آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۵۱
بازديد روز قبل: ۲۹۶
بازديد هفته: ۲۶۰۴
بازديد ماه: ۷۷۲۸
بازديد کل: ۶۲۶۳۰۷۵
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مقالات حقوقي > فلسفه حقوق > ۱۳۸۷/۰۲/۲۱
۴۵۶ بازدید
 
   

تاریخ فلسفه حقوق - فیخته و مكتب حقوق عقلی(۱۲)


اگر چه فیخته (۱۸۱۴-۱۷۶۲ ) شاگرد مكتب كانت بود معذالك در فلسفه سیستم مخصوصی بنا كرد كه با از آن كانت متمایز است .
در نظریه معرفت كانت ثنویتی بجا گذارد كه با ثنویت كلی فلسفه اش موافق بود بعقیده وی هم ذات (نفس ) وجود دارد هم موضوع و شناسایی رابطه است میان آن دو یعنی میان نفس و موضوع كه مستقل از نفس می باشد .
فیخته تنها یك حقیقت (من ) را كه حقیقت درون ذاتی باشد می پذیرد . لذا می توان سیستم ویرا ایدآلیسم درون ذاتی نامید در برابر سیستم شلینگ و هگل كه ایدآلیسم برون ذاتی نام دارند . چه سیستم اینان بر حد دیگر برابر نهاد پایه گرفته است . بنظر فیخته تنها حقیقتی كه وجود دارد من است (وجود عالم ) و خارج از آن هیچ چیز دیگر نمی تواند وجود داشته باشد وی می گوید اگر ما مثلاً مانند اپینوزا از مفهوم وجود آغاز كنیم به مفهوم فكر نمی رسیم چه حفره عمیقی بین این دو وجود دارد برعكس اگر از مفهوم من (وجود عالم ) آغاز نمائیم مفهوم وجود خودبخود در آن داخل می شود . پس نخستین ادراك بایستی ادراك من باشد .
من قبل از هرچیز خود را طرح می كند و در همین حال جز من را نیز طرح می نماید بعبارت دیگر من چیزیرا در مقابل خود قرار میدهد ولی این چیز بوسیله خود من بوجود آمده و نسبت به آن همچون پرتوی می باشد . بالاخره من بین خود و آنچه غیر اوست رابطه برقرار می سازد یعنی من خود را در روابطش با جز من محدود می نماید . و این موضوع تحت دو رابطه صورت می گیرد . من می تواند خودرا همچون مقدر دنیای خارجی انگارد كه در این حال وجود فاعل یا نفس عامله است (نه نفس عالم ) و تقسیم بندی فیخته بین فلسفه نظری و فلسفه عملی از اینجا ناشی می شود.
كوشش فیخته بر این بود كه صور مختلف فعالیتهای روحی را از یك اصل (خودشناسی ) نتیجه بگیرد . و این خصیصه اوست . و حال آنكه كانت تنها به طبقه بندی فعالیتهای مزبور اكتفا می كرد چنانكه گوئی مقصود شمارش آنها بوده بعبارت دیگر كانت معرفت اراده و غیره را مجزا از هم می دانست بدون اینكه متوجه اصل واحدی شود . فیخته برعكس در نظر داشت به سیستم كانت مبدائی واحد دهد و به چیزی توجه كند كه بقول خود وی در سیستم كانت بطور ضمنی مفروض بوده است .
به این جهت است كه فیخته می گوید اگر فلسفه استاد را به اصل اساسی فوق تكیه دهند بهتر مفهوم می شود . و تنها در اثر این اشتباه است كه فلسفه مزبور وجود چیزی را كه اصاله از من جدا نیست پذیرفته .
در نظر فیخته كنه شیئی قابل شناسائی است و همان من می باشد . طبیعت حدی است كه من برای خود قائل می شود و بعبارت دیگر ساخته و قلمروی است كه من برای خود ایجاد می كند تا بتواند فعالیت خویش را در آن توسعه بخشد . این بود سرانجام سیستم ایدآلی در معنای درون ذاتی .
وقتی غیر از من چیزی دیگر نباشد من آزاد بوده به هیچ چیز جز خود بستگی ندارد . به این جهت هرگونه حد ظاهری از آزادی اثر خود ذات و یا خود محدودی است . بنابر این ممكن است اعمال غیر آزاد یعنی معلول علل و اسباب جلوه نمایند و از این جاست كه ترس از فدا شدن اراده آزاد ناشی می شود .
ولی این قانون علیت یك قانون ساده نفسی است كه انسان بخود تفویض كرده و لذا بهیچوجه نمی تواند آزادی را متزلزل كند و یا آنرا تقلیل دهد .
به این ترتیب از آزادی بوسیله فلسفه دفاع شده و بعلاوه با مذهب جبر سازش داده شده است .
در اینجاست كه بگوییم خصیصه شخصی وی هم آهنگ است فیخته طبیعتی پرشور و سری شیفته آرادی داشت فلسفه وی فلسفه عملی یا نوعی از اصالت عمل مطلق گردید . كالر این فیلسوف همه ترویج افكار جدید و مطلابه آزادی در كلیه شئون بوده است . یكی از نوشته های جالب فیخته كتابی است كه در سال ۱۷۹۳ تحت عنوان كمك در تصحیح قضاوتهای عامه در باره انقلاب فرانسه به چاپ رسیده است . این كتاب نسبت به انقلاب فرانسه پر از شور بوده آنرا همچون اعلام تاریخی حقوق بشر تلقی می كند .
انقلاب فرانسه كه در آغاز امر مورد احترام همه آزادیخواهان آلمان و اروپا بود وقتی با یك افراط خونین فاسد شد (بخصوص در سال ۱۷۹۳ سال ترور ) مورد نفرت هواخواهان خود قرار گرفت . در نتیجه انتقادات سختی علیه آن شروع شد كه عواقب آن ناگوار بود . علیه این انتقادات بود كه فیخته قد علم كرد و از مشروعیت انقلاب فرانسه بخصوص و انقلاب بطور عموم دفاع نمود . بعقیده وی هر ملتی حق دارد برای خویش دولتی را كه با خواستهای وی هم آهنگ باشد بروی كار بیاورد و هیچ مانعی ندارد كه اگر راه دیگری میسر نباشد این عمل را بوسیله زور انجام دهد.
فیخته در زمینه فوق با روسو همراه شد و قرارداد اجتماعی را بطور صحیح تفسیر نمود . در نظر وی قرارداد اخیر یك اصل حقوقی یا وظیفه و یا معیار مشروعیت دولت است .
تالیفات دیگر فیخته عبارتند از : اساس عقاید در باره عمل ۱۷۹۴ تعلیماتی در خصوص وظیفه دانشمند ۱۷۹۴ و بالاخره كتابی كه از نظر موضوع مورد مطالعه ما بخصوص دارای اهمیت زیادی است اساس حقوق طبیعت (در دو قسمت ۹۷-۱۷۹۶ ) كه شرح سیستماتیك عقیده حقوق طبیعی است برطبق اصول و سوابقی كه دیدم . تاثیر كانت بخصوص در كتاب اخیر محسوس است .
در نظر فیخته دستور عالی عبارت است از من باید آزادی خود را بوسیله مفهوم امكان آزادی سایرین محدود كند بشرط اینكه سایرین نیز بهمین ترتیب عمل نمایند انسان نمی تواند برای خود قائل به آزادی شود بدون اینكه آنرا برای سایرین قائل گردد پس در اینجا نیز اساس حقوق بر اصل همبودی آزادیها پایه می گردد . نیز در كتاب نامبرده فرق بین اخلاق و حقوق طبق سیستم كانت بیان شده است . با این اختلاف كه تضاد مزبور شدیدتر شده . فیخته نظریه های اساسی كانت مانند مفهوم دولت حقوق فردی و غیره را می پذیرد.
معذالك این فیلسوف تدریجاً از فكر كانت دور شده نتایج اولیه و مهم این تحول در كتاب دولت تجاری مسدود (۱۸۰۰) وی ظاهر می شود . در این كتاب فیخته بنا دولت را از حقوق فردی ندانسته تنها هدف آن را تضمین این حقوق نمی داند . و برای دولت یك وظیفه اقتصادی هم قائل می شود . دولت باید معرفت یك زندگی كامل بوده بطوریكه نیازمند بغیر باشد . به این معنی كه خود واجد كلیه عناصر لازم و كافی باشد (مفهوم افلاطونی و ارسطی خود حكومتی كه دوباره ظاهر می شود ) وظیفه دولت است كه ایجاد و توزیع كار نماید معاملات را تنظیمكند در مقابل اجانب حدود و ثغور كشور را سد و حفظ نماید و حتی داد و ستد بین المللی را ممنوع سازد . دولت نه تنها از نظر حقوقی بلكه از نظر اقتصادی نیز باید مسدود بوده برای هركس امكان این امر را تامین نماید كه بتواند بوسیله كار خود زندگی كند .
كتاب فوق سبب شد كه فیخته بعدها در زمره پیشقدمان قرار گیرد . وی در نوشته های بعدی خود نه تنها وظائف حقوقی بلكه وظیفه تهذیب اخلاق ابتكار دین را نیز به دولت اسناد می دهد و به این ترتیب بیش از بیش از مسلك كانت فاصله می گیرد.
در خاتمه تذكر می دهیم كه فكر فیخته برای تاریخ آلمان زمان وی نیز دارای اهمیت مخصوص بود . بخصو بوسیله كتاب گفتار به ملت آلمان (۱۸۰۸) در احیا مجدد روح آلمان كه بوسیله غلبه ناپلئون واژگون شده بود شركت داشت . در این كتاب عشق مفرط به میهن گاهی فیلسوف را وادار به استعمال اصطلاحاتی می كند كه مخصوص یك سوسیالیسم افراطی و محدود است .
در حالیكه تعلیمات فیخته انعكاسی در آثار متفكرین و میهن پرستانی از قبیل جیوبرتی ایتالیایی پیدا كرد نویسندگان دیگری مانند روماگنوزی و بخصوص مازینی وجود داشتند كه توانستند به افكار خویش معنایی عالیتر و عمومی داده در عین حال برای تجدید حیات و آزادی كشور خود و تمام كشورهای دیگر مبارزه نمایند .
مكتب حقوق طبیعی كه بخصوص بهمت كانت مكتب حقوق عقلی گردید با اولین مرحله فكر فیخته به اوج خود رسید .
از بین طرفداران كثیر این مكتب اشخاص زیر را بخصوص به سبب تاثیر و رواج آثارشان نام می ببریم : زیلر (۱۸۲۸-۱۷۵۱)استاد دانشگاه وین كه در همین شهر شاگرد ماتینی اهل ترنت (۱۸۰۰-۱۷۲۶) بود شخص اخیر خود از طرفداران ولف و مولف آثار مهمی در خصوص فلسفه مهمی در خصوص فلسفه حقوق می باشد (اثر زیل حقوق خصوصی طبیعی ۱۸۰۲ چند مرتبه و به چندین زبان انتشار یافته ) فریز (۱۸۴۳-۱۷۷۳) كه در عین این كه اصول فلسفه كانت را پایه مطالعات خویش قرارداد و بخصوص در فلسفه حقوق طرفدار وی بود فلسفه خویش را بر روی معرف النفس بنا كرد آثار وی عبارتند از : عقاید مربوط به فلسفه حقوق و نقد قانونگزاری های سیاسی ۱۸۰۳ سیاست یا عقیده فلسفی دولت چاپ بعد از وفات ۱۸۴۸ فرباخ (۱۸۳۳-۱۷۷۵) كه بیشتر بعنوان متخصص جزئیات شهرت یافته ولی از جهت نظریات در خصوص فلسفه حقوق نیز دارای اهمیت است ( فلسفه و تجربه در روابظشان با علم حقوق وضعی ۱۸۰۴ و غیره گروس – زاخاریا – بوئر- كروگ – دروست هولسف – روتك (۱۸۴۰-۱۷۷۵) كه دقیقترین و عمیقترین آثار را در مورد موضوع بحث ما تهیه كرده (رساله حقوق عقلی و علوم مربوط بده دولت در چهار جلد ۱۸۳۵-۱۸۲۹) و غیره . از ایتالیائیان نیز چند تن باه این مكتب تعلق دارند كه آثارشان شایسته مطالعه است و ما برای مثال دو نفر از آنان را نام می بریم : بارولی (۱۸۷۸-۱۷۷۹) استاد دانشگاه پاوی (از شهرهای ایتالیا) و مولف كتاب حقوق خصوصی و عمومی طبیعی در ۶ جلد (۱۸۳۷) تولومی (۱۸۹۳-۱۸۱۴) استاد دانشگاه پادو ( از شهر های ایتالیا ) و نویسنده كتاب سیر مقدماتی حقوق طبیعی یا عقلی كه چندین مرتبه به چاپ رسیده .
نویسندگان بزرگ دیگری نیز مانند روسمینی و تاپارلی كه بعدها از آنان صحبت خواهیم كرد پیرو این بكتب بوده اند گرچه به نظریه های خود بیشتر مبنای خداشناسی داده اند .
تمام نویسندگان فوق الذكر از این اصل دفاع می كنند كه قبل از حقوق وضعی یك حقوق ایدآلی وجود دارد مفهوم عدل و بی عدلی قبل از دولت بوده و لذات دولت نمی تواند به میل خود برای آنها حدود قائل شود بلكه موظف است حقوق فردی را كه بوسیله طبیعت تعیین و بوسیله عقل به اثبات رسیده بشناسد و آنرا تضمین نماید از اینجا در بحث قضایای اجتماعی یك نوا شماتیسم منطقی و یك خصیصه ظاهر میشود كه گاه زیاد فردی بنظر می رسد . فیخته تنها كسی است كه این وضع را تغییر می دهد (طریقه دوم ) و معهذا برویه مكتب حقوق عقلی به معنای واقعی باقی می ماند .
به هر صورت هنر مكتب نامبرده این است كه حقایق اساسی مربوط به حقوق را بوسیله جمع آوری و تكمیل نتایج تحقیقات گذشتگان روشن می كند بدون اینكه دچار اشتباهات روش گروسیوس و طرفداران اولیه حقوق طبیعی بشود .
به بركت این مكتب اساطیر مربوط بحالت طبیعی بدور افكنده شد و از این اصطلاح یك فرض عقلی بمنظور توجیه و استدلال اراده می شود و بس .
دیگر از چیرهائی را كه بایستی بحساب فعالیتهای مكتب مزبور گذارد دقتی است كه در راه توسعه فكر حقوق بطور كلی و موسسات احتصاصی حقوق عمومی بكار رفته كه در این راه براهنمایی عقل اساس خارجی هر یك از موسسات نامبرده جمع آوری شده معایت قانونگزاریهای وضعی اعلام گشته بالاخره اصلاحات مقتضی را تسریع كرده اند .
بنا به مراتب فوق عمل مكتب نامبرده عبث نبوده سهم موثری در پیشرفت قانونگزاری بخصوص در تهیه كتب قانون چند كشور دارا می باشد . و البته اگر با مخالفت مسلك تاریخی (باشكال مختلف آن ) مواجه نشده بود نتایج فعالیتهای آن زیادتر می بود .

منبع:
1- Fichte
1-Contribution a la rectification des jugements du public sur la Revolution
1-Fondement de toute la doctrine de la science
2-Lecons sur la mission du savant
3-Fondement du droit de nature
4-L Etat commercial ferme
1-Discours a la nation allemande
2-Gioberti
3-Romagnosi
4-Mazzini
5-F.V.Ziller
6-C.A.Martini
7-Trente
8-Le droit prive naturel
9-J.F.Fries 1
10-P. J.A. Feuerbach
11-K.Gros
12-K.Zachariac
13-A.Bauer
14-W.Krug
15-Droste Hulshoff
16-C.V.Rotteck
17-P.Baroli
18-Diritto naturale privato e publico
19-G.P.Tolomi
20-Corso elementare di diritto naturali o raz onale 1-Rosmini
2 -Taparelli



ترجمه : دكتر جواد واحدي


نام
پست الکترونيک
پيام شما