آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۶
بازديد امروز: ۴۵۸
بازديد روز قبل: ۵۰۲
بازديد هفته: ۲۵۹۰
بازديد ماه: ۲۷۱۹
بازديد کل: ۶۲۷۷۹۸۲
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
حقوق بین الملل > سازمان های بین المللی > ۱۳۹۶/۰۵/۱۱
۳۲۲ بازدید
 
   

تحلیلی بر برجام-مهدی بهرامیان


مهدی بهرامیان، مسئول سازمان بسیج حقوق دانان در تحلیلی با عنوان برجام نوشت:
جرج بوش در ماه های اخر ریاست جمهوری اش به توصیه های پژوهشکده ها و عناصر پشت پرده آمریکا گردن می نهد که در اکثر این گزارشات علیه  ایران همه به این سفارش می کنند که باید به سمت سیاست تعامل بروید.  می گفتند که باید روی ایران فشار بیاوریم تا  کنترل خسارت بکنیم و ما با استفاده از استراتژی مذاکرات هرآنقدر که می توانیم ایران را در حوزه های مختلف هسته ای ، بالستیک و غیره مهار می کنیم. از تابستان ۲۰۰۸ به بعد آمریکایی ها شرط شان برای مذاکره که می گفتند ایران نباید غنی سازی بکند را کنار گذاشتند و پای میز مذاکره آمدند و گفتند نگذاریم غنی سازی بیشتر از این بشود.

وقتی اوباما رئیس جمهور شد عناصر پشت پرده و شورای روابط خارجی به او اصرار کردند که روی استراتژی تعامل کار کن که البته این استراتژی دارای مولفه هایی است، اول اینکه باید روی ایران از طریق تحریم فشار آورد و سپس ایران را تهدید نظامی باور پذیر کرد تا پای میز مذاکره بیاید و وادار به معامله شود که برای این معامله هم از یک دهه پیش کار می کردند.

در راستای همین استراتژی باید بدانیم که آمریکا در آینده هم همین کار را خواهد کرد؛ ترامپ معتقد است که مولفه های وادار کننده ایران به این تعامل یعنی تهدید و تحریم در حد کفایت انجام نشده است چرا که با این دوعامل به زعم خودشان میتوانند ایران را تضعیف کنند یعنی برنامه هسته ای، موشکی را ضعیف کنند و دست برتر ایران در منطقه را از ایران بگیرند.

در توضیح اقدام اخیر دولت آمریکا باید گفت که تحریم هایی که در گذشته تحت منشأ اقتدار دستورالعمل های رئیس جمهور بوده اکنون تجمیع شده و زیر نظر قانونی که مجلس وضع می کند درآمده است. این قانون دو دستورالعمل اجرایی را در حوزه موشکی و تروریسم تبدیل به قانون می کند. دستور اجرایی ۱۳۳۸۲ رییس جمهور امریکا در سال ۲۰۰۵ که به بهانه «مقابله با سلاح های کشتار جمعی از جمله سلاح های «هسته ای اعمال شده بود، امروز به یک «قانون جدید تبدیل شده و علاوه بر آن تحریم های وسیع و جدید دیگری نیز علیه ایران وضع شده است.

با این کار استراتژی را از دولت می گیرد و در اختیار کنگره که تحت سیطره صهیونیست ها است قرار می دهد و دست دولت ها در اعمال سیاست خارجی محدود می کند. نتیجه آنکه ایران به صورت رسمی و قانون گذاری شده به عنوان تهدید امریکا معرفی می شود. این موضوع قبلاً نبود. سیاست خارجی امریکا از دست دولت ها گرفته می شود و قدرت عمل و انعطاف اینها کاهش پیدا می کند و به سمت فشار بیشتر حرکت می کنند.

علی رغم ادعای دکتر عراقچی مبنی بر این که در این قانون تحریم جدیدی از لحاظ موضوعی وضع نشده است باید به موارد زیر اشاره داشت:

در بخش۴ قانون HR.۳۳۶۴ (Countering America's Adversaries Through Sanctions Act) که تحریم های مرتبط با ایران را مشخص ساخته است، موشک های بالستیک جمهوری اسلامی مورد تحریم واقع شده و این در حالی است که پیش از این، تحریم های موشکی ایران مانند بند ۹ قطعنامه ۱۹۲۹ به بهانه «هسته ای وضع شده بود و همگان اذعان داشتند که بهانه ی تحریم های موشکی «هسته ای بوده است از این رو تحریم های موشکی در قانون جدید امریکا ادامه تحریم های هسته ای است. طبق گفته تیم مذاکره کننده که گفته بودند عبارت «موشک های بالیستیکی که کلاهک هسته ای حمل می کنند را اضافه کردیم در این قانون این عبارت برداشته شده است و هر نوع موشک بالیستیکی که داشته باشیم تحریم است به علاوه اینکه محدودیت هشت ساله را دائمی کرده است. همچنین هر نوع توانمندی که در آینده بخواهد در این حوزه اتفاق بیفتد ممنوع است.

در بخش ۵ این قانون عملاً سپاه پاسدران انقلاب اسلامی را به عنوان سازمان تروریستی می شناسد و به همین خاطر تمامی  افراد، نهادها، وزارتخانه ها و بانک ها و ... که دارای ارتباط کاری با سپاه هستند، به موجب دستور اجرایی ۱۳۲۲۴، باید تحریم شوند و در لیست تحریمی آمریکا که با عنوان SDN List شناخته می شود، قرار گیرند.  بدتر آن که این طرح را در کنار قانون ۲۰۱۳ IFCA قرار دهید. وقتی یک فرد یا نهاد ایرانی در لیست تحریمی SDN قرار می گیرد به موجب قانون تحریمی IFCA ۲۰۱۳ مشمول تحریم های ثانویه بانکی می شود و هیچ موسسه مالی اجازه ارایه خدمات بانکی مستقیم و یا غیرمستقیم به آن فرد یا نهاد تحریمی را ندارد.

گفتنی است که پس از برجام نزدیک به ۲۰۰ فرد و نهاد از ایران همچنان در لیست sdn آمریکا باقی مانده اند اما در صورت وقوع این تحریم آمریکا می تواند چندین هزار فرد و نهاد ایرانی را وارد لیست تحریمی  SDN List  نماید. برای یک نمونه کافی است بدانیم که مطابق با تحریم جدید خطر قرار گرفتن ۵۰۰۰ شرکت خصوصی و دولتی و ۱۷۰ هزار نفری که مستقیم و غیرمستقیم با قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا کار میکنند در لیست تحریمی آمریکا وجود دارد!

برخی می گویند دشمن منتظر نقض برجام از سوی ماست و نباید به او بهانه داد. اما باید توجه داشت که بازی در زمین آمریکا آن است که به موارد نقض برجام از سوی دشمن نپردازیم تا موارد نقض او مشروعیت پیدا کند و بعد از آن  هرگونه پاسخ ما در دفاع از حقوق مان را نقض تلقی کند!

در پایان نیز باید توجه داشت که نه در مصوبه مجلس شورای اسلامی و نه در فرمان رهبر معظم انقلاب هیچ گونه اشاره ای به نقض فاحش و معمولی نشده است. چنان که در بند سوم مصوبه مجلس به " هرگونه عدم پایبندی طرف مقابل در زمینه لغو مؤثر تحریم ها یا بازگرداندن تحریم های لغو شده و یا وضع تحریم تحت هر عنوان دیگر" اشاره می شود و در نامه رهبر معظم انقلاب نیز "وضع هرگونه تحریم در هر سطح و به هر بهانه ای " به عنوان "نقض" برجام به حساب می آید و هیچ اشاره ای به نقض فاحش و غیر فاحش نمی شود.

با این توضیحاتی که ذکر شد به نظر می رسد بند «ح مقدمه برجام، بندهای ۲۶؛ ۲۸ و ۲۹ و همچنین بند ۴.۸.۱ ضمیمه برجام ، بندهای ۳ و ۵ پیوست B قطعنامه ۲۲۳۱ نقض گردیده است.

به موجب آخرین بند از نامه ۹ ماده ای مقام معظم رهبری به رییس جمهور درباره الزامات اجرای برجام، هیات نظارت بر برجام تشکیل می گردد. به عبارت دیگر در این بند تصریح شده است که وجود پیچیدگی ها و ابهام ها در متن برجام و نیز گمان نقض عهد و تخلفات و فریب کاری در طرف مقابل به ویژه آمریکا، ایجاب می کند که یک هیات قوی، آگاه و هوشمند، برای رصد پیشرفت کارها و انجام تعهدات طرف مقابل و تحقق آن چه در بالا (هشت بند دیگر از نامه رهبری) بدان تصریح شده است، تشکیل شود. ترکیب و وظایف این هیات باید در شورای عالی امنیت ملی تعیین و تصویب شود.

هم اکنون اعضای این هیات عبارت اند از: آقایان حجت الاسلام والمسلمین حسن روحانی، علی لاریجانی، محمدجواد ظریف، حسین دهقان، علی شمخانی، علی اکبر صالحی، سعید جلیلی و علی اکبر ولایتی تشکیل می دهند. هم چنین دریابان علی شمخانی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، هم زمان دبیر این هیأت است و وظیفه اطلاع رسانی و ارایه گزارش های مربوطه با ایشان و هیات نظارت است.

بنابراین در کشور تشخیص و تصمیم درباره نقض برجام با هیئت نظارت است و سایر نهادها از جمله وزارت خارجه فقط گزارش می دهند که چه نقض هایی اتفاق افتاده است. اما در نهایت اینکه چه واکنشی در مقابل نقض برجام از طرف امریکایی ها انجام شود برعهده هیئت نظارت بر برجام است.


منبع:
http://basijlaw.ir/story/7412


نام
پست الکترونيک
پيام شما