آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۸
بازديد امروز: ۳۷۵
بازديد روز قبل: ۴۹۹
بازديد هفته: ۳۰۳۹
بازديد ماه: ۳۷۵۰
بازديد کل: ۶۲۷۸۹۳۰
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
بانك موضوعات پژوهشي > سياسي و امنيتي > ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
۲۴۴ بازدید
 
   

اختناق اطلاعاتی انگلیس در روند تاریخ نگاری


«كریستوفر آندریو» استاد دانشگاه كمبریج و مدیر مدیر مجله « هیستوریكال ژورنال » در مقدمه كتاب « سرویس مخفی – شكل گیری جامعه اطلاعاتی بریتانیا » (تاریخ نشر : ۱۹۸۵) كه نخستین پژوهش جدی در تاریخ سرویس های اطلاعاتی انگلیس محسوب می شود و معهذا به اعتراف نویسنده تنها توانسته بر شبكه امپراطوری اطلاعاتی وابسته به اینتلیجنت سرویس نظری اجمالی و پراكنده بیفكند ، پنهانكاری شدید دولت بریتانیا را در زمینه اسناد اطلاعاتی چنین ملامت می كند :
«وایت هال» هرآنچه را كه در توان دارد برای كارشكنی در پژوهش های جدی تاریخ جامعه اطلاعاتی بریتانیا به كار می گیرد. دولتمردان انگلیسی به نحو نامعقولی بر این استدلال پای می فشارند كه به خاطر مصالح امنیت ملی تمامی آرشیوهای سرویس های اطلاعاتی باید به طرز نامحدودی بسته بماند . آنان تنها به تاریخ رسمی معروف اطلاعات بریتانیا در جنگ دوم جهانی (اثر پروفسور هینزلی) اجازه نشر می دهند و تنها برخی گزارشهای اطلاعاتی دوران جنگ را كه برای وزرای«وایت هال» و فرماندهان نظامی در صحنه ارسال شده ، در اختیار «مركز اسناد ملی» خود قرار می دهند . ولی آنان از علنی ساختن مشابه چنین اسنادی پیرامون سالهای پیشتر امتناع می ورزند و دلیل ابلهانه آنان چنین است : نحوه گردآوری اطلاعات در دوران پیش از جنگ باید از دوران جنگ پنهان تر باشد .
مسلماً برای استتار عملیات اطلاعاتی متاخر و جاری و برای استتار هویت برخی كارمندان اطلاعاتی (مانند عوامل نفوذی) در دوران حیاتشان دلایل بهتری وجود دارد . این ادعا كه علنی ساختن اسناد عملیات اطلاعاتی بریتانیا در آلمان در زمان بحران بندر آغادیر مراكش در سال ۱۹۱۱ و یا در روسیه در دوران پیش از انقلاب بلشویكی ۱۹۱۷ می تواند امنیت ملی بریتانیا را در دهه ۱۹۸۰ مورد تهدید قرار دهد استدلالی چنان بی معنا است كه تنها «وایت هال» قادر به دفاع از آن است . گمان من این است كه قوه داوری آن وزیران و كارمندانی كه چنین دیدگاههای خارق العاده ای دارند ، تحت تاثیر «تابو» های كهن و نابخردانه به انحرافی سخت كشیده شده است . ملكم ماگریج (كارمند پیشین اطلاعاتی) از سالهای خدمت در اینتلیجنت سرویس این درس را آموخته است : « تا زمانی كه راههای غیر مستقیم وجود دارد ، هیچ كاری را نباید به سادگی و از راه مستقیم آن انجام داد ....پنهانكاری همانقدر برای كار اطلاعاتی ضروری است كه لباس رسمی برای آئین عشاء ربانی و یا تاریكی برای مراسم احضار روح . لذا باید پنهانكاری به هر بهایی محفوظ بماند ؛ چه دلیلی داشته باشد و یا نداشته باشد» استدلال به سود چنین پنهانكاری اغراق آمیز ، حتی در باره عملیات اطلاعاتی دوران پیش از جنگ اول جهانی بعید است كه بتواند در یك محاجه جدی و آشكار دوام آورد . ولی آنان در چنین مناظره ای شركت نمی جویند . این «تابو» چنان نیرومند مانده كه حتی توجیهات رقیق در اثبات حقانیت آن نیز معمولا برای افكار عمومی مخفی تلقی می گردد...
تاریخ نگاران آكادمیك كه دشواریهای پژوهش اطلاعاتی ، آنان را دلسرد می سازد و تحت تاثیر احساس گرایی نادرست بسیاری از پر كشش ترین گزارشات جاسوسی را دفع می كنند ، معمولا به نادیده گرفتن و ناچیز شمردن ابعاد اطلاعاتی تاریخ تمایل دارند . در بسیاری از بیوگرافی های نخست وزیران ، وزیران امور خارجه و سایر وزیران بریتانیا ، حتی نام روسای سرویسهاس اطلاعاتی شان نیز ذكر نمی شود . چنین تغافلی غیر قابل درك و نادرست است . در بریتانیای قرن بیستم ، سرویس مخفی چه از نظر كمی و چه از نظر كیفی رشدی عظیم یافته و مورخ سیاست ملی و سیاست بین المللی مجاز نیست آن را نادیده بگیرد . هر تحلیل از سیاست دولت ، به ویژه در زمینه مسائل خارجی و دفاعی ، كه بر ابعاد اطلاعاتی چشم بپوشد ، ناقص خواهد ماند و حتی ممكن است به استنتاجی واژگون دست یابد .
آندریو در جای دیگری از كتابش تاكید می كند كه از نظر دولت انگلیس اطلاعات مربوط به دوران ریاست «سر مانسفیلد كامینگ» بر mi۶ (۱۹۰۹ – ۱۹۲۳) هنوز نیز برای امنیت ملی بریتانیا حیاتی تلقی می گردد و لذا پنهان است .
«كریستوفر آندریو» سیاست اطلاعاتی دولتهای انگلیس را چنین بیان می دارد :
... سیاست اطلاعاتی همه دولتهای انگلیس پس از جنگ توسط دو اصل اساسی دوران بعد از جنگ تعیین می گردد كه به طور جدی مورد سوال است . اول اینكه فعالیت اطلاعاتی نباید به بحث علنی كشیده شود . و دوم آنكه پارلمان همه اختیارات خود را در مسائل اطلاعاتی به قوه مجریه تفویض كرده است . اصل اول توسط استن چمبرلین در نطق نوامبر ۱۹۲۴ در مجلس عوام به عنوان وزیر امور خارجه به صورت زیر به عنوان یك فرمول كلاسیك بیان شد «این در ماهیت سرویس مخفی است كه باید مخفی بماند و اگر شما زمانی به آشكار كردن آن بپردازید ، برای من نیز مانند نمایندگان محترم مخالف روشن است كه دیگر سرویس مخفی ای نخواهد بود و شما باید بدون آن كار كنید. »
این دكترین كه در نیمه بعدی قرن بیستم حتی به انكار موجودیت اینتلیجنت سرویس منجر شد بر شالوده تعمد دقیق و طولانی كابینه ها ، تنها بخشی از آشفته كاریهای عام تری بود كه در فاصله دو جنگ جهانی مدیریت دولتی اطلاعات را مشخص می ساخت . سرویس های اطلاعاتی بریتانیا معتقد بودند كه به پنهانكاری اكید نیاز دارند . این استتار فقط دامنه عملیات جاری و اخیر آنها را در بر نمی گرفت ، بلكه شامل اسناد گذشته آنان ، بدون محدودیت زمانی نیز می شد . ولی دولتی كه در نوامبر ۱۹۲۴ دكترین پنهانكاری اكید را تدوین كرد ، دو سال و نیم پیش از آن بزرگترین «گاف» اطلاعاتی دوران معاصر را مرتكب شد و با ارزش ترین منبع اطلاعاتی بریتانیا – تلگرام های خوانده شده شوروی - را لو داد .
سفسطه ساده ای كه در پس این استدلال مستتر است كه گویا در برابر پنهانكاری اكید تنها افشاگری تام قرار دارد (تقریبا مثل این است كه گفته شود قتل عام هسته ای تنها شق در مقابل صلح كامل است) ، برای مدتهای طولانی آماج محاجه جدی قرار نگرفته ، زیرا جامعه اطلاعاتی بریتانیا جایگاه یك «تابو» غیر قابل بحث را كسب كرده كه از هر گونه بحث منطقی و یا پارلمانی معاف است . از سال ۱۹۲۴ دولتهای متوالی حد اعلای تلاش خود را به كار برده اند تا این «تابو» دست نخورده بماند . هارولد مك میلان پس از ماجرای فرار فیلبی در ۱۹۶۳ عبوسانه به نمایندگان مجلس عوام چنین گفت : «این برای منافع عام ملی ما خطرناك و بد است كه در باره این مسائل بحث شود» این جمله در كتاب «لرد ویلسون ، حكومتگری در بریتانیا» كه مدت كوتاهی بعد از كناره گیری او در ۱۹۷۶ به چاپ رسید به شكل تاییدآمیزی نقل شده . فصل «نخست وزیر و امنیت ملی» در این كتاب محتملا كوتاه ترین فصلی است كه تاكنون توسط یك نخست وزیر بریتانیا نوشته شده است . این فصل به زحمت به یك صفحه می رسد و چنین پایان می یابد « نخست وزیر گاه در زمینه مسائل امنیتی مورد سوال قرار می گیرد . پاسخ های او را باید به طرز یكنواختی یكسان تلقی كرد . اطلاع مفید یا صحیح بیشتری وجود ندارد كه پیش از پایان این فصل بتوان بدان افزود» ادوارد هیث نیز چنین دیدگاه سختگیرانه ای داشت . او به عنوان نخست وزیر درزمینه مسائل اطلاعاتی حتی از خود سرویس مخفی نیز سختگیر تر بود . حداقل در دو مورد روسای اطلاعاتی او كوشیدند تا وی را به نشر برخی از دستاوردهایشان ترغیب كنند . آقای هیث آن اصل استتار را یك «قانون نقض ناپذیر» دانست و هماره امتناع ورزید . این امر كه نمایندگان مجلس محق نیستند كه پرسشهای خود را در باره سرویسهای اطلاعاتی مطرح كنند نیز تقریبا یك «قانون نقض ناپذیر» تلقی می گردد . به استثنای موارد مربوط به پیامدهای رسوائیهای امنیتی تلاش نمایندگان مجلس برای طرح چنین پرسشهایی رد می شود . دولت كالاهان نیز پافشاری اسلاف خود را بر حق انحصاری قوه مجریه در مدیریت جامعه اطلاعاتی به شدت حفظ كرد . كالاهان اعلام داشت « پارلمان پذیرفته است كه درمسائل اطلاعاتی مسئولیت باید بیشتر به عهده نخست وزیر باشد تا پارلمان و به نخست وزیران در زمینه انجام صحیح این مسئولیت اعتماد دارد »
« كریستوفر آندریو » توضیح می دهد كه به استثنای دوران های صدارت چرچیل و خانم تاچر كه هر دو پیوند تنگاتنگی با سرویس های انگلیس داشتند ، حتی نظارت دولت نیز بر تشكیلات اطلاعاتی بریتانیا ناچیز بوده است . زمانی كه رمزی مك دونالد در سال ۱۹۲۴ به عنوان اولین نخست وزیر از حزب كارگر به قدرت رسید ، خواستار بازدید از بایگانی «اداره ویژه» شهربانی شد و سرویندام چیلدز رئیس این سرویس با درخواست او موافقت نكرد . جرج براون اولین وزیر خارجه ای بود كه در سال ۱۹۶۶ از ساختمان مركزی اینتلیجنت سرویس بازدید كرد و هارولدویلسون نخست وزیر انگلیس از حزب كارگر در سالهای ۱۹۶۴ – ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ – ۱۹۷۶ ، در مصاحبه ای با چپمن پینچر روزنامه نگار معروف انگلیسی گفت كه در دوران صدارتش نمی دانست كه در درون سرویسها چه می گذرد و وی روسای mi۵ و mi۶ را آنقدر كم می دید كه گاه نامشان را اشتباه می كرد !
آندریو سپس به تشریح وضع دولت خانم تاچر در رابطه با سرویس های مخفی انگلیس می پردازد و می گوید :
در«وایت هال» این باور وجود دارد كه خانم تاچر دارای علاقه شخصی زیادی به فعالیت جامعه اطلاعاتی است . او به تاسیس «كمیته دولتی هدایت امور اطلاعاتی – mis» دست زد ، كه بر جامعه اطلاعاتی نظارت می كند و تقدم بودجه اطلاعاتی را تثبیت كرد .
خانم تاچر همچنین سرآنتونی داف را مستقیما به عنوان رئیس«كمیته مشترك اطلاعاتی» منصوب كرد . او ماموریت داشت كه نقش قاطع تر و مستقل تری در ارزیابی اطلاعاتی ایفا كند . تنها در همین دوران یعنی در دهه ۱۹۸۰ بود كه به ویژه تحت تاثیر رسوایی های اطلاعاتی در آمریكا و پیوند سیا با اینتلیجنت سرویس برخی «تابو» های سنتی در زمینه استتار مسائل اطلاعاتی در هم شكست و علاقه عمومی به شناخت تاریخ سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی انگلیس افزایش یافت . به گفته آندریو تنها در این زمان بود كه برای نخستین بار دولت انگلیس بر این افسانه كهن و غریب نقطه پایان نهاد كه گویا سازمانی به نام اینتلیجنت سرویس در دوران صلح وجود ندارد و مجبور شد كه به موجودیت آن رسما اعتراف كند و مدتی بعد اجباراً و برای اولین بار اعتراف كرد كه «اداره مركزی ارتباطات دولتی» ارگانی است كه كاركرد اطلاعاتی دارد ! از عناصر مهم در ظهور این پدیده سنت شكنانه در سیاست انگلیس افشاگریهایی بود كه در باره نقش عوامل نفوذی شوروی در جامعه اطلاعاتی بریتانیا صورت گرفت و افكار عمومی را به شدت برانگیخت .
در پرتو چنین فضای نوینی است كه برای نخستین بار در تاریخ بریتانیا به تدریج زوایایی از تاریخ پیچیده و پنهان سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی و فنی انگلیس آشكار می شود و خود سرویسها مجبور می شوند برای استتار گذشته خود به تدوین و نشر تاریخ های رسمی دست بزنند . معهذا این گلاسنوست انگلیسی تنها در آغاز راه است و هنوز تا افشاء اسناد مداخلات اطلاعاتی بریتانیا در سایر كشورها و به ویژه در ایران فرسنگها فاصله دارد . برای مثال در پژوهش«كریستوفر آندریو» خلا آشكار و چشمگیری در مسائل مربوط به نقش اینتلیجنت سرویس در رابطه با ایران دهه های نخستین قرن بیستم میلادی احساس می شود و این در حالی است كه وی هرچند مختصر ، به هند و افغانستان پرداخته است . این فرض كاملا منطقی است كه پژوهشگرانی چون آندریو توسط دستگاه دولتی انگلیس و یا محافل معینی در زمینه «خطر بنیادگرایی اسلامی» توجیه شوند و داوطلبانه و یا شاید با اكراه به سانسور اثر خود تن دهند و بدین سان فصل ایرانی تاریخ اینتلیجنت سرویس همچنان نانوشته و پنهان باقی بماند .
«كریستوفرآندریو» تصریح می كند كه طی سالهای پس از جنگ دوم جهانی تلاش همه كابینه های انگلیس در جهت حفظ «تابو» ها و محرمات كهن در زمینه استتار نقش سرویسهای اطلاعاتی و امنیتی انگلیس بوده و در این راه از هیچ سانسوری فروگذار نكرده است . او می نویسد :
دولت انگلیس به تاریخ فرمایشی و رسمی سه جلدی پروفسور هینزلی در باره نقشی كه اطلاعات بریتانیا در استراتژی و عملیات متفقین در جنگ دوم جهانی ایفا نمود اجازه نشر می دهد ولی تاریخ رسمی پروفسور میچل هاوارد در باره نقش «فریب» را در همان استراتژی و عملیات توقیف می كند. مكاتبات كشف شده زمان جنگ آلمان مربوط به اوایل سالهای ۱۹۴۰ آزاد می شود و در اختیار «مركز اسناد ملی» قرار می گیرد ، ولی مكاتبات كشف شده شوروی ها مربوط به اوایل سالهای ۱۹۲۰ به علت نامعلومی مستور می ماند ؛ علیرغم اینكه برخی نسخ آن در سایر بایگانیها آشكار شده است . زمانی كه علت این امر توسط كمیته منتخب مجلس عوام پرسیده می شود سرروبرت آرمسترانگ وزیر مربوطه پس از تاخیری طولانی پاسخ می دهد كه اسناد اطلاعاتی مربوط به دوران صلح سری تر از اسناد دوران جنگ است و این مساله محدودیت زمانی ندارد ؛ سیاستی غریب كه به دشواری به مساله امنیت ملی بریتانیا مربوط است و آشكارا ناشی از آن «تابو» های سنتی است كه پذیرش رسمی فعالیت اطلاعاتی توسط دولت انگلیس را در دوران صلح منع می كند ...
توضیحات فوق روشن می سازد كه اتكاء بر اسناد علنی شده قدرتهای بزرگ برای بازشناسی تاریخ معاصر ایران به تنهایی كافی نیست و از این دست معابد نمی توان توقع «اعجاز» داشت ! در واقع حركتی كه از دهه ۱۹۸۰ در افكار عمومی و برخی محافل تحقیقی انگلیس به منظور بازشناسی تاریخ بریتانیا آغاز شده ، بیش از ما با خلا اسناد مواجه است . تاریخ سیاست خارجی دولتهای استعماری چیزی نیست جز داستان مداخلات آشكار و پنهان آنان در تاریخ معاصر ملتهای جهان سوم ، و روشن است كه پرده های تاریك و مستور این داستان باید توسط خود این ملتها آشكار شود و قدرتهای بیگانه نه تنها علاقه ای به این كنكاش نداشته و نخواهند داشت ، بلكه اگر در این زمینه دغدغه ای نشان دهند برای كور كردن سرنخ رهیافت ها و روشنگریها خواهد بود و لاغیر .


منبع:
www.dowran.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما