آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۰۵
بازديد روز قبل: ۴۰۱
بازديد هفته: ۳۱۲۶
بازديد ماه: ۶۳۷۷
بازديد کل: ۶۲۸۱۲۸۷
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
بانك موضوعات پژوهشي > سياسي و امنيتي > ۱۳۹۲/۰۵/۰۱
۲۹۷ بازدید
 
   

شبكه بدامن در كودتای ۲۸ مرداد


از آغاز جنگ سرد توسط اینتلیجنس سرویس و سیا شبكه ای در ایران راه اندازی شده بود كه با نام رمز بدامن BEDAMN معرفی می شد. وظیفه این شبكه ایجاد جنگ روانی و ترسانیدن مردم از كمونیسم بود. روزنامه نگاران فراوانی با این شبكه كه بودجه سالیانه آن یك میلیون دلار بود و مستقیماً توسط سیا هزینه می شد همكاری می كردند كه مشهورترین شان برادران مسعودی و عباس شاهنده مدیر فرمان بودند. از سوی سفارت آمریكا شاپور ریپورتر با این روزنامه نگاران در تماس بود. اما به نظر می رسد كه مهمترین عوامل در این زمینه برادران بزرگمهر بودند. نام مستعار و عملیاتی اینان، برادران بوسكو بود كه كیم روزولت هم در كتابش به نام كودتا در كودتا با همین نام از آنان یاد می كند. خواهر برادران بزرگمهر همسر دكتر عیسی سپهبدی استاد زبان فرانسه دانشكده حقوق دانشگاه تهران و قائم مقام حزب زحمتكشان بود. سپهبدی از رابطین سفارت امریكا با محافل بیرون بود. شبكه مزبور در اكثر جریانهای سیاسی و اجتماعی و نیز افسران ارتش نفوذ داشت. لازم به یادآوری است كه بخش فرهنگی سفارت فرانسه كه افرادی مثل علی زهری مدیر روزنامه شاهد ارگان حزب زحمتكشان و همین سپهبدی مدتی در آن كار می كردند با این توطئه ها مرتبط بودند.
محور فعالیتهای آنان بزرگ نمائی خطر كمونیسم بود. مقالات و كاریكاتورهای فراوانی به این مسئله اختصاص داشت و جنگ روانی غریبی در بین مردم به راه انداخته بودند كه گویا ایران در معرض بلعیده شدن توسط غول كمونیسم است. كتاب هم منتشر می كردند كه مهمترین آنها خطرات ابوالقاسم لاهوتی است كه كاملاً جعلی است.
مدتی قبل رادیو بی بی سی هم افشا نمود که ترجمه كتاب دكتر ژیواگو اثر بوریس پاسترناك به زبان فارسی در همان زمان كار ام.آی.شش بوده است كه گویا در چارچوب عملیات بدامن صورت گرفته است، دكتر ژیواگو رمانی است علیه شوروی. این شبكه در تخریب روحیه مردم بسیار موثر بود و زمینه های روانی كودتا را مهیا كرد.
مارك گازیوروسكی در پژوهش خود پیرامون كودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، كه بر اسناد دست اول و مصاحبه با كارمندان پیشین «سیا» مبتنی است، «شبكه بدامن» را مهم ترین شبكه «سیا» در ایران می داند:
«...امریكا از اواخر دهه ۱۹۴۰ فعالیت های محرمانه پنجگانه ای را بدین شرح شروع كرده بود:… پنجم، اجرای یك سلسله عملیات با نام رمز بدامن كه از ۱۹۴۸ ]سال ورود شاپور ریپورتر به ایران[ برای مقابله با نفوذ شوروی و حزب توده آغاز شده بود. بدامن، یك برنامه تبلیغاتی و سیاسی بود، كه از طریق شبكه ای به سرپرستی دو تن ایرانی با نام های رمز «نرن» و «سیلی» اداره می شد و ظاهراً بودجه سالانه ای معادل یك میلیون دلار داشت...»
البته شبكه مجری برنامه «بدامن» یك شبكه صرفاً آمریكائی نبود. پروژة «بدامن» یكی از نخستین پروژه هائی بود كه در چارچوب همكاری اینتلیجنس سرویس و سازمان نوبنیاد «سیا»، بر مبنای امكانات غنی بومی MI-۶و بودجة کلان «سیا» آغاز شد و مسئولیت ادارة آن به عهدة شاپور ریپورتر قرار گرفت كه در همكاری با اسدالله علم اجرای پروژه را شروع كرد. دو «ایرانی» كه در اسناد «سیا» با نام های رمز «نرن» و «سیلی» خوانده شده اند، در واقع این دو نفر بودند و همین شبكه بود كه در سال های پس از كودتا به عنوان مقتدرترین سازمان پنهانی در حیات سیاسی ایران اعمال نفوذ نمود.
بررسی فعالیت های شبكه شاپور ریپورترـ اسدالله علم در این دوران نشان می دهد كه «عملیات بدامن» بر دو محور متمركز بود: عملیات نفوذی ـ سیاسی و عملیات تبلیغی ـ فرهنگی.
در زمینة‎ عملیات نفوذی «شبكه بدامن» شواهد گسترده ای در دسترس است كه عمق نفوذ آن را به درون حزب توده نشان می دهد و باید افزود كه گسترة نفوذ این شبكه تنها به حزب توده منحصر نبود و سایر احزاب و جریان های سیاسی ـ بویژه «جبهه ملی»، «حزب زحمتكشان»، «نیروی سوم»، «حزب ایران»، پان ایرانیست‎ها و غیره ـ را نیز در بر می گرفت.
بر پایه همین نفوذ همه جانبه و عمیق بود كه «شبكه بدامن» می توانست به خوبی حوادث سیاسی روز را به سمت اهداف خود هدایت كند و یا به حادثه سازی های تحریك آمیز و هدفمند (پرووكاسیون) دست بزند. به دو نمونه از عملیات «شبكه بدامن» اشاره می كنیم:
آشوب ۲۳ تیر ۱۳۳۰: در اوائل سال ۱۳۳۰ در مسئله شیوه برخورد به اختلافات ایران و شركت نفت انگلیس میان رهبران بریتانیا و ایالات متحده امریكا اختلاف جدی بروز كرد. برخی مقامات دولت بریتانیا، تحت تاثیر سرویلیام فریزر رئیس شركت نفت انگلیس، از طرح مداخله نظامی علیه مردم ایران حمایت می كردند و دولت «دمكرات» پرزیدنت ترومن تحت تأثیر افرادی چون جرج مك گی از ناسیونالیسم مصدق حمایت می نمود و آن را سپری استوار در مقابل «كمونیسم» و «متعصبین مذهبی» می انگاشت.
دولت «دمكرات» آمریكا براساس این دیدگاه با طرح مداخله نظامی بریتانیا مخالفت می كرد و با دفاع از مصدق سازش دو طرف نزاع را توصیه می كرد و صراحتاً به انگلیس اعلام داشت كه «حق ایرانیان را در ملی كردن به رسمیت می شناسد.» در این چارچوب، اورل هریمن نماینده مخصوص پرزیدنت ترومن، در ۲۳ تیر ماه ۱۳۳۰ در رأس یك هیئت وارد تهران شد تا میانه مصدق را با دولت انگلیس آشتی دهد. مصدق نیز رسماً با میانجیگری دولت امریكا موافقت كرده بود. در این میان، «شبكه بدامن»، براساس منافع گردانندگان آن در امریكا و انگلیس، قصد داشت كه مسافرت هریمن را با شكست مواجه كند و دولتمردان امریكایی را از توسعه «خطر كمونیسم» در ایران بترساند. در چنین شرایطی بود كه سازمان جوانان حزب توده، كه به شدت تحت نفوذ «شبكه بدامن» قرار داشت، تظاهرات وسیعی را علیه ورود هریمن ترتیب داد. از سوی دیگر، دستجات «حزب زحمتكشان» دكتر مظفر بقائی و «حزب ایران» و «پان ایرانیست ها» به عنوان نیروهای ضد كمونیست بسیج شدند و این تظاهرات به زد و خوردی خونین كشیده شد.
كودتای ۲۵- ۲۸ مرداد ۱۳۳۲: تظاهرات «توده ای ها» در كنار اعضای حزب ایران و پان ایرانیستها و نیروی سوم كه مجسمه های شاه را به زیر می كشیدند و شعار «جمهوری دمكراتیك» سر می دادند، موجب هراس شدید مصدق و تمكین وی در برابر خواست هندرسن ، سفیر دولت جدید آمریكا شد. هندرسن در ملاقات عصر ۲۷ مرداد با مصدق به شدت او را از خطر سقوط سلطنت و قدرت گیری حزب توده ترساند و به دستور نخست وزیر فرمانداری نظامی ممنوعیت تظاهرات را وضع نمود و از شب كودتا به مقابله با حضور مردم در خیابانها پرداخت.
ماهیت این حوادث سالها پنهان بود. به هر روی، امروزه با انتشار برخی اسناد روشن شده كه عملیات فوق توسط سرویس های جاسوسی امریكا و انگلیس سازمان یافته بود و در آن «شبكه بدامن» و شبكه رشیدیان‎ها نقش اساسی داشتند.
به روایت ریچارد كاتم كه در این زمان برای «سیا» كار می كرد، «برادران رشیدیان فرصت را غنیمت جستند و مردمی را كه در قبضه اختیار ما ( آمریكایی ها) بودند به خیابان ها فرستادند تا چنان عمل كنند كه گوئی توده‎ای هستند. آنها نقشی بیش از تحریك و فتنه انگیزی داشتند. آنها نیروهای ضربتی بودند كه چنان عمل می كردند كه گویی توده ایی هائی هستند كه پیكره ها و مساجد را سنگباران می كنند.»
دومین محور پروژه مشترك «بداَمن» عملیات تبلیغی ـ فرهنگی بود كه گروه وسیعی از نویسندگان و روزنامه نگاران و روشنفكران و ده ها نشریه و روزنامه را در خدمت داشت. علیرغم عَلَم كم سواد، شاپورجی یك تحصیل كرده كمبریج و كارشناس «جنگ روانی» بود.
از مهم ترین اعضای شبكه مطبوعاتی و روشنفكری «بدامن» باید به نصرت الله معینیان، دكتر مظفر بقائی كرمانی، علی جواهر كلام، عباس شاهنده، جعفر شاهید، مصطفی مصباح زاده، عباس مسعودی، هادی هدایتی، علی اصغر امیرانی، مهدی میراشرافی، عبدالرحمن فرامرزی، رسول پرویزی و برادران بزرگمهر اشاره كرد. این افراد از طریق روزنامه ها و مجلات تحت نفوذ خود عملیات روانی كودتا را پیش می بردند.
بزرگنمائی خطر حزب توده و ایجاد وحشت (پانیك) از سلطه كمونیسم در جامعه، خط اصلی «شبكه بدامن» را تشكیل می داد و این در حالی است كه محققینی چون جیمز بیل می نویسند:
«حزب كمونیست توده ایران نسبتاً كوچك بود. این حزب نه از حمایت طبقه متوسط ناسیونالیست برخوردار بود و نه از پشتیبانی توده واقعی مردم ایران.»
امروزه پژوهشگران امریكائی و انگلیسی معترف می شوند كه بزرگنمائی خطر كمونیسم در واقع یك ترفند سیاسی به منظور منفعل ساختن مردم و نیروهای مذهبی و جلب محافل حاكمه و افكار عمومی آمریكا به سوی كودتا بوده است.
بخشی از كاركرد تبلیغی شبكه شاپور ریپورتر به «جعلیات» اختصاص داشت كه بر محور بزرگنمائی خطر كمونیسم استوار بود و بیشتر به منظور تحریك روحانیون ساده اندیش و غیر سیاسی و توده مردم علیه وضع موجود و جلب همدردی آنان با شاه به عنوان تضمین كنندة كشور در مقابل سلطه كمونیسم به كار می رفت. از مهم ترین این «جعلیات» باید به كتاب نگهبانان سحر و افسون اشاره كرد كه ظاهراً توسط شاپور ریپورتر نوشته شد و با نام حزب توده انتشار یافت و حساسیت شدیدی را در جامعه برانگیخت.
همانگونه كه ذكر شد یكی از ماهرانه ترین و معروفترین جعلیات شاپور ریپورتر، خاطرات مجعول ابوالقاسم لاهوتی است. كتاب فوق توسط شاپورجی تقریر و توسط علی جواهر كلام تحریر شد و دو صفحه اول آن به خط عباس شاهنده نوشته شد و توسط چاپخانه فرمانداری نظامی تهران به چاپ رسید.
در بین اعضای شبكه بِداَمن برادران بزرگمهر ناشناخته مانده اند و كمتر درباره نقش آنان سخن گفته شده است. اسفندیار بزرگمهر و برادرش جمشید حداقل از سال های بعد از جنگ دوم جهانی برای سیا كار می كردند و ظاهراً هویت آنان برای مأمورین مخفی بریتانیا هم ناشناخته بود، اما برادر بزرگ آنان دكتر منوچهر بزرگمهر كه بعداً در مورد فلسفه های تحققی انگلیس در دانشگاه تهران تدریس می كرد رئیس ادارة حقوقی شركت نفت انگلیس و ایران بود، و بعد از كودتا نیز رئیس اداره حقوقی كنسرسیوم نفت گردید. ظاهراًً سرنوشت این برادران با نفت و سیاست گره خورده بود چرا كه دیگر برادر آنان به نام بهمن در دورة هویدا مدتی رئیس روابط عمومی شركت نفت ایران بود. از بین این برادران جمشید و اسفندیار در كودتای بیست و هشتم مرداد بسیار فعال بودند كیم روزولت این دو برادر را به ترتیب حقوق دان و روزنامه نگار معرفی می كرد، جمشید بزرگمهر حقوق دان و اسفندیار روزنامه نگار بود، اهمیت اسفندیار و خدمات او درسقوط مصدق به اندازه ای بود كه روز بیست و نهم مرداد سال ۱۳۳۲ معاون نخست وزیر و رئیس اداره كل انتشارات و تبلیغات دولت كودتا شد، شغلی كه با پیشینة او هم به عنوان روزنامه نگار و هم به عنوان عضو فعال شبكة بِداَمن قرابت داشت.
در كنار این برادران از دو برادر دیگر نیز باید نام برد كه در حوادث ۲۸ مرداد مرتبط با شبكه بِداَمن نقش مهمی داشتند. برادران رشیدیان در كودتای ۲۸ مرداد سهم زیادی داشتند. قدرت عمده برادران رشیدیان در این بود كه آنها در بین اوباش جنوب شهر تهران نفوذی غیر قابل انكار داشتند. برادران رشیدیان تنها افرادی نبودند كه در این گروه‎های سیاه نفوذ داشتند، اما بدون تردید دامنه نفوذ هیچ گروهی به اندازه برادران رشیدیان نبود. علت امر آن بود كه برخی افراد سرشناس محلات تهران و نیز رؤسای اصناف و مأموران انتظامی از رشیدیانها حرف شنوی داشتند. تعداد زیادی از باجگیران و لاتهای محلات با این شبكه در ارتباطی تنگاتنگ بودند، بر اینها باید تعدادی از پاسبانان را افزود كه از راه زورگیری و گرفتن حق و حساب به نوائی می رسیدند و در مواقع ضروری نیز نیروی خود را در كنار باندهای سیاه برای بحرانی نشان دادن اوضاع سیاسی ایران به كار می گرفتند و در خدمت گروههای سیاسی قرار می گرفتند كه به دنبال تصفیه حساب با رقبای خود بودند. همین شبكه بود كه در كودتای ۲۸ مرداد اوباش و اراذل را به حركت در آورد.


منبع:
ـ ظهور و سقوط پهلوي (جستارهايي از تاريخ معاصر ايران) ـ جلد دوم ـ موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي ـ 1382.
ـ ريپورترها و تحولات تاريخ معاصر ايران ـ حسين آباديان ـ مقاله در فصلنامه مطالعات تاريخي ـ سال اول، شماره دوم ـ بهار 1383.
ـ رجال كودتا ـ فاطمه معزّي ـ مقاله در فصلنامه تاريخ معاصر ايران ـ شماره 26 ـ تابستان 1382.
www.dowran.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما