آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۳۶
بازديد روز قبل: ۴۱۳
بازديد هفته: ۳۰۴۰
بازديد ماه: ۶۷۹۰
بازديد کل: ۶۲۸۱۶۳۱
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مقالات حقوقي > حقوق محيط زيست > ۱۳۹۳/۰۳/۱۹
۵۰۶ بازدید
 
   

فقه محیط زیست


آیت الله دكتر سید مصطفی محقق داماد
به رغم آنكه منابع اولیه برای طرح بحث مستقل در باب محیط زیست و صدور فتاوای زیست محیطی در منابع اسلامی فراوان وجود داشته، با كمال تأسف در كتب فقهی بابی بدین عنوان اختصاص نیافته و این گونه فتاوا به نحو صریح در ابواب پراكنده بسیار اندك است. شاید علت عمده توجه فردنگرانه به ادله فقهی بوده است. در حالی كه هر یك از دلائل را می توان با نگاهی دیگر تفسیر نمود. در اینجا می خواهیم فقط به عناوینی كه لازم است مورد بحث قرار گیرد، اشاره كنیم و در فضایی مستقل به تفسیر آن بپردازیم:
الف) ماهیت فقهی منابع زیست محیطی
منابع زیست محیطی به تمام منابعی اطلاق می شود كه انسان به طور مستقیم و غیرمستقیم به آن وابسته است و زندگی و فعالیتهای او در ارتباط با آن قرار دارد. بسیاری از این منابع از مصادیق عنوان «اموال» و جزء حقوق اموال انسانهاست و هرچند بسیاری از آنها مال محسوب نمی شود؛ ولی بی تردید به نحوی از حقوق انسانها هستند و تجاوز به آنها آثار فقهی ـ حقوقی دارد؛ مثلاً داشتن محیط امن صوتی یكی از حقوق مردم است و ایجاد آلودگی صوتی به یقین تجاوز محسوب و در برخی شرایط موجب ضمان و مسئولیت مدنی خواهد بود.
ب) مالكیت منابع زیست محیطی
در قرآن مجید آیات بسیاری مرتبط با محیط زیست وجود دارد و هرچند بسیاری از آنها را نمی توان در استنباط احكام مورد استدلال قرار داد و به اصطلاح در زمره آیات الاحكام نمی باشند، ولی آیاتی كه با نگاهی دیگر می تواند در این خصوص به كار آیند نیز اندك نیستند. ما آیاتی از قرآن مجید كه احكامی را می توانیم مرتبط با مسائل زیست محیطی از آنها استنباط كنیم، در زیر مورد تحلیل و بررسی قرار می دهیم.
آیات مربوط به مالكیت منابع زیست محیطی
ـ استعینوا بالله و اصبروا إنّ الارض لله یورثها من یشاء من عباده و العاقبه للمتقین: از خدا یاری جویید و پایداری ورزید، كه زمین از آن خداست، آن را به هركس از بندگانش كه بخواهد، می دهد و فرجام [نیك] برای پرهیزگاران است. (الاعراف: ۱۲۸)
ـ و الارض وضعها للأنام: [خداوند] زمین را برای مردم نهاد. (الرحمن:۱۰)
ـ الله الذی خلق السموات و الارض و أنزل من السماء ماء فأخرج به من الثمرات رزقاً لكم و سخّر لكم الفُلك لتجری فی البحر بأمره و سخّر لكم الأنهار: خداست كه آسمانها و زمین را آفرید، و از آسمان آبی فرستاد، و به وسیله آن از میوه ها برای شما روزی بیرون آورد، و كشتی را برای شما رام گردانید تا به فرمان او در دریا روان شود، و رودها را برای شما مسخّر كرد. (ابراهیم:۳۲)
ـ الذی جعل لكم الأرض مهداً و سلك لكم فیها سبلاً و أنزل من السماء ماء فاخرجنا به أزواجاً من نبات شتّی: همان كسی كه زمین را برایتان گهواره ای ساخت، و برای شما در آن، راهها ترسیم كرد و از آسمان آبی فرو آورد، پس به وسیله آن رُستنی های گوناگون، جفت جفت بیرون آوردیم. (طه:۵۳)
ـ اُعبدوالله ما لكم من إله غیره هو أنشاكم من الارض و استعمركم فیها فاستغفروه ثم توبوا إلیه إنّ ربی قریب مجیب: خدا را بپرستید. برای شما هیچ معبودی جز او نیست. او شما را از زمین پدید آورد و در آن شما را استقرار داد. پس، از او آمرزش بخواهید، آنگاه به درگاهش توبه كنید، كه پروردگارم نزدیك [و] اجابت كننده است. (هود:۶۱)
ـ الله الذی سخّر لكم البحر لتجری الفُلك فیه بأمره و لتبتغوا من فضله و لعلكم تشكرون: خدا همان كسی است كه دریا را به سود شما رام گردانید، تا كشتی ها در آن به فرمانش روان شوند، و تا از فزون بخشی او [روزی خویش را] طلب نمایید، و باشد كه سپاس دارید. (جائیه:۱۲)
ـ و سخّر لكم ما فی السماوات و ما فی الارض جمیعاً منه إنّ فی ذلك لآیات لقوم یتفكرون: آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، به سود شما رام كرد، همه از اوست. قطعاً در این [امر] برای مردمی كه می اندیشند نشانه هایی است. (جائیه:۱۳)
از مجموع آیات فوق استفاده می شود:
۱ـ مالكیت حقیقی منابع زیست محیطی متعلق به خداست.
۲ـ خداوند آن را در اختیار بشر قرار داده است.
۳ـ منظور از بشر، نوع بشر است نه فقط بشر زمان حاضر.
۴ـ غرض الهی از این امر حفظ منابع و بهره گیری در حد نیاز است.
اقسام مالكیت در حقوق اسلامی
در حقوق اسلامی مالكیت بر سه نوع است:
الف) مالكیت شخصی: عبارت است از كلیه اموالی كه برحسب اسباب شرعیه در مالكیت افراد و اشخاص اعم از حقیقی و یا حقوقی قرار دارد و آنان می توانند هرگونه تصرفی در آنها بنمایند.
ب) مالكیت دولتی: عبارت است از اموالی كه در اختیار مدیریت مشروع برای تمشیت و اداره امور مردم قرار دارد. این اموال برابر مقررات توسط مدیریت نقل و انتقال می شود.
ج) مالكیت ملی: عبارت است از اموالی كه متعلق به كل ملت است و قابل نقل و انتقال نمی باشد. این اموال هم در اختیار مدیریت مشروع است؛ ولی منافع آنها برداشت می شود و عین آنها همیشه باید باقی بماند.
منابع زیست محیطی در حقوق اسلامی برخی از قسم دوم و برخی از نوع سوم اند. انفال از قسم دوم محسوب اند و بسیاری اراضی از قسم سوم.
انفال
در خصوص انفال در قرآن مجید چنین بیان شده است: «یسئلونك عن الأنفال. قل الانفال لله و الرسول فاتقوا الله و أصلحوا ذات بینكم و أطیعوا الله و رسوله إن كنتم مؤمنین: [ای پیامبر،] از تو درباره انفال می پرسند، بگو: «انفال اختصاص به خدا و فرستاده [او] دارد. پس، از خدا پروا دارید و با یكدیگر سازش نمایید، و اگر ایمان دارید از خدا و پیامبرش اطاعت كنید.» (انفال:۱)
در تعریف انفال روایات زیادی وارده شد كه اهل بیت(ع) برای ما بیان فرموده اند از جمله روایتهای داوود بن فرقدوحماد از امام صادق(ع)است.۱ فقها به استناد روایات چنین برشمرده اند: تمام دره ها، جنگل ها، كوهها، نیزارها، بیشه های طبیعی، دریاها، دریاچه ها، نهرها و رودخانه ها و سواحل آنها و معادن، صحاری و جو (هوا)۲«انفال» به نص صریح قرآن مجید متعلق به خدا و رسول(ص) است. به نظر فقیهان اسلامی انفال در زمان حضور معصوم در اختیار معصوم و در زمان غیبت، در اختیار حكومت مشروع می باشد.
در قانون اساسی ایران پس از انقلاب اسلامی و تشكیل جمهوری اسلامی در اصل ۴۵ چنین مقرر گردید: «انفال و ثروتهای عمومی از قبیل زمینهای موات یا رها شده، معادن، دریاها، دریاچه ها، رودخانه ها و سایر آبهای عمومی، كوه ها، دره ها، جنگل ها، نیزارها، بیشه های طبیعی، مراتعی كه حریم نیست، ارث بدون وارث، و اموال مجهول المالك و اموال عمومی كه از غاصبین مسترد می شود، در اختیار حكومت اسلامی است تا بر طبق مصالح عامه نسبت به آنها عمل نماید. تفصیل و ترتیب استفاده از هر یك را قانون معین می كند.»
همان طور كه ملاحظه می كنید، آنچه در قانون اساسی ایران آمده دقیقاً همان است كه در منابع فقهی توسط فقیهان تصریح شده جز این كه معلوم نیست چرا «جو ـ هوا» توسط برخی فقیهان معاصر مطرح شده،۳ نادیده گرفته شده، در حالی كه به یقین «هوا و فضا» جزء ثروتهای عمومی محسوب می شود و اختیارش به دست حاكم است.
حقوق و تكالیف مدیریت با اموال عمومی
نكته قابل توجه اینكه رابطه انفال را با خدا و پیامبر(ص) با رابطه ای كه حاكمیت و مدیریت مشروع عرفی با این دست از اموال دارد، نباید یكسان دانست. به یقین رابطه اموال عمومی با مدیریتهای عادی رابطه حق و تكلیف است؛ یعنی از طرفی هیچ كس جز مدیریت مشروع حق مداخله ندارد و از طرف دیگر مدیریت موظف و مسئول حفظ و صیانت اموال عمومی و هزینه كردن به مورد و به جاست. متأسفانه این نكته معمولاً از انظار مغفول می گردد. بیشتر نویسندگانی كه در زمینه انفال قلم زده اند، صرفاً به احصای اقلام بسنده كرده و سپس به این نكته پرداخته اند كه در قانون اساسی انفال در اختیار حكومت قرار داده شده است، ولی از اینكه حكومت نسبت به حفظ این منابع چه وظیفه ای دارد، سخنی به میان نیاورده اند.
مدیریت در تصرف در انفال مطلق العنان نیست و حدود اختیاراتش در تصرف در انفال و موارد هزینه آن كاملاً محدود است.
مدیریت اولاً موظف به حفظ و صیانت از تجاوز متجاوزان است، ثانیاً مجاز نیست كه انفال را به نسل خاصی اختصاص دهد و بیش از نیاز اجازه بهره برداری صادر نماید. هیچ كس بدون اجازه مدیریت، مجاز به تصرف در هوا و زمین و جنگل و آبهای عمومی و... نیست و متقابلاً مدیریت، در حفظ انفال مسئولیت دارد.
بنا به مراتب اولین مسئول نسبت به منابع زیست محیطی قدرتهای مدیریتی هستند كه باید در مقابل ملتها پاسخگو باشند. چنانچه در حفظ آنها كوتاهی كرده و یا بالعكس با صدور اجازه بهره برداری بی رویه و غیرمعقول موجبات تخریب جنگل های كشور را فراهم آورده باشد و یا مستقیماً دست به اقداماتی زده كه موجب تضییع منابع زیست محیطی شده اند، در مقابل ملت مسئول خواهد بود. امروزه كه حفظ برخی منابع زیست محیطی به دست شورای شهرها و شهرداری ها سپرده شده، براساس مسئولیتی كه دارند، اقتضا می كند كه همه ساله بیلان صدور اجازه واگذاری هوای شهر تحت عنوان تراكم فروشی را در اختیار شهروندان بگذارند و اعتراضات مردم را پاسخگو باشند.


حفظ و صیانت جنگل ها و مراتع عمومی


جنگل ها و مراتع كه از رئوس انفال و ثروتهای عمومی هستند به یقین نقش عمده در محیط زیست سالم بشری دارند. این منابع به گونه های مختلف مورد آسیب قرار دارند. از سویی اقدامات دولتی برای توسعه های شهری و كشوری تماس با این منابع عظیم دارند و از سوی دیگر این منابع همیشه مورد چشم داشت افراد و اشخاصی بوده كه به قصد سودجویی و تكاثر ثروت آشكارا و مخفیانه به بریدن درختان دست می یازند، گاه جنگل را تبدیل به زمین زراعی و گاه مستقیماً به احداث ساختمان و ویلا مبادرت می ورزند.


دولتها اولاً در تصمیمات توسعه ای باید كاملاً محتاط باشند و هرگز مصالح ملی را فدای مصلحت اندیشی موردی و انفعالی ننمایند و این گونه تصمیمات چنان باید حساب شده باشد كه همواره خود را آماده پاسخگویی به آحاد ملت ملاحظه كنند و ثانیاً با تمام قوا برای قطع دستان خائنان به زیست انسانها و متجاوزین به منابع زیست محیطی ملت بیدار و هوشیار باشند. با كمال تأسف نگاهی هرچند اجمالی، به سرگذشت جنگل های كشورمان حیرت زا و غم انگیز است.


«سازمان جهانی خواروبار و كشاورزی (فائو) در گزارشی اعلام كرد در ایران هر سال ۶۵۰۰ هكتار از مناطق جنگلی بر اثر آتش سوزی نابود می شود. این رقم معادل ۰۶/۰ درصد كل مناطق جنگلی ایران است. بدین ترتیب هر سال ۰۶/۰ درصد از مناطق جنگلی ایران بر اثر آتش سوزی از بین می رود.»۴


«در حال حاضر سطح پوشش جنگلی در كشور ایران ۷/۵ درصد می باشد. سرانه جنگل در جهان ۸/۰ هكتار است؛ ولی در ایران ۲/۰ هكتار، بنابراین ایران یكی از كشورهایی است كه از لحاظ منابع جنگلی بسیار فقیر می باشد. سطح جنگل های كشور ایران از ۴۰ سال گذشته تا كنون حدود ۱۱ درصد كاهش را نشان می دهد و به گفته كارشناسان جنگل، بیشترین تخریب بعد از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفته است.»۵


در گزارش شماره ۱۴۵ معاونت پژوهشهای روابط بین الملل مركز مطالعات راهبردی وابسته به مجمع تشخیص مصلحت/ گروه مطالعاتی توسعه پایدار و مــحیــط زیســت آمده است: «طبق آمارهای موجود در خلال چند دهه گذشته، جنگل های كشور از حدود ۱۸ میلیون هكتار به ۲/۱۴ میلیون هكتار و سطح جنگل های شمال نیز از حدود ۴/۳ به ۹/۱ میلیون هكتار كاهش یافته است. این نكته حائز اهمیت است كه ایران بین ۵۶ كشور دارای جنگل در جهان، مقام ۴۵ را داراست.


با توجه به جمعیت كشور در حال حاضر، سهم هر ایرانی ۲/۰ هكتار می باشد و بدیهی است كه با توجه به سرانه جهانی جنگل (۸/۰ هكتار)، این میزان از فقر و كمبود شدید كشور ما در این زمینه حكایت دارد. لازم به توضیح است كه ایران به دلیل قرار گرفتن در كمربند خشكی جهان، به لحاظ تراكم پوشش گیاهی بسیار فقیر می باشد؛ اما به دلیل تنوع شرایط اقلیمی، جغرافیایی و خاك شناسی از تنوع زیستی قابل ملاحظه ای برخوردار می باشد و از نظر تعداد گونه های گیاهی در زمره كشورهای غنی جهان به لحاظ تنوع گیاهی طبقه بندی می شود.»۶


دریاها، سواحل و آبهای عمومی


مالكیت دریاها و سواحل و آبهای عمومی نیز همانند جنگل ها از انفال و در اختیار حكومت است؛ ولی واژه «در اختیار بودن» پیام آور كوله باری از مسئولیت و تكالیف است. زیرا در اینكه آب نه یكی از منابع بلكه منبع اصلی حیات بشری است، هیچ كس تردید ندارد و شاید از بدیهیات آگاهیهای بشری به شمار آید. در آرم وزارت نیرو آیه شریفه زیر همواره مقابل چشمان ماست كه خدای بزرگ فرموده است: «و جعلنا من الماء كُلّ شیءٍ حیّ». (انبیاء: ۳۰) معمولاً مترجمان قرآن آیه فوق را بدین عبارت ترجمه كرده اند: «و هر چیز زنده ای را از آب قرار دادیم»۷ و یا: «و هر موجود زنده ای را از آب آفریدیم.»۸ به نظر ما ترجمه بهتر چنین است: «آب را مایه حیات موجودات قرار دادیم.»


در آیه دیگر فرموده است: «و انزلنا من السماء ماءاً فانبتنا فیها من كل زوجٍ كریم: از آسمان آب فرو فرستادیم، سپس در زمین از هر موجودی زوج رویاندیم. (لقمان:۱۰)و در آیه دیگر: «الله الذی من السماء ماءً فأحیا به الارض بعد موتها: اوست خدایی كه از آسمانها آب فرو فرستاد، پس زمین را بعد از مرگش زنده كرد). (نمل: ۶۵)


در مقاله «جمعیت، محیط زیست، آینده» آمده است: «كره زمین را محیطی آبی به نام هیدروسفر (كره آب) پوشانده است. هیدروسفر شامل اقیانوسها، دریاها و همه منابع آبی دیگر است. آب، محل ظهور و شكل گیری زیست و ماده حیاتی تمام ارگانیسم های زنده روی زمین است و به طور كلی، مكانیسم پیچیده حیات، بدون آب و به ویژه آب شیرین ممكن نخواهد بود.»۹ حفظ دریاها و به طور كلی حفظ آب از چند جهت است:


اولاً: صیانت از تجاوزات مادی به حریم دریاها و آبهای عمومی؛


ثانیاً: جلوگیری از آلودگیهای آنها. آلودگی آب نه فقط مستقیماً مایع آشامیدنی را از انسانها سلب می كند، كه حیات گیاهان و سیار موجودات ذی حیات را به خطر می افكند. آلوده شدن گیاهان نیز موجب از دست رفتن منبع دیگری از حیات انسانی است.


ثالثاً: جلوگیری از مصرف بی رویه آب.


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. الوسائل: ج۶، ص۳۷۲.


۲. ر.ك: حسینعلی منتظری، نظام الحكم فی الاسلام، ص۴۸۵، و نیز همو: الخمس و الانفال. ۴۹۱.


۳. منتظری، همان.


۴. سایت فصل سبز ـ http://sasan۱۱.blogfa.com/post-۷۱۳.aspx


۵. گزارش روزنامه ایران، شماره ۳۸۷۸.


۶. تاریخ: مهر ۱۳۸۶ نویسنده: دكتر صدیقه ببران.


۷.ترجمه قرآن آیت الله مكارم شیرازی.


۸. ترجمه قرآن آیت الله مشكینی.


۹. محمدباقر صدوق، «جمعیت، محیط زیست، آینده»، فصلنامه محیط زیست، شماره۳، ۱۳۸۰، ص۱۰.
 


ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، آلودگی آب را، آمیختن مواد خارجی به آب به میزانی كه برای موجودات و گیاهان زیان آور باشد، بیان كرده است. همچنین بند۲ ماده ۱ آیین نامه جلوگیری از آلودگی آب مصوب ۱۳۷۳ مقرر می دارد: «آلودگی آب عبارت است از تغییر مواد محلول و یا معلق و یا تغییر درجه حرارت و دیگر خواص فیزیكی، شیمیایی و بیولوژیكی آب در حدی كه آن را برای مصرفی كه برای آن مقرر است، مضر یا غیرمفید سازد.»


در دستور العمل مصوب ۲۰۰۴ اتحادیه اروپا نیز خسارت به آب این گونه تعریف شده است: «خسارت به آب عبارت است از: هر نوع خسارتی كه به طور آشكار بر وضعیت اكولوژیك، شیمیایی و یا كیفی و یا بالقوه اكولوژیك آبهای مندرج در دستورالعمل ۲۰۰۰/۶۰/EC تاثیر نامطلوب و زیانبار می گذارد.»۱۰


آلودگی دریاها، آلودگی خلیج ها و آلودگی رودخانه ها از انوع آلودگیها به شمار می روند كه آلودگی دریایی از مهمترین آنهاست. آلودگی دریاها در یك تقسیم بندی، شامل آلودگیهای هسته ای، حرارتی و فاضلابهای شهری و صنعتی می گردد. دفع پسماندهای هسته ای در اعماق زمین كه از سال ۱۹۴۶ معمول شده، روش اطمینان بخش نمی باشد؛ زیرا پوسیدگی تدریجی و نشت آب از محفظه ها و هم چنین سیل و زلزله و آتشفشان ها می تواند این پسماندها را برروی زمین بیاورد و محیط زیست را آلوده و مسموم نماید.


عمر و بقای تركیبات هسته ای در صورت ورود به آب دریا طولانی می باشد؛ به عنوان مثال، پلوتونیوم ـ ۲۳۹ كه امروزه در جهان از نظر استراتژیكی بسیار با اهمیت است، دارای عمر ۲۴۴۰۰ سال می باشد و بنابر این قادر است به طور وحشتناكی برای قرنهای متمادی، محیط را آلوده نماید. بنابر این یكی از عناصر رادیو اكتیو بسیار خطرناك، پلوتونیوم می باشد. بعد از ورود پلوتونیوم به محیط زیست از جمله دریاها، این عنصر وارد زنجیره غذایی شده و در نهایت می تواند وارد بدن انسان شود.


از دیگر آلودگی دریاها كه در خشكی واقع شده اند، آلودگی ناشی از تأسیسات و نیروگاه های فسیلی یا آلودگی حرارتی می باشد. احداث این نیروگاهها فسیلی یا آلودگی حرارتی می باشد. احداث این نیروگاهها و همچنین نیروگاههای هسته ای در امتداد جریانهای آبی و سواحل می تواند اكوسیستم آبی را تغییر داده و به خطر بیندازد و موجب گرم شدن آبها و از بین رفتن موجودات دریایی گردد. آلودگی خانگی و صنعتی هم از منابع آلودگی دریاها به شمار می رود؛ زیرا تخلیه زباله های شهری و انتقال فاضلابهای شهری در دریاها و رودخانه ها، محیط زیست را آلوده می سازند.


از منابع آلودگی واقع در دریاها، حمل و نقل مواد نفتی و هسته ای، اكتشاف و بهره برداری از بستر یا ساحل دریا برای استخراج نفت، فوران احتمالی چاههای نفت، برخورد نفتكش ها و غرق شدن آنها، حمله نظامی به نفتكش ها و سكوهای نفتی، انفجار چاههای نفت بر اثر جنگهای پی درپی و ... می باشد. به طوری كه بزرگترین آلودگی نفتی در جریان اشغال كویت توسط عراق روی داد كه براثر آتش زدن چاههای نفت از سوی عراق، روزانه ۴ تا ۶ میلیون تن نفت سوخت و یا وارد منطقه شد. میزان آلودگیهای خلیج فارس ۴۷ برابر بیش از حد متوسط اعلام شده است، به طوری كه گفته می شود آلودگی نفتی ناشی از اشغال كویت در سال ۱۹۹۱، تا ۲۰۰ سال دیگر برطرف نخواهد شد.۱۱


بنابر این، ورود مواد زائد صنعتی، كشاورزی، شیمیایی و مسموم كننده به منابع آبی، آلودگی آن را باعث شده است. آب هایی كه به علل مختلف آلوده می شوند، افزون بر این كه بهداشت، سلامت و محیط زیست انسان ها را به خطر می اندازند، حیوانات و گیاهان را نیز با مشكلات و مخاطرات زیستی مواجه می سازند.۱۲


انسانها با آلوده ساختن آبها، حیات خویش را به صورت جدی تهدید كرده اند. در كشور خودمان وضعیت آلودگی دریاها و آبهای عمومی وضعیت اسفباری دارد. در این رابطه كارشناسان ارشد شیلات جهاد كشاورزی مازندران به همشهری چنین گفته است:


«سرازیر شدن انواع پسابهای صنعتی به ویژه نفت و فرآورده ها و سموم، با آلوده ساختن آب دریا، حیات آبزیان را نیز به خطر انداخته است. ماهیان خاویاری خزر یكی از با ارزشترین گونه های دریایی جهان هستند اما به دلیل وجود مشكلات فراوان ذخایر این مروارید سیاه در حال انقراض است. فسیل ماهی یا بلوگا، تاس ماهی روسی یا چالباشی تاس ماهی ایرانی یا قره برون ماهی، ماهی شیب، ماهی ازن برون یا سورگا گونه های اصلی ماهیان خاویاری دریای خزر هستند كه در واقع این گونه ماهیان هم عصر دایناسورها محسوب می شوند و به فسیل زنده مشهورند كه توانسته اند تاكنون در دریای مازندران زیست كنند».۱۳


«و انزلنا من السماء ماءاً طهورا: از آسمان آب پاكیزه، فرو فرستادیم.(فرقان:۴۸) واژه طهور را كه در صیغه مبالغه آمده، شاید نتوان به فارسی برگردان نمود؛ زیرا یعنی آب ذاتاً پاك و پاك كننده نیز می باشد. این واژه می رساند كه منبع پاكیها آب است. زیاده روی در مصرف آب و بهره برداری های بی رویه نیز یكی دیگر از اشكال عدم صیانت از این منبع حیاتی است. این نعمت بزرگ كه متعلق به همه بشریت است، نباید با هدر دادن آن، وسایل كفران این نعمت را فراهم آورد.


قرآن كریم در جای دیگر می فرماید: «افرایتم الماء الذی تشربون أانتم انزلتموه من المزن ام نحن المنزلون لو نشاء جعلناه اجاجا فلولا تشكرون: آیا آبی را كه می نوشید دقت كرده اید؟ آیا شما آن را از ابر فرو فرستادید یا ما؟ اگر بخواهیم، آن را شور قرار می دهیم؛ پس چرا سپاس نمی گویید؟» (واقعه:۶۹)


تفسیر یك آیه قرآن در خصوص تخریب محیط زیست


قرآن مجید در سه آیه به تخریب كنندگان محیط زیست اشاره كرده است، به شرح زیر:


ـ و من الناس من یُعجبك قوله فی الحیوه الدنیا و یشهد الله علی ما فی قلبه و هو الدّ الخصام. (بقره:۲۰۴)


ـ و اذا تولّی سعی فی الارض لیُفسد فیها و یِهلك الحَرث و النسل و الله لا یحب الفساد. (بقره: ۲۰۵)


ـ و اذا قیل له اتق الله اخذته العزة بالاثم، فحسبه جهنم و لبئس المهاد. (بقره: ۲۰۶)


دو آیه نخستین را اكثر مترجمان و مفسران چنین تفسیر كرده اند كه بعضی از انسانها كسانی هستند كه چنان سخن می گویند كه شما از گفتارشان در زندگانی دنیا خوشتان می آید و گواه می آورند خدا را بر آنچه در دلشان است؛ در حالی كه [دروغ می گویند]. آنها دشمن ترین افراد هستند. [این افراد شعار اصلاح می دهند] ولی وقتی از مخاطبان دور می شوند، به فساد محیط زیست می پردازند و حرث و نسل را تباه می سازند.


در این ترجمه و تفسیر واژه «تولی» به پشت كردن و منصرف شدن و از مخاطبان دور شدن تفسیر شده است؛ ولی مرحوم محمد جواد مغنیه در تفسیر الكاشف می نویسد: ۱۴«مفسران در معنای كلمه تولی اختلاف كرده اند كه آیا مفهوم آن انصراف و روگردانی است تا معنای جمله چنین شود كه آن شخصی كه ادعای اصلاح می كند، وقتی از نزد مخاطبانش جدا می شود، تلاش می كند كه در زمین فساد كند یا آنكه معنای كلمه تولی ولایت و سلطنت است تا معنای جمله آن شود كه: وقتی آن شخص مدعی اصلاح به قدرت می رسد و والی مردم می گردد، همان كاری را می كند كه والیان سوء آن می كنند. كار والیان سوء هلاك حرث و نسل است.»


نویسنده تفسیر الكاشف پس از طرح دو معنی از قول رشید رضا، نظر مرحوم استادش محمد عبده را نقل می كند كه ایشان معنی دوم یعنی به قدرت رسیدن را ترجیح داده است و برای نظر خود قرینه ای از قرآن آورده كه انصافاً قرینة جالبی است. آن قرینه آیة بعد این آیه می باشد كه بلافاصله آمده است و می فرماید:


«و اذا قیل له اتق الله اخذته العزة بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد: هرگاه [از راه پند و اندرز] به او گفته شود: از خدا بترس [فساد و تباهكاری مكن] تكبر و سركشی، او را به گناه وادار سازد [وكوشش او در فساد بیشتر گردد] پس دوزخ او را كافی است [كه كیفر كردارش باشد] و دوزخ بد آرامگاهی است.» (بقره: ۲۰۶)


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱۰. DIRECTIVE ۲۰۰۴/۳۵/CE of THE EUROPEAN PARLIAMENT AND do THE COUNCILof ۲۱ April۲۰۰۴ on environmental libility with regard to the prevention and remedying of environmental damage, at: official journal of the European union, article z(۱) (b),


۱۱. اصغر جعفری ولدانی، ایران و حقوق بین الملل، تهران، موسسه فرهنگی و انتشاراتی پازینه، ۱۳۸۰، ص۲۴۲. نقل از رساله دكتری آقای انتظاری تحت عنوان «مسئولیت مدنی ناشی از خسارات زیست محیطی»، به راهنمایی، سیدمصطفی محقق داماد.


۱۲. سیدمرتضی اعتضاد و زهرا ملك چشم سیاه، «آب و بیماری ها» فصلنامه محیط زیست، جلد هشتم، شماره۳، ۱۳۷۵، ص۷۳.


۱۳. روزنامه همشهری، شماره ۱۵۰، بهمن ۱۳۹۲.


۱۴. المغنیه، محمد جواد، تفسیر الكاشف، ج ۱، ص ۳۰۹.
محمد عبده می گوید: این آیه صراحت دارد كه مربوط به حاكمان مستبد و نامشروع است. حاكم مستبد است كه از روی تكبر و استكبار هرگز اجازه نمی دهد دیگران به او تذكر دهند و او را به راه صلاح بخوانند و از فساد و خطا تحذیر كنند؛ زیرا از نظر روانی قدرت برای او این ذهنیت را فراهم ساخته كه فكر می كند رأی و نظر او خطا ناپذیر است. فكر می كند همان طور كه بالاترین قدرت از آن اوست، عقل و درایت او نیز از همه بالاتر است. چه برسد به اینكه اجازه دهد كسی به او بگوید: از خدا بترس!


به نظر می رسد این تفسیر با سیاق آیات و تجربة سیاسی بشری بیشتر منطبق است. تاریخ به این امر گواهی می دهد كه بسیاری از افراد قبل از رسیدن به قدرت برای جلب نظر و رضایت مردم آنان را به احیا، عمران بلاد، اصلاحات زیست محیطی وبهینه ساختن زندگی وعده می دهند. وعده ها به گونه ای غیرمنتظره و امید بخش است كه اعجاب و حیرت آور و از طرفی موجب سرور و خوشحالی است. مردم از این گونه بیانات خوششان می آید. [یعجبك] از مادة اعجاب است. «اعجب الشیء فلانا: اذا عجب منه و سر» به عقیدة راغب استعمال آن در سرور به طور استعاره است. «كمثل غیث اعجب الكفار نباته».(حدید: ۲۰) ممكن است در این اعجاب شادی هم منظور باشد یعنی مانند بارانی كه روییدنی یا رویاندن آن زارعان را به تعجب و شادی آورد. به هر حال این افراد از این رهگذر به قدرت می رسند؛ ولی پس از رسیدن به قدرت، با كوتاهی در انجام وظیفه نه تنها آبادانی نمی كنند بلكه در دوران قدرت آنان فساد و تخریب منابع طبیعی افزون می گردد.


نكتة جالب این است كه در این آیة شریفه هلاك نسل عطف به هلاك «حرث» شده است. «حرث» یعنی زراعت.۱ هلاك نسل یعنی نسل كشی و ارتباط آن با هلاك حرث و متأخر از آن گویی رساننده آن است كه تخریب منابع سبز منتج به هلاكت انسان ها خواهد بود و هر دو نتیجة فساد در زمین است.


جالبتر اینكه موضوع سخن الهی حیات دنیا یعنی زندگی دنیوی است و شخصی كه با سخنان دروغین و مردم پسند جلب توجه و خشنودی مردم را فراهم ساخته، دقیقاً وعده های بهینه سازی زندگی و ایجاد رفاه و محیط سالم به آنان داده است. در حالی كه پس از وصول به قدرت سعی در سرزمین می كند (سعی فی الارض). سعی در سرزمین به این معناست كه چنین شخصی اصل را گسترش قدرت و توسعة سرزمین قرار می دهد نه خدمت به مردم. این انگیزه موجب فساد و تباهی منابع ثروت ملی می گردد و از این رهگذر زبان به مال و جان انسان ها وارد می شود، در حالی كه فساد مبغوض خداوند است. «والله لایُحب الفساد».


در آیة بعدی می فرماید: «و إذا قیل له اتق الله اخذته العزه بالاثم فحسبه جهنم و لبئس المهاد» (بقره: ۲۰۶) نگارنده برای جملة فوق تفسیری دارد كه شاید اندكی با سایر تفاسیر متفاوت باشد. در آیه شریفه دو نكته وجود دارد كه باید بدان توجه نمود. نكتة اول اینكه كلمة «اذا قیل» می رساند كه تخریب محیط زیست توسط مركز قدرت موجب اعتراض مردم می گردد و از او می خواهند كه چنین كردارهایی را انجام ندهد. نكتة دوم نحوة برخورد مركز قدرت با اعتراض مردم است. قرآن مجید این نكته را «اخذته العزة بالاثم» بیان فرموده است.


در تفسیر این جمله دو احتمال وجود دارد: یكی اینكه كلمة «بالاثم» كه همراه حرف جر «ب» می باشد، از نظر ادبی متعلق به «اخذته» باشد؛ و دیگر اینكه متعلق به «عزه» باشد. فرض این است كه شخص به قدرت رسیده نوعی عزت و هیبت برای خویش می پندارد. در معنای دوم مفاد عزت از روی گناه به معنای عزت فراهم شده از طریق نامشروع است، و مفاد جمله آن است كه وقتی مردم با اعتراض به چنین شخص مفسد و مخرب منابع زیست محیطی، می گویند از خدا پروا كن، غروری كه از رهگذر قدرت غیر مشروع برای وی فراهم آمده، او را فرا می گیرد و به مردم اعتنا نمی كند و سرانجام جهنمی برای خویش تدارك می بیند؛ ولی در معنای اول «اخذ بالاثم» یعنی ارتكاب اعمال زشت؛ و مفاد جمله آن است كه وقتی مردم به وی اعتراض می كنند، با مشت آهنین با آنان برخورد می كند و به معترضان آزار و اذیت روا می دارد.


درست است كه در این آیه حال صاحبان قدرتی بیان شده كه با افعال مثبت به تخریب منابع می پردازند و واژة «سعی» نیز حكایت از آن دارد، ولی ناگفته پیداست كه از نظر حقوقی در مسئولیت ـ اعم كیفری و مدنی ـ تفاوتی میان فعل مثبت و منفی وجود ندارد؛ یعنی همان طور كه چنانچه شخصی كه بر اریكة قدرت تكیه می زند برای ایجاد رعب و وحشت در میان مردم به انگیزة مطیع و منقاد ساختن مردم، دست به ویران سازی منابع حیاتی بزند، مراتع، جنگل ها، و مزراع را به آتش بكشد، دریاها را آلوده سازد و حیوانات را بكشد. چنین شخصی مصداق این آیة شریفه و سرانجامش آتش است كه بی گمان بد جایگاهی است. همچنین اگر شخصی كه به مناسبت مسئولیت مدیریت حفظ منابع طبیعی و زیست محیطی ملی به دست وی سپرده شده و ملت به خیال آنكه او بیدار است و با كمال آگاهی و اطلاع منافع ملی را ملحوظ نظر دارد، چنانچه به انگیزه های غیرملی مبادرت به اقداماتی كند كه موجب تخریب منابع ملی گردد و یا بر اثر كوتاهی و تقصیر چنین موجباتی فراهم شود، هر چند كه مباشر امر سود جویان و فرصت طلبان تكاثر طلب باشند، تفاوتی در مسئولیت نمی كند و سرانجام «فحسبه جهنم وبئس المهاد» شامل حال اوست. هرگز نباید از این نكته غافل بود كه همواره چنین نیست كه مباشر مسئول و سبب بی گناه باشد؛ زیرا چه بسا در مواردی، و از جمله همین مورد، به یقین سبب اقوای از مباشر است.


حفظ منابع زیست محیطی در روایات


در روایات اسلامی، روایات زیادی در مورد رعایت منابع زیست محیطی و اجتناب از آلوده سازی آنها وارد شده است. به دو نمونه توجه كنید:


۱ـ امام صادق(ع) فرمود: «لاتطیب السكنی الا بثلاث: الهواء الطیب، الماء الغزیر العذب و الارض الخواره: محیط زیست بدون سه عامل گوارا نیست: هوای پاك، آب گوارا و زمین حاصل خیز.»۲


۲ـ امام صادق(ع) فرموده است: «الماء یطهر و لایطه: آب چیزی است كه بایست برای پاك كردن از آن بهره گرفت و هرگز نباید آلوده گردد.»۳


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. الحرث الزرع (مجمع البحرین).


۲. بحار الانوار، ج۷۵، باب ۲۳، ص۲۳۳.


۳. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵.


حفظ منابع زیست محیطی در روایات


در روایات اسلامی، روایات زیادی در مورد رعایت منابع زیست محیطی و اجتناب از آلوده سازی آنها وارد شده است. به دو نمونه توجه كنید:


۱ـ امام صادق(ع) فرمود: «لاتطیب السكنی الا بثلاث: الهواء الطیب، الماء الغزیر العذب و الارض الخواره: محیط زیست بدون سه عامل گوارا نیست: هوای پاك، آب گوارا و زمین حاصل خیز.»۱


۲ـ امام صادق(ع) فرموده است: «الماء یطهر و لایطه: آب چیزی است كه بایست برای پاك كردن از آن بهره گرفت و هرگز نباید آلوده گردد.»۲


مرحوم صدوق در آغاز كتاب طهارت كتاب «من لایحضره الفقیه» می گوید: خداوند تبارك و تعالی می فرماید: «و انزلنا من السماء ماءً طهورا: ما از آسمان آبی پاك و پاك كننده، [یعنی باران را] فرو فرستادیم.» (فرقان ۴۸) و نیز خدای عزّو جلّ می فرماید: «و أنزلنا من السّماء ماءً بقدر فأسكنّاهُ فی الأرض و إنّا علی ذهابٍ به لقادرُون» (و ما از آسمان به اندازه معیّن آب (باران) را فرو فرستادیم و آن را در زمین جایگیر و جایگزین ساختیم و البتّه ما بر بردن آن نیز تواناییم) (مؤمنون:۱۸). و نیز خدای عزّوجلّ فرماید: «و یُنزّلُ علیكُم من السّماء ماءً لیُطهّركُم به: از آسمان آبی [بارانی] بر شما فرو می فرستد تا بدان شما را پاكی و پاكیزگی بخشد.» (انفال:۱۱). پس از آیاتی كه مذكور افتاد، روشن می شود كه اصل و منشأ و منبع آبها جملگی از آسمان است و همگی آنها پاك و پاكی بخش، و همین گونه است آب دریا(كه در سطح زمین است) و آب چاه (كه زیر زمین قرار دارد) جملگی پاك و پاكی آفرینند.۳


 


منابع زیست محیطی


الف) زمین و خاك: خاك سطحی ترین قسمت پوسته زمین است كه ادامه حیات گیاهان و حیوانات را ممكن می سازد و آلودگی آن، زندگی همه موجودات را به خطر خواهد انداخت. در حدیث نبوی آمده است: «جعلت لی الأرض مسجداً و ترابها طهوراً، فحیث ما أدركتنی الصلاه صلیت:۴ خداوند زمین را برای من سجده گاه و خاك آن را پاك كننده قرار داده است. بنابراین هرجا هنگام نماز مرا برسد، نماز می گزارم.»


این حدیث مورد عمل فقیهان قرار گرفته و به استناد آن در ابواب مختلف فتوا داده اند.۵ هرچند فتاوای فقیهان در زمینه مسائلی نظیر سجده گاه نماز، تیمم، نجاست و طهارت زمین است، ولی چنانچه به نگاهی دیگر بر حدیث نظر افكنیم، بی گمان قداست خاك را می توانیم استنتاج نماییم و بر آن اساس عدم جواز آلوده ساختن آن را حكم دهیم. آیا با چنین حدیثی می توان گفت شرعاً هركس مجاز است كه هرجا دلش بخواهد، بول و غائط كند و یا زباله های خود را بریزد و از این رهگذر محیط زندگی دیگران را آلوده سازد؟ هرگز!


در ماده ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست، ضمن تعریف انواع آلودگی، معنی آلودگی خاك نیز روشن شده است و آن عبارت است از «آمیختن مواد خارجی به خاك به میزانی كه برای انسان و سایر موجودات زنده و گیاهان زیان آور باشد». در كشورهای اتحادیه اروپا تعریف واحدی از آلودگی خاك وجود ندارد. در حقوق آلمان، خاك لایه سطحی زمین است به اندازه ای كه كاركردهای خاك را انجام می دهد كه شامل آب و مواد سازنده گاز می شود، اما آبهای زیرزمینی و خاك پایین آب زیرزمینی را استثنا كرده است. ۶


در رژیم پیشنهادی اتحادیه اروپا، واژه خاك شامل زیر آبهای زیرزمینی نیز می شود؛ به این دلیل كه باعث آلودگی خاك می شود؛ زیرا لایه پایین زمین یعنی زیر خاك و آبهای زیرزمینی باعث پخش آلاینده ها می شوند. آلودگی لایه زیرزمین، تهدیدی است برای آبهای زیرزمینی و زیرخاك. علاوه بر این، اگر قواعد حاكم بر آلودگی خاك و آبهای زیرزمینی یكسان باشد، از تناقض قواعد مسئولیت اجتناب خواهد شد.۷


آبهای سطحی و هوا در تعریف خاك نمی گنجد و البته در صورت آلودگی آب یا هوا، می توان طبق قواعد رژیم اتحادیه اروپا، برای آن مسئولیت مدنی یا تعهد به تصفیه را مطالبه كرد، اما در تعریف خاك و آلودگی خاك داخل نمی شود.۸


عنصر كلیدی تعریف آلودگی خاك، این واقعیت است كه از فعالیت انسان به وجود آمده باشد. مواد یا ارگانیسم هایی كه آثار زیانباری بر كیفیت خاك می گذارند، ممكن است به خاك وارد شوند یا از طریق ساختمان و تأسیسات و بناها این كار صورت گیرد. بنابراین آلودگی خاك شامل حضور آلاینده هایی كه تنها بر اثر حادثه طبیعی مانند وجود طبیعی اورانیوم، به وجود می آیند نمی شود. از این رو آلودگی خاك را می توان این گونه تعریف كرد: «وارد كردن مستقیم یا غیرمستقیم به وسیله عمل انسانی، مواد، تشعشعات گرما یا صدا به هوا، آب یا خاكی كه می توان برای سلامت انسان مضر باشد یا كیفیت محیط زیست را تغییر دهد كه منجر به خسارت مادی یا لطمه و یا از طریق مداخله در استفاده های صلح آمیز و شروع به محیط زیست می شود.»۹


دستورالعمل مصوب ۲۰۰۴ اتحادیه اروپا، خسارت به زمین را این گونه تعریف می كند: «خسارت به زمین عبارت است از هر نوع آلودگی كه بر اثر وارد كردن مستقیم یا غیرمستقیم مواد، فرآورده ها، ارگانیزمها یا میكروارگانیزمها به سطح یا زیرزمین كه خطر بارز تأثیرگذاری زیانبار بر سلامت انسانها دارد.»۱۰


امروزه آلودگی خاك منابع متفاوتی دارد. منابع عمده آلودگی خاك را می توان به كارگیری سلاحهای شیمیایی و هسته ای، وجود زباله های سخت و تجزیه ناپذیر و یا كم تجزیه پذیر، استفاده از سموم دفع آفات نباتی به ویژه د.د.ت كه آثار آن تا ۱۵ سال در محیط باقی می ماند،۱۱ذخیره سازی و حمل و نقل مواد از طریق لوله های انتقال مواد، انبار كردن فاضلاب شهری و فضولات كارخانه ها و همچنین استفاده از فاضلاب به عنوان مواد خام ثانوی (استفاده از مواد ساختمانی آلوده در پاركها) می تواند باعث آلودگی خاك شود؛ به علاوه آلودگی آبهای سطحی نیز می تواند منجر به آلودگیهای خاك گردد.۱۲


پس هرگاه آبی را یافتی و در آن پلیدی و ناپاكی سراغ نداشتی، با آن وضو بساز و از آن بیاشام. و برعكس چنانچه در آن چیزی كه آن را ناپاك می كند یافتی، از آن وضو مساز و میاشام، مگر در حال ناچاری كه در این حال می توانی فقط از آن بیاشامی؛ ولی از آن وضو مساز، و در این حال تیمّم كن مگر آنكه آب به مقدار كرّ باشد كه در این صورت وضو ساختن با آن و آشامیدن از آن اشكالی ندارد. خواه چیزی (از نجاسات) در آن افتاده باشد، یا نه تا جایی كه بوی آب دگرگون نشده باشد(یعنی آن نجاست كه در آب ریخته یا افتاده، بوی آب را همانند خود نساخته باشد) و اگر تغییر و دگرگونی حاصل كرد، نه از آن بیاشام و نه وضو بساز.


ب) هوا و فضا


همان طور كه در سطور قبل گفتیم، هوا و فضا نیز از ثروتهای عمومی است و اختیار آن با حكومت و مدیریت است. فقیه معاصر كه فضا را جزء انفال آورده، تنها این اثر را مترتب نموده كه عبور از فضا باید با اجازه حاكمیت باشد. ایشان می نویسند: «بی شك دریاها و انهار بزرگ و نیز هوا و فضا جزء انفال است؛ زیرا ملاك در انفال بودن اموالی است كه متعلق به اشخاص نمی باشد و آنان با كاركرد خود به دست نیاورده باشند. در زمان ما دریاها از اموری هستند كه برای كشورها بسیار مهم است، از صیادی در آنها و جواهری كه به دست می آورند و راههای دریایی بهره مند می شوند و نیز از نهرهای بزرگ و همچنین از راههای هوایی.»۱۳


آلودگی هوا عبارت است از: «هرجسم خارجی كه وارد هوا شود و هر عاملی كه نسبت مواد معمولی تشكیل دهنده هوا را تغییر دهد به طوری كه میزان آن باعث خسارت به حیات انسان، حیوان و گیاه گردد.»۱۴


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. بحار الانوار، ج۷۵، باب۲۳، ص۲۳۳.


۲. صدوق، من لایحضره الفقیه، ج۱، ص۵.


۳. همان


۴. صحیح بخاری۸۷:۱ ، و صحیح مسلم ۳۷۰:۱ حدیث ۳و۴و۵، و سنن ابی داود ۱۳۲:۱ حدیث ۴۸۹، و سنن ابن ماجه ۱۸۷:۱ صدر حدیث ۵۶۷، و سنن النسائی ۱: ۲۰۹، و سنن الدارمی ۳۲۲:۱ و ۲۲۴:۲. و مسند أحمدبن حنبل ۲۵۰:۱، ۳۰۱و ۳: ۲۲۲، ۲۴۰، ۴۱۲، ۴۴۲، ۵۰۱ و ۳۰۴:۳ و ۴۱۶:۴ و ۱۴۵:۵، ۱۴۸، ۱۶۱، ۲۴۸، ۲۵۶ با اندكی تفاوت و نیز: حرعاملی، وسائل الشیعه: باب ۷ من أبواب التیمم، ح۲.


۵. ببیند: طوسی، الخلاف، ج۱، ص۴؛ همو، المبسوط، ج۴، ص۱۵۴؛ ابن ادریس حلی، السرائر، ج۱، ص۵۸؛ علامه حلی، تذكره الفقهاء، ج۲، ص۱۷۳ (چاپ آل البیت، قم)؛ فحر المحققین، ایضاح الفوائد، ج ۱، ص۷۹، شهید اول، ذكری الشیعه، ج۳، ص۸۰، محقق كركی، جامع المقاصد، ج۲، ص۱۳۲.


۶.Sophie deledore and donatienne ryckbost ,liability for contaminated sites , ۱۹۹۷ , p.۴.


۷.Ibid , P.۴.


۸.Ibid , p.۴.


۹. Ibid , P.۵.


۱۰. Directive ۲۰۰۴ , article ۲(۱)(c).


۱۱. باقر مسگران كریمی، «چگونگی مصرف سم و اثراث سوء آن در محیط زیست»، فصلنامه محیط زیست، جلد ششم، شماره ۳، ۱۳۷۳، ص۷۰.


۱۲.Sophie , op. Cit , p.۱.


۱۳. منتظری، حسینعلی، همان


۱۴. علی جلیلیان، «آلودگی هوا و گیاهان»، مجله كشاورز جوان، سال دوم، شماره ۹، آذر ۸۴، ص۱


 


در تعریف دیگر آمده است: «آلودگی هوا عبارت است از آلوده نمودن هوا توسط گازهای مضر و مواد ریز جامد و مایع به گونه ای كه برای سلامت خطرناك باشد.»۱ در حقوق ایران، ماده ۶ و ۹ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست و بند ۲ ماده ۱ آیین نامه جلوگیری از آلوگی هوا مصوب ۱۳۵۴ به تعریف آلودگی می پردازد؛ ولی در ماده ۲ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۴، آلودگی هوا با دقت بیشتری تعریف شده و مصادیق آن توسعه یافته است. این تعریف در حال حاضر به عنوان آخرین تعریف قانون گذار، ملاك بررسیهای امروزی می باشد.


ماده ۲ مقرر می دارد: «منظور از آلودگی هوا عبارت است از: وجود و پخش یك یا چند آلوده كننده اعم از جامد، مایع، گاز، تشعشع پرتوزا و غیر پرتوزا در هوای آزاد، به مقدار و مدتی كه كیفیت آن را به طوری كه زیان آور برای انسان یا سایر موجودات زنده و یا گیاهان و آثار و ابنیه باشد، تغییر دهد.» البته با توجه به قوانین و مقررات دیگر مانند مقررات مربوط به استعمال دخانیات مصوب ۱۳۸۵ و آیین نامه كارهای سخت و زیان آور مصوب ۱۳۷۱، باید در تعریف آلودگی هوا، فضاهای بسته را نیز جزء تعریف آلودگی هوا آورد.


در اسناد بین المللی و اتحادیه اروپا نیز به تعریف آلودگی هوا اشاره شده است. مطابق گزارش ۱۴ سپتامبر ۱۹۶۷ شورای اروپا، آلودگی هوا را این گونه تعریف نمود: «آلوگی زمانی است كه در هوا یك ماده خارجی وجود داشته باشد و با توجه به شناختهای علمی زمان، موجب اثری زیان آور شود یا ایجاد ناراحتی كند.»۲


در این تعریف، عبارت «با توجه به شناختهای علمی زمان» آمده است و آن به این معناست كه اگر امروز وجود تراكم معینی از یك آلاینده قابل قبول باشد، شاید فردا تحقیقات علمی در مورد همه گیری و غیر آن، مواردی را نشان دهد كه مورد قبول جامعه علمی نباشد. همچنین بند الف مادة ۱ كنوانسیون ۱۳ نوامبر ۱۹۷۹ ژنو مربوط به آلودگی هوای فرامرزی از راه دور، تعریف ذیل را از آلودگی هوا ارائه نموده است: «آلودگی هوا به معنای ورود مستقیم یا غیر مستقیم مواد یا انرژی به داخل هوا توسط انسان می باشد كه منجر به آثار مضر می گردد و سلامت انسان را به خطر انداخته و به منابع زنده و اكوسیستم و جنس مواد آسیب می رساند و مانع دسترسی به وسایل رفاهی و دیگر استفاده های مشروع از محیط زیست می شود.»


از دیگر اسناد بین المللی كه به تعریف آلودگی هوا پرداخته، می توان به مقاوله نامه شماره ۱۴۸ مورخ ۳۰ ژوئن ۱۹۹۷ سازمان بین المللی كار مربوط به محافظت از كارگران در برابر خطرات شغلی ناشی از آلودگی هوا، آلودگی صوتی و ارتعاشات محیط های شغلی اشاره نمود. این مقاوله نامه در شصت و سومین جلسه كنفرانس عمومی سازمان بین المللی كار تصویب گردید.


در بند الف ماده ۳ این كنوانسیون، آلودگی هوا این گونه تعریف شده است: «اصطلاح آلودگی هوا اشاره به هوایی می نماید كه با مواردی كه مضر به سلامت بوده،آلوده شده یا برای وضعیت جسمانی افراد خطرناك باشد.» این تعریف بر خطرناك بودن مواد آلاینده نسبت به وضعیت جسمانی و سلامت افراد تأكید دارد.


نكته دیگر اینكه آلودگی هوای ایجاد شده در یك كشور منحصر و محدود به آن كشور نخواهد بود، بلكه این آلودگی می تواند مرزهای اعتباری را در نوردیده و كشورهای همجوار را نیز تحت تأثیر قرار دهد. نمونه بارز این مسأله را می توان در «قضیه تریل اسملتر»۳ مشاهده نمود كه هوای آلوده خارج شده از كارخانه ذوب فلزات در كانادا، به آمریكا وارد شد و باعث بروز خساراتی در این كشور گردید.۴ به همین جهت، برای جلوگیری از آلودگیهای مرزگذر در سال ۱۹۷۹، «كنوانسیون راجع به آثار برون مرزی دوربرد آلودگی هوا» به تصویب رسید و در سال ۱۹۸۳ لازم الاجرا گردید.۵


اما در خصوص منابع آلودگی هوا، با توجه به قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۴ و آیین نامه اجرایی این قانون مصوب ۱۳۷۹، منابع مهم آلودگی هوا عبارتند از: دود ناشی از سوخت وسایل حمل و نقل زمینی، ریلی، هوایی و دریایی؛ دود ناشی از سوخت كارگاهها و كارخانه های صنعتی و تولیدی؛ سوزاندن زباله ها؛ سوخت منازل و مغازه ها؛ آتش سوزی ها؛ انباشتن مواد زائد و متعفن در هوای آزاد و... این مواد آلاینده به صورت جامد، قطرات ریز مایع و یا گاز دیده می شوند. مهمترین آلاینده های هوا عبارتند از: منوكسید كربن، هیدروكربن ها، اكسیدهای گوگرد، سرب و ذرات معلق. البته آلاینده های دیگری نیز به مقدار كمتری در هوا وجود دارند.۶


مواد آلاینده ای كه هم اكنون ایجاد می شود، علاوه بر اینكه به طورمستقیم و بی واسطه، سلامت و حیات انسانها و دیگر موجودات را تهدید می كند، به طور غیرمستقیم و باواسطه نیز خطرهایی را برای انسان در پی دارد كه در نهایت، ثمره آن تضییع حقوق انسانها در برخورداری از محیط زیست سالم است.۷


امروزه مردم اكثر كشورها از این آلودگیها رنج می برند. برهم زدن آرامش روحی و روانی و جسمی شهروندان، بر اثر آلوده نمودن محیط زیست به دست اشخاص حقیقی و حقوقی (دولتی یا خصوصی) صورت می گیرد. مهمترین آثار آلاینده ها بر سلامت جسمانی انسان عبارتند از: مسمومیت، ناراحتی های شدید چشمی، سیاتیك، سل، سرطان، روماتیسم، بیماریهای عروقی، اختلالات زایمان، خارش چشم؛ تحریكات سیستم تنفسی، افزایش حساسیت، آسم و تنگی نفس.


در موارد متعددی، استشمام بخارات سمی اطراف كارخانجات، موجب ایجاد مسمومیت در مردم ساكن اطراف آنها شده است؛ مثلاً اگر مردم به مدت طولانی در معرض استنشاق ذرات برلیوم موجود در هوا باشند، مبتلا به نارسایی های تنفسی می شوند و در ریه های آنها غده هایی به وجود می آید.


در سال ۱۹۶۲ در شهر «آئوستا» در ایتالیا، كودكانی كه تا فاصله ۵۰۰ متری یك مركز تولید منگنز زندگی می كردند، مبتلا به ناهنجاری های گوش و حلق و بینی گردیدند. در واقعه «می ناتاما» در ژاپن، مواد آلوده كننده و مسموم از راه غذا، موجب مسمومیت انسانها گردید. در سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۰ یك بیماری مرموز در این ناحیه، موجب مرگ و میر ۴۳ انسان و از كارافتادگی ۷۵ نفر دیگر گردید. تحقیقات نشان داد كه علت آن جیوه ای بوده است كه از یك كارخانه پلاستیك سازی در آن ناحیه خارج شده بود.۸


براساس گزارشهای سازمان بهداشت جهانی، ۵ درصد از سرطانهای ناشی از برانش ریه،دو درصد مرگ و میرهای ناشی از بیماریهای قلبی و ریوی و یك درصد از مرگ و میرهای ناشی از عفونتهای تنفس بر اثر آلوگی هواست. تحقیقات انجام شده نشان داده است كه ارتباط آلودگی هوا با برخی بیماریها مثل آسم تأیید شده و افزایش میزان مونوكسید كربن، ارتباط مستقیمی با حملات قلبی در روزهای آلوده و شرایط اضطرار دارد.


در اروپا نیز آلودگی هوا برای چند دهه است كه به مشكل جدی شهروندان تبدیل شده تلاشها تاكنون برای بهبود وضع هوا ظاهراً با شكست رو برو شده است. به گزارش شبكه تلویزیونی رویتر، بنا به گفته كارشناسان در هر سال، آلودگی هوا موجب مرگ زودرس ۳۰۰ هزار نفر در اروپا خواهد شد. براساس تحقیقات محیط زیست اروپا، نارسایی تنفسی در حال حاضر به صورت یك مشكل اساسی برای مردم در آمده است و طی ۲۰ سال گذشته، این نارساییها رو به افزایش بوده است. همچنین سازمان بهداشت جهانی اعلام كرده: آلودگی هوا در اروپا به طور میانگین ۹ ماه تا ۲ سال از طول عمر ساكنان این قاره كم می كند.۹


اینها نمونه ای كوچك از اتفاقات ناگواری است كه در سده های اخیر به علت آلودگی های صنعتی برای انسانها و محیط اطراف او به وجود آمده است. این آلاینده ها، جدا از این كه بر سلامت جسمانی تأثیر دارند، آثار روانی همانند افسردگی، عصبانیت، بی حوصلگی، افت ضریب هوشی و... را نیز به دنبال دارند.


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. دانیل بوتكین، شناخت محیط زیست، ترجمه، وهاب زاده، عبدالحسین، جهاد دانشگاهی مشهد، ۱۳۸۱، ص ۴۳۳.


۲. پل شوون، آلوگی هوا، ترجمه: كریم كوشا، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۹، صص ۲ و ۳؛ انتظاری، همان.


۳. Trail smelter case


۴. دانشگاه هاروارد، حقوق بین الملل محیط زیست، تحقیقی از دانشگاه هاروارد، ترجمه: سید فضل الله موسوی، تهران، نشر میزان ۱۳۸۰، ص۴۰؛ انتظاری همان.


۵. لوتارگوند لینگ، حقوق بین الملل محیط زیست: جو، آب شیرین و خاك، در حقوق محیط زیست، ترجمه: محمدحسن حبیبی، تهران، انتشارات دانشگاه تهران، ۱۳۸۱، ص۴۴. انتظاری، همان


۶. انتظاری، همان


۷. همان.


۸. همان.


۹. فرید اجلالی، آلودگی هوا با نگاهی به پالایش هوای تهران، نشر آموزش كشاورزی، ۱۳۸۶، ص۲۰ به بعد.


ج)پخش امواج مضر در فضا


موضوع پخش امواج به منظور جلوگیری از بهره برداری صداها و یا تصاویر رسانه های غیر خودی و مضر بودن آنها به سلامت جسمی و روانی شهروندان، امری است كه نه در تخصص نگارنده است و نه در سند محكمی آن را یافته تا بتواند به آن ا ستناد نماید. هر چندگاه چیزی بیش از حد مسموعات و مشهورات عامه است؛ چرا كه در اظهارات برخی مقامات مسئول طرح می شود.


قطع نظر از صحت و سقم و گونه اصلی واقعیت، آنچه صاحب این قلم از نظر حكم شرعی می تواند ارائه دهد، آن است كه در مدیریت شهری هیچ امری بالاتر و هیچ چیزی مهمتر از سلامت و بهداشت جسمی و روانی شهروندان نیست. بنابراین اگر قاعده فقهی «اهم و مهم» توسط برخی طرح و مورد تمسك بخواهد قرار گیرد، به نظر این جانب به یقین فاقد هرگونه وجاهت شرعی و منطقی است؛ زیرا وقتی اقدامی شهروندان را خدای نكرده مبتلا به انحای بیماریها و سوء رشد جسمی و روانی نماید و نسلی را تبدیل به شبه معلول و عقب افتاده ذهنی سازد، چه امری می تواند جبران كننده آن باشد؟


د ) فروش بی رویه تراكم


وقتی انسان از خیابانهای قدیمی شهرهای تهران، اصفهان، یزد و به طور كلی اغلب شهرهای تاریخی ایران عبور می كند، چنان نظمی را در بناها و ساختمانها مشاهده می كند كه زیبایی خیره كننده ای دارد. نمای ساختمانهای كنار هم چیده شده و حدود و اندازه آنها آرام بخش روح و روان است و آدمی را ناخودآگاه وادار به مقایسه میان آن زیبایی و نظم با معماری و ساخت شهری زمان معاصر می سازد. پس از مقایسه ای كوتاه، اولین سؤالی كه به ذهن می آید، این است كه: چنان نظم و زیبایی در مقطعی از تاریخ پدید آمده كه هنوز اداره ای به نام شهرداری و بلدیه نبوده است. هنوز نمی بایست برای گرفتن پروانه ساختمان مبالغی پرداخت و به هزاران واسطه دست یازید. اینك كه چنین است و با وجود صدها نفر به عنوان مهندس و داشتن مدارك تحصیلی از عالی ترین مراكز علمی بر اریكه سمتهای اداری شهرداری ها تكیه زده و بدون گذار از هفت خوان رستم هرگز كسی نمی تواند خشتی بر روی خشت نهد، پس چرا به جای زیبایی، زشتی از در و دیوار هویداست و زندگی شهروندان چنان در ضیق خناق قرار گرفته كه توان تنفس از آنان سلب شده است؟


در زمان نگارش این سطور، حدود چهار دهه از شكل گیری مباحث شهرسازی و توسعه شهری معاصر در ایران می گذرد؛ ولی هنوز جهت گیری سیاستهای شهرسازی و توسعه شهری از كاستی های فراوان رنج می برد و اصول و معیارهای آن مورد غفلت قرار گرفته است. اصول، معیارها، شاخصها و ابزار توسعه شهری درستی در جریان امور مشاهده نمی شود.


نكته مهمتر آنكه مسأله تراكم ساختمانی از جمله مباحثی است كه شهرسازی و توسعه شهری ایران را در سالهای اخیر به شدت تحت تأثیر قرار داده است. با كمال تأسف در حالی كه تراكم ساختمانی صرفاً به عنوان یك ابزار در سیاستهای شهرسازی و طرحهای توسعه شهری باید مطرح باشد، به عنوان یك هدف و موضوع صرفاً اقتصادی به آن نگریسته می شود. برخورد انتزاعی به این ابزار، تبعات منفی اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، كالبدی، زیست محیطی و حتی سیاسی ـ مدیریتی را به همراه داشته و خواهد داشت.


آثار و تبعات ناشی از تصمیم درخصوص تراكم ساختمانی در دو مقیاس ملی و محلی قابل بررسی است. در مقیاس ملی، چنانچه هرگونه تصمیم در باره تراكم ساختمانی به صورت كلان اتخاذ شود، آثار عمیقی نظیر موارد فوق الذكر برجای می گذارد. مورد شهر تهران مثالی از این گونه تصمیم گیری هاست كه از تراكم به عنوان صرفاً یك ابزار اقتصادی برای تأمین درآمد شهرداری استفاده گردید. آثار تصمیم در مورد تراكم ساختمانی در مقیاس محلی نیز قابل تأمل است.


هرگونه تغییر در وضعیت تراكم ساختمانی آثار محسوس و كوتاه مدت بر جامعه و كالبد محیط مسكونی بر جای می گذارد. عوارض اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی تصمیمات تراكم در مقیاس محلی، كیفیت زندگی ساكنان را تحت الشعاع قرار می دهد كه ایمنی ساختمانها، دسترسی، اشراف، سایه اندازی، سد معبرها و سایر مزاحمت ها از آن جمله اند. پدیده «فروش تراكم» یا فروش تراكم مازاد ساختمانی از بعد نظری می تواند عوارض سوئی داشته باشد.


درست است كه گفته می شود در تحقق نظریه شهر عمودی، شهر فشرده، توجیه اقتصادی در تأمین زیرساختها و تجهیزات شهری، حفظ اراضی كشاورزی، افزایش تولید مسكن و كسب درآمد برای شهرداری از نكات مثبت این پدیده می باشد؛ ولی در مقابل، عوارض سوء و تلخ چنین پدیده ای نیز نه اندك، كه بسیار است. از آن جمله می توان برهم زدن نظام تراكم جمعیتی شهر، برهم زدن سازمان فضایی و استخوان بندی شهر، نابودی باغها و تخریب فضاهای سبز به عنوان منابع تنفسی شهر در نتیجه بورس بازی و سوداگری زمین و مسكن و نیز تشدید معضلات اجتماعی و بروز مسائل فرهنگی ساكنان محلات و واحدهای همسایه را برشمرد.


خسارتهای زیست محیطی


واژه «خسارت زیست محیطی»۱ را اولین بار یكی از حقوق دانان فرانسه۲ به كار برد كه بیشتر بر جنبه های خسارتهای باواسطه ناشی از محیط زیست اشاره داشت.۳ مسأله اصلی در بحث خسارتهای زیست محیطی این است كه آیا متعلق خسارت، انسان است یا محیط زیست رأساً خسارت دیده محسوب می شود؟ به عبارت دیگر قربانی خسارت، انسان است یا محیط زیست؟ چنانچه محیط زیست قربانی خسارت و مستقلاً متعلق آن باشد، بدین معنا خواهد بود كه منابع زیست محیطی از لحاظ حقوقی مستقلاً مورد حمایت قرار دارد؛ ولی اگر انسان قربانی خسارت باشد، بدین معناست كه ورود خسارت بر محیط زیست از جهت اینكه انسان خسارت می بیند، مسئولیت آور است.


در پاسخ به این پرسش، دو گرایش اساسی در بین حقوق دانان وجود دارد: یكی اینكه برخی از آنها، محیط زیست را منشأ ورود خسارت به انسان دانسته اند.۴ به دیگر بیان، برای محیط زیست ارزش ذاتی قائل نیستند، بلكه در نظر آنها، محیط زیست ارزش ابزاری دارد و به خاطر انسان دارای ارزش است.


گرایش دیگر این است كه خسارت به خود محیط زیست، صرف نظر از بازتابهای آن و نیز قطع نظر از اشخاص صالح برای مطالبه و نحوه مطالبه قابل طرح است؛ یعنی كه میحط زیست دارای ارزش ذاتی است. بر این اساس، در این گفتار لازم است مفهوم خسارت زیست محیطی از دیدگاه حقوق دانان و همچنین اسناد بین المللی و اتحادیه اروپا مورد بررسی قرار گیرد.


در قوانین و مقررات حقوق ایران، تعریف دقیقی از واژه خسارت زیست محیطی وجود ندارد. به گونه ای كه در كلیه قوانین مرتبط با محیط زیست و آلودگی كه در حقوق ایران قابل اعمال است، بدون اینكه تعریفی از خسارت زیست محیطی ارائه شود، تنها از ضرر و خسارت بحث به بیان آمده و در مواردی هم به خسارت زیست محیطی اشاره شده است.۵


از مجموع این مقررات چنین بر می آید كه خسارت زیست محیطی، خسارتهای وارده بر اموال، اشخاص و محیط زیست را در بر می گیرد، به نحوی كه این خسارتها زیان آور باشد. عده ای از حقوق دانان در تعریف خسارت زیست میحطی معتقدند: «خسارت زیست محیطی عبارت است از خساراتی كه به اشخاص و یا اشیای پیرامون زندگی انسان وارد می شود.» براساس این تعریف، محیط زیست منبع خسارت است نه قربانی خسارت.۶


این مفهوم و استنباط حقوقی به تئوری «مزاحمت برای همسایه» یا «مزاحمت ناشی از همسایگی»۷ مربوط بوده و به نظر می رسد كه از آن الهام گرفته باشد؛ زیرا طبق این نظریه، محیط زیست به عنوان منبع خسارت بوده و قربانی آن به شمار نمی رود.۸


ادامه دارد


پی نویس ها:


۱. علامه طباطبائی، پیشین، ج۱۰، ص۳۱.


۲. منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایة الفقیه و فقه الدولة الاسلامیة،


پی نوشتها:


۱.Environmental damage.


۲.Despax.M.


۳. مهدی انصاری، «مسئولیت ناشی از خسارت های زیست محیطی»، فصلنامه حقوق، مجله دانشكده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، دوره ۳۸، شماره ۲، تابستان ۱۳۸۷، ص ۲۹۵.


۴. مهدی انصاری، همان.


۵. از جمله می توان به مواد ۹ و ۱۰ قانون حفاظت و بهسازی محیط زیست مصوب ۱۳۵۳؛ ماده ۲ قانون نحوه جلوگیری از آلودگی هوا مصوب ۱۳۷۴؛ ماده ۲ قانون حفاظت دریا و رودخانه های مرزی از آلودگی با مواد نفت مصوب ۱۳۵۴ اشاره نمود.


۶. انصاری، همان.


۷. Trouble de voisinage:


بیشتر كشورها، یك نظام خاص مسئولیت را در حقوق خود پذیرفته اند كه به زیان دیدگان از مزاحمت همسایه امكان می دهد تا گاهی بر مبنای مقررات صریح قانون و گاهی بر مبنای یك رویه قضایی تثبیت شده، جبران زیان هایشان را مطالبه كنند.


در فرانسه، دیوان عالی كشور، خیلی زود، اصل مسئولیت ناشی از مزاحمت همسایه را پذیرفت. مطابق ماده ۹۷۶ قانون مدنی كبك نیز: «همسایگان باید ضررهای عادی همسایگی را كه بر حسب ماهیت یا وضعیت املاكشان یا برحسب كاربردهای محلی، از حدود تسامحی كه باید در قبال هم داشته باشند، فراتر نرود، بپذیرند.» (پاتریس ژوردن، تحلیل رویه قضایی در زمینه مسئولیت مدنی، ترجمه و تحقیق: مجید ادیب، چاپ اول، نشر میزان، ۱۳۸۶، صص ۳۵۱ و ۳۵۲).


۸.prieur, Michel, Droit de leenvironment, dalloz, ۳edition, ۱۹۹۶, p. ۹۴۷.


عده ای دیگر از حقوق دانان، خسارت به اشیا و پدیده های زیست محیطی را در تعریف خسارت زیست محیطی آورده و آلودگی آب، هوا یا خاك را نیز داخل در این تعریف دانسته اند، هر چند كه آثار غیرمستقیم این خسارتها به انسان برگشت نموده و انسان از تخریب و آلودگی محیط زیست لطمه می بیند. بنابراین در تعریف آن گفته اند خسارت زیست محیطی عبارت است از: «خسارتی كه به طور مستقیم به محیط وارد می شود بدون توجه به بازتابهایی كه این خسارتها بر اشیا و اموال دارند.»۱


بعضی از حقوق دانان هم خسارتهای زیست محیطی را شامل خسارتهای وارده به اموال و اشخاص و خسارت به خود محیط زیست می دانند كه بر اثر آن، تعادل زیست محیطی برهم می خورد. بنابراین متولیان و استفاده كنندگان عناصر زیست محیطی، قربانیان خسارتهای اكولوژیك محسوب می شوند و می توانند طرح دعوا نموده و جبران خسارت مطالبه كنند؛۲زیرا هرنوع آلودگی به معنای نقض حقوق موضوعه انسانها تلقی می شود و نوعی تقصیر است؛۳ چرا كه برخی از حقوق دانان از حق بر محیط زیست به عنوان یكی از حقوق بنیادین و موضوعه یاد می كنند كه هرگونه لطمه و خسارت به آن، به هر یك از انسانهای دارای چنین حقی، حق مطالبه خسارت را نیز می دهد. در پیش طرح سومین میثاق بین المللی حقوق همبستگی ۱۹۸۲، حق بر محیط زیست، یكی از مقولات چهارگانه نسل سوم حقوق بشر به شمار آمده است.۴ از این رو محیط زیست در چهارچوب مسائل مربوط به حقوق بشر نیز مورد بحث قرار می گیرد؛ لذا اعلامیه رسمی كنفرانس بین المللی سازمان ملل در خصوص محیط زیست در استكهلم، «حق بر محیط زیست» یعنی «حق داشتن محیط زیستی سالم» را همچون آزادی و برابری از «حقوق بنیادین» انسانها تلقی نموده است.


همچنین در اصلاحیه های كنوانسیون اروپایی حقوق بشر، مسأله محیط زیست به عنوان یك حق و آسیب به محیط زیست، آسیب به یك حق قلمداد شده است. رئیس كمیته حقوق بشر فرانسه در این رابطه می گوید: «حقوقی كه «اكولوژیست ها» سعی دارند از آن محافظت كنند جزء جدانشدنی از حقوق بشر است».۵


منابع فقهی خسارات وارده بر منابع زیستی


الف) قرآن


۱ـ هو انشأكم من الأرض و استعمركم فیها: اوست كه شما را از زمین پدید آورده و از شما خواسته است كه در آن آبادانی كنید. (هود:۶۱)


استعمار، از باب استفعال و به معنای طلب و خواستن عمران و آبادی است؛ یعنی از انسان خواسته شده كه زمین را آباد و آماده بهره برداری از فواید مطلوب آن كند؛۶ چرا كه احیا نكردن و مصرف نكردن زمینی در جهتی كه برای آن آفریده شده و یا به كار بردن در غیر آن جهت، كفران نعمت های خداوند است.۷ زمخشری می گوید: معنای استعمار، امر به عمران و آبادی است.۸


مفاد آیه مباركه وجوب عمران و آبادانی زمین با كشت و زرع و كاشت درخت و احداث بناها می باشد زیرا طلب مطلق از ناحیه خداوند دال بر وجوب است.۹ بنابراین عمران و آبادانی زمین و اصلاح و احیای محیط زیست انسانی و طبیعی، تنها زمانی محقق می شود كه كشت و زرع و نهال كاری و غرس اشجار و ساختمان سازی بر روی آن انجام گیرد و از هرگونه فساد و اخلال و بی نظمی اجتناب شود.۱۰ از این رو، آیه كریمه به دلالت منطقی بر لزوم اقدام به عمران و آبادانی و از نظر قواعد اصول فقه با ملازمه عقلی بر نهی از ضد۱۱ آن، یعنی عدم عمران دلالت دارد و چون از عدم عمران نهی شده باشد، به اولویت قطعی تخریب و ویرانی زمین هم متعلق نهی شرعی خواهد بود. نهی شرعی كه مفادش حكم تكلیفی است برای استنتاج حكم وضعی مقدمه قرار می گیرد. بدین معنا كه تخریب و افساد در منابع زمینی موجب ضمان و مسئولیت است.


۲ـ ظهر الفساد فی البرّ و البحر بما كسبت ایدی الناس لیذیقهم بعض الذی عملوا لعلّهم یرجعون: فساد و تباهی به واسطه اعمال خود مردم خشكی و دریا را فرا گرفت تا خداوند وزر و وبال برخی از رفتارها و باورهای نادرست مردم را به آنان بچشاند، باشد كه بازگردند. (روم:۴۱)



ظاهر الفاظ این آیه عام بوده و مخصوص به یك زمان و یا یك مكان و یا یك واقعه خاص نیست. و منظور از «برّ و بحر» همه كره زمین است و مراد از فساد در زمین، تمامی اشكال فساد است كه نظام زندگی بشر را تهدید نموده و آن را در هم می ریزد، خواه مستند به سوءتدبیر بعضی از انسانها باشد مانند جنگها و برداشتهای ناصحیح از منابع، و خواه مستند به آن نباشد مثل زلزله و سیل و حوادث طبیعی. و تمام این فسادها كه در زمین و در عالم پدید می آید، محیط زیست سالم را از بین می برد.۱۲


بنابراین تخریب و آلوده نمودن محیط زیست انسانی و طبیعی و عدم پیش گیری از آن ها، از مصادیق فساد بوده و باعث می شود كه تعادل و توازن محیط زیست به هم خورده و بركات نازل نشده۱۳ و انسان حیات طیب و پاكیزه را از دست بدهد۱۴ و از محبت خداوند به واسطه افساد دور شود.۱۵


۳ـ كلوا و اشربوا و لا تسرفوا انه لا یحبّ المسرفین: از نعمت های خداوند بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید كه خداوند اسراف كنندگان را دوست نمی دارد. (اعراف: ۳۱)


در این آیه، دو امر اباحی و یك نهی تحریمی آورده شده است: به خوردن و آشامیدن اجازه داده و از تعدی در آن دو نهی می كند؛۱۶ بنابراین این آیه و آیات دیگری كه مربوط به اسراف و نهی از آن در قرآن كریم آمده است (همانند آیه ۱۴۱ سوره انعام؛ آیه ۶ سوره نساء؛ آیه ۶۷ سوره فرقان؛ آیه ۲۷ سوره اسراء؛ آیه ۱۵۱ سوره شعراء؛ آیه ۸۳ سوره یونس؛ و آیه ۴۳ سوره غافر)، جملگی دلالت بر حرمت اسراف دارند. نراقی در عوائدالایام می نویسد: «بحثی در حرمت اسراف نیست و اجماع قطعی، بلكه ضرورت دینی و آیات زیاد و روایات بسیار بر حرمت آن دلالت دارد.»۱۷


سخن در این است كه آیا حرمت اسراف صرفاً مربوط است به اموال شخصی یا آنكه شامل اموال عمومی و منابع زیست انسانی كه متعلق به جامعه است نیز می شود؟ به نظر می رسد خطاب در درجه نخست مربوط است به منابع اولیه زیست انسانی، بلكه منابع حیاتی از اهمیت بیشتری برخوردار است؛ زیرا همان طور كه گفتیم این منابع در دست انسانها به عنوان ودیعه و امانت است و تجاوز در آن خیانت محسوب می گردد. از كلمات لغویین و مفسران نیز چنین به دست می آید كه یكی از معانی اسراف، تجاوز از حد و اعتدال است.۱۸


پس در مقام افساد و تخریب هم باید گفت كه اسراف صدق می كند؛ چرا كه خداوند در سوره شعراء با بیان نعمت ها و عناصر زیست محیطی و مسئولیت انسان در برابر آنها و عدم اطاعت از اسراف كاران، می فرماید: «المسرفین الذین یفسدون و لا یصلحون»؛ به این معنا كه اسراف فساد است و اسرافكار مفسد محسوب است. (شعراء: ۱۵۲) بنابر این تخریب و آلوده ساختن منابع و عناصر زیست محیطی، در واقع تجاوز به حق حیات و داشتن محیط زیست سالم بوده و خود از مصادیق اسراف محسوب می شود كه خداوند از آن نهی فرموده است.


حرمت تكلیفی اسراف مقدمه ای است برای حكم وضعی یعنی مسئولیت مدنی و ضمان قهری. باید توجه داشت ضمان و مسئولیت در ایجاد خسارت به منابع زیستی صرفاً مرتبط با حقوق خصوصی نیست، بلكه جنبه عمومی دارد. بنابر این هرچند كه مثلاً مصرف بی رویه آب چنانچه منجر به خسارت دیگران شود، مانند اینكه حیوانات دیگری بر اثر تشنگی تلف شوند و یا درختان باغ دیگری خشك شود، شخص ضامن است، ولی از دلایل ذكر شده چنین استنباط می شود كه منابع زیستی چنانچه از رهگذر مصرف بی رویه، قربانی تضییع و اتلاف گردد مسئولیت دارد، اگرچه مالكیت شخصی نداشته باشد.


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. prieur,op.cit,p.۹۴۷.


۲. مهدی انصاری، همان، ص ۲۹۶.


۳. Carbonier, jean, droit civil, ۱۹۷۸,n.۵۴.


۴. فیروزی، مهدی، حق بر محیط زیست، تهران، سازمان انتشارات جهاد دانشگاهی، ۱۳۸۵، ص۴۲.


۵. انتظاری، همان.


۶. علامه طباطبائی، پیشین، ج۱۰، ص۳۱.


۷. منتظری، حسینعلی، دراسات فی ولایه الفقیه و فقه الدوله الاسلامیه، ج۴، الطبعه الثانیه، قم، نشر تفكر، ۱۴۱۵ق، ص۱۴۹.


۸. محمودبن عمر الزمخشری، الكشاف، ج۲، نشر دارالكتب العربی، ۱۴۰۷ ق. بیروت، ص۴۰۷.


۹. قرطبی، محمدبن احمد، الجامع لاحكام القرآن، بیروت، مؤسسه التاریخ العربی، ۱۴۰۵ ق. ج۹، ص۵۵.


۱۰. قرضاوی، یوسف، رعایه البیشه فی شریعه الاسلام، مصر، دارالشروق، ۲۰۰۱ م، ص۲۴.


۱۱. برای آشنایی با این قاعده ر.ك: محقق داماد، سیدمصطفی، اصول فقه، دفتر اول. مركز نشر علوم انسانی، تهران.


۱۲. علامه طباطبائی، المیزان، ج۱۶، صص ۲۰۵ و ۲۰۶.


۱۳. «و لو ان اهل القری آمنوا و اتقوا لفتحنا علیهم بركات من السماء و الأرض»؛ سوره اعراف، آیه ۹۶.


۱۴. سوره نحل، آیه ۹۷.


۱۵. «و یسعون فی الأرض فسادا والله لا یحب المفسدین»، سوره مائده، آیه ۶۴.


۱۶. سیدعلی اكبر قرشی، قاموس قرآن، ج۳، صص ۲۵۷ و ۲۵۸.


۱۷. ملا احمد نراقی، عوائد الایام، عائده ۶۱، ص۶۱۵.


۱۸. ملا احمد نراقی، پیشین، ص۶۲۵؛ سیدعلی اكبر قرشی، پیشین، ص۲۵۷.


امام خمینی(ره) در یك فتوای صادره فرموده اند: «زیاده روی در مصرف آب موجب ضمان می گردد و حرام است.» در این فتوا ظاهراً قربانی تضییع، خود منابع زیستی است نه آنكه فقط از رهگذر اضرار به مردم موجب ضمان است. اتلاف اموال عمومی یعنی اموال بیت المال كه جای سخن ندارد و به یقین اتلاف و تضییع آنها ضمان دارد، خواه عامل تخریب، اشخاص حقیقی باشند؛ و خواه كارگزاران حكومتی با افعال مثبت و مصرف بی رویه آن اموال را از بین ببرند؛ و خواه به علت تقصیر و كوتاهی موجبات تخریب را فراهم سازند.۱


حضرت مولی علی(ع) در پاسخ عبدالله بن زمعه، از اصحابش كه تقاضای سهم بیشتری از بیت المال داشت، فرمودند: «انّ هذا المال لیس لی و لا لك و انّما هو فئی المسلمین و جلب اسیافهم. فان شركتهم فی حربهم، كان لك مثل حظهم، و الا فجناه ایدیهم لاتكون لغیر افواههم:۲ این مال نه از آن توست نه از آن من، بلكه غنیمت مسلمین و اندوخته شمشیرهای ایشان است. پس اگر با آنها در كارزارشان شریك بودی، تو هم مانند آنها نصیب و بهره برده ای، وگرنه تو را بهره ای نیست؛ زیرا چیدة دست آنها برای دهان دیگران نیست!»


به كارگزارانشان نوشتند: «ادقوا اقلامكم و قاربوا بین سطوركم و احذفوا عنی فضولكم و اقصدوا قصد المعانی و ایاكم و الاكثار فانّ اموال المسلمین لاتحتمل الاضرار:۳ نوك قلم هایتان را ریز كنید، سطور را به هم نزدیك كنید، كلمات زیادی را نسبت به من [در نوشتن گزارش] حذف كنید. محتوی و مفهوم اصلی را بیان كنید. از زیاد نوشتن بپرهیزید، كه اموال مسلمین ضرر را تحمل نمی كند.»


زیاده روی در مصرف و استفاده از اموال عمومی، بی توجهی و بی دقتی نسبت به آن و استفاده از اموال عمومی و بیت المال مسلمین در راه تفرقه، شایعه سازی، توهین به افراد، افشاگری اسرار شخصی این و آن و سودجویی شخصی، از فاحش ترین اقسام اسراف در اموال عمومی است. اینكه انسان از اموال عمومی و دولتی برای كوبیدن شخصیت دیگران، جوسازی و اشاعه گناه استفاده نماید، بدترین خیانت، آن هم از نوع خیانت به ملت است. امام علی(ع) فرموده اند: «الا من اعظم الخیانه خیانه الامه:۴همانا بالاترین خیانت، خیانت به مردم است.»


۴ـ آیات مربوط به كفران نعمت در قرآن مجید گاهی در مقابل ایمان آمده و گاهی مقابل شكر. قسم اول راجع است به مباحث قلبی و كاملاً جنبه كلامی دارد و به معنای كفر به وجود خدای تبارك و تعالی است. اما قسم دوم به معنای قدر نعمت نشناختن است؛ یعنی همان تعبیری كه در عرف رایج گفته می شود «كفران نعمت». این اصطلاح یعنی بهره برداری بی جا از داده ها و داشته ها و شكر نعمت مقابل آن و به معنای بهره وری صحیح و به جا از آنهاست. به موجب آیات متعددی در قرآن مجید نتیجه كفران نعمت، از دست رفتن آن است. البته در قرآن فقدان نعمت را كه محصول كفران نعمت است مانند سایر پدیده ها به خداوند كه عله العلل است ،منتسب می سازد؛ ولی كاملاً یك سنت مسلم در جهان را نشان می دهد كه بهره وری بی جا و بی رویه از نعمت های طبیعی و داده های الهی، نتیجه اش سلب نعمت است. به آیه زیر توجه كنید:


«ضرب الله مثلا قربه كانت آمنه مطمئنه یأتیها رزقها رغداً من كل مكان؛ فكفرت بانعم الله فاذاقها الله لباس الجوع و الخوف بما كانوا یصنعون: خداوند [برای آنها كه كفران نعمت می كنند] مثلی زده است: منطقه آبادی را كه امن و آرام و مطمئن بود و همواره روزیش به طور وافر از هر مكانی فرا می رسید؛ اما نعمت خدا را كفران كردند و خداوند به خاطر اعمالی كه انجام می دادند، لباس گرسنگی و ترس را بر اندامشان پوشانید.» (نحل:۱۱۲)


در آیه فوق سخن از یك منطقه آباد و پرنعمت به میان آمده كه مردمش بر اثر كفران نعمت گرفتار ناامنی و گرسنگی و بدبختی می شوند. هرچند فعلهایی كه در این آیه ذكر شده به صورت فعل ماضی است و ممكن است در نظر آید كه بیانگر وقوع چنین حادثه ای در تاریخ است. بسیاری نیز چنین اندیشیده و آن را حادثه ای واقع شده در تاریخ گذشتگان تفسیر كرده اند.۵


ولی به نظر نگارنده، قرآن در این آیه در مقام بیان یك قانون كلی حاكم بر جهان هستی است و به هیچ وجه حكایت از یك واقعه خاص نمی كند. كلمه «مثلاً» نیز می تواند شاهد همین برداشت باشد. مفاد این حكم حاكم بر هستی آن است كه نتیجه شكر نعمت، یعنی بهره برداری و به كارگیری صحیح نعمت های طبیعی بقا و ازدیاد نعمت های ست و متقابلاً نتیجه بهره گیری غیرصحیح و به جا استفاده نكردن از نعمت های الهی، از دست رفتن آن است. در بسیاری موارد نتیجه كفران نعمت را عذاب الهی معرفی نموده است. گویی از دست رفتن نعمت های طبیعی مجازاتی است كه خدای بزرگ بر گناه كفران نعمت مترتب نموده كه عذابی الیم است. در سوره سبأ به داستانی دیگر اشاره شده به شرح زیر:


لقد كان لسبا فی مسكنهم آیه جنتان عن یمین و شمال كلوا من رزق ربكم و اشكروا له بلده طیبه و رب غفور: همانا سبا را در مسكن هاشان آیتی بود: دو بوستان از راست و چپ؛ بخورید از روزی پروردگارتان و شكر كنید او را. شهری پاكیزه و پروردگاری آمرزنده. (سبأ:۱۵)


فاعرضوا فارسلنا علیهم سیل العرم و بدلناهم بجنتیهم جنتین ذواتی اكل خمط و اثل و شیء من سدر قلیل: ولی روی گرداندند، پس سیل عرم را به سویشان سرازیر كردیم، و دو باغستانشان را مبدل به دو زمین خشك كردیم، كه جز خوراكی تلخ، و اثل و مختصری سدر نمی رویانید. (سبا: ۱۶)


ذلك جزینا هم بما كفروا و هل نُجازی الا الكفور: این كیفر را بدان جهت به آنان دادیم كه «كفران» كردند، و مگر ما جز كفران گر را كیفر می كنیم؟ (سبا:۱۷)


در آیات فوق اشاره به سرگذشت شهری شده كه قرآن مجید آن را «بلدة طیبه» یعنی شهر پاك نامیده است. در این شهر در جوار منازل مسكونی مردم، باغهای سرسبز میوه جات مختلف در دو سوی شهر راست و چپ وجود داشت؛ ولی در پی كفران نعمت، باغهای راست و چپ شان همه ویران شد و به جای آن همه درختان خرم و سرسبز، مشتی درخت بیابانی وحشی و بسیار كم ارزش رویید. قرآن به سه نوع درخت بی ارزش اشاره می كند و ممكن است بیان این سه نوع درخت كه در آن سرزمین ویران باقی ماند، اشاره به سه گروه مختلف باشد كه بخشی از این درختان زیانبخش بود، و بعضی بی مصرف، و بعضی بسیار كم منفعت بود.


در آیه بعد به عنوان یك نتیجه گیری با صراحت می گوید: «این مجازاتی بود كه ما به خاطر كفرانشان قائل شدیم: ذلك جزیناهم بما كفروا»؛ اما برای اینكه تصور نشود این سرنوشت مخصوص به این گروه بود، بلكه عمومیت آن نسبت به همه كسانی كه دارای اعمال مشابهی هستند مسلم است، چنین می افزاید: « آیا جز كفران كنندگان را به چنین مجازاتی گرفتار می سازیم؟»


البته این جانب به هیچ وجه منكر عذابهای الهی نمی باشد، ولی در اینكه نتیجه سوء استفاده از منابع طبیعی و به كاربری غیر صحیح نعمت های خدادادی توسط بشر نیز به طور طبیعی موجب سلب نعمت از آنها می گردد و جامعه را مبتلا به عذابی الیم می سازد، تردیدی ندارد. در حقیقت سلب نعمت مجازات اعمالی است كه انسانها به دست خودشان برای خویش فراهم ساخته اند.


ب)تصرفات تخریبی از نظر قواعد فقهی مالكیت


از نظر قواعد فقهی اسلامی به موجب قاعده «الناس مسلطون علی اموالهم»۶ مالكیت دارای سه ویژگی است:


۱ـ انحصار، یعنی هیچ كس جز مالك و یا با رضایت وی مجاز نیست، در ملك كسی تصرف كند.


۲ـ دوام، یعنی هر ملكی مادام كه به موجب اسباب شرعی و قانونی از مالكیت مالك خارج گردد، در مالكیت مالك باقی خواهد بود.


۳ـ اطلاق یعنی هر مالكی می تواند هرگونه تصرفی در ملك خویش بنماید.


حال سوال این است كه: آیا به موجب ویژگی سوم (یعنی اطلاق) مالك می تواند در ملك خویش تصرفاتی كند كه موجب تخریب محیط زیست گردد؟ پاسخ از نظر قواعد فقهی منفی است؛ زیرا از نظر فقهی قاعده تسلط كه در فوق اشاره شد، محكوم قاعده دیگری است كه تحت عنوان قاعده «لاضرر و لاضرار فی الاسلام». بحث مستوفی در زمینه قاعده مزبور جای آن نیست و ما خوانندگان ارجمند را به بخش مدنی كتابمان قواعد فقه ارجاع می دهیم؛ ولی اجمالاً اینكه این قاعده مشتمل بر دو بخش است. یكی لاضرر و دیگری لاضرار. آنچه مربوط به بحث كنونی ماست، بخش لاضرار است.


ادامه دارد


پی نوشتها:


۱. آیت الله منتظری در پاسخ به این استفتاء كه «آیا استفاده از وسایل و ابزار و درخت و گلها و چمنهای پاركها به گونه ای كه موجب خسارت شود، ضمان آور است؟» چنین جواب می دهد: «آن مقدار استفاده مجازی كه مستلزم از بین رفتن قهری است، موجب ضمان نیست و زیاده بر آن ضمان آور است.» استفتائات مسائل ضمان، مسأله ۱۱۶، ص۵۸.


۲. نهج البلاغه، خطبه۲۳۲.


۳. نهج السعاده، ج۴، نامه ۱۲، ص۳۰.


۴. نهج البلاغه، نامه۲۶، ص۳۸۳، دكتر صبحی صالح.


۵. المیزان، ج۱۲، ص۳۶۳.<
منبع:
روزنامه اطلاعات


نام
پست الکترونيک
پيام شما