آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۹
بازديد روز قبل: ۱۸
بازديد هفته: ۱۴۳
بازديد ماه: ۱۵۴۴
بازديد کل: ۶۲۸۵۵۸۳
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
بانك موضوعات پژوهشي > سياسي و امنيتي > ۱۳۹۲/۰۶/۲۰
۲۰۰ بازدید
 
   

بهائیت ، پشتوانه قدرت رضاخان


والاس موری وزیر مختار وقت امریكا در تهران در گزارشی به تاریخ ۱۰ آگوست ۱۹۲۴ به توصیف «جنبش جمهوریخواهی» و نقش بهائیان در این جنبش می پردازد و می افزاید: «باید گفت که مایة سرافرازی رضاخان است که، علیرغم بی سوادی و نمایش ضعف اخلاقی تأسف آور در تمام بحران های زندگی حرفه ایش، اهل تساهل و تسامح دینی و دارای فكری روشن است. او در بسیاری از امور كشوری و لشكری از خدمات هوشمندانة بهایی ها، بسیار بهره گرفته است. از آن زمان تا کنون دشمنان سیاسی رضا خان با سوء استفاده از روحانیتی که قدرتش را بازیافته بود او را به بهایی گری متهم ساخته آن را در بوق و کرنا کرده اند، که به هیچوجه نباید خطرش را دست کم گرفت.»
از طرفی بدرفتاری قشون رضاخان با علما اوضاع را بدتر کرد. کنسول فولر در ۲۱ آگوست ۱۹۲۴ اوضاع شیراز را اینگونه گزارش می كند: «قشون كاملاً اوضاع را در دست دارد و به شدت ضد روحانیت است. از هر موقعیتی برای كاستن از نفوذ ملاها استفاده می شود. مردان مسلح با حضور در مجلس وعظ ملاهای مظنون مراقبند مبادا سخنی علیه دولت از دهانشان خارج شود. سربازها برای بازداشت روحانیون لحظه ای تردید نمی كنند و حتی مجالس عزاداری را که از باحرمت ترین سنت های دیرینه مذهبی است به هم می زنند و نمی گذارند که دسته های عزاداری در خیابان ها راه بیفتند.»
فولر در مورد اوضاع رشت چنین می نویسد: «والی فعلی شهر، که شخصیتی نظامی است، قدرتمند و پرانرژی است، و ظاهراً قشر روحانی را كاملاً تحت كنترل خود دارد، ولی عملكرد مستبدانه او مخالفت بسیاری را برانگیخته است. او به جای ترمیم و اصلاح خیابان های فعلی خیابان های جدید احداث می كند. یكی از این خیابان ها بلوار پهنی است كه از وسط شهر و از میان املاک خصوصی گرانقیمت عبور می کند و در نهایت به یك قبرستان می رسد. تخریب قبور نارضایتی فراوانی به وجود آورده است.»
موری در گزارش خود به تاریخ ۸ ژانویه ۱۹۲۵، ارتباط پهلوی با بهاییان را تشریح می کند: «از بهاییان سرشناس تهران اطلاع یافته ام که رئیس الوزرا در خفا احترام زیادی برای بهائیت قائل است، ولی بنا به ملاحظات سیاسی، این ارادت خود را آشکار نمی کند. گفته می شود زمانی که در کسوت یک سرباز قزاق ساده در بیمارستانی که متعلق به بهاییان بود، نگهبانی می داد به شدت تحت تأثیر پرستاران بهایی قرار گرفت و هرگز آن را از یاد نبرد. معهذا، مسئله این است که او گذاشته است آن عده از افسران بهایی که در لیاقت شان تردیدی نیست به درجات عالی ارتش دست یابند.» موری از چند افسر بهایی برجسته نیز نام می برد. از جملة آنها، کلنل شعاع الدین علائی، حسابدار کل وزارت جنگ است. دکتر میلسپو در یادداشت های محرمانه اش در مورد فساد ارتش، مکرراً از این فرد نام می برد. می گویند کلنل عطاءالله علائی نیز یکی دیگر از بهایی های سرشناس است که به تازگی از فرانسه به تهران بازگشته است. او به همراه هیأت افسران ایرانی به سن سیر در فرانسه اعزام شده بود. نام سرگرد رحمت الله علائی نیز که بازرس قشون است در فهرست بهایی های سرشناس قرار دارد. موری همچنین متذکر می شود که کلنل محمد درگاهی، رئیس نظمیه تهران، در شب ۱۲ جولای ۱۹۲۴ «یک افسر بهایی مشهور» را مأمور فرونشاندن شورش های ضدبهایی کرده بود. ژنرال مرتضی خان یزدان پناه ، فرماندار نظامی تهران و فرمانده تیپ مرکز، و کلنل محمود پولادین، فرمانده هنگ پهلوی، یا همان هنگ خانوادگی رضا خان، هر دو اشخاص شدیداً «ضد روحانی» می باشند، که غالباً حسن تعبیری برای بهایی است. فهرستی که موری از بهایی های سرشناس خارج از قشون تهیه کرده بود شامل افراد زیر می شد: نبیل الدوله [علیقلی خان]، کاردار سابق ایران در آمریكا و همسر او، مادام مروح السلطنه [فلورنس] (که آمریکایی بود)؛ عزت الله علائی، از اداره حسابداری وزارت پست و تلگراف؛ حسن احیائی، عضو بانک شاهنشاهی ایران؛ ولی الله ورقا، مترجم اول سفارت کبرای ترکیه؛ و عزیزالله ورقا، کشاورز. به دلیل ارتباط بهایی ها با بریتانیا، مردم از پیوند پهلوی با بهاییان منزجر و نسبت به آن بدگمان بودند. موری در مورد ارتباط نزدیک بهایی ها و بریتانیا چنین می نویسد: «پس از جنگ جهانی و تصرف فلسطین به دست بریتانیا، عبدالبهاء در سال ۱۹۲۰ از طرف دولت بریتانیا لقب و نشان افتخار «سِر» دریافت کرد، او در سال ۱۹۲۱ درگذشت.» در گزارشی دیگر، موری در مورد ارتباط انگلیسی ها و بهاییان اطلاعات بیشتری ارائه می کند. موری دربارة گفتگوی خود با حسین علائی در مورد رضا افشار، یکی از نمایندگان مجلس و «رفیق شفیق سردارسپه» چنین می نویسد: «او [علائی] در مورد مترجمین ایرانی دکتر میلسپو، چنانکه پیش از این سفارت نیز در مواقع مختلف به دکتر میلسپو متذکر شده است، اشاره کرد که غالب این افراد بی کفایت، و در بسیاری موارد خیانتکار هستند. او خودش به رضا خان افشار اشاره کرد، کسی که دکتر میلسپو همواره از او به عنوان یکی از باوفاترین حامیانش یاد کرده است. این مرد جوان که بهایی است و آن را پنهان نمی کند، تحصیلات اولیه خود را در مدرسه آمریكایی ارومیه گذراند و سپس برای تکمیل تحصیلاتش به آمریكا رفت، و در سال ۱۹۲۱، هنگامی که کوچک خان در گیلان سر به شورش برداشت، ارتباط نزدیکی با آن انقلابی رمانتیک داشت، و عده ای مدعی اند که افشار همزمان با آن با انگلیسی ها هم در ارتباط بود...» با ورود میلسپو به ایران در نوامبر ۱۹۲۲، «در میان تعجب همگان، او به عنوان معاون اول ایرانی مدیر کل [دکتر میلسپو] منصوب شد... برای اولین بار از زبان آقای علائی شنیدم که توصیه های سفارت انگلیس برای انتصاب افشار به معاونت دکتر میلسپو حتی مصرانه تر بوده است. با توجه به این مسئله که در تمام مدتی که افشار معاون دکتر میلسپو بود... نمی توان تصور کرد که، اگر با انگلیسی ها کنار نمی آمد و دربارة اقدامات مدیر کل برای آنها خبرچینی نمی کرد، هرگز می توانست در این پُست بماند.» حسین علائی برای اینکه او را یک بهایی تصور نکنند پس از بازگشت از واشنگتن در سال ۱۹۲۵ نامش را به حسین علاء تغییر داد.


منبع:
www.dowran.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما