آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۵
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۳۸
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مقالات حقوقي > حقوق اسلام > ۱۳۹۳/۰۹/۱۵
۶۶۲ بازدید
 
   

بررسی فقهی صله ی رحم از منظر محقق کرکی با بررسی تطبیقی در فقه عامه



* محسن ولایتی ، علی حمزه و احمد نعمتی


چکیده صله ی رحم از واجبات عینی است، وصیت برای رحم جایز است زیرا با این کار جمع بین صدقه و صله شده است. رحم در لغت و عرف به معنی مطلق خویشاوندی است خواه مرد باشد یا زن، وارث باشد یا غیر وارث، محرم باشد یا غیرمحرم، مسلمان باشد یا کافر. چرا که اسم رحم شامل همگی به طور مساوی می شود و در شرع معنی دیگری برای این لفظ قرار داده نشده است. بعضی از فقها اهل سنت رحم را به محارمی که اگر مرد و زن باشند ازدواج آن ها با هم حرام است محدود کرده اند به نحوی که اگر یکی از آن دو مرد فرض شود و دیگری زن، نکاح بین آن ها حرام باشد و از نظر محقق کرکی شرط خویشاوندی این است که شخص خیلی دور نباشد به گونه ای که در عرف از خویشاوندان محسوب نشود و گرنه همه ی مردم به خاطر این که فرزند آدم هستند با یکدیگر خویشاوند هستند. در صورت فقر بعضی از ارحام پدران هر چند بالا روند و فرزندان هر چه پایین روند صله ی مالی واجب است. صله ی رحم به احکام خمسه تکلیفیه تقسیم می شود. صله رحم عمر را طولانی می کند. کلیدواژه ها: صله، رحم، کرکی، قطع. مقدمه صله ی رحم باعث نیک نامی در دنیا و بلندی درجه در آخرت می شود و شکی در این که صله ی رحم از واجبات عینی است، نیست حتی گفته شده است که ترک آن از گناهان کبیره است (اطائب الکلم فی صلة الرحم، ص ۱۷). و خداوند در تعدادی از آیات قرآن مسلمانان را بر صله ی رحم تشویق کرده است: ۱- آیه ۸ سوره عنکبوت که فرمود: «وَ وَصَّیْنَا الْانسَانَ بِوَالِدَیْهِ حُسْناً وَ إِن جَهَدَاكَ لِتُشْرِكَ بىِ مَا لَیْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلَا تُطِعْهُمَا» به آدمى سفارش كردیم كه به پدر و مادر خود نیكى كند. و اگر آن دو بكوشند كه تو چیزى را كه بدان آگاه نیستى شریك من قرار دهى، اطاعتشان مكن. ۲- آیه ۸۳ سوره بقره: «وَ بِالْوَالِدَیْنِ إِحْسَاناًوَ ذِى الْقُرْبى» و به والدین خود و به خویشاوندان احسان کنید. ۳- آیه ۲۱۵ سوره بقره:« قُلْ مَا أَنفَقْتُم مِّنْ خَیراً فَلِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِین»بگو آنچه از مال خود انفاق مى‏كنید، براى پدر و مادر و خویشاوندان. ۴- آیه ۱۷۷ سوره بقره: «ءَاتىَ الْمَالَ عَلىَ‏ حُبِّهِ ذَوِى الْقُرْبى‏» ومال را به خویشاوندان می بخشند در حالی که آن را دوست دارند.. ۵- آیه ۷۵ سوره انفال: «وَ أُوْلُواْ الْأَرْحَامِ بَعْضُهُمْ أَوْلىَ‏ بِبَعْض» وخویشاوندان، بعضی بر بعضی دیگر اولویت دارند. و به همین خاطر خداوند امر به شکرگزاری از والدین در قرآن نموده و فرموده است: «أَنِ اشْكُرْ لىِ وَ لِوَالِدَیْك» (لقمان/ ۱۴) این که مرا وپدر ومادرت را شکرگزاری کنی. از این که خداوند به پیامبر صلی الله علیه و آله دستور داده که به طور ویژه به خانواده اش توجه کند به خصوص که خانواده مستحق به شفقت ودلسوزی است، وجوب صله ی رحم استفاده می شود . (اطائب، ص ۱۹). روایاتی که دلالت بر وجوب صله ی رحم دارد: ۱- روایت محمد بن یعقوب کلینی در کتاب الکافی از جمیل بن دراج که گفت: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ جَلَّ ذِكْرُهُ- وَ اتَّقُوا اللّهَ الَّذِی تَسائَلُونَ بِهِ وَ الْأَرْحامَ إِنَّ اللّهَ كانَ عَلَیْكُمْ رَقِیباً قَالَ فَقَالَ هِیَ أَرْحَامُ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ أَمَرَ بِصِلَتِهَا وَ عَظَّمَهَا أَ لَا تَرَى أَنَّهُ جَعَلَهَا مِنْهُ. از امام صادق علیه السّلام از قول خداى- جل ذكره- پرسیدم: «و از خدایى بپرهیزید كه (همگى به عظمت او معترفید و) هنگامى كه چیزى از یكدیگر مى‏خواهید، نام او را مى‏برید! (و نیز) (از قطع رابطه با) خویشاوندان خود، پرهیز كنید! زیرا خداوند، مراقب شماست» (الکافی، جلد ۲، ص ۱۵۰)، فرمود: آن أرحام مردم است كه خداى عز و جل به صله ی آن امر فرموده و بزرگش داشته مگر نمی بینی كه نام آن را در ردیف نام خود قرار داده است‏. محقق کرکی در توضیح این حدیث می نویسد از امر به صله ی رحم وجوب اراده کرده است. لذا معنی اتقوا الارحام این است که از قطع رابطه با ارحامتان اجتناب کنید. وآخر آیه در مقام وعد ووعید وتشویق وترغیب است چرا که رقیب کسی است همه اعمال راحفظ می کند واز همین روصفتی است که خوف ورجا را واجب می کند (اطائب، ص ۲۰). ۲- از حنان بن سدیر از پدرش از امام محمدباقر علیه السلام روایت کرد ابوذر فرمود: «سَمِعْتُ رَسُولَ اللَّهِ صلی الله علیه و آله یَقُولُ حَافَتَا الصِّرَاطِ- یَوْمَ الْقِیَامَةِ الرَّحِمُ وَ الْأَمَانَةُ فَإِذَا مَرَّ الْوَصُولُ لِلرَّحِمِ الْمُؤَدِّی لِلْأَمَانَةِ نَفَذَ إِلَى الْجَنَّةِ وَ إِذَا مَرَّ الْخَائِنُ لِلْأَمَانَةِ الْقَطُوعُ لِلرَّحِمِ لَمْ یَنْفَعْهُ مَعَهُمَا عَمَلٌ وَ تَكَفَّأَ بِهِ الصِّرَاطُ فِی النَّارِ». شنیدم رسول خدا فرمود دو کناره صراط در روز قیامت رحم وامانت است چون صله ی رحم کنی و امانت پردازی بدان گذرد به بهشت رسد و چون خیانت کار وقطع کننده رحم بدان گذرد هیچ کاری سودی و نرساند وصراط اورا در دوزخ واژگون می کند (الکافی، ج ۲، ح ۱۱، ص ۱۵۲). ۳-از یونس بن عمار از قول امام صادق علیه السلام روایت شده است که: أَوَّلُ نَاطِقٍ مِنَ الْجَوَارِحِ یَوْمَ الْقِیَامَةِ الرَّحِمُ تَقُولُ یَا رَبِّ مَنْ وَصَلَنِی فِی الدُّنْیَا فَصِلِ الْیَوْمَ مَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ وَ مَنْ قَطَعَنِی فِی الدُّنْیَا فَاقْطَعِ الْیَوْمَ مَا بَیْنَكَ وَ بَیْنَهُ. نخست سخنگوی اعضای تن در قیامت رحم است گوید پروردگارا هرکه در دنیا با من پیوسته است با او بپیوند وهرکه مرا قطع کرد از او ببر (الکافی، ج ۲، ح ۸، ص ۱۵۲). ۴- اصبغ بن نباته از امام علی علیه السلام روایت کرد: «إِنَّ أَحَدَكُمْ لَیَغْضَبُ فَمَا یَرْضَى حَتَّى یَدْخُلَ بِهِ النَّارَ فَأَیُّمَا رَجُلٍ مِنْكُمْ غَضِبَ عَلَى ذِی رَحِمِهِ فَلْیَدْنُ مِنْهُ فَإِنَّ الرَّحِمَ إِذَا مَسَّتْهَا الرَّحِمُ اسْتَقَرَّتْ وَ إِنَّهَا مُعَلَّقَةٌ بِالْعَرْشِ تَنْتَقِضُ انْتِقَاضَ الْحَدِیدِ فَیُنَادِی اللَّهُمَّ صِلْ مَنْ وَصَلَنِی وَ اقْطَعْ مَنْ قَطَعَنِی وَ ذَلِكَ قَوْلُ اللَّهِ فِی كِتَابِهِ وَ اتَّقُوا الله الْآیَةَ» (الکافی، ج ۲، ح ۸، ص ۷۳۹). یکی از شما بر رحمش غضب می کند پس راضی نمی شود تا این که داخل جهنم می شود پس هر کس که غضب کند به رحمش نزدیک شود، پس هر گاه رحم، رحم را مس کند آرام می گیرد و رحم معلق بر عرش است و ندا می دهد بار خدایا وصل کن با هرکسی با من وصل کرد و ببر از هر کسی که از من برید. محقق کرکی در جمع بندی آیات و احادیث می نویسد: صله ی رحم واجب عینی است. و خلافی در جواز وصیت برای رحم نیست زیرا با اینکار جمع بین صدقه و صله شده است، بلکه در روایات به جواز وصیت برای رحم اگر چه کافر باشد تصریح شده است. علماء بر استحباب اختصاص صدقه واجب به رحم در صورتی که استحقاق در یافت صدقه را داشته باشند اجماع کرده اند .به خاطر قول امام علیه السلام که فرمود: «لا صدقه و ذورحم محتاج» (الفقیه، ج ۲، ح ۲، ص ۳۰۲) صدقه ای نیست در حالی که دارای خویشاوند نیازمنداست. زیرا در شرع مقدس توجه به خویشاوند مهم تر از دیگران است و به همین خاطر خویشاوند از خویشاوند ارث می برد و برایش وصیت در هنگام مرگ توصیه شده است تا نصیبی بیشتر ببرد. در قرآن آمده است: «كُتِبَ عَلَیْكُمْ إِذَا حَضَرَ أَحَدَكُمُ الْمَوْتُ إِن تَرَكَ خَیرًا الْوَصِیَّةُ لِلْوَالِدَیْنِ وَ الْأَقْرَبِین» بر شما نوشته شده: «هنگامى كه یكى از شما را مرگ فرا رسد، اگر چیز خوبى [مالى‏] از خود به جاى گذارده، براى پدر و مادر و نزدیكان، به طور شایسته وصیت كند! این حقّى است بر پرهیزكاران!» معنی رحم رحم در لغت و عرف به معنی مطلق خویشاوندی است. ابن منظور می نویسد: رحم به معنی اسباب قرایب است و اصل آن رحمی است که محل پرورش کودک است (لسان العرب، ۱۲/۲۳۲). جوهری می نویسد: رحم به معنی قرابت است (صحاح اللغة ماده رحم). راغب اصفهانی در کتاب مفردات گفته است: رحم استعاره از رحم زن است، به این خاطر که از یک رحم خارج شده اند واصل رحم، رحمت است وآن به این خاطر است که به یکدیگر مهربانی و رحم می کنند (مفردات راغب، ماده ی رحم). بنا به معنی لغوی وعرفی رحم عده ای از علما بر این عقیده اند که ، مطلق خویشاوند رحم نامیده می شود. خواه مرد باشد یا زن ،وارث باشد یا غیر وارث ،محرم باشد یا غیر محرم ،مسلمان باشد یا کافر ،از طرف پدر ومادر یا از طرف یکی از آن دوباشد ،چرا که اسم رحم شامل همگی به طور مساوی می شود ودر شرع معنی دیگری برای این لفظ قرار داده نشده است ،پس واجب است که در معنی متعارف آن همان گونه که در عرف شرع مرسوم است استعمال شود (اطائب، ص ۲۶). بعضی از فقها اهل سنت رحم را به محارمی که اگر مرد وزن باشند ازدواج آنها با هم حرام است ، محدود کرده اند به نحوی که اگر یکی از آن دو مرد فرض شود ودیگری زن ، نکاح بین آنها حرام باشد و علت اینکه جمع بین دو خواهر حرام است این است که متضمن قطع رحم است ،و از همین قبیل است حرمت جمع بین عمه و خاله و دختر برادر و خواهر در صورت عدم رضایت در فقه ما و به طور مطلق در فقه اهل سنت. محقق کرکی می فرماید: (قول اول) شرط خویشاوند بودن این است که شخص خیلی دور نباشد به گونه ای که در عرف از خویشاوندان محسوب نشود وگرنه همه مردم به خاطر این که فرزندان حضرت آدم هستند، با یکدیگر خویشاوند هستند (اطائب، ص ۲۷). شیخ مفید معتقد است (قول دوم) که رحم تا آخرین پدر و مادر در اسلام بالا می رود (المقنعه فی الوصیة البهیمه، ص ۶۷۵). و این را علامه حلی در کتاب القواعداصلاح کرده است به این که مراد از آن هر کسی است که خویشاوند او باشداگر چه به دورترین جد یا جده باشد، به شرط این که مسلمان باشند. (جامع المقاصد فی شرح القواعد، ح ۱، ص ۵۹). محقق کرکی می نویسد: این قول ضعیف است زیرا که کسی که خویشاوندی او خیلی دور است. در عرف خویشاوند محسوب نمی شود گر چه مسلمان باشد (اطائب، ص ۲۷) دلیل قول دوم سخن امام علیه السّلام است که فرمود : «قطع الإسلام أرحام‏ الجاهلیَّة» (مكاتیب الأئمه علیهم السلام، ج‏۱، ص: ۲۱۳). «اسلام ارحام جاهلیت را قطع کرده است.» (ایضاح الفواید فی شرح مشکلات القواعد جلد ۲ صفحه ۴۸۹). ابن جنید معتقداست (قول سوم) منظور از خویشاوند هر کسی است که از طرف پدر یا والدین به او نزدیک است و گفته است که در تقسیم از فرزند پدر چهارم تجاوز نکرده است، چرا که پیامبر صلی الله علیه واله در تقسیم سهم ذوی القربی ازپنج تجاوز نکرده است .(جامع المقاصد فی شرح القواعد، ج ۱۰، ص ۵۹) به نظر ابوحنیفه و ابویوسف اسم خویشاوند بر جد، فرزند فرزند و والدین اطلاق نمی شود است، چرا که در نزد آن ها هر کسی که پدرش را خویشاوند بنامد، عاق است به خاطر این که خویشاوند کسی است که به او به واسطه ی غیر نزدیک است و نزدیکی پدر و فرزند با خودشان است نه به غیر، زیرا خداوند متعال که می فرماید: «والاقربین» عطف بر والدین کرده و این قول حجت نیست (اطائب، ص ۲۹). فخر رازی در تفسیر کبیر گفته است: اگر شخصی برای خویشاوندانش وصیت کند در وصیت عجم خویشاوندان مادر داخل می شود. در وصیت عرب بنابر قول اظهر داخل نمی شود، چرا که آن ها خویشاوند به حساب نمی آیند، بر خلاف این که اگر برای ارحامش وصیت کند شامل خویشاوندان پدر و مادر می شود. محقق کرکی می نویسد: حق این است که این دو فرقی ندارند. به نظر می رسد دلیل مرحوم محقق این باشد که از نظر عرفی فرقی بین رحم و قرابت وجود ندارد لذا تفاوتی که فخر رازی بیان کرده پذیرفته نیست. معنی صله و آنچه که به آن متعلق است جوهری گفته است: وصل ضد هجران و دوری است و تواصل (ارتباط با یکدیگر) ضدتصارم (جدایی از یکدیگر) است. قطع به جدایی ووعدم احسان ومانند اینها ، وهمچنین به نفی نسب ثابت شرعی حاصل می شود (صحاح اللغه ماده وصل؛ لسان العرب، ج ۱۱، ص ۷۲۸). مرجع در صله به عرف بر می گردد چرا که صله حقیقت شرعی و لغوی نیست و معنی آن به اختلاف عادات و دوری ونزدیکی منازل اختلاف پیدا می کند. (اطائب، ص ۳۰). در روایت کلینی از جابر از امام محمد باقر علیه السلام آمده است: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أُوصِی الشَّاهِدَ مِنْ أُمَّتِی وَ الْغَائِبَ مِنْهُمْ وَ مَنْ فِی أَصْلَابِ الرِّجَالِ وَ أَرْحَامِ النِّسَاءِ إِلَى یَوْمِ الْقِیَامَةِ أَنْ یَصِلَ الرَّحِمَ وَ إِنْ كَانَتْ مِنْهُ عَلَى مَسِیرَةِ سَنَةٍ فَإِنَّ ذَلِكَ مِنَ الدِّینِ؛ رسول خدا صلى اللَّه علیه و آله فرمود: سفارش می كنم امت حاضر و غائبم را و آن هایى را كه در پشت مردان و زهدان زنانند تا روز قیامت كه صله ی رحم كنند. اگر چه بفاصله یك سال راه باشد، زیرا صله ی رحم جزء دین است» (الکافی، ج ۲، ص ۱۵۱، ح ۵). محقق می فرماید: بدان صله ی خویشاوندان ـ شامل خویشاوندان رسول خدا و خویشاوندان مومنین نیز می شود ـ به این است که به اندازه ی توان به آن ها احسان کند از آن ها حمایت و یاری کند آن ها را نصیحت کند مخالفین آن ها به ایمان دعوت کند وامر به معروف ونهی از منکر کند نسبت به آن ها خوش رفتاری نماید حقشان را بدهد در نگهداری اموالشان کوشا باشد از مریض های آن ها عیادت کند و در تشییع جنازه ی آن ها حضور یابد و حقوق آن ها را در سفر و حضر رعایت کند. شکی نیست در صورت فقر بعضی از ارحام ـ عمودان یعنی پدران هرچه بالا روند وفرزندان هرچه پایین روندـ صله مالی واجب است و درباره ی باقی خویشاومندان مستحب است و نسبت به خویشاوند وارث تاکید شده است. زیرا هر چه خویشاوند نزدیک تر باشد امر به صله موکدتر و قوی تر است و مقدار صله به قدر نفقه است. و اگر دارای دو خویشاوند نیازمند به نفقه باشد و بیشتر از اندازه یک نفر نباشد، واجب النفقه مقدم است و اگر هردو واجب النفقه باشند الاقرب فالاقرب مقدم است، و اگر هردو مساوی باشند بینشان تقسیم می شود. اگر به اندازه ی یکی از آن دو غذا برای گذران یک روزش داشته باشد و اگر تقسیم کند برای هر کدام به اندازه نصف روز می شود پس بهتر است که قسمت شود، به دلیل عموم قول خداوند متعال که می فرماید: «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْاحْسَن» (نحل/ ۹۰) خدا به عدل و احسان و بخشش به خویشاوندان فرمان مى‏دهد. آیا ملاک در تقسیم فرد است یا نیاز فرد؟ دو احتمال است، و قول دوم ارجح است (اطائب، ص ۳۲). این صله در صورت غنای خویشاوند واجب نیست اگر چه یکی از عمودان باشد. بله هدیه دادن به رحم به این که خودش ببرد یا بفرستد مستحب است. شهید در کتاب قواعد فرموده است: بزرگ ترین صله آن است که توسط خودش باشد، و در این باره روایات زیادی آمده است (وسایل الشیعه، ج ۶، ص ۴۸۷ باب ۲۰ من ابواب الصدقه، ح ۵؛ البحار، ج ۷۶، ص ۳۳۵، باب ۶۷)، مرحله بعدی به دفع ضرر وپس ازآن جلب منفعت است، سپس صله به کسی که دوستش دارد اگر چه رحم صله کننده نباشد. پایین ترین حد صله سلام کردن مستقیم یا پیغامی است، و دعا در پشت سر غایب و تجلیل در حضورش است (القواعد و الفوائد، ج ۲، ص ۵۳، ق ۱۶۳). محقق کرکی می فرماید: بعضی احادیث دلالت بر پایین ترین نوع صله می کند. مانند قول امام علیه السلام است که فرمود:« «قَالَ أَمِیرُ الْمُؤْمِنِینَ علیه السلام: صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَلَوْ بِالتَّسْلِیمِ» (الکافی، ج ۲، ح ۲۲، ص ۳۹۸). احکام صله صله به اقسام احکام تکلیفی تقسیم می شود: ۱- واجب: صله ای است که به وسیله آن از قطع رحم خارج می شود. ۲- مستحب: صله ای که مازاد بر صله واجب است. ۳- حرام: قطع رابطه خویشاوندی، یا صله ی کافر است، و از همین قبیل است صله مخالف حق اگر چه ناصبی نباشد، حق چنین شخصی بیزاری از اوست اگر چه نزدیک ترین مردم به او باشد به خاطر قول خداوند که فرمود: «لَّا تجَدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاَخِرِ یُوَادُّونَ مَنْ حَادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ كَانُواْ ءَابَاءَهُمْ أَوْ أَبْنَاءَهُمْ أَوْ إِخْوَانَهُمْ أَوْ عَشِیرَتهَم»؛ «اى پیغمبر» مردمى را كه به خدا و روز قیامت ایمان می آورند «چنین» نخواهى یافت كه با دشمنان خدا و رسول او دوستى كنند و اگر چه آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان ایشان باشند. زمخشری در کشاف گفته است: معنی این آیه این است که محال است که مؤمنین مخالفین خدا را دوست بدارند، و غرض این است که شایسته نیست این گونه باشد، (الکشاف، ج ۴، ص ۴۹۷) ۴-مکروه: صله مستضعف است، و او کسی است که حق را نمی شناسد و با آن نیز دشمن نیست، چون مؤمن نیست صله ی او مکروه می باشد (اطائب، ص ۳۴). ۵- مباح: چون صله عبادت است به مباح تقسیم نمی شود چون عبادت رجحان دارد و مباح باید خالی از رجحان باشد لذا تقسیم آ ن به مباح ممتنع است. صله ی قاطع رحم در این که قاطع رحم حقش از صله رحم قطع نمی شود اجماع است، چرا که با ترک عبادت از یک مکلف ضرورتاً از مکلف دیگری ساقط نمی شود و در این خصوص روایات فراوانی وارد شده است. ازجمله روایت کلینی از علی بن نعمان از قول امام صادق علیه السّلام است که می فرماید: «أَنَّ رَجُلًا أَتَى النَّبِیَّ ص فَقَالَ یَا رَسُولَ اللَّهِ أَهْلُ بَیْتِی أَبَوْا إِلَّا تَوَثُّباً عَلَیَّ وَ قَطِیعَةً لِی وَ شَتِیمَةً فَأَرْفُضُهُمْ قَالَ إِذاً یَرْفُضَكُمُ اللَّهُ جَمِیعاً قَالَ فَكَیْفَ أَصْنَعُ قَالَ تَصِلُ مَنْ قَطَعَكَ وَ تُعْطِی مَنْ حَرَمَكَ وَ تَعْفُو عَمَّنْ ظَلَمَكَ فَإِنَّكَ إِذَا فَعَلْتَ ذَلِكَ كَانَ لَكَ مِنَ اللَّهِ عَلَیْهِمْ ظَهِیرٌ» (الکافی، ج ۲، ح ۲، ص ۱۵۰). مردى خدمت پیغمبر صلى اللَّه علیه و آله آمد و عرضكرد: یا رسول اللَّه! فامیل من تصمیم گرفته‏اندبا من قطع رابطه کنند. آیا من حق دارم آنها را ترك گویم؟ فرمود: در آن صورت خدا همه شما را ترك میكند، عرضكرد: پس چه كنم؟ فرمود، بپیوند با هر كه از تو ببرد و عطا كن بهر كه محرومت كند و در گذر از هر كه بتو ستم نماید، زیرا چون چنین كنى، خدا ترا بر آنها یارى دهد. محمد بن ابی عمیر از عبدالحمید از سلمی کنیز امام صادق علیه السّلام روایت کرد: «كُنْتُ عِنْدَ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع حِینَ حَضَرَتْهُ الْوَفَاةُ فَأُغْمِیَ عَلَیْهِ فَلَمَّا أَفَاقَ قَالَ أَعْطُوا الْحَسَنَ بْنَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ هُوَ الْأَفْطَسُ سَبْعِینَ دِینَاراً وَ أَعْطُوا فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا وَ فُلَاناً كَذَا وَ كَذَا فَقُلْتُ أَ تُعْطِی رَجُلًا حَمَلَ عَلَیْكَ بِالشَّفْرَةِ فَقَالَ وَیْحَكِ أَ مَا تَقْرَءِینَ الْقُرْآنَ قُلْتُ بَلَى قَالَ أَ مَا سَمِعْتِ قَوْلَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ الَّذِینَ یَصِلُونَ ما أَمَرَ اللّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ وَ یَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ» (الکافی جلد۷ ح۱۰صفحه ۵۵). من در كنارامام صادق (ع) بودم حضرت در حال احتضاربودبیهوش شد و چون به هوش آمدفرمود: به حسن افطس‏ هفتاد دینار بدهید، به فلانى چنین و چنان بدهید و به فلانى چنین و چنان بدهید. من گفتم: به كسى عطا مى‏كنى كه با كارد به جانت حمله كرد؟ ابو عبداللّه علیه السلام فرمود: خدا پدرت را بیامرزد. مگر قرآن نخوانده‏اى؟ من گفتم: چرا. ابو عبداللّه فرمود: نشنیده‏اى كه خداوند عزوجل می فرماید: «آنان كه رشته خویشاوندی را که خداوند دستور داده است وصل می کنند و از پروردگارشان می ترسند و از روز حساب بیم دارند.» محقق کرکی می نویسد: ضعف بعضی از اسناد ضرر نمی زند به خاطر این که به کمک روایاتی که اسنادش صحیح است وعمل اصحاب جبران می شود. هر حدیثی که دلالت براحسان ونیکی در قبال بدی دیگران و همچنین آیه وارد شده بر دوری از جاهلین دلالت صریح بر مدعای ما دارد، بنا بر آنچه که بیان کرده اند: زمانی که این آیه نازل شد پیامبر صلی الله علیه واله از جبرئیل از معنی آن سوال کرد جواب داد نمی دانم تا این از خدا بپرسم سپس بر گشت و فرمود ای محمد پروردگارت تو را به صله کسی که از تو بریده امر می کند و به کسی که تو را محروم کرده است ببخشی و از کسی که به تو ظلم کرده است گذشت کنی (اطائب، ص ۳۶). صله رحم عمر را طولانی می کند. اخبار زیادی در باره آن وارد شده است ،وروایت موثقی را کلینی از محمد بن عبدالله نقل کرد که گفت: «یَكُونُ الرَّجُلُ یَصِلُ رَحِمَهُ فَیَكُونُ قَدْ بَقِیَ مِنْ عُمُرِهِ ثَلَاثُ سِنِینَ فَیُصَیِّرُهَا اللَّهُ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ یَفْعَلُ اللّهُ ما یَشاءُ» (الکافی جلد ۲ح۳صفحه ۱۵۰). امام رضا علیه السّلام فرمود: مردی كه سه سال از عمرش باقى مانده صله رحم می كند، خدا عمرش را سی سال قرار می دهد و خدا هر چه خواهد می كند. اسحاق بن عمار از امام صادق علیه السّلام روایت می کند: «مَا نَعْلَمُ شَیْئاً یَزِیدُ فِی الْعُمُرِ إِلَّا صِلَةَ الرَّحِمِ حَتَّى إِنَّ الرَّجُلَ یَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثَ سِنِینَ فَیَكُونُ وَصُولًا لِلرَّحِمِ فَیَزِیدُ اللَّهُ فِی عُمُرِهِ ثَلَاثِینَ سَنَةً فَیَجْعَلُهَا ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ یَكُونُ أَجَلُهُ ثَلَاثاً وَ ثَلَاثِینَ سَنَةً فَیَكُونُ قَاطِعاً لِلرَّحِمِ فَیَنْقُصُهُ اللَّهُ ثَلَاثِینَ سَنَةً وَ یَجْعَلُ أَجَلَهُ إِلَى ثَلَاثِ سِنِینَ» (همان جلد۲ح۱۷صفحه ۱۵۰). امام صادق علیه السلام فرمود: چیزى كه عمر را زیاد كند جز صله رحم نمی دانیم، تا آن جا كه مردى كه اجلش سه سال است صله رحم می كند ، خدا سی سال بعمرش افزاید و آن سه سال را سی وسه كند، و مردى كه عمرش سی و سه سال است و قطع رحم می كند، خداسی سالش را كم می كند و عمرش را سه سال قرار مى‏دهد. محقق می نویسد: اختلاف در زیادی سن در این حدیث و حدیث قبلی به آن ضرر نمی زند چرا که زیاد ی غیرمنافی مقبول است ودر قول امام علیه السلام «مانعلم شیئا» به خاطر تشویق بیشتر بر صله و تاکید بر آن است (اطائب، ص ۳۷). صله نسل صالح شیخ صدوق در کتاب من لا یحضره الفقیه از قول امام صادق علیه السّلام روایت کرد که ایشان فرمود: «سُئِلَ الصَّادِقُ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ ذَا الَّذِی یُقْرِضُ اللّهَ قَرْضاً حَسَناً قَالَ نَزَلَتْ فِی صِلَةِ الْإِمَامِ ع» (من لا یحضره الفقیه جلد ۲ ح ۱۷۶۳ صفحه ۷۲). از امام صادق علیه السلام درباره ی این آیه که هرکس به خدا قرضی نیکو قرض بدهد سوال شد فرمود درباره ی صله امام نازل شده است. و نیز فرمود: «دِرْهَمٌ یُوصَلُ بِهِ الْإِمَامُ أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ أَلْفِ دِرْهَمٍ یُنْفَقُ فِی غَیْرِهِ فِی سبیل الله» (من لا یحضر الفقیه جلد ۲ ح۱۷۶۳صفحه ۷۳). یک درهم که به آن امام صله شود برتر است از هزار درهم است که در راه خدا در باره غیر امام انفاق شود. در من لایحضره الفقیه از امام صادق علیه السّلام آمده است: «إِذَا كَانَ یَوْمُ الْقِیَامَةِ نَادَى مُنَادٍ أَیُّهَا الْخَلَائِقُ أَنْصِتُوا فَإِنَّ مُحَمَّداً یُكَلِّمُكُمْ فَتُنْصِتُ الْخَلَائِقُ فَیَقُومُ النَّبِیُّ ص فَیَقُولُ یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ مَنْ كَانَتْ لَهُ عِنْدِی یَدٌ أَوْ مِنَّةٌ أَوْ مَعْرُوفٌ فَلْیَقُمْ حَتَّى أُكَافِیَهُ فَیَقُولُونَ بِآبَائِنَا وَ أُمَّهَاتِنَا وَ أَیُّ یَدٍ وَ أَیُّ مِنَّةٍ وَ أَیُّ مَعْرُوفٍ لَنَا بَلِ الْیَدُ وَ الْمِنَّةُ وَ الْمَعْرُوفُ لِلَّهِ وَ لِرَسُولِهِ عَلَى جَمِیعِ الْخَلَائِقِ فَیَقُولُ لَهُمْ بَلَى مَنْ آوَى أَحَداً مِنْ أَهْلِ بَیْتِی أَوْ بَرَّهُمْ أَوْ كَسَاهُمْ مِنْ عُرْیٍ أَوْ أَشْبَعَ جَائِعَهُمْ فَلْیَقُمْ حَتَّى أُكَافِیَهُ فَیَقُومُ أُنَاسٌ قَدْ فَعَلُوا ذَلِكَ فَیَأْتِی النِّدَاءُ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یَا مُحَمَّدُ یَا حَبِیبِی قَدْ جَعَلْتُ مُكَافَأَتَهُمْ إِلَیْكَ فَأَسْكِنْهُمْ مِنَ الْجَنَّةِ حَیْثُ شِئْتَ قَالَ فَیُسْكِنُهُمْ فِی الْوَسِیلَةِ ۳ حَیْثُ لَا یُحْجَبُونَ عَنْ مُحَمَّدٍ وَ أَهْلِ بَیْتِهِ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْهِمْ أَجْمَعِینَ» (من لا یحضره الفقیه جلد ۲ ح ۱۷۲۷ صفحه ۶۵). در قیامت منادی ندا می دهد ای بندگان خدا سکوت کنید پس حضرت محمد با شما صحبت می کند مردم ساکت می شوند، پس رسول خدا بلند می شود و می گوید: ای گروه مردم هر کس در نزد من نعمتی یا احسانی ویا کار نیکی دارد بلند شود تا این که پاداشش دهم مردم می گویند پدر و مادرمان به فدایتان کدام نعمت و کدام احسان و کدام کار نیک در نزد ماست، بلکه نعمت و احسان وکار نیک برای خدا و رسولش بر تمام خلایق است، سپس می فرماید بلی. هر کس به یکی از اهل بیتم پناه داده یا به او نیکی کرده باشد یا برهنه ای از آن ها را پوشانده باشد یا گرسنه ای از آن ها را سیر کرده باشد، پس بلند شود تا پاداشش دهم. مردمی که آن را انجام داده اند بلند می شوند آنگاه از نزد خدا ندا می آید ای محمد ای دوست من پاداش آن ها را به توواگذاردم در هر جایی از بهشت که می خواهی آن ها را ساکن کن، فرمود آن ها را در جایگاه مقربان ساکن می کنم تا این که از محمد وآل محمد صلی الله علیه واله مانع نشوند. محقق کرکی درتبیین این حدیث می نویسد: در این حدیث تشویق بزرگی از پیامبر صلی الله علیه واله بر صله ذریه وعترت پاکش وارد شده. خداوند سهم خودش و سهم پیامبرش را برای نزدیک ترین فرد به پیامبر که امام باشد واجب کرده است و این (دو سهم) اضافه سهم اصلی خود امام است و نصف دیگر را برای خویشاوندانش یعنی یتیمان اهل بیتش و فقیران آن ها و در راه ماندگان آن ها برای رعایت صله آن ها قرار داده است (اطائب، ص ۴۲). در صحیحه ربعی بن عبدالله بن جارود از امام صادق علیه السّلام آمده است: «كَانَ رَسُولُ اللَّهِ ص إِذَا أَتَاهُ الْمَغْنَمُ أَخَذَ صَفْوَهُ وَ كَانَ ذَلِكَ لَهُ ثُمَّ یَقْسِمُ مَا بَقِیَ خَمْسَةَ أَخْمَاسٍ ثُمَّ یَأْخُذُ خُمُسَهُ ثُمَّ یَقْسِمُ أَرْبَعَةَ أَخْمَاسٍ بَیْنَ النَّاسِ ثُمَّ یَقْسِمُ الْخُمُسَ الَّذِی أَخَذَهُ خَمْسَةَ أَخْمَاسٍ یَأْخُذُ خُمُسَ اللَّهِ لِنَفْسِهِ ثُمَّ یَقْسِمُ الْأَرْبَعَةَ أَخْمَاسٍ بَیْنَ ذَوِی الْقُرْبَى وَ الْیَتَامَى وَ الْمَسَاكِینِ وَ ابْنِ السَّبِیلِ وَ ذَكَرَ الْحَدِیثَ إِلَى آخِرِهِ» (الاستبصار فیما اختلف من الاخبار جلد ۲ ح۲ صفحه ۵۷). رسول خدا صلی اله علیه واله خمسی را که می گرفت بر پنج قسمت تقسیم می کرد ویک پنجم سهم خدا را برای خودش بر می داشت و چهار سهم دیگر را بین خویشاوندان ویتیمان و فقیران ودر راه ماندگان تقسیم می کرد به هرکدام از آنها حقشان را می داد. محقق کرکی عقیده دارد این حدیث حمل می شود بر این که آن حضرت حقشان را کمتر می گرفتند تا سهم بیشتری به خویشاوندانش برسد بخاطر جمع بین این حدیث و احادیث صحیحی که صراحت در تقسیم (سهم خودش را بر نمی داشت) خمس بر شش سهم دارد. وحق این است که صدقه مستحب نیز مانند صدقه واجب برای امام علیه السّلام و خانواده اش که ائمه معصومین علیهم السلام باشند حرام است وعدم پرداخت صدقه به آن ها ترک صله محسوب نمی شود اما سایر بنی هاشم صدقات بعضی از آن ها بر بعضی دیگر حلال است، و صدقات واجب دیگران بر آن ها حرام است، مگر در صورت نیازمندی به خمس، و خمس برای آن ها در صورت ضرورت حلال است. اما صدقات مستحب برای آن ها به طور مطلق حلال است (اطائب، ص ۳۴). روایت شده ترک زیارت امام حسین علیه السّلام ظلم به رسول خدا صلی الله علیه و آله و عاق آن حضرت می باشد و اخبار زیادی در زیارت ائمه علیهم السلام وارد شده است. از جمله روایتی از امام صادق علیه السّلام است که فرمود: «من زار إماما مفترض الطاعة كان له ثواب حجّة مبرورة» (رسایل شهید اول صفحه ۲۳۷). هر کس امام واجب الاطاعه را زیارت کند برایش ثواب حج مقبول نوشته می شود. شکی نیست که زیارت آن ها صله به شمار می رود خداوند سبحان آن را مستحب قرار داده است و به جا آورنده ی آن را تمجید کرده است.و می فرماید: «الَّذِینَ‏ یَصِلُونَ‏ ما أَمَرَ اللَّهُ‏ بِهِ‏ أَنْ‏ یُوصَل»‏ (رعد/ ۲۱). شیخ مفید از بعضی از اصحاب ما نقل کرده است مستحب است که حق امام در حال غیبت از قبیل خمس وانفال وغیر آن دو به ذریه و شیعیان فقیرش می داند. شیخ مفید این قول را نزدیک به صواب می داند (المقنعه، ص ۲۸۶). محقق کرکی معتقد است موید این قول روایت مسستفیضی است که خمس را در زمان غیبت برای بعضی از شیعیان در حال حضور مباح نموده اند پس در حال غیبت به طریق اولی مباح می باشد (اطائب، الکلم فی بیان صلةالرحم، ص ۴۶). نتیجه در این که صله ی رحم واجب عینی است بین فقها اتفاق نظر است. قطع رحم از گناهان کبیره است. به نظر محقق کرکی معنی شرعی صله همان معنی عرفی آن است. آثار و برکات صله ی رحم فراوان است از همه مهم تر طول عمر است که به تجربه هم ثابت شده و مورد اتفاق همگان می باشد.


 


********


۱- * محسن ولایتی استادیار دانشگاه آزاد اسلامی ، واحد سبزوار ، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی ، سبزوار ، ایران .


۲- علی حمزه کارشناس ارشد فقه و مبانی حقوق دانشگاه آزاد سبزوار


۳- احمد نعمتی دانشجوی کارشناسی ارشد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه آزاد سبزوار


منبع:
1. ابن بايويه، محمد بن علي، من لايحضره الفقيه، جامعه مدرسين، 1413. 2. احمدي ميانجي، مکاتيب الائمه عليه‌السلام، دارالحديث، 1421، قم. 3. اسماعيل بن حماد، صحاح اللغة، دارالعلم للملايين، 1410، بيروت. 4. پاينده، ابوالقاسم، نهج‌الفصاحه، دنياي دانش، 1382. 5. حلي (علامه)، حسن بن يوسف، تذکرةالفقها، موسسه آل البيت، 1414. 6. حلي محقق، نجم الدين، شرايع الاسلام في مسائل الحلال و الحرام، موسسه اسماعيليان، 1408. 7. حلي، فخرالمحققين، محمد بن حسن بن يوسف، ايضاح الفوائد في شرح مشکلات القواعد، موسسه اسماعيليان، 1387. 8. زمخشري، محمود، الکشاف عن حقائق غوامض التنزيل، دارالکتاب العربي، 1407، بيروت. 9. سيوري، مقداد بن عبدالله، التنقيح الرائع المختصر النافع، کتابخانه آيت الله مرعشي، 1404، قم. 10. طبرسي، احمد بن علي، الاحتجاج علي اهل اللجاج، مرتضي، 1403. 11. طبرسي، فضل بن حسن، مجمع البيان في تفسير القرآن،‌ ناصرخسرو، 1372، تهران. 12. طوسي، محمد بن الحسن، الاستبصار فيما اختلاف من الاخبار، دارالکتب الاسلاميه، 1390. 13. طوسي، محمد بن الحسن، تهذيب الاحکام، دارالکتب الاسلاميه، 1407. 14. طوسي، محمد بن حسن، النهايه في مجرد الفقه و الفتاوي، موسسه آل‌البيت، 1400. 15. طوسي‌، محمد بن علي بن حمزه، الوسيله الي نيل الفضيله، کتابخانه آيت الله مرعشي، 1400، قم. 16. عاملي (شهيد اول)، محمد بن علي، القواعد و الفوائد، مفيد، بي‌تا. 17. عاملي حرّ، محمد بن حسن، تفصيل وسايل الشيعه الي تحصيل مسائل الشريعه، موسسه آل‌البيت، 1409. 18. عاملي کفعمي، ابراهيم بن علي، المصباح مجنة الامال الواقيه و جنة الايمان الباقيه، دارالوصي، 1405، قم. 19. کرکي، علي بن حسين، اطائب الکلم في صلة الرحم، بي‌تا، بي‌نا. 20. کرکي، علي بن حسين، جامع المقاصد، مؤسسه آل البيت، 1414، قم. 21. کليني، محمد بن يعقوب، الکافي، دارالکتب الاسلاميه، 1407. 22. نوري، حسين بن محمد تقي، مستدرک الوسايل و مستنبط المسائل، بي‌تا.


نام
پست الکترونيک
پيام شما