آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۱۶
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۳۹
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون اساسي > ۱۳۸۸/۰۷/۱۸
۳۴۷ بازدید
 
   

جلسه شصت و سوم ۱۹ آبان ۱۳۵۸


صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جلسه ساعت پانزده و دوازده دقیقه روز نوزدهم آبانماه ۱۳۵۸ هجری شمسی برابر با نوزدهم ذیحجه ۱۳۹۹ هجری قمری به ریاست آقای دكتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشكیل شد.
فهرست مطالب
۱ـ بیانات قبل از دستور آقای محمد صدوقی
۲ـ طرح و تصویب اصل ۲/۸۷ (اصل یكصد و دوازدهم)
۳ـ طرح و تصویب اصل ۱/۸۳ (اصل نود و هشتم)
۴ـ بیانات نایب رئیس راجع به رسیدن طوماری از طرف مردم كرمانشاه (باختران)
۵ـ طرح و تصویب اصل ۳۱ (اصل بیست و چهارم)
۶ـ طرح اصل ۱/۷۳
۷ـ طرح و تصویب اصل ۲/۲۵ (اصل بیست و یكم)
۸ـ پایان جلسه دبیرخانة مجلس بررسی نهائی قانون اساسی
۱ـ بیانات قبل از دستور آقای محمد صدوقی
رئیس (منتظری) ـ آقای صدوقی بفرمائید.
صدوقی ـ بسم الله الرحمن الرحیم، الحمدالله رب العالمین، الصلوة و السلام علی خیر خلق سیدنا و نبینا و مولانا ابوالقاسم محمد (ص)، آقایان شاهد بودید و هستید، بنده هیچگاه نمی خواستم وقت مجلس را بگیرم و مزاحمتی برای آقایان ایجاد كنم كه كار مجلس تعلیق بیفتد، شاید مسئولیت هم داشته باشیم اگر بدون جهت خواسته باشیم كه كار مجلس را به تأخیر بیندازیم مردم در شهرستانها و استانها در انتظار آقایان هستند كه اگر آقایان در محلشان نباشند اوضاع محلی مختل است، روی حساب اینكه تلگرافات زیادی گاهی اوقات از استان خودمان كه یزد باشد رسیده است و اظهار تشكر و قدردانی از برادران دانشجویان پیرو خط امام كرده اند و حمایت و همبستگی خود را تا آخرین مرحله و آخرین لحظه اعلام كرده اند.
البته نمی توانم عرض بكنم، همانطوریكه این نهضت به رهبری امام و رسیدن به مقصد و پیروز شدن احدی احتمالش را هم نمی داد و شاید خوابش را هم نمی دید ولی به قوت الهی و به یاری حضرت ولی عصر (عج) و رهبری داهیانة حضرت امام و همراهی تمام اقشار ملت از كوچك و بزرگ، منتها در هر استانی به رهبری روحانیتش به قدری این همبستگی و اتفاق كلمه عجیب بود كه حتی اطفالی كه پستانك در دهانشان بود وقتی شعار می دادند بچه های ده ماهه و یكساله در بغل مادر و یادم نمی رود هنگامی كه امام در خیابان ایران تشریف داشتند اولین روزهای ورودشان كه صبحها مردها و عصرها زنها می آمدند برای اظهار علاقه واردات در این هنگام طفلی در بغل خانمی بود و همانطوریكه دیگران می گفتند مرگ بر شاه، این بچة یكساله هم می گفت مرگ بر شاه، اتفاق عجیبی بود و اتحاد كلمه ای بود كه در دنیا سابقه نداشت و تمام اقلیتها هم شركت كردند و در یزد خودمان به خاطر دارم كه همه اقلیتها هم در راهپیمائی شركت كردند و تلگرافها كردند و اعلامیه ها دادند تا بحمدالله این نهضت به ثمر رسید و نتیجه گرفتیم و همانطور كه آن معنی در خاطر احدی نبود و احتمال همچون پیروزی را نمی داد جنبش و حركتی هم كه این برادران دانشجوی پیرو خط امام كردند این هم عملی بود معجزه آسا و در خیال احدی نبود و كسی فكرش را نمی كرد كه یك همچون نهضتی بشود و همچون بیداری و هوشیاری در دانشجویان به وجود بیاید كه بروند آن لانة فساد را بگیرند كه بعد از این هم اسمش را باید گذاشت لانة جاسوسی همانطور كه الان مردم اسم آنجا را لانة جاسوسی می گویند، خیلی فكر بكری بود، وقتی جناب آقای دكتر بهشتی آن روز عصر اینجا اعلام كرد كه برادران دانشجوی ما، لانة جاسوسی را تصرف كردند یك امر عجیبی به نظر خود بنده رسید و نمی دانم آیا در نظر سایر دوستان هم بود یا نبود به هر حال یك امری بود كه احتمالش را نمی شد داد ولی عمل شد و چه خوب هم عمل شد و بعداً هم معلوم شد كه چه خرابیها و چه فسادهائی كه زیر سر آنها بوده است شب گذشته لابد آقایان از تلویزیون مقدار كمی از دستگاه های عجیب و غریبی را كه در لانة جاسوسی بود دیدند آنها می توانستند از همة دنیا از آن گوشة ایران اطلاع داشته باشند و هر خرابی را كه بخواهند برایشان آسان بود به وجود بیاورند اگر تصرف نشده بود ممكن بود یك خرابی هائی برای این انقلاب پیدا بشود و یك دشمنی هائی و ضد انقلابهائی از اینها بزور می كرد كه قابل جبران نبود، مطلبی كه برای همین آقایان دانشجویان بعد از عرض تشكر و تقدیر زیاد، می خواستم بگویم این است كه هیچگونه بیمی و هراسی نباید به خود راه بدهند آقایانی كه لانة جاسوسی را تصرف كرده اند و در آنجا مستقر هستند و چه خوب هم دارند عمل می كنند، چرا، برای اینكه آنوقتیكه تمام قدرت در دست محمدرضا و اتباعش بود، ازهاریها بودند، اویسیها بودند و نتایجش این بود كه رحم و عاطفه نداشتند و بوی انسانیت به مشامشان نرسیده بود و چیزی كه در وجود اینها نبود رحم و عاطفه و انسانیت بود، و دیدید كه چه كردند و چه می كردند، در همین میدان شهدا حداقل چهار هزار جوان را كشتند و همین طوریكه امشی می زنند، پشه و مگس را نابود می كنند جوانهای ما را به رگبار مسلسل بستند و حداقل چهار هزار نفر شهید كردند و كشتند، كمتر شهری بود كه مردم آن شهر آرام باشد، در شیراز در مسجد نو چه شد، در كرمان در مسجد جامع چه عملی انجام گرفت، در آستان قدس رضوی در حرم مطهر چه جنایتها و چه فجایعی را كه مرتكب نشدند، پس همچو قدرتی كه رحم و عاطفه نداشته باشد، ابر قدرتهای دنیا هم پشتیبانشان باشند كه از قبیل كارتر و انگلستان و شوروی و چین و سایر دولتهائی كه در كفر بسر می برند و به مصداق «ان الكفر ملت واحده» همه و همه پشتیبان این ظالم و جابر ایران بودند، خدا خواست كه ملت با نداشتن هیچ سلاحی و هیچ وسیلهای تنا اتكائش به خدا و مبداء بود و با گفتن لا اله الا الله و با گفتن الله اكبر و با توجه به مبداء اعلی و پشتیبانی ائمه طاهرین (ع) پیروز شود و این كشور یكی از امتیازاتی كه با سایر كشورهای اسلامی دارد این است كه الحمدالله دست ولایت ائمه طاهرین هم همیشه پشت سر ما بوده و هست و یكی از بزرگترین رموز موفقیت هم همین بود كه چو ما مثل خاندان رسالتی را پشت سر داشتیم و حامی ما عضد ما بودند و ما را كمك می كردند و عنایاتشان شامل حال ما بود و حضرت ولی عصر ارواحنا فداه عنایت دربارة ما داشت، خیلی زود این نهضت ما به ثمر رسید و این انقلاب به نتیجه واصل شد، حالا كه بنا باشد او در آندوره و زمان با آنهمه قدرت و با آنهمه قوت و با بودن آنهمه پشتیبان و با داشتن همه چیز و ما هم هیچ چیز نداشتیم عنایت الهی ما را موفق داشت تا پیروز شدیم و بر همة ابرقدرتهای جهان غالب شدیم و همه را خرد كردیم و شكستیم و به زانو در آوردیم، بنابراین حالا شما از یك دولت آمریكائی كه در گوشهای نشسته و شاید هم نوع دولتها با او نظر مساعد نداشته باشند نترسید آیا شما از همچون امریكائی میترسید و بیم دارید؟ خدا همان خداست، ائمه اطهار همان ائمة اطهارند، همان عنایاتی را كه سابق داشتند اولیاء دین، حالا هم آن عنایت را دارند، رهبری هائی كه این مرد بزرگ در آن دوره داشته حالا هم برقرار است و چه رهبریهائی كه از این مرد بزرگوار بروز می كند امیدواریم كه عنایات الهی و توجهات حضرت ولی عصر و حمایت و راهنمائیهای داهیانه امام، ان شاء الله این دانشجویان به مقصد برسند و شاه مخلوع جانی را در اینجا به محاكمه بكشیم و دیگر احتیاجی نیست بگوئیم شاه جابر، و ظالم و فاسد...
همینقدر كه می گوئیم شاه مخلوع كافی است و همه چیز را در بردارد، ذكر این اوصاف دیگر اضافی است، ان شاء الله به همت برادران دانشجو و پشتیبانی همة ملت كه وقتی نگاه می كنیم می بینیم كه در گوشه و كنار مملكت جائی نیست كه پشتیبانی از این دانشجویان نشود و همه تا آخرین مرحله حمایت خودشان را اظهار داشته و می دارند و امیدواریم كه قریباً به نتیجه برسیم ضمناً حالا كه اوضاع یك كمی عوض شده و بعد از آنكه جناب آقای بازرگان كه مردی بود به تمام معنی شایسته و مورد علاقه همه به اختیار خودشان كنار رفتند و شورای انقلاب مصدر امر شده و كارها را در دست گرفته است امیدواریم همانطور كه اسمش شورای انقلاب است عملش هم عمل انقلابی باشد، هر چه زودتر كارهائی كه باید بشود انجام بدهند، كه یكی از آنها تصفیه و پاكسازی كردن ادارات است.
من نمی خواهم اینجا بعضی از عرایض را بكنم ولی آنچه كه اطلاع دارم در بعضی از وزارتخانه ها الان كسانی مصدر امر هستند كه اینها صد در صد ساواكی و ضد اسلام و دین بوده اند و خودشان هم گفته بودند و یكی از محترمین اهل علم هم گفت كه دو سال قبل راجع به یك موضوعی كه من اقدام كرده بودم، عصر بود و در مسجد نشسته بودم دیدم یك غول پیكری وارد شد و گفت شما فلانی هستید؟ ما ترسیدیم و گفتیم آقا رفتند مشهد و اینجا تشریف ندارند.
گفت قراینی كه گفته اند باید شما باشید، بدان كه من ضد اسلام هستم، ضد روحانیت هستم، ضد دین هستم، من ساواكی هستم و پدر ترا در می آورم این حرفها را زد و در این خلال چند نفری به مسجد وارد شدند و من كمی پشتم گرم شد و قوت گرفتم و توانستیم حرفهائی را بزنیم، آن شخص محترم گفت بعد از دو سه ماهی رفتیم توی یكی از این وزارتخانه ها گفتیم آقای مدیر تشریف بیاورند وقتی آقای مدیر كل آمدند دیدیم آقای مدیر كل همان بزرگواری هستند كه آن روز به مسجد تشریف آوردند و این حرفها را زدند، خدا شاهد است اگر از اول كمی هشیاری و بیداری از خود نشان داده بدند قضیة كردستان اتفاق نمیافتاد آن استاندارد شناخته شده به نام یونسی را وقتی بفرستند به كردستان و چهار ماه تمام هر فعالیتی كه از دستش بر می آید بكند و همة پولی را در اختیارش بگذارند و آنهم در اختیار این چپ گراها بگذارد این نامرد ریشة فساد را در مدت چهار پنج ماهی كه در كردستان بود ترویج كرد و دستی به پشت سر آن كمونیستهای آنجا زد و كم كم كارها را به اینجا كشاند كه خیلی از برادران دینی و مذهبی ما در آنجا شهید شدند و از دار دنیا رفتند و هنوز هم غائله نخوابیده است در سایر استانها هم همین طور بود بروید سیستان و بلوچستان را ببینید كه آن استانداری كه داشتند آنجا چه كرد؟ رئیس ژاندارمری آنجا می دانید چه عملی انجام داد؟ شاید آقای حجتی از آن حدود اطلاعی داشته باشند و بدانند كه در بلوچستان چه اعمالی زیر سر همین رئیس ژاندارمری آنجا و زیر سر دیگران بوده است و الحمدللّه استاندار آنجا عوض شد و فعلاً هم بدانند كه اهل بلوچستان به قدری نیاز دارند كه نمی شود بیان كرد از همان موقعی كه آن سیل كذایی آمد آقای خامنه ای و جمعی از دوستان در ایرانشهر تبعید بودند تقریباً صدی هشتاد از مغازه ها و خانه ها خراب شد و از بین رفت و دولت در آن وقت هیچ قدمی بر نداشت و هر كمكی كه كرمان كرد یزد مرتب همین طور داشت كمك هایش را می كرد كه آرد بفرستد و برنج بفرستد، پاسدار بفرستد و پول بفرستد و داشتند به این ترتیب مردم آنجا را خاموش می كردند و اگر این كمكها از طرف ملت نشده بود بعد از آن كه دولت وعده داد پول یك روز نفتش را برای آن حدود صرف كنند و آنطوریكه باید صرف بشود نشده معلوم نبود آنجا چه خبر می شد، چندی پیش دو مرتبه برای من تلگراف شده، نامه آمده كه هیچ چیز نداریم، در حدود هفتصد مزرعه در بلوچستان به وسیله همین مقنی هائی كه از یزد به آنجا رفتند و پولشان را دولت داد آبیاری می شود و این كمك خوبی از طرف ماها بود البته یك چیزی مختصری بود و هر چه داده، دولت داده اگر ان شاء الله این قنوات همه اش به جریان بیفتد و این هفتصد آبادی معمور بشود بلوچستان یك صفحه خوبی خواهد شد كه نمونه نخواهد داشت و ممكن است تنها بلوچستان جواب همة ایران را از جهت احتیاجاتش بدهد ولی باید بیشتر توجه بشود و زودتر آنجا بذر ببرند حالا كه انقلابی شدید و شورایتان، شورای انقلابی شد و شورای انقلاب در رأس قرار گرفته باید عنایاتش بیشتر شود و بیشتر به مردم كمك بكنند، و حالا نیاز شهرهای خودم را بگویم.
استان یزد و شهر یزد به قدری مردمش فعال و دنبال كار هستند كه چندی پیش یكی از دوستان گفت وقتی خواستم حركت بكنم از گاراژ یزد هر چه اینطرف و آنطرف را نگاه كردم ببینم كه یك فقیری هست كه مبلغ مختصری به عنوان تصدق بدهم پیدایش نكردم، برای اینكه دنبال كار و زندگیشان هستند زراعتشان برقرار است و كارهای دیگرشان هم برقرار است، چیزی كه هست این است كه یزد نیاز زیاد به آب دارد و تنها آب می خواهد و اگر آب یزد تأمین بشود من قول می دهم كه همین یزدی كه خشك است و هیچ چیزی هم ندارد تمام میوه های آن از جاهای دیگر تومانی شش ریال و هشت ریال ارزانتر است، یكی از دوستان گفت رفتم در دكانی زردآلو بگیرم یك مبلغی دادم دیدم خیلی به من زردآلو داد، گمان كردم اشتباه كرده گفتم آقا من یك قران دادم، دیدم یك مقدار دیگر هم ریخت رویش وقتی می گویند زردآلو در جاهای دیگر كیلوئی پانزده ریال و بیست ریال آنجا خیلی خیلی ارزانتر است.
رئیس (منتظری) ـ دوستان صحبت كرده اند این نرخهائی كه شما می فرمائید مربوط به چه سنهای است؟ صدوقی ـ الحمدللّه مردم با نداشتن آب باز كار می كنند و كارشان هم خیلی خیلی منظم و مرتب است، یكی از همشهریان ما كه زرتشتی و مرد خیلی وارد و مطلعی است و اسمش جمشید امانت است، مرد بسیار روشن و وارد و مطلع از نظر آب و زراعت است هفتة گذشته كه به تهران می آمدم پهلوی من نشسته بود گفت فلانی من جائی را پیدا كرده ام كه اگر دولت مختصر عنایتی به آنجا بكند در حدود دو هزار قفیز آب من پشت دروازة یزد به شما تحویل می دهم، دو هزار قفیر آب صد سنگ آب است اگر صد سنگ آب پشت دروازه یزد به ما تحویل داده بشود یزد برمی گردد به یك بهشت برین، سئوال شد چقدر خرج داد؟ گفت اگر یك روز پول نفت را بگذارند در اختیار ما، دو هزار قفیز آب یزد را پشت دروازه به شما تحویل می دهیم، امیدواریم شورای انقلاب اینكار را بكند و اگر اجازه بدهید یك عرض دیگری هم بكنم حالا شاید بعضیها خوششان بیاید و بعضیها خوششان نیاید و آن این است كه یكی از دوستان گفت وارد شدم در مجمعی دیدم جمعی نشسته اند و بحث دارند، گوش دادم ببینم بحثشان چیست دیدم بحثشان این است كه آیا حسن و حسین بزرگتر هستند یا محمد حنفی، وارد شدیم و نشستیم و دیدیم هر كسی حرفی میزد و رو به ما كردند و گفتند شما چی می گوئید گفتیم آقایان اولین عیال امیرالمؤمنین فاطمة زهرا سلام علیها بوده، به طوری كه عوام الناس می گویند بر حضرت امیر حرام بوده زن دیگر اختیار كردن و این احترام نسبت به صدیقة طاهره بوده تا زمانیكه صدیقة طاهره حیات داشتند امیرالمؤمنین داماد نشدند چطور شده كه بحث می كنید كه حسن و حسین بزرگتر هستند یا محمد حنفی، یكی از آقایان فكری كرد و گفت اینها همه اش درست ولی از لفظ محمد حنفی می توانیم استنباط كنیم كه بزرگتر است از حسن و حسین گفتیم دیگر بس است و ما حرفی نزدیم، حالا بر خلاف استنباط آن مؤمن شما حساب بفرمائید ببینید كه از اول پیدایش اسلام تا زمان محمدرضا خان و دو سه دورة پیش از آنها، روز ورود رسول خدا در مكه كه روز تاریخی است چه جمعیت هائی به سرپرستی اشخاصی وارد مكه شدند، جمعیت ششصد نفر تحت پرچم فلان، پانصد نفر تحت پرچم فلان، هزار نفر بر تحت پرچم فلان، گویا پانزده، شانزده گروه بودند در آن روز بودند در آن روز ورود به مكه كه روز تاریخی و روز با عظمت بود كه حالا نمی خواهم تاریخ مكه و غزوات دوران خلفا را برایتان بگویم آیا به گوش یكی از شماها خورده كه یكنفر زن در یكی از این غزوات شركت كرده یا این شهرهائی كه حاكم می فرستادند، استاندار می فرستادند یك نفر زن فرستاده باشند، با یك سر لشكری را آیا شنیده اید كه زن قرار بدهند و گفته باشند كه برو فلان جا را سرپرستی كن و امیر سپاه باش؟ ما هرگز در تاریخ ندیده ایم، هیچ تاریخی نشان نمی دهد و اگر بگوید كه قابلیت و صلاحیت برایشان نبوده این هم اشتباه است، زنهائی بودند در صدر اسلام در دوران خلفا و بعد، كه اینها تمام صلاحیتها را داشتند و اگر كسی بگوید یكی از اینها صلاحیتش از بعضی از این امرای لشگر و امرای سپاه آن دوره كمتر بوده گزاف گفته است، خوله خواهر ضرار همین طور كه ضرار در جنگها شهامت داشت و شجاعت داشت و به یك حمله دویست نفر را كشت دید یك نفر هم دوش به دوشش دارد میجنگد نگاه كرد دید خوله خواهرش می باشد همانطور كه ضرار آن روز دویست نفر را به خاك انداخته بود خوله هم دویست نفر را به خاك انداخته بود، چه زنهای بزرگ و شجاع و از هر جهت كاملی، چه شد كه نه در زمان رسول خدا و نه در دوران خلفا نه در دورة عباسی و نه در هیچ دورهای هیچوقت نشد كه در هیچ جنگی و غزوهای ببینیم زن را مأمور كرده باشند كه تو فلان جا برو و فاتح باش و سرپرستی داشته باشد و حاكم فلان جا بشو، آیا صدیقة طاهره سلام الله علیها صلاحیت و شایستگی نداشتند، آیا در دوران حضرت امیر زینب كبری صلاحیت نداشتند؟ چه شد كه اصلاً نامی از زن در همه دوران اسلامی نبود برای اینكه اینها حاكم بشوند یا استاندار بشوند یا امیر سپاه بشوند، از طرفی حق ندارند قضاوت كنند، پیشوائی امام جماعت را، زن حق ندارد امام جماعت بشود و مرد پشت سرش اقتدا بكند و همة اینها از زن برداشته شده است یكی از رفقا می گفت كه همانطور كه زن می تواند ولی صغیرش بشود پس می تواند رئیس جمهور هم بشود حالا این چه حسابی است چون می تواند بچه را باز بكند و پاكش بكند و از كثافت بر كنارش بكند و پستان در دهانش بگذارد پس می تواند رئیس جمهور یا نخست وزیر بشود، من گمان نمی كنم كه این قیاس قیاس صحیحی باشد شما را به خدا كار را بر رهبر دشوار نكنید، و برای او زحمت ایجاد نكنید و به علاوه هنوز مردها كار ندارند و بیشترشان بیكار هستند حالا بیائید و فرمانداری به زن بدهید؟ چطور شده آقای محترم از اولی كه خشت دنیا را برپا گذاشتند این همه ساختمان و این همه قنات، این همه اختراعات تمامش به دست مرد بوده، در یزد ما قناتی است كه یكصد و هفتاد متر طناب می خورد تا برسد به آب، تمام این قنوات كه در حدود بیست و چهار هزار قنات در یزد وجود دارد آیا كلنگ كدامی ك از این قناتها را زن زده است كدامی ك از این ساختمانها را زن درست كرده؟ حالا چطور شد كه پشت میز نشستن را حق داشته باشد ولی كارهای سنگین را حق نداشته باشد یعنی چه؟ اگر می خواهند دوش بدوش ما كار كنند بیایند همراه ما بنائی كنند و همراه ما قنات درست كنند و همراه ما كارهای دیگری بكنند، چطور كارهای سنگین برای ماست ولی نشستن پشت میز از آن آنها باشد، حالا آمدید یكی از این زنهای شایستة كامل را به مقام رئیس جمهوری یا نخست وزیری منصوبشان كردید، یك روز صبح می رویم و می بینیم كه نخست وزیری تعطیل است چرا؟ برای اینكه دیشب خانم زایمان كردند اینها برای ما ننگ و عار است یعنی چه، شما را به خدا این را جزو قانون نیاورید و چون همة تان اعتراضتان به من هست دیگر مطالبم را خاتمه می دهم همه را به خدا میسپارم و السلام علیكم و رحمت الله.
پرورش ـ مطالب جناب آقای صدوقی در مورد خواهران اگر چه یك بخشش درست بود ولی خیلی در آن موارد مورد تأیید همگان نیست به هر حال به اینصورت كه اینجا صحبت كردند در مورد این خواهرانی كه سهم بزرگی در انقلاب داشتند، صحیح نبود.
رئیس (منتظری) ـ آقای صدوقی كه فرمایشاتی فرمودند از هیچكدام از آقایان تصدیق نخواستند كه شما حرفشان را تصدیق بكنید یا نه، ایشان مطالبی به نظرشان رسیده بود و فرمودند در عین حال ما همگی احترام به زنان قائل هستیم و اگر چنانچه گفته شد كه در بعضی از مناصب زنها دخالت نكنند نه از باب این است كه حقی از زن گرفته شود بلكه از جهت اینكه مسئولیت آن زیاد است و بار سنگین است و نمی خواهند كه بار سنگین بر دوش خانمها گذاشته شود والا حرمت زنها محفوظ است و اصلاً اگر زنها نبودند مردها نبودند.


۲ـ طرح و تصویب اصل ۲/۸۷ (اصل یكصد و دوازدهم) رئیس (منتظری) ـ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم، اصل ۲/۸۷ مطرح است، این اصل در كمیسیون مشترك كاملاً مورد بررسی قرار گرفته و آقایان مباحثات و اشكالاتشان را هم كرده اند امیدواریم كه زودتر تصویب بكنیم برای اینكه بیشتر از چند روز وقت نداریم و بایستی بررسی هم بكنیم بنابراین امیدوارم اشكالات كمتر بشود بنابراین اصل ۲/۸۷ را برای رأی گیری قرائت می كنم: اصل ۲/۸۷ (اصل یكصد و دوازدهم) ـ رهبر یا اعضای شورای رهبری در برابر قوانین با سایر افراد كشور مساوی هستند.
لطفاً رأی بگیرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجة آن به شرح زیر اعلام شد) رئیس (منتظری) ـ عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی پنجاه و نه نفر، تعداد كل آراء پنجاه و نه رأی، موافق پنجاه و هشت نفر، مخالف هیچ، ممتنع یك نفر، بنابراین، این اصل تصویب شد، تكبیر (حضار سه مرتبه تكبیر گفتند).


۳ـ طرح و تصویب اصل ۱/۸۳ (اصل نود و هشتم) رئیس (منتظری) ـ اصل ۱/۸۳ مطرح است كه قرائت می شود.
«اصل ۱/۸۳ تفسیر قانون اساسی به عهدة شورای نگهبان است كه با تصویب سه چهارم آنان انجام می شود.
» رئیس (منتظری) ـ آقای دكتر غفوری پیشنهاد كرده اند كه بنویسیم «با تأیید شورایعالی قضائی».
(رحمانی ـ نه آقا، نمی خواهد.)
سبحانی ـ اینكه اینجا نوشته اید با اصلی كه قبلاً تصویب كردید معارض است تشخیص اینكه قانون عادی با قانون اساسی كجا تعارض دارد، خودش یكنوع تفسیر قانون اساسی است و ما در اصل هشتاد برای تشخیص تعارض گفتهایم: «و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهدة اكثریت همة اعضای شورای نگهبان است» اكثریت را میزان گرفته ایم نه سه چهارم آنها را، اصل هشتاد را یكبار دیگر می خوانم: «تشخیص عدم مغایرت مصوبات مجلس شورای ملی با احكام اسلام با اكثریت فقهای شورای نگهبان است (كه به آن كاری نداریم) و تشخیص عدم تعارض آنها با قانون اساسی بر عهدة اكثریت همة اعضای شورای نگهبان است.
» رئیس (منتظری) ـ تفسیر یعنی اعتماد دارد ولی محتاج توضیح و شرح است.
سبحانی ـ تشخیص اینكه آیا معارض هست یا معارض نیست خودش تفسیر قانون اساسی نیست؟ رئیس (منتظری) ـ تفسیر نیست (سبحانی ـ چرا آقا، خودش تفسیر است) البته توجه دارید كه به آن صورت مورد نظر شما یكبار مطرح شده و رد شده است حالا به این صورت پیشنهاد شده است.
سبحانی ـ آن دفعه اولاً جمعیت ما كم بود ثانیاً در ریختن رأی، اشتباهی رخ داده بود و این الان درست نیست.
رئیس (منتظری) ـ راجع به متن فعلی در كمیسیون مشترك بحث زیادی شده است و اعضاء به آن رأی داده اند.
یزدی ـ تفسیر به عهدة شورای نگهبان است.
دكتر نوربخش ـ مخالفم، به دلیل اینكه خود قانون اساسی را نمایندگان ملت نوشته اند.
شورای نگهبان دوازده نفرند و هر دوازده نفر هم انتصابی هستند یعنی در حقیقت از این به بعد از نمایندگان ملت كسی حق تفسیر قانون اساسی را ندارد، این است كه بنده پیشنهاد می كنم یا به عهدة شورای نگهبان بگذارید كه دوازده نفر هستند و مثلاً دوازده نفر هم از نمایندگان مجلس انتخاب بشوند كه بیست و چهار نفری قانون اساسی را تفسیر كنند كه هم در آن نظر رهبر ملحوظ شده باشد و هم نظر مردم یعنی نمایندگان ملت.
رئیس (منتظری) ـ مجلس شورای ملی مربوط به قوانین عادی است نه قانون اساسی.
دكتر نوربخش ـ به هر حال از بین دویست و هفتاد نفر نمایندگان مجلس شورای ملی می شود دوازده نفر را انتخاب كرد كه با شورای نگهبان همكاری كنند.
رئیس (منتظری) ـ آقای فوزی نظر شما چیست؟ فوزی ـ من موافقم.
رئیس (منتظری) ـ آقای كیاوش شما چطور؟ كیاوش ـ یك جملة اصلاحی می خواهم پیشنهاد كنم (رئیس (منتظری) ـ بفرمائید) این مسأله كه آقای سبحانی فرمودند كه تشخیص با تفسیر فرق دارد ولی با وجود این اگر امكان داشت یك طوری می نوشتیم كه این روشن می شد خوب بود، چون چند روز پیش كه به شهرستانها رفته بودیم، مردم ایراد می گرفتند و پیشنهاد می كردند كه در صورت بروز اختلاف در تشخیص قانون اساسی نظر شورای نگهبان سندیت دارد.
رئیس (منتظری) ـ اختلاف مطرح نیست، نظرمان تفسیر آن است.
دكتر شیبانی ـ آقا رأی بگیرید، بحث دیگر كافی است.
رئیس (منتظری) ـ آقایانیكه با پیشنهاد كفایت مذاكرات در این خصوص موافقند لطفاً دستشان را بلند كنند (اكثریت دست خود را به عنوان موافق بلند كردند) تصویب شد.
(سبحانی ـ یك اصلاحی در آن به عمل بیاورید.)
رئیس (منتظری) ـ اصل ۱/۸۳ را برای اخذ رأی می خوانیم: اصل ۱/۸۳ (اصل نود و هشتم) ـ تفسیر قانون اساسی به عهدة شورای نگهبان است كه با تصویب سه چهارم آنان انجام می شود.
رئیس (منتظری) ـ لطفاً با ورقه نسبت به این اصل رأی بگیرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجة آن به شرح زیر اعلام شد) رئیس (منتظری) ـ عده حاضر در جلسه هنگام رأی گرفتن پنجاه و نه نفر، تعداد كل آراء پنجاه و نه رأی، موافق چهل و نه نفر، مخالف چهار نفر، ممتنع شش نفر، بنابراین تصویب شد، تكبیر.
(حضار سه مرتبه تكبیر گفتند).
(در این موقع كه ساعت پانزده و پنج دقیقه بعدازظهر بود آقای منتظری صندلی ریاست را ترك كرد و آقای دكتر سید محمد حسینی بهشتی ـ دكتر بهشتی ـ ادارة جلسه را به عهده گرفتند.)


۴ـ بیانات نایب رئیس (دكتر بهشتی) راجع به رسیدن طوماری از طرف مردم كرمانشاه (باختران) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ با اجازة دوستان از فرصت استفاده و عرض می كنم امروز طوماری از كرمانشاه توسط برادر عزیزمان جناب آقای موسوی رسید، در تأیید جمهوری اسلامی و اهداف و آرمانهای آن.
این طومار به وسیلة مردم، به وسیلة برادران ارتشی، برادران و خواهران شیعه و سنی همه امضاء شده بود و چه جالب بود چون نشانة وحدت امت بود در راه این آرمان، با تشكر و سپاس فراوان از امضاء كنندگان و تهیه كنندگان این طومار و با امید به اینكه ما بتوانیم به این ملت قهرمان پر مهر و وفا خدمتی شایسته در خور اینهمه حمایت و محبت آنها انجام بدهیم ان شاء الله.


۵ـ طرح و تصویب اصل ۳۱ (اصل بیست و چهارم) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اصل ۳۱ مطرح است كه قرائت می شود.
«اصل ۳۱ ـ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنكه مخالف استقلال یا عفت عمومی یا توهین به مقدسات و شعائر اسلامی و حیثیت اشخاص بوده باشد.
حدود این امور و جرائم مطبوعاتی و كیفیت رسیدگی و مجازات آنها را قانون معین می كند.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ از دوستانی كه اسم نوشته اند سؤال می كنم لطفاً بفرمایند موافقند یا مخالف یا فقط تذكری دارند، آقای مكارم شما؟ (مكارم شیرازی ـ بنده تذكر مختصری دارم.)
آقای صافی شما چه نظری دارید؟ (صافی ـ بنده سؤالی دارم.)
آقای طاهری اصفهانی بفرمائید.
(طاهری اصفهانی ـ نظر من بیشتر مخالفت است تا تذكر.)
آقای تهرانی بفرمائید.
(تهرانی ـ یك كلمه به آن اضافه شود.)
آقای دكتر ضیائی نظر شما چیست؟ (دكتر ضیائی ـ تذكری دارم.)
آقای كریمی چه نظری دارید؟ (كریمی ـ منهم تذكر دارم.)
آقای دكتر قائمی بفرمائید.
(دكتر قائمی امیری ـ تذكر دارم.)
آقای موسوی جزایری شما چه نظری دارید؟ (موسوی جزایری ـ تذكر دارم.)
آقای اكرمی بفرمائید.
(اكرمی ـ تذكر دارم.)
آقای دكتر آیت نظر شما چیست؟ (دكتر آیت ـ من مخالف این اصل هستم.)
آقای موسوی زنجانی چه نظری دارید؟ (موسوی زنجانی ـ تذكر دارم.)
(مقدم مراغه ای ـ من قبل از همه اسم نوشته بودم ولی از من سؤال نكردید.)
اسمتان در لیست نیست به هر حال نظرتان چیست؟ (مقدم مراغه ای ـ مخالفم و تذكری هم دارم.)
آقای عضدی نظر شما چیست؟ (عضدی ـ منهم مخالفم.)
آقای دكتر نوربخش بفرمائید.
(دكتر نوربخش ـ تذكر دارم.)
آقای ربانی املشی شما چه نظری دارید؟ (ربانی املشی ـ تذكر دارم.)
آقای رشیدیان نظرتان چیست؟ (رشیدیان ـ تذكر دارم.)
امروز متذكر هستند، اولین مخالف طبق صورت موجود آقای طاهری اصفهانی هستند، نظرتان را بفرمائید.
طاهری اصفهانی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
قبلاً هم این بحث شده است، این اصل چیزی را كم دارد كه حتماً باید اضافه بشود چون نشریات و مطبوعات در بیان مطلب آزادند مگر آنكه مخالف استقلال...
این درست، «عفت عمومی» این هم درست، یا «توهین به مقدسات و شعائر اسلامی و حیثیت اشخاص» چهار چیز آمده است به نظر من یك پنجمی هم لازم دارد.
ممكن است چیزی مخالف استقلال نباشد، مخالف عفت عمومی نباشد.
توهین به مقدسات هم نباشد حتی توهین به مبانی هم كه می فرمایند نباشد اما روش كار گمراه كننده است این همان است كه بین فقهای ما به عنوان كتب ضلال معروف است، چطور شما آن چیزی را كه در متن فقه اسلام است در نشریات و مطبوعات نمی نویسید؟ درست است برای افرادی كه بتوانند درك بكنند كتب ضلال مسأله ای نیست چون می توانند جوابگو باشند اما اشاعه دادنش چه؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقایان دیگر هم همین نقطه نظر را دارند؟ آقای تهرانی نظرتان چیست؟ تهرانی ـ بعد از عفت عمومی بنویسید «یا علیه مصالح اسلام یا توهین مقدسات و شعائر اسلامی.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای صافی شما هم همین را می فرمائید؟ صافی ـ در كمیسیون هم سر همین موضوع بحث شد به اینصورت كه الان هست همة آقایان رأی نمی دهند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دكتر آیت شما بفرمائید.
دكتر آیت ـ
بسم الله الرحمن الرحیم، من هم آرزو دارم و هم امیدوارم كه ما بتوانیم یك حكومت صد در صد اسلامی نه تنها در مملكت خودمان بلكه در دنیا ایجاد كنیم، برای استقرار چنین حكومتی من معتقدم كه ما بیش از همه می توانیم از آزادی مطبوعات استفاده كنیم برای اینكه منطق و استدلال ما قویتر است و معتقدیم كه حقیم و حق هم هستیم.
دستگاه ها همیشه برای بستن زبان حق، روزنامه ها را توقیف و سانسور می كردند در اینجا نوشته است كه نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر...
این مگرها را ما رویش حرف داریم.
عفت عمومی البته مسأله ای است و سایر مسائل هم همین طور، نمی گوئیم مطبوعات آزادند منتشر كنند اما مسأله این هست كه ممكن است از آن سوء استفاده بشود بنابراین پیشنهاد من این هست كه بنویسیم: «توقیف و سانسور مطبوعات و نشریات مطلقاً ممنوع است» ولی بقیه را كه نوشته ایم جزو جرائم مطبوعاتی قلمداد كنیم خوب اگر كسی به كسی اهانت كرد دادگستری است و قانون جزا و سه سال، چهار سال، دو سال زندان و شلاق و هر چه تعیین شده است، یا كسی كه به اسلام توهین كرد باز دادگستری و قانون هست و مورد مجازات قرار می گیرد اما اگر ما بخواهیم چنین مطلبی را بگوئیم كه حق است كه روزنامه سانسور بشود به عنوان اینكه خلاف اسلام مطلبی ننویسند می روند توی روزنامه و مطالب حق روزنامه را حتی مطالبی كه به نفع اسلام هست سانسور می كنند، در رژیم سابق هم این كار را می كردند.
ما جلو سانسور و توقیف را بگیریم و خلافهای مطبوعاتی را به شدت مجازات كنیم و گرنه به ضرر ما از این اصل استفاده می شود همین طور كه تاریخ این هفتاد و دو سال مشروطیت كذائی همین را نشان داده است یعنی تحت اینكه مطالب خلاف اسلام نوشته نشود یا نظایر اینها جلو آزادیها را می گرفتند.
(تهرانی ـ روزنامه هائی هم هستند كه سوء استفاده می كنند.)
الان در حكومت اسلامی هم روزنامه هائی هستند كه خیلی چیزهای ناروا می نویسند ولی اینها جرم است و باید جلوی آنها را گرفت این است كه بگذاریم حرفشان را آزادانه بزنند و بعد آنجا كه لازم است به آنها جواب بدهیم و آنجا كه اهانت كرده اند مجازات كنیم.
سبحانی ـ یعنی اول سمپاشی و مسموم بكنند بعد ببریمشان بهداری معالجه كنیم؟ دكتر آیت ـ این حرف شاهنشاه آریامهر است او هم همین بهانه را می آورد.
(سبحانی ـ این چه تشبیهی است آقا؟) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اجازه بفرمائید جلسة مان منظم باشد، آقای عضدی شما مطلب دیگری دارید؟ (عضدی ـ خیر.)
مقدم مراغه ای ـ راجع به این قسمت چند تا از این اصول هست كه اینها به اصطلاح نتیجة كوششها و مجاهدات همة بشر در همة نقاط جهان است و این اصول را بنده می خواستم كه در این قانون جمهوری اسلامی منطبق با مبانی اسلامی به طور مشخص و صریح باشد اینجا این استثناء صراحت آن را از بین می برد.
همیشه برای كارهای خلاف از استثناء استفاده می شود اگر اجازه بفرمائید آن چند اصلی كه بعداً مطرح می شود به اضافة چند اصل دیگر كه من پیشنهاد كرده ام و عده ای از دوستان هم امضاء كرده اند (برای حقوق ملت) و متأسفانه تا حالا مطرح نشده است در قانون گذشته هم همین مطلب بود و همین طور كه الان اشاره شد دیدید كه چه تضییقاتی بر مطبوعات آمد و شروعش هم همان بود كه علیه دین مبین اسلام چیزی نوشته نشود ولی همانطور كه فرمودند از آن برای مبارزه با خود دین مبین اسلام سوء استفاده كردند، این است كه استدعا می كنم اگر ممكن است به اینصورت نوشته بشود: «مطبوعات در بیان مطالب آزادند، حدود این امور و جرائم مطبوعاتی و كیفیت رسیدگی و مجازات آنها را قانون معین می كند».
چون اصل بر آزادی مطبوعات است، با صراحت آزادی مطبوعات اعلام می شود، بعد طبق قانون براساس موازین قانون اساسی جمهوری اسلامی مسئولیتها تعیین می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بنده به عنوان موافق اسم نوشته ام، عرض كنم نظامی كه بخواهد بر ایمان قلبی مردم تكیه داشته باشد بی شك باید برای حفظ و حراست این ایمان خیلی اهمیت قائل باشد.
تحریم خرید و فروش و نشر كتب ضلال زیر بنایش همین است كه اولاً مكتب برای ایمان مردم در ساختن زندگی سعادتمند برای فرد فردشان نقش بنیادی می بیند و ثانیاً وقتی نظام سیاسی و اجتماعی هم بر این ایمان متكی است خود به خود اگر او متزلزل بشود، نظام متزلزل می شود، منتها آنچه مهم است این است كه ما ببینیم كه در چه شرایط زمانی زندگی می كنیم در یك شرایطی باید خود مكلف را به عنوان همان تكلیف ایمانی وادار كرد كه از خرید و فروش و نشر و استفاده از كتب ضلال اگر اهلش نیست خودداری كند این همان حكمی است كه از قدیم تا حالا بوده و حالا هم هست، اما آیا حكومت به عنوان جلوگیری از منكر اعمال قهر می تواند بكند یا نه؟ یعنی این طور بیان می كنم كه خرید و فروش كتب ضلال برای كسانیكه نمی توانند در برابرش ایستادگی فكری داشته باشند یك كار حرام است، اما آیا حكومت در جلوگیری از این منكر اعمال قهر هم می تواند بكند یا نه؟ این مسأله مورد بحث است آیا اعمال قهر در هر دورهای در هر موردی می تواند طریق جلوگیری از همة منكرات باشد؟ حرف من این است كه در شرایطی كه ما هستیم اعمال قهر برای جلوگیری از نشریاتی كه مبارزة فكری با اسلام می كنند سودمند نیست، بر حسب تجربة عینی و بررسی شده ای كه ما داریم نه تنها سودمند نیست بلكه جلوگیری با اعمال قهر از نشر و تهیة این نشریات، مضر به اسلام هم واقع شده است، پس عرض بنده این است كه این یك حرام، یك منكر ولی راه مبارزه با این منكر و برای جلوگیری از این منكر آیا باید با استفاده از قهر باشد كه اینجا ما می گوئیم قهر قانونی و قدرت قانونی یا نه؟ همان قدرت تكلیفی را بگوئیم و اعمال قهر قانونی نكنیم و بگذاریم با آن نفوذی كه همان رسالة عملیه در مردم دارد و بسیاری از مردم متدین این كتابها را چاپ و پخش و توزیع می كنند، چون به احكام الهی متعهدند.
باید آن راه را دنبال كنیم زیرا آن راه مؤثرتر خواهد بود بنابراین بنده معتقد هستم كه آنجا كه اهانت باشد، كه عبارتست از یك كار زشتی كه نسبت به فرد هم می گوئیم باید جلویش را گرفت نسبت به اسلام و شعائر اسلامی به طریق اولی، آنجا كه تحریك و توطئه علیه استقلال كشور باشد باید جلوی آنرا گرفت.
نمی شود جلو توطئه سیاسی را باز گذاشت و بعد با قدرت سركوب نظامی با آن مقابله كرد اینها درست است ولی آنكه آقایان نگرانش هستید كه می فرمائید اگر بعضی از نشریات طوری است كه از نظر مذهبی افكار را مسموم می كند در اینجا بیائید با آن حكم تكلیفی كه توی رساله می گوئید و با ترتیبی كه می كنید جلو نشر اینها را بدون اعمال قهر بگیرید آن مؤثرتر است اگر خواستید از اعمال قهر استفاده بكنید نتیجه به عكس می دهد.
این عرض من بود.
كرمی ـ هر چه موازین اسلام منطبق نباشد مقبولیت ندارد.
اگر تصویب هم نكنید در مراجعه به قانون ارزشی نخواهد داشت.
دكتر آیت ـ افشاء اسناد و نشر اكاذیب را چه باید كرد؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نشر اكاذیب كه اصلاً جایز نیست.
طاهری اصفهانی ـ اگر صاحبان آراء با احترام دعوت بشوند كه به رادیو و تلویزیون بروند و با آنها كه اهلیت دارند مصاحبه رادیو، تلویزیونی بكنند كه حقایق روشن بشود، عیبی ندارد ولی اگر بروند به روستاها كتب خود را پخش بكنند كه مضراتش را همه دیده اند آنها را گمراه می كنند ولی در رادیو، تلویزیون ولو بر ضد اسلام باشد طرف آنها جوابی به آنان می دهد و مردم بهتر می توانند به حقیقت پی ببرند.
این نشریات آزاد ضد اسلام خطرش مشهود است.
فاتحی ـ بیانات جنابعالی كاملاً صحیح بود ولی مطالبی كه در این اصل آمده است با آن تطبیق نمی كرد.
آنطور كه جنابعالی فرمودید بر مسلمین لازم است در اظهار عقاید تمام افراد و ادیان اجازه بدهند عقایدشان را بیان كنند، ما نمی توانیم جلو عقاید و ادیان را بگیریم زیرا بر خلاف اسلام است اما توهین به اشخاص یك مسأله خصوصی است كاری به این مطلب ندارد ما باید این مطلب را بنویسیم كه هر كس می تواند عقایدش را منتشر كند و تبلیغ برای ترویجش بكند مگر توطئه گر باشد یا بخواهد افساد بكند.
مكارم شیرازی ـ بنده دو تا تذكر دارم.
اول این است كه این «و» در اینجا مثل اینكه درست نیست چون دو تای آن را با «ی» نوشته ایم اینجا با «و» معنی اش این می شود كه توهین به مقدسات و شعائر اسلامی و حیثیت اشخاص هر دو رویهمرفته یك مانع است.
این باید تبدیل بشود «یا هتك حیثیت اشخاص»، «و» تبدیل به «ی» بشود...
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بوده هم زیادی است، باشد كافی است.
مكارم شیرازی ـ مطلب دیگر این است به اینصورت آنچه بنده می دانم رأی نمی آورد باید بنویسیم مخالف مبانی اسلام نباشد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دكتر ضیائی بفرمائید.
دكتر ضیائی ـ مضافاً بر مطالبی كه جناب آقای مكارم فرمودند باید منافی با عفت عمومی نبوده و افشاء اسناد و نشر اكاذیب هم اضافه شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ افشاء اسناد كه بحث خاصی است ببینید آقا، به هر حال در آینده كه یك قانون مطبوعات خواهیم داشت، جزئیات را باید در قانون مطبوعات آورد و افشاء اسرار و اینها یك سلسله حقوق شخصی است این باید برای خودش در آنجا با مجازاتش بیاید.
دكتر ضیائی ـ پس استثنائات را بردارید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ واقعش هم همین است كه اگر اینجا بخواهید صحیح عمل بكنید و بنویسید نشریات و مطبوعات آزادند مگر در مواردی كه در قانون معین می شود این از همه بهتر است و بعد هم قانون با جزئیاتش می آید و این را حل می كند.
دكتر قائمی ـ این قسمتی را كه اخیراً فرمودید اگر حذف كنید یك قسمت از اشكالات من رفع می شود اما اگر قرار است كه باشد به غیر از این چهار نكته ای كه در اینجا ذكر شده من دو نكته دیگر را هم پیشنهاد می كنم كه بر آن اضافه بشود یك مسأله این است كه ممكن است اصلی مخالف استقلال نباشد و در عین حال مخالف نظام جمهوری باشد این را باید اضافه كنید.
یكی دیگر هم بر طبق تجربه ای كه دو سه ماه اخیر به ما نشان داده است مسأله تحریك و ایجاد اغتشاشات و بزرگ كردن یك مطلب است كه مخالف با استقلال نیست ولی در مملكت جنگ و خون ریزی راه انداخته است اگر بنا است این ابعاد را آنجا ذكر كنیم «مگر آنكه مخالف استقلال یا عفت عمومی یا توهین به مقدسات و شعائر اسلامی و حیثیت اشخاص» این ابعاد هم باید به آن اضافه شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای موسوی جزایری مطلب تازه ای دارید؟ موسوی جزایری ـ من پیشنهاد می كنم كه عنوان مضله اینجا بیاید و این با توضیحاتی كه بعضی حتی راجع به مكاتب خودشان می دهند منافات دارد.
آنها ممكن است كتب ضلال نباشد هر چیز كه امكان توطئه در آن باشد یا تحریف حقایق باشد آن مضله است این را باید اینجا ذكر بكنیم.
اكرمی ـ اگر عبارت قرار است همین باشد من یك اشكال دارم.
شما نوشته اید «...
مخالف استقلال یا عفت عمومی یا توهین به مقدسات و شعائر اسلامی» یعنی چه؟ مخالف استقلال مخالف عمومی درست، اما مخالف توهین به مقدسات و شعائر اسلامی یعنی چه؟ باید موافق باشد؟ عبارت اشكال دارد باید به طریق دیگر نوشته شود.
دكتر نوربخش ـ اینجا نوشته اید «توهین به مقدسات و شعائر اسلامی» ادیان دیگر را هم اضافه بكنید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای رشیدیان بفرمائید.
رشیدیان ـ نظرات مرا دوستان فرمودند ولی منظور من این است كه این قیود را قانون عادی معین می كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای منتظری نظر شما چیست؟ رئیس (منتظری) ـ همان نشر اكاذیب را اضافه بفرمائید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای قرشی بفرمائید.
قرشی ـ عرضم این است كه بعضی از جراید، نظرات باطل و مطالب باطل را درج می كنند ولی وقتی كه جواب به آنها می نویسید حاضر به درج آن جواب نیستند در زمان حیات مرحوم آیت الله مطهری در مجله زن روز مطالبی نوشته می شد وقتی جوابهای آقای مطهری را در ستون مقابل درج كردند آن قاضی كه این مطالب را می نوشت سكته كرد و از بین رفت لذا خوب است بنویسیم نشریات و روزنامه ها در منعكس كردن افكار مخالف و موافق موظفند وقتی یك چیزی نوشته شد و جواب آن را فرستادیم آن جواب را حتماً درج بكنند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای حجتی بفرمائید.
حجتی كرمانی ـ اگر همان پیشنهادی كه جنابعالی محول به قانون كردید تصویب شود كه خوب والا پیشنهاد دكتر آیت را بگذارید كه خیلی جالب است و اگر می خواهید آن نباشد به جای شعائر اسلامی، شعائر دینی بگذارید چون توهین به مقدسات سایر ادیان هم باید موجب كیفر بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای خامنه ای بفرمائید.
خامنه ای ـ در متن اول شامل مطبوعات، فیلم و نوار و نمایش هم بود به نظر جنابعالی نشریات شامل اینها می شود؟ و حتی مجسمه سازی ممكن است منافی با عفت عمومی باشد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ این لازم نیست در قانون اساسی بیاید، اینها را قانون عادی معین می كند اینكه روی مطبوعات تكیه می شود به اعتبار این است كه مطبوعات نقش خاصی دارند.
ما یكی از دو راه را باید انتخاب كنیم یا باید همین اصل را به رأی بگذاریم یا اینكه اینطور بنویسیم: «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشند تفصیل آن را قانون معین می كند».
ربانی شیرازی ـ این «مبانی اسلامی» مسائلی را كه آقایان می گویند در بر نمی گیرد اگر بنویسیم «مخالف با اسلام و استقلال كشور» تمام مسائل را در بر می گیرد.
تهرانی ـ آقای ربانی، همان عبارتی را كه آقای بهشتی گفتند تمام مسائل را در بر می گیرد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ در همین اواخر كه یك لایحه مطبوعات می خواستند تهیه كنند، تفاصیل آنرا هم آورده بودند.
بالاخره شما هر استثنائی را اینجا بگذارید باز یك چیزی كم خواهد داشت اما اگر به این صورت باشد كه بنویسیم «نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر اینكه مخل مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد» و بعد اضافه كنیم كه «تفصیل آنرا قانون معین می كند» كامل می شود و بعد استثنائات را در قانون می آورند.
رشیدیان ـ مخل نظم ممكن است ولی مخل مبانی معنی ندارد.
مكارم شیرازی ـ به جای مخل، منافی بنویسید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ببینید منافی كه بی معنی است اگر مخل باشد نقطه نظر دوستان رعایت شده است و می توانیم رویش متفق الرأی باشیم بنابراین اصل سی و یك برای رأی گیری خوانده می شود.
اصل ۳۱ (اصل بیست و چهارم) ـ نشریات و مطبوعات در بیان مطالب آزادند مگر آنكه مخل به مبانی اسلام یا حقوق عمومی باشد تفصیل آنرا قانون معین می كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ لطفاً رأی بگیرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجة آن به شرح زیر اعلام شد.)
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نتیجة رأی گیری را اعلام می كنم.
عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی پنجاه و هفت نفر، تعداد كل آراء پنجاه و هفت رأی، موافق پنجاه و یك نفر، مخالف دو نفر، ممتنع چهار نفر، بنابراین اصل سی و یك با پنجاه و یك رأی موافق تصویب شد، تكبیر (حضار سه مرتبه تكبیر گفتند).


۶ـ طرح اصل ۱/۷۳ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اصل ۱/۷۳ مطرح است كه قرائت می شود.
«اصل ۱/۷۳ ـ هرگاه مجلس شورای ملی تجدید نظر یا تغییر در یك یا چند اصل معین از اصول قانون اساسی را لازم بداند می تواند با اكثریت دو سوم آراء و تأئید رهبری تشكیل مجلس خبرگان را تصویب نماید.
این مجلس مركب از تعداد هفتاد نفر از حقوقدانان و مجتهدان در مسائل اسلامی است كه از طرف مردم انتخاب می شوند و اختیارات آن محدود به تجدید نظر در همان اصل یا اصول معینی است و تصمیمات آن با دو سوم آراء معتبر می باشد.
اصولی كه در بخش كلیات قانون اساسی آمده از این حكم مستثنا است و قابل تجدید نظر نمی باشد.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ من از آقایانی كه اسم نوشته اند سؤال می كنم و آقایان فقط نظر بدهند كه موافق هستند یا مخالف یا اینكه سؤال و تذكری دارند آقای سبحانی شما موافقید یا مخالف؟ (سبحانی ـ چند تذكر دارم.)
آقای آیت شما چه نظری دارید؟ (دكتر آیت ـ چند تذكر دارم.
) آقای رحمانی شما نظرتان چیست؟ (رحمانی ـ مخالفم.)
آقای فوزی شما موافقید یا مخالف.
(فوزی ـ مخالفم.)
آقای رشیدیان شما موافقید یا مخالف؟ (رشیدیان ـ مخالفم.)
آقای موسوی جزایری شما نظرتان چیست؟ (موسوی جزایری ـ تذكر دارم.)
آقای منتظری شما چه نظری دارید؟ (منتظری ـ تذكر دارم.)
خانم گرجی بفرمائید.
(خانم گرجی ـ تذكر دارم.)
آقای طاهری خرم آبادی شما نظرتان چیست؟ (طاهری خرم آبادی ـ موافقم.)
آقای مكارم موافقید یا مخالف؟ (مكارم ـ موافقم.)
آقای غفوری شما مخالفید یا موافق؟ غفوری ـ به نظر من باید متمم قانون اساسی را در نظر گرفت چون احتمالا خیلی چیزها كم است و یك یا چند اصل متمم، قانون اساسی را در واقع تكمیل می كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ پس تذكر دارید؟ آقای فاتحی بفرمائید.
(فاتحی ـ تذكر دارم.)
آقای سبحانی تذكری دارید بفرمائید.
سبحانی ـ تذكر من این است كه باید اینجا چند چیز روشن بشود اولاً می خواستم بدانم تقسیم هفتاد نفر از حقوقدانان و مجتهدان بالسویه است یا اینكه نیست یك اجمالی دارد اقلاً در ذیل بنویسیم كه تفصیلش را قانون معین می كند این یكی، دیگر اینكه كه نوشته شده «اصولی كه در بخش كلیات قانون اساسی آمده است از این حكم مستثنا است» می خواستم عرض كنم كه این تنها مستثنا نیست خیلی از اصول را داریم كه جزو كلیات قانون اساسی نیستند ولی اصولی هستند كه به اصطلاح از نظر اسلام یك طرفه هستند و دو طرفه نیستند مثلاً اصل بیست و هفتم كه می گوید: «حیثیت، جان، مال، حقوق، مسكن و شغل اشخاص از نظر تعرض مصون است».
این اصلی كه از نظر اسلام یك جنبه بیشتر ندارد ولی در كلیات هم نیست و اصول دیگری نظیر این اصل هست كه باید استثناء بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ واقعاً این اصل به طور كلی ضرورت دارد كه باشد؟ (نمایندگان ـ خیر.)
آقای دكتر آیت بفرمائید.
دكتر آیت ـ اولاً عرض كنم كه به هفتاد نفر نباید مقید كنیم چون كم است و بعد اینكه نوشته شده است «حقوقدانان و مجتهدان» اینها دیگر خیلی جنبه خصوصی پیدا می كند اگر بنویسیم «خبرگان» بهتر است و بعد عرض كنم كه تنها اصول مربوط به كلیات نیست كه مهم است و آخر اصل باید اضافه كنیم كه آن اصول باید به نحوی تغییر پیدا كند كه مغایرت با كلیات نداشته باشد علاوه بر اینكه كلیات را نمی شود تغییر داد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای موسوی جزایری بفرمائید.
موسوی جزایری ـ در متنی كه اول تهیه شده بود تعداد هفتاد و سه نفر بود چرا اینجا هفتاد نفر شده است؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای منتظری بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ غیر از كلیات كه نوشته شده آن اصلی هم كه شورای نگهبان باید باشد و مقررات مجلس بدون شورای نگهبان ارزش قانونی ندارد.
آنهم باید اضافه شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ خانم گرجی بفرمائید.
خانم گرجی ـ تذكر من در مورد متمم است كه ذكر نشده و آن تعداد هفتاد نفری كه برای یك اصل باید بیایند من فكر می كنم با این ترتیب كارها یك كمی مشكل می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای موسوی جزایری بفرمائید.
موسوی جزایری ـ عرض می شود كه باید اضافه شود اصولی هم كه تغییر می كند نباید مغایر با اصول كلی باشد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای فاتحی تذكرتان چیست؟ فاتحی ـ اینجا استثناء فقط برای اصولی كه در بخش كلیات قانون اساسی است آمده است به عقیدة من بعضی از اصول هستند كه از كلیات مهمتر هستند و آنها را هم باید مستثناء كرد مثلاً آن اصل پنج.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اصل پنج كه جزء اصول كلیات است، از اصول دین یك چیز خیلی مهم دارد آن هم معاد است.
یك مخالف صحبت می كند، آقای رحمانی بفرمائید.
رحمانی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
اولاً عرض كنم كه این اصل لازم نیست و اما راجع به این قانون اساسی كه به حسب وضع موجود روز تصویب می شود چون نظر این اصول است اگر چنانچه یك وقتی خواستند رفراندوم بكنند این رفراندومها در اینجا تصریح شده است، در اختیار یك شخصیتهائی هست این هم یكی از آن موارد هست و روی این موضوع می توانند تصمیم بگیرند از هم اكنون كه قانون اساسی را تصویب نكرده اید این را دچار اضطراب و تشویش می كنید این یك مطلب، دوم اینكه مملكت مال همة مردم است و اختصاصی به حقوقدانان و مجتهدان كه اینجا آورده شده است وجهی ندارد اگر به اصطلاح طبقه روشنفكر را خواسته اید در نظر بگیرند دانشمندان تنها حقوقدانان نیستند، چون اقتصاددانان هم هستند ما بنا نیست همه جا مرتب یك مزایائی برای یك قشر قائل بشویم و اینها را در امور مملكت مطلق العنان بكنیم و بعد هم كه ما مرتب تعارف می كنیم كه انقلاب مال مستضعفین است خیلی از همین افرادی كه نه حقوقدان هستند و نه مجتهد اینها شاید بتوانند سیاست مملكت را به واسطه اینكه در عمق ملت قرار دارند و با قشرهای مختلف در تماس هستند بهتر درك بكنند كه آیا باید این تغییر داده بشود یا نشود اشكال دیگر این است، مجتهد یعنی حقوقدان اسلامی آیا شما می خواهد پنجاه سال دیگر مجتهد را در برابر حقوقدانان قرار بدهید؟ و باز هم با ایهام این موضوع و تلویحاً با تثبیت اینكه حقوقدانان در برابر مجتهدان هستند آنها را تقویت بكنید ما قائل به این هستیم كه حقوقدانان باید باشد و لكن حقوقدانان یا همان مجتهدان هستند یا افرادی هستند كه از مكتب آن مجتهدین استفاده كرده اند خلاصه این موضوع یك ابهامی دارد و نمی خواهم بگویم كه با یكدیگر از هیچ لحاظ تفاوت و تغایر ندارد من مطالبم را می گویم اگر چنانچه قابل قبول شد، خوب، و اگر قابل قبول هم نشد، نشده باشد زیرا نمی خواهم مطلبی را اینجا اثبات كرده باشم البته آنچه بنده و دیگران گفته ایم اینجا در مشروح و در نوارها هست و بعداً ثابت خواهد شد كه حق به جانب چه كسی بوده است این موضوعی است كه اگر نسبت به بعضی از تذكرات بی توجهی بشود بعداً قضاوت خواهد شد.
و اما راجع به مجتهدان، مجتهد یك معنائی است كه آنرا نمی شناسند مگر اوحدیون از مردم.
ما وقتی می خواهیم رفراندوم بكنیم همه ملت را ما می خواهیم به پای صندوقها ببریم كاری نكنیم كه مردم با یك الفاظی روبرو بشوند كه برای انطباق آن الفاظ دچار مشكلاتی بشوند این یك اشكال، اشكال دیگر این است كه مجتهد ممكن است صالح باشد چون فرض این است كه افراد بخصوصی را می خواهید ذكر بكنید، مجتهد ممكن است كه دارای ملكة عدالت و تقوا و مبارزه با فساد باشد و ممكن است كه نباشد آن قشر از مجتهدین كه دارای این خصوصیات نیستند ما به چه مجوز اجازه بدهیم كه مردم آنها را بیاورند و نسبت به قانون، قانون اساسی كه به اینصورت تصویب می شود و تدوین می شود نظر بدهند پس اگر مجتهدان را ذكر می كنید باید این قبیل مجتهدین را مجزا بكنید فعلاً در این مورد از این بیشتر نمی خواهم صحبت بكنم و لكن اشكال عبارتی كه اینجا به نظر می رسد این است كه در آخر بنویسیم «قابل تجدید نظر یا تغییر نمی باشد» چون در این متن فقط نوشته است «قابل تجدید نظر نمی باشد» و امیدوارم توجه بفرمائید كه این اصل باید یا اصلاح بشود و یا اینكه حذف بشود و نسبت به اصل بعدی هم بنده مخالف هستم كه الان نوبت می گیرم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اگر از همین حالا نوبت بگیرید آقای رحمانی فكر می كنید كه ظلم باشد، آقای طاهری خرم آبادی به عنوان موافق بفرمائید.
(نمایندگان ـ دیگر موافق نمی خواهد صحبت كند و لازم نیست.
رئیس (منتظری) ـ من نظرم را باید بگویم، غیر از كلمات آن اصلی را كه داریم و می گوید مجلس شورای ملی بدون شورای نگهبان، مقرراتش ارزش قانونی ندارد جزء استثنائات آنهم باید اضافه شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اگر این بیاید خیلی از اصول دیگر هم باید بیاید.
رئیس (منتظری) ـ آن خیلی مهم است، اصل هفتاد و هفت حتماً باید اضافه شود.
حسینی هاشمی ـ بعد از «مجلس خبرگان را تصویب نماید» نوشته شود «كیفیت و تعداد آنرا قانون معین می كند» و زیرش یك اصل دیگر اضافه شود به این مضمون «هرگونه تغییری براساس اصالت كلیاتی است كه بنیان نظام جمهوری را بیان كرده است».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بنده خیال می كنم این اصل را باید به همین صورت به رأی بگذاریم چون اگر بخواهیم اصلاح كنیم خیلی اصلاحات زیادی می خواهد و اصولاً من خودم با بودنش مخالف هستم البته نمی دانم كه چه تعداد از دوستان با من همفكر باشند به هر صورت من فكر می كنم هیچ لزومی ندارد و راه تجدید نظر را خود ملت می داند.
رشیدیان ـ این اصل لازم است كه باشد زیرا ما معتقدیم كه كار ما ممكن است نقص داشته باشد و مسلماً نقص خواهد داشت برای اینكه نشان بدهیم كه واقعاً ما تصمیمی نداریم و آماده پذیرش حق هستیم باید یك اصلی در این مورد باشد منتها با این شرایط و این قیود لازم نیست، فقط نوشته شود به رفراندوم بگذارند با فرمان رهبر.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای رشیدیان عرض من هم همین است وقتی كه الان قانونیت قانون اساسی با رفراندوم است بنابراین راه همیشه باز است و احتیاجی به اصل ندارد و می تواند در آینده به راحتی خودش راه تجدید نظر را پیدا كند.
آقای طاهری خرم آبادی بفرمائید.
طاهری خرم آبادی ـ دیروز صحبت این بود كه اگر ما همین طور واگذار كنیم به مجلس یا رفراندوم، ممكن است در بعضی از اصول قانون اساسی تغییر یا تجدید نظری به عمل بیاید كه برخلاف مبانی اسلام یا حقوق ملت باشد البته بنا بود كه مسأله رفراندوم هم اضافه بشود حالا من نمی دانم چطور شد كه نیست این پیش بینی برای این موضوع شد كه افرادی كه هم مجتهد باشند و هم حقوقدان اینها بنشینند، اگر لزوم تجدید نظر یا تغییر را دیدند آنوقت به رفراندوم گذاشته بشود و اگر شما تنها واگذار كنید به رفراندوم یا مجلس ممكن است بیشتر تزلزل ایجاد كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ هیچ تزلزلی هم ایجاد نمی كند آقا، من از شما می پرسم اگر شما بیست تا اصل بگذارید اینجا به جای یكی، به این مضمون كه این قانون اساسی هیچ قابل تغییر نیست بعداً با یك رفراندوم می توانند تمامش را عوض كنند؟ طاهری خرم آبادی ـ با رفراندوم می تواند عوض بشود اما قبل از رفراندوم...
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقایان توجه ندارند آقا یك قانونی كه اعتبار قانونی و حقوقی اش را از نظر موازین حقوقی از یك مبنائی می گیرد حالا این مبنا هر چه می خواهد باشد این مبنا اگر مجلس مؤسسان است، مجلس مؤسسان، اگر رفراندوم است، رفراندوم، یك چیزی كه اعتبار قانونی خودش را از یك مبنائی می گیرد هیچوقت نمی تواند نفی كنندة اعتبار همان مبنا برای نوبت بعدی باشد اصلاً این محال است.
هاشمی نژاد ـ اگر آن مبنا بگوید غیر قابل تغییر است، غیر قابل تغییر می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ مگر ما می توانیم برای آیندگان تكلیف معین كنیم هر مكلفی خودش می داند.
رئیس (منتظری) ـ اجازه بفرمائید، در اصل دوم متمم قانون اساسی سابق بود كه این اصل الی یوم ظهور ولی عصر (عج) باقی است و قابل تغییر نیست و ما دنبال اصل دوازدهم اصرار كردیم كه نوشته شود، گفتید نه در آنجائی كه می خواهیم مسأله تغییر قانون اساسی را بگذاریم در آنجا استثناء می كنیم.
سبحانی ـ نوشتیم آقا در اصل دوازده كه می گوید «دین رسمی ایران اسلام و مذهب جعفری اثنی عشری است و این اصل الی الابد غیر قابل تغییر است».
رئیس (منتظری) ـ درست است نوشته شده است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ حالا اگر بخواهید تغییراتی در این اصل داده بشود چون تغییرات زیاد است اشكال پیدا می كند.
رئیس (منتظری) ـ فقط شورای نگهبان را بنویسید، چون اصل هفتاد و هفت مهم است كه باشد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آخر فقط این مطلب كه نیست، بنده این را هم اضافه می كنم «مگر در بخش كلیات قانون اساسی و اصول مربوط به شورای نگهبان»، رأی كه نمی آورد بیخودی بحث نكنیم بنابراین اصل ۱/۷۳ برای رأی گیری خوانده می شود.
«اصل ۱/۷۳ ـ هرگاه مجلس شورای ملی تجدید نظر یا تعبیر در یك یا چند اصل معین از اصول قانون اساسی را لازم بداند می تواند با اكثریت دو سوم آراء و تأیید رهبری تشكیل مجلس خبرگان را تصویب نماید، این مجلس مركب از تعداد هفتاد نفر از حقوقدانان و مجتهدان در مسائل اسلامی است كه از طرف مردم انتخاب می شوند و اختیارات آن محدود به تجدید نظر در همان اصل یا اصول معین است و تصمیمات آن با دو سوم آراء معتبر می باشد.
اصولی كه در بخش كلیات قانون اساسی آمده و اصول مربوط به شورای نگهبان از این حكم مستثنا است و قابل تجدید نظر نیست.
» حجتی كرمانی ـ تمام اظهارات شما نشان می داد كه رأی نمی آورد.
آخر این چه كاری است این اصل را اول اصلاح بفرمائید بعد رأی بگیرید.
دكتر آیت ـ اگر رأی نیاورد فردا تنظیم می كنیم و دو مرتبه می آوریم.
(حجتی كرمانی ـ این رأی گیری یك بازی است.)
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ لطفاً رأی بگیرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجة آن به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نتیجة رأی گیری را اعلام می كنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی پنجاه و پنج نفر، تعداد كل آراء پنجاه و هفت رأی (دو رأی به قید قرعه خارج شد) موافق سی و یك نفر، مخالف نه نفر، ممتنع پنج نفر، بنابراین اصل ۱/۷۳ رد شد.
حجتی كرمانی ـ این به نظر من یك بازی بود كه شما در آوردید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ چرا جنابعالی متوجه كلماتتان نیستید آقای حجتی یعنی چه كه می فرمائید بازی درآوردیم؟ حجتی كرمانی ـ شما خودتان فرمودید كه این اصل رأی نمی آورد اقلاً اول با دست رأی می گرفتید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ مگر نمی شود با ورقه رأی گرفت؟ چرا سركار نمی خواهید در كلمات رعایت بفرمائید.
بنده از شما می پرسم مگر یك چیزی را نمی شود با ورقه رأی گرفت؟ اول این موضوع را توضیح بدهید آقا.
(حجتی كرمانی ـ سؤالم تمام نشده است.)
آخر شما سؤال نمی كنید توهین به جلسه می كنید.
می فرمائید ما اینجا بازی می كنیم.
(حجتی كرمانی ـ شما اول اجازه بدهید من صحبتم را بكنم.)
آخر چرا سر كار این تعبیر را می كنید یعنی چه؟ ربانی املشی ـ شما از اول تا حالا هر جسارتی را كه توانسته اید به این مجلس كرده اید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ شما بالاترین جسارت را می فرمائید، چون می فرمائید بازی در آورده ایم.
با ورقه رأی گرفتن آقا بازی هست؟ حجتی كرمانی ـ مگر آقا من به شما نگفتم، من گفتم رأی نمی آورد آقای دكتر بهشتی شما اگر خودتان نمی خواستید رأی بگیرید رأی می گرفتید؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ این یك چیز خواستنی نیست آقا.
حجتی كرمانی ـ آقا من به رویة مجلس باز هم اعتراض دارم بگذارید حقیقت را بگویم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بفرمائید آقا، بفرمائید چون بحثش زائد است.
حجتی كرمانی ـ آقای دكتر بهشتی من از شما معذرت می خواهم شما اجازه بدهید من بقیة حرفم را بزنم شما این نوارها و این صورت جلساتی كه هست ببینید اوقات مشابهی را كه مثل این مسأله بوده است شما یا با دست رأی می گرفتید یا بعداً می گفتید كه این چنین به نظر می رسد كه رأی نمی آورد و تغییری می دادید مثل همان اصل.
«مخل بر اسلام» كه تغییر دادید و به رأی گذاشتید اینجا پیشنهاد شد آقای حسینی هم نوشته بود كه آن فراز اول «تا مجلس خبرگان را تصویب نماید» باشد و بعد از آن اضافه شود «كیفیت و تعداد آنرا قانون معین می نماید» این موضوع پیشنهاد شد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقا خیلی چیزها پیشنهاد می شود.
حجتی كرمانی ـ اجازه بدهید شما اگر می خواستید رأی بگیرید و این اصل را واقعاً برنگردانید اصلاح می كردید و به رأی می گذاشتید ولی شما گفتید كه من با اصل این مسأله مخالف هستم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ من رأی خودم را گفتم.
هاشمی نژاد ـ آئین نامه می گوید اصلی كه اینجا مطرح می شود باید به رأی گذاشته شود و اگر رد شد برگردد به جلسة گروه ها در كدام موقع معمول بوده است كه برای تمام یك اصل با دست رأی بگیرند؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای هاشمی نژاد بفرمائید بنشینید.
حجتی كرمانی ـ من حرفم تمام نشده.
در همین مجلس به من توهین شد و گفتند كه حرفهائی را كه قاسملو باید بزند تو می زنی یك چنین توهینی به من كردند و من چیزی نگفتم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ چرا آقا بنده خودم آنروز اعتراض كردم.
حجتی كرمانی ـ آخر جوابها باید طوری باشد كه آن آقا حساب كار خودش را بكند و دیگر این حرفها را نزند ما یك آدمهائی هستیم عاشق انقلاب و میمی ریم برای انقلاب ولی چون شما اظهار كردید و تأیید كردید كه من با اصل اینكه تجدید نظر در این اصل بشود مخالف هستم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ خوب من هم مثل شما نظرم را گفتم.
حجتی كرمانی ـ بنابراین چون من همیشه ریشة مسائل را بررسی می كنم می خواهم بگویم چون شما با این مسأله مخالف بودید بالله، و الله خودتان هم می دانید خواستید اینطور عمل بشود.
یزدی ـ این توهین الان شما از آن توهین اول است معنای این توهین شما این است كه چون ایشان فرمودند كه مخالف هستم، بقیه به دلیل مخالفت ایشان مخالفت كردند عرض كنم همه اینهائی هستند خودشان صاحب رأی هستند و این توهین شما بزرگتر از توهین اول است.
حجتی كرمانی ـ آقای یزدی شما طوری صحبت می كنید كه...
یزدی ـ آقای حجتی بفرمائید بنشینید و وقت جلسه را نگیرید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای حجتی بفرمائید بنشینید.
(حجتی ـ من پیشنهاد دارم و راجع به همین اصل است.)
(منتظری ـ این اصل تمام شد.)


۷ـ طرح و تصویب اصل ۲/۲۵ (اصل بیست و یكم) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اصل ۲/۲۵ مطرح است قرائت می شود.
«اصل ۲/۲۵ ـ دولت موظف است شخصیت و حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:
۱ـ ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.


۲ـ حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزندان و حمایت از كودكان بی سرپرست.


۳ـ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ كیان و بقای خانواده.


۴ـ ایجاد بیمة خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست.


۵ـ اعطای قیومت فرزندان به مادران شایسته در صورت نبودن ولی شرعی.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای صافی بفرمائید.
صافی ـ بنده نسبت به بند سوم كه نوشته شده است «ایجاد دادگاه صالح» می خواستم بگویم این دادگاه اختصاصی كه سابق هم بود یك حكم شرعی در اینجا ندارد اگر كه «فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها» است نه اینكه یك دادگاه همیشگی و دائمی باشد و اصلاً این غیر از آن است و این مبنای شرعی ندارد و در بند پنجم هم همین طور است اولاً وظیفه دولت نیست این وظیفة مجتهد است و نایب مجتهد یا دادستان است كه برای صغاری كه آنها ولی ندارند قیم معین كنند و اگر به طور مستمر اینرا بخواهیم در اینجا ذكر بكنیم آنهم باز مبنای شرعی ندارد و به نظر من این دو بند خلاف ضوابط شرعی است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای مكارم شما موافقید یا مخالف؟ (مكارم شیرازی ـ من موافقم.)
خانم گرجی شما نظرتان چیست؟ (خانم گرجی ـ من موافقم البته یك اشكالی هست كه باید توضیح بدهم.)
آقای خامنه ای نظر شما چیست؟ خامنه ای ـ من موافقم البته یك پیشنهاد هم دارم و آن این است كه در اول اصل بعد از «شخصیت» كلمة «استقلال» اضافه بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ پس این كلمه «استقلال» باید قبل از «شخصیت» باشد «برای استقلال و رشد شخصیت زن» آقای فوزی بفرمائید.
فوزی ـ بنده یك سؤالی دارم و ضمناً آن اشكالی را هم كه جناب آقای صافی فرمودند تأیید می كنم سؤالم این است در بند یك كه نوشته شده است «ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او» می خواستم بدانم كه دولت چه زمینه هائی ایجاد می كند كه حد معنوی زن را بالا ببرد، توضیح بدهید تا مطلب روشن بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای فاتحی بفرمائید.
فاتحی ـ اینجا كه آمده «حمایت مادران» در اصل مربوط به زن است، یعنی حمایت مادران در دوران بارداری.
و اما حضانت فرزند به عهدة مادران گذاشته نشده و حمایت از كودكان بی سرپرست هم یك مطلبی است و برای اینكه دولت موظف باشد شخصیت زن را بالا ببرد، یك مطلبی است جدا كه به اینجا هیچ ارتباطی ندارد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای رشیدیان جنابعالی چه فرمایشی داشتید؟ رشیدیان ـ چند تا تذكر دارم یكی از اینكه در بند دو بعد از جمله «حضانت از فرزند و حمایت از كودكان بی سرپرست» یك جمله اضافه شود كه «و جلوگیری از استثمار كودكان» چون این مسأله در اینجا باید گنجانده شود و درست مربوط به همین مطلب است، چون بعضی از خانواده ها كه وضع مالیشان خوب نیست بچه ها را زودتر از وقت معین، به كار می فرستند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اگر این مطلب را در اصول مربوط به كار اضافه كنیم بهتر نیست؟ رشیدیان ـ من فكر می كنم چون در این اصل، خانواده هم مطرح می شود اگر به نحوی این جمله ای كه عرض كردم اضافه شود خیلی مؤثر خواهد بود.
مطلب دیگر همان مطلبی است كه آقای صافی فرمودند كه در اینجا دادگاه اختصاصی را ما نقض كرده ایم.
و مطلب سوم اینكه در بند چهار كه نوشته شده «ایجاد بیمة خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست» به جای بیمه بنویسیم «تكفل»، چون بیمه معنای خاصی دارد و در ارتباط با بعضی از قوانین و مقررات قرار دادی است، و اما این بند پنج یعنی «اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در صورت نبودن ولی شرعی» چه ضرورتی داشته كه در اینجا بیاوریم؟ این یك چیز بدیهی و ثابت است و شما با آوردن این بند، مطلب تازه ای را بیان نمی كنید، یعنی قوانین و احكام ساده و جزئی اسلام را در قانون اساسی ذكر می كنید كه لزومی ندارد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای رحمانی؟ رحمانی ـ بنده با بند اخیر مخالف هستم و همچنین با دو سطر اول كه در صدر این اصل نوشته شده، هر وقت نوبتم شد دلایلش را عرض می كنم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای كیاوش تذكر جنابعالی چیست؟ كیاوش ـ من پیشنهاد می كنم در اینجا اضافه شود «احقاق حقوق كامل زن در هنگام متاركة احتمالی».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب، آقای طاهری اصفهانی.
طاهری اصفهانی ـ از بس ناراحت شدم برای بعضی حوادثی كه اتفاق میافتد متأسفانه مطالب همة آقایان را دقیقاً نشنیدم، بخصوص كه بعضی دوستان هم آهسته صحبت می فرمایند و من نشنیدم و نتوانستم توجه كنم.
اینست كه اگر مطالبم تكراری است و قبلاً آقایان فرموده اند، می بخشید.
اینجا شما خواسته اید برای حقوق زن یك اصلی را تنظیم كنید، ولی در خلال این اصل در یكی از بندها آمده است «حمایت از كودكان بی سرپرست»، این چه ربطی به حقوق و شخصیت زن دارد؟ یكی هم مطلبی كه از جناب آقای صافی شنیدم، «ایجاد دادگاه صالح حفر كیان و بقای خانواده» چه دادگاهی می تواند باشد؟ و چگونه این دادگاه می تواند بقای خانواده را طبق موازین شرع متكفل شود؟ اعطای قیمومیت هم با ولی یا نایب ولی شرعی است، یعنی كسی كه از طرف ولی برای این سمتها تعیین شده، بنابراین ممكن است ربطی با دولت پیدا نكند، و بعلاوه لازم نیست قیمومیت به مادران شایسته داده شود.
ممكن است در بعضی مواقع، به عللی و به جهاتی غیر مادر را انسب بدانند.
برای اینكه كارهای بیشتری را می تواند تقبل كند و به عهده بگیرد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دكتر ضیائی؟ (دكتر ضیائی ـ من مخالفم.)
آقای منتظری بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ من هم چند تا تذكر دارم، یكی اینكه مسأله «حمایت از كودكان بی سرپرست» یك اصل دیگر بود بدینصورت «حقوق زن و كودكان» یعنی اگر بنویسیم «دولت موظف است شخصیت، حقوق زن و كودكان را الخ...
» آنوقت می توانیم یك بند هم در اینجا بنویسیم كه در آن حمایت از كودكان بی سرپرست مطرح شود، یعنی من می گویم در صدر اصل، كلمه «كودكان» اضافه شود و در نتیجه «حمایت از كودكان بی سرپرست» هم به صورت یك بند درآید.
یكی هم بند پنج، كه فكر نمی كنم به دولت مربوط شود، این مربوط به حاكم شرع است و او هم هر چه مصلحت بداند عمل می كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای ربانی شیرازی بفرمائید.
ربانی شیرازی ـ عبارت «دولت موظف است شخصیت زن را تضمین نماید» معنی صحیحی ندارد.
معنای صحیح آن همان است كه در بند یك آمده یعنی «ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ به نظر من هم عبارت باید بهتر و جامعی باشد و طوری بنویسیم تا با كرامت زن سازگارتر باشد.
رئیس (منتظری) ـ باید بنویسیم «دولت موظف است حقوق زن و كودكان را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ فكر نمی كنم كلمة كودكان در اینجا ضرورتی داشته باشد.
آقای قرشی شما فرمایشی داشتید؟ قرشی ـ در بند سه این اصل كه نوشته شده «اینجا دادگاه صالح برای حفظ كیان و بقای خانواده به نظر من خیلی درست نیست اگر اینطور بنویسیم «ایجاد دادگاه خانواده از طریق دادگستری»، كه مطابق آیه قرآن باشد، «فابعثوا حكما من اهله من اهلها»، بهتر است.
همین طور عبارت «اعطای قیمومیت» كه معنی خیلی وسیعی دارد و معلوم نیست مقصود چیست، و از طرفی دیگر احساس می شود كه این اصل یك «پروپاگاندی» است كه شما بگوئید ما طرفدار حقوق زن هستیم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای یزدی شما هم مطلبی دارید؟ یزدی ـ بله، من اول اسم نوشتم و فقط یك جمله عرض داشتم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ قبل از شما هم عده ای اسم نوشته اند و آنها هم حتماً یك جمله بیشتر ندارند.
یزدی ـ بنظر من این عبارت «ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن...
» یك شعار است و باید حذف شود، چون در بند دو به بعد همان مطلب را دارد و عبارت بند یك جز شعار هیچ چیز دیگری در بر ندارد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بله، اگر عبارت را در صدر اصل بدینصورت بنویسیم «دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات تضمین كند و امور زیر را انجام دهد» و بعد هم در بند یك اینطور بنویسیم كه: «ایجاد زمینه های مساعد برای استقلال و رشد شخصیت زن...
» رئیس (منتظری) ـ اگر كلمه «كودكان» را در صدر اصل اضافه نكنید، باید در بند دو عبارت «حمایت از كودكان بی سرپرست» را هم بردارید.
خانم گرجی ـ «استقلال» در همین بند یك لازم است كه باشد و صدر اصل هم باید بهمین صورت كه هست بماند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ شما به این نكته توجه نفرمودید و آن اینست كه وقتی بگوئید «دولت موظف است شخصیت زن را تضمین نماید.
» آنوقت...
خانم گرجی ـ «دولت موظف است استقلال و شخصیت و حقوق زن را تضمین كند.
» این عبارت بهتری است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ما «استقلال» را در بند یك آورده ایم دولت كه نمی تواند شخصیت زن را تضمین كند.
این، تعبیر خوبی نیست.
«شخصیت» كه تضمین كردنی نیست حتی شخصیت مرد را هم نمی شود تضمین كرد.
خانم گرجی ـ پس بنویسید «استقلال و حقوق زن».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بله، «استقلال و حقوق زن» خوب است.
سبحانی ـ كلمة «استقلال» بحث انگیز است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ خوب، آقای منتظری به عنوان مخالف و آقای مكارم هم به عنوان موافق صحبت می كنند و بعد رأی می گیریم.
(دكتر غفوری ـ من هم عرض داشتم.)
آقای غفوری قبل از شما هم عده ای نوبت گرفته اند و اگر بخواهیم همه صحبت كنند، خیلی طول می كشد.
اجازه بدهید نظم جلسه را حفظ كنیم.
دكتر غفوری ـ اصلاً كلمة دولت در اینجا غلط است.
بسیاری از اینها باید به عهده قوة مقننه باشد، قوة مقننه كه دولت نیست.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ دولت باید لایحه تهیه كند.
آقای منتظری بفرمائید.
رئیس (منتظری) ـ من وجوه مخالفتم را گفتم.
یكی اینكه در سطر اول باید كلمه «شخصیت» را بزنند.
یكی اینكه بایستی طوری عبارت تنظیم شود كه «حمایت از كودكان بی سرپرست» هم در سطر اول گنجانده شود، یعنی من معتقدم كه در صدر اصل بنویسیم «دولت موظف است حقوق زن و كودكان بی سرپرست را الخ...
» سوم اینكه «ایجاد دادگاه صالح» هم ما صبح گفتیم كه دادگاه خصوصی نیست مگر اینكه با قرآن تطبیقش دهیم كه «فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها.
» این بند پنج هم قطعاً غلط است.
برای اینكه می گوئید دولت موظف است، یعنی برایش واجب است كه به مادر قیمومیت بدهد.
حالا اگر مجتهد یا دادستان تشخیص داد كه غیر مادر بهتر می تواند مال بچه را حفظ كند، طبق آنچه شما اینجا نوشته اید دولت الزام دارد كه قیمومیت را به مادر بدهد و این درست نیست.
دكتر قائمی ـ نكته مهمی است كه كسی نگفته.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ كتباً مرقوم بفرمائید و بفرستید.
آقای مكارم به عنوان موافق صحبت می كنند، بفرمائید.
مكارم شیرازی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
اولاً این مطلب معلوم است كه مدافع زنان، تنها خواهرمان خانم گرجی نیستند بلكه همه آقایان هم هستند.
علاوه بر اینكه اسلام در اینمورد تفاوتی قائل نمی شود، موكلین ما هم، هم زنها بودند و هم مردها، اینكه بعضی از روزنامه ها گاهی فقط خطاب به ایشان می كنند، مثل اینكه خیال می كنند ما آمده ایم تنها از حقوق مردها دفاع كنیم، و من به عنوان موافق هم كه اسم نوشتم با اینكه به جهاتی انسب بود خواهرمان خانم گرجی صحبت كنند...
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ایشان هم صحبت می كنند.
مكارم شیرازی ـ بله، تا معلوم بشود كه ما هم حداكثر دفاع را داریم می كنیم، و اما این اصل، اصلی است كه جنبة شعار ندارد و یك واقعیتی است.
ما هر واقعیتی را بخواهیم بگوئیم ممكنست كسی شكل شعار به آن بدهد.
حقوق زن در جامعة ما تا به حال بر اثر قوانین طاغوتی و امثال آن، خوب رعایت نشده است.
حالا می خواهیم در جمهوری اسلامی حقوق زن را رعایت كنیم.
اصل ننویسیم كه شعار می شود؟ باید بنویسیم، شعار هم نباشد بلكه واقعیات باشد.
و اما اشكالاتی كه جناب آقای منتظری و سایر آنان كردند من اجمالا یادداشت كردم و فشرده، جواب عرض می كنم.
اول اینكه گفتند چرا در اینجا منعكس شده است دادگاهی برای حفظ كیان و مصالح خانواده تشكیل شده و این، معنایش دادگاه اختصاصی است.
در حالیكه این حرف درست نیست، چرا؟ برای اینكه هم در فقه اسلام داریم و هم در جمهوری اسلامی عملا خواهیم داشت كه مانعی ندارد شعب دادگاه های عمومی، هر كدام به یك مسأله ای رسیدگی كنند.
مثلاً یك شعبه فقط به خلافهای رانندگی رسیدگی كند یا شعبه ای باشد مربوط به مسائل خانواده.
این، در عین اینكه دادگاه اختصاصی نیست، شعبه شعبه می شود و اتفاقاً بهتر هم پیاده می شود چون این قاضی در اینگونه مسائل ورود بیشتری پیدا می كند این مسأله با فقه ما هم می سازد در كتاب قضا هم دیدم كه مانعی ندارد قسمتی را به بعضی از قضات واگذار كنند.
پس این، معنای دادگاه اختصاصی ندارد و هیچگونه اشكالی تولید نمی كند، و اما اشكال دوم دربارة مسأله قیمومیت بود كه چرا اگر ولی شرعی نباشد، قیمومیت به مادران شایسته واگذار می شود.
اگر مادر شایسته باشد كه خوب، غالباً اولویت دارد و بعلاوه با توجه به اینكه ولی امر یا ولی صغار باید رعایت غبطه كند و مسلماً در زمان و عصر ما رعایت غبطه اینست كه این حق را به مادران شایسته واگذار كنند.
حالا شما یك فرض نادری بیاورید كه این مادر شایسته است اما یك كسی خیلی بهتر از او سراغ دارید كه بتواند ولی شرعی باشد، من فكر می كنم این فرضی نباشد كه ما بتوانیم بر طبق آن قانون اساسی تنظیم كنیم.
و اما اشكال سومی را بعضی از آقایان كردند كه این، وظیفة حاكم شرع است و چه ربطی به دولت دارد.
فرض كردیم دادستانی است كه مجتهد است و شورا عالی قضائی، مجتهدین هستند و اولیاء امر، و زیر نظر آنها برنامه پیاده می شود و هر كسی نمی تواند از گوشهای بلند شود و قیمی برای اطفال بی سرپرست تعیین كند بلكه باید از طریق حكومت اسلامی آنهم زیر نظر مجتهدین تعیین شود.
پس در بند آخر هم هیچگونه اشكال شرعی ندارد، و اما اینكه بعضیها فرمودند به جای «بیمه» كلمه «تكفل» نوشته شود، ما در بحث بیمه، بیمه را آنچنان نوشته ایم كه مسأله تكفل، در تحت عنوان بیمه، اگر مراجعه بشود، افتاده است، و اما اینكه گفتند چرا «كودكان بی سرپرست» در اینجا آمده است؟ این یك تناسب بسیار نزدیكی با مسأله زنانی كه فاقد همسرند دارد و غالباً اینها را به هم عطف می كنند.
و لذا دادگاه هائی كه سابقاً دربارة خانواده هم بحث می كرد، تعیین تكلیف كودكان بی سرپرست هم در همان جا می شد، ایندو مطلب منافاتی ندارد اگر با هم در یك اصل ذكر شود.
و تنها چیزی كه بنده فكر می كنم اگر اینجا اضافه شود عیبی ندارد، در اینجا نوشته شده «...
و امور زیر را انجام می دهد» كلمه «از جمله» در اول آن اضافه شود.
یعنی به عنوان «از جمله» این بندها در اینجا بیاید كه تنها اختصاص به این امور نداشته باشد و مسائل دیگر را هم شامل بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ خانم گرجی، شما موافق دوم هستید.
اگر مطلبی دارید بفرمائید.
خانم گرجی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
السلام علیكم و رحمة الله و بركاته.
از اینكه صدایم گرفته و نمی توانم بخوبی صحبت كنم، معذرت می خواهم.
اینكه فرمودند چرا دولت موظف است، البته منظور من این نیست كه هیأت دولت باشد، چون هر كاری مربوط به گروه خاصی است كه انجام شود.
پس بنابراین دولت اسلامی، مربوط به همان گروه خاص خودش این وظیفه را انجام می دهد، و باز همانطور كه عرض كردم در اول این اصل باید نوشته شود «دولت موظف است استقلال و حقوق انسانی زنان را الخ...
» كما اینكه در جلسه اول هم گفتم بحث از حقوق زن نیست، بحث از حقوق یك انسان است و حقوق انسانی زنان مطرح است.
ما نمی خواهیم زن و مرد را از هم جدا كنیم.
یك زن، یك مرد، هر دو واحد انسانی هستند و بعد هم دنبال عبارت بالا باید نوشته شود «...
حقوق انسانی زنان را در تمام جهات با رعایت موازین عدل اسلامی تضمین كند.
» دولت اسلامی باید استقلال و حقوق انسانی زنان را تضمین كند، حالا به هر وسیله و به عهدة هر گروهی كه می خواهد واگذار كند، بكند كجای این اصل خلاف شرع است؟ تا آنجائی كه ما یادمان است و همین الان هم جناب آقای صدوقی فرمودند، اگر شخصیت و حقوق زنان را فقط در كتابهای تاریخ بخوانیم، با اینكه من در پیشگاه ایمان ایشان سر تعظیم فرود می آورم كه در بیانات خودشان فرمودند كه خواهری در كنار برادر خودش دویست مرد رزمنده سلحشور را به خاك و خون كشید ولی باز فرمودند كه زنان در بعضی موارد قدرت كارآئی ندارند و امروز بار دیگر چشم مردان جهان و چشم مكتب اسلام روشن به آن دختری، چون دختر علی، كنندة در خیبر، از زیر چادرش، قیچی آهن بر را در می آورد و باز دختری در این كار پیش قدم می شود.
حالا چگونه ما نمی توانیم این كارها را انجام بدهیم؟ اگر در طول تاریخ، زنان را عقب گذاشتند امروز شما من این را بارها گفته ام به عنوان كسی كه از اصل ولایت فقیه و از این قانون می خواهد حمایت و دفاع كند، انتظارات زیادی داریم.
همانطور كه پیغمبر (ص) هم فرمود «امنا رسل» كاری كه پیغمبران كردند، شخصیت انسانها را زنده كردند، همان كاری كه امام در حال حاضر دارد می كند و دائماً به ما شخصیت می دهد، به عناوین مختلف در هر كاری، اول پای خواهران را به میان می كشد.
چون حقوق اینها سابقاً از بین رفته و این نهاده ای انسانی قبلاً در وجود ما مرده است.
باید اینها را از قوه به فعل درآوریم.
درست نیست كه دوباره به عقب برگردیم.
هیچكدام از این اصلها و بخصوص این اصل مخالف اسلام نیست و در شأن زنان هم نیست كه بگوئیم زنها این كارها را نمی توانند انجام دهند.
قبلاً هم در كمیسیون داخلی عرض كردم كه از نظر لیاقت، این اسلام و این قرآن و این سورة نمل است كه آن شعور و آن شخصیت و آن بینش سیاسی زن را بیان می كند در آنجا كه می گوید: «ان الملوك اذا دخلوا قریة افسدوها» برای مردان ابرقدرت سیاسی باید این كلام را با آب طلا نوشت.
ما قبول داریم كه زن در اسلام، حكومت به معنای ولایت مطلق را، طبق قانون قرآن، نمی تواند انجام بدهد، ولی نه اینكه لیاقت نداشته باشد.
من خودم گردن در مقابل اسلام نهاده ام و تا آخرین قطرة خونم و زندگیم از اسلام دفاع می كنم، ولی با بودن ولایت فقیه، بقیة كارها در دست زنها، به عنوان یك مجری و یك وكیل، اشكالی ندارد.
امام فرمودند كه زن می تواند طلاق بدهد.
پس اینها برای زنها چیزی نیست كه شما فكر كنید خلاف اسلام است.
اینها احیای ارزشهای اسلام است كه ببینیم چكار كرده و چگونه شخصیتها و ارزشها را رشد داده است.
به هر حال من معتقدم كه باید این اصل با این عبارت شروع شود كه «دولت موظف است استقلال و حقوق انسانی زنان را در تمام جهات با رعایت موازین عدل اسلامی تضمین كند» و همانطور كه برادر مكارم فرمودند بعد از آن هم نوشته شود «و از جمله امور زیر را انجام دهد» كلماتی را كه ما در اینجا می آوریم، علمای ما نوشته اند و اینها حافظ دین در زمان غیبت امام هستند و ما مدیون آنها هستیم.
بگذریم، در بند یكم نوشته ایم: «ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او» زمینة مساعد برای رشد شخصیت زن، زنهای زینب گونه كه امیدواریم تعدادشان زیاد شود و دنیا گلستان گردد، و «الجنة تحت اقدام الامهات» لااقل مشخص شود، و ما در مقابل جهان همانطور كه كه همة قوانین ارزندة اسلام را ارائه و ارجاع می دهیم و سرافراز و گردن بلند كه نگذاشتند تا به حال اسلام شناخته شود، امروز عملا این كار را می كنیم كما اینكه زنان در كارها وارد شده اند و امور كارها را به دست گرفته اند و دولت اسلامی باید این امور را گسترده كند و مسأله دیگر، مسأله حمایت از مادران است، بخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند، هم قیدی در اینجا اضافه شود، و مسأله ایجاد دادگاه صالح هم همانطور كه جواب داده شد، «فابعثوا حكما» ناظر به كیست و به چه كسی می گوید؟ به مردم كوچه و خیابان؟ به دادگاهی دارد می گوید «فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها» حالا اگر شعبه ای از شعب دادگاه وجود داشته باشد كه زنان را در دادگاه كه ما گفته ایم باید علنی باشد، به میان مردم نیاورند بهتر است كه برای حفظ شئون زن و حفظ شئون خانواده، چنین دادگاه صالحی ایجاد شود.
البته ان شاء الله خانواده های ما دیگر دعوائی نخواهند داشت و اگر زنان و مردان به آن درجه از رشد فرهنگی برسند امیدواریم اصلاً در این دادگاه ها باز نشود و ما نیازی نداشته باشیم كه دو مرتبه دادگاهی داشته باشیم.
پس این هم بر خلاف موازین اسلام نیست.
در بند دیگر گفته ایم «ایجاد بیمة خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست» كه به نظر من بسیار خوبست.
با آن نحوة فرهنگ غلطی كه تابحال بوده و اینگونه زنان هیچگونه استقلال مادی و فرهنگی نداشتند، وقتی شوهر میمیرد یك موجود عاطل و باطل و گرسنه و مانده، در اجتماع سرگردان می ماند، و حالا باید دولت اسلامی ما كاملاً این اصل را رعایت كند.
در بند دیگر آمده است كه «اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته» یعنی مادری كه شایسته است و لیاقت دارد قیمومیت فرزندش را به عهده می گیرد.
یكی از برادران گفتند كه شایستهتر.
من سؤال می كنم كه اگر بچهای، پدری داشت و مرد دیگری شایستهتر از این پدر بود، آیا قیمومیت فرزندش را به آن مرد می دادید؟ پس در اینجا هم مادر شایسته، ارجحیت و اولویت دارد، چون بچه تعلق به او دارد.
خود قرآن می فرماید: «والوالدات یرضعن اولادهن» بچه مال مادر است، این را از او نگیرید، همه زندگی و جانش را روی بچه اش گذاشته است، چرا باید بچه را از او بگیرند؟ حالا اگر شایستهتر از مادرش بوده، خوب، باشد.
من هم ممكن است شایستهتر از مادر یك بچهای باشم، باید بچه مردم را نگهداری كنم؟ دلیلی ندارد، و اینكه فرمودند چرا دولت این قیمومیت را اعطا كند، دولت اسلامی است و زیر نظر امام كار می كند و با همان اصل ولایت فقیه ما می خواهیم كه امام توجه خاصی روی مسائل زنان بفرمایند و زنان مستضعف ما را، كه حتی نیروی فكر را هم از آنها گرفته اند، به ما برگردانند.
البته در آخر همین بند گفته اند «در صورت نبودن ولی شرعی» كه می خواستم بگویم «ولی» شرعی و عرفی ندارد و من می خواهم در اینجا یك بند به این شرح اضافه كنید.
«اقدام به تجدید نظر در رفع تبعیضات نابجا در قوانین مربوط به زن» تا قوانین مربوط به زنان پاكسازی شود و در آنها تجدید نظر به عمل آید، كما اینكه خود قضات هم كه به اینجا تشریف آوردند فرمودند كه باید در این قانونها یك تجدید نظر و پاكسازی بشود.
من معتقدم به هر حال باید یك تجدید نظر در قانون مربوط به حقوق زن بشود، البته من نمی گویم از كتابهای خارجی، بلكه از كتابهای خودمان كه بزرگان دینی و دانشمندان اسلامی ما نظیر شما برادران آنها را نوشته اند، این قوانین را استخراج كنید و با تجدید نظر در اینگونه قوانین، حقوق زن را در جامعة اسلامی امروز ما بیشتر كنید.
در هر صورت این اصل ان شاء الله تصویب می شود و برادران هم حامی هستند و همگی رأی خواهند داد.
عرض دیگری ندارم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ متشكر، با اجازة دوستان فقط این «حمایت از كودكان بی سرپرست» كه ضرورتی ندارد در اینجا باشد و برای عده ای از برادران ایجاد شبهه كرده است و در اصل كلی آورده ایم، اگر موافقید آن را حذف كنیم و برای رأی گیری بخوانیم.
رحمانی ـ بند پنج موافق شرع نیست، باید اصلاح شود.
رئیس (منتظری) ـ «ایجاد بیمة خاص» یعنی چه؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بعضی از دوستان در مورد بند چهار می گویند كه ما قبلاً یك اصل در این موضوع آورده ایم و تكرار آن در اینجا ضرورتی ندارد.
(عده ای از نمایندگان ـ در عین حال ذكرش در اینجا هم اشكالی ندارد.)
خوب، پس اگر اكثریت موافقند كه در اینجا هم ذكر شود عیبی ندارد در اینجا هم می نویسیم.
من از آقای آیت خواهش می كنم كه اصل سی و سه كه قبلاً تصویب شد و مربوط به بیمه است قرائت كنند تا هیچگونه شبه های برای دوستان باقی نماند.
«اصل ۳۳ ـ برخورداری از تأمین اجتماعی از نظر بازنشستگی، پیری، بیكاری، از كارافتادگی، بی سرپرستی، در راه ماندگی، حوادث و سوانح و نیاز به خدمات بهداشتی و درمانی و مراقبتهای پزشكی بصورت بیمه و غیره، حقی است همگانی.
دولت مكلف است طبق قوانین از محل درآمده ای عمومی و درآمده ای حاصل از مشاركتهای مردم، خدمات و حمایتهای مالی فوق را برای یك افراد كشور تأمین كند.
» ربانی شیرازی ـ پس بنویسید: «تأمین اجتماعی خاص بیوگان...
» دكتر شیبانی ـ آقا، رأی بگیرید، بحث كافیست.
پرورش ـ زنان سالخورده را خود خانمها هم قبول ندارند این را حذف كنید (خنده نمایندگان).
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ قرار نبود دوستان مطایبه بفرمایند.
خزعلی ـ جناب آقای بهشتی، یك اشكالی در ذهن بعضی از آقایان هست اگر اجازه می دهید به اندازة یك دقیقه صحبت شود تا رفع اشكال آقایان گردد.
این «اعطای قیمومیت فرزندان به مادر شایسته» هنوز در ذهن آقای منتظری و آقای صافی خلاف شرع می آید و از یك جهت هم درست است، چون مادر شایسته بود ولی عمو، شایستهتر، بایستی مثلاً رعایت عمو بشود؟ ولی در اصل چهار داشتیم كه هر قانونی كه بگذرد اطلاق و عمومش با این تقیید می شود، یعنی اگر ما، در موردی دیدیم كه عمو شایستهتر است آن اصل چهار تقیید می كند پس خلاف شرع نیست.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ من برای اینكه آقای صافی و جناب منتظری توجه بفرمایند عرض می كنم كه از موقعیكه بحث جمهوری اسلامی شروع شده كه حتی هنوز بحث قانون اساسی هم مطرح نبود نامه های زیاد و متعددی چه از مادرها و چه از بچه ها رسیده كه به جای اینكه مادرها قیم ما باشند و اموالمان در دست آنها باشد، عملا به دست دیگران داده شده و دچار اینگونه عوارض شده ایم.
در ذهن آنها این بوده كه گوئی اصولاً مادر را از قیمومیت محروم می كنند.
البته اگر توجه داشتند كه اینطور نیست طبعاً چنین اعتراضی هم نمی كردند.
این است كه اگر در قانون اساسی ذكر شود كه اگر مادر شایسته باشد، با تساوی با دیگری تقدم دارد، هیچ عیبی نخواهد داشت.
یعنی اگر یك مادر و حتی عمو از نظر غبطه فرزند از جهاتی مساوی باشند، مادر اولویت دارد و همة ما هم قبول داریم كه مادر اولویت خواهد داشت.
(دكتر شیبانی ـ چرا اصل را برای رأی نمی خوانید.)
دكتر نوربخش ـ قسمت چهارم این اصل یك مقداری زنندگی دارد این است كه اگر بنویسیم: «تأمین اجتماعی خاص زنانی كه از حمایت مادی خانواده برخوردار نباشند» خیلی بهتر است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ چون این اصل شایسته است با رأی بیشتری تصویب شود اگر موافقید در بند پنج بنویسیم: «اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنان در صورت نبودن ولی شرعی» (صدوقی ـ بسیار خوب است، با همین عبارت رأی بگیرید.)
مقدم مراغه ای ـ من هم عرض داشتم.
البته ما یك اصلی جداگانه پیشنهاد كرده بودیم ولی بهرحال اگر در اینجا كلمة بی سرپرست را بردارید و حمایت از كودكان بطور اعم نوشته شود و جامعه از همة كودكان بطور مطلق حمایت كند، بهتر است و نظر ما تأمین می گردد.
خانم گرجی ـ در اول این اصل هم همانطور كه عرض كردم باید نوشته شود «حقوق انسانی زنان».
كرمی ـ ما باید كلامی بگوئیم و بنویسیم كه مفاد داشته باشد (همهمه نمایندگان) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ پس اگر موافق باشید اصل ۲/۲۵ را برای رأی گیری می خوانیم: اصل ۲/۲۵ (اصل بیست و یكم) ـ دولت موظف است حقوق زن را در تمام جهات با رعایت موازین اسلامی تضمین نماید و امور زیر را انجام دهد:
۱ـ ایجاد زمینه های مساعد برای رشد شخصیت زن و احیای حقوق مادی و معنوی او.


۲ـ حمایت مادران، بالخصوص در دوران بارداری و حضانت فرزند و حمایت از كودكان بی سرپرست.


۳ـ ایجاد دادگاه صالح برای حفظ كیان و بقای خانواده.


۴ـ ایجاد بیمة خاص بیوگان و زنان سالخورده و بی سرپرست.


۵ـ اعطای قیمومیت فرزندان به مادران شایسته در جهت غبطه آنان، در صورت نبودن ولی شرعی.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ لطفاً گلدانها را برای اخذ رأی ببرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجة آن به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی پنجاه و هشت نفر، تعداد كل آراء پنجاه و هشت رأی، موافق پنجاه و سه نفر، مخالف یك نفر، ممتنع چهار نفر، تصویب شد.
تكبیر (حضار سه مرتبه تكبیر گفتند).
ضمناً برادر بسیار عزیزمان كه من همیشه عرض كرده ام ایشان را با همه خصوصیاتشان دوست داشته ام، یعنی جناب آقای حجتی كرمانی یادداشتی مرقوم فرموده اند و خواسته اند كه آنرا بخوانم: «با اینكه به رأی گیری اعتراض دارم از اینكه با تعبیر تندی مطلب را ادا كردم از شما و مجلس عذر می خواهم.
» من هم شخصاً از جنابعالی آقای حجتی عذر می خواهم و تشكر می كنم.


۸ـ پایان جلسه نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ جلسه بعدی فردا صبح ساعت ۹ خواهد بود.
(جلسه ساعت هفده و پنجاه و شش دقیقه پایان یافت) نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دكتر سید محمد حسینی بهشتی



نام
پست الکترونيک
پيام شما