آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۱۶
بازديد روز قبل: ۲۷۴
بازديد هفته: ۲۴۹۶
بازديد ماه: ۹۹۶۳
بازديد کل: ۶۱۶۸۷۷۸
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
مناسبت > > ۱۳۸۸/۱۰/۰۲
۷۴ بازدید
 
   

فلسفه عزادارى و گریه براى امام حسین(ع)‏


فلسفه عزادارى و گریه براى امام حسین(ع)‏

حامد منتظرى مقدم‏

با گذر زمان، این نكته به روشنی معلوم شد كه امام حسین(علیه السلام) و یارانش، مردان «پیروزِ كربلا بودند. در كربلا، گرچه آنان، جان باختند; اما اسلام را حیاتی دوباره بخشیدند، رسمِ ستم ستیزی را به جهانیان آموختند، و خود نیز به فیض بزرگ شهادت دست یافتند. همچنین، آنان برای همیشه تاریخ، در نگاه دین مداران و عدالت خواهان جایگاهی شكوهمند یافتند و محبوبِ دل های مؤمنان شدند.

با این حال، قیام پیروزمندانه امام حسین(علیه السلام)در عاشورای سال ۶۱ هجری، با نثار خون های پاك عزیزان، بی قراری های كودكان، بی پناهی های بانوان، و یا صحنه هایی آكنده از «مصیبت و «مظلومیت رقم خورد. بر این اساس، یادآوری اخبار آن قیام خونین، همواره عواطف انسان ها ـ مسلمان و نامسلمان ـ را به تأثر واداشته،۲ و در طول تاریخ به برپایی عزاداری ـ با شكل های گوناگون ـ انجامیده است. از این رهگذر، پس از گذشت چهارده قرن و اندی، همچنان درس هاو پیام های آن قیام تازه و زنده مانده است.

این همه در حالی است كه از دیرباز تاكنون، همواره مخالفانی نیز وجود داشته اند كه عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) را انكار كرده و یا درباره آن شبهه و تردید روا داشته اند. ایشان، گاهی كوشیده اند تا مشروعیتِ عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) را نفی كنند۳ و گاهی نیز كاركردهای اجتماعی آن را زیر سؤال برده اند.

امروزه، عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) بیشتر با شكل اخیر از تردید و انكار، و با این گونه شبهات مواجه است: چرا باید برای حادثه ای كه قرن ها از وقوع آن گذشته، عزاداری و گریه كنیم; سیاه پوش كردن كوچه و بازار و محافل و بر سر و سینه زدن تا كی؟ آیا نمی شود یاد حادثه عاشورا را با شیوه های نو همانند برگزاری همایش و كنفرانس مطبوعاتی و... گرامی داشت؟۴ همچنین، گاهی این چنین، پرسش می شود: اگر امام حسین(علیه السلام) با حركت خود در روز عاشورا، پیروز و برنده واقعی میدان بود، چرا شیعیان و محبّان آن حضرت به جای جشن و سرور، گریه و عزاداری می كنند؟۵ 
روی هم رفته، پرسش ها و شبهات یاد شده را می توان در دو سؤال اساسی زیر خلاصه كرد:

۱. عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) چیست؟ (سؤال از چیستی); 
۲. عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) چرا برپا می شود؟ (سؤال از چرایی). 
در این نوشتار، افزون بر پاسخ گویی به دو سؤال مزبور، با توجه به اینكه عزاداری در اساس، بر پایه گریه كردن استوار بوده، و با توجه به اینكه در روایات، پاداش عظیمی برای گریه بر امام حسین(علیه السلام) بیان شده است، به پرسش زیر نیز پاسخ گفته می شود: 
۳. گریه بر امام حسین(علیه السلام) چیست و بر چه گونه هایی است؟ و در اساس، چرا بر امام حسین(علیه السلام) می گریند؟ (سؤال از چیستی و چرایی). 
در ادامه این قسمت از نوشتار، سؤالات یاد شده در سه بخش پاسخ داده می شود:

۱. چیستی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) 
«عَزا در لغت، به معنای «صبر و شكیبایی كردن بر هر چیزی كه انسان از دست می دهد ،۶ و نیز به معنای «خوب صبر كردن ، «صبر كردن در مصیبت و «سوگ و مصیبت است.۷ در عربی، «عَزّیْتُ فلاناً یعنی او را دلداری و تسلّی دادم، و «اَحْسَنَ اللّهُ عَزاك یعنی خداوند تو را صبر نیك دهد.۸ 
بر این اساس، «عزاداری مراسمی است كه برای آرامش بخشیدن به فرد یا افراد داغ دیده برگزار می شود. برای این منظور، روش های متعددی كاربرد دارد; مانند: هم دردی كردنِ زبانی با فرد داغ دیده، گریه كردن همراه با فرد داغ دیده، شنیدن غم و غصه های فرد داغ دیده، یادآوری داغ های دیگران به ویژه داغ های بزرگان دینی و تاریخی و... . در جوامع مختلف، عزاداری معمولا در قالب مراسم جمعی، در چند مرحله زمانی (سوم، هفتم، چهلم و...) و با آدابی مخصوص برگزار می شود، و روی هم رفته، تأثیر بسیار شگرفی در آرامش بخشیدن به افراد داغ دیده دارد.۹

افزون بر مراسم عزاداری، دو عامل «گذشت زمان و «فراموشی به یاری فرد داغ دیده می آید و اندك اندك او را از هیجان های ناشی از غم دیدگی می رهاند.۱۰ در این حال، معمولا مراسم عزاداری نیز متوقف می شود، و در نهایت، برای بزرگداشت و یاد بود، مراسمی برپا می شود; البته روشن است كه نقش مراسم یادبود در آرامش بخشیدن به بازماندگان بسیار اندك، و نقش آن در زنده نگاه داشتنِ نام و یاد فرد در گذشته بسیار فراوان است. از این رو، برگزاری مراسم بزرگداشت و یادبود برای بزرگان دینی، ملّی و دانشمندان، حتی پس از گذشت زمان دراز از فقدان آن ها، كاری بسیار رایج است. 
در وهله نخست، به نظر می رسد كه برپایی مراسم عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)از نوع اخیر است; اما در واقع، شخصیت امام حسین(علیه السلام)چندان عظیم، و حوادث قیام او چنان مصیبت بار است كه عزاداری وی به هیچ وجه با مراسم معمول در یاد بود و بزرگداشت افراد كه غالباً خشك و بی هیجان است، همانندی ندارد. پس از گذشت چهارده قرن و اندی از حادثه عاشورا، شركت كنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغدارِ آن حادثه بزرگ می یابند و با شركت در این مراسم عملا به یكدیگر، و نیز به صاحبان اصلی مصیبت (اهل بیت(علیهم السلام)) تسلّی می دهند.۱۱ گواه بر این سخن، آن است كه عزادارانِ امام حسین(علیه السلام)، به یادِ مصائب و مظلومیت آن حضرت گریه و شیون سر می دهند و حتی بی تاب می شوند; البته این حالات ریشه در پیوند عمیق عاطفی با امام حسین(علیه السلام) و اهل بیت(علیهم السلام)دارد كه در این باره، در ادامه نوشتار به تفصیل سخن به میان خواهد آمد.

ناگفته پیداست كه برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) افزون بر تسلّی بخشیدن به شركت كنندگان در آن مراسم، به طور كاملا طبیعی، سبب می شود تا نام و یاد امام حسین(علیه السلام) و حماسه عظیم او همواره زنده و تازه نگاه داشته شود; به ویژه آنكه عزاداری بر امام حسین(علیه السلام)در قالب یكی از مردمی ترین رسم های اجتماعی میان مسلمانان انجام می شود و همگان در هر سنّ و از هر صنف ـ زن و مرد، پیر و جوان و خردسال، و... ـ با حضور در آن، پیام ها و درس های حماسه حسینی را با عمق جان دریافت می كنند.

۲. چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) 
عزاداران امام حسین(علیه السلام) با حضور در مراسم عزاداری آن حضرت، در واقع، خویشتن را مصیبت زده و داغ دارِ حادثه خونین عاشورا می یابند; گریه و شیون سر می دهند و بی تاب می شوند. بر این اساس، در این قسمت از نوشتار، ابتدا باید بر این سخن اذعان كرد كه عزاداری امام حسین(علیه السلام)، گرچه به گونه ای است كه شركت كنندگان در آن، غمبار و گریان می شوند، اما با وجود این، آن مراسم تأثیرات روانی بسیار مطلوبی بر روی ایشان بر جای می گذارد. بی گمان، شركت كنندگان در عزاداری امام حسین(علیه السلام)آرامشی ویژه و لذتی خاص را احساس می كنند، و اگر غمی بر چهره آنان می نشیند، غمی متفاوت با غم و غصه های زندگی روزمره است; غم معنویت، غم آخرت و غم مظلومیت است. غمی است كه منشأ حركت است، و كنشوری اجتماعی افراد را افزایش می دهد نه كاهش، و عامل نابهنجار در زندگی افراد نمی شود، بلكه در مواردی نقش درمانی ایفا می كند، و به زندگی نشاط می بخشد.۱۲ از این رو، كسانی كه حضور در مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام) را تجربه كرده اند، هرگز از تكرار و استمرار آن دلزده نمی شوند; در حالی كه بی گمان، در هیچ مجلس یاد بود و بزرگداشت دیگری، وضع بدین گونه نیست. 
حال، باید دید كه چرا عزاداران حسینی، به شكل خود خواسته، به مجالس سوگواری امام حسین(علیه السلام) پا می گذارند، جامه سیاه بر تن می كنند، بر سر و سینه می زنند، اشك می ریزند و...؟ بی گمان، پاسخ به این پرسش، خود می تواند بیانگر «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) باشد.

اساسِ پاسخ را باید در مهر و محبّتِ به امام حسین(علیه السلام)جستوجو كرد كه تا «ژرفای احساسات و عواطفِ عزاداران راه یافته،۱۳ و ایشان را چنان شیفته و شیدا كرده است كه ناآشنایان طعنه گو، از حالت آنان به «جنون تعبیر می كنند. آری، عزاداران امام حسین(علیه السلام) بر اساس «پیوند عمیق عاطفی ، هر ساله مراسم عزای حسینی را با شكوه تر از قبل برگزار می كنند، و این همه، تجلّی این فرموده رسول خدا(صلی الله علیه وآله)است: «إن لقتل الحسین حرارة فی قلوب المؤمنین لاتبرد ابداً ۱۴; برای شهادت امام حسین(علیه السلام)در دل های مؤمنان حرارتی است كه هرگز سرد و خاموش نمی شود.

بر این اساس، مهر، عشق و عاطفه، مهم ترین پشتوانه برای برپایی مراسم عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده است. با وجود این، كاركرد آن مراسم، هرگز به جنبه عاطفی محدود نبوده است. در طول تاریخ، برگزاری عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)فرصتی مناسب به دست می داده است تا مرثیه سرایان و خطیبان، همگان را با شخصیت و نهضت امام حسین(علیه السلام)، و نیز با معارف اسلامی آشنا كنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)آثار، فواید و كاركردهای بسیار مهمی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته است. بی گمان، شناخت این كاركردها و آثار سبب می شود تا ما نسبت به «چرایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) آگاهی ژرف تری پیدا كنیم. از این رو، در اینجا، مهم ترین كاركردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)، به اجمال شناسایی می شود:

الف. زنده نگاه داشتن نهضت عاشورا 
عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) در مهم ترین كاركرد خود، سبب شده است تا یاد، نام و پیام های نهضت عاشورا زنده و جاوید بماند، و آموزه های آن به همه بشریت انتقال یابد. از این طریق، همه انسان ها ـ مسلمان و نامسلمان ـ در طول تاریخ، با آموزه هایی همچون: ستم ستیزی، آزادگی، شهادت طلبی، ایثار و حقیقت جویی آشنا شده اند. در این باره، این سخن از یك نویسنده غربی بسیار جالب توجه است: «اگر مورخان ما حقیقت این روز (عاشورا) را می دانستند و درك می كردند كه عاشورا چه روزی است، این عزاداری را مجنونانه نمی پنداشتند; زیرا پیروان حسینی به واسطه عزاداری حسینی می دانند كه پستی و زیر دستی و استعمار و استثمار را نباید قبول كرد; زیرا شعار پیشرو و آقای آن ها ندادنِ تن به زیر بار ظلم و ستم بود. ۱۵

ب. معرفی الگوهای راستین و ایجاد پیوند عمیق عاطفی با آنان 
عزاداران حسینی، با شركت در مراسم عزای امام حسین(علیه السلام)و یاران با وفایش، با شخصیت و عظمت روحی آنان آشنا می شوند، و آنان را انسان های كاملی می یابند كه واجد صفات پسندیده صبر، وفا، استقامت، و از خود گذشتگی اند، و هر یك، الگو و اُسوه نیكی هایند. مهم تر اینكه عزاداران به یاد مظلومیت و مصیبت ایشان به سوگ می نشینند، می گریند، و بر سر و سینه می زنند، و از این طریق، شناخت خود را نسبت به آنان با پیوندی عاطفی، استحكام می بخشند.

از آن سو، عزاداران با دشمنان امام حسین(علیه السلام)، یزید و یزیدیان، نیز آشنا می شوند، و نسبت به آنان عمیقاً نفرت پیدا می كنند. بر این اساس، عزاداری امام حسین(علیه السلام)، در عمل، به تحقّقِ «تولّی و «تبرّی می انجامد، و فرصتی می شود تا عزاداران در خطاب به مقتدای خود، اعلام كنند: «انّی سلمٌ لِمن سالمكم و حربٌ لِمن حاربكم و ولی لِمن والاكم و عدوٌّ لِمن عاداكم ۱۶; من، با كسانی كه با شما در آشتی و صلح باشند، آشتی اَم ; و با كسانی كه با شما در ستیز و جنگ باشند، در ستیزم; و با كسانی كه شما را دوست بدارند، دوستمَ; و با كسانی كه شما را دشمن بدارند، دشمَنم.

ج. تعلیم معارف دینی 
مجالس عزاداری امام حسین(علیه السلام)فرصتی بسیار ارزشمند به دست می دهد تا واعظان و خطیبان عالم، به بیان احكام و مباحث شرعی، اخلاقی و اعتقادی بپردازند و عزاداران حسینی را با معارف دینی آشنا كنند. بر این اساس، همان گونه كه در محرم سال ۶۱ هجری، امام حسین(علیه السلام)برای احیای دین قیام كرد، مراسم عزاداری او نیز در طول تاریخ، بستری شد برای احیای دین و ترویج معارف آن.

د. ایجاد معنویّت در جامعه 
چنان كه پیش تر نیز گذشت، شركت در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آرامش و لذت خاصی به عزاداران می بخشد. در واقع، این آرامش ناشی از فضای ویژه ای است كه در مجالس عزای حسینی به وجود می آید. در این مجالس، سخن از دیانت، حقیقت و مظلومیت، با اشك و سوز همراه می شود و جان های خسته از زندگی های روزمره را دگرگون می كند. در نتیجه، عزاداران احساس پاكی، سبكباری، لطافت و معنویت می كنند كه این حالات خود می تواند بیانگر نوعی از تزكیه و پالایش روحی باشد كه با شركت در مجالس عزای حسینی به دست می آید; البته سزاوار است كه عزاداران در خارج از مجالس عزا نیز مراقب اعمال خود باشند تا رشد معنوی آنان افول نیابد.

در اینجا، همچنان باید تأكید كرد كه موارد یاد شده در بالا، تنها برخی از مهم ترین كاركردها و آثار عزاداری امام حسین(علیه السلام)است.۱۷ اهمیت موارد یاد شده بر همگان روشن است، و بی شك، می توان ریشه تردیدها و انكارهایی را كه نسبت به برپایی عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) انجام می شود، در خصومت با همین آثار و كاركردها یافت. در این باره، امام خمینی(قدس سره) هشدار داده و می فرماید: «... آن روضه های سنّتی و آن مصیبت ها را زنده نگاه دارید كه بركاتی كه به ما می رسد از آن هاست، این بركات از كربلاست. كربلا و نام مبارك سیدالشهدا را زنده نگه دارید كه با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته می شود. ۱۸ همچنین، می فرماید: «روضه سیدالشهدا برای حفظ مكتب سیدالشهدا است. آن كسانی كه می گویند روضه سیدالشهدا را نخوانید، اصلا نمی فهمند مكتب سیدالشهدا چه بوده و نمی دانند یعنی چه. این گریه ها و این روضه ها، این مكتب را حفظ كرده است... ۱۹

۳. گریه بر امام حسین(علیه السلام)(چیستی و چرایی) 
روایات نقل شده از معصومان(علیهم السلام) بیانگر آن است كه آنان، خود به یاد مصائب و مظلومیت امام حسین(علیه السلام) می گریستند و نیز از اصحابشان می خواستند كه این گونه رفتار كنند، و به منظور تشویق آنان، پاداش عظیمِ گریه بر حسین(علیه السلام) را بیان می كردند. بی گمان، همین رهنمودهای معصومان(علیهم السلام)، منشأ اصلی برای برپایی عزاداری امام حسین(علیه السلام) بوده، نیز در تداوم و بقای آن، و تبدیل شدنِ آن به شكل یك رسم و سنّت اجتماعی، نقش محوری داشته است.

حال در اینجا، باید دید كه گریه بر امام حسین(علیه السلام) چیست و بر چه گونه هایی است؟ و در اساس، چرا بر حسین(علیه السلام)می گریند؟

برای پاسخ گویی به این پرسش ها، نخست باید بررسی كرد كه به طور كلی، گریه كردن چگونه رفتاری است و چه انواعی دارد؟

در این باره، باید گفت كه گریستن ـ همچون خندیدن ـ یك رفتار هیجانی مخصوص به انسان هاست. هر انسانی، كما بیش، مواردی از گریه كردنِ خود را تجربه كرده و یا گریستن دیگران را دیده است، و به وضوح دریافته است كه گریه ـ مانند خنده ـ برآمده از شدیدترین حالات احساسی انسان است.۲۰همچنین، تجربه نشان می دهد كه ابراز ناراحتی به وسیله گریه ـ یا ابراز شادی به وسیله خنده ـ از نشانه های تعادل روحی انسان است. به گونه ای كه اگر فردی نگرید ـ یا نخندد ـ می توان روان او را نامتعادل توصیف كرد. انسان هایی كه با گریه و خنده، غم ها و شادی های خود را بروز می دهند، از سلامت جسمی و روحی بیشتری و از نشاط و تحرك بهتری، در صحنه زندگی برخوردارند. از این رو، مشاهده مظلومیت و مصائب كسانی كه مورد علاقه انسان هستند، نیز تجسم و یادآوری آن ها ـ كه در مورد امام حسین(علیه السلام) و یارانش چنین است ـ عواطف انسان هایی را كه فطرتی پاك دارند، تحت تأثیر قرار می دهد، و سبب می شود تا بر آن مظلومیّت و مصائب بگریند.۲۱

بر این اساس، گریه كردن یكی از رفتارهای عادی و طبیعی آدمی است. گریه، دارای یك ظاهر است و یك باطن. ظاهر آن یك امر فیزیولوژیك است. تأثیرات روانی، از طریق محرك های بیرونی یا درونی مثل تفكر، وارد چرخه فیزیولوژی مغز و اعصاب می شود، در نتیجه، بخش خاصی از مغز تحریك می گردد، و به غدد اشكی چشم فرمان فعالیت می هد و در نهایت، قطرات اشك جاری می شود كه ما آن را گریه می نامیم. باطن گریه همان تأثیرات درونی و عاطفی است كه به سبب عوامل مختلف، در فرد بروز می یابد. بر این اساس، «گریه انواع گوناگونی دارد كه در این جا، مهم ترین آن ها، به اجمال شناسایی می شود:۲۲

الف. گریه ناشی از علاقه طبیعی انسان به خود و متعلقات خود 
این نوع از گریه، یا ریشه در دردمندی جسمی دارد كه بیشتر در افراد كم سنّ و سال بروز می یابد، و یا برخاسته از غم و اندوهی است كه در مواجهه با حوادث ناگوار، فضای درونی انسان را فرا می گیرد; حوادثی همچون: فقدان بستگان و آشنایان، از دست دادن شیء یا فرصت مورد علاقه، عدم دست یابی به موفقیتی مهم، عدم دست یابی به پیروزی در مسابقات ورزشی و... . در چنین حالتی، به اصطلاح عامیانه، عقده ها گشوده، و اشك از چشم جاری می شود. در اصطلاح روان شناسان، گریه در این حالت، سببِ «تخلیه روانی ـ هیجانی می شود، و در نتیجه، فرد تا حدود زیادی آرامش پیدا می كند.۲۳

در داغ از دست دادن عزیزان، این نوع از گریه در افراد بازمانده بروز می یابد، و ناشی از احساس فراق و جدا شدن از آن عزیز درگذشته است. چنین گریه ای، معمولا برای همه افراد، در سنین، جوامع و جایگاه های مختلف پیش می آید، چنان كه درباره شخص رسول اكرم(صلی الله علیه وآله) نیز گزارش شده است. حضرت در داغ وفات فرزندش ابراهیم (سال ۹ هجری)، چنان گریستند كه اشك بر محاسن مباركش جاری شد، و در برابر آنان كه كوشیدند وی را از این كار منع كنند، فرمودند: «... این اشك، از روی رحمت و رأفت است و هر كس رحم نكند، مورد رحمت قرار نمی گیرد ،۲۴ و بنا به گزارشی، چنین فرمودند: «چشم می گِرید، و قلب اندوهناك می شود، اما ما سخنی نمی گوییم كه ]ناسپاسی باشد و [پروردگار را به خشم آورد. ۲۵ در سوگ درگذشت رقیه دختر پیامبر(صلی الله علیه وآله)(سال ۲ هجری)، عمربن الخطاب كوشید تا زنان را از گریستن باز دارد، اما رسول خدا(صلی الله علیه وآله) مانع او شد، و فرمود: «... هر چه از چشم و قلب باشد ]یعنی اشك و اندوه[، از روی رحمت و رأفت است، و هر چه از زبان و دست باشد ]كارهایی مانند: ناسپاسی كردن، گریبان دریدن، به خود لطمه زدن و...[ از شیطان است. ۲۶ همچنین رسول اكرم(صلی الله علیه وآله)، در شهادت عموی گرامی اش حمزه (سال ۳ هجری)، با بیانِ این سخن كه «عمویم حمزه گریه كننده ندارد ، دیگران را به گریستن بر حمزه واداشت،۲۷ و نیز خود برای او بسیار گریه كرد،۲۸ چنان كه حضرت ـ در موارد مختلف ـ در داغ بستگان و یاران دیگر خویش اشك ریخت،۲۹ وروی هم رفته،این گونه رفتارهای پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)سبب شد تا گریستن برای درگذشتگان، در جایگاه یك رسم اجتماعی «تأیید شده از سوی شرع در میان مسلمانان رواج یابد. در اینجا، باید از نوع دیگری از گریه یاد كرد كه حالتی ویژه دارد. برخلاف موارد دیگر كه بر اثر غم و اندوه بروز می یابد، ویژگی این نوع خاص در این است كه در حالت شادمانی شدید پیش می آید، و معمولا «گریه شوق نامیده می شود. این گریه در مواردی است كه انسان، پس از گذرانِ دوره ای از فراق، جدایی و ناامید شدن در دست یابی به شیء، نعمت یا یكی از عزیزانِ خود، به آن خواسته نایافته می رسد، پس در این هنگام، از شدت شوق و هیجان، بی اختیار می گرید. چنین گریه ای، از جلوه های زیبایی احساس و دلدادگی روحی انسان است.۳۰ چنان كه در تاریخ صدر اسلام (سال ۷ هجری پس از فتح خیبر)، هنگامی كه جعفربن ابی طالب پس از سال ها حضور در حبشه، به مدینه بازگشت و به حضور رسول اكرم(صلی الله علیه وآله)رسید، پیامبر(صلی الله علیه وآله)به استقبال او رفت، «و بكی فرحاً برؤیته; و از شوق دیدارش گریست. ۳۱

ب. گریه ناشی از نوع دوستی و مِهرورزی نسبت به دیگران 
انسان، به طور طبیعی موجودی نوع دوست و مِهرورز است كه با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ بروز حوداث ناگوار برای دیگران، متأثر می شود، و حتی برای آنان می گِرید. در مواردی همچون: سیل، زلزله، قحطی، و بلایای طبیعی دیگر كه معمولا به شماری از انسان ها آسیب می رسد و آنان با وضعیتی وخیم مواجه می شوند، حتی كسانی كه خارج از صحنه حوادث اند، با آگاه شدن از آن، بسیار متأثر، و گاهی گریان می شوند; البته این حالت، سبب می شود تا ایشان در یاری رساندن به آسیب دیدگان اقدام كنند; حتی گاهی به روشنی دیده می شود كه میان میزان متأثر شدنِ افراد از یك سو، و میزان یاری رسانی آنان به آسیب دیدگان از سوی دیگر، پیوستگی برقرار است.

قسم دیگری از گریه نوع دوستانه، گریه بر «مظلوم است. انسان ها، از روی رأفت و دلسوزی، با مشاهده ـ یا آگاه شدن از ـ ستمدیدگی هم نوعان خود متأثر می شوند، و حتی برای آنان می گریند. یك جنبه آشكار از گریه برای حضرت امام حسین(علیه السلام)همین قسم از گریه است كه در این باره، پس از این، به تفصیل سخن به میان می آید.

ج. گریه ناشی از عقیده و كمال خواهی 
در جهان بینی الهی، كمال انسان در تقرّب و نزدیكی جستن به خداست. در این جهان بینی، آموزه های خاصی مطرح است كه آن آموزه ها، به گونه های خاصی از گریه، معنا و مفهوم می بخشد; مانند اینكه گریه ناشی از «خوف خدا ، زمینه ساز قرب الهی،۳۲ و مایه دست یابی به رحمت خداوند است.۳۳ بر این اساس، انسان های معتقد و مؤمن، در پیشگاه خداوند، خاشعانه به مناجات می پردازند، خطاها و گناهان خود را به یاد می آورند، و با سوزِ دل و اشك چشم، از خداوند آمرزش می جویند.

همچنین در اینجا، نوعی از گریه ناشی از فضیلت طلبی و كمال خواهی۳۴ را نیز می توان شناسایی كرد كه برخاسته از اعتقاد به كمالات انسانی و كوشش برای رسیدن به آن كمالات است. در چنین مسیری، رهپویان، از شمع وجودِ انسان های با فضیلت و به كمال رسیده ـ مانند: پیشوایان و بزرگان دین، معلّمان و مربیان اخلاق و... ـ بهره می برند، و چنانچه شمع وجود ایشان خاموش شود، اندوهی بزرگ آنان را فرا می گیرد. از این رو، داغ از دست رفتنِ انسان های با كمال و فضیلت، همواره بسیار سنگین است، و همگان ـ و نه فقط بستگانشان ـ برای آنان به سوگواری می پردازند. در این باره، این نمونه تاریخی، جالب توجه است: پس از وفات پیامبر اكرم(صلی الله علیه وآله)، «امّ ایمن ۳۵ گریه می كرد. عمربن الخطاب از او پرسید: «چرا گریه می كنی؟ مگر نه اینكه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) در پیشگاه خداوند است؟ امّ ایمن پاسخ داد: «گریه من برای از دست دادنِ رسول خدا(صلی الله علیه وآله)نیست، بلكه برای آن است كه با درگذشت او، دست ما از اَخبار آسمان و وحی كوتاه شده است. ۳۶

در اینجا، باید توجه داشت چنان كه پیشتر نیز گفته شد، انواع سه گانه گریه یاد شده در بالا، بر اساسِ عوامل مختلف گریستن است. بنابراین، گاهی فقط یك، و یا دو مورد از عوامل مزبور تحقق می یابد، و گاهی ممكن است كه هر سه عامل، به طور یكجا و به شكل متداخل عمل كنند كه در این حالت، بالطبع بر غم و اندوه سوگواران افزوده می شود، و گریه های ایشان شدت می یابد; چنانچه هر گاه «انسانی با فضل و كمال از بستگان و عزیزان، به شكلی مظلومانه كشته شود، گریه بازماندگانش می تواند ناشی از هر سه عامل اصلی یاد شده باشد.

حال پس از شناخت انواع اصلی گریه و عوامل هر یك از آن ها، باید بررسی كرد كه گریه بر امام حسین(علیه السلام)از كدام نوع است؟ در پاسخ، نخست باید تأكید كرد كه عزاداری امام حسین(علیه السلام)از دیرباز در بستر وسیع زمانی،و پهنه های مختلف مكانی انجام شده، وطیف وسیعی از گریه كنندگان را در برگرفته است. بر این اساس، تشخیصِ نوع گریه امام حسین(علیه السلام)، بدون توجه به تفاوت شركت كنندگان در سوگواری و مراحل مختلف آن، امری ناممكن می نماید.

بی گمان، گریه های طولانی بزرگ ترین بازمانده عاشورا، حضرت امام سجاد(علیه السلام) كه از نزدیك صحنه های مصیبت بار كربلا و مظلومیت های پدر، برادران، عموها و دیگر عزیزان و همراهان خود را مشاهده كرده بود، گریه هایی بود كاملا متمایز، و ناشی از هر سه عامل: گریه از روی رحمت و رأفت در داغِ عزیزان; گریه بر مظلومیت ها; و گریه بر فقدان انسان هایی در حدّ اعلای فضل و كمال و پاكی.

پس از آن، در دوران متأخرتر، گریه های كسانی كه با تشویق های ائمه اطهار(علیهم السلام)، و با آگاهی از اجر عظیم گریه بر امام حسین(علیه السلام)، اقدام به برپایی مجالس عزا برای آن حضرت می كردند و به یاد مصائب او می گریستند، گریه هایی بوده است بر مظلومیت، و ناشی از عقیده.

بر این اساس، اعتقاد به پاداش فراوان گریه بر امام حسین(علیه السلام)و نیز یادكرد از مصیبت ها و مظلومیت های آن حضرت، همواره در طول تاریخ، در برپایی عزاداری های حسینی تأثیرگذار بوده، و سبب شده است تا احساسات و عواطف عزاداران، با یاد و نام اباعبدالله الحسین(علیه السلام) و یاران با وفایش، پیوندی ناگسستنی و عمیق بیابد، و پس از قرن ها، برای آنان، همچون عزیزترین نزدیكان خود سوگواری كنند، بگریند و بر سر و سینه بزنند.

در این میان، «مظلومیتِ امام حسین(علیه السلام)۳۷ و دیگر شهیدان كربلا، عاملی بسیار مهم در برانگیختن احساسات و هیجانات همه انسان های پاك دل بوده، بسیاری از افراد غیرشیعه و حتی غیرمسلمان را در زمره سوگواران حسینی در آورده است. «مظلومیتِ آنان كه در قالب مصیبت هایشان یادآوری می شده، برای دل و جان عزاداران «سوز ، و برای چشم آنان، «اشك را به ارمغان می آورده است; البته عشق و محبت نسبت به امام حسین(علیه السلام) و یارانش در عمق وجود برخی از عزاداران، چنان نفوذ كرده است كه گاهی، فقط با شنیدن «نامِ آنان، اشك از چشمانشان جاری می شود:

آن چنان كز برگ گل، عطر و گلاب آید برون تا كه نامت می برم، از دیده آب آید برون

رشته الفت بود در بین ما، كز قعر چاه كِی بدون رشته، آب بی حساب آید برون؟

تا نسوزد دل، نریزد اشك و خون از دیده ها آتشی باید كه خوناب كباب آید برون

گر نباشد مهر تو، دل را نباشد ارزشی برگِ بی حاصل شود گل، چون گلاب آید برون.۳۸

آری، در عزاداری امام حسین(علیه السلام)، آنچه در برون تجلّی می یابد، «اشكِ چشمِ عزاداری است، و درون آن، مهر و محبتی است كه خداوند در دل های آنان قرار داده است; «اشك، زبانِ دل و شاهد عشق است. ۳۹

آنچه در بالا گذشت، بیانگر چیستی گریه بر امام حسین(علیه السلام)بود، و نیز با شناخت عوامل آن، بخشی از چرایی گریه بر حسین(علیه السلام)را بیان می كرد; در ادامه، به برخی از آثار و كاركردهای گریه های سوگواران حسینی اشاره می شود تا بدین سان، چرایی آن بیشتر روشن شود، همچنین، آنان كه ناآگاهانه به تشكیك و تردید درباره مراسم عزاداری اباعبدالله الحسین(علیه السلام)می پردازند به خطای خود پی ببرند، نیز آشكار شود كه معاندان، چرا به این مراسم، بسیار هجوم می آورند.

برخی از آن آثار و كاركردها، جنبه فردی، و برخی نیز جنبه اجتماعی و سیاسی دارد. از نظر فردی، گریه های عزاداران، از یك سو، آنان را تخلیه هیجانی می كند، به آرامش روحی ـ روانی می رساند و باعث صفای باطنی می شود كه در این باره، پیش تر نیز سخن به میان آمد. از سوی دیگر حضور عزاداران در مراسم عزای حسینی، عواطف و شناخت آنان را تقویت می كند، و نیز سبب می شود تا آنان بكوشند در رفتار خود، شبیه به آنان باشند كه برایِشان می گریند; هنگامی كه عزاداران به یادِ وفاداری ابوالفضل العباس(علیه السلام)، یا آزادگی حرّبن یزید ریاحی اشك می ریزند، ناخود آگاه، خواهند كوشید تا در حد توان، آزاد مرد و وفادار باشند، و از نامردمی به دور.۴۰

گریه بر امام حسین(علیه السلام)، از نظر سیاسی و اجتماعی نیز آثار و كاركردهای بسیار مهمی دارد; زیرا این گریه ها در جایگاه یك رفتار كاملا احساسی و هیجانی، و در عین حال كاملا آگاهانه، به یادِ بزرگمردی است كه برای احیای دین و اجرای عدالت، خود را در سخت ترین شرایط قرار داد و هر گونه مصیبت و مظلومیت را به تن خرید; بدین سان، این گریه، شخصیت فرد عزادار را به شخصیت عظیم چنان انسان وارسته ای پیوند می زند، و اهداف و آرمان های او را در عمق جان وی پایدار می كند.

فرد عزادار با سوگمندی و گریه برای امام حسین(علیه السلام) آشكارا اعلام می كند كه او وفادار به امام حسین(علیه السلام)، نهضت او، و آرمان های او است، و در میدان عمل نیز وفاداری خود را به اثبات می رساند; به یاد داریم كه در همین روزگار، در صحنه های مختلف انقلاب و دفاع مقدس، مردان حسینی در میدان عمل چه خوش درخشیدند!

گریه و عزاداری برای حسین(علیه السلام)، در واقع، انقلاب و مكتب او را زنده نگاه داشته و پیام امام حسین(علیه السلام)را به همه انسان ها انتقال داده است. بر این اساس، گریه در فرهنگ عاشورا، سلاح همیشه برّانی است كه فریادِ اعتراض بر ستمگران است و پاسدارِ خون شهیدان.۴۱ در این باره، این سخنان از حضرت امام خمینی(قدس سره)بسیار گویاست: «هر مكتبی، تا پایش سینه زن نباشد، تا پایش گریه كُن نباشد،... حفظ نمی شود ;۴۲ «گریه كردن بر عزای امام حسین(علیه السلام)، زنده نگه داشتن نهضت، و زنده نگه داشتن همین معنا است كه یك جمعیت كمی در مقابل یك امپراتور بزرگ ایستاد... آن ها از همین گریه ها می ترسند، برای اینكه این گریه ای است كه گریه بر مظلوم است، فریاد مقابل ظالم است. ۴۳


پى نوشت ها : 
۱ـ نوشتار حاضر، بخشی از طرح جامع مقتل امام حسین (ع) است كه به وسیله گروه تاریخ مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره) در حال تدوین می باشد. 
۲ـ ادوارد گیبون (۱۷۳۷ـ۱۷۹۴م) مورخ انگلیسی می گوید: «در طی قرون آینده بشریت، و در سرزمین های مختلف، شرح صحنه های حزن آور مرگ حسین موجب بیداری قلب خونسردترین قارئین ]و مخاطبان [خواهد شد. (سید عبدالكریم هاشمی نژاد، درسی كه حسین(علیه السلام)به انسان ها آموخت، چ سوم، تهران، فراهانی، ۱۳۵۱، ص ۴۴۸.) 
۳ـ احمد تقی الدین ابن تیمیّه (۶۶۱ـ ۷۲۸ق) و پس از او، فرقه وهابیت عزاداری برای امام حسین(علیه السلام)را بدعت و حرام دانسته اند. (ابن تیمیّه الحرّانی الدمشقی الحنبلی، منهاج السّنة النبویة فی نقض كلام الشیعة و القدریة، ریاض، مكتبة الریاض الحدیثة، القاهرة، مكتبة الجمهوریة، ج ۲، ص ۳۲۳ـ ۳۲۶.) 
۴ـ عبدالحكیم سلیمی، فلسفه عزاداری امام حسین(علیه السلام)، اهداف و آثار قیام امام حسین(علیه السلام)، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)با مشاركت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۲۲۹. 
۵ـ برای آگاهی درباره برخی از این گونه پرسش ها و شبهات و نیز پاسخ های آن ر.ك: محمّدتقی مصباح، آذرخشی دیگر از آسمان كربلا، چ چهارم، قم، مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(قدس سره)، ۱۳۸۰، ص ۱۴ـ۲۳. 
۶ـ ابن منظور، لسان العرب، تصحیح امین محمد عبدالوهاب و محمدالصادق العبیدی، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ۱۴۱۶، ج ۹، ص ۱۹۵ و ۱۹۶ (ماده عزا). 
۷ـ علی اكبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ دانشگاه تهران، ۱۳۷۳، چ اول از دوره جدید، ج ۱۰، ص ۱۳۹۸۴ (ماده عزا). 
۸ـ ابن منظور، پیشین، ج ۹، ص ۱۹۵و ۱۹۶ (ماده عزا) / احمدبن محمد بن علی المقری الفیومی، المصباح المنیر، قم، مؤسسة دارالهجرة، ۱۴۰۵ق، ص ۴۰۸ (ماده عَزَوْتُه). 
۹ـ محمد كاویانی، «روان شناسی عزاداری ، تعالیم اخلاقی و عرفانی امام حسین(علیه السلام)، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام) با مشاركت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۳۴۶ و ۳۴۷. 
۱۰ـ همان، ص ۳۴۷. 
۱۱ـ امام محمّدباقر(علیه السلام) در پاسخ به یكی از اصحاب كه پرسیده بود: عزاداران امام حسین(علیه السلام)چگونه به یكدیگر تسلیت بگویند؟ چنین فرمودند: «یقولون: عظّم اللّه اجورنا بمصابنا بالحسین(علیه السلام)، و جعلنا و ایاكم من الطالبین بثاره مع ولیّه الامام المهدی من آل محمد(صلی الله علیه وآله) : (به یكدیگر) چنین می گویند: خداوند پاداش های ما را در «مصیبتِ مان درباره حسین(علیه السلام)عظیم گردانَد، و ما و شما را از زمره كسانی قرار دهد كه به خونخواهی او، همراه با ولی خدا، امام، مهدی آل محمد(علیهم السلام)قیام می كنند. (جعفربن محمد بن قولویه القمی، كامل الزیارات، تحقیق الشیخ الجود القیومی، لجنة التحقیق، مؤسسة نشر الفقاهة، ۱۴۱۷ ق، ص ۳۲۵و ۳۲۶.) 
۱۲ـ محمد كاویانی، پیشین، ص ۳۵۰و ۳۵۱. 
۱۳ـ مرتضی مطهری، قیام و انقلاب مهدی (عج) به ضمیمه شهید، چ پنجم، قم، صدرا، ۱۳۹۸ق، ص ۱۲۲ و ۱۲۳. 
۱۴ـ میرزا حسین نوری طبرسی، مستدرك الوسائل، چ دوم، قم، مؤسسه آل بیت(علیهم السلام)لإحیاءالتراث، ۱۴۰۸ ق، ج ۱۰، ص ۳۱۸. 
۱۵ـ سید عبدالكریم هاشمی نژاد، پیشین، ص ۴۵۱. 
۱۶ـ عبارتی است از «زیارت امام حسین(علیه السلام) در روز عاشورا (جعفر بن محمدبن قولویه القمی، كامل الزیارات، ص ۳۳۰.) 
۱۷ـ یكی دیگر از موارد مهم، نقش عزاداری امام حسین(علیه السلام) در ترویج مذهب تشیّع است. اثر ژوزف، خاورشناس فرانسوی در كتاب «اسلام و مسلمانان در فصل «شیعه و پیشرفت های خیره كننده آن به این امر اذعان كرده است. ر.ك: سید شرف الدین عاملی، فلسفه شهادت و عزاداری حسین بن علی(علیه السلام)، ترجمه علی صحت، انتشارات مرتضوی، ۱۳۵۱، ص ۹۴ و ۹۷. 
۱۸ـ امام خمینی، صحیفه نور، مجموعه رهنمودهای امام خمینی(قدس سره)، تهران، تهیه و تدوین انتشارات سازمان مدارك فرهنگی انقلاب اسلامی، ۶۹ ـ۱۳۶۱ش، ج ۱۸، ص ۲۲. 
۱۹ـ همان، ج ۸، ص ۶۹. 
۲۰ـ مرتضی مطهری، حماسه حسینی، چ هفدهم، تهران، صدرا، ۱۳۷۴، ج ۳، ص ۹۴. 
۲۱ـ حكیمه قاسمی، «فلسفه عزاداری یا اهمیت سوگواری ، حماسه عاشورا، تهران، مركز چاپ و نشر مجمع جهانی اهل بیت(علیهم السلام)با مشاركت نشر شاهد، ۱۳۸۱، ص ۱۶۷. 
۲۲ـ محمد كاویانی، پیشین، ص ۳۵۲، به نقل از: حسین رجبی، پاسخ به شبهات عزاداری، ص ۲۰. 
۲۳ـ همان، ص ۳۵۲ و ۳۵۳. 
۲۴ـ ابوجعفر محمدبن الحسن الطوسی، الامالی، تحقیق مؤسسة البعثة، قم، دارالثقافة، ۱۴۱۴ ق، ص ۳۸۸، (مجلس سیزدهم). 
۲۵ـ «... قال رسول الله(صلی الله علیه وآله): تدمع العین و یحزن القلب، و لا نقول ما یسخط الربّ... (محمدبن یزید القزوینی، سنن ابن ماجه، بیروت، دارالفكر، ج ۱، ص ۵۰۶.) 
۲۶ـ «... قال رسول الله(صلی الله علیه وآله)...: فانه مهما یكن من العین و القلب فمن الرحمة و ما یكون من اللسان و الید، فمن الشیطان. (ابی بكر بیهقی، السنن الكبری، بیروت، دارالفكر، ج ۴، ص ۷۰.) 
۲۷ـ احمدبن حنبل، مسند احمد، بیروت، دارالمعرفة، ۱۴۰۶ ق، ج ۲، ص ۸۴ / ابی بكر بیهقی، پیشین، ج ۴، ص ۷۰. 
۲۸ـ علی بن برهان الدین حلبی الشافعی، السیرة الحلبیة، بیروت، داراحیاء التراث العربی، ج ۲، ص ۲۴۶. 
۲۹ـ از جمله می توان به گریستن پیامبر(صلی الله علیه وآله) بر سر مزار مادرش اشاره كرد. (مسلم نیشابوری، صحیح مسلم، بیروت، دارالفكر، ج ۳، ص ۶۵ / محمد كاویانی، پیشین، ص ۳۳۹-۳۴۱.) 
۳۰ـ حكیمه قاسمی، پیشین، ص ۱۶۹. 
۳۱ـ محمّدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج ۲۱، ص ۲۴. 
۳۲ـ امام باقر(علیه السلام)فرمود: «در نجوای خداوند با موسی(علیه السلام) بر روی كوه طور چنین بود: ای موسی به قوم خود، این سخن مرا برسان كه هیچ چیزی مانند گریه از روی خشیّتِ من، متقرّبین را به من نزدیك نمی كند. (شیخ صدوق، ثواب الاعمال، چ دوم، قم، منشورات الرضی، ۱۳۶۸ ش، ص ۱۷۲.) 
۳۳ـ در مناجاتی از امام سجاد(علیه السلام) چنین آمده است: «خداوندا! اشكِ چشم كسی كه از خوف تو بگرید، مورد رحمت تو قرار می گیرد. (شیخ طوسی، مصباح المتهجد، بیروت، مؤسسة فقه الشیعه، ۱۴۱۱ ق / ۱۹۹۱ م، ص ۷۳۹.) 
۳۴ـ محمد كاویانی، پیشین، ص ۳۵۳و۳۵۴. 
۳۵ـ امّ ایمن، كنیز و دایه رسول خدا(صلی الله علیه وآله)بود و نزد حضرت منزلتی والا داشت. (محمدبن سعد، الطبقات الكبری، تحقیق محمدعبدالقادر عطا، بیروت، دارالكتب العلمیة، ۱۴۱۰ ق، ج ۸، ص ۱۷۹.) 
۳۶ـ ابوبكر بیهقی، دلائل النبوة، تعلیق عبدالمعطی قلعجی، بیروت، دارالكتب العملیه، ۱۴۰۵، ج ۷، ص ۲۶۶. 
۳۷ـ ابن تیمیّه (۶۶۱ـ۷۲۸ق) با آنكه عزاداری امام حسین(علیه السلام) را بدعت و حرام می داند، می گوید: «فلا ریب انه قتل مظلوماً شهیداً ; شكی نیست كه او (امام حسین(علیه السلام)) كشته شد در حالی كه مظلوم و شهید بود. (ابن تیمیه، منهاج السنة النبویة، ج ۲، ص ۳۲۱ و ۳۲۲.) 
۳۸ـ حبیب چایچیان (حسان)، ای اشك ها بریزید، چ هفدهم، تهران، جاویدان، ۱۳۷۴، ص ۱۳۱. 
۳۹ـ جواد محدثی، فرهنگ عاشورا، قم، معروف، ۱۳۷۴، ص ۳۸۲. 
۴۰ـ محمد كاویانی، پیشین، ص ۳۵۴و ۳۵۵. 
۴۱ـ همان، ص ۳۸۴. 
۴۲ـ امام خمینی، صیفحه نور، ج ۸، ص ۷۰. 
۴۳ـ همان، ج ۱۰، ص ۳۱ و ۳۲.


 



نام
پست الکترونيک
پيام شما