آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۵
بازديد امروز: ۳۶۱
بازديد روز قبل: ۴۹۹
بازديد هفته: ۳۰۳۹
بازديد ماه: ۳۷۵۰
بازديد کل: ۶۲۷۸۹۱۶
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
بانك موضوعات پژوهشي > سياسي و امنيتي > ۱۳۹۳/۰۴/۰۲
۲۴۴ بازدید
 
   

بازخوانی استراتژی ضد ایرانی وزیر خارجه اسبق آمریکا


«استراتژی شولتز» یعنی یورش همه جانبه و پیوسته و زنجیره ای به انقلاب اسلامی، در همه ابعاد نظامی ـ سیاسی ـ اقتصادی و فرهنگی، و با بسیج همه نیروهای بین المللی ذینفع در بلوك غرب و شرق و با بهره گیری از همه امكانات.
«بنیاد هریتج»، طراح كلیات این استراتژی مقابله با انقلاب اسلامی، در پی پژوهش های گسترده و همه جانبة خود به این نتیجه رسید كه «انقلاب ایران خود را مستحكم كرده و مخالفین خود را درهم كوبیده، تا حدی كه یك انقلاب یا كودتا در آینده نزدیك غیرممكن است.» و استراتژی نوین توطئه برمبنای این ارزیابی تدوین شد. بنابراین، مضمون اساسی «استراتژی شولتز» اعتراف به تثبیت نظام جمهوری اسلامی در ایران و پذیرش آن به عنوان یك واقعیت نفی ناپذیر (حداقل برای آیندة نزدیك) است. این درسی بود كه بالاخره، استعار راست و چپ در پی انواع آزمون ها و شكست ها فراگرفت، هر چند كه بهائی گزاف برای آن پرداخت.
كلیات این استراتژی توسط نخبه ترین استراتژیست های «شیطان بزرگ» تدوین شد و پس از تصویب، برای اجرا در اختیار جرج شولتز قرار گرفت، كه بلافاصله پس از عملیات رمضان (تیر ۱۳۶۱) بر مسند وزارت خارجه آمریكا تكیه زد.
شولتز، كه این استراتژی بنام او معروف شده، كیست؟
جرج پرات شولتز (متولد ۱۹۲۰م.) دارای مدرك دكترای اقتصاد صنعتی و از استراتژیست های اقتصادی و سیاسی بنام و كهنه كار ایالات متحده است. شولتز در دولت نیكسون وزیر دارائی بود. او در سال ۱۹۷۴ از این پست استعفاء داد و مدیریت عامل شركت «بكتل» را عهده دار شد. «بكتل» از تراست های «جهان وطنی» آمریكا است كه در محافل حاكمه كشور، از جمله در شورای روابط خارجی و «بنیاد هریتج» و «كاخ سفید»، نفوذ بسیار زیاد دارد. شركت «بكتل»، كه از سالهای دهة ۱۹۷۰ احداث تأسیسات نفتی در خلیج فارس را عهده دار بوده است، با خانواده آل سعود دوستی نزدیك دارد و در استخراج نفت عربستان سهیم است.
مجلة آلمانی «اشپیگل» تأكید می كند كه شركت «بكتل» در حال حاضر پروژه های چند میلیارد دلاری را در خلیج فارس در دست اجرا دارد. «اشپیگل» می افزاید كه كاسپار واین برگر، كه شغل وی در اصل وكالت دعاوی است، در سال ۱۹۷۵ مسئولیت امور حقوقی شركت «بكتل» را عهده دار شد. این دو مدیر شركت، یعنی شولتز و واین برگر، چند سال بعد، در كنار شغل اصلی خود در شركت «بكتل»، نقش فعالی را در فعالیتهای انتخاباتی رونالد ریگان بعهده گرفتند. شولتز بعنوان مشاور امور اقتصادی و واین برگر در امور نظامی و امنیتی فعالیت داشت. واین برگر، كه در دولت ریگان وزیر دفاع شد، همیشه بر مسئله برتری نظامی آمریكا و اهمیت استراتژیك خلیج فارس از نظر تأمین موادخام حیاتی آمریكا تأكید می كرد.
جرج شولتز شاخص ترین چهرة ضداسلامی دولت ریگان است. بنوشتة نشریة «مسلم مدیا»:
شولتز «برخلاف بسیاری از سیاستمداران آمریكائی كه خواهان محدود نگه داشتن انقلاب اسلامی هستند؛ تا وقتی كه تمامی نیروی ذخیره آن به مصرف برسد، طرفدار سیاستی تهاجم آمیزتر است. شولتز عقیده داشت كه انقلاب اسلامی را صرفاً با منزوی كردن نمی توان مهار كرد، زیرا گزارش های اطلاعاتی روزانه او حاكی از آن بود كه «بنیادگرائی اسلامی» در حال گسترش در جهان اسلامی است.»
گفتیم كه كلیات این استراتژی نوین توطئه توسط «بنیاد هریتج» تهیه شد. «بنیاد هریتج» یكی از جناح های بسیار قدرتمند «شورای روابط خارجی» ایالات متحده آمریكا است، كه طراح سیاست های خارجی این كشور می باشد. این «بنیاد» كه محل تجمع راست ترین و افراطی ترین عناصر «حزب جمهوریخواه» است، تاكنون چندین رئیس جمهور، از جمله رونالد ریگان، را بر مسند قدرت نشانده است.
نشریة «مسلم مدیا»، كه به انتشار بخش هایی از «كلیات» استراتژی توطئه دست زد، این طرح را «متحدترین و هماهنگ شده ترین و نیرومندترین تلاش برای جلوگیری از خیزش مجدد اسلامی» می خواند.
بخش هایی از «طرح عمومی» یا «كلیات» استراتژی توطئه علیه انقلاب اسلامی، یا چنانكه معروف شده «استراتژی شولتز» چنین است:
«... بایستی برای به زانو درآوردن ایران به نقطه بسیار حساس آن كه فعالیتهای جنگ علیه عراق است فشار آورد. این كوشش ها می تواند غیرمستقیم و از طریق تحریم اقتصادی مثلاً بایكوت صادرات نفت ایران و یا مستقیم و از طریق تحریم تسلیحاتی علیه ایران باشد. برای مقابله با ایران، همكاری بین المللی ضروری است. ولی وقتی كه فرانسه در معامله پنهانی خود با ایران، برای آزادی گروگان های فرانسوی در لبنان، در مقابل بازپرداخت ۳۳۰ میلیون دلار و آزادی یك ایرانی متهم، به خاموشی گرائید و قانونی كردن حركت رادیكال ها به وسیله فرانسه وخیم تر از معامله ای است كه ایالات متحده در معامله خود با تهران برای آزادی گروگان های آمریكائی انجام داد. علی رغم عمل فرانسه، واشنگتن باید سعی كند كه كشورهای غربی را علیه ایران متحد كند... اگر تحریم های بین المللی نتواند برای ایران این مسئله را روشن كند كه مضرات پی گیری اندیشه های انقلابی بیش از منافع آن است، آنگاه ایالات متحده ناگزیر ممكن است خود به مقابله نظامی با ایرانیان برخیزد. ایران بایستی تهدید شود كه ایالات متحده نه تنها علیه پایگاههای آموزشی بلكه علیه اهداف اقتصادی و نظامی، حمله نظامی خواهد كرد.
ایالات متحده باید به تعهدات خود در اسكورت تانكرهای نفتی كویت، (اگر انتظار دارد كه به وسیله ایران و روسیه و دیگر كشورهای خلیج فارس جدی گرفته شود) جامه عمل بپوشاند. لغو تعهد ایالات متحده، ضمن تشویق روحیه تهاجمی ایرانیان، آنان را قادر خواهد كرد به عنوان قدرت برتر منطقه ای هر چه سریعتر جنگ را علیه رژیم عراق و به نفع خود پایان ببرند. چنین پیروزی ای حیات رژیم های خلیج فارس را به مخاطره خواهد انداخت(!) و ایالات متحده را با مشكلات بیشتری در محاصره و جلوگیری از تهدیدات زمینی ایرانیان علیه كویت و عربستان سعودی (حجاز) مواجه خواهد كرد.
واشنگتن باید روشن كند كه حضور نیروهای نظامی در خلیج فارس به منظور حفاظت از منافع ایالات متحده است، نه عراق. ایالات متحده باید بی طرفی مطلق در جنگ عراق و ایران(!!) را تا زمانی كه ایران از درگیری مستقیم با ناوگان های ایالات متحده و تانكرهای كویتی اجتناب می كند، حفظ كند. اگر ایران بخواهد به روش های ضد آمریكائی ادامه دهد، آنگاه آمریكا باید عكس العمل نظامی نشان دهد و حتی به مین گذاری در آبهای خلیج فارس بپردازد.
قبل از اینكه جنگ به كشورهای عربی خلیج فارس كشیده شود و بازار نفت جهان را فلج كند، واشنگتن باید در جهت خاتمه این جنگ كار كند.
همچنین برای جلوگیری از سقوط رژیم عراق، واشنگتن باید در مسیر محدود كردن توان رزمی ایران در جنگ حركت كند و آن را بخشكاند، این بدان معناست كه برنامه به تعویق افتاده سازمان ملل در انجام تحریم تسلیحاتی را به پیش ببرد و به عملیات «استانج» جان دوباره بخشد كه در جریان محاصره، دسترسی ایرانیان را به سلاح های خارجی كم می كند.
ایالات متحده باید فراتر از این رفته و مشتری های اروپائی و ژاپنی ایران را متقاعد كند كه خرید نفت ایران، سوبسید كردن توان جنگی و انقلابی ایران است، در حالیكه ادامه جنگ، صدور نفت از خلیج فارس را به مخاطره انداخته است. ژاپنی ها را كه مدعی یافتن راه های غیرنظامی، برای كمك به آمریكا در خلیج فارس هستند، باید تحت فشار قرار داد تا خریدهای نفتی خود از ایران را با یافتن منابع دیگر، به میزان قابل توجهی كاهش دهند.
انقلاب ایران خود را مستحكم كرده و مخالفین خود را در هم كوبیده تا حدی كه یك انقلاب یا كودتا در آینده نزدیك غیرممكن است. به هر حال واشنگتن نمی تواند مخالفین را، آنطور كه در سال ۱۹۷۸ عمل كرد، نادیده بگیرد. مخالفین ایران ضعیف و بوسیله درگیری های درون گروهی طلسم شده اند و تنها مشكلات اقتصادی ایران می تواند به جان آن ها روح بدمد.
حزب توده كه به وسیله شوروی كنترل می شد از هم پاشیده شد، اما باید بدقت مراقب آن بود. گروههای سلطنت طلب كه درصدد ایجاد یك سلطنت مشروطه به رهبری پسر ۲۷ ساله شاه مخلوع هستند، به شدت طرفدار غرب بوده، اما كمترین شانس به قدرت رسیدن را دارند. آنان از حمایت سیاسی و اقتصادی تبعیدشدگان بهره مندند، اما فاقد پایگاه در داخل ایران هستند.
بنی صدر، رئیس جمهور مخلوع كه اكنون در فرانسه به سر می برد، گلوله خرج شده و مناظره گر خستگی ناپذیری است كه از طرفداران اندكی در تبعیدگاهش برخوردار است. بختیار نیز به دلیل سوءسابقه اش، مدتهاست نابود شده است.
مجاهدین خلق، بعلت اقدامات تروریستی و دوستی با عراق، اعتبار خود را از دست داده اند. ولی واشنگتن باید ارتباط مخفی خود را با آنها و سایر سازمان های مخالف همچنان حفظ كند، ولی هیچكدام را نباید در آغوش بكشد، زیرا در سیاست ایران بوسة واشنگتن بوسة مرگ خواهد بود. واشنگتن هم چنین باید اطلاعاتی كه از طریق مخالفین دریافت می دارد با احتیاط بنگرد. همان طور كه عراق وقتی به ایران حمله كرد، متوجه شد كه اطلاعاتی كه از طریق سازمان های در تبعید فراهم می شوند، اغلب خواب و خیال های خوشی هستند كه بیشتر منافع خود آن سازمان ها را در بردارد و باید به آنها با احتیاط توجه شود.
گروه های مخالف هیچ شانسی برای تصاحب قدرت در ایران ندارند. گروههای مخالف ممكن است برای مبارزه با انقلابیون حاكم طولانی شدن زمان حل مشكلات اقتصادی را به بوق بكشند، این ممكن است تنها حربه آنها باشد، با این حال واشنگتن باید امكان تماس با این گروهها را حفظ كند و از آنها به عنوان اهرم فشار علیه ایرانیان انقلابی استفاده كند. در حالیكه آمریكا در كوتاه مدت دارای اهرم های منفی است در درازمدت باید ایالات متحده اهرم های مثبت قابل تعمقی به ایران برای تعدیل سیاست خارجی انقلابی اش پیشنهاد كند. آمریكا باید بكوشد با برقراری یك رابطه سازنده با ایران این كشور را از اهداف انقلابی اش دور و انقلاب ایران را در همان كشور محصور كند.
نتیجه:
ایران یك كیان محوری ژئواستراتژیكی است كه ایالات متحده نمی تواند آن را فراموش كند. و همچنین كشوری است انقلابی كه آمریكا نمی تواند در برابر آن آرام باشد. مشكل واشنگتن رسیدن به یك توافق با ایران انقلابی است، بدون رها كردن حمایت از كشورهای عربی خلیج فارس. روابط حسنه آمریكا و ایران زمانی امكان پذیر است كه ایران از كوشش های خصمانه خود به صدور انقلاب درنگ كند و از اقدام های تروریستی گروههای مختلف كشورهای خارجی خودداری نماید. البته تحقق این هدف در آینده نزدیك امكان پذیر نیست.
آمریكا نباید اجازه هیچگونه رشدی را چه از لحاظ سیاسی و چه از حیث اقتصادی به انقلابیون ایران بدهد. آمریكا برای تسریع در رسیدن به اهداف خود باید همّ خود را بر محاصره جاه طلبی های رادیكال های ایرانی متمركز كند. آمریكا باید از تجارب سالهای ۱۹۷۹ و ۵ـ ۱۹۸۴ درس بگیرد. ایالات متحده باید صبورانه سیاست «تهدید و تحبیب» را تعقیب كند. واشنگتن باید با تمام گروههای ناراضی ایرانی تماس برقرار كند. واشنگتن باید صادرات نفت ایران را بایكوت و دوستان ایالات متحده را تحت فشار قرار دهد كه از این خط پیروی كنند، تا زمانی كه ایران از انقلابی گری اجتناب كند. واشنگتن باید به حضور نظامی خود در خلیج فارس ادامه دهد، تا زمانی كه ایران خروج آزادانه نفت از كشورهای غیرمتخاصم عرب را تهدید می كند...»
نگاهی به عمده ترین عملكردهای استكبار جهانی پس از تدوین این طرح، چگونگی اجرای «استراتژی شولتز» را نشان می دهد:
«به منظور تقویت سیاسی رژیم حاكم بر عراق برای ادامه این جنگ تهاجمی، درگیر كردن دیگر كشورهای عرب، به ویژه مصر در این مناقشه ضروری بود و برای تقویت صدام از نظر اقتصادی نیز تدارك یك كمك اقتصادی به او داده شد. خود آمریكا كمك مستقیم نظامی و اقتصادی و همچنین كمك غیرمستقیم خود را از طریق اردن و مصر به عراق افزایش داد. به عربستان و كویت گفته شد فروش نفت خام «كمك جنگی» به صدام را از سر بگیرند. در ماه اوت گذشته عربستان و كویت موافقت كردند روزی ۳۱۰ هزار بشكه نفت خام تولید كنند كه از این مقدار ۲۵۰ هزار بشكه (از منطقه بی طرف) بین دو كشور تقسیم و ۶۰ هزار بشكه اضافی نیز به وسیله سعودی تولید شود تا علاوه بر پرداخت كمك نقدی چهارمیلیارد دلاری از دو كشور فوق شش میلیارد دلار دیگر در اختیار عراق گذاشته شود. با توجه به اینكه میزان صدور نفت عراق ۶/۲ میلیون بشكه در روز است، چنین پولی (۴۰ میلیارد دلار)، یك ثروت بادآورده برای تشدید جنگ علیه جمهوری اسلامی در اختیار این رژیم می گذارد.
همراه با این اقدامات طرح تشدید شده آمریكا برای كاستن از قدرت ایران جهت دفاع از خویش، وارد عمل شد. برای اجراء این هدف دو وسیله به كار گرفته شد كه نخست كاهش صادرات نفت ایران به كشورهای غربی بود. آمریكا و فرانسه خرید نفت خام ایران را به كلی تحریم كردند و آلمان نیز واردات نفت ایران را كاهش داد. صادرات نفت خام ایران به آمریكا كه در هشت ماه نخست سال ۱۹۸۷ به طور متوسط به روزی ۲۶۰ هزار بشكه رسیده بود در اكتبر كاملاًً قطع شد. آمریكا به ژاپن نیز فشار آورد تا او نیز چنین كند. ژاپن نخست صنایع خود را از خرید نفت خام ایران در بازار آزاد منع كرد و سپس مقرراتی وضع كرد تا واردات نفت از ایران را تا ۳۰ درصد كاهش دهد.
آمریكا همچنین عربستان و كویت را تشویق كرد بیشتر از سهمیه تعیین شده اوپك نفت تولید كنند به طوری كه قیمت ها در سال ۱۹۸۸ از بشكه ای ۱۲ تا ۱۵ دلار بالاتر نرود تا ایران ـ با توجه به تخفیف هایی كه می دهد ـ مجبور شود نفت خود را بشكه ای ۸ تا ۱۰ دلار بفروشد. این امر تضمین خواهد كرد كه ایران (حتی اگر موفق به صدور نفت بشود) پول كافی برای تأمین مخارج جنگی خود را به دست نیاورد در این حال كویت در روز ۸/۱ میلیون بشكه نفت عرضه می كند كه تقریباً دو برابر سهمیه اوپك ـ ۹۹۶ هزار بشكه ـ است. در جبهه سیاسی ـ دیپلماتیك، استراتژی آمریكا خواهان انزوای كامل ایران، نخست در جهان اسلام و سپس در جامعه بین المللی است و قتل عام مكه صرفاً برای اجراء قسمتی از این طرح انجام شد. خرابكاری در اوضاع داخلی ایران نیز از دیگر اهداف استراتژی آمریكا است و به منظور افزایش نارضایتی در میان مردم از طریق تشدید فعالیت های منافقین و دیگر عناصر آمریكا، در میان مردم از طریق تشدید فعالیت های منافقین و دیگر عناصر آمریكا، طراحی شده است. سرهنگ هیگینز یك مأمور برجسته آمریكا (مشاور واین برگر وزیر جنگ پیشین) به منظور مقابله با جنبش اسلامی در لبنان به این كشور فرستاده شد. اما دستگیری او به وسیله مسلمانان لبنان در فوریه گذشته یك شكست بزرگ برای فعالیت های جاسوسی و اطلاعاتی آمریكا در لبنان بود. كه به خسارت غیرقابل محاسبه ای كه با تصرف سفارت آمریكا در تهران و سپس دستگیری ویلیام باكلی، رئیس سیا در لبنان، (در شرایطی كه دو جامه دان پر از اسناد محرمانه با خود داشت) به سیا وارد شده بود، افزود. بر اساس مندرجات مطبوعات آمریكا، هیگینز به مراتب از باكلی با ارزش تر است و بازجوئی از او اطلاعاتی را آشكار خواهد كرد كه بر جریان سیاست آمریكا در خاورمیانه خساراتی شدید وارد می سازد. او از نزدیك با جنبش امل لبنان كار می كرد و مسئول هماهنگی فعالیت های آمریكا و امل بود تا در اجراء استراتژی آمریكا، حزب الله لبنان را از پای درآورد.
آخرین مرحله استراتژی شولتز انجام اقدام نظامی تهاجمی به وسیله رژیم عراق بود. این قسمت از سناریو قرار بود همزمان با «حمله زمستانی» كه ایران وعده انجامش را داده بود، آغاز شود. جبهه جنوبی از طرف آمریكا و شوروی به شدت تحكیم و تقویت شده بود تا حمله ایران به بصره با شكست روبرو شود، و سپس قرار بود نیروی هوائی عراق عملیات خود را آغاز كند. برای تقویت نیروی هوائی عراق مطابق استراتژی آمریكا قرار بود ۲۰۰ خلبان مصری برای تعلیم خلبانان عراقی و همچنین شركت در عملیات جنگی به عراق اعزام شوند. این قسمت از برنامه در ماه نوامبر گذشته با دیدار حسنی مبارك و پس از او مارشال ابوغزاله از بغداد عملی شد. بلافاصله پس از این دیدارها نخستین گروه ۷۰ نفری از خلبانان مصری وارد بغداد شدند.
آخرین مشكلی كه باید برطرف می شد یافتن راهی برای خنثی كردن موشك های از نوع «اسكادبی» ساخت ایران بود كه قدرت مرگبار خود را به اثبات رسانده بود. اگر چه بغدادنیز تعداد زیادی موشك «اسكادبی» داشت اما به دلیل اینكه این موشك ها تنها می توانستند به شهرهای مركزی جنوب ایران برسند، تأثیر آنها محدود بود. یا موشك هایی با برد دورتر لازم بود، یا برد موشكهای موجود می بایست افزایش می یافت. در حالی كه ظاهراً نه آمریكا و نه شوروی علاقه ای به فروش موشك های دوربرد به عراق نداشتند. تا اواسط ژوئن ۱۹۸۷ آمریكا گروهی از كارشناسان موشكی خود را از مركز فرماندهی موشكی ارتش آمریكا در «هانتزویل آلاباما» به عراق اعزام كرده بود و این گروه به افزایش برد موشك های «اسكادبی» و الحاق «بوستر» (تقویت كننده) به آنها انجام شد. تنها كار باقیمانده جلب موافقت مسكو بود كه در دیدار گورباچف ـ ریگان در ماه دسامبر گذشته به دست آمد. بنابراین مرحلة نهائی استراتژی شولتز در اوائل ژانویه سال جاری عملی شد.»


منبع:
dowran.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما