آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۲
بازديد امروز: ۴
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۲۷
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مقالات حقوقي > حقوق اسلام > ۱۳۹۴/۰۲/۳۰
۱۴۲۹ بازدید
 
   

بررسی فقهی وحقوقی جاسوسی از دیدگاه اسلام



* محسن ولایتی ، سید جواد جلینی و احمد نعمتی
چکیده:جاسوسی در لغت، جستجو کننده خبر، و خبرپرسی آمده است و مترادف با تجسس می باشد. و در اصطلاح، جاسوسی جرمی است علیه امنیت که در آن مقام یا مأمور دولتی که نقشه ها، اسناد، مدارک و تصمیمات محرمانه و مهم را در اختیار دارد و یا کسی که به هر نحو ولو با سرقت به آن دست یافته است آن را با علم به مهم و محرمانه بودن در اختیار کسی قرار دهد که می داند او فاقد صلاحیت است و یا مفاد آن را به وی منتقل نماید. کلید واژه: جاسوسی در اسلام- جاسوسی نیروهای مسلح-کافرذمی ومعاهد ۱. مقدمه: یكی از مصادیق بارز و قدیمی جرایم علیه امنیت جرم جاسوسی است ،كه معمولاً جرم سازمان (۱) یافته و در عین حال فراملی (۲) می باشد چرا كه در آن اطلاعات حیاتی یك كشور از طریق یك نظام سازمان یافته و منابع انسانی نه ابزاری مثل ماهواره های اطلاعاتی كشورهادراختیاركشوریاكشورهایدیگرقرارمیگیرد. نظامی را كه جاسوسی در آن ارتكاب می یابد می توان به یك هرم تشبیه كرد كه در آن كنترل و هدایت از راس هرم نسبت به پایین انجام می گیردو اطلاعات بر عكس ،از قاعده هرم به بالا داده می شود. به دلیل ماهیت فراملی جرم جاسوسی برخی از معاهدات و كنوانسیونها در سطح بین المللی به این جرم - مخصوصاً در حالتی كه در زمان جنگ ارتكاب می یابد- پرداخته اند كه از آن جمله می توان به كنوانسیون چهارم لاهه در مورد قوانین و عرف جنگهای زمینی (۳) ، منعقده در سال ۱۹۰۷ م . اشاره كرد كه به مسئله جاسوسی در زمان جنگ و شیوه رفتار با جاسوسان از سوی دولت متخاصم پرداخته است . پروتكل دوم كنوانسیونهای ۱۹۴۹ م . ژنو (۴ ) در مورد حقوق بشر نیز كه در هشتم ژوئن ۱۹۷۷ به اتفاق آرا تصویب شد به موضوع جاسوسان و رفتار با آنان جدا از مسئله اسرای جنگی می پردازد. البته در این بخش ما فقط این موضوع را از دیدگاه حقوق داخلی ایران مورد بررسی قرارداده و البته به قوانین برخی از كشورهای دیگر هم اشاراتی خواهیم داشت . وقتی سخن از جاسوسی به میان می آید ذهن عامه مردم - كه اطلاعات كمی از جزئیات این جرم دارند - بیشتر متوجه شبكه ها و سازمانهای جاسوسی معروف كشورهای مختلف از جمله :( سی . آی . ای ) (سیا) (۵) در آمریكا ، ( ام .ای . پنج ) و ( ام . ای . شش ) (۶) در انگلستان ، ( موساد ) در اسرائیل ( كا . گ. ب ) در اتحاد جماهیر شوروی سابق می شود برخی از این سازمانها ، مثل سیا ضمن استخدام جاسوس تا حد زیادی به شكل خود مختار از قوه اجرائیه عمل كرده و گاهی حتی دست به عملیات هم می زنند كه نمونه بارز آن اقدام همین سازمان در كودتای ۲۸ مرداد ماه ۱۳۳۲ در ایران علیه دولت دكتر مصدق و آموزش شركت كنندگان در قیام سال ۱۹۵۶ م . مجارستان توسط ( ام . ای . شش ) انگلستان بود. ۲. در خصوص جاسوس مسلمان: یکی از پرسشهای فقها این است که آیا اقدام به جاسوسی به نفع کفار موجب خروج فرد از دین اسلام و ارتداد وی می گردد؟ در این باره قول غالب نزد فقیهان قول به بقای اسلام و عدم ارتداد است. آنان قید کرده اند که اگر چنین جاسوسی عملش را با غرضی دنیوی و طمعی مادی انجام داده باشد و به اعتقاد او لطمه ای نخورده باشد، دلیلی برای مرتد شمردن او نیست (نووی، ۱۶/۵۵؛ قرطبی، ۱۸/۵۲؛ ابن مفلح، محمد، ۶/۱۱۵). ۲.۱. دربار&#۱۷۲۸; کافر معاهد و کافر ذمی، مالک و اوزاعی معتقد بودند که به سبب اقدام به جاسوسی عهد و ذمه برداشته می شود و همین قول نزد امامیه نیز شهرت دارد؛ اما نزد شافعی و پیروانش در این باره اختلاف نظر بود، مگر در مواردی که اقدام نکردن به جاسوسی جزو عقد شرط شده باشد (نک : ابن عربی، ۴/۲۲۷؛ قرطبی، ۱۸/۵۳؛ نووی، ۱۲/۶۷؛ علام&#۱۷۲۸; حلی، قواعد…، ۱/ ۵۰۹؛ ابن مفلح، ابراهیم، همانجا). فقیهان مذاهب مختلف تأکید دارند که اگر جاسوس تحت امان مسلمانی هم بوده باشد، امان از او برداشته می شود (علام&#۱۷۲۸; حلی، تذکرة…، ۹/ ۹۸؛ دردیر، ۲/۱۸۲). افزون بر ارتکاب جاسوسی، پناه دادن به جاسوس نیز موضوع بحث فقیهان قرار داشته است؛ نخست باید یادآور شد که یکی از شروط رایج در قراردادهای ذمه از زمان خلافت عمر تا سده های متأخر آن بوده است که «جاسوسی را پناه ندهند» (ابن عساکر، ۲/۱۲۰، ۱۷۴، ۱۷۶، ۱۷۷؛ قلقشندی، ۱۳/۳۲۲، ۳۷۸، ۳۸۳). بر همین پایه نزد طیفی از مذاهب شامل امامیه پناه دادن به جاسوس از سوی ذمیان را موجب نقض عهد ذمه می شمارند، هرچند برخی دیگر ــ از جمله گروهی از حنابله ــ به چنین نقضی قائل نیستند (ابن قدامه، ۹/۲۸۳؛ علام&#۱۷۲۸; حلی، قواعد، ۱/۴۸۱، ۵۰۲؛ ابن قیم، احکام…، ۳/۱۲۳۳-۱۲۳۴؛ ابن مفلح، ابراهیم، همانجا). از دیگر فروع جاسوس نزد فقها، مربوط به مسلمانی است که قسم خورده است که راز جاسوسی را پنهان دارد؛ فقیهان ضمن آنکه راهکارهایی برای رهایی از این قسم بدون حِنْث نشان داده اند، اصل را بر ضرورت خبر دادن از جاسوس نهاده اند (ابن قیم، اعلام…، ۳/۳۸۲). همچنین اگر مسلمانی در جنگ به جاسوسی پناه دهد، ضمن آنکه ممکن است مجازاتهایی را تحمل کند، از غنیمت جنگ سهمی نخواهد برد (نک : علام&#۱۷۲۸; حلی، تحریر…،۲/ ۱۳۸). ۳. جاسوسی در قوانین موضوع&#۱۷۲۸; ایران تعریف خاصی ندارد و تنها به مصادیقی از آن اشاره شده است؛ برخی در برخورد حقوقی با مصادیق جاسوسی، از شیو&#۱۷۲۸; احصای جرایم و بسنده کردن به موارد منصوص در قانون بهره می جویند و برخی به برداشتهای لغوی و عرفی از اصطلاح روی می آورند (زراعت، ۳۶). این تعریف ارائه شده توسط حقوق دانان برای جاسوس به معنای «کسی که محرمانه یا تحت عنوانهای نادرست به نفع خصم درصدد تحصیل اطلاعاتی از نقشه و قوای طرف و مقاصد او برآید» (جعفری، ۱۸۹-۱۹۰؛ ایمانی، ۱۴۷- ۱۴۸)، نیز دریافتی از کاربرد عرفی است. در متون قوانین، مهم ترین ماد&#۱۷۲۸; قانون مرتبط با عنوان جاسوسی، ماد&#۱۷۲۸; ۵۰۱ قانون مجازات اسلامی است که می گوید: «هرکس نقشه ها یا اسرار یا اسناد و تصمیمات راجع به سیاست داخلی یا خارجی کشور را عالماً و عامداً در اختیار افرادی که صلاحیت دسترسی به آن را ندارند، قرار دهد، یا از مفاد آن مطلع کند به نحوی که متضمن نوعی جاسوسی باشد، نظر به کیفیات و مراتب جرم به یک تا ۱۰ سال حبس محکوم می شود». همچنین در