آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۸۶
بازديد روز قبل: ۵۰۲
بازديد هفته: ۲۵۹۰
بازديد ماه: ۲۷۱۹
بازديد کل: ۶۲۷۷۶۱۰
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مقالات حقوقي > فلسفه حقوق > ۱۳۸۷/۰۲/۱۴
۲۸۳ بازدید
 
   

تاریخ فلسفه حقوق - آزادی اراده


باین نحو، مسئله آزادی اراده، كه آنهمه فلاسفه را بخود مشغول داشته بود، تقریباً از قلم افتاده با یك این همانی ساده حذف گردیده است. ولی، بعقیده هگل، آزادی كه در صور خارجی حقوق تحقق یافته كامل نیست؛ باین جهت است كه آزادی بخویش باز میگردد و همان اخلاق (وجدان اخلاقی) یا درون ذات تكلیف میباشد كه آن نیز بنوبه خود غیر محقق و غیر كافی است. به پیروی از همان دیالكتیك، در پی این برابر نهاد باید با هم نهاد بیاید و باین ترتیب رسوم و آداب، و مبحث آداب برون ذاتی بدست میآید. اصطلاح اخیر، در زبان هگل، دارای معنای زندگی اخلاقی واقعی، تحقیقی و تألیفی از مدارج مجرده حقوق و اخلاق میباشد. در اینجا (یعنی در مبحث رسوم و آداب) سه شكل تشكیلات وجود دارد: خانواده، مجتمع مدنی و دولت. هیچكس، قبل از هگل، باین صراحت، دولت و مجتمع را از هم تفكیك نكرده است. باین معنی كه، وی، مجتمع را همچون شكلی از تشكیلات خود بخودی و دولت را همانند شكلی از موسسات حقوقی خاص معرفی میكند. معذلك، این فیلسوف، بسیاری از خصائص حقوقی را، اشتباهاً، به مجتمع نسبت میدهد. هگل، مانند شلینگ، مداحی مبالغه آمیزی از دولت میكند. دولت، بعقیده وی، عالیترین درجه نفس برون ذاتی، است؛ دولت نفس است كه بیدار میشود در صورتیكه، در حالت طبیعی، خفته بنظر میرسد؛ و بالاخره، دولت بروز عالی آزادی است.
فوق دولت جز مطلق وجود ندارد؛ و از اینجا نتیجه مهمی بدست میآید كه مساوات دول باشد: بالاتر از آنها هیچ مرجع قضاوت بشری نمیتواند وجود داشته باشد. باین ترتیب، هگل بتوجیه سیتماتیك جنگ مبادرت میكند: چون اختلافات موجمود بین دول را نمیتوان بوسیله یك مرجع عالی قضائی هموار و تنظیم نمود، در آخرین تحلیل، باید آنها را بوسیله جنگ، كه نوعی قضاوت آسمانی است، حل نمود. در این خصوص، هگل، حكمت شیلر شاعر را كه بموجب آن: « تاریخ عالم دادگاه عالم است»، باكمی مبالغه در معنای آن، میپذیرد باین معنی كه: ملل احكام صحیح خود را از تاریخ دریافت میدارند. بنابراین، هگل، امكان تهاجم غیر عادلانه یا استیلای نا مشروع را نمیپذیرد. وی میگوید: در جنگ كسی پیروز است كه باید پیروز شود و هر ملتی دارای سرنوشت و دولتی است كه استحقاق آنرا دارد. روح دنیا مافوق ارواح دول خصوصی قرار دارد و احكام غیر قابل فسخ خود را در مورد آنان صادر میكند. روح عالم در خلال دول خصوصی توسعه یافته گاه ملتی و گاه ملت دیگر را بعنوان نماینده و قائم خود معرفی مینماید. دولتی كه، در یك زمان معین، نماینده روح عالم میباشند و عبارتند از: دولت شرق، دولت یونان، دولت رم و دولت آلمان یعنی پروس. باین ترتیب، بعقیده هگل، اید آل نهائی در دولت آلمان و، بالاخره، در دولت سلطنتی پروس تحقق یافته؛ در حالیكه هیچگونه مأموریت كلی تاریخی برای ایطالیا، انگلستان و فرانسه قائل نیست. خصیصه خوش بینی و بالنتیجه محافظه كار هگل ویرا مورد الطاف زیاد قرار داد بطوریكه مدتی، فلسفه وی، فلسفه رسمی دولت پروس شد. خود فیلسوف نیز، پس از تبدیل و تبدلات مختلف، در دانشگاه برلن صاحب كرمی استادی گردید و از آنزمان، در میان تحسین قریب باتفاق مردم، همچون داور عالی فلسفه، تا سال ۱۸۳۱ یعنی سال وفاتش، مرجع قرار گرفت. ولی خصیصه رسمی فلسفه هگل، كه موقتاً عامل پیشرفت وی بود، بعدها، بخصوص از
۱۸۴۱ یعنی سال انقلابات و بحرانهای سیاسی عمومی، تا حدی ویرا از اعتبار انداخت. در خاتمه تذكر دهیم كه فلسفه هگل، بدون شك، بصورت یك ایدالیسم (مسلك اصالت عقل) تجلی میكند ولی، در حقیقت، این همانی حقیقت و ایدآل بوده بالنتیجه، رئالیسم (مسلك اصالت حقیقت) نیز میباشد. باین جهت، اگر از قلب فلسفه هگل، حتی سیستمهای مادی خارج شده نباید اسباب تعجب گردد. بعنوان مثال، ماركس، از فلسفه وی مفهوم جبر تاریخی را بیرون كش كرد و این جبر را بمعنای محدود جبر اقتصادی گرفت (ما دیگری تاریخی).
مسلك تاریخی حقوقی، یا مكتب تاریخی حقوق بر خلاف مكتبهائی كه در فوق شرح كردیم؛ هدف مستقیم این مكتب، كه ما آنرا مسلك تاریخی حقوقی مینمائیم ( و باتفاق آنرا مكتب تاریخی حقوق نامیدهاند). نه فلسفی است نه سیاسی؛ بلكه منظور آن یكسره علمی است و یا میخواهد اینطور باشد. البته این موضوع مانع این نیست كه نظریههای آن مربوط ببعضی اصول فلسفی و برنامههای سیاسی باز گشت سلطنت ( رستوراسیون) بشود. ریشه این مكتب خود مبین امر فوق است؛ چه در عین اینكه بعضی فرمولهای خود را از نظریه های شلینگ و هگل اتخاذ میكند از عكسالعمل علیه انقلاب كبیر فرانسه نیز الهام میگیرد.یكی از ملهمان آن! ادموند بورك انگلیسی ( ۱۷۹۷-۱۷۲۹ ) است كه، در كتاب تفكرات درباره انقلاب در فرانسه، شجاعانه از نظریههای حقوق طبیعی ( بخصوص از آن روسو)، كه ملهم عمل مجلس مؤسسان بودند رو گردانیده از اصل پیوستگی تاریخی دفاع میكند. بعقیده این نویسنده، اساس تشكیلات سیاسی بر روی تاریخ و سنن ملی قرار دارد. بنابراین، اگر بخواهیم آنها را بطور ناگهانی، بوسیله استدلالهای مجردی كه جنبه كلی دارند تغییر دهیم، مرتكب اشتباه بزرگی شدهایم. باین ترتیب وی بانتقاد « اعلامیه حقوق بشر و عضو جامعه» پرداخته آنرا چنین تعریف میكند: « خلاصهای از هرج و مرج » . پین ( ۱۸۰۹ – ۱۷۳۷ )، با دفاع از اصول انقلاب فرانسه، به بورك پاسخ داد. وی ، قبلاً از اصول انقلاب آمریكا نیز دفاع كرده بود. این شخص، كه در انگلستان متولد شده بود، فعالیتهای سیاسی خویش را، كه همراه با حوادث مختلفی بوده است، در فرانسه و آمریكا انجام داد. كمی بعد، از افكاری بورك، بوسیله متفكرین ایطالیائی بخصوص وین سنزو كوكو ( بحث تاریخی در خصوص انقلاب ناپل، ۱۸۰۱ ) دفاع شد.
ولی بورك تقریباً یك ملهم و یا پیشقدم مكتب تاریخی حقوق پیش نبوده رؤسای حقیقی و بنا گذاران واقعی آن سه نفر حقوقدان عالیقدر آلمانی ( كشوری كه بخصوص نضج این مكتب در آن بود ) بنام هوگو، ساوینی و پوچا می باشند.
دكتر جواد واحدی

منبع:
مجله كانون وكلاي دادگستري مركز


نام
پست الکترونيک
پيام شما