آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۳
بازديد روز قبل: ۵۱
بازديد هفته: ۱۶۸
بازديد ماه: ۵۸۱
بازديد کل: ۶۲۸۶۱۰۱
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون اساسي > ۱۳۸۸/۰۷/۱۸
۲۷۸ بازدید
 
   

جلسه پنجاه و سوم ۵ ابان ۱۳۵۸


جلسه پنجاه و سوم صورت مشروح مذاكرات مجلس بررسی نهائی قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جلسه ساعت پانزده و ده دقیقه روز پنجم آبان ماه ۱۳۵۸ هجری شمسی برابر با پنجم ذیحجه ۱۳۹۹ هجری قمری به ریاست آقای دكتر سید محمد حسینی بهشتی (نایب رئیس) تشكیل شد.
فهرست مطالب
۱ـ بیانات قبل از دستور آقایان سبحانی و اكرمی
۲ـ طرح اصل ۱۲۷ و تصویب مقدمه و بند ۱ آن و بحث پیرامون بند ۲ (اصل چهل و سوم)
۳ـ پایان جلسه دبیرخانة مجلس بررسی نهائی قانون اساسی
۱ـ بیانات قبل از دستور آقایان سبحانی و اكرمی
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسم الله الرحمن الرحیم. آقای سبحانی طوماری را می خواهند ارائه بفرمایند از طرف مردم عزیز و پرتلاش آذربایجان، این است كه می خواهند تشریف بیاورند اینجا و دو سه دقیقه صحبت بكنند و بعد از آن آقای اكرمی برای صحبت نوبت گرفته اند.
آقای سبحانی بفرمائید.
سبحانی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
«واعتصموا بحبل الله جمیعاً ولا تفرقوا» شاید بعد از راهپیمائی عمومی و همگانی مردم نسبت به پشتیبانی از مقام روحانیت و مرجعیت و انقلاب اسلامی و بالاخص نسبت به مجلس خبرگان، نیازی به بحث و دفاع نباشد زیرا راهپیمایی دیروز و شعارهای بزرگ و موسع و جامع پشتیبانی مردم را نسبت به این مجلس و مسائل دیگر اثبات كرد.
مدتی است گاهی از طریق جراید، گاهی از طریق دیگر، بعضی از افراد نسبت به مجلس خبرگان مطالبی و اعتراضاتی دارند هنگامی كه اعتراضات آنها را بررسی می كنم روشن نمی شود كه مقصود آنها از این عرایض چیست.
اگر واقعاً منتخب مردم نیستند، اگر واقعاً می خواهند این را بگویند، مسلماً آمار و پرونده ها بهترین گواه است كه اینها منتخب مردم هستند و ملت ایران آنان را برای این كار انتخاب كرده اند و فكر نمی كنم كه كسی روی این مطلب تكیه كند كه اینها منتخب نبودند و یا انتخاب آنها با اشكال روبرو بود.
آیا واقعاً می خواهند بگویند كه این افراد منتخب صلاحیت تدوین قانون را ندارند؟ باید بگویم صلاحیت تدوین قانون عبارت است از آگاهی از قوانین اسلام و از قوانین جهان و آگاهی از جریان روز و بحمدالله این شرایط در این مجمع موجود است چون در میان آنان، مجتهدان و محققان، استادان دانشگاه، آگاهان و نویسندگان فراوان است و بالاخره این مجموعه می تواند تمام شرایطی كه برای تدوین قانون لازم باشد ایجاد كند.
و اما آیا واقعاً آنها می خواهند بگویند این قوانین، قوانین اسلامی نیست؟ باید آنها انگشت بگذارند و بگویند كه این قانون مصوب و این اصل، اصل اسلامی نیست و روشن كنند كه در میان این اصولی كه تاكنون به تصویب رسیده است، این اصل با آیه قرآن و با حدیث اسلامی و با قانون اسلامی مخالف است و تاكنون ملاحظه نشده است كه اینها روی یك اصل انگشت بگذارند و بگویند كه این اصل از اصولی كه به تصویب رسیده است با آیه و یا با حدیث اسلامی متناقض است و یا اینكه بگویند كه این قوانین تدوینی نمی تواند قوانین مردمی باشد.
من فقط آنها را دعوت می كنم از میان كلیات اصول این قوانین، اصل سوم را بررسی و تحقیق نمایند.
در این اصل سوم چهره انسانی و مردمی بودن این قوانین روشن است و نیاز به بیان نیست.
بحمدالله همه این اصول و یا غالب این اصول از طریق جراید منتشر شده است و می توانند بررسی كنند.
بنابراین اشكالات آنان یك مدرك صحیحی و یا توجیه و اخذ صحیح ندارد.
از آنجا كه مردم آذربایجان مانند دیگر برادران خود در این انقلاب سهیم، و پیشگام بوده اند اینها به وسیله بنده طوماری به عنوان پشتیبانی از مجلس خبرگان و مصوبات آن، چون اگر می خواستیم به فرد فرد آنها ابلاغ بكنیم به اینكه این طومار به دست ما رسیده است خوب، یك كمی مشكل بود و از طرف دیگر هم نمایندگان و دیگر برادران و مجموع ملت ما علاقمند بودند از فرستادن چنین طوماری آگاهی پیدا نمایند و لذا قرار شد كه این طومار در این مجلس محترم ارائه شود.
طوماری است بطول پنجاه متر و با امضاهای فراوان كه من نتوانستم امضاهای آن را بطور تقریب هم كه شده بشمارم و برای اینكه از آنان تشكری به عمل بیاید و مطلع بشوند كه چنین طوماری رسیده است من این طومار را در اختیار هیأت محترم رئیسه می گذارم مانند بقیه طومارهای دیگر تا در هر كجا كه ذخیره و ارائه می شود، ارائه نمایند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ لطفاً آنرا یك مقداری باز كنید تا همه آقایان نمایندگان مشاهده فرمایند بسیار متشكرم از آقای سبحانی.
لازم است به اطلاع دوستان عزیز و ملت عزیز ایران برسد كه در این مدت طومارهای متعدد و بسیار مفصل و طولانی رسیده است كه اینها عموماً مشعر به حمایت مردم از مجلس و مصوبات آن هست و امید ما این است كه پیوند میان نمایندگان، انتخاب شدگان و انتخاب كنندگان پیوندی باشد استوار و مستحكم بر پایه های اسلام، و نتیجه باروش، رسیدن به نظامی متقن و اسلامی بر پایه قوانین قرآن و رهنموده ای كتاب و سنت و عرتت باشد ان شاء الله.
مجلس از همه مردم متعهدی كه در تهیه و ارسال این طومارها كوشیده اند صمی مانه سپاسگزاری می كند.
جناب آقای منتظری هم می فرمایند از بازار تهران و بسیاری از شهرهای ایران طومارهایی رسیده است كه بسیاری از آنها در كمیسیونها ملاحظه شده است و امیدوارم خداوند به ما توفیق بدهد كه بتوانیم از عهده این همه مهر و محبت و اعتماد و ایمان مردم برآئیم و خدماتی در خور این رابطه های صمی مانه به آنها عرضه كنیم كه مورد رضایت و خشنودی خداوند باشد، ان شاء الله.
خیلی خوب، متشكریم.
امروز قرار بود برادرمان آقای اكرمی هم صحبت بكنند اگر سخنشان كوتاه باشد تشریف بیاورند و صحت بكنند تا وارد دستور جلسه بشویم.
اكرمی ـ سلام علیكم.


بسم الله الرحمن الرحیم.
سروران گرامی حضار محترم ملاحظه فرموده اند كه بنده سعی كرده ام كه تا به حال بیشتر از یكبار مزاحم نشوم امیدوارم كه مزاحمت امروز هم كوتاه و موجز باشد.
از آنجا كه روزنامه ها در این مدتی كه از عمر مجلس می گذرد به جای تجزیه و تحلیل اصولی كه مطابق با قوانین اسلامی بوده، اصولی كه بفرموده رهبر عظیم الشأن، اصولی اسلامی و مترقی بوده البته نمی گوئیم كه همه جا احسن بگویند انتقاد كنند، اما انتقاد به معنای واقعی كلمه و جایی كه درست باشد انتقاد نمایند و احیاناً اگر جایی اشكال دارد ارشاد نمایند و راهنمایی بكنند، اما متأسفانه این رویه را بكار نبردند بلكه بر عكس عمل كرده اند و بنا بر دو قسمت از روزنامهای كه به اینجا آورده ام و الان آنرا ارائه می دهم، سعی كرده اند كه تا آنجا كه می توانند متأسفانه مردم را نسبت به مجلس بدبین نمایند.
هفته پیش كه دو قسمت از اطلاعات را در این مورد دیدم، واقعاً وظیفه خود دانستم بیایم اینجا و دفاع كنم.
روزنامه اطلاعات در روز یكشنبه سی ام مهر، مقاله مفصلی نوشته است به نام «اشتباهات را دیگر تكرار نكنید» و زیر این عنوان نوشته كه «در مجلس خبرگان شنیده شده همان جا كه از عدالت و آزادی و فرهنگ اسلامی، فراوان سخن گفته می شود نسبت به نمایندگان مطبوعات از سوی مسئولان رفتاری شده است كه بهیچ وجه در خور چنان مكان و مقامی نبوده است و هیچ بهانه و عذری آنرا توجیه نمی كند.
خبر آورده اند كه نمایندگان روزنامه های انقلاب اسلامی و مجاهد را در مجلس خبرگان كتك زده اند و به آنها اهانت كرده اند.
(بعد از چند سطری می نویسد) وقتی كه خبرنگاری به خاطر نوشتن خبری، یادداشتی، مقالهای خود را با ژـ۳، با تهمت، افتراء با محاكمه زوری یا احیاناً مجازات بدون محاكمه و اخراج روبرو می بیند مسأله، یك مسأله فردی و خصوصی نیست، این كار به مردم را محروم كردن از اخبار صحیح، به عدم نشر واقعیات جامعه و بیخبری از واقعیات روزمره منجر می شود.
این كار یعنی هر چه من حاكم می گویم تو بنویس و بگو، حتی اعمال مرا از دیده منافع و مصالح من قضاوت كن، چطور می شود كه در یك مجلس محترم كه در آن فغان آزادی خواهی همگان سقف را میشكافد، خبرنگاری را به جرم نوشتن خبری یا به بهانة دیگری اخراج كرد و به او توهین كرد و او را كتك زد یا راهش نداد كه ببیند و بشنود و منعكس كند و جرمش این باشد كه آنچه را دیده و شنیده منعكس كرده است؟ آقایان وقتی شما خبرنگار اسلامی روزنامه های مجاهد و انقلاب اسلامی را می زنید و اخراج می كنید آن بدین معنی است كه شما تاب تحمل واقعیات را ندارید حتی تاب تحمل شنیدن حرفهای موافق را ندارید تا چه رسد به مخالف».
این نوشته وقتی به اقصی نقاط این مملكت می رسد خوانندگان آن چه تصوری درباره مجلس خبرگان می كنند و به اینكه اینجا چه قضیه ای اتفاق افتاده آیا به خاطر نوشتن حقایق در اینجا كسی را كتك زده اند؟ از این وقایع مردم چه مقدار مطلع شدند و در روزنامه ها دیدند.
قضیه این است كه در قسمت بالا در جایگاه تماشاچیان بعد از اینكه جلسه تمام می شود آنطور كه بنده از خود خبرنگار شنیدم و از زبان خود خبرنگار روزنامه انقلاب اسلامی پس از اینكه این قسمت از روزنامه چندی پیش درآمده بود، از خبرنگار روزنامه مذكور سؤال كردم، قضیه ای كه پس از اتمام جلسه رخ داد از این قرار بود كه یك آقایی، خبرنگار روزنامهای اعلامیه ای پخش می كرد و برای این كار پاسداران مخالفت به عمل آورند و یك كمی هم خشونت به خرج دادند و احیاناً یك سیلی هم به او زدند و به تندی او را راندند، بعداً هم آقای دكتر بهشتی بطوری كه روزنامه هم در این مورد درج كرده آن آقا را خواسته و او در جواب گفته كه نه آقای دكتر بهشتی تشریف بیاورد اینجا، بالاخره آقای دكتر بهشتی پیش آن شخص می رود و صحبت می كند مطلب این بوده.
و خبرنگار روزنامه اطلاعات متذكر نمی شود كه یك عملی كه در اینجا درست نیست و مجاز نیست اتفاق افتاده است و بعداً اینكه روح ما در اینجا كه گرفتاریم و مشغولیم خبر ندارد و از این قضیه بی خبریم و به ما چه مربوط است.
چرا این چنین مردم را بر علیه مجلس می شورانید و این چنین سمپاشی می كنید؟ بعد همین روزنامه متأسفانه وقتی خبرنگاری می فرستد كه برود قم و با مراجع عالی مقام صحبت بكند و پرسش و مصاحبه ای داشته باشد، می بینیم در آنجا در روز سه شنبه اول آبان وقتی خبرنگاری و مصاحبه گر با حضرت آیت الله شریعتمداری مصاحبه به عمل می آورد، اینطوری اظهار می دارد كه اما عملا دیده شده كه در مجلس خبرگان نه از اظهار نظر مردم استفاده شده و نه از وجود متخصصان و نظریات آنان.
آقای خبرنگار محترم، در همین روزنامه، خود شما نوشتید كه ما تمام نظرات مردم را خواندیم صورت مجلس هفته اول هست كه گروه ها تقسیم بندی شده بودند و نظرات مردم را خواندند و جر و بحث كردند لااقل در آن گروه خود من بودم كه تمام نظرات مورد دقت قرار گرفت و روی آن بحث شد و در روزنامه نوشتید كه تمام نظرات مردم در همه گروه ها مورد بحث و گفتگو قرار گرفت.
چرا اینقدر دروغ می نویسید؟ غیر از این است كه واقعاً ما به تمام ملت عزیز ایران هشدار بدهیم كه اشتباهات را كنار بگذارند و بقیه روزنامه ها و بقیه مصاحبه كننده ها و آنچه را كه خبر پخش می كند لااقل درباره این مجلس كه ما شاهد بودیم به آیة ششم سوره حجرات رفتار كنند آنجوری ننویسند كه مردم را نسبت به مجلس بدبین كنند بلكه بایستی حقایق را بنویسند و مردم را با حقایق مطلع سازند.
طوری ننویسند كه بدون جهت ملت را نسبت به مجلس بشورانند، و امانتداری كنند.
چه اذیت و آزاری دارند نسبت به اشخاصی كه سالها رنج و زندانی كشیده اند و در این مجلس هستند و ناراحتیها دیدند و سالها محروم بودند؟ حالا اینها می آیند جلو حرف و حقیقت چه كسی را بگیرند و كتكش بزنند.
بایستی آقایان خبرنگاران مواظب رفتار خودشان باشند آنچه حقیقت دارد بنویسند و به انحراف كشانده نشوند و دیگران را هم ناراحت نكنند.
بعد می بینیم كه روزنامه بامداد در شماره روز هشتم شهریور ماه برمی دارد با تیتر درشت می نویسد «برقراری شرایط حكومت نظامی تصویب شد» ولی وقتی داخل روزنامه را باز می كنیم می بینیم كه آنچه كه در اینجا تصویب كردیم و یك مقدار تغییر دادیم چیزی حكومت نظامی اسم برده نشده و هیچگونه راجع به حكومت نظامی بحثی نشده است و آنچه را كه ما اینجا تصویب كردیم نوشته و اما در صفحه اول روزنامه با عنوان درشت نوشته كه «...
برقراری حكومت نظامی را تصویب كرد.
» آیا مردمی كه این روزنامه را می خواند و رد می شوند و دقت هم نمی كنند با اینكه در جامعه ما شعور سیاسی و تجزیه و تحلیل مطالب روزنامه بالا نیست، از این مطلب چه برداشتی می كنند؟ بنده بطور اختصار در این مدت كه به تمام مجموعه روزنامه ها نگاه كردم و تكه های مربوط به مجلس را از جراید بریده ام دو مطلب كلی درباره این مجلس نوشته شده منهای بعضی جزئیات.
یكی مسأله ولایت فقیه بوده كه آقایان در اینجا متذكر شدند و در جاهای دیگر و در رسانه خبری و امروز صحبت آقای تهرانی را هم از رادیو شنیدم، نسبتاً مردم در این مورد روشن شدند.
اگر دربارة این هم كسانی طرحی دارند، می توانند طرح خودشان را ارائه بدهند.
بارها از این تریبون و از اینجا گفته شده همچنانكه آقایان حجتی كرمانی و دكتر غفوری و بعضی از رفقا هم درباره ولایت فقیه طرحی دارند كه مسأله ولایت فقیه را به نحو دیگری احیاناً عنوان می كنند اگر واقعاً كسانی درباره ولایت فقیه طرحی و مطلبی دارند تشریف بیاورند و طرح خودشان را ارائه نمایند اما بنده در این امر مطمئن هستم كه هیچ مسلمانی درباره ولایت فقیه كوچكتری تردیدی ندارد.
بنده در شهرستان خودم (همدان) گفتم كه بابا مردمی كه مبارزه كردند می دانند كه بسیاری از مردم به مدت هشت سال به جرم اینكه به خرید و فروش كتاب ولایت فقیه اشتغال داشتند به زندان رفتند و در زندان شكنجه ها دیدند و آنهائی كه در این مسیر و در این جریان بودند خوب می دانند كه مفهوم ولایت فقیه چیست و اما آن كسانی كه در این جریان نبودند و اطلاع نداشتند و اصلاً تفكری در این مورد نمی كردند با اینطور اشخاص ما بایستی چكار بكنیم؟ آنها بایستی بیایند درباره ولایت فقیه پیگیری كنند و اطلاعاتی حاصل نمایند.
اما در مورد حذف كلمه توحیدی در روزنامه ها بسیار زیاد مطلب نوشته شده و در هر شهری هم كه می رویم كاملاً در این مورد سؤال می شود.
آنچه كه بنده به موكلین خودم در همدان گفتم این است كه من شخصاً با حذف این كلمه موافق نبودم و در حدود ۴۷ رأی هم آورد.
امیدوارم كه در بررسی مجدد با دقتی كه روی محتوای این كلمه می شود كه متناسب با معارف اسلامی باشد و سوء تفاهمی را هم ایجاد نكند ان شاء الله ما این كلمه را بگنجانیم تا نگرانی بسیاری از مردم و مخصوصاً نگرانی نسل جوان كه در این مورد حساسیت دارند و می گویند چرا این كلمه حذف شده بر طرف شود.
مطلب سوم این است كه اگر خاطر مبارك آقایان محترم باشد در روزهای اول كه به اصطلاح نطقهای پیش از دستور داشتیم بنده از همه حضار گرامی استدعا نمودم كه در مورد ولایت فقیه صحبت بشود و حالا هم از مراجع و آقایان علماء اعلام و مجتهدین عالی مقامی كه تشریف دارند تقاضا دارم بیشتر در این مورد صحبت و بحث بشود تا مردم روشن بشوند.
و اما راجع به وضع امروز دو سه كلمه ای عرض كنم و رفع مزاحمت نمایم، آنچه كه از مجموعه مطالب مردم استنباط می شود و از نظرات مردم برداشت می شود این است كه وضع موجود را، وضع سرمایه داری موجود را بایستی این مجلس كاری بكند كه همه مردم بدانند كه ما این را قبول نداریم.
و اما در بحثهای خصوصی هم كه بنده با اكثر آقایان داشتم و به موكلین خودم هم می گفتم و می دیدم كه همه قبول دارند این است كه وضع فعلی، اسلامی نیست.
باید این مجلس یك اصول كلی در دو اصل و یا در سه اصل به هر صورت بنویسد كه نه مستضعفان همه كشورهای اسلامی و در همه جهان كه ما داعیة نجات آنها را داریم و رهبر عزیزمان دائماً فریاد برآورده اند و در همه جهان خواسته اند كه مستضعفان را بایستی حمایت بكنیم و نجات بدهیم.
باید ما دو سه اصل طرح و تصیب نموده و به آنان نشان بدهیم كه ما به این طریق اصلاح می كنیم و مستضعفان را نجات می دهیم.
البته می دانید كه برای مستضعف تنها مسأله اقتصادی مطرح نیست باید ما راهی جلو پای مردم بگذاریم كه بدانند اگر جامعه اسلامی تشكیل بشود و راه بیفتد، مسأله كنز و اتراف و تكاثر در معانی اقتصادی البته اتراف كه معنی اقتصادی دارد، مسأله تكاثر را عرض می كنم در معانی اقتصادیش بهیچ وجه بوجود نخواهد آمد و فراموش نكنید كه مردم ما در این چند سال با توجه به عدل اقتصادی خود حضرت رسول (ص) و امیرالمؤمنین (ع) و كتابهائی را كه برای ما نوشته شده و گفته شده و تبلیغ شده به این حساب به عنوان جمهوری اسلامی حركت كردند و آمدند.
فراموش نباید بكنیم هم اكنون در بازار این شهر مسائلی می گذرد كه هر مسلمان را بكلی از وضع اسلامی فعلی ناامید می كند.
شخصی در مورد یك بازاری تعریف می كرد و شاید هم این مسأله را از رادیو هم گفته باشند این شخص بازاری جنسی را در حدود بیست روز پیش به بازار وارد می كند در حدود سیصد هزار تومان كه شاید هم صاحبش به مكه رفته باشد و او را به نهصد هزار تومان می فروشد و بعد هم عنوان می كند مردم این كالا را خریدند و من به این قیمت فروختم و وقتی هم به كمیته او را می برند در كمیته پنجهزار یا ده هزار تومان می دهد.
(اشراقی ـ این عمل نقص قوانین اسلامی نیست.)
بنده عرض نكردم كه این نقص از قوانین اسلامی است من می خواهم بگویم بعدها بازارها این چنین نخواهد بود و بعد اینكه مردم ما را برگزیدنند و به نام اسلام حركت كردند كه اسلام نجاتشان بدهد و از مشكلات اقتصادی آنها را بیرون بیاورد.
(هاشمی نژاد ـ آقای اكرمی این را توضیح بدهید در كمیته پنجهزار تومان برای چه می دهند؟) من نمی دانم برای چه داده شده.
(هاشمی نژاد ـ آقای اكرمی بایستی مسأله این پنجهزار تومان مشخص بشود كه برای چه داده شده یا اینكه می بایست به عمق این مسأله پی ببرید و بعد در اینجا مطرح بكنید و گرنه نبایستی این را می گفتید.)
چشم این مسأله را مشخص می كنم ولی وقتیكه این شخص را به عنوان تخلف از اصول اسلامی به كمیته بازار می برند و از او سؤال می كنند چرا این جنس را به این قیمت فروختید در جواب می گوید چون این كالا كمیاب بود و در بازار نبود مردم راضی شدند و من هم فروختم بیشتر از این فعلاً بنده نمی دانم در این مورد تحقیق می كنم و خدمتتان عرض می كنم.
در اینجا یك مسأله را عرض می كنم بعضی از مردم از اینكه زرداران و سرمایه داران ما را میترسانند و می گویند این اقتصادی كه شما دارید یك اقتصاد كمونیستی است و یكباره همین را بگوئید، ناراحت هستند.
باید بگویم اقتصاد اسلامی اقتصادی است كه نه كاپیتالیستی باشد و نه كمونیستی.
اما سرمایه داران و آن كسانی كه انقلاب دارد منافع و سرمایه آنها را بهم می زند این ترس را دارند ایجاد می كنند كه شما پس بگوئید اقتصاد ما اقتصاد كمونیستی است.
باید عرض كنم اقتصاد ما اقتصاد اسلامی است با ضوابط اسلامی و با تمام خصوصیات اسلامی.
ما از زرداران و سرمایه داران بهیچ وجه نباید بترسیم یا واهمهای داشته باشیم، باید آنچنان كنیم كه مردم ایمان بیاورند و حس كنند جامعه برای اسلامی شدن قدم برمی دارد.
در این چهار پنج ماه چه خوب و چه بد متأسفانه مقداری خصوصاً نسل جوان نگران شده اند و احساس نگرانی می كنند در این صورت است كه نگرانی آنان برطرف خواهد شد و خواهند دید آنچه را كه سالهای به آنها گفته شده كه اسلام آنها را نجات می دهد همین طور است و آنها را از همه استضعافها حفظ خواهد كرد ان شاء الله.
من در اینجا نمی خواهم وارد بحث و حدیثی بشوم و یا اینكه محتوای حدیث چطور است، لااقل از لحاظ محتوا مطلب خوبی است.
«كادالفقران یكون كفرا» اگر این مسأله را حل نكنیم مشكل بقیه مسائل به دنبال خواهد آمد.
تذكری كه جناب هاشمی نژاد دادند این است كه...
هاشمی نژاد ـ آقای اكرمی اجازه بفرمائید یك مسأله ای پیش آمده است كه لازم به تذكر است.
البته در تكمیل بیانات برادرمان آقای سبحانی است كه وقتی خواستند مسائل دیروز و تظاهرات دیروز را منعكس كنند یك جمله ای یادشان رفته بود بگویند به این عبارت بود كه در حمایت از مجلس خبرگان و مقام مرجعیت و روحانیت تكمیل می كنیم بیان ایشان را ملت بدانند كه ما توجه داشتیم كه در تظاهرات دیروز اصل اولیه، پیوستگی ملت با امام بود (یعنی امام خمینی) و روحانیت مبارز را كه مردم می گویند پرتو حمایت رهبری ایشان الان و در این شرایط به رسمیت می شناسند...
موسوی تبریزی ـ آقای هاشمی نژاد اجازه بفرمائید، من در تظاهرات دیروز تبریز بودم حدود شاید هشتصد هزار نفر در میدان امام خمینی تبریز مستقر بودند و بعد فقط فریاد و شعارشان این بود كه «رهبر ما خمینی است» و هر گونه عامل تضعیف رهبری را سركوب خواهیم كرد، و بعد از این شعارها سخنرانی به عمل آمد و من هم در آنجا سخنرانی كردم و آقای غروی كه استاندار آذربایجان شرقی است ایشان هم سخنرانی كردند و یك قطعنامه هم من خواندم كه در آنجا هرگونه تضعیف رهبری را ملت مسلمان و شریف آذربایجان مخصوصاً تبریز محكوم كردند.
كرمی ـ باید تذكر داد به ایشان و غیر ایشان كه علمای اسلام نه ربطی به متمكنین دارند و نه از كسان دیگری ترس و واهمه دارند.
اسلام از همان بدو ظهورش در این جامعه قواعد و ملاك علمی دارد كه از پیغمبر (ص) به ائمه و به مجتهدین و تا الان رسیده است، این قواعد فطری است، عقلی است، علمی است.
همه چیز از نواحی علم و عقل و فطرت در او گنجانده شده است.
هیچ ارتباطی به كمونیست و سرمایه دار به معنای معروف ایشان ندارد.
ما هم از كسی ترسی نداریم، نه كسی ما را تشویق می كند و نه كسی ما را تهدید می كند.
ما جز از اطاعت قواعد علمی اسلامی زیر بار هیچكس نمی رویم.
كاری بكنیم یعنی چه؟ كاری بكنیم یعنی ایشان خواهش می كنند از این فقه دست بكشیم، این مطلب درست نیست هرگونه اجحاف و ناروائی ارتباطی با اسلام ندارد اصلاً در اسلام جایی برای آن نیست.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ان شاء الله با این اصولی كه امروز در جلسه مطرح و تصویب می شود همه این فرضیه ها تبدیل می شود به یك عینیت قانونی و واقعی.
متشكرم، حالا كه صحبت از راهپیمایی پرشكوه دیروز به میان آمد البته در این جلسه لازم بود به هر حال بیان شود تا تشكر و سپاس عمیق خودمان را به ملت بزرگوارمان اهدا می كردیم ملتی كه هر وقت شعار وحدت، شعار همبستگی است و امام و هر شعار مترقی الهی دیگر مطرح می شود یكپارچه می جوشد و میخروشند و قدرت لایزال خودشان را به بیگانگان و به عمل بیگانگان نشان می دهد.
ما همگی قدردانی صمی مانه و سپاس و تشكر خودمان را به ملت عزیزمان اهدا می كنیم و آرزو می كنیم كه پیوند میان امت و امام در تاریخ ما سر فصل نوعی تازه از رابطه مردم و حكومتشان و رهبریشان باشد و نمونه تازه را به جهانیان نشان بدهد.
اینكه بنده عرض می كنم سرفصل تازه با امامتهای ابراهیمی، موسوی، عیسوی، محمدی، علوی، حسینی همه این امامتها نگاشته شده است.
باز هم از خداوند متعال این توفیق را آرزو می كنم كه برای ما یك چنین سعادتی نصیب شود كه بتوانیم در چنین نظامی نقشی مؤثر و خلاق را كه وظیفه ما هست، داشته باشیم.


۲ـ طرح اصل ۱۲۷ و تصویب مقدمه و بند ۱ آن و بحث پیرامون بند ۲ (اصل چهل و سوم) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اصل ۱۲۷ مطرح است كه قرائت می شود.
اصل ۱۲۷ ـ برای تأمین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، اقتصاد جمهوری اسلامی براساس ضوابط زیر استوار می شود:
۱ـ تأمین نیازهای اساسی: مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان و آموزش و پرورش برای همه.


۲ـ تامین شرایط و وسائل كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند ولی قادر بر تهیه وسائل كار خود نیستند.
ضوابط و كیفیت این تامین را با رعایت مصالح جامعه و برنامه ریزی عمومی اقتصاد كشور، قانون معین می كند.


۳ـ منع اعمال زور برای تحمیل كار به دیگری یا به منظور بهره كشی از كار دیگری.


۴ـ تنظیم برنامه اقتصادی كشور به صورتی كه شكل و محتوا و ساعات كار چنان باشد كه هر فرد علاوه بر تلاش شغلی، فرصت كافی برای خودسازی معنوی، سیاسی و اجتماعی و شركت فعال در رهبری كشور و افزایش مهارت فنی و ابتكار داشته باشد.


