آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۲
بازديد امروز: ۴
بازديد روز قبل: ۱۵
بازديد هفته: ۱۰۹
بازديد ماه: ۵۲۴
بازديد کل: ۶۲۸۶۴۹۹
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
بانك موضوعات پژوهشي > اجتماعي > ۱۳۸۹/۰۷/۱۴
۲۶۱ بازدید
 
   

جامعه ، روایت ، خوانش


کوششی بر معرّفی گفتمان تعادل


جامعه به مثابه پویا - سیستم ( Dynamic System ) از منظر طرح - اجرا صاحب حرکت، التزام ، سفارش ، زایش و سازش در اجزای « درونی - بیرونی » ِِ خود است . این جریان «حرکتی - تکاملی» از طریق فرآیندهای بازگوگرِ چند لایه در مکانیسم های « متصوّر - متجلّی » ، خوانا می شود . این قضایای « راهبردی - جاری - شناختی » در قوالب معنی دارِ خودآگاه ِ « فرو ذهن - فرا ذهن » ( Intra subjective / Inter Subjective ) موجد "روایت" به عنوان نمایش بیانی ِ زیرساخت های روندی جامعه در همایش متنی آن و تریبونهای کلامی - نهایی ( جملات ) می باشد . این موجودیّت بیانی توسّط سه دسته کنشگر - راوی در سطوح مختلف « انشایی - اقتضایی - اکتشافی » ِ حیات اجتماعی به سبب امکانات


« وضعی - موجودی - کشفی » بر مؤلّفه های « آرمان - عمل - اندیشه » بار شده و امکان پیدایش " روایت " را فراهم می آورد . این سه دسته کنشگر عبارتند از :
مؤلّفان ، مصنِّّفان ، متفکّران .
مؤلفّان به عنوان سرمشق گران ، بازنمای بُعد تکلیفی ( آرمانی ) ، حامل کارکردهای مشخّص؛
مصنِّفان به عنوان مشق گران ، بازنمای بُعد عملی ( اجرایی ) ، حامل کارکردهای جاری ؛ و
متفکّران به عنوان تحلیل گران ، بازنمای بُعد اندیشه ای ( تفهّمی ) ، حامل کارکردهای شناختی می باشند .
مؤلفّان به مثابه نخبگان ؛ مصنِّّفان به مثابه توده و متفکّران به مثابه آگاهان در نظر گرفته می شوند . پس « نخبه - توده - آگاه » در وجه نهایی عامل ایجاد روایت به سه سهم « آرمان - عمل - اندیشه » در مقام برآیند بیانی جامعه در دو ساحت « پیشاهنگ - پساهنگ » است . انعکاس روایت در پیشاهنگ ، موجد پیشا روایت به عنوان تصویر درونی و در پساهنگ موجد پسا روایت به عنوان تصویر بیرونی ِ قرائت جامعه است . پیشا / درون - روایت ، مبیّن " ذهنیّت " و پسا / برون - روایت مبیّن " عینیّت " جامعه می باشد .
« ذهنیّت / عینیّت » ِ جامعه وانمود تجلیّات شکلی- ماهوی « ایده / مادّه » ی جامعه است .
این دو بنا به بستر پیدایی خواننده در موضوع خوانش ، موقعیّتی تقدّمی / تأخّری می پذیرند .
درون - روایت که خود وابست&#۱۷۲۸; ذهنیّت جامعه است ، بی پروا نمایشگرعملیّات مرحله ای جامعه به مثابه زنجیر&#۱۷۲۸; اتّفاقات و برون - روایت که خود وابست&#۱۷۲۸; عینیّت جامعه است ، نمایشگر عملیّات زمینه ای جامعه به مثابه بستر ماجرایی می باشد .
" خیزش " ِ « مسئله » ( به عنوان شکل تصویری و برآیندی ِ فعل و انفعالات پویا ) عمدتاً از ناحی&#۱۷۲۸; پیشا روایت و " نمایش " آن از ناحی&#۱۷۲۸; پسا روایت رُخ می دهد . به عبارتی " شیمی " ِ « مسئله » در درون - ساخت ، پیشانمای تعیّن روایی در ذهنیّت جامعه و " فیزیک " ِ« مسئله » در برون - ساخت ، پسانمای تعیّن روایی در عینیّت جامعه می باشد . لذا تحلیل مسئله در زیربنا شکلی مضمونی - ایده ای و توصیف مسئله در روبنا شکلی ساختی - مادّه ای می پذیرد ؛ و این هر دو در هیأت بیانی ( روایت ) ، خود حامل رویکردهای سه گان&#۱۷۲۸; « تألیفی - تصنیفی - تحلیلی » ِ کنشگران کلان - روایت ِ جامعه می باشند . هرچند نقش ، وزن و سهم هر یک از این نگاه ها می تواند در تجلیّات متغیّر روایی ، متفاوت باشد ؛ تا جایی که آرمان ، عمل یا اندیشه نقش محوری در تلقّی روایت و متعاقباً خوانش مسئله پیدا کنند .
پس نبض کنترل روایی جامعه در مضمون - ساخت برعهد&#۱۷۲۸; این سه مؤلّف&#۱۷۲۸; بنیادی با آیین متجلّی در اهداف ، رویکردها و کارکردهای سه گان&#۱۷۲۸; کنش ورزان در سه قطب و زاوی&#۱۷۲۸; جامعه است . در این میان ،" مسئله " در« مضمون - ساخت » ِ جامعه ، روایتی سه گانه و قرائتی دوگانه می یابد . روایت سه گانه ناظر بر تعیّن ، تشکّل و تفهّم و قرائت دوگانه ناظر بر تخیّل دو منظوره می باشد . بُعد اوّل تخیّل مسئله در درون - ساخت در پی برداشت زنجیره ای ( مرحله ای ) و بُعد دوّم در برون - ساخت در پی برداشت زمینه ای ( کلّی ) از پدیده های اجتماعی است . قرائت پیشینی ، [ تعیّن - تشکّل - تفهّم ] ِ مسئله را در ترکیبات مستمر ، دیالکتیک و پویای اغلب ماهوی و قرائت پسینی ، این سه گانه را در هیأت نظم آیینی کل و در عین حال دیالکتیک و منعطف در کنش ورزی - واکنش گری با نگاه اغلب شکلی پدیدار است.
بدین ترتیب خوانش نخست ، میزان روایتمندی مسئله را بیشتر بر نشیمن مضمون گرایی و خوانش دوّم این روایتمندی را بیشتر بر نشیمن ساخت گرایی وفادار است .
در خود اجزای مبیّن روایت ، تعیّن تقاضا محور ، تشکّل عرضه محور و تفهّم فی ذاته مبادله محور است و بدون هر یک ، کنترل روایی برهم خورده و متعاقباً " مسئله " هم به عنوان یک برآیند روایی امکان و مجال بروز نمی یابد .
برای یافتن نقط&#۱۷۲۸; تعادل باید بر محور« تفهّم - تخیّل » متمرکز شد . چرا که نقط&#۱۷۲۸; باز پرداخت روایت و همچنین نقط&#۱۷۲۸; اتّکای قرائت ( به مثابه حجم ایستاری خاستگاه خوانش ) بر این دو استوار است . تفهّم ، درک بلا واسطه و تخیّل ، چینش بلا واسطه را متعیّن می سازد و این هر دو اهمیّت " اندیشه سازی " را متذکّرند . " اندیشه سازی " خود مضمون - ساختی است که مضمونش ( اندیشه ) مدیون قوّ&#۱۷۲۸; تفهّم و ساختش ( سازی ) مدیون قوّ&#۱۷۲۸; تخیّل است . مضمون - ساختی که به مثابه راه حلّ برآیندی تعادل در پیکره های موازی « روایت - قرائت » ِ خوانش جامعه ، گویای هر دو وجه پیشا نهاد - پسا نهاد با تنظیم گفتمانی اقناع - اشاعه دور از کج فهمی ِ [ تشکّلی ( توده ای واپس گرا ) - تعیّنی ( طالب پیش رونده ) ] می باشد . این کج فهمی ناظر بر افراط در استقرار وضعیّتی ِ تعیّن - تشکّل به واسط&#۱۷۲۸; حضور نامتجانس پیشانهاد - پسانهاد در پیکر&#۱۷۲۸; روایی جامعه است . در وجه عینی - انضمامی ، " آگاهان تحلیل گرا " به مثابه کنشگران حامل وضعیّت تعادلی ِ " اندیشه سازی " ، کارآمد می شود .
در جهت تکمیل بازوی اجرایی - عملیّاتی در سنجش و برقراری تعادل شیمیایی ِ [ روایت - قرائت ] ِ خوانش جامعه باید اندیشید که نیاز ِ [ متصوّر- متجلّی - حدّاقلّی ] ِ دستگاه توازن در موقعیّات زیست اجتماعی به چه سویی نشانه گر است . در پی پیدایش " نشانه ها " ، دستگاه های کنترل وضعیّت - موقعیّت در سه گان&#۱۷۲۸; رفتاری ِ [ وضعی - موجودی - کشفی ] فعّال شده و [ تکلیف ( آرمان ) - عمل - اندیشه ] را در عملیّاتی درونی و دیالکتیک و نه برونی و یکسان ساز به سامان موقّتی ِ « روایت - قرائت » در « پیشاهنگ - پساهنگ » و مشخّصاً موضوع " مسئله " می رساند .
این واقعه ، " نظم از درون " خوانده می شود که بر خلاف " نظم از بیرون " ( که ایجابی ، متعیّن ، متشکّل و ساخت مند ِ ارادی - رسمی است ) ، واجد خصلت اصلی تعامل پویا در بسترهای چهارگان&#۱۷۲۸; « تقابل / چالش / تعارض / تضاد » ، یعنی " دیالکتیک " می باشد . این دیالکتیک به سبب دسترسی به رویکرد درون ساز سیاسی - فرهنگی ، عناصر قطبی ِ اقتصادی - اجتماعی را ملازم کرده و در نگر&#۱۷۲۸; مادّه انگاران&#۱۷۲۸; اجتماعی به آنها سمت و سوی پویای مبادله محور و توسعه یاب انضمامی می بخشد . حال آنکه دیالکتیک به سبب اتّکا به عنصر پیشینی ( پیشاهنگی / تقدّم ) پیش از تأخّر انضمامی دارای قابلیّت انعطاف ایده محور در ساحت انتزاعی ِ درون یاب و متعاقباً درون - ساختی ِ اجتماع است که اغلب شکلی نا متعیّن و غیر رسمی می یابد ، امّا به سبب رویکرد " اندیشه ساز " با پیشین&#۱۷۲۸; انرژیتیک ِ تفهّم - تخیّل ، بازیاب جامعه و احیاگر آن در« روایت - قرائت » ِ هارمونیک ، هرمنوتیک و پیش رونده است . خصلت هارمونیک ، بازنمای تأثیر کنشگران مؤلّف ( نخبه ) ، خصلت هرمنوتیک بازنمای تأثیر کنشگران متفکّر( آگاه ) و خصلت پیش رونده ، بازنمای تأثیر کنشگران مصنِّّف ( توده ) در صورت نهایی خوانش ِ روایی - قرائی ِ جامعه می باشد .


منبع:
ارايه کننده: سيّد حميد ميرهادي
www.mydocument.ir


نام
پست الکترونيک
پيام شما