ماد&#۱۷۲۸; ۳۱۳ از قانون دادرسی و کیفر ارتش، ۴ طیف از جاسوسان نام برده شده اند که مضمون آن در ماد&#۱۷۲۸; ۲۴ قانون مجازات اسلامی جرایم نیروهای مسلح تکمیل شده است. در قانون اخیر، «هر نظامی که اسناد یا اطلاعات یا اشیاء دارای ارزش اطلاعاتی را تحصیل کند و در اختیار دشمن قرار دهد…»، یا «به هر دلیل موفق به تسلیم آن به دشمن نشود»، «هر نظامی که اسرار نظامی یا سیاسی یا اقتصادی یا کلیدهای رمز را به دشمنان خارجی یا داخلی تسلیم نماید یا آنان را از مفاد آن آگاه سازد…» یا «برای به دست آوردن اسناد یا اطلاعاتی به نفع دشمن به محل نگهداری اسناد یا اطلاعات داخل شود…» و «هر بیگانه ای که برای کسب اطلاعات به نفع دشمن به (پایگاههای نظامی)… وارد شده یا به محلهای نگهداری اسناد یا اطلاعات داخل شود…» همگی جاسوس شمرده می شوند، اما تنها برخی از این اقسام تحت عنوان کلی تر محارب قرار گرفته اند؛ در برخی آراء دیوان عالی کشور به صراحت از موارد محرز جاسوسی سخن آمده است که مصداق محاربه نیست (مثلاً رأی شم ۹، مورخ ۱۲/۵/ ۱۳۷۸). برخی دادگاههای نظامی به استناد به عمومات ماده های دیگر قانونی مانند بند ۱ ماد&#۱۷۲۸; ۱۲ قانون مجازات اسلامی جرایم نیروهای مسلح، افرادی را به جرم جاسوسی محکوم کرده اند (مثلاً نک : رأی شم ۲۰، مورخ ۳/۱۲/ ۱۳۷۸؛ نیز نک : گلدوزیان، ۲۴۲-۲۴۳). به هر روی باید توجه داشت که در میان فروع مسئله، جاسوسی در زمان جنگ و جاسوسی نظامیان موجبات تشدد در برخورد با جرم است (نک : شامبیاتی، ۳/۱۰۳ بب ؛ ضیایی، ۱۸۴ بب ). حقوق دانان در تحلیل حقوقی، جاسوسی را در زمر&#۱۷۲۸; جرایم ضد امنیت و آسایش عمومی قرار داده، عمومات مربوط به این گونه جرایم را دربار&#۱۷۲۸; جاسوسی توسعه می دهند (نک : میرمحمد صادقی، ۷۵ بب ؛ موسوی بجنوردی، ۳۷۵). ۴.تجسس جاسوسی در اسلام در اندیشه سیاسی اسلام، به همه مسایل اجتماعی و سیاسی به گونه ای پرداخته شده که مرتبط با فلسفه و اهداف آفرینش باشد. از این رو، هر فکر و فعلی در ترازوی معیارهایی قرار می گیرد که فلسفه آفرینش را مد نظر قرار می دهد. بر همین اساس، خوب و بد و درست و نادرست و حق و باطل هر فکر و عملی مبتنی بر آن معیارها سنجیده و ارزیابی می شود؛ چرا که خداوند حق است و خاستگاه هر حق و حقوقی نیز خداوند متعال است. بر پایه این مبنای اساسی و کلی است که رفتارهایی چون تجسس و جاسوسی می بایست سنجیده و درباره حق و باطل و نیز خوب و بد آن داوری شود. نویسنده بر همین اساس به سراغ آموزه های اسلامی رفته است تا دیدگاه و نظریه اسلام را درباره تجسس و جاسوسی تبیین نماید. ۴.۱ تجسس در حوزه خصوصی و جاسوسی در حوزه عمومی دو واژه جاسوسی و تجسس هم خانواده و از یک ریشه هستند. هر واژه از ریشه «جسّ» مضاعف است. جس در لغت عربی به معنای شناسایى کردن به صورت پنهان و ظریف است.( التحقیق، حسن المصطفوی، ج ۲، ص ۸۷ ، «جسّ») در فرهنگ قرآنی از این ماده، واژه تجسس به معنای خاصی به کار رفته است؛ زیرا این واژه یک بار و آن هم در آیه ۱۲ سوره حجرات ، به معنای کسب اطلاعات از لغزشهاى مؤمنان به کار رفته و به عنوان رذایل اخلاقى شناسایی و از آن پرهیز داده شده است.( مجمع البیان، ج ۹ - ۱۰، ص ۲۰۵؛ المیزان، ج ۱۸، ص ۳۲۳) از این آیه و کاربرد آن به دست می آید که تجسس مرتبط با مسایل علوم اجتماعی و در حوزه روان شناختی اجتماعی و مانند آن قرار می گیرد و در اخلاق تربیتی و اجتماعی از آن سخن به میان می آید. پس تجسس، فعل و گاه صفتی در برخی از انسان هاست که با فضولی وسرکشی در زندگی و حریم خصوصی دیگران ارتباط دارد. اسلام تجسس به عنوان یک فعل زشت ضد اخلاقی و گناه معرفی کرده و بر حرمت تجسس در آیه ۱۲ سوره حجرات تاکید دارد. از نظر اسلام، حفظ حریم خصوصی افراد یک اصل اساسی است و هیچ کسی حق ندارد با جست و جو و کند و کاو در زندگی دیگران، از مسایل یا رازهای آنان آگاه شود؛ چرا که تجسس یکی از عوامل اختلاف انگیز و گسست اجتماعی است، در حالی است که اسلام بارها بر وحدت و انسجام اجتماعی امت اسلام تاکید دارد و به هیچ وجه اجازه نمی دهد که این وحدت و اتحاد میان مومنان و امت اسلام آسیب ببیند. برخى مفسّران معتقدند، پس از اینکه خداوند متعال در این سوره به اصلاح بین برادران ایمانى و نهى از تفرقه دستور داد، در آیات بعد نیز مؤمنان را از عوامل اختلاف و تفرقه برحذر داشته است. (مجمع البیان، ج ۹ - ۱۰، ص ۲۰۴) از این جا دانسته می شود که تجسس و غیبت و دیگر امور پست اخلاق اجتماعی، از مهم ترین عوامل گسست اجتماعی و نابود کردن اتحاد و وحدت میان مسلمین است، از همین رو از چنین اعمال برحذر داشته و به عنوان گناه مسلمانان را از ارتکاب آن نهی نموده است. اما جاسوسی به عنوان خبرپرسی(لغت نامه، دهخدا، ج ۵، ص ۶۴۵۸ ، «جاسوسى»)، در فرهنگ اصطلاحات سیاسی امروز جهان به معنای گردآورى پنهانى اطّلاعات و اسرار نظامى، سیاسى، اقتصادى یا صنعتى، با عناوین غیر واقعى و پنهانى به نفع یکى از دو طرف درگیرى است.(فرهنگ علوم سیاسى، ص ۱۴۱، «جاسوسى») هر چند که در واژگان قرآنی و اصطلاحات فرهنگ قرآن، واژه جاسوس و جاسوسی به کار نرفته است، پس نمی توان این واژه را جزو اصطلاحات سیاسی قرآن دانست، ولی مفهوم سیاسی پیش گفته که در اصطلاحات سیاسی به کار می رود، در قرآن با جمله هاىی چون «تسرّون إلیهم بالمودّة»، «تلقون إلیهم بالمودّة» ،«یـاَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا لا تَتَوَلَّوا » و مانند آن به کار رفته است. پس می توان گفت که مفهوم اصطلاحی جاسوسی در فرهنگ قرآنی وجود دارد و این گونه نیست که جاسوسی به مفهوم اصطلاحی آن از اصطلاحات اندیشه سیاسی قرآن نباشد. از آن چه گذشت می توان دریافت که دو نوع فعل و رفتار در حوزه عمل اجتماعی و سیاسی وجود دارد که فقه اجتماعی و نیز فقه سیاسی اسلام به آن توجه داشته و احکام خاصی را برای آن صادر کرده است؛ چرا که در فقه اجتماعی، یکی از حقوق شهروندی مراعات حریم خصوصی افراد است که هر گونه تجسس نسبت به آن به عنوان عمل زشت و ضد اخلاقی ناپسند شمرده شده و به عنوان عمل غیر قانونی، گناه و جرم دانسته شده است. در فقه سیاسی نیز جاسوسی علیه امت اسلام و به نفع دشمنان دین و امت، موجب قرار گرفتن شخص جاسوس در شمار ظالمان است(توبه، آیات ۲۳ و ۴۷) و جاسوس به عنوان شخصی خائن(انفال، آیه ۲۷) و گمراه ممتحنه، آیه ۱) در دنیا و آخرت مستحق مجازات کیفری است؛ چرا که خداوند برای جاسوسی علیه اسلام و امت اسلام، حکم خواری وذلت در دنیا(مائده، ایه ۴۱) و در آخرت به عنوان گناه کبیره، وعده عذاب الیم (بقره، آیات ۸ تا ۱۰) و عذاب عظیم(مائده، آیه ۴۱) داده است. هم چنین فقه سیاسی اسلام بر اساس این آیات و روایات معتبر مجازات های سنگینی را برای جاسوسان در نظر گرفته است ۴.۲ عیون و سماعون، از اصطلاحات سیاسی فرهنگ قرآن چنان که گذشت، جاسوسی به عنوان مفهومی در فقه و حقوق سیاسی قرآن و اسلام، ناظر به فعالیت کسی است که پنهانی یا تحت عنوان نادرست به گردآوری اطلاعات به نفع دشمن پردازد؛ چنین کسی با شرایطی که در فقه و حقوق مقرر است، به عنوان مجرم شناخته می شود و بسته به نوع فعالیت، محکومیت هایی برای او منظور می گردد. همان طوری که گفته شد، واژه جاسوس و جاسوسی و مشتقات آن جز در حوزه فقه اجتماعی یعنی تجسس در احوالات مردم، در قرآن به کار نرفته است؛ ولی واژگان و جملاتی در قرآن به کار رفته که بیانگر همین مفهوم اصطلاح سیاسی جاسوسی است. از جمله واژگان و اصطلاحاتی که برای معنای جاسوسی به کار رفته، واژه«سمّاعون» است که در آیه ۴۱ سوره مائده از آن سخن به میان آمده است. مفسران قرآن از جمله شیخ طبرسی در مجمع البیان و فخر رازی در کتاب تفسیر کبیر خود سماعون را به معنای جاسوسان معنی کرده است. (مجمع البیان، ج ۵ - ۶ ، ص ۵۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۴، ص ۳۵۹) صاحب مجمع البیان در ذیل آیه ۴۱ سوره مائده می نویسد که منظور از «سمّاعون» در آیه همان منافقان و یهود و مقصود از «لقوم آخرین» یهودیان خیبر است که در حضور پیامبر(ص)نبودند ولی همین منافقان و گروهى از یهودیان براى شان جاسوسى مى کردند. (مجمع البیان، ج ۳ - ۴، ص ۳۰۱) خداوند در آیه ۱ سوره ممتحنه در جمله «تلقون إلیهم بالمودّة» نسبت به جاسوسی هشدار می دهد و می فرماید که اخبار و اسرار پیامبر(ص) را به دلیل مودّتى که بین شما و مشرکان است به آنان مى رسانید که این کار خیانت و گناهی بزرگ است. در روایات تفسیری آمده که آیه درباره «حاطب بن ابى بلتعه» است که آماده شدن پیامبر(ص) براى جنگ با مشرکان را به آنان نوشت و زمینه ساز آمادگی آنان برای جلوگیری از حملات غافگیرانه شد.(مجمع البیان، ج ۹ - ۱۰، ص ۴۰۵) در فرهنگ اسلامی و عربی برای بیان مفهوم جاسوس واژه های متفاوتی به کار گرفته می شد که از آن میان دو واژ&#۱۷۲۸; «عین» و جاسوس در زبان عربی از همه پرکاربردتر بودند. لغویان گاه در مقایس&#۱۷۲۸; میان جایگاه دو واژ&#۱۷۲۸; جاسوس و ناموس، جاسوس را به «صاحب سرالشر» (لسان العرب ، ابن منظور، ذیل جسس) تفسیر کرده اند که خود نشان می دهد حتى برای آنان که فعالیت جاسوسی را در راستای منافع خود می دیدند، اصل این فعالیت، نوعی شرِ از روی ناچاری و به تعبیری دیگر«شر لا بد منه» بوده است؛ در حالی که واژ&#۱۷۲۸; «عین» ــ که بر اساس استعاره گیری از مفهوم «چشم» ساخته شده بود ، چنین بار معنایی منفی ای را حمل نمی کرد و در کاربردهای همدلانه و موافق ، اغلب بر جاسوس ترجیح داده می شد. در دایره المعارف اسلامی در باره جاسوسی در فرهنگ اسلامی آمده که با توجه به ماد&#۱۷۲۸; «ج س س»، فعل تجسس و اسم جاسوس هر نوع مداخله برای حصول اطلاع در مواردی را که موضوعی از فرد پنهان می شد دربر می گرفت؛ بر این پایه، طیفی از مصادیق تجسس مربوط به مداخل&#۱۷۲۸; افراد در زندگی خصوصی یکدیگر بود که موجب آزردگی فردی می شد که در زندگی او کنجکاوی شده است؛ این همان تجسس است که در آی&#۱۷۲۸; شریف&#۱۷۲۸; ۱۲ سور&#۱۷۲۸; حجرات از آن نهی شده است. بنا به گفت&#۱۷۲۸; یحیی بن ابی کثیر از عالمان سد&#۱۷۲۸; دوم هجری تجسس به معنای جست وجو از «نهانهای مردم» و عورات الناس و «تحسس» گوش نهادن به سخن مردم است؛ هرچند غالب لغویان آن دو را واژه هایی مترادف شمرده اند (الزاهر فی معانی کلمات الناس، ابن انباری، ص ۲۷۵-۲۷۶). در عمل، در کاربردی که واژ&#۱۷۲۸; جاسوس طی سده ها در تاریخ اسلام داشته، مصادیق آن محدود به جست وجو از نهانهای مردم، اما نه از سوی عموم مردم، بلکه از سوی نهادهای سیاسی یا نظامی بوده است. کسانی که به فعالیت جاسوسی می پرداختند، گاه افرادی عادی بودند که به صورت موردی و کوتاه مدت به این عمل گمارده می شدند ، گاه افرادی با مهارتهای خبرگیری بودند که به صورت مقطعی برای انجام دادن مأموریتی خاص، به محل مأموریت خود گسیل می شدند و گاه جاسوسانی حرفه ای بودند که در محل مأموریت خود نفوذ می کردند و می توانستند در پوششی که برای دشمن خودی به نظر می آمد، مأموریت خود را انجام دهند؛ در چنین مواردی بود که گاه حضور جاسوس حس می شد، اما به شخص شناخته نبود. جاسوسان چه در مأموریت کوتاه مدت و چه درازمدت، از پوششهای موجه استفاده می کردند؛ یکی از شایع ترین این پوششها، معرفی کردن خود در لباس تجار بود. ابوجعفر منصور برای جلوگیری از فعالیت جاسوسان در لباس تجار چاره ای جز آن ندید که بازار را از مرکز شهر بغداد به محل&#۱۷۲۸; کرخ منتقل کند تا اگر نمی تواند جاسوسان را بشناسد، دست کم امکان خبرگیری آنها را محدود کند (نک‍ : طبری، تاریخ طبری، ج ۷، ص ۶۵۳). گاه نیز جاسوسان در لباس درویشان و فقیران ظاهر می شدند؛ این پوشش به اندازه ای برای جاسوسی شیوع داشت که گفته می شود طی سالها، بسیاری از درویشان واقعی قربانی سوءتفاهم گشتند و به عنوان جاسوس کشته شدند (نک‍ : صبح الاعشى، قلقشندی، ج ۷، ص۲۶۲، ج ۸، ص ۶۸؛ نهایة الارب، نویری، ج ۳۱، ص۹۰) با آنکه وظیف&#۱۷۲۸; اصلی جاسوس رساندن خبر از نهان دشمن بود، اما گاه کارکردهای دیگری نیز برای او مفروض بود؛ از جمله برخی جاسوسان وظیفه داشتند که در صفوف دشمن رخنه کنند و بدون آنکه مقصد خود را آشکار سازند، در لباس خودی به تضعیف سازمان دهی آنان بپردازند (کشف الغطاء، کاشف الغطاء، ج ۲، ص۴۰۰)، یا موضع خصمان&#۱۷۲۸; خود را بر شماری از خواص آشکار کنند و آنان را به وعده و فریب به همکاری با دشمن فرا خوانند (تاریخ الاسلام، ذهبی،ج ۱۳، ص۴۵). همان گونه که اشاره شد، جاسوس بیشتر نزد مسلمانان دارای بار معنایی منفی بوده، و در غالب مواردی که از جاسوس سخن می آید، ناظر به فعالیتهای جاسوسی دشمنان بر ضد مسلمانان است. در پی جویی از ادل&#۱۷۲۸; نقلی، تا آنجا که مربوط به آیات قرآن کریم است، سفیان بن عیینه معتقد بود آیه ای که در قرآن کریم به ذکر جاسوس پرداخته آی&#۱۷۲۸; ۴۱ از سوره مائده است که ناظر به استراق سمع بوده است (احکام القرآن، ابن عربی، ج ۲، ص۱۲۴؛ تفسیر القرآن ، سمعانی، ج۲، ص۳۸). در اخبار منقول از سیر&#۱۷۲۸; نبوی، موارد مکرری دیده می شود که نشان می دهد مسئل&#۱۷۲۸; جاسوسیِ کفار بر ضد مسلمانان از همان عصر ظهور اسلام مصداق داشته است. در حدیثی به روایت امام علی(ع) آمده است که حاطب بن ابی بلتعه در نامه ای از مدینه به مشرکان مکه، اخباری دربار&#۱۷۲۸; پیامبر(ص) در اختیار آنان قرار داده بود، ولی به اشار&#۱۷۲۸; پیامبر(ص) امام علی(ع) و چند تن دیگر از صحابه نام&#۱۷۲۸; ارسالی را در میان راه ضبط کردند. پس از فاش شدن ماجرا، حاطب چنین عذر طلبید که من مانند دیگر مهاجرین از قریش نیستم، بلکه از افراد ملصق به قریشم و اگر با آنان همکاری نمی کردم، خویشاوندانم در امان نبودند. او تأکید کرد که جاسوسی اش به سبب کفر و ارتداد و حتى رضای به کفر نبود. عمر از پیامبر(ص) خواست تا اجازه دهد جان وی را بگیرد، اما پیامبر(ص) یادآور شد که وی از حاضران در جنگ بدر بوده است؛ و از گناه وی درگذشت (نک‍ : صحیح بخاری، ج ۳، ص ۱۰۹۴؛سنن ابوداوود، ج ۳، ص۴۷؛ طبری، تفسیر، ج ۲۸، ص ۵۸). در حدیثی دیگر به روایت حارثة ابن مضرب، فرات بن حیان به عنوان جاسوس ابوسفیان معرفی شده است؛ وی آن گاه که رابطه اش با مشرکان برملا شد، نزد انصار ادعا کرد که من مسلمانم، اما پیامبر(ص) فرمود که ما دربار&#۱۷۲۸; کسانی چون فرات، آنان را به «ایمانهم» وا می گذاریم (المستدرک علی الصحیحین، حاکم نیشابوری، ج ۲، ص۱۲۶، ج ۴، ص ۴۰۷؛ السنن ابوداوود، ج ۳، ص ۴۸؛ السنن الکبرى، بیهقی، ج ۹، ص ۱۴۷). حدیث دیگری به روایت سلمة بن اکوع، نقل شده است که جاسوسی از مشرکان نزد پیامبر(ص) آمد، چندی نزد حضرت و صحابه بود و ناگهان گریخت؛ پیامبر(ص) فرمود او را بیابند و به قتل رسانند (الصحیح ، بخاری، ج ۳، ص۱۱۱۰؛ السنن ابوداوود، ج ۳، ص ۴۸-۴۹؛ السنن ، احمد بن حنبل، ج ۴، ص۵۰). عالمان پسین براساس این چند حدیث کوشش کرده اند تا احکام جاسوس را تعریف کنند. فقیهان دربار&#۱۷۲۸; کافر معاهد و کافر ذمی، معتقد بودند که به سبب اقدام به جاسوسی عهد و ذمه از آنان برداشته می شود.(علام&#۱۷۲۸; حلی، قواعدالاحکام، ج ۱، ص ۵۰۹) فقیهان مذاهب مختلف تأکید دارند که اگر جاسوس تحت امان مسلمانی هم بوده باشد، امان از او برداشته می شود. (علام&#۱۷۲۸; حلی، تذکرة الاحکام، ج ۹، ص ۹۸) از آیات قرآنی به دست می آید که جاسوسی مسلمانان بر ضد کفار و نیز همکاری برخی از سست ایمان ها و منافقان علیه مسلمانان از زمان پیامبر(ص) نیز معمول بوده است. گفتنی است طی تاریخ اسلام، در خصومتهای موجود میان حاکمان مسلمان درون جهان اسلام، جاسوسانی از هر دو طرف مشغول فعالیت بوده اند، ولی آنچه در منابع فقهی مورد بررسی قرار گرفته، جاسوسی برای کفار بوده است. در احوال امام علی(ع) نمونه هایی دیده می شود که آن حضرت جاسوسانی از سوی اردوی معاویه یا اردوی خوارج را شناسایی کرده اند، ولی رفتار آن حضرت با این جاسوسان بردبارانه بوده است (نک‍ : دلائل الامامه، ابن رستم طبرسی، ص۶۱؛ الاحتجاج، طبرسی، ج ۱، ص ۳۵۷؛ مناقب آل ابی طالب، ابن شهر آشوب، ج ۱، ص ۳۲۹) نتیجه تمییز جرم جاسوسی از خیانت به کشور دارای اهمیت بسزایی است ،زیرا ازدیدگاه فقه جزایی و تحلیل حقوقی، برخی قائل به تشدید مجازات خائن هستند و میگویند خائن مستحق اشد مجازات است )پورسید رضایی، همان(. در روایات به مجازات جاسوس اشاره شده است که با جاسوس به شدت برخورد میشود. بهطوری که قریب به اتفاق روایات حكم به قتل جاسوس نموده¬اند (الجاسوس و العین اذا ظفر بهما قتلا( (نوری طبرسی، ۲۹۷۵ ش،ج ۲۲ ، ص۳۳) همچنین در نهج البلاغه در عهد نامه مشهورحضرت علی)ع( به مالك اشتر میخوانیم :آنگاه در امر عاملان خود نظر کن... بر امور آنان نظارت داشته باش و به خفا ماموری راستگو و با وفا بر ایشان قرار بده که این نظارت پنهانی آنان را به حفظ امانات و عطوفت نسبت به رعیت وا میدارد... (نهج البلاغه ، نامه ۵۹ (. همچنین در نامهی حضرت به قشم بن عباس که حكمران اودر مكه بود میخوانیم: اما بعد، مامور جاسوس من از مغرب در خبری برایم ( نوشته نامه نهج البلاغه)


منبع:
1. اصول کافي، ج 1، فضل العلم، ب 23، ح 1، ص 69. 2. بر سنت معاني ديگري از قبيل: بدعت، استحباب و نماز نافله نيز اطلاق مي‌شود. 3. فروع کافي، ج 3، الطهارة، ب 18، ح 4، ص 28. 4. فروع کافي، ج 3، الطهارة، ب 17، ح 4، ص 25. 5. وسائل الشيعة، ج 18، القضاء، ب 5، ح 9، ص 19. 6. با اقتباس از: مبادي اصول الفقه، عبدالهادي فضلي، ص 82-81. 7. آشنايي با علوم اسلامي 3 (اصول فقه - فقه)، شهيد مرتضي مطهري 8. عبدالرحيم موگهي, احکام تقليد و اجتهاد، انتشارات‌ دفتر تبليغات‌ اسلامي‌ حوزه‌ علميه‌ قم، 1376. 9. آشنايي با علوم اسلامي 3 (اصول فقه - فقه)، شهيد مرتضي مطهري 10. عبدالرحيم موگهي, احکام تقليد و اجتهاد، انتشارات‌ دفتر تبليغات‌ اسلامي‌ حوزه‌ علميه‌ قم، 1376. 11. آشنايي با علوم اسلامي 3 (اصول فقه - فقه)، شهيد مرتضي مطهري 12. آشنايي با علوم اسلامي(اصول فقه)، مرتضي مطهري، ج۳، ص۳۴-۳۶. 13. بحارالانوار، محمد باقر مجلسي، ج۲، ص۲۷۷. 14. فرائد الاصول( رسائل)، شيخ مرتضي انصاري، ص۱۴۰-۱۴۲. 15. مفردات الفاظ قرآن، واژه «سنن». 16. آقاخاني، سجاد، بررسي راهكارهاي مبارزه با جرايم رايانه اي با توجه به مقررات داخلي وو بين المللي(پايان نامه کارشناسي ارشد( دانشكده علوم انساني، 2933 ش. 17. بابايي، حسن، جاسوسي از ديدگاه حقوق بين الملل، بيچا، تهران، گنج دانش، 2933 ش. باي، حسينعلي و پور قهرمان، بابك، بررسي فقهي حقوقي جرايم رايانه اي، بيچا، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي، 2933 ش. 18. پورسيدرضا، سيد مجتبي، بررسي فقهي تجسس در اسلام )پايان نامه کارشناسي ارشد(، کرج، دانشگاه آزاد، 2935 ش. 19. ترکي، غلامعباس ، جرايم عليه محرمانگي داده ها در سيستم رايانه اي و مخابراتي، ماهنامه دادرسي، - . تهران، سازمان قضايي نيروهاي مسلح، 2933 ش، ش 63 66. 20. خرم آبادي، عبدالصمد، جزوه درسي جرايم رايانه اي و اينترنتي ويژه کارآموزان قضايي، 2930 ش. 21. دزياني، محمدحسن، جرايم کامپيوتري و مقررات لازم در حقوق جزاي ماهوي، بيچا، بيجا، بيتا، ج2. 22. دهخدا، علي اکبر، لغتنامه، بيچا، تهران، دانشگاه تهران، 2923 ش. 1- * محسن ولايتي استاديار دانشگاه آزاد اسلامي ، واحد سبزوار ، گروه فقه و مباني حقوق اسلامي ، سبزوار ، ايران . 2- سيد جواد جليني دانشجوي کارشناسي ارشد فقه و مباني حقوق دانشگاه آزاد سبزوار 3- احمد نعمتي دانشجوي کارشناسي ارشد فقه ومباني حقوق دانشگاه آزاد سبزوار


نام
پست الکترونيک
پيام شما