آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۵
بازديد روز قبل: ۲۲
بازديد هفته: ۱۲۸
بازديد ماه: ۵۱۴
بازديد کل: ۶۲۸۶۵۵۲
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
بيانات حضرت امام خميني (ره) > بيانات امام خميني (ره) در سال 67 > ۱۳۹۰/۰۵/۲۹
۱۲۰ بازدید
 
   

پیام به آقای میخائیل گورباچف "دعوت به اسلام و پیش بینی شكست كمونیسم " ۱۱/۱۰/۱۳۶۷


بسم الله الرحمن الرحیم
با امید خوشبختی و سعادت برای شما و ملت شوروی ، از آنجا كه پس از روی كارآمدن شما چنین احساس می شود كه جنابعالی در تحلیل حوادث سیاسی جهان ، خصوصادر رابطه با مسائل شوروی ، در دور جدیدی از بازنگری و تحول و برخورد قرارگرفته اید، و جسارت و گستاخی شما در برخورد با واقعیات جهان چه بسا منشاء تحولات وموجب به هم خوردن معادلات فعلی حاكم بر جهان گردد، لازم دیدم نكاتی را یادآورشوم . هر چند ممكن است حیطه تفكر و تصمیمات جدید شما تنها روشی برای حل معضلات حزبی و در كنار آن حل پاره ای از مشكلات مردمتان باشد، ولی به همین اندازه هم شهامت تجدید نظر در مورد مكتبی كه سالیان سال فرزندان انقلابی جهان را درحصارهای آهنین زندانی نموده بود قابل ستایش است . و اگر به فراتر از این مقدار فكرمی كنید، اولین مسئله ای كه مطمئنا باعث موفقیت شما خواهد شد این است كه در سیاست اسلاف خود دایر بر "خدا زدایی " و "دین زدایی " از جامعه ، كه تحقیقا بزرگترین وبالاترین ضربه را بر پیكر مردم كشور شوروی وارد كرده است ، تجدید نظر نمایید؛ وبدانید كه برخورد واقعی با قضایای جهان جز از این طریق میسر نیست . البته ممكن است از شیوه های ناصحیح و عملكرد غلط قدرتمندان پیشین كمونیسم در زمینه اقتصاد، باغ سبز دنیای غرب رخ بنماید، ولی حقیقت جای دیگری است . شما اگر بخواهید در این جناب آقای گورباچف ، صدر هیات رئیسه اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی حضرت آقای گورباچف ، ممكن است شما اثباتا در بعضی جهات به ماركسیسم پشت نكرده باشید و از پس این هم در مصاحبه ها اعتقاد كامل خودتان را به آن ابراز كنید؛ولی خود می دانید كه ثبوتا اینگونه نیست . رهبر چین (۱) اولین ضربه را به كمونیسم زد؛ وشما دومین و علی الظاهر آخرین ضربه را بر پیكر آن نواختید. امروز دیگر چیزی به نام كمونیسم در جهان نداریم . ولی از شما جدا می خواهم كه در شكستن دیوارهای خیالات ماركسیسم ، گرفتار زندان غرب و شیطان بزرگ (۲) نشوید. امیدوارم افتخار واقعی این مطلب را پیدا كنید كه آخرین لایه های پوسیده هفتاد سال كژی جهان كمونیسم را ازچهره تاریخ و كشور خود بزدایید. امروز دیگر دولتهای همسو با شما كه دلشان برای
مقطع تنها گره های كور اقتصادی سوسیالسیم و كمونیسم را با پناه بردن به كانون سرمایه داری غرب حل كنید، نه تنها دردی از جامعه خویش را دوا نكرده اید، كه دیگران باید بیایند و اشتباهات شما راه جبران كنند؛ چرا كه امروز اگر ماركسیسم در روشهای اقتصادی و اجتماعی به بن بست رسیده است ، دنیای غرب هم در همین مسائل ، البته به شكل دیگر، و نیز در مسائل دیگر گرفتار حادثه است .
جناب آقای گورباچف ، باید به حقیقت رو آورد. مشكل اصلی كشور شما مسئله مالكیت و اقتصاد و آزادی نیست . مشكل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست . همان مشكلی كه غرب را هم به ابتذال و بن بست كشیده و یا خواهد كشید. مشكل اصلی شمامبارزه طولانی و بیهوده با خدا و مبداء هستی و آفرینش است .
جناب آقای گورباچف ، برای همه روشن است كه از این پس كمونیسم را باید درموزه های تاریخ سیاسی جهان جستجو كرد؛ چرا كه ماركسیسم جوابگوی هیچ نیازی ازنیازهای واقعی انسان نیست ؛ چرا كه مكتبی است مادی ، و با مادیت نمی توان بشریت را ازبحران عدم اعتقاد به معنویت ، كه اساسیترین درد جامعه بشری در غرب و شرق است ، به در آورد.
از قرآن عزیز و كریم و استدلالات آن در موارد وحی و نبوت و قیامت بگذریم ، كه ازنظر شما اول بحث است ، اصولا میل نداشتم شما را در پیچ و تاب مسائل فلاسفه ، وطن و مردمشان می تپد هرگز حاضر نخواهند شد بیش از این منابع زیرزمینی و رو زمینی كشورشان را برای اثبات موفقیت كمونیسم ، كه صدای شكستن استخوانهایش هم به گوش فرزندانشان رسیده است ، مصرف كنند.
آقای گورباچف وقتی از گلدسته های مساجد بعضی از جمهوریهای شما پس از هفتادسال بانگ "الله اكبر" و شهادت به رسالت حضرت ختمی مرتبت - صلی الله علیه و آله وسلم - به گوش رسید، تمامی طرفداران اسلام ناب محمدی "ص " را از شوق به گریه انداخت . لذا لازم دانستم این موضوع را به شما گوشزد كنم كه بار دیگر به دو جهان بینی مادی و الهی بیندیشید. مادیون معیار شناخت در جهان بینی خویش را "حس " دانسته وچیزی را كه محسوس نباشد از قلمرو علم بیرون می دانند؛ و هستی را همتای ماده دانسته وچیزی را كه ماده ندارد موجود نمی دانند. قهرا جهان غیب ، مانند وجود خداوند تعالی ووحی و نبوت و قیامت ، را یكسره افسانه می دانند. در حالی كه معیار شناخت در جهان بینی الهی اعم از "حس و عقل " می باشد، و چیزی كه معقول باشد داخل در قلمرو علم می باشد گر چه محسوس نباشد. لذا هستی اعم از غیب و شهادت است ، و چیزی كه ماده ندارد، می تواند موجود باشد. و همان طور كه موجود مادی به "مجرد" استناد دارد،شناخت حسی نیز به شناخت عقلی متكی است .
قرآن مجید اساس تفكر مادی را نقد می كند، و به آنان كه بر این پندارند كه خدا نیست و گرنه دیده می شد. لن نومن لك حتی نری الله جهره (۳) می فرماید: لاتدر كه الابصار و هو یدرك الابصارو هو اللطیف الخبیر(۴).


بخصوص فلاسفه اسلامی ، بیندازم . فقط به یكی - دو مثال ساده و فطری و وجدانی كه سیاسیون هم می توانند از آن بهره ای ببرند بسنده می كنم . این از بدیهیات است كه ماده وجسم هر چه باشد از خود بیخبر است . یك مجسمه سنگی یا مجسمه مادی انسان هرطرف آن از طرف دیگرش محجوب است . در صورتی كه به عیان می بینیم كه انسان وحیوان از همه اطراف خود آگاه است . می داند كجاست ؛ در محیطش چه می گذرد؛ درجهان چه غوغایی است . پس ، در حیوان و انسان چیز دیگری است كه فوق ماده است واز عالم ماده جدا است و با مردن ماده نمی میرد و باقی است . انسان در فطرت خود هركمالی را به طور مطلق می خواهد. و شما خوب می دانید كه انسان می خواهد قدرت مطلق جهان باشد و به هیچ قدرتی كه ناقص است دل نبسته است . اگر عالم را در اختیار داشته باشد و گفته شود جهان دیگری هم هست ، فطرتا مایل است آن جهان را هم در اختیارداشته باشد. انسان هر اندازه دانشمند باشد و گفته شود علوم دیگری هم هست ، فطرتامایل است آن علوم را هم بیاموزد. پس قدرت مطلق و علم مطلق باید باشد تا آدمی دل به آن ببندد. آن خداوند متعال است كه همه به آن متوجهیم ، گرچه خود ندانیم . انسان می خواهد به "حق مطلق " برسد تا فانی در خدا شود. اصولا اشتیاق به زندگی ابدی درنهاد هر انسانی نشانه وجود جهان جاوید و مصون از مرگ است . اگر جنابعالی میل داشته باشید در این زمینه ها تحقیق كنید، می توانید دستور دهید كه صاحبان اینگونه علوم علاوه بر كتب فلاسفه غرب در این زمینه ، به نوشته های فارابی (۵) و بوعلی سینا (۶) - رحمه الله علیهما - در حكمت مشا مراجعه كنند، تا روشن شود كه قانون علیت و معلولیت كه هرگونه شناختی بر آن استوار است ، معقول است نه محسوس ؛ و ادراك معانی كلی و نیز قوانین كلی كه هر گونه استدلال بر آن تكیه دارد، معقول است نه محسوس ، و نیز به كتابهای سهروردی (۷) - رحمه الله علیه - در حكمت اشراق مراجعه نموده ، و برای جنابعالی شرح كنند كه جسم و هر موجود مادی دیگر به نور صرف كه منزه از حس می باشد نیازمنداست ؛ و ادراك شهودی ذات انسان از حقیقت خویش مبرا از پدیده حسی است . و ازاساتید بزرگ بخواهید تا به حكمت متعالیه صدرالمتالهین (۸) - رضوان الله تعالی علیه وحشره الله مع النبیین والصالحین - مراجعه نمایند، تا معلوم گردد كه :
حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده ، و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احكام ماده محكوم نخواهد شد. دیگر شما را خسته نمی كنم و از كتب عرفا و بخصوص محی الدین ابن عربی (۹) نام نمی برم ؛ كه اگر خواستید از مباحث این بزرگ مهر مطلع گردید، تنی چند از خبرگان تیزهوش خود را كه در اینگونه مسائل قویا دست دارند، راهی قم گردانید، تا پس از چندسالی با توكل به خدا از عمق لطیف باریكتر ز موی منازل معرفت آگاه گردند، كه بدون این سفر آگاهی از آن امكان ندارد.
جناب آقای گورباچف ، اكنون بعد از ذكر این مسائل و مقدمات ، از شما می خواهم درباره اسلام به صورت جدی تحقیق و تفحص كنید. و این نه به خاطر نیاز اسلام ومسلمین به شما، كه به جهت ارزشهای والا و جهان شمول اسلام است كه می تواند وسیله راحتی و نجات همه ملتها باشد و گره مشكلات اساسی بشریت را باز نماید. نگرش جدی به اسلام ممكن است شما را برای همیشه از مسئله افغانستان و مسائلی از این قبیل در جهان نجات دهد. ما مسلمانان جهان را مانند مسلمانان كشور خود دانسته و همیشه خود را درسرنوشت آنان شریك می دانیم . با آزادی نسبی مراسم مذهبی در بعضی از جمهوریهای شوروی ، نشان دادید كه دیگر اینگونه فكر نمی كنید كه مذهب مخدر جامعه است . (۱۰)راستی مذهبی كه ایران را در مقابل ابرقدرتها چون كوه استوار كرده است مخدر جامعه است ؟ آیا مذهبی كه طالب اجرای عدالت در جهان و خواهان آزادی انسان از قیود مادی و معنوی است مخدر جامعه است ؟ آری ، مذهبی كه وسیله شود تا سرمایه های مادی ومعنوی كشورهای اسلامی و غیر اسلامی ، در اختیار ابرقدرتها و قدرتها قرار گیرد و بر سرمردم فریاد كشد كه دین از سیاست جدا است مخدر جامعه است . ولی این دیگر مذهب


۱۱/۱۰/۶۷
روح الله الموسوی الخمینی

در خاتمه صریحا اعلام می كنم كه جمهوری اسلامی ایران به عنوان بزرگترین وقدرتمندترین پایگاه جهان اسلام به راحتی می تواند خلا اعتقادی نظام شما را پر نماید. ودر هر صورت ، كشور ما همچون گذشته به حسن همجواری و روابط متقابل معتقد است و آن را محترم می شمارد. والسلام علی من اتبع الهدی . (۱۱)
واقعی نیست ؛ بلكه مذهبی است كه مردم ما آن را "مذهب امریكایی " می نامند.

منبع:
جلد بيست و يکم - صفحه 220 - پيام
زمان : 11 دي 1367 / 22 جمادي الاول 1409
موضوع : دعوت به اسلام و بيان عجز تفكر مادي در تامين نيازهاي بشر؛ پيش بيني شكست كمونيسم
مخاطب : ميخائيل گورباچف "صدر هيات رئيسه اتحاد جماهير شوروي "
مكان : تهران ، جماران
1- مائوتسه تونگ .
2- امريكا.
3- بخشي از آيه 55 سوره بقره : قوم حضرت موسي به ايشان گفت : "ما به تو ايمان نمي آوريم مگر اينكه خدا راآشكارا ببينيم ".
4- سوره انعام آيه 103: "او [خدا] را هيچ چشمي درك نمي كند و او بينندگان را درك مي كند، و او نامرئي و آگاه است ".
5- ابونصر محمد بن محمد الفارابي "فوت 339 ه . ق . " از بزرگترين فيلسوفان ايراني وي در شهر فاراب ماورا النهرمتولد شده است . بعضي نژاد او را از تركان و بيشتر از ايران مي دانند. فارابي از ماورا النهر به بغداد رفت و در آنجا به تحصيل زبان عربي پرداخت و علوم فلسفي را نيز همان جا فرار گرفت و كتابهاي ارسطو را مطالعه كرد. پس از آن به حلب و دمشق رفت و به خدمت سيف الدوله ابوالحسن علي بن عبدالله بن حمدان رسيد و همچنان در دمشق ماند و به تاليف پرداخت . فارابي به سبب شرحهايي كه بر آثار ارسطو نوشته است به "المعلم الثاني " مشهور شده است و مقام او رابعد از ارسطو قرار داده اند. فارابي در همه علوم عهد خود استاد و صاحب تاليف است . در رياضيات و موسيقي و طب اطلاعات بسيار داشته است و از آثار او شرحهايي است كه بر "انالوطيقا"ي اول و ثاني و "سوقسطيفا" و "بوطيقا"ي ارسطو نوشته است . در علم النفس ، كتاب النفس اسكندر الامروديسي ودر علوم ، السماع الطبيعي و الاثار العلويه و السماو العالم و كتاب الحروف ارسطو و المجسطي بطلميوس را تفسير كرده است . از كتابهاي ديگر او: رساله في مبادي آرا- اهل المدينه الفاضله ، فصوص الحكم ، الجمع بين راي الحكيمين افلاطون الالهي و ارسطو طاليس . فارابي كوشيده است كه در اين كتاب ، بين عقايد افلاطون و ارسطو التيام دهد. عقايد فارابي در فيلسوفان بعد از او اثر فراوان داشته است .
6- شيخ الرئيس ابوعلي حسين بن عبدالله سينا "فوت 428 ه . ق . " پزشك و فيلسوف و نويسنده ايراني كه مقام وزارت داشت و از بزرگترين حكيمان و عالمان جهان به شمار مي آيد. سينا آثار متعددي دارد و در حدود 240 كتاب و رساله ازاو نام مي برند كه بسياري از آنها به زبانهاي مختلف ترجمه شده است . از معروفترين آثار او، كتاب شفا، قانون ، اشارات ،نجات و دانشنامه علايي است . ابوعلي در علوم حكمت و فلسفه و طب و رياضي استادي داشت .
7- شيخ شهاب الدين ابوالفتوح يحيي بن حبش بن اميرك السهروردي "مقتول به سال 587 ه . ق . " معروف به شيخ اشراق از بزرگترين فيلسوفان ايران است . در شهر "سهرورد" متولد شد و نزد شيخ مجدالدين الجبلي استاد فخر رازي حكمت و فقه آموخت و در فنون فلسفه استاد گشت . چون در بعضي موارد نظر سهروردي با عقايد قدما اختلاف داشت و اصطلاحات دين زرتشت را به كار مي برد، او را به الحاد متهم كردند و همين امر باعث شد كه علماي حلب ، صلاح الدين ايوبي ، فرمانرواي مصر و شام را به قتل او وادار سازند. شهاب الدين سهروردي فيلسوفي عارف است كه حكمت اشراق در آثارش به كمال رسيده است . مجموع 49 كتاب و رساله به شيخ اشراق نسبت مي دهند كه معروفتر از همه كتاب حكمه الاشراق و رساله في اعتقاد الحكما و قصه الغربه الغربيه است "اين سه كتاب به همت هانري كوربن ، مستشرق فرانسوي با مقدمه اي به زبان فرانسه در سال 1331 چاپ شده است ". ديگر كتاب تلويحات ، كتاب المشارع والمطاوحات ، رساله عقل سرخ "چاپ انجمن دوستداران كتاب " رساله العشق به نام مونس العشاق با شرح فارسي وهمچنين لغت موران ، صفير سيمرغ ، ترجمه رساله الطير ابن سينا، رساله في حاله الطفوليه و رساله آواز پرجبرئيل است .
8- صدرالدين محمد بن ابراهيم شيرازي معروف به ملاصدرا "فوت 1050 ه . ق . " از فيلسوفان و حكيمان عاليمقام درقرن يازدهم . وي در شيراز متولد شد و پس از مرگ پدر به اصفهان سفر كرد و نزد ميرداماد و شيخ بهايي به تحصيل پرداخت پس از آن چند بار به زيارت مكه رفت . ملاصدرا افكار فلسفي دقيق داشت و تاليفاتش در حكمت ، مرجع وماخذ اهل علم بوده است . مهمترين آثار او به زبان عربي است . از آثار ملاصدرا به زبان عربي : اسفار اربعه و شواهدالربوبيه ، شرح اصول كافي ، حاشيه بر الهيات شفاي ابوعلي سينا، شرحي بر كلمه الاشراق "سهروردي " كتاب واردات القلبيه و چند تفسير درباره بعضي سوره هاي قرآن است . ملاصدرا را مي توان از افتخارهاي عصر صفويه به شمار آورد.
9- محي الدين بن عربي يكي از بزرگترين حكما و فلاسفه اسلامي كه آثار او به عنوان ماخذ و منبع ، مورد استفاده فلاسفه و حكماي بعد از او قرار گرفته است .
10- لنين ، پايه گذار كمونيسم در اتحاد جماهير شوروي ، دين را افيون جامعه مي دانست كه بعدا اين نظريه حتي از سوي خود كمونيستها نيز باطل اعلام گرديد.
11- هيات نمايندگي امام خميني در تاريخ 13/10/67 به سرپرستي آقاي عبدالله جوادي آملي متشكل از آقاي محمدجواد اردشير لاريجاني و خانم مرضيه حديده چي "دباغ " وارد مسكو شد. اين هيات از سوي منتاشيويلي "دبيرهيات رئيسه شورايعالي اتحاد جماهير شوروي "، معاون وزير امور خارجه اين كشور، امام جمعه مسكو و سفيرجمهوري اسلامي ايران مورد استقبال قرار گرفت . آقاي جوادي آملي پس از بازگشت از اين سفر شرح مبسوطي بر پيام امام خميني به گورباچف نوشتند كه با عنوان "آواي توحيد" از سوي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني به چاپ رسيد.


نام
پست الکترونيک
پيام شما