آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۴
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۲۷
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
بانك موضوعات پژوهشي > سياسي و امنيتي > ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
۲۶۲ بازدید
 
   

ارزیابی ریشه های ناکامی جنبش مشروطه


دكتر مهدی صلاح
ناكامی جنبش اصلاحات در ایران عصر قاجار تا مشروطه را باید به ضعف مبانی نظری و ناهمسازی آن با ساختارهای اجتماعی ـ اقتصادی جامعه ایران و نیز عدم ظرفیت نظام استبدادی قاجار در پذیرش برنامه های اصلاحات درون ساختاری نسبت داد كه سرانجام در جامعه نخبگان ایرانی بویژه آنهایی كه زندگی در مغرب زمین را با فرهنگ آن تجربه كرده یا به فرهنگ تازه غربی آشنا بودند، این اندیشه را تقویت كرد كه ایران هنگامی از امنیت، آسایش، حیثیت بین المللی، ثبات و ترقی، برخوردار خواهد شد كه بنیانهای استبداد فروریزد و یك نظام مشروطه دمكراسی گونه غربی جای گزین آن گردد.
دغدغة تحدید نظام استبداد بر محوریت قانون مبتنی بر عدالت، بدون فراهم شدن شرایط ساختاری لازم، برخی از پیشگامان نوگرایی را به این نتیجه رسانید كه تبیین مبانی و نظامات غربی و مدرن بدون آشتی دادن آن با مفاهیم مذهبی و سنتی در جامعه ایرانی، كاری عبث و بی فایده است. بنابراین اولین گامها در تبیین مفاهیم نوین و همسان سازی آن با مفاهیم دینی برداشته شد. پیشگامان این طرز فكر، نوگرایانی همچون ملكم خان و یوسف خان مستشارالدوله بودند كه اندیشه های لیبرالی خود را در قالب مفاهیم مأنوس دینی تنظیم نمودند تا از رهگذر همراهی علمای نواندیش، توده های مردم را با خود همراه سازند. این دسته را می توان واقع گرایان مصلحت اندیش نامید. اینان مفاهیم سیاسی ـ اجتماعی مغرب زمین از قبیل اومانیسم، دمكراسی، پارلمانتاریسم و بویژه قانون گرایی را وارد فرهنگ سیاسی جامعه ایران كردند و از این حیث بیشترین تأثیر را در آشنایی ایرانیان با مفاهیم نوین سیاسی ـ اجتماعی مغرب زمین برجای گذاردند.
دسته دوم از متفكران مشروطه خواهی، نواندیشانی همچون آخوندزاده و طالب اُف بودند كه در تبیین مبانی لیبرالیزم به همان راهی رفتند كه اندیشمندان عصر روشنگری در اروپا رفته بودند. این عده بدون در نظر گرفتن ساختار اجتماعی ـ فرهنگی ـ اقتصادی جامعه ایران می كوشیدند تا اندیشه های تازه غرب در عرصه سیاست و اجتماع را با همان ماهیت غیردینی تبیین نمایند. نگاه سكولاریستی آنان در عرصه های مذكور حداقل در مراحل اولیه جنبش و قبل از پیروزی تأثیر بنیادینی در جامعه نگذارد. اگرچه در مرحله تكوین دولت مشروطه بویژه در تدوین قانون اساسی مؤثر واقع شد. این دسته را می توان آرمان گرایان سكولار نامید.
و اما دسته سوم كه در تدوین ایدئولوژی مشروطه خواهی و جهت دادن آن به سمت اندیشه دینی نقش داشتند و می كوشیدند تا راه همسان سازی و تلفیق مفاهیم نو با مفاهیم دینی را هموار سازند، نواندیشانی دینی بودند. از نمایندگان این گروه می توان سیدجمال الدین اسدآبادی، شیخ هادی نجم آبادی و سید محمد طباطبایی را نام برد.
اندیشه های سیدجمال قبل از آنكه در ایران منتشر گردد در سرزمینهای اسلامی از جمله مصر و شامات انتشار یافت. هر چند وی به صورت مستقیم به مشروطه اشاره نكرده، حكومتی نیكخواه و روشنگر را مناسب حال مردم خاورزمین و از جمله ایران می دانست؛ اما مبارزه سرسختانه او علیه استبداد داخلی و استعمار خارجی و رواج روح وطن دوستی و ترقی خواهی در جامعه اسلامی باعث شد تا وی نقش بسیار مهمی در بیدارگری جامعه اسلامی ایفا كند. به طوری كه در عثمانی، ظهور فكر مشروطه خواهی و ترقی خواهی با نام سیدجمال همراه شد و از این رو در ایران نیز بروز فكر مشروطه خواهی نمی تواند بی نام سیدجمال مطرح گردد. بویژه آنكه وی و دیگر علمای نواندیش، پلی بین نواندیشان دسته اول با توده های مردم برقرار ساختند و در بسیج توده ای برای دفاع از مشروطه خواهی مؤثر واقع شدند. ارتباط بین نواندیشان دسته اول با این گروه كه در اصل تاكتیك مبارزاتی به شمار می رفت سرانجام موجب بروز تطبیق ناصوابی بین موازین مشروطه غربی و موازین اسلامی شد و برداشت ناصواب از معنا و مفهوم واقعی و حقیقی مشروطه را به همراه آورد و بسیاری از علما را حداقل در برهه ای، در زمره مدافعان سرسخت مشروطه غربی قرار داد. هر چند در نهایت نه مشروطه به مفهوم دقیق غربی آن در ایران تحقق پیدا كرد و نه شكل دینی شده آن توانست تفسیری صحیح و پیوندی عمیق با مبانی معرفتی دین بیابد. ناهماهنگی بین بنیانهای معرفتی این دو حوزه نتیجه ای جز تشتت آراء، افكار و عملكرد در جامعه ایران به دنبال نداشت به طوری كه كمتر از دو دهه بعد، نظام نیم بند مشروطه با نظام استبدادی و شبه مدرنیستی رضاخان پیوند خورد.



منبع:
http://dowran.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما