‌و ديد به‌اقشار كم‌درآمدي‌كه‌در اينجا بر خلاف‌آن‌عمل‌خواهد شد را در نظر نگيريم‌. با اين‌صحبتهايي‌كه‌عرض‌شد بنده‌هم‌با رد كليات‌آن‌همينطوري‌كه‌رد شده‌موافق‌هستم‌و با اصل‌آن‌خوب‌طبيعتاً مخالف‌، متشكر.
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌متشكر، چون‌طرح‌را كميسيون‌محترم‌رد كردند، يكي‌از طراحان‌مي‌توانند صحبت‌بكنند اگر مايل‌باشند. آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 يكي‌از نمايندگان‌ـ  آقاي‌شيباني‌يكبار صحبت‌كرده‌!
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌، آيين‌نامه‌منعي‌ندارد، همانجا هم‌مي‌توانستند صحبت‌كنند. چون‌ايشان‌الان‌بعنوان‌ديگري‌دارند صحبت‌مي‌كنند.
 عباس‌شيباني‌ـ  ببخشيد، من‌بعنوان‌طراح‌چون‌رد شده‌، حق‌دارم‌دفاع‌بكنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  مسأله‌اي‌كه‌ابتداء خدمت‌نمايندگان‌محترم‌عرض‌كردم‌، در كميسيون‌مشترك‌توافق‌شد طرحي‌را كه‌كميسيون‌بهداري‌تصويب‌كرده‌بود در اين‌مورد، آن‌مطرح‌بشود، دو ماده‌آن‌هم‌تصويب‌شد. اصل‌هم‌همين‌است‌كه‌آقاي‌اكرمي‌هم‌گفتند براي‌تمركز زدايي‌است‌، براي‌اين‌است‌كه‌امكانات‌را منحصر نكنيم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌، عملاً تمام‌امكانات‌منحصر به‌شهرهاي‌بزرگ‌است‌. مي‌گوييم‌در شهرهاي‌كوچك‌نمي‌شود ايجاد كرد، مگر آن‌موقعي‌كه‌دانشگاه‌تهران‌را اينجا درست‌كردند تمام‌امكانات‌اينجا بود؟ دانشگاه‌تهران‌يك‌بيابان‌بود، دوروبر آن‌تمام‌بيابان‌بود من‌يادم‌مي‌آيد، آن‌وقت‌شما مي‌گوييد كه‌نه‌، همه‌را منحصر بكنيم‌به‌تهران‌. اگرگفتيم‌كه‌دانشگاهها امكاناتشان‌را بدهند، گفتيم‌مقاطع‌پايين‌را كه‌مي‌شود، رها كنند، مقاطع‌فوق‌تخصصي‌را كه‌نمي‌شود بدهند به‌شهرهاي‌ديگر، آن‌قسمتها را اينجا داير بكنند. در تبصره‌آمده‌، در آن‌طرحي‌كه‌دوماده‌آن‌تصويب‌شد، اينها تصويب‌شده‌.
 براي‌آن‌چهار طبقه‌هم‌من‌يك‌توضيحي‌بدهم‌، البته‌در آن‌طرح‌كميسيون‌اصلاح‌شد. چهار طبقه‌هم‌براي‌خدمت‌به‌طبقه‌ضعيف‌بوده‌، چون‌چهار طبقه‌به‌بالا آسانسور مي‌خواهد، (10) ميليون‌تومان‌فقط‌به‌آن‌قيمتش‌اضافه‌مي‌شود.
 براي‌دانشجوها گفتيم‌(7) طبقه‌، از اين‌نظر گفتيم‌كه‌خرج‌دانشجو را دولت‌مي‌دهد، خرج‌آن‌را دانشجو نمي‌دهد كه‌ساختمان‌برايش‌مي‌سازند. من‌خواهشم‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌دقت‌بفرماييد اگر مي‌خواهيد عدالت‌اجتماعي‌رعايت‌بشود به‌اين‌طرح‌ رأي‌بدهيد، بگذاريد در كميسيون‌اگر پيشنهاد داريد اصلاح‌بشود.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، نماينده‌دولت‌بفرماييد. چون‌طرح‌است‌، اول‌دولت‌، بعد كميسيون‌صحبت‌مي‌كنند.
 عبدالعلي‌زاده‌ (وزير مسكن‌و شهرسازي‌)  ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ابتدائاً ما از طراحان‌محترم‌و پيشنهاددهندگان‌اين‌طرح‌تشكر مي‌كنيم‌كه‌به‌فكر شهرها و توسعه‌شهرها بويژه‌مشكلات‌شهرهاي‌بزرگ‌هستند و از سردلسوزي‌اين‌پيشنهاد را ارائه‌داده‌اند، منتها در مورد به‌مورد كه‌مطرح‌شده‌مواردي‌هست‌كه‌من‌جهت‌استحضار نمايندگان‌محترم‌توضيحاتي‌در اين‌خصوص‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در خصوص‌ماده‌(1) كه‌بحث‌احداث‌ساختمان‌را فرمودند كه‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌هم‌توضيح‌دادند كه‌براي‌حمايت‌از طبقه‌در واقع‌مستضعف‌اين‌پيشنهاد را دادند كه‌ساختمانهاي‌بيش‌از (4) طبقه‌آسانسور لازم‌دارد و اين‌ممكن‌است‌باعث‌گران‌شدن‌ساختمان‌بشود. خدمتتان‌عرض‌كنم‌خود طراحان‌، خوابگاههاي‌دانشجويي‌را گفته‌اند چون‌دولت‌مي‌سازد بلامانع‌است‌. بنابراين‌بحث‌اينكه‌از ارتفاع‌استفاده‌شود از نظر طراحان‌مانعي‌ندارد فقط‌براي‌گراني‌و يا صرفه‌جويي‌در هزينه‌است‌. خوب‌من‌سؤال‌مي‌كنم‌كه‌وقتي‌دولت‌مي‌تواند خوابگاه‌دانشجويي‌(7) طبقه‌بسازد نمي‌تواند ساختمان‌وزارتخانه‌(10) طبقه‌بسازد؟ ايشان‌گفته‌اند كل‌ساختمان‌، نگفته‌اند حداقل‌واحد مسكوني‌خوب‌ساختمانهاي‌دولتي‌هم‌شامل‌همين‌محدوديت‌مي‌شود، اينها را هم‌دولت‌مي‌سازد.
 دوم‌اينكه‌ما مي‌آييم‌مي‌گوييم‌برج‌بسازيم‌و از ارتفاع‌استفاده‌بكنيم‌بلحاظ‌اينكه‌ارزانتر تمام‌مي‌شود يعني‌وقتي‌يك‌برج‌(20) طبقه‌ما مي‌سازيم‌در يك‌زميني‌كه‌در تهران‌زمين‌مترمربعي‌در آن‌منطقه‌بيش‌از (300) هزار تومان‌قيمت‌دارد در واقع‌ما از يك‌مترمربع‌زمين‌(10) بار، (20) بار به‌ازاء طبقات‌استفاده‌مي‌كنيم‌و اين‌هزينه‌آسانسور يا دسترسي‌به‌طبقات‌بالا را در مقايسه‌با هزينه‌سنگين‌زمين‌خنثي‌مي‌كند. از طرف‌ديگر اينكه‌در دنيا هم‌ملاحظه‌مي‌فرماييد از ارتفاع‌كه‌استفاده‌مي‌كنند براي‌استفاده‌بيشتر و بهتر و صحيحتر از خدمات‌عمومي‌دولتي‌است‌. عنايت‌بفرماييد كه‌در يك‌خياباني‌وقتي‌لوله‌گذاري‌مي‌شود و آب‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، كابل‌كشي‌مي‌شود، برق‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، گاز تأمين‌مي‌شود، آسفالت‌مي‌شود از روي‌اين‌چه‌تعداد جمعيتي‌عبور مي‌كند، چه‌تعداد جمعيت‌از اين‌خدمات‌استفاده‌مي‌كند؟ ما اگر تراكم‌را بصورت‌منطقي‌در هر هكتار بالا ببريم‌هزينه‌هاي‌شهرسازي‌و هزينه‌هاي‌زندگي‌در شهر را در واقع‌كاهش‌داده‌ايم‌و بهره‌برداري‌را از اينها بيشتر كرده‌ايم‌. امروزه‌همه‌تلاش‌براي‌اين‌است‌كه‌با استفاده‌از فضا و ارتفاع‌حداكثر بهره‌برداري‌از هزينه‌هاي‌عمومي‌و سرمايه‌گذاري‌عمومي‌دولت‌بشود. ما با اين‌طرح‌، با اين‌ماده‌مخالفيم‌، براي‌اينكه‌اين‌محدوديت‌(4) طبقه‌هيچ‌مشكلي‌را حل‌نمي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌خدمات‌عمومي‌و هزينه‌هاي‌دولتي‌و عمومي‌كه‌در شهرها هزينه‌مي‌شود بهره‌برداري‌درست‌از اينها نشود، زندگي‌شهري‌را گرانتر مي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌تراكم‌نفر در هكتار شهرها پايين‌بيايد، در نتيجه‌هزينه‌زندگي‌براي‌مردم‌در شهر بالاتر مي‌رود و گرانتر مي‌شود و استفاده‌از خدمات‌عمومي‌را گرانتر مي‌كند.
 دليل‌ديگرمان‌هم‌براي‌مخالفت‌اين‌است‌كه‌در شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌شهري‌مثل‌تهران‌ما اجبار داريم‌برويم‌و از فضا استفاده‌بكنيم‌منتها به‌شكل‌معقول‌. خوشبختانه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌و شهرداري‌تهران‌در اين‌مورد توافق‌كرده‌اند و برمبناي‌طرح‌تفصيلي‌تهران‌و طرح‌جامع‌تهران‌نقاط‌مخصوصي‌، مناطق‌مخصوصي‌را براي‌برج‌سازي‌اختصاص‌ داده‌اند و بافتهاي‌قديمي‌تهران‌و محلهايي‌كه‌بصورت‌(2) طبقه‌، (3) طبقه‌ملاحظه‌مي‌فرماييد در تهران‌وجود دارد در اينها از برج‌سازي‌براساس‌مصوباتي‌كه‌بين‌ما هست‌جلوگيري‌مي‌شود و احداث‌نمي‌شود. بنابراين‌مشكلي‌هم‌كه‌قبلاً در تهران‌وجود داشت‌و با فروش‌تراكم‌نظم‌ساختمان‌سازي‌را در بافتهاي‌قديمي‌بهم‌مي‌زد از اين‌عمل‌پيشگيري‌بعمل‌آمده‌، ديگر جاي‌نگراني‌و مشكلي‌نيست‌اما در جاهايي‌كه‌مي‌توانيم‌تا حتي‌(20) طبقه‌، (25) طبقه‌... الان‌ما ساختمانهايي‌را در دست‌مطالعه‌در تهران‌داريم‌كه‌تا (40) يا حتي‌(50) طبقه‌بتوانيم‌از فضا استفاده‌بكنيم‌و با افزايش‌تراكم‌نفر در هكتار خدمات‌عمومي‌را با حداقل‌هزينه‌در واقع‌مورد بهره‌برداري‌قرار بدهيم‌.
 در رابطه‌با ماده‌(2) و تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌خود شوراي‌گسترش‌دانشگاهها، توسعه‌دانشگاهها در شهرهاي‌بزرگ‌را متوقف‌كرده‌است‌اما چند مورد خاص‌وجود دارد كه‌اجباري‌است‌. مثلاً فرض‌بفرماييد كه‌رشته‌هاي‌دكترا، تأكيد ما بر اين‌است‌كه‌تا مي‌توانيم‌از اعزام‌دانشجو به‌خارج‌جلوگيري‌كنيم‌و كادر علمي‌دانشگاههايمان‌و مقاطع‌تكميلي‌را در داخل‌كشور تربيت‌كنيم‌و ارائه‌بدهيم‌. خوب‌، طبيعي‌است‌وقتي‌ما مي‌خواهيم‌در كشور در يك‌رشته‌اي‌(100) نفر، (200) نفر استاد دانشگاه‌تربيت‌كنيم‌و از عالي‌ترين‌مدارج‌تحصيلي‌اينها برخوردار بشوند، اينها كه‌نمي‌توانند بروند در شهرستانهاي‌محروم‌و جاهاي‌دورافتاده‌تحصيل‌بكنند. امروزه‌خوشبختانه‌به‌بركت‌انقلاب‌اسلامي‌در هر استان‌كشور حداقل‌يك‌دانشگاه‌بزرگ‌وجود دارد. بنابراين‌اينكه‌بگوييم‌آموزش‌عالي‌را در سطح‌كشور توسعه‌بدهيم‌، عملاً تحقق‌يافته‌اما براي‌رشته‌هاي‌تحصيلاتِ تكميلي‌، يعني‌كارشناسي‌ارشد و بويژه‌دكترا و در بعضي‌از رشته‌هاي‌خاص‌و نادر كه‌نمي‌شود اينها را به‌استانها و شهرستانهاي‌ديگر منتقل‌كرد، چه‌كنيم‌؟ در رشته‌هاي‌بسيار تخصصي‌كه‌در كشور وجود ندارد و ما فقط‌مي‌خواهيم‌يك‌رشته‌محدود در آن‌رشته‌داير بكنيم‌، چاره‌اي‌نداريم‌الا اينكه‌از امكانات‌تهران‌و يا شهرهاي‌بزرگ‌استفاده‌بكنيم‌كه‌در اين‌خصوص‌ملاحظه‌مي‌فرماييد دانشگاههاي‌موجود در تهران‌هم‌براي‌بازسازي‌خودشان‌، وقتي‌مي‌خواهند دنبال‌زمين‌بگردند بايد از محدوده‌شهر تهران‌بيرون‌بروند. الان‌چند دانشگاه‌مثل‌دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌، دانشگاه‌خواجه‌نصير طوسي‌و امثال‌اينها كه‌درواقع‌مجموعه‌و پرديس‌در داخل‌تهران‌ندارند، اينها دنبال‌زمين‌هستند. دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌رفته‌كرج‌و دانشگاه‌خواجه‌نصير هم‌در فاصله‌بسيار دوري‌از تهران‌دنبال‌زمين‌است‌. عملاً خود دولت‌و شوراي‌گسترش‌دانشگاهها اين‌ماده‌را عمل‌كرده‌، اما اين‌ماده‌اگر به‌اين‌شكل‌تصويب‌بشود قطعاً مانع‌ايجاد رشته‌هاي‌تخصصي‌خاص‌و توسعه‌مقاطع‌تحصيلات‌دكترا خواهد بود كه‌قطعاً به‌ضرر كشور است‌و در شهرهاي‌كوچك‌و يا جاهاي‌دور امكان‌ايجاد اين‌مقاطع‌تحصيلي‌وجود ندارد. در نتيجه‌ما به‌قيمت‌و بهاي‌جلوگيري‌از توسعه‌شهرها عملاً مانع‌توسعه‌آموزش‌عالي‌كشور مي‌شويم‌. اين‌است‌كه‌دولت‌با اين‌ماده‌هم‌مخالف‌است‌.
 در خصوص‌بيمارستانها، بهرحال‌ملاحظه‌مي‌فرماييد ديگر بحث‌ايجاد بيمارستان‌جديد دولتي‌منتفي‌است‌. با اين‌بيمارستانهايي‌كه‌ساخته‌مي‌شود ما اگر بتوانيم‌تا (6 ـ 5) سال‌ديگر اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجود را تمام‌بكنيم‌هنر كرده‌ايم‌تا بخواهيم‌بياييم‌بيمارستان‌جديد بسازيم‌، اين‌يك‌.
 دوم‌اينكه‌ما با تكميل‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجودمان‌با بهترين‌استانداردهاي‌جهاني‌درماني‌، بيش‌از (2000) تخت‌بيمارستاني‌اضافه‌خواهيم‌داشت‌. دولت‌بهيچوجه‌قصد سرمايه‌گذاري‌بيمارستان‌سازي‌را، چه‌در شهرهاي‌بزرگ‌و چه‌در شهرهاي‌كوچك‌ندارد و بدنبال‌اين‌است‌كه‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌خودش‌را كه‌در دست‌ساخت‌است‌تمام‌بكند. بنابراين‌خود اين‌ماده‌عملاً معني‌اجرايي‌ندارد و واقعيتش‌اين‌است‌كه‌در بيرون‌بلحاظ‌مصوبات‌مجلس‌در دوره‌سوم‌و دوره‌چهارم‌و پيگيريهاي‌مكرر نمايندگان‌محترم‌همين‌دوره‌، اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌در كشور ساخته‌مي‌شود. اينها تكميل‌بشود ما (2000) تخت‌اضافي‌هم‌داريم‌، لزومي‌به‌منع‌و اينها نيست‌. ضمن‌اينكه‌هرموقع‌دولت‌بخواهد بيمارستان‌جديد بسازد بايد از مجلس‌مجوز بگيرد. ما بيش‌از (170،160) بيمارستان‌در سطح‌كشور ساخته‌و مي‌سازيم‌مورد بمورد، شهر به‌شهر و حتي‌روستابه‌روستا شما اسم‌مي‌بريد. خوب‌، ما كه‌منابع‌مالي‌دولتي‌نداريم‌كه‌بتوانيم‌خودمان‌در شهر بزرگ‌يا جايي‌كه‌دلمان‌مي‌خواهد برويم‌بيمارستان‌ايجاد كنيم‌. بايد در بودجه‌سالانه‌بياييم‌و از مجلس‌اجازه‌بگيريم‌. حالا اگر مجلس‌اين‌ماده‌(3) را تصويب‌كرد و ممنوع‌كرد، اما در بودجه‌سال‌78 خودش‌تأييد كرد و مجوز داد كه‌در فلان‌شهر بيمارستان‌ساخته‌بشود، خوب‌اين‌مصوبه‌چه‌معني‌دارد؟ و اگر هم‌مي‌خواهند واقعاً در شهرهاي‌بزرگ‌يا شهرهاي‌ديگر بيمارستان‌جديد ساخته‌نشود (كه‌ما هم‌موافقيم‌و نياز هم‌نداريم‌) در بودجه‌هاي‌سالانه‌مي‌توانيد اين‌سياست‌را اعمال‌بكنيد و نيازي‌به‌اين‌قانون‌نيست‌. درواقع‌چون‌تكليف‌ساخت‌و ساز بيمارستانها همواره‌در بودجه‌هاي‌سالانه‌تعيين‌مي‌شود، تصويب‌يا عدم‌تصويب‌اين‌ماده‌نيازي‌نيست‌و هيچگونه‌موضوعيتي‌ندارد.
 خوب‌، طبعاً پيشنهاد (5) ماده‌است‌كه‌در واقع‌ماده‌پنجم‌دستگاه‌اجرايي‌را تعيين‌مي‌كند. دولت‌با اصل‌ هر چهار ماده‌مخالف‌است‌و موافق‌با رد آن‌است‌و بنظر كميسيونهاي‌تخصصي‌محترم‌مجلس‌كه‌زحمت‌كشيده‌اند، بررسي‌كار را كارشناسانه‌كرده‌اند و اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، ما هم‌احترام‌مي‌گذاريم‌و با رد اين‌طرح‌موافق‌هستيم‌. منتها مجدداً عرض‌مي‌كنم‌(نه‌از باب‌تعارف‌!) از اينكه‌نمايندگان‌محترم‌حساسيت‌بخرج‌ مي‌دهند، در رابطه‌با پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌كشور اظهار نظر مي‌كنند، ما سپاسگزاريم‌. منتها تقاضايمان‌اين‌است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌در راستاي‌اين‌قضيه‌از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌استفاده‌بكنند و اجازه‌بدهند ما در خدمتشان‌طرحهاي‌تخصصي‌تهيه‌بكنيم‌، بياوريم‌واين‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌را حل‌كنيم‌. در حال‌حاضر ساخت‌و ساز شهرهاي‌جديد در كنار شهرهاي‌بزرگي‌كه‌در حاشيه‌تهران‌كه‌الان‌ما (4) شهر جديد داريم‌و (4) شهر قديمي‌مثل‌ورامين‌و امثال‌اينها را هم‌درحال‌توسعه‌منطقه‌اي‌هستيم‌كه‌درواقع‌(8) نقطه‌توسعه‌اي‌جديد كنترل‌شده‌براي‌مهار توسعه‌تهران‌مي‌شود، در كنار اصفهان‌(3) شهر جديد، در كنار مشهد (2) شهر جديد، در كنار تبريز (1) شهر جديد و در كنار بقيه‌شهرهاي‌بزرگ‌هم‌كمابيش‌شهرهاي‌جديد را ما طراحي‌و سرمايه‌گذاري‌كرده‌ايم‌، الان‌ساخت‌و ساز را در اينها انجام‌مي‌دهيم‌. خواهش‌ما اين‌است‌نمايندگاني‌كه‌علاقه‌مندند در اين‌زمينه‌زحمت‌بكشند و تلاش‌بكنند، از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌استفاده‌كنند و درجهت‌پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌با ابزار كارشناسي‌و تجربياتي‌كه‌در دنيا رخ‌داده‌است‌، براي‌بهره‌برداري‌هرچه‌بيشتر از سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌و عمومي‌ان‌شاءالله طرحهاي‌بهتري‌تهيه‌و به‌صحن‌مجلس‌تقديم‌بشود، تشكر مي‌كنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، كميسيون‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 يك‌موضوعي‌كه‌هميشه‌نمايندگان‌محترم‌در تصويب‌طرحها و لوايح‌مورد نظر داشته‌اند (كه‌موضوع‌مهمي‌است‌) اين‌بوده‌است‌كه‌وقتي‌قانوني‌در مجلس‌به‌تصويب‌مي‌رسد اين‌موضوع‌را درنظر داشته‌اند كه‌قانون‌در جامعه‌قابل‌اجراء و براي‌جامعه‌سودمند باشد. هرچند كه‌اين‌طرح‌ظاهري‌فريبا دارد، اما واقعاً نه‌تنها در جامعه‌قابليت‌اجراء ندارد، بلكه‌معضلات‌فراواني‌را هم‌ايجاد مي‌كند بخاطر اينكه‌كار كارشناسي‌كامل‌و جامع‌روي‌آن‌صورت‌نگرفته‌. حتي‌در فرمايشات‌مخالفين‌رد هم‌عزيزان‌مطالبي‌را فرمودند كه‌اشكالاتي‌به‌طرح‌وارد بود. چون‌مخالفين‌و موافقين‌محترم‌توضيحات‌كافي‌را دادند من‌خيلي‌بحث‌نمي‌كنم‌، اما ماده‌به‌ماده‌اين‌طرح‌دچار اشكال‌است‌.
 در طرح‌ساختمان‌سازي‌كه‌دنيا الان‌بخصوص‌در جاهايي‌كه‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌است‌دارد در ارتفاع‌مشكل‌را حل‌مي‌كند ما چطور بياييم‌طرحي‌را تصويب‌كنيم‌و اين‌كار را محدود كنيم‌؟ حالا من‌به‌بحث‌خلافهايي‌كه‌در برج‌سازي‌و اينها صورت‌گرفته‌و بعضي‌از ضوابط‌رعايت‌نشده‌، كاري‌ندارم‌. اما شما اين‌موضوع‌را درنظر بگيريد، در دنيا يكي‌از راه‌حلهاي‌مشكل‌مسكنشان‌اين‌بوده‌كه‌در ارتفاع‌ساخته‌اند. در تهران‌شما خيلي‌زمين‌داريد؟ در اصفهان‌خيلي‌زمين‌داريد؟ حتي‌در شهرهاي‌كوچك‌شما گاهي‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌هستيد. چگونه‌است‌كه‌ما الان‌بياييم‌يكدفعه‌بيش‌از (4) طبقه‌را ممنوع‌كنيم‌؟
 در بحث‌توسعه‌دانشگاهها، خوب‌بله‌، بحث‌خوبي‌است‌بايد براي‌اجراي‌عدالت‌اجتماعي‌آموزش‌عالي‌كه‌ريشه‌و مبناي‌توسعه‌است‌در شهرهاي‌ديگر هم‌گسترش‌پيدا كند. اما (20) درصدي‌كه‌مي‌خواهد برود، (20) درصد آزمايشگاه‌است‌، (20) درصد استاد است‌، اصلاً امكانپذير هست‌؟!
 از طرفي‌دولت‌در اين‌خصوص‌توضيح‌كافي‌ندادند. در شوراي‌گسترش‌يك‌مصوبه‌اي‌است‌كه‌در اين‌مصوبه‌نظر طراحان‌را هم‌تأمين‌مي‌كند كه‌ من‌به‌اين‌اشاره‌مي‌كنم‌:
 ضرورت‌دارد تأسيس‌واحدهاي‌جديد در شهرهاي‌بزرگ‌ممنوع‌شده‌و در صورت‌لزوم‌واحدهاي‌موجود تقويت‌شوند. توسعه‌دانشگاههاي‌موجود در شهرهاي‌بزرگ‌، تنها در مقاطع‌كارشناسي‌ارشد و دكترا، حسب‌ضرورت‌در رشته‌هاي‌جديد كارشناسي‌صورت‌پذيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارشناسي‌در دانشگاههاي‌موجود شهرستانها صورت‌گيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارداني‌براي‌دستگاههاي‌اجرايي‌در شهرستانها صورت‌بگيرد.
 اين‌مصوبه‌شوراي‌گسترش‌است‌. وزير آموزش‌عالي‌امضاء كرده‌، دبير شورا هم‌امضاء كرده‌. يعني‌اگر همين‌را بخواهند اجراء بكنند اهداف‌طراحان‌در اين‌نهفته‌است‌و قابل‌اجراست‌.
 از طرفي‌بنده‌يك‌نامه‌اي‌را خدمت‌رياست‌محترم‌مجلس‌دادم‌كه‌(20) نفر از طراحان‌نظر و امضايشان‌را پس‌گرفتند يعني‌مخالفت‌خودشان‌را با اين‌طرح‌اعلام‌كردند.
 خباز ـ  نامه‌را شما به‌رياست‌محترم‌نوشته‌ايد، آنها كه‌ننوشته‌اند.
 مهدوي‌ـ  من‌خدمت‌آقاي‌رئيس‌دادم‌... در بحث‌بيمارستانها (آقاي‌عبدالعلي‌زاده‌توضيح‌دادند) واقعاً بحث‌توسعه‌يك‌بيمارستان‌در تهران‌كه‌بعضي‌از ديگر عزيزان‌هم‌توضيح‌دادند، مگر امكان‌دارد؟ مثلاً ما در يك‌بخش‌جراحي‌كه‌احتياج‌داريم‌كار را تكميل‌كنيم‌بگوييم‌كه‌ توسعه‌ممنوع‌است‌؟ اين‌امكانپذير است‌؟
 در نتيجه‌عزيزان‌! بهيچوجه‌كار كارشناسي‌روي‌طرح‌انجام‌نگرفته‌، پخته‌نيست‌. ما در آينده‌نه‌چندان‌دور برنامه‌سوم‌توسعه‌را مورد بررسي‌قرار خواهيم‌داد، مقبول‌آن‌است‌كه‌كار كارشناسي‌بشود، بخصوص‌اين‌در برنامه‌سوم‌توسعه‌ديده‌بشود. همه‌ما با تمركززدايي‌موافقيم‌، دنبال‌اين‌هستيم‌كه‌عدالت‌اجراء بشود، اما يك‌كاري‌كامل‌و پخته‌كه‌در جامعه‌قابل‌اجراء باشد و مشكلات‌و معضلات‌براي‌مردم‌و دولت‌ايجاد نكند و لذا درخواستم‌از عزيزان‌اين‌است‌كه‌به‌رد اين‌طرح‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌عليكم‌
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر. البته‌نمايندگان‌محترم‌توجه‌دارند كه‌ما براي‌اصل‌طرح‌رأي‌مي‌گيريم‌. حضار 212 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با اصل‌طرح‌و كليات‌موافق‌هستند قيام‌بفرمايند (عده‌كمي‌برخاستند) تصويب‌نشد.
 
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌
 نايب‌رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  چون‌مخبر تشريف‌ندارند، نايب‌رئيس‌كميسيون‌بفرماييد.
 محمود آستانه‌ (نايب‌رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌) ـ
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(762) كه‌به‌اين‌كميسيون‌بعنوان‌كميسيون‌اصلي‌ارجاع‌شده‌بود با حضور نمايندگان‌دستگاههاي‌ذيربط‌مورد بحث‌و تبادل‌نظر قرار گرفت‌و در جلسه‌مورخ‌30/1/77 كليات‌آن‌به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌را به‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌تقديم‌مي‌نمايد.
 رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌ـ سيدمرتضي‌نبوي‌
 (ضمناً گزارش‌كميسيون‌فرعي‌امور نهادهاي‌انقلاب‌تا اين‌تاريخ‌واصل‌نشده‌است‌).
 قانوني‌در سال‌73 تحت‌عنوان‌«قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌شركتها و كارخانجات‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌» در مجلس‌تصويب‌شد. در مواد اين‌قانون‌، كيفيت‌اجراي‌آن‌كمابيش‌مشخص‌شده‌، هرچند كه‌در اجراء مشكلاتي‌هم‌وجود داشته‌، ولي‌آن‌چيزي‌كه‌پيام‌لايحه‌است‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌، دولت‌اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» را درخواست‌كرده‌. در آن‌زماني‌كه‌قانون‌تصويب‌مي‌شد اين‌بحث‌در مجلس‌مطرح‌شد و بعضي‌از نمايندگان‌محترم‌ پيشنهاد دادند كه‌(10) درصد از سهامي‌هم‌كه‌واگذار مي‌شود به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد. منتها اينجا اين‌بحث‌به‌اين‌كيفيت‌كه‌در ماده‌واحده‌آمده‌، عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، عبارت‌«موضوع‌اين‌قانون‌» و در ماده‌(8) آن‌پس‌از واژه‌«كارگران‌» اضافه‌شود. اين‌بحث‌در كميسيون‌اقتصاد مورد بحث‌قرار گرفت‌، نظراتي‌هم‌از دستگاههاي‌اجرايي‌گرفته‌شد و نظر دولت‌در كميسيون‌اقتصاد مورد تصويب‌قرار گرفت‌. يعني‌با اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌، موافقت‌شد كه‌چنانچه‌سهامي‌از طريق‌اين‌قانون‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌واگذار مي‌شود، (10) درصد از آن‌سهام‌هم‌مي‌تواند براساس‌آن‌شرايطي‌كه‌قانون‌و آيين‌نامه‌اجرايي‌آن‌مشخص‌كرده‌به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد.
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر. اين‌لايحه‌مخالف‌ندارد، بنابراين‌موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كند. كميسيون‌صحبت‌كردند، نماينده‌دولت‌بفرماييد.
 آشنا  (معاون‌حقوقي‌و امور مجلس‌وزارت‌امور اقتصادي‌ و دارايي‌) ـ  
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مجلس‌محترم‌مستحضر هستند در قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، در ماده‌(6) پيش‌بيني‌شده‌كه‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد و (33) درصد به‌كارگران‌همان‌واحد واگذار بشود. در ماده‌(6) همين‌قانون‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌هر كارگر و ايثارگر اعم‌از رزمنده‌و بسيجي‌مي‌توانند تا (2) ميليون‌ريال‌سهم‌را به‌قيمت‌ميانگين‌قيمت‌واگذاري‌و قيمت‌پايه‌دريافت‌بكنند و (5) ميليون‌ريال‌سهام‌هم‌مي‌توانند به‌قيمت‌پايه‌كارشناسي‌خريداري‌كنند، يعني‌بجاي‌اينكه‌در مزايده‌شركت‌بكنند.
 در اينجا با اينكه‌اجازه‌داده‌شده‌به‌كارمندان‌همان‌واحد هم‌سهم‌واگذار بشود، اين‌امتيازاتي‌كه‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌، از نظر اينكه‌در حقيقت‌يك‌(2) ميليون‌ريال‌و يك‌(5) ميليون‌ريال‌با تخفيف‌به‌آنها سهم‌فروخته‌بشود، از قلم‌افتاده‌.
 از طرفي‌در ماده‌(8) هم‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌براي‌خريد اين‌سهام‌تا يك‌سقفي‌تسهيلات‌بانكي‌به‌كارگران‌واگذار بشود. در مورد كارگران‌و كارمندان‌، باز همين‌در ماده‌(8) از قلم‌افتاده‌. درحقيقت‌پيام‌اين‌لايحه‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌واگذاري‌سهام‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد واگذار مي‌شود تا بتوانند از اين‌(2) امتيازي‌كه‌در تبصره‌ماده‌ (6) و در ماده‌(8) قانون‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌در حقيقت‌تا (700) هزار تومان‌سهم‌به‌قيمت‌ارزان‌تري‌خريداري‌كنند و از تسهيلات‌بانكي‌هم‌براي‌خريد استفاده‌بكنند، اين‌امتياز هم‌براي‌كارمندان‌اضافه‌بشود با توجه‌به‌اينكه‌مجلس‌محترم‌هميشه‌عنايت‌داشته‌اند كه‌كارمندان‌قشري‌هستند كه‌با درآمد ثابت‌و در مقابل‌نوسانات‌قيمتها و تورم‌آسيب‌پذير هستند، همان‌نظر تخفيف‌و لطف‌و عنايتي‌كه‌دولت‌و مجلس‌به‌كارگران‌داشته‌اند قطعاً به‌كارمندان‌دولت‌هم‌كه‌وضع‌مشابهي‌را با كارگران‌دارند خواهند داشت‌و اين‌فقط‌يك‌سقف‌بوده‌و از قلم‌افتاده‌و با پيشنهاد مجدد دولت‌و تصويب‌كميسيون‌محترم‌اقتصاد و دارايي‌در صورتيكه‌مجلس‌محترم‌هم‌تصويب‌بكند، اين‌امتياز براي‌كارمندان‌هم‌برقرار خواهد شد و نقص‌قانون‌فعلي‌مرتفع‌خواهد شد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر، شور اول‌است‌، كليات‌مطرح‌است‌. حضار 204 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با كليات‌لايحه‌اي‌كه‌مطرح‌شد موافقند قيام‌ بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد، خيلي‌متشكر.
 
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌
 غائبين‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌:مصطفي‌ احمديه‌ـ سيدعليرضا افقهي‌ـ منوچهر الياسي‌ـ عبدالغفار شجاع‌ـ محسن‌مجتهد شبستري‌و جهانبخش‌محبي‌نيا.
 تأخيركنندگان‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌: غلام‌حيدر ابراهيم‌باي‌سلامي‌(21 دقيقه‌) ـ علي‌احمدي‌(19 دقيقه‌) ـ علي‌باغبانيان‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجواد باقرزاده‌(18 دقيقه‌) ـ طاهر آقابرزگرتيكمه‌داش‌(18 دقيقه‌) ـ منوچهر بهنيا (20 دقيقه‌) ـ امين‌بيانك‌(يك‌ساعت‌و 20 دقيقه‌) ـ احمد پيش‌بين‌(17 دقيقه‌) ـ عبدالله حاجياني‌(25 دقيقه‌) ـ سيدمحمد حسيني‌(16 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌خزائي‌(19 دقيقه‌) ـ محمد خواجه‌پور (21 دقيقه‌) ـ مجيد دبستاني‌(18 دقيقه‌) ـ عبدالعزيز دولتي‌بخشان‌(27 دقيقه‌) ـ محمدباقر ذاكري‌(16 دقيقه‌) ـ حسن‌رزميان‌مقدم‌ (16 دقيقه‌) ـ عبدالمحمد رستاد (24 دقيقه‌) ـ سيداحمد رسولي‌نژاد (18 دقيقه‌) ـ سيدابوفاضل‌رضوي‌اردكاني‌(32 دقيقه‌) ـ قاسم‌رمضانپورنرگسي‌(39 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجاسم‌ساعدي‌(20 دقيقه‌) ـ فريدون‌سليمي‌نيا (16 دقيقه‌) ـ سيدمحمدمهدي‌شاهرخي‌(40 دقيقه‌) ـ سيدماشاءالله شكيبي‌(20 دقيقه‌) ـ محمدرضا فاكر (21 دقيقه‌) ـ محمدشريف‌فتوحي‌(21 دقيقه‌) ـ كوروش‌فولادي‌(50 دقيقه‌) ـ محمدرئوف‌قادري‌(28 دقيقه‌) ـ صمد قاسمپور (21 دقيقه‌) ـ حسينعلي‌قاسم‌زاده‌(20 دقيقه‌) ـ عبدالله قاسمي‌پور (18 دقيقه‌) ـ محمد قمي‌(18 دقيقه‌) ـ حميد كريمي‌(18 دقيقه‌) ـ محمد كريميان‌(16 دقيقه‌) ـ ابراهيم‌كريمي‌(16 دقيقه‌) ـ عليرضا محجوب‌(يك‌ساعت‌و 17 دقيقه‌) ـ سيدمحمدتقي‌محصل‌همداني‌(17 دقيقه‌) ـ محمدابراهيم‌مداحي‌(17 دقيقه‌) ـ غلامرضا معتمدي‌نيا (19 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌مفتح‌(دو ساعت‌و 3 دقيقه‌) ـ علي‌موحدي‌ساوجي‌(16 دقيقه‌) ـ ميرفخرالدين‌موسوي‌ننه‌كران‌(28 دقيقه‌) ـ علي‌نعمت‌زاده‌(18 دقيقه‌) ـ مقداد نجف‌نژاد (يك‌ ساعت‌و 57 دقيقه‌) و خانمها: فاطمه‌رمضان‌زاده‌(21 دقيقه‌) ـ منيره‌نوبخت‌(30 دقيقه‌) و فائزه‌هاشمي‌بهرماني‌(20 دقيقه‌).
 
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌
 نايب‌رئيس‌ـ  عنايت‌داريد كه‌ما روز سه‌ شنبه‌جلسه‌غير علني‌غير رسمي‌داريم‌ولي‌جلسه‌رسمي‌ما ان‌شاءالله چهارشنبه‌ساعت‌(8) صبح‌خواهد بود و دستور هم‌ادامه‌دستور هفتگي‌است‌، ختم‌جلسه‌اعلام‌مي‌شود.
 
 (جلسه‌ساعت‌17/11 پايان‌يافت‌)
 
 رئيس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 علي‌اكبر ناطق‌نوري‌
 جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌ 20 ارديبهشت‌ ماه‌1377 هـجري‌شمسي‌
                                     (189)             13 محـرم‌الحـرام‌ 1418 هـجري‌قمري‌
 مشروح‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
دوره‌پنجم‌ـ اجلاسيه‌دوم‌
 1377 ـ 1376
 صورت‌مشروح‌مذاكرات‌جلسه‌علني‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌ 1377
 
             فهرست‌مندرجات‌ :
 


 


 


 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌.
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد.
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌.
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌.
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور.
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور).
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌.
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌ آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر.
 9  ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌ اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌.
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌.



 
 «جلسه‌ساعت‌هشت‌و بيست‌و دو دقيقه‌به‌رياست‌ آقاي‌علي‌اكبر ناطق‌نوري‌رسميت‌يافت‌»
 
 اداره‌تدوين‌مذاكرات‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌


 


 


 



 1 ـ اعلام‌رسميت‌و دستور جلسه‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 جلسه‌با حضور 206 نفر رسمي‌است‌، دستور جلسه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 دستور جلسه‌صد و هشتاد و نهم‌روز يكشنبه‌بيستم‌ارديبهشت‌ ماه‌1377 مطابق‌با سيزدهم‌محرم‌الحرام‌1419:
 1 ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌).
 2 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 3 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 4 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌مشترك‌بهداري‌و بهزيستي‌و شوراها و امور داخلي‌كشور در مورد طرح‌عدم‌ممنوعيت‌استخدام‌دارندگان‌معافيت‌پزشكي‌.
 5 ـ گزارش‌كميسيون‌بهداري‌و بهزيستي‌در مورد لايحه‌الحاق‌دولت‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌به‌كنوانسيون‌مواد روانگردان‌.
 6 ـ گزارش‌شور دوم‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌تشكيل‌شوراي‌عالي‌اشتغال‌.
 7 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور برنامه‌و بودجه‌در مورد رد طرح‌صرفه‌جويي‌در طرحهاي‌عمراني‌كشور.
 8 ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور قضايي‌و حقوقي‌در مورد طرح‌اصلاح‌ماده‌(1) قانون‌نحوه‌اجراي‌محكوميتهاي‌مالي‌و تبصره‌هاي‌آن‌.
 
 2 ـ تلاوت‌آياتي‌از كلام‌الله مجيد
 رئيس‌ـ  تلاوت‌كلام‌الله مجيد.
 ( آيات‌زير از سوره‌مباركه‌«توبه‌» توسط‌قاري‌، آقاي‌قره‌شيخلو تلاوت‌گرديد )
 اَللّ'هُمَ صَلِّ عَلي‌' مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ
 اَعُوذُ بِاللهِ مِنَ الشَّيْط'انِ الرَّجيمْ
 رَضُوا بِـاَنْ يَّكُونُوا مَعَ الْخَو'الِفِ وَ طُبِعَ عَلي‌' قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا'يَفْقَهُونَ * ل'كِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ 'امَنُوا مَعَهُ جـ'اهَدُوا بِـاَمْو'الِـهِمْ وَ اَنْفُسِـهِمْ وَ اوُل'´ئِكَ لَهُمُ الْخَيْر'اتُ وَ اوُل'´ئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ * اَعَدَّاللهُ لَهُمْ جَنّ'اتٍ تَجْري‌مِنْ تَحْتِهَا الاْ َنْهـ'ارُ خـ'الِدينَ فيهـ'ا ذ'لِكَ الْفَوْزُ الْعَظيمُ * وَ جـ'آءَ الْمُعَذِّرُونَ مِنَ الاْ َعْر'ابِ لِيُؤْذَنَ لَهُمْ وَ قَعَدَ الَّذينَ كَذَبُوا اللهَ وَ رَسُولَهُ سَيُصيبُ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْهُمْ عَذ'ابٌ اَليمٌ * لَيْسَ عَليَ الضُّعَـفـ'آءِ وَ لا'عَليَ الْمَرْضي‌' وَ لا'عَليَ الَّذينَ لا'يَجِدُونَ مـ'ا يُنْفِقُونَ حَرَجٌ اِذ'ا نَصَحُوا للهِ ِ وَ رَسُولِـهِ مـ'ا عَليَ الُْمحْسِنينَ مِنْ سَبيلٍ وَّاللهُ غَفُورٌ رَّحيمٌ *
 ( صَدَقَاللهُالْعَليُّ الْعَظيمْ  ـ حضار صلوات‌فرستادند )
 رئيس‌ـ  احسنت‌، متشكر.
 
 3 ـ ناطقين‌قبل‌از دستور آقايان‌: اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ سيدحسين‌شريفي‌ـ يوسف‌داودي‌و محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌
 رئيس‌ـ  ناطقين‌قبل‌از دستور را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ناطقين‌قبل‌از دستور جلسه‌امروز عبارتند از:
 ـ جناب‌آقاي‌رئيسي‌دهكردي‌نماينده‌محترم‌شهركرد.
 ـ جناب‌آقاي‌اللهقلي‌زاده‌نماينده‌محترم‌كليبر.
 ـ جناب‌آقاي‌موسوي‌نماينده‌محترم‌ايذه‌كه‌سه‌دقيقه‌از وقتشان‌را به‌جناب‌آقاي‌داودي‌نماينده‌محترم‌نجف‌آباد داده‌اند.
 ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌عباسي‌نماينده‌محترم‌نهاوند (كه‌بمدت‌پنج‌دقيقه‌وقت‌دارند).
 جناب‌آقاي‌رئيسي‌بفرماييد.
 اصغر رئيسي‌دهكردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عاشورايي‌ديگر بر ما گذشت‌، عاشوراي‌حسيني‌را كه‌بيانگر قويترين‌و ماندگارترين‌نهضت‌تاريخ‌بشريت‌براي‌تداوم‌حيات‌اسلام‌ناب‌محمدي‌ (حضار صلوات‌فرستادند) به‌بركت‌خون‌مقدس‌فرزند پيامبر اسلام‌و يارانش‌است‌، تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در كربلا و روز عاشورا اثبات‌شد كه‌جناح‌حسين‌و حسينيان‌كه‌جناح‌خدا و حفظ‌ارزشها و تكيه‌بر اصول‌است‌و هر كس‌را هم‌شايستگي‌عضويت‌در آن‌نيست‌، پيروز است‌ولو تعدادشان‌اندك‌باشد. اما جناح‌يزيد و يزيديان‌كه‌جناح‌شيطان‌و دنياپرستي‌و مقام‌خواهي‌است‌و هر فرد هم‌مي‌تواند عضوش‌باشد حتي‌شمر، محكوم‌به‌شكست‌و رسوايي‌است‌. بنظر اين‌خدمتگزار جزء نكاتي‌بشرح‌زير قابل‌ذكر است‌:
 اي‌كسانيكه‌پيرو حسين‌هستيد و در تداوم‌راه‌سرخ‌او به‌خط‌امام‌راحل‌ـ قدس‌سره‌ـ و ادامه‌دهنده‌راه‌او كه‌همانا رهبر معظم‌انقلاب‌است‌مي‌رسيد. شمايي‌كه‌محور حاكم‌بر روح‌روابطتان‌خدا و هم‌و غمتان‌حفظ‌ارزشها و تداوم‌انقلاب‌است‌، اگر چه‌عضو گروههاي‌سياسي‌متفاوتي‌هستيد و هر آنكس‌را كه‌چنين‌باور و انديشه‌اي‌دارد و حافظ‌ارزشها و پاسدار انقلاب‌است‌از خود مي‌دانيد حتي‌اگر در جناحتان‌نباشد، شما را چه‌ شده‌كه‌به‌قصد حذف‌همديگر و نابودي‌جناحهاي‌يكديگر بر هم‌مي‌تازيد؟ چه‌شده‌است‌كه‌شما ياوران‌امام‌راحل‌و همسنگران‌رهبر معظم‌انقلاب‌بدترين‌گفتارها را نثار هم‌مي‌كنيد و اسمش‌را انتقاد و اختلاف‌سليقه‌مي‌گذاريد؟ با اين‌شيوه‌عملتان‌، به‌غير از دشمنان‌اسلام‌و انقلاب‌چه‌كسي‌را خرسند مي‌سازيد؟ شما كه‌بهتر مي‌دانيد هر حركت‌، رفتار و گفتاري‌كه‌موجب‌شادي‌استكبار گردد و او را به‌وجد آورد و به‌تعريفتان‌بنشيند ضرر انقلاب‌را به‌همراه‌دارد و به‌سود مسلمانان‌نيست‌و بالعكس‌هر عمل‌و گفتار و تصميمي‌كه‌باعث‌ناراحتي‌و عصبانيت‌شيطان‌بزرگ‌شود، نفع‌انقلاب‌و مردم‌را در خود دارد. پس‌بياييد براي‌تقويت‌انقلاب‌و خرسندي‌مردم‌شريف‌و آزاده‌و كمك‌به‌رياست‌محترم‌جمهور دست‌از تخريب‌هم‌برداريد و در خط‌امام‌راحل‌و پشت‌سر رهبر همانند بنيان‌مرصوص‌براي‌اقامه‌حدود الهي‌و برقراري‌عدالت‌در همه‌ابعاد و زواياي‌نظام‌مقدس‌اسلامي‌متحد شويد و بدين‌سان‌دشمنان‌اسلام‌و مسلمين‌را هم‌مأيوس‌نماييد. بياييد قانون‌اسلام‌را در جامعه‌حاكم‌نماييد و خطاي‌خطاكاران‌را با معيار و ملاكهاي‌خدايي‌بسنجيد و نه‌وابستگي‌جناحي‌. خطاكاران‌را همانند گذشته‌نه‌چندان‌دور كه‌حتي‌مرجع‌تقليدش‌را هم‌محاكمه‌كردند در صورت‌اثبات‌خطاء به‌جزاي‌اعمالشان‌برسانيد تا باعث‌اميدواري‌بيشتر مردم‌گردد. بياييد كاري‌كنيد تا زخم‌خوردگان‌، جاسوسان‌، زراندوزان‌، قدرت‌طلبان‌، مقام‌پرستان‌و سرسپردگان‌به‌بيگانه‌در جو پديد آمده‌و در ضعف‌كار فرهنگي‌نشده‌با وجود تهاجم‌فرهنگي‌نتوانند مغزهاي‌سالم‌و تشنه‌جوانان‌را مورد حمله‌قرار دهند. بياييد مصاديق‌نوكيسه‌هاي‌نوظهور را به‌مردم‌بشناسانيد و حق‌مردم‌عزيز را از حلقوم‌گرگ‌صفتشان‌بيرون‌بكشيد. بياييد به‌دردهاي‌مردم‌برسيد و براي‌نجات‌آنان‌از چنگال‌ناميمون‌مشكلات‌چاره‌انديشي‌كنيد، بياييد هشدارها و رهنمودهاي‌امام‌و رهبر انقلاب‌را بيش‌از پيش‌مد نظر قرار دهيد و براي‌عملي‌شدنشان‌همت‌نماييد. مردم‌شهيد پرور كه‌خواهان‌اجراي‌فرامين‌آنانند، چه‌كساني‌مانعند و حامي‌نيستند؟ آنان‌را طرد كنيد. مگر جامعه‌ما مشكل‌كم‌دارد كه‌هر روز به‌بهانه‌اي‌جوي‌پديد مي‌آيد و آرامش‌آن‌را كه‌بيشتر از پيش‌به‌آن‌نياز است‌برهم‌مي‌زند. بياييد بجاي‌برهم‌زدن‌آرامش‌جامعه‌، كساني‌را كه‌دنبال‌تشنج‌آفريني‌هستند و در فكر تحريك‌مردم‌و فشار از طرف‌بالا به‌مسؤولان‌نظام‌، ارشاد نماييد و اگر امروز چنين‌نكنيد فردا دير است‌چرا كه‌شيطان‌صفتان‌در كمينند تا همانند گرگان‌درنده‌به‌جان‌ما بيفتند و از تداوم‌تشنج‌در جامعه‌ترفندي‌براي‌خود ببندند. بالاخره‌بياييد هر چه‌فرياد داريد بر سر آمريكا بكشيد تا برايمان‌دايه‌دلسوزتر از مادر جلوه‌نكند.
 در ارتباط‌با حوزه‌انتخابيه‌ام‌كه‌جزيي‌از استاني‌واقع‌در دامنه‌هاي‌زاگرس‌است‌و مردمش‌سربلند و استوار همانند كوههاي‌زاگرس‌، مطالبي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 هيأت‌محترم‌دولت‌! بدون‌هيچگونه‌شكي‌حق‌مسلم‌و منطقي‌شماست‌كه‌افرادي‌توانمند، شايسته‌، متعهد و كارآمد را براي‌همكاري‌از بين‌تمامي‌نيروهاي‌همدل‌و هماهنگ‌با خودتان‌به‌تصدي‌امور منصوب‌نماييد تا ان‌شاءالله اهداف‌بلند رياست‌محترم‌و معزز جمهور را پياده‌نماييد و قولهايشان‌را كه‌در شعارهاي‌انتخاباتي‌به‌مردم‌شرافتمند و شايسته‌دادند عملي‌سازيد. اما آيا اين‌انتصابها را الزاماً به‌رده‌هاي‌مياني‌و پاييني‌هم‌بايد بسط‌دهيد و يا در گزينشها، خلاف‌باور رياست‌محترم‌جمهور كه‌معتقد به‌فراجناحي‌هستند عمل‌كنيد؟ وبالاترين‌و مهمترين‌معيار انتخاب‌نيرويتان‌را طرفداري‌انتخاباتي‌قرار دهيد؟ آنهم‌در استاني‌مانند استان‌چهارمحال‌وبختياري‌كه‌(14) بار استاندارش‌تعويض‌شده‌است‌. بالطبع‌در اكثر سازمانهاي‌آنهم‌اين‌تغييرات‌اثر داشته‌و با اين‌بي‌ثباتي‌در مديريت‌استان‌چگونه‌امورش‌در قالب‌كارشناسي‌و دقيق‌و علمي‌و بر پيكره‌صحيح‌در جهت‌توسعه‌پيش‌بايد برود كه‌نرفته‌و نخواهد رفت‌.
 بعضي‌دستگاههاي‌خدمات‌رسان‌بر ميزان‌دريافتي‌شان‌از مردم‌افزوده‌اند و به‌جز آنچه‌كه‌در برنامه‌ديده‌شده‌به‌مردم‌اجحاف‌مي‌دارند بنظر مي‌رسد كه‌مهار تورم‌لجام‌گسيخته‌از كف‌رفته‌و مردم‌در تنگناي‌دردناك‌گرفتارند كه‌مردم‌شريف‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌از اين‌بلا به‌دليل‌درآمدهاي‌ناچيز كه‌اكثراً زير خط‌فقرند بيشتر صدمه‌ديده‌و مي‌بينند. براي‌زيستن‌در حداقل‌استانداردهاي‌حياتي‌تحت‌فشارهاي‌كمرشكن‌توانشان‌اندك‌شده‌و فراهم‌نمودن‌اين‌حداقل‌هم‌براي‌اكثرشان‌قابل‌حصول‌نيست‌.
 اميد است‌با اتخاذ تصميمات‌لازم‌و يافتن‌راه‌كارهاي‌عملي‌منطبق‌بر عدالت‌اجتماعي‌باعث‌افزايش‌توان‌مردم‌و مانع‌ازياد بيشتر فاصله‌ آنان‌در جهت‌منفي‌با خط‌فقر گرديد. با كمال‌تأسف‌ميزان‌سرمايه‌گذاريهاي‌ملي‌در زمينه‌هاي‌صنعتي‌و كشاورزي‌و كلاً اقتصادي‌در استان‌تقريباً صفراست‌اگر كاري‌هم‌شده‌توسط‌بخش‌خصوصي‌بوده‌است‌. لذا مسأله‌بيكاري‌قشر جوان‌كه‌موجب‌سردرگمي‌و يأس‌مسلط‌شده‌برآنان‌نسبت‌به‌آينده‌است‌و اين‌خود زمينه‌ساز بعضي‌رفتارهاي‌ناهنجار در تعدادي‌گرديده‌كه‌با رشد مصرف‌مواد مخدر در منطقه‌، خانواده‌هاي‌عزيز را هم‌به‌اضطراب‌مبتلا ساخته‌، راهي‌بجز نيل‌سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌ بطرف‌منطقه‌و نيز كمك‌به‌بخش‌خصوصي‌براي‌به‌ثمر رساندن‌طرحهاي‌وامانده‌وجود ندارد كه‌تسريع‌در عمليات‌اجرايي‌طرحهايي‌مثل‌الفين‌(5) و ( D.O.P ) شايد گره‌گشا واقع‌ گردد.
 در زمينه‌آب‌، نيك‌مي‌دانيد استان‌منشاء توليد حدود (11) ميليارد مترمكعب‌آب‌است‌اما شهرستان‌شهركرد از جمله‌مناطقي‌است‌كه‌از بي‌آبي‌سخت‌در مضيقه‌است‌و سرمايه‌گذاري‌در زمينه‌هاي‌آبخيزداري‌و تأمين‌آب‌شرب‌و كشاورزي‌تقريباً هيچ‌. لذا استدعاي‌تعجيل‌در رساندن‌آب‌شرب‌شهركرد از سرچشمه‌كوهرنگ‌و تأمين‌آب‌كشاورزي‌منطقه‌با تقليل‌و تجديدنظر در مبلغ‌آب‌بهايي‌كه‌از مردم‌عزيز مطالبه‌مي‌كنيد را دارد و تأكيد بر استقلال‌آب‌استان‌. نظر به‌اينكه‌رودخانه‌، زاينده‌رود از اين‌شهرستان‌گذر مي‌كند (رئيس‌ـ يك‌دقيقه‌وقت‌داريد) ان‌شاءالله تمهيداتي‌انديشيده‌شود تا با عبور آب‌از رودخانه‌، مردم‌تشنه‌لب‌، گرد زمين‌تشنه‌نگردند.
 نياز است‌كه‌مركز استان‌به‌شبكه‌راه‌آهن‌متصل‌شود و راه‌بندر تا بندر از طريق‌داران‌ـ شهركرد ـ بروجن‌بگذرد كه‌اگر چه‌دولت‌از نظر بودجه‌با مشكل‌روبرواست‌اما اميد است‌با حل‌مشكل‌، اين‌انتظار و توقع‌مردم‌مورد اجابت‌واقع‌گردد.
 با توجه‌به‌سردسير بودن‌منطقه‌استدعاي‌تعجيل‌در عمليات‌اجرايي‌گاز در شهرهايي‌مثل‌سامان‌، بُن‌و سورشجان‌را دارد و نيز جهت‌گازرساني‌به‌مناطق‌روستايي‌از خوي‌تا سودجان‌و از نافچ‌و وردنجان‌تا هرچگان‌و بارده‌و روستاهايي‌در حاشيه‌زاينده‌رود و همچنين‌بهرام‌آباد و طاقانك‌و شمس‌آباد اقدام‌عاجل‌مورد انتظار و استدعاست‌.
 مناطقي‌مثل‌فرخشهر و هفشجان‌شايستگي‌بخشداري‌دارند و لياقت‌تأسيس‌دواير دولتي‌، اميد است‌به‌شايستگيها و نيازهاي‌اين‌مناطق‌هم‌توجهي‌گردد.
 توسعه‌دانشگاه‌شهركرد در زمينه‌تأسيس‌رشته‌هاي‌فني‌و مهندسي‌و نيز دانشگاه‌پزشكي‌براي‌رشته‌هاي‌تخصصي‌مورد استدعاست‌.
 در رابطه‌با رفع‌كمبود فضاهاي‌آموزشي‌شهرستان‌و نيز اختصاص‌امكانات‌آموزشي‌و ورزشي‌به‌منطقه‌اقدام‌اصولي‌و عاجل‌را استدعا مي‌نمايد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ ـ  متشكر، ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌قلي‌زاده‌بفرماييد.
 قلي‌اللهقلي‌زاده‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 « الحمدلله الذي‌هدينا لهذا و ما كنا لنهتدي‌لولا ان‌هديناالله »
 « السلام‌عليك‌يا اباعبدالله »
 محرم‌ماه‌پيروزي‌خون‌بر شمشير است‌. ماهي‌است‌كه‌در آن‌گروهي‌انسان‌پاكباخته‌و فداكار با دست‌شستن‌از گوهر هستي‌خويش‌دشمن‌غدار اسلام‌را به‌زانو درآوردند و اسلام‌را كه‌مي‌رفت‌تا در اثر درآميختگي‌با انواع‌باطل‌ها و خرافات‌از درون‌تهي‌شود و از بين‌برود در طول‌تاريخ‌ماندگار ساختند و بعد از قريب‌(15) قرن‌فراز و نشيب‌مجدداً به‌رهبري‌ابرمردي‌از سلاله‌پاك‌اباعبداللهالحسين‌ـ 7 ـ توانسته‌است‌بعنوان‌تنها مكتب‌رهايي‌بخش‌به‌درخشش‌و تجلي‌بنشيند. اكنون‌كه‌در اثر جانفشانيهاي‌امام‌حسين‌ـ 7 ـ و (72) تن‌از ياران‌باوفايش‌نهال‌اسلام‌عزيز تناور گشته‌و انقلاب‌اسلامي‌ايران‌بصورت‌تجلي‌گاه‌اسلام‌ناب‌محمدي‌(ص‌) درآمده‌(حضارصلوات‌فرستادند) و بعنوان‌امانت‌به‌دست‌ما سپرده‌شده‌است‌، بر آحاد امت‌اسلامي‌خصوصاً بر ملت‌مسلمان‌ايران‌فرض‌است‌كه‌با تمسك‌به‌حبل‌المتين‌ولايت‌از بروز حوادث‌ناخوشايند عصر انقلاب‌عاشورا، از انحراف‌مسير جامعه‌اسلامي‌و لزوم‌تكرار تاريخ‌جداً ممانعت‌نمايند. اميد كه‌فرمايشات‌داهيانه‌رهبر فرزانه‌و مقام‌عظماي‌ولايت‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌ما را در اين‌زمينه‌رهنمودي‌كافي‌و وافي‌باشد.
 اما در رابطه‌با هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌، به‌مناسبت‌هفته‌بزرگداشت‌مقام‌معلم‌و تجليل‌از شخصيت‌والاي‌استاد شهيد مرتضي‌مطهري‌مايلم‌به‌يك‌مشكل‌و يك‌پيشنهاد در زمينه‌مسايل‌فرهنگي‌كشور اشاره‌نمايم‌.
 همه‌شما همكاران‌محترم‌و مردم‌عزيز خصوصاً جامعه‌فرهنگي‌كشور اطلاع‌داريد كه‌نسل‌جوان‌كشور در چنبره‌فتنه‌تهاجم‌فرهنگي‌گرفتار شده‌اند و با فزوني‌گرفتن‌اقدامات‌زهرآگين‌دشمن‌در اين‌خصوص‌برشدت‌گرفتاري‌فرهنگي‌نسل‌آينده‌انقلاب‌افزوده‌مي‌شود. از طرف‌ديگر برنامه‌هاي‌ما در مقابله‌با اين‌بحران‌فرهنگي‌ـ اجتماعي‌چندان‌مقرون‌به‌مقصود نبوده‌است‌ولي‌نبايد مأيوس‌شد، بلكه‌مي‌توان‌تجربيات‌گذشته‌را چراغ‌راه‌آينده‌قرار داد و طرحي‌نو در اين‌زمينه‌درانداخت‌. اينك‌بنظر مي‌رسد كه‌با توجه‌به‌نقش‌مؤثر آموزش‌و پرورش‌بر فرايند بهسازي‌فضاي‌فرهنگي‌كشور لازم‌است‌اين‌بار آموزش‌و پرورش‌محور مقابله‌با تهاجم‌فرهنگي‌، بلكه‌فراتر از آن‌محور توسعه‌فرهنگي‌كشور قرار گيرد. با اين‌وصف‌براي‌رسيدن‌به‌اين‌مطلوب‌، تحقق‌پيش‌نيازها و زمينه‌هاي‌فكري‌كه‌ذيلاً اشاره‌مي‌كنم‌ضروري‌است‌.
 1 ـ بپذيريم‌كه‌آموزش‌و پرورش‌محور و كانون‌تحولات‌فرهنگي‌و اجتماعي‌جامعه‌است‌.
 2 ـ در تحولات‌آموزش‌و پرورش‌خصوصاً در فرايند مؤثر سازي‌آن‌و ساختن‌نسل‌آينده‌انقلاب‌با توجه‌به‌نفوذ سحرآميز معلم‌در شخصيت‌و جان‌و دل‌ دانش‌آموز، معلم‌عنصر اصلي‌اين‌تحول‌مي‌باشد.
 براي‌فعليت‌بخشيدن‌به‌اين‌نگرش‌، رفع‌نيازهاي‌مادي‌و معنوي‌معلم‌كليدي‌ترين‌نقطه‌آغازين‌اين‌فرايند مي‌باشد، زيرا تنها از اين‌طريق‌مي‌توان‌با رفع‌نگرانيها و مشغله‌هاي‌فكري‌اين‌قشر شريف‌و ارزشمند آنان‌را براي‌ايجاد رفتار و منش‌متناسب‌با ارزشهاي‌جامعه‌اسلامي‌در دانش‌آموزان‌آماده‌نمود.
 در يك‌نگاه‌اجمالي‌به‌نيازهاي‌اساسي‌معلم‌اين‌موارد جلب‌توجه‌مي‌كند:
 الف‌ـ نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌از قبيل‌مسكن‌، مصرف‌و بهداشت‌و درمان‌معلم‌.
 ب‌ـ امنيت‌
 ج‌ـ نيازهاي‌اجتماعي‌
 د ـ نياز به‌احترام‌و تكريم‌
 ه ـ خودشكوفايي‌
 شايان‌ذكر است‌كه‌از مجموعه‌موارد مذكور فقط‌نيازهاي‌مادي‌و فيزيكي‌هزينه‌بر مي‌باشند و بقيه‌موارد با تلطيف‌فضاي‌جامعه‌و اقدامات‌هماهنگ‌و گسترده‌قابل‌حصول‌مي‌باشد.
 و اما آزادي‌قلم‌و بيان‌و مطبوعات‌:
 آزادي‌مطبوعات‌را پاس‌مي‌داريم‌. در پرتو آزادي‌مشروع‌مطبوعات‌و به‌رسميت‌شناختن‌اينگونه‌آزاديهاست‌كه‌مي‌توان‌جلو بسياري‌از نابرابريها و ناعدالتيها را گرفت‌و از حقوق‌مستضعفين‌دفاع‌كرد، ولي‌كدام‌آزادي‌مطبوعات‌مي‌تواند به‌چنين‌نتايج‌آرماني‌منتهي‌گردد؟ آيا هرنوع‌آزادي‌با هر حد و مرزي‌مي‌تواند حقوق‌مشروع‌مردم‌را حفظ‌كند؟ آيا آزادي‌بومي‌كشور اسلامي‌ايران‌با آزادي‌رايج‌كشورهاي‌ديگر تفاوتي‌ندارد و نبايد توجه‌كنيم‌كه‌در كشوري‌زندگي‌مي‌كنيم‌كه‌همه‌ارزشهاي‌مشترك‌انساني‌را با تعريف‌ويژه‌اي‌بكار مي‌برد و آنها را در دامن‌فرهنگ‌غني‌اسلام‌معنا مي‌كند؟ آيا تجربه‌(19) سال‌انقلاب‌اسلامي‌كافي‌نيست‌كه‌بدانيم‌رعايت‌حد و مرزهاي‌ارزشي‌مورد نظر فرهنگ‌اسلامي‌حتي‌بسياري‌از ارزشهاي‌انساني‌را انساني‌تر كرده‌است‌و آنها را بنفع‌بشريت‌پربارتر ساخته‌است‌؟ بدون‌ترديد كلمه‌آزادي‌بويژه‌آزادي‌مطبوعات‌از اين‌قاعده‌مستثني‌نمي‌باشد. آزادي‌مطبوعات‌بايد مطابق‌قوانين‌اسلامي‌بطور روشن‌تعريف‌شود و كليه‌عمليات‌مطبوعاتي‌با توجه‌به‌ساختار سياسي‌، اجتماعي‌، فرهنگي‌بويژه‌ساختار اخلاقي‌جامعه‌اسلامي‌صورت‌گيرد. آيا براي‌فرد متديني‌كه‌در همه‌احوال‌شخصي‌و اجتماعي‌مقيد و معتقد به‌رعايت‌احكام‌خمسه‌مي‌باشد ضرورتي‌ندارد كه‌هنگام‌قلم‌فرسايي‌، تحليل‌و نظريه‌پردازي‌در عالم‌مطبوعات‌به‌اين‌حد و مرزهاي‌مقدس‌نيم‌نگاهي‌بيندازد و پا از گليم‌شرعي‌خود بيرون‌نگذارد؟ و اين‌در حالي‌است‌كه‌شارع‌مقدس‌حلال‌خدا را در همه‌حال‌حلال‌مي‌داند و حرام‌آنرا براي‌هميشه‌حرام‌مي‌داند و اين‌قاعده‌همه‌عرصه‌هاي‌زندگي‌را نيز در بر مي‌گيرد. با اين‌حساب‌عرصه‌مطبوعات‌كه‌بخشي‌از زندگي‌فرهنگي‌و اجتماعي‌فرد مسلمان‌را تشكيل‌مي‌دهد بايد در قالب‌احكام‌خمسه‌يعني‌حلال‌و حرام‌، مستحب‌و مكروه‌و مباح‌فعاليت‌نمايد و پاسدار حرمت‌و حيثيت‌اشخاص‌حقيقي‌و حقوقي‌و در نهايت‌مردم‌باشد و تعدي‌و تجاوز به‌حقوق‌افراد و تخريب‌شخصيت‌آنان‌، بويژه‌نيروهاي‌خدوم‌و حزب‌اللهي‌و نهادهاي‌مقدس‌انقلاب‌اسلامي‌كه‌سرمايه‌هاي‌بي‌بديل‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌هستند در شأن‌مطبوعات‌يك‌كشور اسلامي‌نيست‌. آخر اين‌چه‌سليقه‌اي‌است‌كه‌برخي‌از روزنامه‌ها، با شكستن‌حرمت‌اين‌حرفه‌مقدس‌، براي‌خود دكان‌باز كرده‌اند، آبرو و حيثيت‌نيروهاي‌فداكار و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌را در راه‌افزايش‌تيراژ و كسب‌درآمدهاي‌ناصحيح‌به‌حراج‌گذاشته‌اند. به‌گواهي‌تاريخ‌و واقعيات‌رفتارهاي‌سياسي‌كشورهاي‌دنيا، ارباب‌قلم‌و بيان‌و متفكران‌و تئوري‌پردازان‌مسايل‌سياسي‌هر كشوري‌در برخورد با بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌خود در اولين‌قدم‌با ساده‌كردن‌بحران‌و كاهش‌دامنه‌آن‌به‌مهار بحران‌مي‌رسند، ولي‌متأسفانه‌در وضعيت‌كنوني‌كشور قضيه‌برعكس‌شده‌، بنحوي‌كه‌گروهي‌بجاي‌استفاده‌بهينه‌از فضاي‌باز سياسي‌موجود كه‌ثمره‌انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌و يادگار امام‌راحل‌ـ رحمه‌الله عليه‌ـ و تدابير پيامبرگونه‌مقام‌عظماي‌ولايت‌مي‌باشد و بجاي‌ساده‌سازي‌بحرانهاي‌سياسي‌و اجتماعي‌و كمك‌به‌رفع‌ناهنجاريهاي‌سياسي‌با دامن‌زدن‌به‌مسايل‌و مشكلات‌كوچك‌و حتي‌خيلي‌ناچيز آنهم‌بدون‌استناد به‌مدارك‌معتبر و متقن‌، بحران‌سازي‌كرده‌و دست‌دشمنان‌قسم‌خورده‌داخلي‌و خارجي‌انقلاب‌اسلامي‌را در زير سؤال‌بردن‌ساختارهاي‌ارزشي‌جامعه‌و تخريب‌سرمايه‌ها و اسطوره‌هاي‌انقلاب‌اسلامي‌باز مي‌گذارند.
 اما در خصوص‌گراني‌و تورم‌:
 توجه‌به‌اين‌نكته‌حائز اهميت‌است‌كه‌نبايد يكطرفه‌پيش‌قاضي‌رفت‌و با قضاوتي‌ناعادلانه‌دولت‌خدمتگزار را مسؤول‌همه‌مشكلات‌پنداشت‌، بلكه‌واقعيت‌اين‌است‌كه‌بحران‌نفت‌مسأله‌ساده‌اي‌نيست‌و صرفاً در مقياس‌ملي‌نمي‌توان‌آنرا تحليل‌نمود، چرا كه‌اولاً يك‌بحران‌جهاني‌است‌و بسياري‌از كشورهاي‌دنيا با پيامدهاي‌آن‌دست‌به‌گريبانند.
 ثانياً شيطنت‌و فشارهاي‌استكبار جهاني‌به‌سركردگي‌آمريكاي‌جهانخوار با سوءاستفاده‌از موقعيت‌ضعيف‌كشورهاي‌صادركننده‌نفت‌قصد تضعيف‌بيشتر انقلاب‌اسلامي‌را دارد(رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌است‌) بنابراين‌به‌يقين‌مي‌توان‌گفت‌بخش‌اعظمي‌از اين‌مشكلات‌ناشي‌از فتنه‌انگيزي‌دشمنان‌انقلاب‌مي‌باشد. اما اينگونه‌نيست‌كه‌با انداختن‌توپ‌به‌آنسوي‌ميدان‌خود را از چاره‌انديشي‌درباره‌حل‌مشكلات‌اقتصادي‌و معضلات‌زندگي‌مردم‌محروم‌و مستضعف‌كشور معاف‌بداريم‌. مگر در زمان‌هشت‌سال‌دفاع‌مقدس‌علي‌رغم‌هزينه‌هاي‌سرسام‌آور مسايل‌دفاع‌از اينگونه‌توطئه‌هاي‌دشمن‌وجود نداشت‌. ولي‌با تدابير مديران‌ و متخصصان‌حزب‌اللهي‌و فداكار، مردم‌در مقابل‌مشكلات‌رها نشدند و در حد توان‌مالي‌كشور مايحتاج‌عمومي‌مردم‌تقريباً در حد قابل‌قبولي‌تأمين‌گرديد باز هم‌مي‌توان‌چنين‌كرد و از فشار عظيم‌گراني‌برگرده‌مردم‌، اين‌ولي‌نعمتان‌خود كاست‌، بشرط‌اينكه‌مسأله‌و مشكل‌مردم‌بعنوان‌مشكل‌اصلي‌مسؤولان‌تلقي‌شود و محور چاره‌انديشي‌و تصميم‌سازي‌و تصميم‌گيريها حل‌معضلات‌و مشكلات‌مردم‌باشد نه‌مصالح‌گروهي‌و جناح‌سياسي‌. ولي‌متأسفانه‌در حال‌حاضر چنين‌نيست‌، زيرا در حاليكه‌غالب‌مردم‌براي‌تهيه‌مايحتاج‌اوليه‌زندگي‌دچار مشكلات‌و وضعيت‌كمرشكن‌شده‌اند، گروهها و جناحهاي‌سياسي‌كه‌عملاً مسؤوليت‌اداره‌جامعه‌و امورات‌مردم‌را بعهده‌دارند، در غوغاي‌حفظ‌منافع‌جناحي‌و گروهي‌و تخريب‌همديگر از چاره‌انديشي‌مشكلات‌مردم‌و حتي‌از خود مردم‌غافلند و مشكلات‌آنان‌را به‌امان‌خدا سپرده‌اند. طبيعي‌است‌كه‌در چنين‌وضعيتي‌نمي‌توان‌به‌حل‌بسيجي‌گونه‌مشكلات‌فعلي‌اميدوار بود. پس‌اي‌جناحهاي‌چپ‌و راست‌و كارگزاران‌و ساير جناحهاي‌طرفدار انقلاب‌اسلامي‌! محض‌رضاي‌خدا بجاي‌تخريب‌همديگر و تلاش‌براي‌تصاحب‌قدرت‌بيشتر، به‌داد مردم‌برسيد و به‌مشكلات‌ولي‌نعمتان‌خود بينديشيد و با حفظ‌وحدت‌و معاضدت‌همديگر در سايه‌تبعيت‌از مقام‌عظماي‌ولايت‌، اخوت‌اسلامي‌را احياء كنيد (رئيس‌ ـ وقت‌شما خيلي‌گذشت‌) و از كينه‌و كدورت‌نفساني‌بپرهيزيد و اسلام‌و انقلاب‌را دشمن‌شاد نكنيد. و اما مواردي‌ در خصوص‌مشكلات‌حوزه‌انتخابيه‌بود كه‌من‌به‌جهت‌ضيق‌وقت‌نمي‌توانم‌بگويم‌، به‌مطبوعات‌مي‌دهم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، دو دقيقه‌اضافه‌شد! ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌شريفي‌بفرماييد.
 سيدحسين‌شريفي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ضمن‌تشكر از جناب‌آقاي‌موسوي‌كه‌اظهار لطف‌كردند و وقتشان‌را در اختيار اينجانب‌قرار دادند.
 ضمن‌عرض‌تسليت‌عاشوراي‌حسيني‌و ياران‌باوفايش‌به‌همه‌عزاداران‌آن‌حضرت‌، خدا را سپاس‌مي‌گويم‌به‌وجود رهبري‌خردمند كه‌در هدايت‌ كشتي‌انقلاب‌اسلامي‌با درايت‌و نورانيت‌خود، ملت‌وفادار و پايبند به‌ارزشهاي‌اسلامي‌و امانت‌الهي‌بجا مانده‌از جانب‌معمار بزرگ‌انقلاب‌اسلامي‌حضرت‌امام‌ـ رضوان‌الله تعالي‌عليه‌ ـ را از خطرات‌و گردابهاي‌موجود در مسير اين‌كشتي‌آگاه‌مي‌نمايند.
 سخنان‌بسيار مهم‌و تكان‌دهنده‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌امسال‌تحت‌عنوان‌عبرتهاي‌عاشورا را شنيديد و اين‌چندمين‌بار است‌كه‌معظم‌له‌خواص‌را از خطر بزرگي‌كه‌نظام‌اسلامي‌را تهديد مي‌كند، يعني‌پشت‌كردن‌به‌ارزشها و روي‌آوردن‌به‌دنيا و دنياطلبي‌انذار فرموده‌اند كه‌در اين‌راستا وظيفه‌خود مي‌دانم‌مطالبي‌را تقديم‌حضورتان‌كنم‌.
 اولاً احدي‌از مجموعه‌مسؤولين‌نظام‌و خواص‌خود را از اين‌خطا مبرا ندانند و با احساس‌مسؤوليت‌تمام‌در مطالب‌عنوان‌شده‌تعمق‌نماييم‌. تعريف‌و تمجيد تنها بدون‌ورود به‌عمل‌بعدي‌براي‌درمان‌اين‌پديده‌شوم‌دردي‌را دوا نمي‌كند. بله‌، اين‌مطالب‌را اين‌سلاله‌پاك‌رسول‌الله براي‌عمل‌و پيگيري‌بيان‌مي‌فرمايند، نه‌يكي‌، دو روز تشكر و تقدير و سپس‌هم‌فراموشي‌! كما اينكه‌در خصوص‌پيامهاي‌نوروزي‌معظم‌له‌بيش‌از اين‌عمل‌نكرديم‌. تا چه‌وقت‌خود را فريب‌مي‌دهيم‌؟
 ثانياً اگر بر اين‌باوريم‌كه‌پديده‌زراندوزي‌و دنياطلبي‌خواص‌، جدا شدن‌توده‌را از نظام‌بدنبال‌دارد و عارضه‌اي‌مهلك‌بر پيكره‌پاك‌اين‌نظام‌است‌و ديري‌نمي‌پايد كه‌نظام‌توخالي‌از ارزشها و با پوسته‌اي‌از اسلام‌و بسيار شكننده‌خواهيم‌داشت‌، تكليف‌يكايك‌ما چيست‌؟ در اين‌راستا پيشنهاداتي‌را تقديم‌مي‌دارم‌:
 الف‌ـ از آنجايي‌كه‌طلوع‌و غروب‌پديده‌هاي‌اجتماعي‌مولود عوامل‌و علل‌مختلفي‌است‌كه‌براي‌يك‌ارزيابي‌و قضاوت‌كلي‌وزن‌هر يك‌از عوامل‌مؤثر بايستي‌جداگانه‌تعيين‌شود، از تمام‌انديشمندان‌، علماء و فضلاء، محققين‌در مراكز پژوهشي‌، تحقيقاتي‌، دانشگاهها و حوزه‌ها درخواست‌مي‌كنم‌به‌بحث‌و تحقيق‌پيرامون‌مسائل‌عنوان‌شده‌از سوي‌مقام‌معظم‌رهبري‌در خطبه‌اول‌نماز جمعه‌يازدهم‌محرم‌بپردازند و ضمن‌شفاف‌كردن‌بيشتر علل‌و روند پيدايش‌اين‌پديده‌، راه‌كارهاي‌عملي‌درمان‌و پيشروي‌اين‌عارضه‌خطرناك‌بر پيكر انقلاب‌را ارائه‌نمايند.
 ب‌ـ با توجه‌به‌احساس‌خطر مقام‌معظم‌رهبري‌، ضرورت‌توجه‌سران‌محترم‌سه‌قوه‌بدور از هياهوهاي‌سياسي‌، هر يك‌ستاد ويژه‌اي‌را براي‌كار در اين‌زمينه‌مشخص‌و شخصاً موضوع‌را تعقيب‌نمايند و از آنطرف‌هم‌بقدر كافي‌ابزارهاي‌نظارتي‌تحت‌امرتان‌وجود دارد. اگر بخواهيد جدي‌بگيريد بنظرم‌مشكل‌اساسي‌نداشته‌باشيد. اين‌دستگاههاي‌نظارتي‌را بها بدهيد، ميدان‌بدهيد و ابتداء هم‌از حوزه‌هاي‌مربوط‌به‌خودتان‌وارد شويد و گزارشاتي‌كه‌از دانه‌درشتها به‌دستگاههاي‌نظارتي‌مي‌رسد كنار گذاشته‌نشود تا مأمورين‌رسيدگي‌جرأت‌پيدا كنند. اعمال‌نفوذها به‌كنار گذاشته‌شود. آنگاه‌خواهيد ديد آثار و بركات‌اين‌كار در سطوح‌پايين‌تر چه‌خواهد بود. البته‌دست‌دستگاههاي‌نظارتي‌از جهت‌اختيارات‌قانوني‌براي‌رسيدگي‌به‌بعضي‌نهادها و بنيادها باز نمي‌باشد. از مقام‌معظم‌رهبري‌درخواست‌مي‌كنم‌در اين‌زمينه‌تدبيري‌مقرر فرمايند.
 ج‌ـ و اما سخني‌هم‌مؤكداً با خودمان‌در مجلس‌دارم‌. قدري‌فكر كنيم‌كه‌مجموعه‌ما بعنوان‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌و فرد فرد ما بعنوان‌نمايندگان‌مردم‌براي‌حفظ‌دستاوردهاي‌انقلاب‌اسلامي‌قسم‌خورديم‌و شروع‌بكار كرديم‌. گذشته‌از اين‌در مقابل‌اين‌اتمام‌حجت‌مقام‌عظماي‌ولايت‌چه‌وظيفه‌اي‌داريم‌؟ چه‌كارهايي‌مي‌توانيم‌هم‌براي‌اصلاح‌مسير خودمان‌و هم‌براي‌اصلاح‌مسير جامعه‌انجام‌دهيم‌.
 لذا پيشنهاد مي‌كنم‌دستور جلسه‌غيرعلني‌اين‌هفته‌را هرچه‌هست‌كنار بگذاريد و تمام‌وقت‌آن‌را به‌بحث‌در پيرامون‌عبرتهاي‌عاشوراي‌عنوان‌شده‌توسط‌معظم‌له‌بپردازيم‌تا بلكه‌به‌راه‌كارهاي‌عملي‌برسيم‌. كما اينكه‌متن‌پيشنهادي‌ما براي‌تشكيل‌جلسات‌غيرعلني‌اساساً همين‌بود كه‌بعد شكل‌ديگري‌پيدا كرد، و در ادامه‌اين‌جلسات‌براي‌همفكري‌و هماهنگي‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌دعوت‌كنيم‌، از دستگاه‌قضايي‌و نظارتي‌و بازرسي‌خصوصاً مسؤولين‌دادگاههاي‌ويژه‌دعوت‌كنيم‌، از دولت‌به‌تناسب‌موضوع‌دعوت‌كنيم‌، تا كمترين‌دين‌خود را نسبت‌به‌ سخنان‌دردمندانه‌اين‌حجت‌خدا اداء كرده‌باشيم‌.
 و اما سخني‌هم‌در مورد حوزه‌انتخابيه‌:
 وزير محترم‌كشور، جناب‌آقاي‌نوري‌! كار كارشناسي‌لازم‌در مورد ارتقاء بخشهاي‌محروم‌وفس‌و خنداب‌اراك‌به‌شهرستان‌در دولت‌گذشته‌صورت‌گرفته‌، ارتقاء اين‌دو بخش‌را به‌شهرستان‌به‌طرح‌كلي‌عنوان‌شده‌از سوي‌مسؤولين‌آن‌وزارتخانه‌موكول‌نفرماييد.
 وزير محترم‌نيرو! و وزير محترم‌نفت‌! تقاضا دارم‌استقلال‌كاري‌به‌امور آب‌استان‌مركزي‌و شركت‌گاز در استان‌بدهيد و از هدر رفتن‌نيروها هرچه‌زودتر جلوگيري‌كنيد. در اراك‌توان‌كارشناسي‌بالايي‌براي‌رتق‌و فتق‌امور آب‌و گاز وجود دارد.
 شنيده‌شده‌بعضي‌مسؤولين‌در وزارت‌اقتصاد و دارايي‌از واگذاري‌كار ماليات‌شركتها و كارخانجات‌مستقر در استانها (كه‌در قانون‌بودجه‌سال‌ 1377 درج‌شده‌) به‌استانها ايجاد ترديد مي‌كنند. قانون‌را اجراء كنيد و مطمئن‌باشيد توان‌بالايي‌در استانها وجود دارد و اين‌بنفع‌و مصلحت‌كشور مي‌باشد.
 وزير محترم‌مسكن‌! كمك‌و سرعت‌بيشتري‌به‌نهايي‌كردن‌طرح‌جامع‌شهر اراك‌بدهيد و هرچه‌زودتر تغييرات‌و اصلاحات‌بافت‌قديمي‌شهر اراك‌را شروع‌نماييد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر از اينكه‌هفت‌دقيقه‌را مراعات‌فرموديد. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌داودي‌بفرماييد.
 يوسف‌داودي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 قال‌الله الحكيم‌في‌كتابه‌؛ « و لاتحسبن‌الذين‌قتلوا في‌سبيل‌الله امواتاً بل‌احياء عند ربهم‌يرزقون‌»
 بار ديگر فضاي‌ايران‌اسلامي‌عطرآگين‌وجود ملكوتي‌شهداي‌عزيزمان‌شد و همزمان‌با عاشوراي‌حسيني‌، حسينيان‌زمان‌ياد و خاطره‌مجاهدت‌، رشادت‌، ايثار و فداكاري‌و عشق‌و شور و ايمان‌را بر پهندشت‌ايران‌اسلامي‌گستراندند. خوان‌نعمت‌ربوبي‌گوارايتان‌اي‌شهيدان‌!
 سلام‌و صلوات‌الهي‌بر ارواح‌طيبه‌شهداء، روح‌ملكوتي‌امام‌راحل‌و عرض‌ادب‌به‌محضر مقام‌منيع‌رهبري‌و عرض‌تبريك‌و تسليت‌به‌خانواده‌معظم‌شهدايي‌كه‌اخيراً پيكر مقدسشان‌به‌جنت‌المأواي‌ابدي‌سپرده‌شد.
 ابتدائاً خود و همه‌امت‌اسلامي‌ايران‌خصوصاً متصديان‌امور مملكت‌را به‌مطالعه‌بيانات‌مهم‌رهبري‌عظيم‌الشأن‌انقلاب‌در نماز جمعه‌اخير تهران‌توصيه‌مي‌نمايم‌. چرا كه‌معظم‌له‌در اين‌شرايط‌و جو عمومي‌حاكم‌بر مملكت‌تلويحاً و تصريحاً، امام‌گونه‌، حجت‌را بر همه‌تمام‌نمودند و هر كدام‌از ما، فراخور حالمان‌مي‌بايست‌از رهنمودها و نصايح‌و هشدارهاي‌آگاهانه‌رهبر فرزانه‌خود بهره‌برگيريم‌. ان‌شاءالله
 مدت‌مديدي‌است‌كه‌گاه‌و بيگاه‌خبري‌و مطلبي‌از نجف‌آباد در جرايد و نشريات‌و رسانه‌هاي‌جمعي‌مشاهده‌مي‌شود كه‌اين‌مطالب‌، جزيي‌از ماجراست‌، بي‌آنكه‌مبين‌ماهيت‌اصل‌ماجرا باشد. آنچه‌مسلم‌است‌واقعيتهاي‌موجود نجف‌آباد را نبايستي‌سرسري‌انگاشت‌و به‌ سادگي‌از كنار آن‌گذشت‌، بلكه‌نياز به‌مداقه‌جدي‌و تأمل‌و ژرف‌نگري‌عميق‌تري‌دارد.
 اينجانب‌بعنوان‌خدمتگزار اين‌مردم‌متدين‌و شهيدپرور و ممتاز در صحنه‌هاي‌گوناگون‌انقلاب‌و جهاد و جنگ‌و سازندگي‌، نه‌تنها تلاش‌نموده‌ام‌كه‌خود از هرگونه‌اظهارنظري‌كه‌منجر به‌تشديد جو عمومي‌شود اجتناب‌كنم‌، بلكه‌اميدوار بودم‌كه‌شرايط‌عمومي‌نجف‌آباد آرام‌شود و در سايه‌آرامش‌بتوان‌براي‌اين‌مردم‌نجيب‌و شرافتمند كه‌از خيلي‌جهات‌دچار عقب‌ماندگي‌و غبن‌شده‌اند، اقدامي‌مناسب‌انجام‌دهم‌. ليكن‌با كمال‌تأسف‌هر روز شاهد فتنه‌گري‌فتنه‌گراني‌هستيم‌كه‌بي‌توجه‌به‌علاقه‌و اعتقاد مردم‌شهيدپرور نجف‌آباد به‌رهبري‌عزيز انقلاب‌و روحانيت‌و مراجع‌تقليد و راه‌شهيدان‌و ارزشهاي‌والاي‌اسلامي‌سعي‌در ايجاد اختلاف‌و شكاف‌بين‌مردم‌دارند.
 روز يازدهم‌محرم‌پيكر مطهر بيش‌از (30) تن‌از فرزندان‌رشيد حوزه‌انتخابيه‌ام‌را كه‌سالها پيش‌در نبرد با بعثيون‌شربت‌شهادت‌نوشيده‌بودند، مردم‌وفادار منطقه‌تشييع‌كردند. اما مع‌الاسف‌به‌سبب‌وجود دستهاي‌مرموزي‌در شهر نجف‌آباد دو تشييع‌جنازه‌صورت‌گرفت‌و سه‌نماز بر پيكر شهداء اقامه‌شد آن‌هم‌بعد از شكستن‌حرمت‌شهداء كه‌از بيان‌ماوقع‌صرفنظر مي‌نمايم‌.
 اينجانب‌به‌دليل‌ارادت‌به‌همه‌مردم‌خوب‌و متدين‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌و خصوصاً به‌احترام‌مقام‌رفيع‌شهداء در هر دو تشييع‌جنازه‌شركت‌نمودم‌و تأثر و تألم‌مردم‌را از چنين‌صحنه‌هايي‌كه‌مظهر تفرقه‌و دوئيت‌است‌از زبان‌خود آنها شنيدم‌و هر دو گروه‌در برچيدن‌عوامل‌تفرقه‌به‌كرات‌از اينجانب‌درخواست‌نمودند تا از مسؤولين‌نظام‌بالاخص‌رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌و رئيس‌شوراي‌عالي‌امنيت‌ملي‌حضرت‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌خاتمي‌تقاضا نمايم‌كه‌نسبت‌به‌حل‌مشكل‌و برطرف‌نمودن‌اين‌اختلاف‌اقدام‌نمايند. لذا از همين‌تريبون‌مقدس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌بعنوان‌خدمتگزاري‌دلسوز اعلام‌مي‌نمايم‌چنانچه‌از سوي‌مسؤولين‌محترم‌نظام‌به‌اين‌مهم‌توجه‌عاجلي‌صورت‌نگيرد و عوامل‌اختلاف‌و دو دستگي‌شناسايي‌و برطرف‌نگردد (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌تمام‌شد) حوادث‌ناگواري‌را بايستي‌به‌انتظار نشست‌، آن‌زمان‌ديگر نوشداروي‌بعد از مرگ‌سهراب‌خواهد بود. براي‌اينجانب‌و مردم‌محترم‌حوزه‌انتخابيه‌ام‌خصوصاً خانواده‌عزيز شهداء، هتك‌حرمت‌شهيدان‌والامقام‌قابل‌تحمل‌نيست‌. لذا مصرانه‌از محضر مقام‌معظم‌رهبري‌و رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌استدعا دارم‌با اعزام‌هيأتي‌نسبت‌به‌برخورد قاطع‌با عوامل‌بوجود آورنده‌آن‌صحنه‌هاي‌ناپسند دستور اقدام‌مقتضي‌صادر فرمايند.
 در پايان‌به‌همه‌كساني‌كه‌سعي‌دارند از اعتقادات‌و احساسات‌مذهبي‌مردم‌متدين‌منطقه‌بنفع‌خود و يا حزب‌و گروه‌و جناح‌سياسي‌خود سوءاستفاده‌نمايند اخطار مي‌نمايم‌در صورت‌پايان‌نيافتن‌اين‌فتنه‌گريها ناگزير به‌افشاي‌جرياناتي‌خواهم‌بود كه‌يقيناً مردم‌ما از آنها همواره‌ابراز انزجار نموده‌اند. لازم‌بذكر است‌كه‌مدتي‌است‌تقاضاي‌ملاقات‌با رياست‌محترم‌جمهوري‌اسلامي‌براي‌طرح‌معضلات‌نجف‌آباد را نموده‌ام‌و همچنان‌منتظر فرصتي‌هستم‌تا قضاياي‌نجف‌آباد را بطور مبسوط‌حضور ايشان‌عرض‌نمايم‌.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، قبل‌از اينكه‌ناطق‌بعدي‌تشريف‌بياورند جناب‌آقاي‌شريفي‌عنايت‌داشته‌باشيد! نكته‌اي‌را در فرمايشاتتان‌داشتيد (عرض‌مي‌شود) در رابطه‌با دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌هستند. دستگاهها، نهادها، بنيادها، اشاره‌داشتيد كه‌مشكل‌براي‌نظارت‌در آن‌رابطه‌هست‌. توضيح‌بدهم‌كه‌تاكنون‌هرگاه‌هر يك‌از دستگاههايي‌كه‌زير نظر مقام‌معظم‌رهبري‌اداره‌مي‌شوند، بنيادها و سازمانها، مجلس‌تصميم‌براي‌تحقيق‌و تفحص‌آن‌گرفت‌بعرض‌مقام‌معظم‌رهبري‌كه‌رسيد ايشان‌فرمودند كه‌دقيق‌تر و جدي‌تر از دستگاههاي‌ديگر اين‌كار را انجام‌بدهيد. به‌همين‌دليل‌بنياد، سازمان‌صدا و سيما از همين‌مجلس‌مورد تحقيق‌و تفحص‌قرار گرفت‌. ضمن‌اينكه‌در خود دفتر مقام‌معظم‌رهبري‌، دستگاهي‌براي‌نظارت‌مالي‌بر دستگاهها و زيرمجموعه‌هايي‌كه‌زير نظر ايشان‌عمل‌مي‌كنند به‌دقت‌برنامه‌هايشان‌را زير نظر دارند. اين‌براي‌توضيح‌لازم‌بود كه‌من‌عرض‌كنم‌. (شريفي‌ـ مقصود ديوان‌محاسبات‌بود) بهرحال‌دستگاه‌نظارتي‌چون‌مطلق‌فرموديد، توضيح‌لازم‌بود. ناطق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (رضايي‌) ـ جناب‌آقاي‌علي‌حسيني‌بفرماييد.
 محمدرضا علي‌حسيني‌عباسي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 با درود و سلام‌به‌پيشگاه‌آقا امام‌زمان‌، امام‌راحلمان‌، مقام‌معظم‌رهبري‌، رياست‌محترم‌جمهور، خانواده‌هاي‌معظم‌شهداء، آزادگان‌، ايثارگران‌و همه‌كساني‌كه‌در اعتلاي‌كلمه‌الله قدم‌برداشته‌، برمي‌دارند و يا برخواهند داشت‌.
 با سلام‌بر حسين‌، بر سالار شهيدان‌عاشوراي‌تاريخ‌، بر ياران‌حسين‌، آناني‌كه‌سمبل‌دفاع‌هميشگي‌از امامت‌، از امر به‌معروف‌و نهي‌از منكر، از آزادي‌، حريت‌و سمبل‌تحمل‌سخت‌ترين‌شدايد براي‌دفاع‌از دين‌رسول‌خدا گرديدند، سلام‌بر آزادمردي‌و آزادمنشي‌.
 روزي‌دو زن‌شكايت‌بر مولاي‌جوانمردان‌آقا علي‌ـ 7 ـ آوردند. كودكي‌همراهشان‌بود و هر كدام‌ادعاي‌مادري‌بر آن‌طفل‌را داشتند. چون‌شمشير كشيده‌شد تا طفل‌، دو نيم‌و سهم‌هر يك‌داده‌شود، مادر اصلي‌بي‌درنگ‌خود را كنار كشيد و گفت‌اين‌طفل‌از آن‌من‌نيست‌، دو نيمش‌نكنيد! اكنون‌كيست‌تا حاضر شود بپذيرد تا پيكر جوان‌اين‌انقلاب‌خونين‌دو نيم‌شود؟ ثابت‌كنيم‌كه‌ما يك‌مادريم‌، گرامي‌ترش‌داريم‌. پس‌هر آنكس‌كه‌مصلحت‌سلامت‌و وحدت‌اين‌پيكر رعنا را در نظر نياورد، او مادر نيست‌. اما من‌هر كس‌را كه‌در اين‌وادي‌مي‌بينم‌سيماي‌مادر و صاحب‌طفل‌را دارد. پس‌ما را چه‌شده‌است‌كه‌چنين‌بر يكديگر مي‌تازيم‌و حرمت‌نگه‌نمي‌داريم‌؟ دشمن‌در كمين‌است‌و يك‌لحظه‌هيچكداممان‌را نمي‌خواهد. متانت‌، صبر، عميق‌نگري‌، عدالت‌پروري‌، تقواپيشگي‌و در نهايت‌تمكين‌از امر ولايت‌و دقت‌ در رهنمودهاي‌معظم‌له‌و عمل‌به‌انديشه‌هايشان‌و نه‌تفسير به‌رأي‌كردنشان‌! تنها راه‌رسيدن‌به‌سرمنزل‌مقصودمان‌مي‌تواند باشد.
 مقام‌عظماي‌ولايت‌كراراً با تكريم‌و احترام‌از رياست‌محترم‌جمهور نام‌برده‌اند كه‌آخرين‌بار آن‌در خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌پريروز بود كه‌لفظ‌زيباي‌«عزيز» را در توصيف‌رياست‌جمهوري‌بيان‌فرمودند. پس‌مردم‌عاشق‌ولايت‌هر كس‌را كه‌رياست‌جمهوري‌اسلامي‌ايران‌را به‌پيروي‌از مقام‌ولايت‌عزيز بدارد، تابع‌ولايت‌مي‌داند و از طرفي‌هنوز فراموش‌نشده‌است‌كه‌باز مقام‌معظم‌رهبري‌در انتخابات‌رياست‌جمهوري‌بدين‌مضمون‌فرمودند كه‌هيچكدامشان‌براي‌من‌هاشمي‌نمي‌شود و فراموش‌نكرده‌ايم‌كه‌قوه‌قضائيه‌طبق‌قانون‌اساسي‌داراييهاي‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌و خانواده‌ايشان‌را بررسي‌نمود و نتيجه‌آن‌در صحن‌علني‌مجلس‌قرائت‌گرديد. زيرا در نظام‌اسلامي‌در اين‌زمينه‌ها فرقي‌ميان‌افراد نيست‌و باز مي‌دانيم‌خصوصاً آناني‌كه‌چون‌مقام‌معظم‌رهبري‌طعم‌تلخ‌سلولهاي‌انفرادي‌و شكنجه‌گاههاي‌دژخيمان‌ساواك‌را چشيده‌اند شاهد بوده‌اند كه‌هاشمي‌از نوجواني‌مرد مبارزه‌و جهاد در راه‌خدا بوده‌است‌. من‌كجا و شب‌زنده‌داريهاي‌هاشمي‌در كنج‌سلولهاي‌نمناك‌شاه‌كجا! امروز اگر هتك‌حرمت‌هاشمي‌و چون‌هاشمي‌ها باب‌شود از كجا نه‌معلوم‌كه‌زبانم‌لال‌فردا هتك‌حرمت‌رهبري‌نگردد؟! زيرا چه‌كس‌نزديك‌تر از او به‌مقام‌ولايت‌است‌؟! شايد از همين‌باب‌است‌كه‌از تريبون‌عمومي‌در كنگاور به‌مقام‌ولايت‌نصيحت‌مي‌گردد. اينان‌ستونهاي‌انقلاب‌هستند. رعايت‌باورهاي‌مردم‌بخاطر حفظ‌اصل‌انقلاب‌كه‌انقلابي‌الهي‌و از آنِ « رب‌الناس‌* ملك‌الناس‌* اله‌الناس‌» است‌از دقايق‌تاريخ‌است‌. باورهاي‌مردم‌را بجاي‌پرورانيدن‌ويران‌نكنيم‌كه‌بنفع‌هيچكدام‌نيست‌.
 از بر هم‌زدن‌خطبه‌هاي‌نماز جمعه‌كه‌جزء نماز تلقي‌مي‌گردند چه‌كسي‌يا كساني‌سود مي‌برند؟ اگر حرمت‌نماز جمعه‌نيز شكسته‌شود، حريم‌كجا حفظ‌خواهد شد؟
 در پايان‌، اولاً از رياست‌محترم‌قوه‌قضائيه‌استدعا مي‌شود چنانچه‌به‌بحث‌مطرح‌شده‌شكنجه‌در بازداشتگاهها رسيدگي‌فرموده‌اند كه‌ان‌شاءالله نبوده‌است‌، نتيجه‌را جهت‌رفع‌آثار اجتماعي‌آن‌به‌اطلاع‌امت‌مسلمان‌برسانند.
 ثانياً با توجه‌به‌جوي‌كه‌در بين‌مردم‌در رابطه‌با مجلس‌ايجاد شده‌است‌از رياست‌محترم‌مجلس‌استدعا دارم‌تنبيهات‌اعمال‌شده‌در رابطه‌با تشنجي‌كه‌در آخرين‌جلسه‌علني‌سال‌76 پيش‌آمد و موجب‌شد در هر محفلي‌كه‌قدم‌مي‌گذاريم‌طعنه‌اي‌مي‌شنويم‌و گوشه‌اي‌مي‌خوريم‌ما را مطلع‌فرمايند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 (عده‌اي‌از نمايندگان‌ـ احسنت‌)
 
 4 ـ تسليت‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌ اسلامي‌به‌آقاي‌علي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌بمناسبت‌فوت‌اخويشان‌و همچنين‌تسليت‌به‌خانواده‌محترم‌جنيدي‌بمناسبت‌ارتحال‌عالم‌بزرگوار ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌
 رئيس‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً خبردار شديم‌كه‌اخوي‌همكار محترممان‌جناب‌آقاي‌نعمت‌زاده‌نماينده‌محترم‌سقز و بانه‌به‌رحمت‌خدا رفتند. از طرف‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌، نمايندگان‌محترم‌بخصوص‌نمايندگان‌محترم‌استانهاي‌كردستان‌ و آذربايجان‌غربي‌به‌همكار عزيزمان‌و به‌خانواده‌محترمشان‌فوت‌برادرشان‌را تسليت‌عرض‌مي‌كنم‌و صبر و اجر براي‌بازماندگان‌آن‌مرحوم‌خواستارم‌.
 همچنين‌جا دارد ارتحال‌عالم‌بزرگوار و ابوالشهداء مرحوم‌حجت‌الاسلام‌والمسلمين‌جناب‌آقاي‌جنيدي‌را هم‌(پدر سه‌شهيد) كه‌بحق‌هم‌خود ايشان‌، خانواده‌محترمشان‌، فرزندان‌عزيزشان‌و شهيدشان‌عاشقانه‌و صادقانه‌و مخلصانه‌در خدمت‌انقلاب‌بودند، خود ايشان‌قبل‌از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از پيروزي‌انقلاب‌، بعد از شهادت‌عزيزانشان‌و بحق‌مخلص‌، تابع‌مقام‌ولايت‌و امامت‌و رهبري‌در عصر امام‌راحل‌و در زمان‌مقام‌معظم‌رهبري‌، دار فاني‌را وداع‌گفتند اين‌عالم‌مخلص‌متعهد مجاهد. ارتحال‌ايشان‌را كه‌شب‌عاشوراي‌امام‌حسين‌هم‌به‌رحمت‌خدا پيوستند به‌خانواده‌معظم‌شان‌و تنها پسر باقيمانده‌آن‌خانواده‌و همسر محترمه‌شان‌تسليت‌عرض‌مي‌كنيم‌و براي‌او و عزيزان‌شهيدشان‌علو درجات‌خواستاريم‌.
 
 5 ـ تذكرات‌نمايندگان‌مردم‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور
 رئيس‌ـ  تذكرات‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌به‌مسؤولان‌اجرايي‌كشور:
 ـ آقاي‌قريشي‌نماينده‌محترم‌خمين‌به‌وزير محترم‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌كمبود تجهيزات‌پزشكي‌و امكانات‌درماني‌شهرستان‌خمين‌.
 ـ آقاي‌قرمزي‌نماينده‌محترم‌سميرم‌به‌وزير محترم‌نيرو در خصوص‌تسريع‌در شروع‌عمليات‌پروژه‌سد قره‌قاچ‌ سميرم‌.
 ـ آقاي‌عاشوري‌نماينده‌محترم‌فومن‌به‌وزير محترم‌صنايع‌در خصوص‌رسيدگي‌به‌وضعيت‌كارگران‌كارخانه‌پرسان‌.
 
 6 ـ اعلام‌نتيجه‌انتخاب‌يك‌نفر از كميسيون‌امور بازرگاني‌و توزيع‌بعنوان‌عضو ناظر در جلسات‌كميته‌تعيين‌سياستها و دستورالعملها براي‌خريد و تنظيم‌بازار ارز و ايجاد تعادلهاي‌لازم‌(در اجراي‌جزء چهارم‌بند «ب‌» تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌سال‌77 كل‌كشور)
 رئيس‌ـ  هفته‌گذشته‌يك‌رأي‌گيري‌داشتيم‌كه‌براي‌نظارت‌در اجراي‌جزء (4) بند «ب‌»   تبصره‌(29) قانون‌بودجه‌بود كه‌يك‌نفر از كميسيون‌بازرگاني‌مي‌خواستيم‌، تجديد رأي‌شده‌بود بين‌آقايان‌: انواري‌و حبيب‌زاده‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌اكثريت‌را آوردند و مجدداً ايشان‌انتخاب‌شدند.
 
 7 ـ تصويب‌اصلاحات‌كميسيون‌درخصوص‌لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌
 رئيس‌ـ  دستور را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌ قانون‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌(اعاده‌شده‌از شوراي‌محترم‌نگهبان‌) مخبر كميسيون‌بفرماييد.
 قدسيه‌سيدي‌علوي‌  (مخبر كميسيون‌سياست‌ خارجي‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌سياست‌خارجي‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌كه‌در جلسه‌علني‌مورخ‌16/1/77 با اصلاحاتي‌به‌تصويب‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌رسيده‌و تبصره‌(4) ماده‌(10) آن‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مغاير قانون‌اساسي‌شناخته‌شده‌بود، مجدداً در جلسه‌روز يكشنبه‌13/2/77 با حضور نماينده‌محترم‌آن‌ شورا مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌و با انجام‌اصلاحاتي‌بشرح‌ذيل‌در جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌با اكثريت‌آراء به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌ـ حسن‌روحاني‌
 همانطور كه‌نمايندگان‌محترم‌مستحضر هستند، با عنايت‌به‌نواقص‌موجود در فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌و عدم‌مطابقت‌آن‌با ضرورتها و ساختار حقوق‌سياسي‌كشور، لايحه‌اي‌تحت‌عنوان‌اصلاح‌ قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌توسط‌دولت‌محترم‌به‌مجلس‌ارائه‌شده‌بود كه‌در بررسي‌هايي‌كه‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داد و همچنين‌نمايندگان‌محترم‌در جلسه‌علني‌اين‌بررسي‌ها را رأي‌دادند، متأسفانه‌چندين‌بار اين‌لايحه‌توسط‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌مورد ايراد قرار گرفت‌و اميدوارم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌بار، آخرين‌دفعه‌باشد كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌... نسبت‌به‌اين‌ايراد، رفع‌اشكال‌ان‌شاءالله توسط‌مجلس‌محترم‌انجام‌بشود و مجدداً به‌مجلس‌برنگردد.
 اشكال‌اصلي‌هم‌كه‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند در مورد بند (9) اصل‌سوم‌قانون‌اساسي‌بود كه‌در آنجا ذكر شده‌«رفع‌تبعيضات‌ناروا و ايجاد امكانات‌عادلانه‌براي‌همه‌در تمام‌زمينه‌هاي‌مادي‌و معنوي‌». اصل‌لايحه‌بر اين‌بود كه‌(ماده‌(10) در حال‌حاضر به‌اينگونه‌اصلاح‌شده‌) در ماده‌(10) و بندهاي‌(3و2) ماده‌(11) و اضافه‌شدن‌يك‌تبصره‌بعنوان‌تبصره‌(4) به‌ماده‌(10) بوده‌. در حال‌حاضر ماده‌(10) را در (17) بند مجلس‌محترم‌رأي‌داده‌، بند (3و2) ماده‌(11) هم‌اصلاح‌شده‌تنها اشكالي‌كه‌مجدداً شوراي‌محترم‌نگهبان‌داشتند مربوط‌به‌تبصره‌(4) است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌به‌آن‌رأي‌دادند، تحت‌عنوان‌همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 با عنايت‌به‌اين‌مطلب‌كه‌در بند (12و9) ماده‌(10) گفته‌شده‌كه‌مقامات‌فعلي‌و سابق‌، در بند (12و9) همه‌را در بر گرفته‌، تنها اعضاي‌شوراي‌محترم‌نگهبان‌سابق‌در بند (12و9) ذكر نشدند. لذا شوراي‌محترم‌نگهبان‌به‌اين‌قسمت‌ايراد داشتند كه‌باز اين‌هم‌تبعيض‌نارواست‌كه‌ما اعضاي‌محترم‌شوراي‌نگهبان‌سابق‌را بعنوان‌مقاماتي‌كه‌مي‌توانند از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌كنند در نظر نگيريم‌. لذا اصلاحيه‌اي‌كه‌مجدداً كميسيون‌سياست‌خارجي‌انجام‌داده‌به‌اين‌شكل‌است‌كه‌در تبصره‌(4) ماده‌(10) همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 اميدوارم‌با اين‌اصلاحيه‌اي‌كه‌كميسيون‌انجام‌داده‌نمايندگان‌محترم‌هم‌موافق‌باشند تا ان‌شاءالله ديگر اين‌لايحه‌تبديل‌به‌يك‌قانون‌بشود و رفع‌نواقص‌صدور گذرنامه‌سياسي‌را ما با رأي‌خودمان‌ان‌شاءالله انجام‌داده‌باشيم‌. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 
 8 ـ تذكر آيين‌نامه‌اي‌آقاي‌محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌نماينده‌محترم‌رودسر
 رهبري‌املشي‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  بفرماييد.
 محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 حاج‌آقا! ماده‌(137) را من‌تذكر مي‌دهم‌در مورد انتخاب‌افراد مجلس‌، چون‌آنجا صراحت‌دارد كليه‌كساني‌كه‌رأي‌مي‌آورند بايد اسم‌و تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌بيايد. اين‌رويه‌شده‌كه‌در انتخاباتي‌كه‌در مجلس‌مي‌شود معمولاً نفر اول‌را معين‌مي‌كنند با تعداد آراء، بقيه‌را رئيس‌مطرح‌نمي‌كند و در مشروح‌مذاكرات‌، خودم‌دقت‌كردم‌نمي‌آيد! در صورتيكه‌همه‌افراد بايد با تعداد آراءشان‌در مشروح‌مذاكرات‌اعلام‌و حتماً ثبت‌بشود، ببخشيد.
 رئيس‌ـ  حالا امروز را نقداً به‌شما بگوييم‌كه‌آقاي‌انواري‌با (66) رأي‌، رأي‌آوردند و آقاي‌حبيب‌زاده‌با (65) رأي‌، رأي‌نياوردند.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌كميسيون‌سياست‌خارجي‌در مورد لايحه‌اصلاح‌قانون‌اصلاح‌فصل‌سوم‌قانون‌گذرنامه‌جهت‌تأمين‌نظر شوراي‌محترم‌نگهبان‌)
 رئيس‌ـ  مخالفي‌ندارد، موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كنند، حضار 201 نفر، اصلاحيه‌را قرائت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ تبصره‌(4) به‌شرح‌زير اصلاح‌مي‌شود:
 تبصره‌4 ـ همطرازان‌مقامات‌مندرج‌در اين‌ماده‌(بر طبق‌قانون‌نظام‌هماهنگ‌پرداخت‌) اعم‌از شاغل‌و سابق‌با معرفي‌بالاترين‌مقام‌دستگاه‌مربوطه‌از گذرنامه‌سياسي‌استفاده‌خواهند نمود.
 رئيس‌ـ  حضار 202 نفر، موافقين‌قيام‌بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد.
 9 ـ رد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌
 رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد رد طرح‌ جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌مهدوي‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌خاص‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(942) كه‌بعنوان‌كميسيون‌خاص‌ارجاع‌گرديده‌بود در جلسات‌مختلف‌با حضور كارشناسان‌دستگاه‌اجرايي‌مطرح‌و پس‌از بحث‌و بررسي‌كليات‌آن‌به‌تصويب‌نرسيد و رد شد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌تقديم‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌مي‌گردد.
 رئيس‌كميسيون‌خاص‌ـ محمدعلي‌شيخ‌
 خدمت‌نمايندگان‌محترم‌بايد عرض‌كنم‌عده‌اي‌از همكاران‌عزيز طرحي‌را در رابطه‌با جلوگيري‌از توسعه‌شهرهاي‌بزرگ‌، بخصوص‌در بُعد آموزش‌عالي‌تقديم‌مجلس‌كرده‌اند. اين‌طرح‌در كميسيون‌خاص‌مورد بحث‌و بررسي‌قرار گرفت‌كه‌بسياري‌از اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌در جزئيات‌توافقاتي‌داشتند، اما در كليات‌بلحاظ‌اينكه‌از نظر اجراء با مشكلاتي‌مواجه‌مي‌شديم‌، يعني‌در حقيقت‌اجراي‌پيشنهادهايي‌كه‌در طرح‌آمده‌بود امكانپذير نبود، در نهايت‌طرح‌رد شد.
 دلايل‌رد براي‌مثال‌، عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌، ابهام‌در مواد طرح‌، در مورد اينكه‌مقصود از (20) درصد چيست‌؟ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌.
 خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌مثلاً در دانشگاهها، اگر (20) درصد امكانات‌دانشگاههاي‌بزرگ‌در شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌بخواهد به‌شهرستانها منتقل‌بشود در جزئيات‌كه‌كارشناسان‌هم‌از آموزش‌عالي‌حضور داشتند و توضيح‌مي‌دادند، اين‌امكانپذير نبود. يعني‌در خيلي‌از شهرها رفتنِ استاد امكانپذير نبود، ظرفيت‌و امكانات‌نداشتند، آمادگي‌نبود و درنهايت‌براي‌ اينكه‌اين‌طرح‌اجراء بشود، كار عملي‌صورت‌نمي‌گرفت‌و لذا در كميسيون‌رد شد. در خصوص‌بقيه‌موارد مثل‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌و غيره‌هم‌چون‌كار بطور كامل‌كارشناسي‌نشده‌بود و كشور با مشكلاتي‌در خصوص‌احداث‌بيمارستانها و غيره‌و غيره‌مواجه‌مي‌شد (كه‌دلايلي‌هم‌بود) باز در كميسيون‌رأي‌نياورد و كلياتش‌رد شد. هر چند كه‌در نهايت‌اعضاي‌محترم‌كميسيون‌خاص‌براي‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌و اينكه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌متمركز نشود، اعتقاد داشتند بايد يك‌حركت‌اساسي‌و يك‌كار كارشناسي‌گسترده‌صورت‌بگيرد و يك‌طرح‌جامع‌يا لايحه‌اي‌به‌مجلس‌داده‌بشود كه‌اين‌معضل‌حل‌بشود و از گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌بشود.
 اما درخصوص‌آنچه‌كه‌در طرح‌آمده‌بود، امكان‌اجراي‌آن‌نبود و بيشتر بخاطر اينكه‌امكان‌اجراي‌آن‌نبود، در عمل‌اين‌رد شد و لذا از عزيزان‌نماينده‌درخواست‌دارم‌با توجه‌باينكه‌طرح‌بطور كامل‌مورد كارشناسي‌صورت‌نگرفته‌بود و در كميسيون‌خاص‌رد شد، عزيزان‌هم‌به‌رد آن‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌
 رئيس‌ـ  مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌مخالف‌رد جناب‌آقاي‌خباز هستند، بفرماييد.
 محمدرضا خباز ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مخبر محترم‌كميسيون‌بيان‌داشتند تعداد (50) نفر از همكاران‌عزيز ما طرحي‌را تنظيم‌و تقديم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌نموده‌اند. اين‌طرح‌چند پيام‌دارد:
 اولين‌پيام‌طرح‌كه‌مورد نظر طراحان‌بوده‌، جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌در شهرهاي‌بزرگ‌است‌. شما مي‌دانيد بعد از انقلاب‌شكوهمند اسلامي‌بدليل‌اينكه‌امكانات‌فراواني‌در شهرهاي‌بزرگ‌بود و در قبل‌ از انقلاب‌، امكانات‌بالسويه‌تقسيم‌نشده‌بود، عده‌زيادي‌از مردم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌مهاجرت‌كردند و زمينه‌گرفتاري‌و مشكلاتي‌را براي‌دولت‌فراهم‌نمودند.
 دومين‌پيام‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌مردم‌بتوانند مشكلات‌خودشان‌را در مراكز استانها حل‌كنند. معنا ندارد افراد از دورترين‌استانهاي‌كشور براي‌رفع‌بعضي‌از مشكلات‌به‌مركز كشور مراجعه‌كنند. اگر بخواهيم‌در وقت‌و هزينه‌اياب‌و ذهاب‌مردم‌صرفه‌جويي‌كنيم‌اين‌طرح‌، طرح‌خوبي‌خواهد بود. بنابراين‌اتلاف‌وقت‌و هزينه‌هاي‌متعددي‌كه‌در اين‌رفت‌و آمدها براي‌مردم‌فراهم‌خواهد نمود، سومين‌پيام‌اين‌طرح‌است‌.
 چهارم‌اينكه‌شما مي‌دانيد الان‌تهران‌بصورت‌يك‌معضل‌درآمده‌. جمعيت‌فراوان‌آن‌، خود بخود زندگي‌را از نظر فضاي‌آب‌و هوايي‌براي‌مردم‌، بويژه‌در جنوب‌تهران‌تنگ‌كرده‌. لذا ما براي‌اينكه‌از توسعه‌بي‌رويه‌شهرهاي‌بزرگي‌مثل‌تهران‌، مشهد، تبريز، اصفهان‌و شيراز جلوگيري‌كنيم‌و كاري‌كنيم‌كه‌اين‌توسعه‌به‌شهرهايي‌كه‌استعداد دارند و زمينه‌توسعه‌در آنها هست‌و كارهاي‌زيربنايي‌در آن‌شهرها انجام‌گرفته‌صورت‌بگيرد، ما معتقديم‌كه‌اين‌طرح‌كمك‌خوبي‌را در اين‌زمينه‌ انجام‌خواهد داد.
 شما مي‌دانيد كسانيكه‌به‌تهران‌مراجعه‌مي‌كنند يا براي‌اشتغال‌، يا براي‌تحصيل‌و يا براي‌معالجه‌است‌. حالا ممكن‌است‌هدفهاي‌ديگري‌هم‌داشته‌باشند، ولي‌بيشترِ مراجعات‌مردم‌براي‌اين‌سه‌موردِ اشتغال‌يا تحصيل‌و يا معالجه‌بيمارانشان‌است‌. خوب‌، اگر ما بتوانيم‌در حد اينكه‌استعداد دولت‌هست‌و امكانات‌دولت‌اجازه‌مي‌دهد اين‌اشتغال‌و تحصيل‌و معالجه‌بيماران‌را به‌مراكز استانهاي‌ديگر (غير از اين‌پنج‌استان‌) ارائه‌و ارجاع‌بدهيم‌، يقيناً مردم‌از مراجعه‌به‌تهران‌و پنج‌شهر بزرگ‌خودداري‌خواهند كرد. البته‌بنظر بنده‌يك‌ماده‌از اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌. شما مي‌دانيد در شور اول‌ما مي‌توانيم‌در كليات‌صحبت‌كنيم‌. (البته‌از نظر آيين‌نامه‌داخلي‌مجلس‌اشاره‌اي‌هم‌به‌جزئيات‌مانعي‌ندارد) ولي‌(4) ماده‌ديگرش‌قابل‌دفاع‌است‌كه‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد در مراكز پنجگانه‌استانها ممنوع‌بشود، دولت‌از ايجاد بيمارستانهاي‌جديد در تهران‌و مراكز استانها جلوگيري‌كند و سرويس‌ دهي‌بيش‌از حد مورد نياز به‌تهران‌، يعني‌در بيمارستانها و دانشگاهها خودبخود باعث‌جذبه‌بيشتري‌خواهد شد و اين‌سير مهاجرت‌روز به‌ روز افزايش‌پيدا خواهد كرد و اگر امروز ما به‌فكر نباشيم‌، يقيناً فردا دير خواهد بود. يادم‌است‌در دور گذشته‌كه‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌بعنوان‌رئيس‌جمهور به‌جلسه‌غير علني‌مجلس‌آمده‌بودند، من‌همين‌مطلب‌را خدمت‌ايشان‌عرض‌كردم‌. الان‌مشهد دارد براي‌نظام‌معضلي‌مي‌شود و در آينده‌در كنار تهران‌، مشهدِ بزرگي‌هم‌مانند تهران‌خواهيد داشت‌. ما اگر بخواهيم‌هم‌به‌مردم‌خدمت‌كنيم‌، هم‌كساني‌كه‌الان‌در اين‌پنج‌شهر بزرگ‌مثل‌اصفهان‌و شيراز و مشهد وتهران‌مستقر هستند و دارند زندگي‌مي‌كنند، براي‌آنها رفاهي‌را قائل‌بشويم‌، بايد زمينه‌هاي‌رفاهي‌را به‌مراكز استانهاي‌كوچك‌و شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌رشد در آنها هست‌منتقل‌كنيم‌، وگرنه‌روز به‌ روز بر وسعت‌اين‌شهرها افزوده‌خواهد شد و مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌به‌اينجا مراجعه‌مي‌كنند و روز به‌ روز معضلي‌را بر معضلات‌اداره‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌خواهيم‌افزود.
 شما الان‌به‌جنوب‌تهران‌، حتي‌در همين‌قسمتي‌كه‌خانه‌هاي‌نمايندگان‌هست‌، مراجعه‌مي‌كنيد مي‌بينيد كه‌وضعيت‌آب‌و هوايي‌بسيار نامطلوبي‌است‌و اگر ما جلو مهاجرت‌مردم‌را به‌تهران‌با طرحهاي‌اساسي‌و زيربنايي‌نگيريم‌، بدانيم‌كه‌در آينده‌هرموقع‌خواستيم‌تصميم‌بگيريم‌، اين‌تصميم‌دير است‌. زمينه‌اشتغال‌و زمينه‌بيمارستانهاي‌بزرگ‌و زمينه‌دانشگاهها را به‌مراكز استانهاي‌غير از اين‌پنج‌استان‌ارائه‌و احاله‌كنيد تا مردم‌براي‌رفع‌مشكلاتشان‌با پاي‌خودشان‌به‌مراكز استانها نيايند.
 البته‌عرض‌كردم‌ماده‌(1) آن‌كه‌ساختمانهاي‌چهار طبقه‌است‌، بنظر بنده‌اين‌ قابل‌دفاع‌نيست‌و بايد حذف‌بشود.
 والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  موافق‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ اولين‌موافق‌رد جناب‌آقاي‌موحدي‌ساوجي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌موحدي‌ساوجي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اين‌طرحي‌كه‌توسط‌عده‌اي‌از نمايندگان‌محترم‌مجلس‌تقديم‌شده‌است‌، البته‌در بخشي‌(هرچند يك‌قسمت‌جزئي‌آن‌) قابل‌دفاع‌است‌و بنظر من‌فقط‌در اين‌رابطه‌كه‌جلوگيري‌از ساخت‌و ساز ساختمانهاي‌بلند مرتبه‌يا برجهاي‌هشت‌طبقه‌تا سي‌طبقه‌و بالاتر است‌، آنهم‌در محله‌ها و مناطقي‌كه‌متناسب‌نيست‌و موقعيت‌و شرايط‌مناسبي‌براي‌اين‌برج‌سازيها ندارد، فقط‌اين‌بخش‌آن‌قابل‌دفاع‌است‌، والاّ هم‌در ماده‌(1)، (2) و (3) و همه‌مواد اين‌اشكال‌وجود دارد كه‌ما مثلاً گفتيم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در چند شهر كشور ممنوع‌است‌! خوب‌، اين‌به‌چه‌دليل‌؟ با كدام‌ديد كارشناسي‌صحيح‌؟ حتي‌اگر چنانچه‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يك‌مناطقي‌را براي‌ساخت‌و سازهاي‌بلند مرتبه‌، براي‌اينكه‌تراكم‌ساختماني‌بصورت‌عمودي‌باشد، نه‌افقي‌ايجاد كنند، اين‌چه‌اشكالي‌دارد؟ از لحاظ‌فني‌، از لحاظ‌شهرسازي‌، از لحاظ‌اقتصادي‌يا از جنبه‌شرعي‌چه‌اشكالي‌دارد؟ فقط‌آن‌چيزي‌كه‌شايد مورد ايراد و اشكال‌بسياري‌از نمايندگان‌محترم‌و اكثر مردم‌است‌، اين‌است‌كه‌بصورت‌بي‌رويه‌، بدون‌برنامه‌در مناطقي‌كه‌مناطق‌برج‌ سازي‌نيست‌، برجهايي‌ساخته‌بشود و امنيت‌و آسايش‌و حفاظ‌و درواقع‌حجاب‌مردم‌و خانواده‌ها را تهديد بكند. بنابراين‌من‌فكر مي‌كنم‌كه‌يكي‌از موارد عمده‌اين‌طرح‌كه‌همان‌ماده‌(1) آن‌باشد، داراي‌اشكال‌است‌.
 در مواد ديگر هم‌در رابطه‌با دانشگاههاست‌. مثلاً گفته‌شده‌تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌، در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌مي‌باشد. خوب‌، اصولاً خود دولت‌هم‌چنين‌برنامه‌اي‌را ندارد كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌جديدي‌را در اين‌شهرها ايجاد بكند. اما شما هم‌دانشگاههاي‌غير دولتي‌را ممنوع‌نكرديد و چه‌بسا ممكن‌است‌ضرورت‌باشد. اگر ضرورت‌باشد اجازه‌مي‌دهند، اگر ضرورت‌نباشد باز هم‌دولت‌حتي‌غير دولتي‌اش‌را اجازه‌نمي‌دهد.
 يا مثلاً در تبصره‌ماده‌(2) آمده‌كه‌دانشگاههاي‌دولتي‌مكلفند (20) درصد ظرفيت‌خود را جهت‌تقويت‌كمي‌و كيفي‌به‌دانشگاههاي‌استان‌جديد منتقل‌نمايند. خوب‌، اين‌حكمي‌كه‌داده‌شده‌، اين‌حكم‌واقعاً چه‌مقدار كار كارشناسي‌صورت‌گرفته‌؟ اين‌(20) درصد چه‌اندازه‌است‌و آيا استانهاي‌جديد ظرفيت‌و قابليت‌پذيرش‌اين‌(20) درصد را از لحاظ‌فضا، استاد و ساير جهات‌دارند يا ندارند؟ همينطور ما بياييم‌يك‌حكمي‌را بصورت‌ديمي‌و بدون‌مطالعه‌لازم‌بدهيم‌، بنظر من‌درست‌نيست‌، درواقع‌همه‌چيز را بهم‌مي‌ريزد.
 بنابراين‌با بررسيهايي‌كه‌بنده‌هم‌در باره‌اين‌طرح‌دارم‌، معتقدم‌كليات‌اين‌طرح‌قابل‌دفاع‌نيست‌و اگر چنانچه‌نمايندگان‌محترم‌در رابطه‌با مسأله‌ساخت‌و ساز مربوط‌به‌برجها و بلند مرتبه‌ها اشكالي‌دارند جداگانه‌، با دقت‌بيشتر مي‌شود يك‌طرحي‌را تهيه‌كرد و به‌مجلس‌تقديم‌كرد كه‌من‌هم‌در كليت‌آن‌مسأله‌نظر موافق‌دارم‌. بنابراين‌من‌از نمايندگان‌محترم‌تقاضا دارم‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و اگر چنانچه‌واقعاً لازم‌باشد يك‌طرح‌كارشناسي‌شده‌دقيق‌تري‌تهيه‌بشود و مورد تصويب‌مجلس‌هم‌قرار بگيرد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، مخالف‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ آقاي‌دكتر شيباني‌مخالف‌رد هستند، بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 اولاً من‌نظر نمايندگان‌محترم‌را به‌وضع‌كميسيون‌جلب‌مي‌كنم‌.
 اين‌كميسيون‌خاص‌(9) نفر بودند كه‌هميشه‌(3) نفر آنها نبودند، آن‌(6) نفر را هم‌ما به‌زحمت‌از اينطرف‌و آنطرف‌جمع‌مي‌كرديم‌كه‌كميسيون‌تشكيل‌بشود و همينطور هم‌كه‌مخبر محترم‌گفتند، اول‌يك‌توافق‌شد يك‌طرحي‌ را كه‌مشابه‌اين‌در كميسيون‌بهداري‌تصويب‌شده‌بود، آن‌مطرح‌شد، دو ماده‌آنهم‌رأي‌آورد كه‌در صورتجلسه‌هم‌هست‌، من‌صورتجلسه‌را هم‌ خدمت‌رياست‌محترم‌نشان‌دادم‌. اصل‌ماده‌هم‌اين‌است‌كه‌ما مدام‌از عدالت‌اجتماعي‌دَم‌مي‌زنيم‌، من‌مي‌گويم‌بابا جان‌! اين‌(5) شهر بزرگ‌كه‌همه‌امكانات‌را به‌خودشان‌منحصر كرده‌اند، يك‌رعايتي‌بكنند، (20) درصد خمس‌امكانات‌خودشان‌را به‌نقاط‌ديگر بدهند، اصل‌طرح‌اين‌است‌.
 اما علت‌اينكه‌اين‌مشكل‌پيش‌آمده‌، اگر بخواهيم‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌را باز هم‌توسعه‌بدهيم‌، امكاناتي‌براي‌شهرستانهاي‌ديگر نمي‌ماند. ما نگفيتم‌استادان‌دانشگاهها را پنج‌تكه‌كنند و (15) آن‌را به‌شهرستانها بدهند كه‌مي‌گويند عملي‌نيست‌!
 از يكطرف‌آموزش‌عالي‌مي‌گويد ما در برنامه‌مان‌است‌كه‌اين‌كار را داريم‌مي‌كنيم‌. مي‌گويم‌خوب‌آقا! اگر اين‌كار را مي‌كنيد، پس‌قانون‌را هم‌ما مي‌گذرانيم‌كه‌تسهيلات‌شما بيشتر بشود. من‌اين‌طرحي‌كه‌مطرح‌شد و دو ماده‌اش‌هم‌تصويب‌شد را مي‌خوانم‌، اگر واقعاً اين‌قابل‌عمل‌نيست‌، بفرماييد.
 ماده‌(1) آن‌اين‌است‌: «تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و غير دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌تهران‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌مي‌باشد». براي‌اينكه‌مشكلي‌هم‌پيش‌نيايد يك‌تبصره‌هم‌گفتيم‌: «ايجاد رشته‌هاي‌فوق‌تخصص‌كه‌دايركردن‌در ساير شهرستانها مقدور نيست‌، بلامانع‌است‌». مي‌گوييم‌(20) درصد امكانات‌را به‌شهرستانها بدهند، تا رشته‌هاي‌كارشناسي‌ارشد را محدود بكنند بعد امكانات‌ريالي‌آن‌را بدهند، نه‌اينكه‌استاد را تقسيم‌كنند، يك‌تكه‌اش‌را به‌شهرستان‌بدهند!
 ماده‌(2) آن‌هم‌مي‌گويد: «وزارتخانه‌هاي‌بهداشت‌، درمان‌و آموزش‌پزشكي‌و فرهنگ‌و آموزش‌عالي‌مكلف‌هستند حداقل‌(20) درصد از ظرفيت‌فعلي‌دانشگاههاي‌شهرهاي‌فوق‌الذكر را به‌شهرستانها بدهند» كه‌يك‌مقداري‌امكانات‌به‌نقاط‌ديگر داده‌بشود. اگر بخواهيم‌دانشگاههاي‌نقاط‌ديگر تقويت‌بشوند بايد امكانات‌بدهيم‌. امكانات‌هم‌كه‌محدود است‌، يك‌موقعي‌است‌كه‌هرچه‌بخواهيم‌امكانات‌هست‌، بسيارخوب‌، بدهند! اما بايد اين‌را دقت‌كرد، اول‌آنها را به‌يك‌سطح‌قابل‌قبولي‌برسانيم‌، بعد بگوييم‌باز دانشگاههاي‌اين‌(5) شهر چه‌بكنند؟
 گفتيم‌بيمارستانهاي‌جديد در اين‌شهرها ساخته‌نشود، بروند در شهرستانهايي‌كه‌بيمارستان‌دارند ولي‌امكانات‌ندارند، امكانات‌به‌آنجا بدهند. باز بياييم‌همه‌را بكشيم‌و به‌اين‌چند شهر بدهيم‌! يك‌مقداري‌وزارت‌بهداشت‌همت‌كرد، امكانات‌بهداشتي‌بعضي‌استانها را تقويت‌كرد، الان‌(30) درصد از مراجعات‌بيماران‌به‌تهران‌كمتر شده‌. خوب‌، ما هم‌مي‌گوييم‌اين‌كارها را بكنند.
 نمايندگان‌محترم‌! اين‌نكاتي‌كه‌اينجا آمده‌يك‌علتي‌دارد. آقاي‌موحدي‌ساوجي‌موافقتشان‌را راجع‌به‌آپارتمان‌سازي‌گفتند. گفتند بله‌، در جاهايي‌كه‌ساختمان‌كم‌طبقه‌هست‌يكدفعه‌بيست‌طبقه‌ساخته‌نشود. ما هم‌مي‌گوييم‌بله‌، اگر لازم‌شد مثلاً ساختمانهاي‌بلندِ هفت‌طبقه‌هم‌بسازند در يك‌نقاط‌مخصوصي‌ساخته‌بشود. اين‌طرح‌مجموعاً اين‌چيزها را مي‌گويد.
 خواهش‌من‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌كه‌براي‌رعايت‌عدالت‌اجتماعي‌كليات‌اين‌طرح‌را تصويب‌كنند، پيشنهاداتشان‌را به‌كميسيون‌بدهند.
 رئيس‌ـ  موافق‌بعدي‌را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (زرگر) ـ موافق‌بعدي‌رد آقاي‌كامران‌هستند، بفرماييد.
 حسن‌كامران‌دستجردي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 سؤال‌من‌از همكار ارجمندمان‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌كه‌هر دو در دانشگاه‌تهران‌هستيم‌اين‌است‌كه‌آقاي‌دكتر! چطور مي‌شود كه‌(20) درصد دانشگاه‌تهران‌را فرضاً به‌عجبشير انتقال‌داد؟! يا اصولاً (20) درصد دانشگاه‌تهران‌را به‌يك‌دانشگاهي‌كه‌شرايط‌ندارد انتقال‌داد؟
 از طرفي‌آقاي‌دكتر در كميسيون‌بهداري‌تشريف‌دارند و با مسايل‌بهداشتي‌و درماني‌آشنا هستند. آيا ما خودمان‌در همين‌شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌، در بيمارستانهايي‌كه‌آموزشي‌است‌درست‌سرويس‌مي‌دهيم‌؟ امكانات‌داريم‌؟ شما رجوع‌بفرماييد و يك‌آمار نمونه‌از همين‌مردمي‌كه‌مراجعه‌مي‌كنند بگيريد، ببينيد آيا رضايت‌دارند؟
 از طرفي‌اسم‌اين‌طرح‌«تمركز زدايي‌» است‌. آن‌چيزهايي‌كه‌شما فرموديد مصوبه‌كميسيون‌هم‌نيست‌. آيا تمركز زدايي‌،بهتر نيست‌كه‌مجلس‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد طرح‌آمايش‌را بدهد؟ مگر طرح‌آمايش‌استفاده‌بهينه‌از سرزمين‌ايران‌اسلامي‌نيست‌؟ شما چطور موظف‌كرده‌ايد كه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌طرح‌كالبدي‌ و طرح‌تفصيلي‌شهرها را تهيه‌بكند؟ آيا طرح‌كالبدي‌به‌ما نمي‌گويد كه‌كاربري‌زمين‌چيست‌؟ آيا هزينه‌هايي‌كه‌نظام‌براي‌اين‌طرحهاي‌ريشه‌اي‌مقرر مي‌كند، مغايرت‌با اين‌طرحهاي‌نپخته‌نيست‌؟
 شما چند بند آورده‌ايد، غير از آنكه‌ايجاد شركتها، درست‌است‌نبايد باشد. تازه‌در تهران‌هم‌نه‌، در همه‌شهرها. چون‌ما با اين‌(1200) شركت‌دولتي‌هم‌مشكل‌داريم‌، در چرخش‌اقتصادي‌هم‌گاهي‌اشكال‌داريم‌. اما طراحان‌محترم‌يك‌چيز مهمي‌را در عنوان‌طرح‌گذاشته‌اند، ولي‌داخل‌چيزي‌نيست‌.
 از طرفي‌من‌به‌شهر اصفهان‌كه‌در اينجا آمده‌برمي‌گردم‌. بيش‌از (90) درصد هزينه‌هاي‌اصفهان‌مربوط‌به‌پول‌خود مردم‌اصفهان‌است‌. يعني‌اگر توسعه‌اي‌در شهر هست‌از درآمد خود مردم‌است‌. خوب‌، شما بياييد بجاي‌اين‌طرحها، به‌شهرها اختيار بدهيد. به‌شهرهايي‌كه‌مردم‌آن‌همكاري‌دارند و همكاري‌شان‌هم‌با ذوق‌و علاقه‌است‌اختيار بدهيد، اينهم‌نوعي‌تمركز زدايي‌است‌. يعني‌نخواهند براي‌هر چيز جزئي‌از مركز اجازه‌بگيرند. مضافاً براينكه‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌اصفهان‌، چوب‌طرحهاي‌ملي‌را مي‌خورد. اغلب‌واحدهاي‌توليدي‌عوارضشان‌را مي‌دهند، كجا مي‌رود؟ به‌خزانه‌مي‌رود، چه‌چيز آن‌به‌اين‌استان‌بزرگ‌برمي‌گردد؟ خوب‌، معلوم‌است‌، به‌عدد و آمار مراجعه‌بفرماييد! تازه‌زاينده‌رود گونه‌اي‌بيمار شده‌كه‌دِبي‌فاضلاب‌بيشتر از دِبي‌آب‌هست‌. يعني‌گاهي‌تازه‌عوارضي‌ايجاد كرده‌. چرا؟ چون‌ما همان‌طرح‌كالبدي‌را نداشتيم‌. چرا؟ چون‌همان‌طرح‌آمايش‌را نداشتيم‌!
 در واقع‌من‌سه‌بحثي‌كه‌داشتم‌، هم‌در پاسخ‌آقاي‌دكتر، هم‌به‌يك‌ اصل‌مهم‌كه‌مجلس‌بايستي‌طرح‌آمايش‌از سازمان‌برنامه‌و بودجه‌بخواهد كه‌سابق‌بين‌مسكن‌و شهرسازي‌اختلاف‌بود، او مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌، برنامه‌و بودجه‌مي‌گفت‌من‌بايد بدهم‌. حالا خوشبختانه‌دولت‌تكليف‌كرده‌است‌كه‌برنامه‌و بودجه‌بدهد و ضمناً ما سر و ساماني‌به‌طرحهاي‌كالبدي‌و طرحهاي‌تفصيلي‌شهرها بدهيم‌كه‌ما بدانيم‌(20) سال‌آينده‌چكار مي‌خواهيم‌بكنيم‌؟ آنوقت‌در آن‌طرح‌به‌شما خواهد گفت‌كجا بايد توسعه‌پيدا بكند و كجا نبايد پيدا بكند؟ چه‌امكاناتي‌بايد بيايد؟ والاّ شما در طرح‌بگوييد (20) درصد دانشگاه‌برود، همين‌امسال‌در فصل‌بودجه‌ چقدر دانشگاهها به‌شما نوشتند كه‌اصلاً ما مشكلات‌داريم‌، مشكلات‌حقوقي‌داريم‌، همين‌وضع‌موجودش‌را هم‌نمي‌توانيم‌اداره‌بكنيم‌. خواهش‌من‌از خواهران‌و برادران‌اين‌است‌كه‌به‌اين‌طرح‌رأي‌ندهند و واقعاً اگر مجلس‌بخواهد روي‌اين‌قضيه‌كار بكند يك‌طرح‌همه‌جانبه‌باشد، يعني‌اگر ما مي‌گوييم‌، برج‌سازي‌نباشد، كه‌حرف‌درستي‌است‌، بگوييم‌كه‌در كشور چند شهر دارد، چه‌تعدادي‌از اينها كانديداي‌اين‌قضيه‌بشوند و چه‌ شكلي‌ هم‌ ضابطه‌ بگذاريم‌ و چه‌ شكلي‌ هم‌ از دستگاه‌مربوطه‌بخواهيم‌.
 بهرحال‌من‌به‌اين‌دلايلي‌كه‌عرض‌كردم‌، اين‌طرح‌علمي‌نيست‌، بنفع‌مناطق‌هم‌نيست‌، تازه‌همانهايي‌را هم‌كه‌داريم‌براي‌آنها مشكل‌درست‌مي‌كنيم‌. اگر ما واقعاً بخواهيم‌تمركززدائي‌بكنيم‌، در خود مركز بياييم‌، يك‌طرحي‌بدهيم‌و بگوييم‌از مركز مي‌خواهيم‌شروع‌كنيم‌تا بيست‌سال‌آينده‌هم‌مي‌خواهيم‌به‌اينجا برسيم‌. بهرحال‌اين‌طرح‌اشكالات‌مختلفي‌دارد كه‌خواهش‌ما اين‌است‌كه‌رأي‌ندهيد، خيلي‌ممنون‌.
 منشي‌ (زرگر) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌آل‌كاظمي‌هستند، بفرماييد.
 علي‌آل‌كاظمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 برادران‌و خواهران‌محترم‌نماينده‌توجه‌دارند، اين‌طرحي‌است‌كه‌اگر اشكالات‌جزئي‌هم‌در آن‌باشد در كميسيون‌و با دادن‌پيشنهادات‌شما قابل‌اصلاح‌است‌. بنظر من‌هرچه‌زودتر ما از متمركز شدن‌امكانات‌در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌جلوگيري‌كنيم‌بنفع‌كشورمان‌است‌و نوعي‌تحقق‌عدالت‌اجتماعي‌است‌.
 بدنبال‌توسعه‌دانشگاهها در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌، مهاجرتها و هجوم‌دانشجويان‌و بدنبال‌آن‌و به‌تبع‌آن‌خانواده‌هاي‌آنها را ما داريم‌. بدنبال‌توسعه‌هاي‌ساختماني‌از نظر بيمارستانها، شركتها، كارخانجات‌باز هم‌مهاجرت‌كارگران‌، انواع‌و اقسام‌افرادي‌كه‌براي‌كار در اين‌كارخانه‌ها، بيمارستانها و شركتها به‌شهرهاي‌بزرگ‌مي‌آيند باعث‌مهاجرت‌مردم‌از شهرستانهاي‌كوچك‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌و بزرگتر شدن‌حجم‌اين‌شهرها و بزرگتر شدن‌حجم‌مشكلات‌نظام‌است‌.
 برادري‌كه‌به‌مسأله‌(20) درصد انتقال‌امكانات‌دانشگاهها به‌دانشگاههاي‌شهرستانها ايراد گرفتند و مي‌فرمودند، (20) درصد ما استاد ببريم‌، چه‌بريم‌... اين‌قابل‌اصلاح‌است‌، با پيشنهادهايي‌كه‌مي‌دهيد مشخص‌كنيد (20) درصد از بودجه‌اين‌دانشگاهها براي‌تكميل‌و توسعه‌دانشگاهها. خوب‌، (20) درصد معلوم‌است‌، كسي‌كه‌نمي‌گويد آجرهاي‌دانشگاهها را بكنند و جاي‌ديگر ببرند، آنچه‌كه‌قابل‌عمل‌است‌، آنچه‌كه‌عملي‌است‌از لحاظ‌امكانات‌اگر مشكل‌بودجه‌در دانشگاههاي‌تهران‌يا شيراز يا شهرهاي‌ديگر است‌، قهراً مجبور مي‌شوند طوري‌برنامه‌ريزي‌كنند دانشجوي‌كمتر بگيرند و دانشگاههاي‌شهرستانها هم‌دانشجوي‌بيشتري‌بگيرند تا شهرستانها رونق‌پيدا كند. شما اگر مراجعيني‌از دانشجويان‌شهرستاني‌داشته‌باشيد، مخصوصاً مناطق‌محروم‌، بسياري‌از استعدادهاي‌با ارزش‌و خوب‌جوانان‌ما بخاطر اينكه‌نمي‌توانند تهران‌يا شهرهاي‌بزرگ‌بيايند از لحاظ‌مسكن‌، خوراك‌، رفت‌و آمد مشكل‌دارند با اينكه‌در رشته‌هايي‌قبول‌مي‌شوند علي‌رغم‌استعدادشان‌، علي‌رغم‌علاقه‌شان‌به‌ادامه‌تحصيل‌، مجبور مي‌شوند از ادامه‌تحصيل‌بمانند و ترك‌تحصيل‌كنند. بنابراين‌عدالت‌اجتماعي‌ايجاب‌مي‌كند كه‌ما يك‌مقداري‌به‌وضعيت‌آموزش‌عالي‌شهرستانها برسيم‌، يك‌مقدار توجه‌به‌توسعه‌امكانات‌در شهرستانها بكنيم‌تا آنقدر بودجه‌هاي‌كشور علي‌رغم‌سهمي‌كه‌سرانه‌اين‌كشور از بودجه‌دارد در شهرهاي‌مشخصي‌متمركز نشود. ما هم‌مشكلات‌اجتماعي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌بهداشتي‌داريم‌، هم‌مشكلات‌فرهنگي‌در شهرهايي‌كه‌جمعيت‌آنها بيش‌از حد رشد و توسعه‌پيدا كرده‌، داريم‌. اين‌طرح‌مي‌تواند يكجا مشكلات‌اجتماعي‌، مشكلات‌فرهنگي‌و مشكلات‌مختلف‌را حل‌كند.
 بنظر من‌برادران‌محترم‌به‌اصل‌اين‌طرح‌رأي‌بدهند، بعداً با پيشنهادهاي‌خودشان‌اشكالاتي‌كه‌ممكن‌است‌در طرح‌باشد، اصلاح‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله و بركاته‌
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌يحيوي‌هستند، بفرماييد.
 سيدمحسن‌يحيوي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌و به‌نستعين‌
 شاكله‌طرح‌پيشنهادي‌موادي‌را شامل‌مي‌شود كه‌اينها هماهنگي‌كاملي‌با همديگر ندارند. گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌تهران‌بصورت‌افقي‌با ايجاد عدم‌تمركز در مراكز درماني‌و دانشگاهي‌مخلوط‌شده‌است‌. جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌اشاره‌فرمودند كه‌هدف‌اصلي‌اين‌طرح‌تمركززدايي‌ و بردن‌امكانات‌به‌ديگر شهرهاست‌. اين‌بطور قطع‌يك‌هدف‌زيبنده‌اي‌ است‌كه‌همه‌ما بايد بدنبال‌آن‌براي‌جلوگيري‌از مهاجرت‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌باشيم‌. ولي‌نشان‌مي‌دهد كه‌اين‌طرح‌فقط‌ديد درماني‌، يعني‌ديد خود آقاي‌دكتر شيباني‌برايشان‌حاكم‌است‌. امكانات‌متمركز در تهران‌و شهرهاي‌بزرگ‌كه‌بصورت‌يك‌جاذبه‌مهاجرت‌درآمده‌است‌، اين‌بهيچوجه‌فقط‌در بيمارستانها و دانشگاهها نيست‌، اين‌نشاندهنده‌عدم‌مطالعه‌قبلي‌در ارائه‌اين‌طرح‌است‌.
 بنده‌به‌يكي‌از مسائل‌كه‌اولين‌مسأله‌و ماده‌قيد شده‌در طرح‌است‌، مي‌پردازم‌و آن‌هم‌عدم‌احداث‌ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌در تهران‌و شهرهايي‌كه‌اسم‌برده‌شده‌است‌، مشهد، اصفهان‌، شيراز، تبريز و غيره‌. اين‌ديدگاه‌با پيشرفت‌و ازدياد جمعيت‌در ايران‌اصلاً تناقض‌دارد. ما در مقابله‌با يك‌امر هستيم‌و آن‌هم‌افزايش‌جمعيت‌كه‌اگر آمارهاي‌ارائه‌شده‌را بپذيريم‌ (2) درصد بصورت‌رسمي‌است‌و در شهرهاي‌بزرگ‌بدليل‌وجود انگيزه‌هاي‌جذب‌و مهاجرت‌اين‌درصد بالاتر است‌و اگر ما تهران‌را كه‌جمعيت‌(7) ميليوني‌دارد، بخواهيم‌با متوسط‌(3) درصد افزايش‌جمعيت‌درنظر بگيريم‌، (210) هزار نفر افزايش‌جمعيت‌در هر سال‌دارد كه‌اگر براي‌هر زوج‌ما بخواهيم‌خانه‌اي‌در نظر بگيريم‌، ايجاد كننده‌احداث‌ (100) هزار خانه‌در تهران‌است‌. اگر جمعيت‌را بخواهيم‌ببريم‌در آماري‌كه‌براي‌هر خانوار قيد مي‌كنند و آن‌هم‌(4) نفر است‌، ما نزديك‌به‌(50) هزار واحد مسكوني‌در تهران‌در طول‌سال‌نياز داريم‌. اگر بخواهيم‌اين‌ايجاد فضاي‌مسكوني‌را بصورت‌افقي‌انجام‌بدهيم‌و در ارتفاع‌انجام‌ندهيم‌باعث‌خواهد شد كه‌زمينهاي‌مرغوب‌كشاورزي‌اطراف‌شهر، همانگونه‌تا به‌حال‌انجام‌گرفته‌، تبديل‌به‌فضاهاي‌مسكوني‌بشود. از نظر دادن‌خدمات‌شهري‌(عزيزان‌من‌!) يك‌برج‌ (30) طبقه‌با شش‌واحد در هر طبقه‌كه‌ممكن‌است‌فضاي‌بيش‌از (25) تا (30) متر از يكطرف‌خياباني‌را نگيرد، معادل‌يك‌ خيابان‌(700) متري‌است‌. يعني‌بجاي‌اينكه‌ما (20)، (30) متر لوله‌كشي‌آب‌، لوله‌كشي‌گاز، كابل‌كشي‌برق‌و تلفن‌داشته‌باشيم‌، بايستي‌يك‌خيابان‌(700) متري‌را ما بياييم‌خدمات‌شهري‌بدهيم‌كه‌بتوانيم‌جمعيت‌يك‌فضاي‌بكارگرفته‌شده‌براي‌يك‌برج‌(30) طبقه‌بكار ببريم‌. در شهر تهران‌كه‌ما مي‌بينيم‌عملاً امكان‌يك‌چنين‌امري‌نيست‌! ما در اواخر دوره‌چهارم‌قانوني‌را به‌تصويب‌رسانديم‌كه‌احداث‌هرگونه‌ساختماني‌را در باغها و زمينهاي‌زراعي‌ممنوع‌كرديم‌. از آنطرف‌ما براي‌اينكه‌فضاهاي‌سبز و فضاهاي‌كشاورزي‌و باغات‌را ويران‌نكنيم‌و خودمان‌را بيش‌از پيش‌به‌واردات‌قوت‌لايموت‌مردممان‌محتاج‌خارج‌نكنيم‌، آمديم‌اين‌قانون‌را تصويب‌كرديم‌. بنابراين‌ما توسعه‌عرضي‌ندهيم‌، توسعه‌عمودي‌هم‌ندهيم‌، ما مردم‌را با افزايش‌جمعيت‌كجا مي‌خواهيم‌جا بدهيم‌؟! و اين‌را ما يك‌استمزاج‌از هيأت‌رئيسه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌كرديم‌، همه‌هم‌باتفاق‌اعتقادشان‌بر اين‌است‌كه‌اين‌امر امكانپذير نيست‌. البته‌بطور قطع‌ما مخالف‌بعضي‌از برج‌ سازيها در شهر هستيم‌و آن‌ هم‌در فضاهايي‌كه‌غير پيش‌بيني‌شده‌براي‌ساخت‌اين‌برجهاست‌، فضاهايي‌را ما داريم‌با تراكم‌كم‌، يعني‌خريدار اين‌خانه‌ها و اين‌فضاها با علم‌به‌اينكه‌اينجا برجي‌ساخته‌نشده‌است‌، خانه‌خريده‌، يك‌مرتبه‌بياييم‌وسط‌خانه‌هاي‌يك‌طبقه‌، دو طبقه‌يك‌برج‌(20) طبقه‌بسازيم‌، اين‌قطعاً خلاف‌اصول‌شهرسازي‌است‌و كارهايي‌كه‌از اين‌قبيل‌انجام‌مي‌گيرد بدون‌توجه‌به‌نقشه‌و طرح‌جامع‌شهر است‌. ولي‌اين‌منافات‌با آن‌ندارد كه‌ما بخشي‌از فضاي‌شهر را در طرح‌جامع‌همانگونه‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌است‌و اگر نياز فعلي‌ماست‌، اضافه‌بر آن‌بكنيم‌و براي‌ساخت‌برجها تخصيص‌بدهيم‌، در آن‌حالت‌هيچ‌مزاحمتي‌براي‌همسايگان‌بوجود نخواهد آمد. براي‌اينكه‌معماري‌اين‌ساخت‌و ساز متناسب‌با برج‌ سازي‌بوجود آمده‌است‌و فرق‌خواهد كرد با آنچه‌كه‌براي‌گرفتن‌مقداري‌پول‌و ايجاد درآمد براي‌فعاليتهاي‌ديگرمان‌ما بياييم‌در هر نقطه‌ولو اينكه‌تراكم‌، تراكم‌كم‌ و يا متوسط‌است‌، اجازه‌ساخت‌برجها را بدهيم‌.
 در بعضي‌از مواردي‌كه‌قيد شده‌، قاعدتاً بايستي‌مطالعات‌بيشتري‌بشود. توزيع‌امكان‌دانشگاهي‌به‌مناطق‌... حالا يكدفعه‌ما مي‌گوييم‌عجبشير، واقعاً اينجا هدف‌عجبشير نيست‌، شما در خيلي‌از كشورها مي‌بينيد كه‌شهركهاي‌دانشگاهي‌مي‌سازند و در آنجا همه‌امكانات‌دانشگاه‌را فراهم‌مي‌آورند و امكان‌حضور و زيست‌استادان‌پُرسابقه‌را هم‌فراهم‌مي‌آورند، ولي‌قطعي‌است‌اگر شما در خيلي‌از شهرهاي‌كوچك‌بخواهيد يك‌چنين‌امكاناتي‌را بوجود بياوريد، اين‌امكانپذير نيست‌. همانطور كه‌خدمتتان‌ عرض‌كردم‌نكته‌منفي‌اصلي‌در بند (1) است‌كه‌اجازه‌ساخت‌ساختمانها بيش‌از چهار طبقه‌را نمي‌دهد. ولي‌نكات‌مثبتي‌در بقيه‌موارد هست‌كه‌اختلاط‌اين‌موارد مثبت‌و منفي‌نشاندهنده‌اين‌است‌كه‌رأي‌دادن‌به‌اين‌لايحه‌بصورت‌مجموعه‌، صحيح‌نيست‌و ضرورت‌دارد كه‌اين‌لايحه‌به‌كميسيون‌برگردانده‌بشود، اصلاً تصويب‌نشود و براي‌هر بخشي‌از آن‌(يا تقسيم‌بشود) اهدافي‌كه‌وجود دارد و براي‌آنها طرحهاي‌جداگانه‌اي‌آورده‌بشود و ان‌شاءالله با بحث‌مقتضي‌كه‌خواهد شد به‌تصويب‌برسد. بنابراين‌از نظر تخصصي‌(البته‌بنده‌در ساختمان‌ مي‌توانم‌اظهارنظر بكنم‌) كه‌با گروه‌كانون‌مهندسين‌مجلس‌صبحت‌شد، اظهارنظر كرده‌اند و همه‌آنها از نظر تخصصي‌اين‌طرح‌را به‌صلاح‌نمي‌بينند و ان‌شاءالله شما به‌رد آن‌يعني‌در مخالفت‌با اصل‌طرح‌رأي‌خواهيد داد و به‌تصويب‌نخواهد رسيد.
 10 ـ خير مقدم‌به‌جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌توسط‌رياست‌محترم‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 رئيس‌ـ  از حضور هيأت‌محترم‌ايتاليايي‌در مجلس‌، جناب‌آقاي‌جان‌كاربرسار رئيس‌اتحاديه‌دوستي‌ايتاليا ـ ايران‌و هيأت‌پارلماني‌همراهشان‌بخاطر حضورشان‌در مجلس‌شوراي‌اسلامي‌تشكر و قدرداني‌مي‌كنيم‌. اميدواريم‌كه‌ان‌شاءالله اين‌رفت‌و آمدها و سفرها در تعميق‌روابط‌دو كشور نقش‌خوبي‌را داشته‌باشد.
 (ادامه‌رسيدگي‌به‌گزارش‌شور اول‌كميسيون‌خاص‌در مورد طرح‌جلوگيري‌از تمركز و توسعه‌امكانات‌شهرهاي‌بزرگ‌)
 رئيس‌ـ  مخالف‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ مخالف‌بعدي‌رد آقاي‌صالحي‌خوانساري‌هستند.
 رئيس‌ـ  آقاي‌صالحي‌خوانساري‌بفرماييد.
 سيدمرتضي‌صالحي‌خوانساري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، با سه‌جمله‌ادله‌ردشان‌را اقامه‌كردند.
 1 ـ عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌. عزيزاني‌كه‌اين‌طرح‌را رد كردند از كجا اين‌ علم‌را داشتند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌است‌؟ به‌موافقين‌رد هم‌هرچه‌گوش‌داديم‌، ادله‌، واقعاً عدم‌امكان‌تحقق‌را اثبات‌نكرد. بله‌، با كمال‌عذرخواهي‌بايد گفت‌نمايندگان‌محترم‌تهران‌اكثراً، نمايندگان‌محترم‌مراكز استانها، ظاهراً حكايت‌از اين‌مي‌شود كه‌خيلي‌اطلاع‌از وضع‌شهرستانهاي‌اقماري‌خودشان‌ندارند. اگر اطلاع‌از شهرستانهاي‌دوردستشان‌داشتند، اين‌جمله‌شبه‌غيب‌ گويي‌را اظهار نمي‌كردند كه‌عدم‌امكان‌تحقق‌طرح‌! قطعاً اين‌رقم‌اولتان‌مخدوش‌است‌، عدم‌امكان‌نيست‌، امكان‌هست‌.
 2 ـ مرقوم‌فرمودند ابهام‌در مواد طرح‌در مورد اينكه‌اين‌(20) درصد چيست‌؟ تعجب‌از اينكه‌متوجه‌نشدند (20) درصد از انتقال‌امكانات‌از شهرهاي‌بزرگ‌ به‌شهرهاي‌كوچكتر كه‌داراي‌زمينه‌است‌، يعني‌چه‌، نفهميديم‌! آقا! (20) درصد امكاناتتان‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهيد. عدالت‌اجتماعي‌شعار ماست‌، تعديل‌هم‌هميشه‌در گفتار ما هست‌.
 3 ـ عدم‌آمادگي‌همه‌شهرستانها براي‌تأسيس‌رشته‌هاي‌دانشگاهي‌. خيلي‌خوب‌، ممكن‌است‌شهرستانهايي‌باشد، آمادگي‌و زمينه‌ندارد، خيلي‌از شهرستانها هم‌آمادگي‌و زمينه‌دارد، ولي‌متأسفانه‌شعار الان‌است‌كه‌اگر در مراكز استانها دانشگاه‌برقرار شد، دانشگاه‌اقماري‌ندهند. اين‌مردم‌روستايي‌و شهرستاني‌هميشه‌بايد در زحمت‌و زير قدرت‌مراكز استانها باشند. لذا بنده‌نظرم‌اين‌است‌، راجع‌به‌ماده‌اول‌احداث‌ساختمان‌به‌اين‌وضعي‌كه‌در طرح‌مرقوم‌شده‌، اين‌مورد اشكال‌است‌. اما تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در شهرهاي‌نامبرده‌ممنوع‌، يعني‌بجاهاي‌ديگر عنايت‌بشود و همچنين‌(20) درصد يعني‌به‌جاهاي‌ديگر عنايت‌بشود. بيمارستانهاي‌جديد، توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود را اگر گفتند در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌مثل‌تهران‌و آن‌چند شهر ممنوع‌، يعني‌اين‌توسعه‌و اين‌امكانات‌را به‌شهرستانهاي‌ديگر بدهند.
 شعار ما از روز اول‌انقلاب‌اين‌بود، تمركززدائي‌بايد بشود، به‌شهرستانها و روستاهاي‌محروم‌برسيم‌. شما را به‌خدا در زمينه‌اين‌طرح‌يك‌قدم‌تابحال‌براي‌شهرستانهاي‌سراسر كشور و روستاهاي‌شهرستان‌برداشته‌شده‌است‌؟! آقاي‌دكتر كامران‌گفتند، نمي‌دانيم‌چه‌شهري‌زمينه‌توسعه‌دارد و چه‌شهري‌ندارد. خيلي‌خوب‌، اين‌چه‌دليلي‌بر رد طرح‌است‌؟ شما به‌شهرستانهايي‌كه‌زمينه‌و امكان‌توسعه‌دارد واقعاً ترحم‌بكنيد.
 در سخنان‌برادراني‌كه‌كلاً بر موافقت‌رد صحبت‌كردند، خدايي‌نديديم‌ جمله‌اي‌را كه‌كلاً بتواند اين‌طرح‌مقدس‌را كه‌حكايت‌از عدالت‌اجتماعي‌مي‌كند، حكايت‌از تعديل‌نيرو مي‌كند، رد كند، ما نديديم‌. لذا معتقدم‌عزيزان‌در اين‌شور اول‌به‌كليات‌آن‌رأي‌بدهند، در شور دوم‌اگر مشكلي‌بود حل‌بشود.
 برادران‌گفتند طرح‌نپخته‌! خوب‌، فلسفه‌شور اول‌و دوم‌در طرحها و لوايح‌چيست‌؟ مگر اين‌نيست‌كه‌اگر يك‌طرح‌يا يك‌لايحه‌اي‌مقداري‌خام‌بود، نپخته‌بود، خيلي‌كارشناسي‌نشده‌، اما اصل‌آن‌مقبول‌و مقدس‌است‌در شور اول‌اصل‌و كل‌را تعيين‌و تصويب‌كنيم‌، در شور دوم‌پخته‌اش‌كنيم‌. اگر برادران‌راست‌مي‌گويند، طرفدار اين‌عدالت‌اجتماعي‌هستند، دلشان‌براي‌شهرهاي‌اقماري‌در استانها و در روستاها مي‌سوزد، به‌كليات‌اين‌طرح‌در شور اول‌رأي‌بدهند، در شور بعدي‌هم‌پخته‌اش‌كنند. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 رئيس‌ـ  متشكر، موافق‌بعدي‌رد را دعوت‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ موافق‌رد آقاي‌انصاري‌هستند، بفرماييد.
 مجيد انصاري‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌با عرض‌معذرت‌از طراحان‌محترم‌و سرور عزيزمان‌جناب‌حاج‌آقا خوانساري‌كه‌فرمودند به‌كليات‌رأي‌بدهيد، در جزئيات‌اصلاح‌كنيد، من‌هرچه‌دقت‌كردم‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌هيچ‌ماده‌اي‌را قابل‌دفاع‌و اجراء نديدم‌، لذا كليات‌آن‌حتي‌يك‌نكته‌قابل‌دفاع‌را نداشت‌كه‌انسان‌به‌اعتماد آن‌يك‌نكته‌با كليات‌موافقت‌كند و در جزئيات‌بگويد به‌كميسيون‌مراجعه‌و اصلاح‌مي‌كنيم‌. من‌استدعا مي‌كنم‌همكاران‌عزيز و نمايندگان‌محترم‌مجدداً يك‌دقتي‌در اين‌مواد پنجگانه‌طرح‌بفرماييد، ببينيد واقعاً اين‌اجرايي‌هست‌يا نيست‌و اصولاً آيا مصلحت‌است‌؟
 ماده‌اول‌مي‌گويد «ساختمان‌بيش‌از چهار طبقه‌به‌هر منظور در تهران‌و شهرهاي‌مشهد، اصفهان‌، شيراز و تبريز ممنوع‌است‌، مگر خوابگاههاي‌دانشجويي‌حداكثر در هفت‌طبقه‌» سؤال‌اول‌اين‌است‌از كجا با كدام‌اصول‌علمي‌شما به‌چهار طبقه‌رسيده‌ايد؟ به‌سه‌طبقه‌نرسيده‌ايد يا به‌پنج‌طبقه‌نرسيده‌ايد؟ و خوابگاه‌دانشجويي‌چه‌شده‌است‌كه‌هفت‌طبقه‌ايراد ندارد؟ اگر اصول‌ايمني‌را مي‌فرماييد خوب‌، خوابگاه‌دانشجويي‌كه‌دانشجويان‌عزيزتر هستند در يك‌خوابگاه‌تعداد زيادتري‌متراكم‌خواهند بود، اگر از جهت‌فني‌و ايمني‌ايراد دارد چطور براي‌خوابگاههاي‌دانشجويي‌اجازه‌هفت‌طبقه‌را در همين‌شهرها مي‌خواهيد بدهيد؟
 از لحاظ‌ايمني‌، هيچ‌فرقي‌نمي‌كند بين‌يك‌ساختمان‌يك‌طبقه‌يا (100) طبقه‌، اگر اصول‌ايمني‌رعايت‌نشود. شما شهرهاي‌ژاپن‌را كه‌بسياري‌از آنها روي‌گسلهاي‌فعال‌زلزله‌هستند، ملاحظه‌مي‌كنيد ساختمانهاي‌(100) طبقه‌، (50) طبقه‌دارند و در برابر شديدترين‌زلزله‌هاي‌با هفت‌درجه‌ريشتر زلزله‌و بيشتر مقاوم‌هستند، ولي‌متأسفانه‌ساختمانهاي‌يك‌ طبقه‌، نيم‌ طبقه‌در روستاهاي‌ما بعلت‌عدم‌رعايت‌اصول‌فني‌و ايمني‌در ساختمان‌سازي‌با يك‌زلزله‌نسبتاً متوسط‌فرو مي‌ريزد و ضايعات‌داريم‌. مسأله‌ايمني‌در ساختمان‌ربطي‌به‌طبقات‌ندارد. شما بايد اصول‌معماري‌، شهرسازي‌و رعايت‌اصول‌فني‌را بكنيد كه‌آن‌مسأله‌جداگانه‌اي‌است‌. بنابراين‌اين‌تعداد طبقات‌چهار و هفت‌ما نمي‌دانيم‌مبناي‌محاسبه‌اش‌چيست‌؟
 در بحث‌مسكن‌عزيزان‌مي‌دانند رشد جمعيت‌را ما داريم‌، همين‌الان‌در تهران‌و در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌يكي‌از معضلات‌جدي‌مسأله‌مسكن‌است‌، اقشار كم‌درآمد و محرومي‌كه‌خانه‌مناسب‌استيجاري‌در اختيار آنها نيست‌و بنده‌بعنوان‌نماينده‌تهران‌عرض‌مي‌كنم‌، مشكلترين‌مشكل‌براي‌مردم‌محروم‌تهران‌و بيشترين‌مراجعه‌كننده‌به‌نمايندگان‌مردم‌ تهران‌كساني‌هستند كه‌فاقد مسكن‌هستند، بيشترين‌هزينه‌زندگي‌آنها را هزينه‌هاي‌سرسام‌آور اجاره‌مسكن‌تشكيل‌مي‌دهد. با اين‌طرح‌قيمت‌مسكن‌و اجاره‌مسكن‌در تهران‌سر به‌فلك‌خواهد كشيد و نتيجه‌اين‌سختگيريها ايجاد شهركهاي‌خودرو و خودجوشي‌است‌كه‌هيچ‌اصولي‌در آن‌رعايت‌نمي‌شود و هم‌اكنون‌بصورت‌شهركهاي‌اقماري‌تهران‌مردم‌با هزاران‌مشكل‌مواجه‌هستند، نه‌شبكه‌آب‌و فاضلاب‌درستي‌دارد، نه‌شبكه‌معابرمان‌درست‌است‌، نه‌اصول‌فني‌و ايمني‌رعايت‌مي‌شود در حاليكه‌اگر دولت‌برنامه‌ريزي‌بكند كه‌هم‌اكنون‌هم‌برنامه‌ريزي‌كرده‌اند، در شهركهاي‌مناسب‌اطراف‌تهران‌، اطراف‌اين‌شهرهاي‌بزرگ‌پنجگانه‌در طبقات‌مختلف‌(20) طبقه‌، (10) طبقه‌، كمتر، بيشتر ساختمان‌ارزان‌ قيمت‌بسازند با زيربناي‌كم‌، (50) متر، (60) متر، ارزان‌بصورت‌اجاره‌به‌شرط‌تمليك‌به‌مردم‌واگذار كنند، ما (5/1) ميليون‌واحد مسكوني‌الان‌در كشور كم‌داريم‌، عمده‌اين‌كمبود هم‌در همين‌شهرهاست‌. شما مي‌فرماييد رشد جمعيت‌تهران‌مثلاً به‌خوانسار يا گلپايگان‌منتقل‌شود؟! خوب‌، مگر مي‌شود! گران‌شدن‌زمين‌، تخريب‌زمينهاي‌كشاورزي‌، گران‌شدن‌مسكن‌، گران‌شدن‌اجاره‌مسكن‌از ضايعات‌و تبعات‌اين‌طرح‌مي‌تواند باشد.
 ماده‌(2) فرموديد «تأسيس‌دانشگاه‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌در اين‌شهرها ممنوع‌است‌»، آيا واقعاً اين‌عملي‌است‌؟! اگر دانشگاهي‌در يكي‌از اين‌شهرها وجود دارد و مي‌خواهد يك‌واحد پيوسته‌به‌آن‌رشته‌خاص‌را ايجاد كند، مثلاً دانشكده‌دانشگاه‌صنعتي‌اگر بخواهد يك‌واحد فني‌را در آن‌دانشگاه‌ايجاد بكند يا يك‌نوآوري‌بكند و دانشگاه‌را بلحاظ‌كيفي‌توسعه‌بدهد شما هرگونه‌توسعه‌را در اينجا ممنوع‌كرده‌ايد و گفته‌ايد دانشگاههاي‌ما در همين‌وضعيت‌متوسط‌يا نامطلوب‌در برخي‌از اين‌شهرستانها درجا بزنند و هيچگونه‌توسعه‌اي‌نداشته‌باشند و ما از نو برويم‌در مناطق‌محروم‌دانشگاه‌بسازيم‌، مگر ساختن‌دانشگاه‌فقط‌آجر، خشت‌، تيرآهن‌و امثال‌اينهاست‌؟ دانشگاه‌استاد مي‌خواهد، آزمايشگاه‌مي‌خواهد، امكانات‌مختلف‌مي‌خواهد. ما در اين‌شهرهاي‌بزرگ‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌را كرده‌ايم‌، الان‌كه‌بحث‌توسعه‌كيفي‌و بهره‌وري‌مناسب‌از دانشگاه‌است‌، بياييم‌آن‌را ممنوع‌بكنيم‌!
 بحث‌ايجاد بيمارستانهاي‌جديد و توسعه‌بيمارستانهاي‌موجود در شهرهاي‌ مذكور را در ماده‌(3) ممنوع‌كرده‌است‌. واقعاً انسان‌تعجب‌مي‌كند چطور ممكن‌است‌كه‌ما بگوييم‌بيمارستانهاي‌اين‌شهرهاي‌پنجگانه‌توسعه‌شان‌ممنوع‌باشد، يعني‌اگر در يك‌بيمارستان‌مجهزي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌خواستند بخش‌عمل‌پيوند قلب‌را بوجود بياورند، ممنوع‌است‌بايد عمل‌پيوند قلب‌را در بخش‌محروم‌ببرند! آخر توسعه‌بيمارستان‌يعني‌اين‌! الان‌بيمارستانهاي‌ما مثل‌بيمارستان‌دكتر شريعتي‌با همتي‌كه‌مسؤولين‌محترم‌انجام‌داده‌اند، توسعه‌پيدا كرده‌است‌، بسياري‌از اموري‌كه‌در گذشته‌با صرف‌هزينه‌هاي‌بالا به‌خارج‌اعزام‌مي‌كردند، عملهاي‌پيچيده‌قلب‌، عملهاي‌پيچيده‌مغز، پيوند پيچيده‌اعضاي‌مختلف‌بدن‌در همين‌بيمارستانها دارد انجام‌مي‌شود، يك‌واحد كوچكي‌درست‌كرده‌اند، بانكهاي‌خاصي‌كه‌بوجود آورده‌اند، بانك‌اعضاء، بانك‌خون‌و ديگر بانكهاي‌پزشكي‌لازم‌. مگر مي‌شود اين‌واحدها را در يك‌بيمارستان‌دست‌دهم‌در يك‌استان‌و يا شهر محروم‌ايجاد كرد؟ معناي‌اين‌طرح‌اين‌است‌كه‌ما بيمارستانهايمان‌در همين‌وضعيت‌نامناسب‌درجا بزنند و هيچ‌توسعه‌اي‌را نداشته‌باشند، در حالي‌كه‌ما معتقد هستيم‌بايد بيمارستانهايي‌مثل‌بيمارستان‌امام‌خميني‌، بيمارستان‌دكتر شريعتي‌، بيمارستان‌طالقاني‌و ديگر بيمارستانها كه‌سرمايه‌گذاري‌اوليه‌صورت‌گرفته‌، توسعه‌كيفي‌پيدا كنند. الان‌كه‌مردم‌به‌خارج‌اعزام‌مي‌شوند، واحدهايي‌در همينجا ايجاد بشود، مگر در هر بيمارستاني‌امكان‌پرتودرماني‌وجود دارد، امكان‌شيمي‌درماني‌وجود دارد؟ تازه‌اينها چيزهاي‌عادي‌است‌، پيوند كليه‌، عمل‌مغز و اعصاب‌و امثال‌اينطور چيزها، اينها امكان‌ندارد جز در شهرهاي‌بزرگ‌در بيمارستانهايي‌كه‌كنار دانشگاه‌معتبر علوم‌پزشكي‌است‌، استاد مي‌خواهد، جراح‌مي‌خواهد، پزشك‌مي‌خواهد و بيمارستان‌فقط‌ساختمان‌نيست‌كه‌ايجاد كرد. بنابراين‌ممنوع‌كردن‌توسعه‌بيمارستانها به‌هر نوع‌و به‌هر شكل‌معنايش‌اين‌است‌كه‌ما كشور را در علم‌پزشكي‌متوقف‌كنيم‌.
 ماده‌(4) مي‌گويد: هرگونه‌واحدهاي‌اداري‌و شركتهاي‌دولتي‌جديد و توسعه‌واحدهاي‌اداري‌فعلي‌براي‌كليه‌وزارتخانه‌ها، سازمانها، نهادها و مؤسسات‌در تهران‌ممنوع‌است‌. اين‌واقعاً عملي‌است‌؟ اين‌اجرايي‌است‌؟ اگر در داخل‌يك‌وزارتخانه‌يك‌واحد تحقيقات‌خواستند بزنند يا يك‌محوطه‌باز افتاده‌اي‌است‌و آن‌وزارتخانه‌الان‌واحدهاي‌استيجاري‌در جاي‌ديگر دارد، بخواهد در اين‌ساختمان‌مركزي‌با يك‌سرمايه‌گذاري‌مختصر، با يك‌توسعه‌مختصر متمركز كند، اين‌اشكال‌دارد؟ و تمام‌نهادها، سازمانها و مؤسسات‌دولتي‌را، ما در اين‌مؤسسات‌دولتي‌مؤسسات‌تحقيقاتي‌داريم‌، مؤسسات‌پژوهشي‌داريم‌، مثلاً يكي‌از اين‌سازمانها، سازمان‌انرژي‌اتمي‌است‌. اگر سازمان‌انرژي‌اتمي‌خواست‌يك‌واحد تحقيقات‌كاربردي‌صلح‌آميز براي‌استفاده‌از دانش‌اتمي‌ايجاد بكند، بايد اين‌واحد را برود در يك‌منطقه‌محروم‌ايجاد كند؟ (رئيس‌ـ وقت‌حضرت‌عالي‌هم‌تمام‌شد) اصلاً امكان‌آن‌هست‌؟ من‌عرضم‌را تمام‌مي‌كنم‌چون‌كلي‌نوشته‌، بسياري‌از اين‌سازمانها ونهادها اصلاً امكان‌حضورشان‌و وجودشان‌در شهرستانها نيست‌.
 نهايتاً در ماده‌(5) هم‌يك‌تكليف‌مالايطاق‌عجيبي‌كرده‌اند كه‌وزارت‌كشور مأمور اجراي‌اين‌قانون‌است‌و موظف‌است‌از تاريخ‌تصويب‌اين‌ قانون‌از گسترش‌و توسعه‌تهران‌بهر شكلي‌جلوگيري‌كند. توسعه‌دانشگاهها و جلوگيري‌از توسعه‌دانشگاهها چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟ جلوگيري‌از توسعه‌بيمارستانها، در يك‌بيمارستاني‌واحد دياليز مي‌خواهند ايجاد كنند، وزارت‌كشور برود در آن‌بيمارستان‌نيروي‌انتظامي‌وارد كند و جلوگيري‌بكند، اين‌موضوع‌چه‌ربطي‌به‌وزارت‌كشور دارد؟
 لذا بنده‌هر (5) ماده‌اين‌طرح‌را غيرقابل‌دفاع‌و غيرقابل‌اجراء مي‌دانم‌و مشكلات‌جدي‌براي‌كشور در ابعاد مختلف‌بوجود خواهد آورد، لذا من‌از كميسيون‌خاص‌تشكر مي‌كنم‌كه‌فقط‌با يك‌رأي‌مخالف‌، تقريباً مي‌شود گفت‌باتفاق‌آراء اين‌طرح‌را رد كردند، از آقايان‌تشكر مي‌كنم‌. والسلام‌
 شيباني‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 من‌معذرت‌مي‌خواهم‌كه‌جناب‌انصاري‌عدم‌اطلاع‌داشتند، سه‌به‌سه‌رد شد، رئيس‌كميسيون‌هست‌، من‌هم‌خودم‌نايب‌رئيس‌كميسيون‌هستم‌، سه‌به‌سه‌يعني‌رأي‌نياورد نه‌اينكه‌رد شد، اين‌يكي‌.
 موارد ديگر هم‌وارد نبودند(رئيس‌ـ خوب‌حالا اينكه‌...) نه‌، ببينيد! حرف‌مرا تحريف‌كردند. من‌مي‌گويم‌بيمارستان‌نسازند؟ مي‌گويم‌رشته‌توليد نكنيد؟ بيمارستان‌امام‌خميني‌عمل‌قلب‌دارد انجام‌مي‌دهد، من‌چه‌موقع‌گفتم‌جلو آن‌را بگيرند؟
 رئيس‌ـ  بله‌، خيلي‌متشكر. عرض‌مي‌شود كه‌پيشنهاد كفايت‌مذاكرات‌رسيده‌، يك‌نفر موافق‌، يك‌نفر مخالف‌هم‌بيشتر نمانده‌. اين‌دو بزرگوار هم‌اگر كوتاه‌صحبت‌بكنند، به‌اندازه‌كفايت‌مذاكرات‌و موافق‌و مخالف‌آن‌كافي‌است‌. آقاي‌اكرمي‌بفرماييد.
 سيدرضا اكرمي‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ببينيد برادران‌و خواهران‌! اولاً از بعضي‌از مطبوعاتي‌كه‌اخيراً حملات‌به‌بعضي‌از طرحهاي‌مجلس‌را شروع‌كرده‌اند، استدعا مي‌كنم‌به‌نمايندگان‌خودشان‌در مجلس‌بفرمايند دستور بدهند اگر نمايندگان‌طرحي‌را دادند آن‌طرح‌را در مطبوعات‌مطرح‌بكنند، نظري‌، پيشنهادي‌، از جانب‌مردم‌، كارشناسان‌هست‌آنها را منعكس‌بكنند، آنها هم‌به‌پختگي‌طرحها كمك‌كنند، نه‌اينكه‌واقعاً با خشن‌ترين‌كلمات‌يك‌نهاد قانوني‌را بردارند در ديدگاه‌مردم‌مخدوش‌كنند با بعضي‌از اغراضي‌كه‌آلوده‌به‌بعضي‌از مسايل‌هست‌، اصل‌اين‌نهاد به‌اصطلاح‌مخدوش‌بشود و جايگاه‌واقعي‌خودش‌را از دست‌بدهد، از جمله‌همين‌طرح‌است‌.
 نكته‌ديگر اينكه‌برادرها و خواهرها و ملت‌شريف‌ايراني‌كه‌عرض‌مرا مي‌شنويد! انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌، اين‌چند نكته‌اي‌است‌كه‌عرض‌مي‌كنم‌:
 نكته‌اول‌اينكه‌مي‌خواهد از توسعه‌بيش‌از حد، نه‌اصل‌توسعه‌... جناب‌آقاي‌انصاري‌! انصاف‌بدهيد، اين‌را دقت‌بفرماييد. جناب‌عالي‌نماينده‌محترم‌تهران‌هستيد بنده‌هم‌نماينده‌تهران‌، اين‌را دقت‌كنيد اصل‌بحث‌اين‌است‌، مي‌گويد جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد بشود، نه‌اينكه‌جلوگيري‌از توسعه‌بشود.
 نكته‌دوم‌اين‌است‌مي‌گويد تمركزگرايي‌كاهش‌پيدا كند و ما به‌سمت‌تمركززدايي‌برويم‌، نه‌اينكه‌مي‌خواهيم‌وضع‌موجودي‌كه‌هست‌را تعطيلش‌بكنيم‌، ركود بوجود بياوريم‌، قيمت‌ساختمان‌را سرسام‌آور بكنيم‌و امثال‌اينها... اصلاً اين‌طرح‌شامل‌وضع‌موجود و گذشته‌نمي‌شود، مربوط‌به‌اجراء من‌بعد است‌، بعد از تصويب‌است‌، تازه‌شور اول‌هم‌هست‌. در شور دوم‌ممكن‌است‌بسياري‌از مسايل‌آن‌تغيير و حالت‌سياستگذاري‌را پيدا بكند.
 نكته‌سوم‌اينكه‌آوردن‌مواردي‌از قبيل‌دانشگاهها، بيمارستانها و ادارات‌بعنوان‌آغاز كار است‌، اگر توسعه‌بيش‌از حد در تهران‌(كه‌واقعاً مسايل‌لاينحلي‌در ابعاد گوناگون‌از محيط‌زيست‌آن‌گرفته‌تا موارد ديگر دارد) را مي‌خواهيم‌بيش‌از اين‌توسعه‌پيدا نكند، اضافه‌نشود بالاخره‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌كرد. متأسفانه‌ما تمام‌اتوبانهايي‌كه‌مي‌خواهيم‌داير كنيم‌از تهران‌شروع‌مي‌كنيم‌، توسعه‌فرودگاه‌در تهران‌يا امثال‌اينها... خوب‌حالا بعداً مي‌گويم‌. آغاز يك‌كاري‌است‌، حالت‌يك‌نوع‌سياستگذاري‌، يا آوردن‌نام‌شهرهايي‌از قبيل‌تهران‌، اصفهان‌، مشهد، شيراز، تبريز اينهم‌بعنوان‌آغاز كار است‌، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌كرد. شما ممكن‌است‌بگوييد آقا اين‌پنج‌تا را تبديل‌به‌سه‌تا كنيم‌يا كليات‌سياستگذاري‌بكنيم‌، نه‌اينكه‌ما اصل‌آن‌را هوا بكنيم‌، اين‌تمركززدايي‌، تمركزگرايي‌، جلوگيري‌از توسعه‌بيش‌از حد، بالاخره‌يك‌روزي‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بشود. در عالم‌خلاء كه‌نمي‌شود حرف‌زد، بالاخره‌از يك‌جايي‌بايد شروع‌بشود و معضل‌اين‌شهرها از جمله‌تهران‌است‌كه‌بيش‌از همه‌جاي‌كشور معضل‌دارد و خودمان‌ هم‌به‌اصطلاح‌به‌آن‌واقفيم‌، خوب‌بايد به‌آن‌يك‌روزي‌بها بدهيم‌.
 نكته‌دومي‌كه‌وجود دارد، آقاي‌كامران‌يك‌مطالبي‌را فرمودند كه‌انصافاً گفت‌آقا توگفتي‌و من‌هم‌باور كردم‌! واقعاً (90) درصد سرمايه‌گذاريهاي‌شهر اصفهان‌مردمي‌است‌؟ كجا شما داريد مي‌گوييد؟ يعني‌ذوب‌آهن‌آن‌را مي‌گوييد؟ فولاد آن‌را مي‌گوييد؟ فرودگاه‌آن‌را مي‌گوييد؟ پايگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ بيمارستان‌آن‌را مي‌گوييد؟ دانشگاههاي‌آن‌را مي‌گوييد؟ جناب‌آقاي‌كامران‌! دانشگاه‌چند هزار نفري‌اصفهان‌از يك‌دبيرستان‌شروع‌شد، خوب‌چرا اجازه‌نمي‌دهيم‌از اين‌به‌بعد همين‌از شهرضا شروع‌بشود؟ از نجف‌آباد ما شروع‌بشود؟ از خوانسار شروع‌بشود؟ آقاي‌انصاري‌! ما مي‌گوييم‌حالا مي‌گوييد دانشگاه‌نه‌، شما بياييد آموزشكده‌را لااقل‌شروع‌بكنيد. همين‌تهران‌، دماوند يك‌واحد دولتي‌آموزشي‌ندارد، فيروزكوه‌ندارد، برويم‌اسلامشهري‌كه‌(700) هزار نفر جمعيت‌دارد يك‌واحد آموزشي‌دولتي‌ندارد، خوب‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌. بله‌، دولت‌مخالف‌است‌، سازمان‌برنامه‌و بودجه‌مخالف‌است‌، مي‌گويد آقا من‌برايم‌صرف‌نمي‌كند، هزينه‌دارد، مشكل‌دارم‌نمي‌شود، من‌براي‌امور روزمره‌ام‌مشكل‌دارم‌شمامي‌گوييد چنين‌و چنان‌، ولي‌بالاخره‌انصاف‌بدهيم‌كه‌از يك‌نقطه‌اي‌بايد شروع‌بكنيم‌. اين‌ورامين‌با اين‌جمعيت‌اگر دانشگاه‌ابوريحان‌را دارد، آنهم‌مال‌گذشته‌است‌. اوايل‌آنچنان‌برسرآن‌زديم‌كه‌نزديك‌بود تعطيل‌بشود، حالا اخيراً يك‌مقداري‌جان‌گرفته‌است‌، خوب‌مي‌خواهيم‌همه‌بيايند تهران‌و برگردند؟ اين‌كهريزك‌، حسن‌آباد همين‌دوروبر، بيخ‌گوش‌تهران‌، همه‌مي‌گوييم‌بيايند تهران‌، خوب‌يك‌مقداري‌هم‌به‌آن‌سمت‌برويم‌، اينكه‌نشد. آقاي‌انصاري‌! ما بايد از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، مي‌گوييد دانشكده‌و دانشگاه‌نه‌، خيلي‌خوب‌لااقل‌بگوييد آموزشكده‌، بگوييد فني‌ ـ حرفه‌اي‌، از يك‌جايي‌شروع‌كنيد. آقاي‌كامران‌! طرح‌آمايش‌سرزميني‌انجام‌گرفته‌، در دوره‌اول‌رياست‌جمهوري‌جناب‌آقاي‌هاشمي‌انجام‌گرفته‌، در سازمان‌برنامه‌و بودجه‌موجود است‌، استانها را آمايش‌كردند حتي‌رفتند بطرف‌اجراء، بنابود چند سازمان‌از تهران‌منتقل‌بشود، چند وزارتخانه‌منتقل‌بشود، حتي‌رفتند در مرحله‌اي‌كه‌تهران‌را هم‌منتقل‌كنند به‌جايي‌، رفتند مطالعه‌كردند اما بدليل‌مشكلات‌چه‌و چه‌، يا گفتند آقا سخت‌و دشوار است‌همه‌تمام‌شد، خوب‌همين‌تمام‌شد! آن‌را رها بكنيم‌؟ خوب‌بياييد از يك‌جاي‌كوچك‌... انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌از يك‌جايي‌شروع‌كنيم‌، عيب‌ندارد شما از جزيي‌شروع‌كنيد، بگوييد آقا دانشگاه‌نه‌، بيمارستان‌نه‌، لااقل‌درمانگاه‌آن‌را عمل‌كنيد، لااقل‌ آموزشكده‌آن‌را عمل‌بكنيد. اينكه‌نشد، واقعاً اين‌تمركزگرايي‌همه‌مان‌را بيچاره‌كرده‌، از جمله‌مسؤولين‌مملكت‌و دستگاههاي‌اجرايي‌را. به‌مردم‌كه‌حاضر نيستيم‌واگذار بكنيم‌، خودمان‌هم‌كه‌براي‌اجراء مشكل‌داريم‌، آخر اينكه‌نشد. از يك‌جايي‌ولو از جاي‌كوچك‌شروع‌بكنيد، آن‌را معقول‌، منطقي‌و معتدلش‌بكنيم‌، حالت‌سياستگذاري‌به‌آن‌بدهيم‌، بگوييم‌آقا از اين‌به‌بعد آنچه‌الان‌انجام‌گرفته‌و گذشته‌برآن‌صلوات‌، لااقل‌از اين‌به‌بعد به‌اين‌سمت‌برويم‌، انديشه‌حاكم‌بر اين‌طرح‌اين‌است‌.
 كامران‌ـ  تذكر آيين‌نامه‌اي‌دارم‌.
 رئيس‌ـ  متشكر، آقاي‌كامران‌هم‌مي‌خواهند تذكر آيين‌نامه‌اي‌بدهند، ديگر نمي‌خواهد، متشكر، همين‌اندازه‌كه‌من‌گفتم‌حق‌شما حفظ‌شد. آخرين‌موافق‌آقاي‌موسوي‌نسب‌هستند، شما هم‌جمع‌ و جور و مختصر صحبت‌بفرماييد، اوقع‌در نفوس‌است‌.
 سيدعلي‌موسوي‌نسب‌ـ  بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 طرح‌را وقتي‌نمايندگان‌محترم‌ملاحظه‌مي‌فرمايند، خوب‌، دو بخش‌اساسي‌دارد، اگر احتمالاً كميسيون‌خاص‌اين‌را اصلاح‌مي‌كرد و به‌مجلس‌مي‌داد، مي‌شد در خصوص‌بحث‌موافقت‌صحبت‌كرد، اما خوب‌چون‌نظر كلي‌بر رد بود، اين‌دلايلي‌كه‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌اينها هم‌اضافه‌مي‌شود بر آنچه‌عزيزان‌صحبت‌كردند، نمي‌شود راجع‌به‌اين‌بحث‌خوب‌نظر كلي‌را ارائه‌داد و با آن‌موافقت‌كرد.
 (در اين‌هنگام‌آقاي‌محمدعلي‌موحدي‌كرماني‌«نايب‌رئيس‌» رياست‌جلسه‌را بعهده‌گرفتند)
 دو، سه‌طرح‌در اين‌چند روز اخير يا يكي‌، دو ماهه‌اخير در مجلس‌مطرح‌شده‌كه‌وقتي‌ما روح‌كلي‌اين‌طرحها را نگاه‌مي‌كنيم‌در مجموع‌ملاحظه‌مي‌شود كه‌روح‌كلي‌آن‌، حكايت‌از اين‌دارد كه‌نمايندگان‌محترم‌از روي‌دلسوزي‌اين‌طرحها را در مجلس‌مطرح‌كرده‌اند و واقعيت‌هم‌همين‌است‌، اما نتيجه‌اين‌طرحها را وقتي‌ملاحظه‌مي‌كنيم‌اگر قرار بر اين‌باشد كه‌در داخل‌جامعه‌پياده‌بشود، نتيجه‌اش‌آن‌است‌كه‌بر مخالفت‌اساسي‌با آن‌روح‌كلي‌و بهر صورت‌نظرخواهي‌مثبتي‌كه‌از طريق‌نمايندگان‌اعلام‌شده‌، است‌.
 ببينيم‌آن‌طرحهايي‌كه‌بهر صورت‌ما اعلام‌كرديم‌همه‌الان‌به‌آن‌واقف‌هستيم‌، فرض‌بفرماييد بحث‌بازنشستگي‌پيش‌از موعد، بحث‌استفاده‌ابزاري‌از عكس‌و تفكيك‌دربيمارستانها و طرح‌به‌اصطلاح‌صرفه‌جويي‌در مسايل‌، همه‌اينها را وقتي‌نگاه‌مي‌كنيم‌روح‌كلي‌آن‌در جهت‌مستضعف‌گرايي‌و يا در جهت‌بهرصورت‌مسايل‌ارزشهاست‌اما نتيجه‌آن‌، نتيجه‌اي‌خواهد بود كه‌در روزنامه‌هانوشتند و يك‌قسمتي‌از آنها را بعنوان‌انتقاد جناب‌آقاي‌اكرمي‌از آن‌صحبت‌كردند.
 در خصوص‌بحث‌ماده‌(1) وقتي‌ما نگاه‌مي‌كنيم‌، شما توجه‌داريد ما قبلاً براي‌اينكه‌بحث‌مسكن‌را حل‌كنيم‌يك‌موضوعي‌را در جامعه‌مطرح‌كرديم‌و قرار براين‌شد كه‌بخش‌خصوصي‌وارد مسكن‌بشود، اگر قرار شد كه‌چهار واحد بيشتر را (به‌اصطلاح‌) انجام‌بدهد و كار ايجاد بكند از طريق‌دولت‌و بانكها ما بهر صورت‌به‌آنها وام‌بدهيم‌، اما وقتي‌ما مي‌آييم‌از طرف‌ديگر بحث‌احداث‌ساختمانهاي‌بيش‌از چهار طبقه‌را مطرح‌مي‌كنيم‌، دقيقاً ضديت‌آن‌موضوعي‌را در اينجا مطرح‌مي‌كنيم‌كه‌حدود چند وقت‌قبل‌از طريق‌مجلس‌و دستگاه‌دولت‌ارائه‌شده‌. يا فرض‌بفرماييد وقتي‌در بحث‌يك‌شهر الان‌از نظر علمي‌نگاه‌مي‌كنند، اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌مهندسين‌در قسمت‌بالاي‌شهر، پايين‌شهر، شمال‌و جنوب‌بهر صورت‌بوسيله‌ارتفاعاتي‌كه‌در شهر وجود دارد براي‌هر قسمتي‌از آن‌طرحهاي‌مشخصي‌را ارائه‌مي‌كنند. براي‌اينكه‌بهرصورت‌طرح‌با كيفيت‌عالي‌برخورد بكند اما ما آمديم‌با يك‌چوب‌مجموعه‌شهرهاي‌بزرگ‌را و مهمتر از همه‌شهر تهران‌را در اينجا درنظر گرفتيم‌و گفتيم‌كه‌چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌. واقع‌قضيه‌اين‌است‌كه‌اگر چهار طبقه‌بيشتر ممنوع‌است‌جناب‌حاج‌آقا انصاري‌، اشاره‌اي‌داشتند خوب‌، چگونه‌شده‌است‌كه‌اين‌چهار طبقه‌را ما براي‌دانشجويان‌محترم‌يا براي‌محلهايي‌كه‌دانشجويان‌در آنجا اسكان‌پيدا بكنند بهر صورت‌ما آنرا ممنوع‌نكرديم‌؟ حالا اگر از بعد اخلاقي‌است‌، از بعد اشرافيت‌يك‌ساختمان‌بر ساختمان‌ديگر است‌يا هر موضوع‌ديگري‌كه‌در اينجا ما بگيريم‌، استثناءكردن‌دانشجوها در اينجا هيچ‌موضوعيتي‌ندارد و نمي‌توانيم‌اين‌موضوع‌را ما استثناء بكنيم‌و يك‌موضوع‌اساسي‌را با اين‌وفق‌بدهيم‌و در كل‌كشور اين‌را مطرح‌بكنيم‌.
 آنچه‌كه‌در اينجا مطرح‌است‌اگر به‌نظر مي‌رسيد كه‌كميسيون‌اصلي‌يا كميسيوني‌كه‌اين‌را رد كرده‌ماده‌(1) و تبصره‌آن‌را، تبصره‌ماده‌(2) را اصلاح‌مي‌كرد و يا اينكه‌آنرا حذف‌مي‌كرد و روح‌كلي‌آن‌را براساس‌تمركززدايي‌، آنچه‌را كه‌اعلام‌شد و در طرح‌هم‌روح‌كلي‌آن‌براين‌اساس‌بنا شده‌واقعاً بنا مي‌گرديد، مي‌شد راجع‌به‌اين‌قضيه‌يك‌مقدار با دقت‌بيشتري‌صحبت‌بكنيم‌و در آينده‌هم‌اين‌اميد مي‌رفت‌كه‌اگر چنانچه‌مجلس‌كليات‌آن‌را تصويب‌مي‌كرد، درآينده‌انسان‌بتواند با يك‌اصلاحات‌و با يك‌پيشنهادهايي‌آن‌را اصلاح‌بكند، اما چون‌اين‌روح‌كلي‌در قسمت‌اول‌رعايت‌نشده‌و كميسيون‌در حق‌واقع‌با كليات‌طرح‌مخالفت‌كرده‌و اگر چنانچه‌حتي‌كليات‌آن‌هم‌تصويب‌بشود، نهايتاً چون‌كل‌كميسيون‌با آن‌مخالفت‌كرده‌، در آينده‌هم‌قابليت‌اصلاح‌خوبي‌را نخواهد داشت‌و طرح‌از يك‌جامعيت‌خوبي‌در آينده‌برخوردار نخواهد شد. بنظر مي‌رسد كه‌نمايندگان‌محترم‌مجلس‌با وضعيت‌فعلي‌كه‌طرح‌را رد كردند، اين‌طرح‌ان‌شاءالله رد بشود، در آينده‌با يك‌ديد بهتري‌در اصل‌تمركززدايي‌كه‌خود من‌هم‌با آن‌موافق‌هستم‌، ان‌شاءالله صحبت‌بكنيم‌، طراحي‌دقيق‌تر و بهتري‌ان‌شاءالله انجام‌بشود كه‌با آن‌طراحي‌بهتر و دقيقتر يك‌جامعيتي‌در سطح‌كل‌كشور ديده‌بشود. فقط‌بحث‌ساختمان‌و فرض‌بفرماييد چهار تا تشكيلات‌اداري‌و امثال‌اينها را در نظر نگيريم‌، مجموعه‌نظام‌و مجموعه‌تشكيلات‌اداري‌، مالي‌، اقتصادي‌و سياسي‌را درنظر بگيريم‌كه‌آن‌بحث‌جداگانه‌اي‌است‌. اكثريت‌قريب‌به‌اتفاق‌نمايندگان‌من‌فكر مي‌كنم‌با اين‌موضوعيت‌كلي‌ان‌شاءالله موافقت‌خواهند كرد اما وضعيت‌فعلي‌طرح‌بگونه‌اي‌است‌كه‌واقعاً وقتي‌انسان‌نگاه‌مي‌كند، نمي‌تواند آن‌را با يك‌اصلاحات‌جزيي‌در آينده‌اميدوار باشد كه‌به‌اصطلاح‌اصلاح‌بكند و به‌نفع‌جامعه‌باشد و وضعيت‌تورم‌و تشديد تورم‌و ديد به‌اقشار كم‌درآمدي‌كه‌در اينجا بر خلاف‌آن‌عمل‌خواهد شد را در نظر نگيريم‌. با اين‌صحبتهايي‌كه‌عرض‌شد بنده‌هم‌با رد كليات‌آن‌همينطوري‌كه‌رد شده‌موافق‌هستم‌و با اصل‌آن‌خوب‌طبيعتاً مخالف‌، متشكر.
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌متشكر، چون‌طرح‌را كميسيون‌محترم‌رد كردند، يكي‌از طراحان‌مي‌توانند صحبت‌بكنند اگر مايل‌باشند. آقاي‌شيباني‌بفرماييد.
 يكي‌از نمايندگان‌ـ  آقاي‌شيباني‌يكبار صحبت‌كرده‌!
 نايب‌رئيس‌ـ  خوب‌، آيين‌نامه‌منعي‌ندارد، همانجا هم‌مي‌توانستند صحبت‌كنند. چون‌ايشان‌الان‌بعنوان‌ديگري‌دارند صحبت‌مي‌كنند.
 عباس‌شيباني‌ـ  ببخشيد، من‌بعنوان‌طراح‌چون‌رد شده‌، حق‌دارم‌دفاع‌بكنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  بفرماييد.
 عباس‌شيباني‌ـ  مسأله‌اي‌كه‌ابتداء خدمت‌نمايندگان‌محترم‌عرض‌كردم‌، در كميسيون‌مشترك‌توافق‌شد طرحي‌را كه‌كميسيون‌بهداري‌تصويب‌كرده‌بود در اين‌مورد، آن‌مطرح‌بشود، دو ماده‌آن‌هم‌تصويب‌شد. اصل‌هم‌همين‌است‌كه‌آقاي‌اكرمي‌هم‌گفتند براي‌تمركز زدايي‌است‌، براي‌اين‌است‌كه‌امكانات‌را منحصر نكنيم‌به‌شهرهاي‌بزرگ‌، عملاً تمام‌امكانات‌منحصر به‌شهرهاي‌بزرگ‌است‌. مي‌گوييم‌در شهرهاي‌كوچك‌نمي‌شود ايجاد كرد، مگر آن‌موقعي‌كه‌دانشگاه‌تهران‌را اينجا درست‌كردند تمام‌امكانات‌اينجا بود؟ دانشگاه‌تهران‌يك‌بيابان‌بود، دوروبر آن‌تمام‌بيابان‌بود من‌يادم‌مي‌آيد، آن‌وقت‌شما مي‌گوييد كه‌نه‌، همه‌را منحصر بكنيم‌به‌تهران‌. اگرگفتيم‌كه‌دانشگاهها امكاناتشان‌را بدهند، گفتيم‌مقاطع‌پايين‌را كه‌مي‌شود، رها كنند، مقاطع‌فوق‌تخصصي‌را كه‌نمي‌شود بدهند به‌شهرهاي‌ديگر، آن‌قسمتها را اينجا داير بكنند. در تبصره‌آمده‌، در آن‌طرحي‌كه‌دوماده‌آن‌تصويب‌شد، اينها تصويب‌شده‌.
 براي‌آن‌چهار طبقه‌هم‌من‌يك‌توضيحي‌بدهم‌، البته‌در آن‌طرح‌كميسيون‌اصلاح‌شد. چهار طبقه‌هم‌براي‌خدمت‌به‌طبقه‌ضعيف‌بوده‌، چون‌چهار طبقه‌به‌بالا آسانسور مي‌خواهد، (10) ميليون‌تومان‌فقط‌به‌آن‌قيمتش‌اضافه‌مي‌شود.
 براي‌دانشجوها گفتيم‌(7) طبقه‌، از اين‌نظر گفتيم‌كه‌خرج‌دانشجو را دولت‌مي‌دهد، خرج‌آن‌را دانشجو نمي‌دهد كه‌ساختمان‌برايش‌مي‌سازند. من‌خواهشم‌از نمايندگان‌محترم‌اين‌است‌دقت‌بفرماييد اگر مي‌خواهيد عدالت‌اجتماعي‌رعايت‌بشود به‌اين‌طرح‌ رأي‌بدهيد، بگذاريد در كميسيون‌اگر پيشنهاد داريد اصلاح‌بشود.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، نماينده‌دولت‌بفرماييد. چون‌طرح‌است‌، اول‌دولت‌، بعد كميسيون‌صحبت‌مي‌كنند.
 عبدالعلي‌زاده‌ (وزير مسكن‌و شهرسازي‌)  ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 ابتدائاً ما از طراحان‌محترم‌و پيشنهاددهندگان‌اين‌طرح‌تشكر مي‌كنيم‌كه‌به‌فكر شهرها و توسعه‌شهرها بويژه‌مشكلات‌شهرهاي‌بزرگ‌هستند و از سردلسوزي‌اين‌پيشنهاد را ارائه‌داده‌اند، منتها در مورد به‌مورد كه‌مطرح‌شده‌مواردي‌هست‌كه‌من‌جهت‌استحضار نمايندگان‌محترم‌توضيحاتي‌در اين‌خصوص‌عرض‌مي‌كنم‌.
 در خصوص‌ماده‌(1) كه‌بحث‌احداث‌ساختمان‌را فرمودند كه‌جناب‌آقاي‌دكتر شيباني‌هم‌توضيح‌دادند كه‌براي‌حمايت‌از طبقه‌در واقع‌مستضعف‌اين‌پيشنهاد را دادند كه‌ساختمانهاي‌بيش‌از (4) طبقه‌آسانسور لازم‌دارد و اين‌ممكن‌است‌باعث‌گران‌شدن‌ساختمان‌بشود. خدمتتان‌عرض‌كنم‌خود طراحان‌، خوابگاههاي‌دانشجويي‌را گفته‌اند چون‌دولت‌مي‌سازد بلامانع‌است‌. بنابراين‌بحث‌اينكه‌از ارتفاع‌استفاده‌شود از نظر طراحان‌مانعي‌ندارد فقط‌براي‌گراني‌و يا صرفه‌جويي‌در هزينه‌است‌. خوب‌من‌سؤال‌مي‌كنم‌كه‌وقتي‌دولت‌مي‌تواند خوابگاه‌دانشجويي‌(7) طبقه‌بسازد نمي‌تواند ساختمان‌وزارتخانه‌(10) طبقه‌بسازد؟ ايشان‌گفته‌اند كل‌ساختمان‌، نگفته‌اند حداقل‌واحد مسكوني‌خوب‌ساختمانهاي‌دولتي‌هم‌شامل‌همين‌محدوديت‌مي‌شود، اينها را هم‌دولت‌مي‌سازد.
 دوم‌اينكه‌ما مي‌آييم‌مي‌گوييم‌برج‌بسازيم‌و از ارتفاع‌استفاده‌بكنيم‌بلحاظ‌اينكه‌ارزانتر تمام‌مي‌شود يعني‌وقتي‌يك‌برج‌(20) طبقه‌ما مي‌سازيم‌در يك‌زميني‌كه‌در تهران‌زمين‌مترمربعي‌در آن‌منطقه‌بيش‌از (300) هزار تومان‌قيمت‌دارد در واقع‌ما از يك‌مترمربع‌زمين‌(10) بار، (20) بار به‌ازاء طبقات‌استفاده‌مي‌كنيم‌و اين‌هزينه‌آسانسور يا دسترسي‌به‌طبقات‌بالا را در مقايسه‌با هزينه‌سنگين‌زمين‌خنثي‌مي‌كند. از طرف‌ديگر اينكه‌در دنيا هم‌ملاحظه‌مي‌فرماييد از ارتفاع‌كه‌استفاده‌مي‌كنند براي‌استفاده‌بيشتر و بهتر و صحيحتر از خدمات‌عمومي‌دولتي‌است‌. عنايت‌بفرماييد كه‌در يك‌خياباني‌وقتي‌لوله‌گذاري‌مي‌شود و آب‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، كابل‌كشي‌مي‌شود، برق‌آن‌خيابان‌تأمين‌مي‌شود، گاز تأمين‌مي‌شود، آسفالت‌مي‌شود از روي‌اين‌چه‌تعداد جمعيتي‌عبور مي‌كند، چه‌تعداد جمعيت‌از اين‌خدمات‌استفاده‌مي‌كند؟ ما اگر تراكم‌را بصورت‌منطقي‌در هر هكتار بالا ببريم‌هزينه‌هاي‌شهرسازي‌و هزينه‌هاي‌زندگي‌در شهر را در واقع‌كاهش‌داده‌ايم‌و بهره‌برداري‌را از اينها بيشتر كرده‌ايم‌. امروزه‌همه‌تلاش‌براي‌اين‌است‌كه‌با استفاده‌از فضا و ارتفاع‌حداكثر بهره‌برداري‌از هزينه‌هاي‌عمومي‌و سرمايه‌گذاري‌عمومي‌دولت‌بشود. ما با اين‌طرح‌، با اين‌ماده‌مخالفيم‌، براي‌اينكه‌اين‌محدوديت‌(4) طبقه‌هيچ‌مشكلي‌را حل‌نمي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌خدمات‌عمومي‌و هزينه‌هاي‌دولتي‌و عمومي‌كه‌در شهرها هزينه‌مي‌شود بهره‌برداري‌درست‌از اينها نشود، زندگي‌شهري‌را گرانتر مي‌كند و باعث‌مي‌شود كه‌تراكم‌نفر در هكتار شهرها پايين‌بيايد، در نتيجه‌هزينه‌زندگي‌براي‌مردم‌در شهر بالاتر مي‌رود و گرانتر مي‌شود و استفاده‌از خدمات‌عمومي‌را گرانتر مي‌كند.
 دليل‌ديگرمان‌هم‌براي‌مخالفت‌اين‌است‌كه‌در شهرهاي‌بزرگ‌بويژه‌شهري‌مثل‌تهران‌ما اجبار داريم‌برويم‌و از فضا استفاده‌بكنيم‌منتها به‌شكل‌معقول‌. خوشبختانه‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌و شهرداري‌تهران‌در اين‌مورد توافق‌كرده‌اند و برمبناي‌طرح‌تفصيلي‌تهران‌و طرح‌جامع‌تهران‌نقاط‌مخصوصي‌، مناطق‌مخصوصي‌را براي‌برج‌سازي‌اختصاص‌ داده‌اند و بافتهاي‌قديمي‌تهران‌و محلهايي‌كه‌بصورت‌(2) طبقه‌، (3) طبقه‌ملاحظه‌مي‌فرماييد در تهران‌وجود دارد در اينها از برج‌سازي‌براساس‌مصوباتي‌كه‌بين‌ما هست‌جلوگيري‌مي‌شود و احداث‌نمي‌شود. بنابراين‌مشكلي‌هم‌كه‌قبلاً در تهران‌وجود داشت‌و با فروش‌تراكم‌نظم‌ساختمان‌سازي‌را در بافتهاي‌قديمي‌بهم‌مي‌زد از اين‌عمل‌پيشگيري‌بعمل‌آمده‌، ديگر جاي‌نگراني‌و مشكلي‌نيست‌اما در جاهايي‌كه‌مي‌توانيم‌تا حتي‌(20) طبقه‌، (25) طبقه‌... الان‌ما ساختمانهايي‌را در دست‌مطالعه‌در تهران‌داريم‌كه‌تا (40) يا حتي‌(50) طبقه‌بتوانيم‌از فضا استفاده‌بكنيم‌و با افزايش‌تراكم‌نفر در هكتار خدمات‌عمومي‌را با حداقل‌هزينه‌در واقع‌مورد بهره‌برداري‌قرار بدهيم‌.
 در رابطه‌با ماده‌(2) و تأسيس‌دانشگاههاي‌جديد دولتي‌و هرگونه‌توسعه‌دانشگاههاي‌فعلي‌خدمتتان‌عرض‌مي‌كنم‌كه‌خود شوراي‌گسترش‌دانشگاهها، توسعه‌دانشگاهها در شهرهاي‌بزرگ‌را متوقف‌كرده‌است‌اما چند مورد خاص‌وجود دارد كه‌اجباري‌است‌. مثلاً فرض‌بفرماييد كه‌رشته‌هاي‌دكترا، تأكيد ما بر اين‌است‌كه‌تا مي‌توانيم‌از اعزام‌دانشجو به‌خارج‌جلوگيري‌كنيم‌و كادر علمي‌دانشگاههايمان‌و مقاطع‌تكميلي‌را در داخل‌كشور تربيت‌كنيم‌و ارائه‌بدهيم‌. خوب‌، طبيعي‌است‌وقتي‌ما مي‌خواهيم‌در كشور در يك‌رشته‌اي‌(100) نفر، (200) نفر استاد دانشگاه‌تربيت‌كنيم‌و از عالي‌ترين‌مدارج‌تحصيلي‌اينها برخوردار بشوند، اينها كه‌نمي‌توانند بروند در شهرستانهاي‌محروم‌و جاهاي‌دورافتاده‌تحصيل‌بكنند. امروزه‌خوشبختانه‌به‌بركت‌انقلاب‌اسلامي‌در هر استان‌كشور حداقل‌يك‌دانشگاه‌بزرگ‌وجود دارد. بنابراين‌اينكه‌بگوييم‌آموزش‌عالي‌را در سطح‌كشور توسعه‌بدهيم‌، عملاً تحقق‌يافته‌اما براي‌رشته‌هاي‌تحصيلاتِ تكميلي‌، يعني‌كارشناسي‌ارشد و بويژه‌دكترا و در بعضي‌از رشته‌هاي‌خاص‌و نادر كه‌نمي‌شود اينها را به‌استانها و شهرستانهاي‌ديگر منتقل‌كرد، چه‌كنيم‌؟ در رشته‌هاي‌بسيار تخصصي‌كه‌در كشور وجود ندارد و ما فقط‌مي‌خواهيم‌يك‌رشته‌محدود در آن‌رشته‌داير بكنيم‌، چاره‌اي‌نداريم‌الا اينكه‌از امكانات‌تهران‌و يا شهرهاي‌بزرگ‌استفاده‌بكنيم‌كه‌در اين‌خصوص‌ملاحظه‌مي‌فرماييد دانشگاههاي‌موجود در تهران‌هم‌براي‌بازسازي‌خودشان‌، وقتي‌مي‌خواهند دنبال‌زمين‌بگردند بايد از محدوده‌شهر تهران‌بيرون‌بروند. الان‌چند دانشگاه‌مثل‌دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌، دانشگاه‌خواجه‌نصير طوسي‌و امثال‌اينها كه‌درواقع‌مجموعه‌و پرديس‌در داخل‌تهران‌ندارند، اينها دنبال‌زمين‌هستند. دانشگاه‌علامه‌طباطبايي‌رفته‌كرج‌و دانشگاه‌خواجه‌نصير هم‌در فاصله‌بسيار دوري‌از تهران‌دنبال‌زمين‌است‌. عملاً خود دولت‌و شوراي‌گسترش‌دانشگاهها اين‌ماده‌را عمل‌كرده‌، اما اين‌ماده‌اگر به‌اين‌شكل‌تصويب‌بشود قطعاً مانع‌ايجاد رشته‌هاي‌تخصصي‌خاص‌و توسعه‌مقاطع‌تحصيلات‌دكترا خواهد بود كه‌قطعاً به‌ضرر كشور است‌و در شهرهاي‌كوچك‌و يا جاهاي‌دور امكان‌ايجاد اين‌مقاطع‌تحصيلي‌وجود ندارد. در نتيجه‌ما به‌قيمت‌و بهاي‌جلوگيري‌از توسعه‌شهرها عملاً مانع‌توسعه‌آموزش‌عالي‌كشور مي‌شويم‌. اين‌است‌كه‌دولت‌با اين‌ماده‌هم‌مخالف‌است‌.
 در خصوص‌بيمارستانها، بهرحال‌ملاحظه‌مي‌فرماييد ديگر بحث‌ايجاد بيمارستان‌جديد دولتي‌منتفي‌است‌. با اين‌بيمارستانهايي‌كه‌ساخته‌مي‌شود ما اگر بتوانيم‌تا (6 ـ 5) سال‌ديگر اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجود را تمام‌بكنيم‌هنر كرده‌ايم‌تا بخواهيم‌بياييم‌بيمارستان‌جديد بسازيم‌، اين‌يك‌.
 دوم‌اينكه‌ما با تكميل‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌موجودمان‌با بهترين‌استانداردهاي‌جهاني‌درماني‌، بيش‌از (2000) تخت‌بيمارستاني‌اضافه‌خواهيم‌داشت‌. دولت‌بهيچوجه‌قصد سرمايه‌گذاري‌بيمارستان‌سازي‌را، چه‌در شهرهاي‌بزرگ‌و چه‌در شهرهاي‌كوچك‌ندارد و بدنبال‌اين‌است‌كه‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌خودش‌را كه‌در دست‌ساخت‌است‌تمام‌بكند. بنابراين‌خود اين‌ماده‌عملاً معني‌اجرايي‌ندارد و واقعيتش‌اين‌است‌كه‌در بيرون‌بلحاظ‌مصوبات‌مجلس‌در دوره‌سوم‌و دوره‌چهارم‌و پيگيريهاي‌مكرر نمايندگان‌محترم‌همين‌دوره‌، اين‌بيمارستانهاي‌نيمه‌تمام‌در كشور ساخته‌مي‌شود. اينها تكميل‌بشود ما (2000) تخت‌اضافي‌هم‌داريم‌، لزومي‌به‌منع‌و اينها نيست‌. ضمن‌اينكه‌هرموقع‌دولت‌بخواهد بيمارستان‌جديد بسازد بايد از مجلس‌مجوز بگيرد. ما بيش‌از (170،160) بيمارستان‌در سطح‌كشور ساخته‌و مي‌سازيم‌مورد بمورد، شهر به‌شهر و حتي‌روستابه‌روستا شما اسم‌مي‌بريد. خوب‌، ما كه‌منابع‌مالي‌دولتي‌نداريم‌كه‌بتوانيم‌خودمان‌در شهر بزرگ‌يا جايي‌كه‌دلمان‌مي‌خواهد برويم‌بيمارستان‌ايجاد كنيم‌. بايد در بودجه‌سالانه‌بياييم‌و از مجلس‌اجازه‌بگيريم‌. حالا اگر مجلس‌اين‌ماده‌(3) را تصويب‌كرد و ممنوع‌كرد، اما در بودجه‌سال‌78 خودش‌تأييد كرد و مجوز داد كه‌در فلان‌شهر بيمارستان‌ساخته‌بشود، خوب‌اين‌مصوبه‌چه‌معني‌دارد؟ و اگر هم‌مي‌خواهند واقعاً در شهرهاي‌بزرگ‌يا شهرهاي‌ديگر بيمارستان‌جديد ساخته‌نشود (كه‌ما هم‌موافقيم‌و نياز هم‌نداريم‌) در بودجه‌هاي‌سالانه‌مي‌توانيد اين‌سياست‌را اعمال‌بكنيد و نيازي‌به‌اين‌قانون‌نيست‌. درواقع‌چون‌تكليف‌ساخت‌و ساز بيمارستانها همواره‌در بودجه‌هاي‌سالانه‌تعيين‌مي‌شود، تصويب‌يا عدم‌تصويب‌اين‌ماده‌نيازي‌نيست‌و هيچگونه‌موضوعيتي‌ندارد.
 خوب‌، طبعاً پيشنهاد (5) ماده‌است‌كه‌در واقع‌ماده‌پنجم‌دستگاه‌اجرايي‌را تعيين‌مي‌كند. دولت‌با اصل‌ هر چهار ماده‌مخالف‌است‌و موافق‌با رد آن‌است‌و بنظر كميسيونهاي‌تخصصي‌محترم‌مجلس‌كه‌زحمت‌كشيده‌اند، بررسي‌كار را كارشناسانه‌كرده‌اند و اين‌طرح‌را رد كرده‌اند، ما هم‌احترام‌مي‌گذاريم‌و با رد اين‌طرح‌موافق‌هستيم‌. منتها مجدداً عرض‌مي‌كنم‌(نه‌از باب‌تعارف‌!) از اينكه‌نمايندگان‌محترم‌حساسيت‌بخرج‌ مي‌دهند، در رابطه‌با پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌كشور اظهار نظر مي‌كنند، ما سپاسگزاريم‌. منتها تقاضايمان‌اين‌است‌كه‌نمايندگان‌محترم‌در راستاي‌اين‌قضيه‌از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌و شهرسازي‌استفاده‌بكنند و اجازه‌بدهند ما در خدمتشان‌طرحهاي‌تخصصي‌تهيه‌بكنيم‌، بياوريم‌واين‌معضل‌گسترش‌شهرهاي‌بزرگ‌را حل‌كنيم‌. در حال‌حاضر ساخت‌و ساز شهرهاي‌جديد در كنار شهرهاي‌بزرگي‌كه‌در حاشيه‌تهران‌كه‌الان‌ما (4) شهر جديد داريم‌و (4) شهر قديمي‌مثل‌ورامين‌و امثال‌اينها را هم‌درحال‌توسعه‌منطقه‌اي‌هستيم‌كه‌درواقع‌(8) نقطه‌توسعه‌اي‌جديد كنترل‌شده‌براي‌مهار توسعه‌تهران‌مي‌شود، در كنار اصفهان‌(3) شهر جديد، در كنار مشهد (2) شهر جديد، در كنار تبريز (1) شهر جديد و در كنار بقيه‌شهرهاي‌بزرگ‌هم‌كمابيش‌شهرهاي‌جديد را ما طراحي‌و سرمايه‌گذاري‌كرده‌ايم‌، الان‌ساخت‌و ساز را در اينها انجام‌مي‌دهيم‌. خواهش‌ما اين‌است‌نمايندگاني‌كه‌علاقه‌مندند در اين‌زمينه‌زحمت‌بكشند و تلاش‌بكنند، از توان‌كارشناسي‌وزارت‌مسكن‌استفاده‌كنند و درجهت‌پيشگيري‌از توسعه‌غير منطقي‌شهرهاي‌بزرگ‌با ابزار كارشناسي‌و تجربياتي‌كه‌در دنيا رخ‌داده‌است‌، براي‌بهره‌برداري‌هرچه‌بيشتر از سرمايه‌گذاريهاي‌دولتي‌و عمومي‌ان‌شاءالله طرحهاي‌بهتري‌تهيه‌و به‌صحن‌مجلس‌تقديم‌بشود، تشكر مي‌كنم‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر، كميسيون‌بفرماييد.
 احمد مهدوي‌ابهري‌ (مخبر كميسيون‌خاص‌) ـ بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 يك‌موضوعي‌كه‌هميشه‌نمايندگان‌محترم‌در تصويب‌طرحها و لوايح‌مورد نظر داشته‌اند (كه‌موضوع‌مهمي‌است‌) اين‌بوده‌است‌كه‌وقتي‌قانوني‌در مجلس‌به‌تصويب‌مي‌رسد اين‌موضوع‌را درنظر داشته‌اند كه‌قانون‌در جامعه‌قابل‌اجراء و براي‌جامعه‌سودمند باشد. هرچند كه‌اين‌طرح‌ظاهري‌فريبا دارد، اما واقعاً نه‌تنها در جامعه‌قابليت‌اجراء ندارد، بلكه‌معضلات‌فراواني‌را هم‌ايجاد مي‌كند بخاطر اينكه‌كار كارشناسي‌كامل‌و جامع‌روي‌آن‌صورت‌نگرفته‌. حتي‌در فرمايشات‌مخالفين‌رد هم‌عزيزان‌مطالبي‌را فرمودند كه‌اشكالاتي‌به‌طرح‌وارد بود. چون‌مخالفين‌و موافقين‌محترم‌توضيحات‌كافي‌را دادند من‌خيلي‌بحث‌نمي‌كنم‌، اما ماده‌به‌ماده‌اين‌طرح‌دچار اشكال‌است‌.
 در طرح‌ساختمان‌سازي‌كه‌دنيا الان‌بخصوص‌در جاهايي‌كه‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌است‌دارد در ارتفاع‌مشكل‌را حل‌مي‌كند ما چطور بياييم‌طرحي‌را تصويب‌كنيم‌و اين‌كار را محدود كنيم‌؟ حالا من‌به‌بحث‌خلافهايي‌كه‌در برج‌سازي‌و اينها صورت‌گرفته‌و بعضي‌از ضوابط‌رعايت‌نشده‌، كاري‌ندارم‌. اما شما اين‌موضوع‌را درنظر بگيريد، در دنيا يكي‌از راه‌حلهاي‌مشكل‌مسكنشان‌اين‌بوده‌كه‌در ارتفاع‌ساخته‌اند. در تهران‌شما خيلي‌زمين‌داريد؟ در اصفهان‌خيلي‌زمين‌داريد؟ حتي‌در شهرهاي‌كوچك‌شما گاهي‌با مشكل‌زمين‌مواجه‌هستيد. چگونه‌است‌كه‌ما الان‌بياييم‌يكدفعه‌بيش‌از (4) طبقه‌را ممنوع‌كنيم‌؟
 در بحث‌توسعه‌دانشگاهها، خوب‌بله‌، بحث‌خوبي‌است‌بايد براي‌اجراي‌عدالت‌اجتماعي‌آموزش‌عالي‌كه‌ريشه‌و مبناي‌توسعه‌است‌در شهرهاي‌ديگر هم‌گسترش‌پيدا كند. اما (20) درصدي‌كه‌مي‌خواهد برود، (20) درصد آزمايشگاه‌است‌، (20) درصد استاد است‌، اصلاً امكانپذير هست‌؟!
 از طرفي‌دولت‌در اين‌خصوص‌توضيح‌كافي‌ندادند. در شوراي‌گسترش‌يك‌مصوبه‌اي‌است‌كه‌در اين‌مصوبه‌نظر طراحان‌را هم‌تأمين‌مي‌كند كه‌ من‌به‌اين‌اشاره‌مي‌كنم‌:
 ضرورت‌دارد تأسيس‌واحدهاي‌جديد در شهرهاي‌بزرگ‌ممنوع‌شده‌و در صورت‌لزوم‌واحدهاي‌موجود تقويت‌شوند. توسعه‌دانشگاههاي‌موجود در شهرهاي‌بزرگ‌، تنها در مقاطع‌كارشناسي‌ارشد و دكترا، حسب‌ضرورت‌در رشته‌هاي‌جديد كارشناسي‌صورت‌پذيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارشناسي‌در دانشگاههاي‌موجود شهرستانها صورت‌گيرد. ايجاد و توسعه‌مقاطع‌كارداني‌براي‌دستگاههاي‌اجرايي‌در شهرستانها صورت‌بگيرد.
 اين‌مصوبه‌شوراي‌گسترش‌است‌. وزير آموزش‌عالي‌امضاء كرده‌، دبير شورا هم‌امضاء كرده‌. يعني‌اگر همين‌را بخواهند اجراء بكنند اهداف‌طراحان‌در اين‌نهفته‌است‌و قابل‌اجراست‌.
 از طرفي‌بنده‌يك‌نامه‌اي‌را خدمت‌رياست‌محترم‌مجلس‌دادم‌كه‌(20) نفر از طراحان‌نظر و امضايشان‌را پس‌گرفتند يعني‌مخالفت‌خودشان‌را با اين‌طرح‌اعلام‌كردند.
 خباز ـ  نامه‌را شما به‌رياست‌محترم‌نوشته‌ايد، آنها كه‌ننوشته‌اند.
 مهدوي‌ـ  من‌خدمت‌آقاي‌رئيس‌دادم‌... در بحث‌بيمارستانها (آقاي‌عبدالعلي‌زاده‌توضيح‌دادند) واقعاً بحث‌توسعه‌يك‌بيمارستان‌در تهران‌كه‌بعضي‌از ديگر عزيزان‌هم‌توضيح‌دادند، مگر امكان‌دارد؟ مثلاً ما در يك‌بخش‌جراحي‌كه‌احتياج‌داريم‌كار را تكميل‌كنيم‌بگوييم‌كه‌ توسعه‌ممنوع‌است‌؟ اين‌امكانپذير است‌؟
 در نتيجه‌عزيزان‌! بهيچوجه‌كار كارشناسي‌روي‌طرح‌انجام‌نگرفته‌، پخته‌نيست‌. ما در آينده‌نه‌چندان‌دور برنامه‌سوم‌توسعه‌را مورد بررسي‌قرار خواهيم‌داد، مقبول‌آن‌است‌كه‌كار كارشناسي‌بشود، بخصوص‌اين‌در برنامه‌سوم‌توسعه‌ديده‌بشود. همه‌ما با تمركززدايي‌موافقيم‌، دنبال‌اين‌هستيم‌كه‌عدالت‌اجراء بشود، اما يك‌كاري‌كامل‌و پخته‌كه‌در جامعه‌قابل‌اجراء باشد و مشكلات‌و معضلات‌براي‌مردم‌و دولت‌ايجاد نكند و لذا درخواستم‌از عزيزان‌اين‌است‌كه‌به‌رد اين‌طرح‌رأي‌مثبت‌بدهند. والسلام‌عليكم‌
 نايب‌رئيس‌ـ  متشكر. البته‌نمايندگان‌محترم‌توجه‌دارند كه‌ما براي‌اصل‌طرح‌رأي‌مي‌گيريم‌. حضار 212 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با اصل‌طرح‌و كليات‌موافق‌هستند قيام‌بفرمايند (عده‌كمي‌برخاستند) تصويب‌نشد.
 
 11 ـ تصويب‌كليات‌لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌
 نايب‌رئيس‌ـ  دستور بعد را مطرح‌بفرماييد.
 منشي‌ (غفوري‌فرد) ـ گزارش‌شور اول‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌در مورد لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌.
 نايب‌رئيس‌ـ  چون‌مخبر تشريف‌ندارند، نايب‌رئيس‌كميسيون‌بفرماييد.
 محمود آستانه‌ (نايب‌رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌) ـ
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 گزارش‌از كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌به‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 لايحه‌اصلاح‌تبصره‌(1) ماده‌(6) و ماده‌(8) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌به‌شماره‌ترتيب‌چاپ‌(762) كه‌به‌اين‌كميسيون‌بعنوان‌كميسيون‌اصلي‌ارجاع‌شده‌بود با حضور نمايندگان‌دستگاههاي‌ذيربط‌مورد بحث‌و تبادل‌نظر قرار گرفت‌و در جلسه‌مورخ‌30/1/77 كليات‌آن‌به‌تصويب‌رسيد. اينك‌گزارش‌شور اول‌آن‌را به‌مجلس‌محترم‌شوراي‌اسلامي‌تقديم‌مي‌نمايد.
 رئيس‌كميسيون‌امور اقتصادي‌و دارايي‌و تعاون‌ـ سيدمرتضي‌نبوي‌
 (ضمناً گزارش‌كميسيون‌فرعي‌امور نهادهاي‌انقلاب‌تا اين‌تاريخ‌واصل‌نشده‌است‌).
 قانوني‌در سال‌73 تحت‌عنوان‌«قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌شركتها و كارخانجات‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌» در مجلس‌تصويب‌شد. در مواد اين‌قانون‌، كيفيت‌اجراي‌آن‌كمابيش‌مشخص‌شده‌، هرچند كه‌در اجراء مشكلاتي‌هم‌وجود داشته‌، ولي‌آن‌چيزي‌كه‌پيام‌لايحه‌است‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌، دولت‌اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» را درخواست‌كرده‌. در آن‌زماني‌كه‌قانون‌تصويب‌مي‌شد اين‌بحث‌در مجلس‌مطرح‌شد و بعضي‌از نمايندگان‌محترم‌ پيشنهاد دادند كه‌(10) درصد از سهامي‌هم‌كه‌واگذار مي‌شود به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد. منتها اينجا اين‌بحث‌به‌اين‌كيفيت‌كه‌در ماده‌واحده‌آمده‌، عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌و متعلق‌به‌دولت‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، عبارت‌«موضوع‌اين‌قانون‌» و در ماده‌(8) آن‌پس‌از واژه‌«كارگران‌» اضافه‌شود. اين‌بحث‌در كميسيون‌اقتصاد مورد بحث‌قرار گرفت‌، نظراتي‌هم‌از دستگاههاي‌اجرايي‌گرفته‌شد و نظر دولت‌در كميسيون‌اقتصاد مورد تصويب‌قرار گرفت‌. يعني‌با اضافه‌شدن‌عبارت‌«كارمندان‌رسمي‌و شاغل‌دولت‌» در تبصره‌(1) ماده‌(6) قانون‌، موافقت‌شد كه‌چنانچه‌سهامي‌از طريق‌اين‌قانون‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌واگذار مي‌شود، (10) درصد از آن‌سهام‌هم‌مي‌تواند براساس‌آن‌شرايطي‌كه‌قانون‌و آيين‌نامه‌اجرايي‌آن‌مشخص‌كرده‌به‌كاركنان‌دولت‌تعلق‌بگيرد.
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر. اين‌لايحه‌مخالف‌ندارد، بنابراين‌موافق‌هم‌صحبت‌نمي‌كند. كميسيون‌صحبت‌كردند، نماينده‌دولت‌بفرماييد.
 آشنا  (معاون‌حقوقي‌و امور مجلس‌وزارت‌امور اقتصادي‌ و دارايي‌) ـ  
 بسم‌الله الرحمن‌الرحيم‌
 همانطور كه‌مجلس‌محترم‌مستحضر هستند در قانون‌نحوه‌واگذاري‌سهام‌دولتي‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌، در ماده‌(6) پيش‌بيني‌شده‌كه‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد و (33) درصد به‌كارگران‌همان‌واحد واگذار بشود. در ماده‌(6) همين‌قانون‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌هر كارگر و ايثارگر اعم‌از رزمنده‌و بسيجي‌مي‌توانند تا (2) ميليون‌ريال‌سهم‌را به‌قيمت‌ميانگين‌قيمت‌واگذاري‌و قيمت‌پايه‌دريافت‌بكنند و (5) ميليون‌ريال‌سهام‌هم‌مي‌توانند به‌قيمت‌پايه‌كارشناسي‌خريداري‌كنند، يعني‌بجاي‌اينكه‌در مزايده‌شركت‌بكنند.
 در اينجا با اينكه‌اجازه‌داده‌شده‌به‌كارمندان‌همان‌واحد هم‌سهم‌واگذار بشود، اين‌امتيازاتي‌كه‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌، از نظر اينكه‌در حقيقت‌يك‌(2) ميليون‌ريال‌و يك‌(5) ميليون‌ريال‌با تخفيف‌به‌آنها سهم‌فروخته‌بشود، از قلم‌افتاده‌.
 از طرفي‌در ماده‌(8) هم‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌براي‌خريد اين‌سهام‌تا يك‌سقفي‌تسهيلات‌بانكي‌به‌كارگران‌واگذار بشود. در مورد كارگران‌و كارمندان‌، باز همين‌در ماده‌(8) از قلم‌افتاده‌. درحقيقت‌پيام‌اين‌لايحه‌اين‌است‌كه‌در ماده‌(6) قانون‌واگذاري‌سهام‌به‌ايثارگران‌و كارگران‌كه‌پيش‌بيني‌شده‌(10) درصد از سهام‌قابل‌واگذاري‌به‌كارمندان‌همان‌واحد واگذار مي‌شود تا بتوانند از اين‌(2) امتيازي‌كه‌در تبصره‌ماده‌ (6) و در ماده‌(8) قانون‌براي‌كارگران‌پيش‌بيني‌شده‌كه‌در حقيقت‌تا (700) هزار تومان‌سهم‌به‌قيمت‌ارزان‌تري‌خريداري‌كنند و از تسهيلات‌بانكي‌هم‌براي‌خريد استفاده‌بكنند، اين‌امتياز هم‌براي‌كارمندان‌اضافه‌بشود با توجه‌به‌اينكه‌مجلس‌محترم‌هميشه‌عنايت‌داشته‌اند كه‌كارمندان‌قشري‌هستند كه‌با درآمد ثابت‌و در مقابل‌نوسانات‌قيمتها و تورم‌آسيب‌پذير هستند، همان‌نظر تخفيف‌و لطف‌و عنايتي‌كه‌دولت‌و مجلس‌به‌كارگران‌داشته‌اند قطعاً به‌كارمندان‌دولت‌هم‌كه‌وضع‌مشابهي‌را با كارگران‌دارند خواهند داشت‌و اين‌فقط‌يك‌سقف‌بوده‌و از قلم‌افتاده‌و با پيشنهاد مجدد دولت‌و تصويب‌كميسيون‌محترم‌اقتصاد و دارايي‌در صورتيكه‌مجلس‌محترم‌هم‌تصويب‌بكند، اين‌امتياز براي‌كارمندان‌هم‌برقرار خواهد شد و نقص‌قانون‌فعلي‌مرتفع‌خواهد شد. والسلام‌عليكم‌و رحمه‌الله
 نايب‌رئيس‌ـ  خيلي‌متشكر، شور اول‌است‌، كليات‌مطرح‌است‌. حضار 204 نفر، نمايندگان‌محترمي‌كه‌با كليات‌لايحه‌اي‌كه‌مطرح‌شد موافقند قيام‌ بفرمايند (اكثر برخاستند) تصويب‌شد، خيلي‌متشكر.
 
 12 ـ اسامي‌غائبين‌و تأخيركنندگان‌
 غائبين‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌:مصطفي‌ احمديه‌ـ سيدعليرضا افقهي‌ـ منوچهر الياسي‌ـ عبدالغفار شجاع‌ـ محسن‌مجتهد شبستري‌و جهانبخش‌محبي‌نيا.
 تأخيركنندگان‌جلسه‌امروز عبارتند از آقايان‌: غلام‌حيدر ابراهيم‌باي‌سلامي‌(21 دقيقه‌) ـ علي‌احمدي‌(19 دقيقه‌) ـ علي‌باغبانيان‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجواد باقرزاده‌(18 دقيقه‌) ـ طاهر آقابرزگرتيكمه‌داش‌(18 دقيقه‌) ـ منوچهر بهنيا (20 دقيقه‌) ـ امين‌بيانك‌(يك‌ساعت‌و 20 دقيقه‌) ـ احمد پيش‌بين‌(17 دقيقه‌) ـ عبدالله حاجياني‌(25 دقيقه‌) ـ سيدمحمد حسيني‌(16 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌خزائي‌(19 دقيقه‌) ـ محمد خواجه‌پور (21 دقيقه‌) ـ مجيد دبستاني‌(18 دقيقه‌) ـ عبدالعزيز دولتي‌بخشان‌(27 دقيقه‌) ـ محمدباقر ذاكري‌(16 دقيقه‌) ـ حسن‌رزميان‌مقدم‌ (16 دقيقه‌) ـ عبدالمحمد رستاد (24 دقيقه‌) ـ سيداحمد رسولي‌نژاد (18 دقيقه‌) ـ سيدابوفاضل‌رضوي‌اردكاني‌(32 دقيقه‌) ـ قاسم‌رمضانپورنرگسي‌(39 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌رهبري‌املشي‌(17 دقيقه‌) ـ سيدجاسم‌ساعدي‌(20 دقيقه‌) ـ فريدون‌سليمي‌نيا (16 دقيقه‌) ـ سيدمحمدمهدي‌شاهرخي‌(40 دقيقه‌) ـ سيدماشاءالله شكيبي‌(20 دقيقه‌) ـ محمدرضا فاكر (21 دقيقه‌) ـ محمدشريف‌فتوحي‌(21 دقيقه‌) ـ كوروش‌فولادي‌(50 دقيقه‌) ـ محمدرئوف‌قادري‌(28 دقيقه‌) ـ صمد قاسمپور (21 دقيقه‌) ـ حسينعلي‌قاسم‌زاده‌(20 دقيقه‌) ـ عبدالله قاسمي‌پور (18 دقيقه‌) ـ محمد قمي‌(18 دقيقه‌) ـ حميد كريمي‌(18 دقيقه‌) ـ محمد كريميان‌(16 دقيقه‌) ـ ابراهيم‌كريمي‌(16 دقيقه‌) ـ عليرضا محجوب‌(يك‌ساعت‌و 17 دقيقه‌) ـ سيدمحمدتقي‌محصل‌همداني‌(17 دقيقه‌) ـ محمدابراهيم‌مداحي‌(17 دقيقه‌) ـ غلامرضا معتمدي‌نيا (19 دقيقه‌) ـ محمدمهدي‌مفتح‌(دو ساعت‌و 3 دقيقه‌) ـ علي‌موحدي‌ساوجي‌(16 دقيقه‌) ـ ميرفخرالدين‌موسوي‌ننه‌كران‌(28 دقيقه‌) ـ علي‌نعمت‌زاده‌(18 دقيقه‌) ـ مقداد نجف‌نژاد (يك‌ ساعت‌و 57 دقيقه‌) و خانمها: فاطمه‌رمضان‌زاده‌(21 دقيقه‌) ـ منيره‌نوبخت‌(30 دقيقه‌) و فائزه‌هاشمي‌بهرماني‌(20 دقيقه‌).
 
 13 ـ اعلام‌ختم‌جلسه‌و تاريخ‌تشكيل‌جلسه‌آينده‌
 نايب‌رئيس‌ـ  عنايت‌داريد كه‌ما روز سه‌ شنبه‌جلسه‌غير علني‌غير رسمي‌داريم‌ولي‌جلسه‌رسمي‌ما ان‌شاءالله چهارشنبه‌ساعت‌(8) صبح‌خواهد بود و دستور هم‌ادامه‌دستور هفتگي‌است‌، ختم‌جلسه‌اعلام‌مي‌شود.
 
 (جلسه‌ساعت‌17/11 پايان‌يافت‌)
 
 رئيس‌مجلس‌شوراي‌اسلامي‌
 علي‌اكبر ناطق‌نوري‌



HyperLink
نظرکاربران

نام
پست الکترونيک

پيام شما
 

» صفحه اصلی » مشاوره حقوقی » تماس با ما » درباره ما

info@hvm.ir
Copyright © 2007 - 2008 hvm.ir