۵ـ منع انحصار و احتكار و ربا.


۶ـ منع اسراف و تبذیر در همه شئون مربوط به اقتصاد، اعم از سرمایه گذاری، تولید توزیع و مصرف.


۷ـ منع اضرار به غیر و معاملات حرام و باطل.


۸ـ استفاده از علوم و فنون و تربیت افراد ماهر به نسبت احتیاج برای توسعه و پیشرفت اقتصاد كشور.


۹ـ جلوگیری از سلطه اقتصادی بیگانه بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب، همین طوریكه ملاحظه می فرمائید اصل ۱۲۷ با یك عنوان شروع می شود و مشتمل بر چند بند هست كه بعداً خدمتتان عرض می شود كه بنده ای ۵ و ۷ متناسب است كه با هم یكی بشود و عبارتی هم تهیه شده كه به موقع آن هم مطرح می شود.
خوب، دوستانی اینجا نوبت گرفته اند.
(كرمی ـ آقا، بند بند پیش بروید تا با هم قاطی نشود.)
همین كار را خواهیم كرد.
حالا با اجازه دوستان اسامی را می خوانم هر كسی بگوید مربوط به كدام بند صحبت دارد.
آقای فوزی كدام بند؟ (فوزی ـ من می خواهم روی قسمت اول و بند ۲ صحبت كنیم.)
آقای سبحانی؟ (سبحانی ـ یكی سرفصل و یكی هم در بند ۲ می خواهم صحبت بكنم.)
آقای خامنه ای؟ (خامنه ای ـ در بنده ای ۲، ۴، ۵، ۶) آقای رشیدیان؟ (رشیدیان ـ در بنده ای۱، ۲، ۳) آقای مكارم؟ (مكارم ـ در مقدمه و در بند ۲) آقای دانش راد؟ (دانش راد ـ بنده ای ۳، ۴، ۵) آقای منتظری؟ (منتظری ـ بنده ای ۲ و ۳ بعلاوه همان بندهائیكه قرار است یكی بشود بند ۵ و ۷) آقای موسوی تبریزی؟ (موسوی تبریزی ـ بند ۲ و ۵) آقای هاشمی نژاد؟ (هاشمی نژاد ـ مقدمه و بند ۸) آقای بشارت؟ (بشارت ـ در بند ۱ و ۲) آقای ربانی شیرازی؟ (ربانی شیرازی ـ بند ۲ و با مجموعشان هم موافق هستم.)
آقای دكتر غفوری؟ (دكتر غفوری ـ در مقدمه و بنده ای ۱، ۶، ۷) آقای پرورش؟ (پرورش ـ در مقدمه) آقای عضدی؟ (عضدی ـ بند ۲ و موافق بطور كلی) آقای دكتر نوربخش؟ (نوربخش ـ در مقدمه) آقای حجتی كرمانی؟ (حجتی كرمانی ـ روی همه اینها یك نظریات كلی داشتم.)
آقای اشراقی؟ (اشراقی ـ بند ۶) آقای صافی؟ (صافی ـ بنده هم فعلاً روی بند ۲) آقای مشكینی؟ (مشكینی ـ در بند ۱ نظری دارم.)
آقای دكتر قائمی؟ (دكتر قائمی ـ بنده ای ۲ و ۸) آقای عرب؟ (عرب ـ بند ۴) بسیار خوب.
حالا مقدمه اصل ۱۲۷ مطرح است.
آقای فوزی نظرتان را در مقدمه بفرمائید.
فوزی ـ به عقیده بنده این عبارت بایستی اینطور اصلاح بشود «برای تامین استقلال اقتصادی كشور و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای جامعه در مسیر رشد، اقتصاد جمهوری اسلامی براساس ضوابط زیراستوار می شود» چون در جریانش هستیم ولی در مسیرش باشیم خوب است، به عقیده من اینطور بهتر است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ یك سوالی از دوستان بكنم یك وقتی این تغییرات را آقایان به عنوان بهتر كردن مطرح می فرمائید و اما یك وقتی هم اگر این تغییرات نشود و صورت نگیرد اصلاً نمی شود به این رای بدهید.
سوال شما به این صورت است واقعاً؟ (فوزی ـ گفتم به این صورت بشود بهتر است.)
آقای سبحانی نسبت به مقدمه نظرتان را بیان كنید.
سبحانی ـ روی كلمات «در جریان رشد» یك كمی توضیح بیشتری داده شود چون ما در جلسه این كلمه را «در جریان زندگی» می خواستیم انتخاب كنیم حالا این به قول جنابعالی زیاد مهم نیست ولی در اینجا سه ضابطه سبب شده است كه این بنده ای پائین تنظیم شود یكی استقلال اقتصادی است و یكی ریشه كن كردن فقر است، سوم برآوردن نیازهای انسان است در حالیكه این بندهائیكه پائین می آید در اینها داخل نیست، منع انحصار و احتكار و ربا در كدام یك از اینها داخل است؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ یكی از عوامل ریشه كن كردن فقر آن است.
(سبحانی ـ بله، آن به یك معنی است، خیلی خوب، یكی هم منع اسراف و تبذیر؟) آنهم همین طور «مؤمن نعمة موفوره» همین است آقا «الا بجانبها حق مضیع».
(سبحانی ـ منع اضرار به غیر و معاملات حرام و باطل چطور توی این داخل است؟) همه اینها را خودتان بهتر می دانید، همه اینها از این قبیل است.
(سبحانی ـ پس همه اینها ضعیف است نسبت به آن) متشكرم، آقای مكارم در مورد مقدمه نظرتان را بفرمائید.
مكارم شیرازی ـ عرض می شود این اصل برای قانون اساسی جمهوری اسلامی نوشته می شود ولی این قانون به صورت یك قانون جهانی در آمده و نوشته شده اقتصاد جمهوری اسلامی و به صورت كلی نوشته شده است «جامعه» این بایستی حتماً اصلاح بشود بنده نمی گویم بهتر است اما بایستی به شكل قانون ایران درآید و شكل قانون ایران را پیدا كند.
جامعه، كدام جامعه؟ انسان، هر انسان؟ همه انسانها؟ (نمایندگان ـ همه انسانها.)
همة انسانها، اگر برنامه این است كه اینها را برای همه انسانها تدوین و تصویب كنیم فعلاً كه مسیر نیست آنكه مسلماً ایده آل است ولی فعلاً اینها را می خواهیم برای جامعه ایرانی پیاده كنیم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اجازه بفرمائید آقای مكارم، ما اگر یك چیزهائی باشد كه درمان كل جهان تشخیص بدهیم و در قانون اساسی خودمان بیاوریم دو تا جنبه را با هم دیگر رعایت كردیم یكی در قانون اساسی ایران آمده كه در اینصورت تكلیف ملت ایران در قانون معلوم شده و دیگر اینكه چون یك معیار واقعی و حقیقی و جهانی است، به دنیا یك معیار جهانی عرضه می كند.
فكر نمی كنم این عیب داشته باشد.
(مكارم شیرازی ـ عرض می شود این كلمه «اقتصاد جمهوری اسلامی» مقصود از اقتصاد جمهوری اسلامی ایران است؟) بله، یعنی لزومی ندارد كه ما بنویسیم.
(مكارم ـ آیا برآوردن نیازهای انسان در اقتصاد جمهوری اسلامی ایران یعنی تناسب داشته باشد با انسان بطور مطلق؟) ما می گوئیم «در جمهوری اسلامی ایران با بیماریهائی كه انسان را» دیگر نباید بگوئیم كه «انسان ایران را» عبارت را مطلق می نویسند، دقت بفرمائید ببینید می خواند یا نه؟ شما دقت بفرمائید می نویسیم «در جمهوری اسلامی ایران با بیماریهائی كه انسان را از رشد باز می دارد مبارزه می شود» این عیبی دارد یا باید بنویسیم «انسان ایران را از رشد باز می دارد»؟ (مكارم ـ طوری باید بنویسیم كه مفهوم را برساند.)
آقای موسوی تبریزی بفرمائید.
(موسوی تبریزی ـ مطالب من گفته شد.)
پس منظور شما تامین شده، آقای هاشمی نژاد بفرمائید.
هاشمی نژاد ـ عرض می شود به خدمتتان كه یك قسمت مهمش مسأله ایران است و ضرورت هم دارد طرح بشود چون خودتان قبلاً تصویب فرمودید كه قوانین كشور براساس مذهب رسمی كشور تنظیم می شود، بنابراین ما حق داریم راجع به خودمان صحبت بكنیم و با توجه به دیدگاه های فقهی خودمان، پس در این صورت ضرورت دارد كلمه «ایران» در این قسمت اضافه بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ پس بایستی در آنجا نوشته بشود «اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط» چیزی كه در اینجا درمانش به این آسانی هست ما درمان می كنیم و به این صورت اصلاح می كنم.
(منتظری ـ اگر كلمه «جامعه» را «كشورش» كنیم و به جای «انسان»، «جامعه» بگذاریم به نظرم بهتر است.)
نه آقا اینطوری باشد خوب است.
آقای دكتر غفوری در مقدمه نظرتان را بفرمائید.
گلزاده غفوری ـ آقا عرض می شود كه اینجا سه جمله نوشته شده است و جای جمله ای كه روح همه آنها باشد خالی است و آن این است كه برخلاف دو نوع جامعهای كه داریم یكنوع جامعه كاپیتالیستی كه اقتصاد خودشان را به بهای محروم كردن دیگران تامین كرده اند و مستقل هستند مثل كشورهای بزرگ سرمایه داری و یك دسته هم كه اقتصاد را برنامه خودشان قرار داده اند ولی آزادگی انسان را با توجه به تمام ابعاد انسانی توجهی نكرده اند.
من فكر می كنم چیزهائیكه درباره اصول اسلامی بتوانیم عرضه بكنیم، مساله تامین آزادگی انسانها است كه اقتصاد را ما برای آن مقدمه می دانیم و نه اینكه هدف اصلی.
بنابراین اگر دوستان صلاح بدانند بعد از جمله «برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد» اضافه بشود مسأله آزادگی و احترام به انسانیت انسانها، اینها در حكم اهداف اسلامی است.
آنوقت در جاهای دیگر بایستی این رعایت بشود كه استقلال و اقتصاد ما به بهای محروم كردن هدفهای دیگران هم نباشد ما لااقل هدف خودمان را نشان داده باشیم «تامین آزادگی انسانها».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اجازه بفرمائید، منظور آقای دكتر غفوری این است كه ممكن است اقتصاد در یك جامعه مستقل، وابسته یك كشور بیگانه نباشد و در آن فقر و محرومیت نباشد و نیازهای مادی انسان را در جریان رشد تامین كند ولی همراه باشد با سلب آزادیهای او كه به او امكان شكوفائی خاصی نمی دهد.
درست است كه می شود اینرا به صورت عام در این مفاهیم داخل كرد، ولی برای تاكید براینكه نظام اقتصادی اسلامی ما نظامی است كه در آن در عین حال كه فقر و محرومیت نیست و فاصله های درآمد نیست، در عین حال هر كسی آزادانه می تواند قدرت خلاقیت و ابتكار خودش را حفظ كند...
(یزدی ـ اصلاً بند ۴ برای این مسأله تشكیل شده است.)
پس حالا كه برای این تشكیل شده اگر موافقید بنویسیم «برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و حفظ آزادگی نیازهای او در جریان رش با رعایت حفظ آزادگی انسان...
») (موسوی اردبیلی ـ یا بنویسید «با حفظ آزادگی او».)
عیبی ندارد، اگر موافق هستید همانطور كه گفتید نوشته شود «با حفظ آزادگی او».)
(عده ای از نمایندگان ـ این یك اصلاح عبارتی بسیار خوبی است.)
(كیاوش ـ اگر به جای «جریان رشد» بنویسیم «سیر تكاملی مادی و معنوی» آن مشكلی كه بعضی از دوستان متذكر شدند رفع خواهد شد.)
تاكید روی «حفظ آزادگی او» با توجه به سیستمهای اقتصادی موجود، می خواهیم یك نكته خاصی را به صورت برجسته نشان دهیم.
بنابراین با توجه به پیشنهاده ای دوستان نوشتیم «...
و بآوردن نیازهای انسان در جریان رشد با حفظ آزادگی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران...
» آقا دكتر نوربخش در مقدمه این اصل صحبتی دارید؟ دكتر نوربخش ـ در اینجا ما گفته ایم «برای تامین استقلال اقتصادی جامعه» ولی در این بنده ای متعددی كه بعد از آن می آید هیچكدام راجع به اینكه به چه ترتیب ما می توانیم از نظر اقتصادی مستقل شویم و وابستگیمان نسبت به دنیای خارج كم شود، طرح ریزی و برنامه ریزی نشده به همین جهت من یك بندی نوشته ام بدین ترتیب كه «برنامه ریزی اقتصادی كشور و سرمایه گذاری در بخشهای دولتی، نیمه دولتی، تعاونی و خصوصی باید در جهتی كه منجر به از بین بردن وابستگی اقتصادی و سیاسی و خود كفائی كشاورزی، دامپروری و صنعتی كشور به خارج شود، ریخته شود.
» اگر صلاح می دانید به این صورت كه عرض كردم نوشته شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بعد از این اصل، ما اصول دیگری هم داریم مثل اصول ۱۲۸، ۱۲۹، ۱۳۰ و بعلاوه ما در بند ۹، این مطلب را بطور كلی نوشته ایم كه «جلوگیری از سلطة اقتصادی بیگانه بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» البته بدون اینكه وارد تفسیرش شده باشیم چون تفسیر آن بعداً در قانون می آید، و تصدیق می فرمائید كه عبارت پیشنهادی شما هم كلی است به همین جهت ما آن مطلب كلی را اولاً در بند ۹ همین اصل آورده ایم، ثانیاً توجه دارید كه بنده ای ۴ و ۸ و ۲، همه به این مسأله كمك می كنند.
دكتر نوربخش ـ ما باید در اینجا جریان سرمایه را هم روشن كنیم، یعنی قبلاً سرمایه در جهت وابستگی میرفت، ولی حالا نمی خواهیم چنین باشد، بنابراین در صدر این اصل كه نوشته ایم «برای تامین استقلال اقتصادی» پس بند ۱ باید همین مسأله را روشن و تامین كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ خوب، دوستان تذكراتشان را دادند اگر مطلب دیگری نیست، مقدمه این اصل را با دست رأی گیری كنیم.
(میر مرادزهی ـ من هم عرضی داشتم.)
بفرمائید.
(میر مرادزهی ـ در امور مربوط به اقتصاد، مسأله مالكیت شخصی یا خصوصی به سكوت برگزار شده است.)
(سبحانی ـ بعد می آید، بعداً می آید.)
بعداً می آید، این هنوز ناقص است.
پرورش ـ این عبارت «اقتصاد جمهوری اسلامی براساس ضوابط زیر استوار می شود» چون اقتصاد جمهوری اسلامی ما، همان اقتصاد اسلامی است كه قاعدتاً اهدافش عبارتست از اهدافی كه در ذیل این مقدمه آمده، پس در این عبارت، «مادر» اقتصاد است و «فرزندانش» در حقیقت «ضوابط زیر» است، در حالیكه جمله اینطور می رساند كه «ضوابط زیر» مادر است و «اقتصاد» فرزندان این «مادر».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ توجه بفرمائید آقای پرورش، ما گفته ایم «اقتصاد جمهوری اسلامی» نگفته ایم «اقتصاد اسلامی»، یعنی ما می گوئیم اقتصاد جمهوری اسلامی ما، بر این پایه هاست كه این پایه ها، پایه های اسلامی است.
فكر بفرمائید اگر به این صورت می نوشتیم اشكالی پیش می آمد؟ یعنی می نوشتیم «اقتصاد آینده ما براساس ضوابط اسلامی زیر استوار می شود» اشكالی داشت؟ (پرورش ـ خیر.)
این هم همان معنی را می رساند یعنی به جای «اقتصاد آینده ما» نوشته شده «اقتصاد جمهوری اسلامی ایران».
(پرورش ـ عرض دیگری هم داشتم.)
خواهش می كنم بفرمائید.
پرورش ـ در این مقدمهای كه آمده و قاعدتاً در سر فصل «اقتصاد» مطرح می شود، ضوابطی كه در ذیلش ذكر شده هر كدام ناظر به آینده اقتصاد ما است، در حالیكه در همین مقدمه باید ذكر شود كه اقتصاد را كه ما می خواهیم در این فصل بنویسیم، دو قسمت می شود.
یكی آنچه را كه مربوط به آینده است و دیگر آنچه كه مربوط به گذشته هم بوده است، اقتصاد ناسالمی كه كه در جاهلیت شاهنشاهی وجود داشته باید در اهداف این بحثهای اقتصادی ذكر شود كه چگونه كمر آن اقتصاد ناسالم و آن تورم و آن سرمایه داری شكسته می شود.
بنابراین باید در این مقدمه ذكر شود كه بحث اقتصادی ما ناظر به دو بعد، یكی بعد آیندة اقتصاد است براساس ضوابط اسلامی و یكی هم بعد شكستن آن اقتصاد كاذب بر سرمایه های موجود براساس ضوابط اسلامی است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب، آقای قرشی؟ قرشی ـ من اشكال جناب آقای مكارم را وارد می دانم.
صدر و ذیل این مقدمه در حقیقت نظیر این است كه «من آنم كه رستم بود پهلوان» من فكر می كنم اگر این اصل را با عبارت «اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط زیر استوار می شود» شروع كنیم و مطالب دیگر را در بندها ذكر كنیم، هم عبارت روشن است و هم رسا و از تكرار هم جلوگیری شده است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ظاهر مطلب این است كه صدر و ذیل مقدمه با هم می خواند، عرض كردم كه این، درست مثل این است كه بنویسیم «برای مبارزه با بیماریهائی كه سلامت انسان را تهدید می كند، سازمان بهداری ایران بر این اساس تشكیل می شود.
» این چه اشكالی دارد؟ (بنی صدر ـ آقا، بعد از «فقر و محرومیت» بنویسید «و فساد اقتصادی».)
طاهری اصفهانی ـ در تایید فرمایش آقای قرشی، شما می گوئید «برای تامین استقلال اقتصادی» چه می كنیم؟ در بند ۹ می گوئید «جلوگیری از سلطة اقتصادی بیگانه بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» این، در حقیقت عین همان استقلال است، دو مطلب نیست كه استقلال بر آن پایه ریزی و استوار شده باشد.
سوال من این است كه اگر شما بنویسید «اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط زیر استوار می شود» چه عیبی دارد؟ چون آنچه را كه در مقدمه آورده اید، در بندها مفصلا ذكر شده است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ یكی از راه های رسیدن به استقلال اقتصادی این است كه انگیزه های اقتصادی را در جامعه بحد خوبی بالا ببرند، زمینه را برای شكوفائی استعدادها بالا ببرند.
وقتی شما وسائل كار را برای هر كسی تهیه كردید، این یكی از عواملی است كه او استعدادش را بروز دهد و سطح اقتصاد مملكت را بالا ببرد.
(طاهری اصفهانی ـ اینها ریشه كن كردن فقر است...)
و برای تامین استقلال اقتصادی، چه وقت جامعه مستقل می شود؟ وقتی كه تولید داخلیش بالا برود.
بنابراین وقتی تولید داخلی بالا برود به تامین استقلال اقتصادی می رسیم.
(موسوی تبریزی ـ «جلوگیری از سلطة اقتصادی بیگانه بر اقتصاد جمهوری اسلامی ایران» در حقیقت همان «تامین استقلال اقتصادی» است.)
شما به توضیح توجهی نفرمودید.
سوال می كنم كه آیا بند ۲ هم عیناً همان است؟ (موسوی تبریزی ـ بند ۲ دارد شرح می دهد.)
عیناً كه آن نیست.
(موسوی تبریزی ـ بند ۲ شرح می دهد كه چطور فقر را از جامعه باید ریشه كن كرد...)
و چطور به استقلال اقتصادی می رسیم.
اگر دقت بفرمائید مساله روشن است.
می گوئیم بند ۲ یكی از راه های موثر در ایجاد انگیزه و رغبت به كار مولد است، و وقتی انگیزه ها برای كار مولد در جامعه بالا رفت ما را به استقلال اقتصادی می رساند.
چون یك جامعه، یكی از راه هائی كه از نظر اقتصادی به خارج نیازمند می شود، به خاطر افت تولید است.
بنابراین دیگر نمی توانید بگوئید كه بند ۲ هم عیناً همان است، بلكه ضابطهای است كه ما را به همان هدف استقلال اقتصادی می رساند.
مثل اینكه بحد كافی در مقدمه بحث شد، من این مقدمه را یكبار با توجه به اصلاحی كه در آن به عمل آمده می خوانم: «برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد، با حفظ آزادگی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط زیر استوار می شود».
ما اول نسبت به این مقدمه با دست رأی می گیریم، از موافقین خواهش می كنم دست بلند كنند (اكثر دستشان را بلند كردند) رأی كافی دارد، تایید شد.
بند ۱ این اصل مطرح است خوانده می شود.
«بند ۱ ـ تامین نیازهای اساسی: مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان و آموزش و پرورش برای همه.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای رشیدیان سوالی دارید؟ رشیدیان ـ اگر اینجا نوشته شود «معقول و متعارف» با حفظ كلمة «اساسی» بهتر نیست؟ و همچنین چگونه و به چه صورت دولت اینها را پیاده می كند باید روشن شود.
آیا این یك تكلیفی برای دولت است؟ یعنی اینها را در چه زمانی و با چه كیفیتی و با چه امكاناتی پیاده می كند؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ شرح اینها را قانون می نویسد.
دولت از دو راه اینها را پیاده می كند، یكی اینكه مستقیماً این كار را انجام می دهد و دیگر اینكه یك جریان اقتصادی بوجود می آورد كه آن جریان اقتصادی خود بخود به این نتایج منتهی می شود.
(رشیدیان ـ باید در اینجا این مطلب روشن شود تا جریان اقتصادی كه دولت باید در پیش بگیرد معلوم باشد.)
(بنی صدر ـ قانون اساسی باید ضوابط را معین كند.)
آقای منتظری فرمایشی دارید؟ رئیس (منتظری) ـ حدیثی از پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله داریم كه می فرماید: «من حق ولد علی والده، ان یعلمه السباحة و رمایه و الكتابه» و در آخر حدیث «...
و ان یزوجه اذا بلغ.
» دولت هم برای ملت به منزلة پدر است، بنابراین در آخر بند باید اضافه شود «و تشكیل خانواده برای همه».
(دكتر بهشتی ـ یعنی دولت خودش به خواستگاری برود؟) (خندة نمایندگان) به هر حال تشكیل خانوادة جز ضروریات است.
بنی صدر ـ خوب شد یكبار هم آقای منتظری قبول كردند كه دولت، «پدر» می تواند باشد.
(سبحانی ـ پس «تفریحات سالم» را هم بنویسید و اضافه كنید.)
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای بشارت بفرمائید.
بشارت ـ با توجه به اینكه در این زمان نیازهای اساسی ما بیش از اینهاست همانطور كه آیت الله منتظری فرمودند مسأله ازدواج و تشكیل خانواده هم باید در اینجا اضافه شود.
به علاوه مسأله ورزش و تفریحات سالم هم در همان حدیث بیان شده است و الان با بستن مراكز فساد و سرگرمیهای نامشروع باید فكری به حال نوجوانان و جوانان این مملكت كرد و بهترین كار برای اینكه وقت و نیرویشان بیهوده تلف نشود ایجاد ورزشگاه ها برای آنهاست.
در این مورد نامه های متعددی هم رسیده و آنها خواسته اند كه به این موضوع هم توجه شود.
(نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اینها همه جزء «پرورش» است و ما در اینجا نوشته ایم «آموزش و پرورش»، قبول نداری از آقای پرورش سؤال كنید.)
از آقای پرورش هم سؤال كنیم ایشان خواهند فرمود كه آموزش و پرورش جدا از ورزش و تفریحات سالم است.
(دكتر بهشتی ـ حالا جدا شده است، در سابق تربیت بدنی یكی از واحده ای آموزش و پرورش بود.)
(منتظری ـ «تشكیل خانواده» هم جزء «پرورش» است؟) و مسأله دیگر، مسأله وسائل نقلیه عمومی بخصوص در شهرهای بزرگ است.
یكی از نیازهای اساسی جامع ما بخصوص در آینده وسائل نقلیه عمومی مثل مترو و خط واحد است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ راه های عمومی و اتوبان و اسفالت و لوله كشی شهرها و...
اینها را هم در قانون اساسی بنویسیم؟ بشارت ـ اینها را كه می فرمائید همه در «مسكن» خلاصه می شود ولی مسأله وسائل نقلیه عمومی جدا از اینهاست.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دانش راد مطلبی دارید؟ دانش راد ـ برای اینكه نظر آقای رشیدیان تامین شود در آخر بند یك بنویسیم «براساس حداكثر تجهیز امكانات و منابع داخلی كشور» منظورم این است كه برای تامین خوراك یا پوشاك خودمان نرویم از خارج تهیه كنیم بلكه كوشش شود حداكثر از منابع و امكانات داخلی كشور استفاده كنیم.
مشكینی ـ دو نفر از دوستان آنچه را كه می خواستم عرض كنم فرمودند.
پیشنهاد می كنم بعد از كلمة «درمان» اضافه شود «و همسر».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای مكارم اگر مطلبی دارید بلندتر بفرمائید كه ما بشنویم و استفاده كنیم.
مكارم شیرازی ـ به دوستم عرض می كنم كه مسأله «همسر» یك جنبة اقتصادی دارد یعنی خوراك و لباس و امثال آن، كه در اینجا گفته شده و یك جنبة غیر اقتصادی دارد كه مربوط به اینجا نیست.
آقایان روی این موضوع اصرار می كنند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دكتر روحانی فرمایشی دارید بفرمائید.
دكتر روحانی ـ همانطور كه استحضار دارند «آزادی مشروع» جزء نیازهای انسان است.
بنابراین وقتی در مقدمة اصل ۱۲۷ «برآوردن نیازهای انسان» ذكر شده، تامین آزادی و آزادگی در آن مستتر است و اضافه كردن «با حفظ آزادگی او» پس از ذكر «برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد» هنگامی لازم است كه مراد در اینجا صرفاً نیازهای اقتصادی باشد، در غیر این صورت این استنباط را پیش می آورد كه آزادی و آزادگی جزء نیازهای انسان شمرده نشده است.
اما در بارة بند ۱، این اصل، منحصر نمودن نیازهای اساسی انسان به موارد پیشنهاد شده در این بند نه از لحاظ اسلام و نه از لحاظ معلومات امروز دنیا صحیح به نظر نمی رسد و با توجه به توضیحاتی كه از طرف چند نفر از نمایندگان محترم داده شد، باید این موارد تكمیل شود و یا آنكه بعد از «تامین نیازهای اساسی» كلمة «از جمله» گذاشته شود تا بدین طریق كمبود موارد این بند دربارة آنچه كه جزء نیازهای اساسی انسان است ولی در متن ذكر نشده است، رفع گردد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اگر یك كلمه «اقتصادی» اضافه كنیم نظر آقایان تامین می شود یعنی بنویسیم «تامین نیازهای اساسی اقتصادی».
آقای كیاوش مطلبی بود؟ كیاوش ـ در كمیسیون، مسأله تشكیل خانواده را برای اولین بار به عرضتان رساندم و حالا عجیب است وقتی كه آیت الله منتظری و آقای مشكینی این مسأله را پیشنهاد می كنند یك مقدار به شوخی برگزار می شود در حالیكه این مسأله، مسأله اساسی جامعه است.
بنابراین در همین جا باید اضافه شود كه تسهیلاتی برای تشكیل خانواده باید به وسیله دولت در نظر گرفته شود.
حتی آن كلمة «خواستگاری» هم كه آقای دكتر بهشتی فرمودند اگر خواستگاری به معنی خواستن نیازهای مردم است، بله، دولت باید به آن معنی خواستگاری هم بكند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ ما قبلاً تسهیل ازدواج را در یكی از اصول ذكر كرده ایم، اینجا بخش اقتصاد است بنابراین مسائلی كه در اینجا مطرح می شود در رابطه با عنوان این اصل است.
(منتظری ـ پس «آموزش و پرورش» را هم ذكر نكنید.)
(دكتر شیبانی ـ اجازه می فرمائید رابطة اقتصادی آن را ذكر كنم؟) (كیاوش ـ شما فرمودید كه این مسأله آنقدر مهم است كه به صورت یك اصل می آید، حالا می خواهم ببینم در آینده می آید یا قبلاً آمده است؟) این كه سر جای خودش هست و از بین نمی رود.
آقای دكتر شیبانی چه فرمودید؟ دكتر شیبانی ـ گفتم اگر اجازه بدهید رابطه اقتصادی این موضوع را بگویم.
یكنفر به پیغمبر (ص) مراجعه می كند و شكایت از فقر می كند، پیغمبر می فرماید: «برو ازدواج كن».
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ پس راهش این خواهد بود كه در مقدمه بنویسیم: «ریشه كن كردن فقر و محرومیت از راه ازدواج» چون این، نص آیه است كه «ان یكونوا فقراء یغنهم الله من فضله».
حالا برای اینكه دوستانی كه این پیشنهاد را می فرمایند و به حق هم پیشنهاد می فرمایند و پیشنهاد درست و به جائی هم هست، چون این روزها كاملاً مشهود است كه جوانان برای وام ازدواج مراجعه می كنند و حق هم همین است كه بخواهند ازدواج كنند ولی هر ازدواجی به هر حال مستلزم هزینه هائی است و هر قدر هم كم هزینه باشد بی هزینه نیست، این است كه چون اصل مسأله واقعاً مهم و صحیح است...
(یزدی ـ مسأله ازدواج كه یك نیاز طبیعی است ربطی به مسألة اقتصادی ندارد البته در زندگی انسان هر نوع حركتی به نحوی با مسأله اقتصاد مرتبط است.)
هنوز عرض من تمام نشده بود.
به هر حال اگر موافقید اینطور نوشته شود: «تامین نیازهای اساسی: مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات تشكیل خانواده برای همه».
یزدی ـ برنامه دولت می نویسیم یا یك بحث اقتصادی؟ برنامه دولت باید چنین باشد یك مسأله است و اساس اقتصاد اسلامی چگونه است، مسأله دیگر.
در باب اقتصاد اسلامی این مسأله آمده است كه باید امكانات تشكیل خانواده فراهم شود؟ (كیاوش ـ پس به غیر از اینجا باید در كجا نوشته شود؟) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای یزدی اینكه در اینجا عبارت «امكانات تشكیل خانواده» را بنویسیم شما با اصل آن كه مخالف نیستید؟ یزدی ـ حرف من این است كه آیا «تشكیل خانواده» در بحث اقتصاد اسلامی می گنجد یا نه؟ كرمی ـ من تعجب می كنم از آقای دكتر بهشتی كه دارند دوباره از دوستان راجع به مسائلی كه قبلاً بحث و تصویب شده استفسار می فرمایند.
این مسائل و خوراك و پوشاك و بهداشت و آموزش و پرورش قبلاً بحث شده و آقایان در چند اصل تصویب كرده اند، حالا دوباره بحث درباره آنها از اول شروع شد.
آنها را كه قبلاً تصویب كرده اند ارزش ندارد؟ شما توجه كنید مملكتی كه ۸۰ درصد دهاتش هنوز آب و برق و وسائل و امكانات اولیه زندگی ندارند و دولت موظف است اول اینها را تامین كند، شما دارید او را موظف به كارهای غیر ضروری می كنید.
مثل اینكه همه كارها را دولت انجام داده و فقط زن گرفتن باقی مانده است (خنده نمایندگان) چرا معطل می كنید آقا؟ زودتر به رأی بگذارید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ اجازه بفرمائید آقای دكتر غفوری هم مطلبشان را بفرمایند بعداً با دست رأی گیری می كنیم.
گلزاده غفوری ـ با توجه به اینكه نیازها در جوامع متناسب با رشدی كه می كنند فرق می كند، برای اینكه نظرات دوستان به هم نزدیك شود اگر صلاح می دانید یك كلمه «از جمله» اضافه كنید یعنی بنویسید «تامین نیازهای اساسی از جمله: مسكن و...
» كه نشان ندهد جمهوری اسلامی ایران، فقط و فقط نیازهای اساسیش مسكن و پوشاك و خوراك است، چون اینها همه مقدمه است اصل كار این است كه آن استعداد و ابتكار انسانی بكار بیفتد و همه بخور و بگیر باشند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب، بند یك را می خوانم تا با دست رأی بگیریم.
(ربانی املشی ـ همة بند را به رأی نگذارید اول تشكیل خانواده را به رأی بگذارید بعد همة بند را.)
اگر اجازه بفرمائید همه بند را با توجه به اصلاحی كه در آن به عمل آمد بخوانیم و به رأی بگذاریم.
«بند ۱ ـ تامین نیازهای اساسی مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات تشكیل خانواده برای همه.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ موافقین با این بندها به همین صورت كه خوانده شد لطفاً دست بلند كنند (اكثر دستشان را بلند كردند) تایید شد.
(خانم گرجی ـ این، فردا تولید اشكال نكند و شایع نكنند كه در مجلس تصویب كردند كه آقایان چهار تا زن بگیرند.)
ما گفته ایم «امكانات تشكیل خانواده برای همه» و مرد و زن را جدا نكرده ایم.
بند ۲ خوانده می شود.
«بند ۲ ـ تامین شرایط و وسائل كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند ولی قادر به تهیه وسائل كار خود نیستند.
ضوابط و كیفیت این تامین را با رعایت مصالح جامعه و برنامه ریزی عمومی اقتصادی كشور، قانون معین می كند.
» نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ در این بند مطلبی دارید؟ (فوزی ـ من مخالفم اگر اجازه می دهید صحبت كنم.)
بفرمائید.
فوزی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
قانون اساسی در عین اینكه برای سالهای متمادی تدوین و تنظیم می شود، مع الوصف باید شرایط و جریانات محیط هم در حال حاضر در نظر گرفته شود.
البته ما موظفیم قانون اساسی را طوری تنظیم كنیم كه اولاً با كلیه موازین شرعی منطبق باشد، ثانیاً رافع نیازهای جامعه هم باشد و موجب رشد همه جانبه اقتصاد بشود و به عبارت كلی یك اصل یا اصول مترقی از برای پیشرفت ملت بوده باشد.
اینجا البته به صورت اطلاق كه آمده از برای افرادی كه ابزار و وسائل كار ندارند و در عین حال قادر برای انجام كار هستند، از برای آنها امكانات كار و وسائل و ابزار فراهم شود.
فعلاً ما ببینیم كه در شرایط كنونی و در حال حاضر، نیاز جامعه ما به چیزهائی است.
افرادی هستند كه در سطح كشور بیكارند و بسیار ناراحت هستند و ما هم اگر به جای آنها بودیم زجر می كشیدیم و ناراحت بودیم.
اگر چنانچه در وحلة اول امكانات كار برای كسانی كه بیكار هستند فراهم كنیم، وسائل و ابزار به آنها بدهیم، البته با رعایت الاهم و فی الاهم اصلح خواهد بود.
اگر این اصل به صورت مطلق نوشته شود فردا كسانی هم كه كار می كنند می آیند و می گویند ما بیكاریم و قادر به كار هستیم ولی ابزار و وسائل كار نداریم، برای ما وسائل و ابزار كار تهیه كنید.
این باعث می شود كه اولاً مؤسساتی كه اینها در آنجا كار می كنند فلج شود و از طرف دیگر دولت هم نمی تواند از عهدة همة آنها برآید.
ما باید سعی كنیم كه سنگینی را از دوش دولت برداریم و بارش را سبك كنیم نه اینكه بار دولت را سنگینتر بكنیم.
افرادی كه در مؤسساتی مشغولند به ملاحظه اینكه مثلاً صد تومان عایدی دارند، فكر می كنند اگر بروند از دولت وسائل و ابزار كار دریافت كنند، عایدی آنها روزی دویست تومان می شود.
قهراً اینها به طرف دولت كشیده می شوند و با در نظر گرفتن اینكه تعداد زیادی در سطح مملكت بیكارند، این درست نخواهد بود.
پس ما بایستی طوری بكنیم كه همة آنها در محل خودشان تثبیت شوند، نهایت برنامه طوری تنظیم شود كه عایدی آنها هم بالا برود و از یك زندگی مرفه برخوردار شوند و در خارج هم در وحلة اول این امكانات و وسائل به كسانی داده شود كه بیكارند تا اینكه تعدیل هم بشود و ضمناً آن مؤسسات هم فلج نشوند.
برای اینكه ما در عین اینكه می خواهیم از افرادی كه در موسسات كار می كنند حمایت كنیم، نباید كاری كنیم كه این موسسات هم فلج شوند چون هر اندازه اقتصاد مملكت را پیش ببریم و این اصول را طوری تنظیم كنیم كه موجب رشد همه جانبة اقتصاد مملكت شود البته اصلح و اولی خواهد بود.
درست است كه ممكنست در بعضی مؤسسات موجودی آنها و سرمایه آنها از طریق ربا، دزدی و از راه های غیر مشروع به دست آمده باشد ولی آن یك مسأله ای است كه دولت اسلامی موظف است بر طبق موازین شرع به وضع آنها رسیدگی كند و تكلیفشان را معین نماید اما در عین حال ما می دانیم مؤسساتی هم هستند كه كارهایشان از روی اصول صحیح بوده و چه بسا موازین شرعی را هم رعایت كرده اند پس اینها هم باید ترغیب و تشویق شوند تا افراد بیكاری را كه در خود جذب كرده اند، تامین كنند و به آنها كار بدهند و از آن طرف هم دولت در حدود مقدورات خویش امكانات كار را برای كسانی فراهم كند كه فعلاً بیكارند.
علیهذا من پیشنهاد می كنم كه كسانی كه بیكارند حق اولویت داشته باشند و اگر بعدها امكانات بیشتری برای دولت فراهم شد و توانست برای تعداد بیشتری از افراد این مملكت امكانات بهتر كار فراهم كند چه بهتر، از كسان دیگر هم دعوت می كند و داوطلبین دیگر را هم می پذیرد.
(دكتر ضیائی ـ عبارت «ضوابط و كیفیت این تامین را با رعایت مصالح جامعه و برنامه ریزی عمومی اقتصادی كشور، قانون معین می كند» حاصل فرمایش شما و جواب دوستان است.
این مسأله در همین بند آمده است.)
ضوابط و كیفیت این تامین را كه قانون معین می كند، قبلاً هم صحبت شد، ولی حق تقدم را نسبت به افرادی كه فعلاً بیكارند و سراغ كار هستند، این مطلب را این بند ۲ نمی رساند.
و السلام علیكم و رحمة الله و بركاته.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ دوستان عنایت بفرمائید بحث بر سر این بند به این صورت نشان می دهد كه ما در مورد اصل ۱۲۷ هم باید به همان كیفیت اصول مربوط به شورای رهبری عمل كنیم یعنی ما برای هر یك از بندها جداگانه رأی بگیریم تا تكلیف هر یك از بندها مشخص بشود.
چون منظور اظهار رأی هست و بهترین راه رأی آزاد روی این بندها همین است بنابراین برای اینكه كار ما روشن بشود حالا روی مقدمه و بند یك با ورقه رأی گیری می كنیم تا بعد بحث روی بند ۲ ادامه پیدا بكند.
(سبحانی ـ آقای فوزی به عنوان موافق مشروط صحبت كردند نه مخالف.)
بسیار خوب ایشان موافق مشروط بودند به این صورت حساب می كنیم بنابراین قسمت مقدمه اصل ۱۲۷ برای رأی گیری خوانده می شود.
مقدمه اصل ۱۲۷ (اصل چهل و سوم) ـ برای تامین استقلال اقتصادی جامعه و ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برآوردن نیازهای انسان در جریان رشد با حفظ آزادگی او، اقتصاد جمهوری اسلامی ایران براساس ضوابط زیر استوار می شود.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجه به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نتیجة رأی گیری را اعلام می كنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأی، آراء موافق شصت و یك رأی، آراء مخالف یك رأی، آراء ممتنع دو رأی، بنابراین قسمت مقدمه اصل ۱۲۷ با شصت و یك رأی موافق تصویب شد، تكبیر (حضار سه مرتبه تكبیر گفتند) و حالا بند یك اصل ۱۲۷ برای رأی گیری خوانده می شود.
بند ۱ اصل ۱۲۷ (اصل چهل و سوم) ـ تامین نیازهای اساسی: مسكن، خوراك، پوشاك، بهداشت، درمان، آموزش و پرورش و امكانات تشكیل خانواده برای همه.
(اخذ رای به عمل آمد و نتیجه به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نتیجه رأی گیری را اعلام می كنم، عدة حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأی، آراء مخالف دو رأی، آراء ممتنع یك رأی، بنابراین بند یك اصل ۱۲۷ با شصت و یك رأی موافق به تصویب رسید، تكبیر (حضار سه مرتبه تكبیر گفتند).
در مورد بند ۲ یك موافق مشروط صحبت كرد حالا یك موافق و یك مخالف صحبت می كنند.
آقای سبحانی به عنوان مخالف بفرمائید.
سبحانی ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
عرایض من شاید در دو دقیقه تمام بشود علت مخالف من با این اصل این نیست كه میان بیكار و غیر بیكار فرق بگذارم زیرا اثبات اینكه چه كسی بیكار است و چه كسی بیكار نیست خود این موضوع یك مشكلی برای دولت می شود، چون ما در اجتماع یك چنین آماری برای تعداد بیكاران نداریم.
من از نظر دیگر مخالف هستم و آن این است كه این اصل بر فرض اینكه محتوایش هم ثبوتاً درست باشد سبب می شود بر اینكه وضع جامعه بهم بخورد.
نكته اش این است كه اگر واقعاً بخواهیم برای همه افراد وسیلة كار فراهم كنیم، همه افراد ادعا می كنند كه برای ما وسیله كار فراهم كنید و سبب می شود تمام كارخانه هائی كه الان مشغول كار هستند و مؤسساتی كه مشغول كار هستند همة افراد اینها اجتماع می كنند و جمع می شوند و می گویند برای ما وسیلة كار فراهم كنید و در نتیجه این واحده ای صنعتی دچار انحطاط و اضمحلال می شوند.
در همان موقعی كه در جلسات مشترك این بحث بود همین كه مطلب به خارج درز كرد در قم این مسأله شایع شد و همان موقع یا فردای آن جناب آقای حائری تلفن كردند و گفتند كه الان در قم این مسأله بوجود آمده كه اگر این اصل را شما تصویب كنید تمام كارگران مدعی هستند كه ما استقلال می خواهیم و برای دیگران نمی خواهیم كار كنیم و می خواهیم برای خودمان كار كنیم و خودمان صاحب كارخانه و صاحب سهم و صاحب صنعت بشویم و لو یك درده یا یك در صد.
درست است كه در ذیل این بند آمده است كه «ضوابط و كیفیت این تامین را با رعایت مصالح جامعه و برنامه ریزی عمومی اقتصاد كشور، قانون معین می كند» ولی به این ذیل یا گوش نمی كنند یا اینكه این ذیل را تعبیر می كنند بالاخره سبب می شود كه یك هرج و مرجی در مملكت بوجود بیاید.
من پیشنهاد می كنم برای تامین همین هدف شما «وسائل» را بردارید و بنویسید «تامین زمینه كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند» وقتی بنویسید زمینه كار، زمینه كار انواع و اقسام دارد مثلاً وسائلی برایش میخرند، چرخ برایش میخرند، ماشین برایش میخرند یا اینكه وسائل كار عمومی برایشان فراهم می كنند، كارخانه های عمومی ایجاد می كنند، ما نباید یك كلمه ای بگوئیم كه مایة دردسر بشود و می توانیم همین مطلب را بدون كلمه «وسائل» تفهیم كنیم بصورت كلی.
(اشراقی ـ جداً صحیح است.)
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ یعنی می فرمائید هم جامعه اسلامی باشد و هم وضع موجود دست نخورد.
آقای رشیدیان شما موافقید یا مخالف؟ (رشیدیان ـ من موافقم.)
بفرمائید.
رشیدیان ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
اصلی كه در دست تصویب داریم به یاری حق از مترقیترین اصول اسلامی است مخصوصاً این بند ۲ كه به صورت اساسی از فقر، بیكاری و امراض اجتماعی ناشی از بیكاری به شدت جلوگیری می كند.
در این بند دولت اسلامی با توجه به امكانات وسیعی كه بحمدالله دارد اعم از معادن نفت، مس و غیره سعی خواهد كرد كه ابزار و وسائل كار را در اختیار بیكاران، كشاورز، دامدار و صنعتگر بگذارد، البته در اینجا رویش بحث هائی شده است كه این ابزار و وسائل را یا در اختیار كارگر و كشاورز می گذارد، یا به اقساط می گذارد، یا مالیات می گیرد، یا با یك نوع بهره یا اجارهای كه مناسب باشد.
در اینجا دیگر كارگر ایرانی اعم از كشاورز یا صنعتگر مجبور نیست كه نیروی كار و بازوی كارش را در اختیار آن ثروتمند مرفه بگذارد كه به دنبال بازوی ارزان كارگر می گردد و اینجا ریشه استثمار را از بین می برد یعنی اسلام نمی آید مریض را خوب بكند بلكه جلوگیری می كند از بوجود آمدن مرض، یعنی زمینة رشد را بوجود می آورد و به نظر من و بیشتر آقایانی كه اینجا تشریف دارند و اكثراً فرمودند كه ما آمار نداریم البته بلی ما در همه زمینه ها آمار نداریم و این از خصوصیات و ویژگیهای كشورهای جهان سوم مخصوصاً كشورهای تحت سلطه استعمار است كه آمار ندارند ما اگر آمار نداشته باشیم در تمام زمینه ها هیچ قدمی نمی توانیم برداریم.
در زمینه تحقق بخشیدن به آموزش و پرورش باید از آن كسانی كه در سن تحصیل هستند، ابتدائی و غیره و از معلمینی كه آماده بكار هستند آمار داشته باشیم، در بهداشت و كشاورزی هم همین طور.
بنابراین باید توجه داشته باشیم كه ملت ما انقلاب كرده است یعنی همه ارزشهای رژیم منحط را ویران كرده است و حالا می خواهد ارزشهای تازه ای را كه دنیا را باید به اعجاب وا دارد بجای آن پیاده كند و مسلماً یكی از اساسیترین مسائلی كه مورد توجه دولت باید قرار گیرد آمار است، آمار در همه زمینه ها، بنابراین كارگری كه متخصص است و مهارتی دارد و واقعاً آماده بكار است و هیچ چیز ندارد و رژیم گذشته او را از همة نعمتهائی كه خدا به او داده بود محروم كرده است، در اینجا دولت و حكومت اسلامی كه حكم پدر دارد ابزار كار را تحت ضوابط و شرایط اسلامی در اختیار او قرار می دهد.
كشاورزی كه فاقد زمین است البته در آن موقع زمینها را به ظاهر تقسیم كردند حالا تحت هر شرایطی كه بود كاری نداریم، اما همه وسائل و امكانات را از دهقان گرفتند هم آب و هم وسائلی كه داشت و ظاهراً ما در قرن بیستم بودیم ولی كشاورزان ما در قرون اولیة میلادی زندگی می كردند.
دولت اسلامی می خواهد علاوه بر ایجاد راه ها و زمینه هائی برای پیشرفت كشاورزی، زمین و وسائل كار را در آنجا كه مربوط به دولت و حكومت اسلامی و اموال عمومی می شود در اختیار كشاورز و روستائی قرار بدهد و این وسیله تنها وسیلهای است كه می تواند جلو استثمار را بگیرد، جلو دزدی و چپاولگری را بگیرد، جلو وابستگی به غیر و به بیگانه را بگیرد و استقلال ملی و اسلامی را حفظ بكند و من پیشنهاد می كنم كه به جای تامین شرایط یا با حفظ شرایط «امكانات» اضافه بشود و همچنین در اینجا بنویسیم وسائل كار برای همه اعم از كشاورز و صنعتگر یا كشاورزی و صنعتی.
بنابراین، این یك بند بسیار مهمی است و از شما خواهش می كنم و برای تذكر می گویم «و ذكر فان الذكری تنفع المؤمنین...
» (اشراقی ـ وقتی كه امكانات را در اختیارش قرار دادند او می خواهد تنها كار بكند یا می خواهد یك كارگری داشته باشد؟) ممكن است به عنوان مثال ۵۰ نفر یا ۱۰۰ نفر كارگر كه همة شان می توانند یك كارخانه را بچرخانند و بگردانند تقاضای كار بكنند، دولت برای این پنجاه نفر یا صد نفر تحت آن شرایطی كه قید شده است كارخانه یا كارگاه یا زمین مورد نظر را در اختیار آنها می گذارد با بهره لازم و یا اجاره و مالیاتی كه مطابق با موازین اسلامی باشد و همه آنها روی آن كارخانه كار می كنند و به دولت یك سهم می رسد یا یك مقدار سود می رسد و بقیة سود را بین خودشان تقسیم می كنند.
(اشراقی ـ شاید اصلاً خواست تنها كار بكند.)
اگر خواست تنها كار بكند اولاً امروز كارها از حالت یدی...
(نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای اشراقی خواهش می كنم سوال و جواب نفرمائید.)
با توجه به پیشرفته ای صنعتی كه امروز بوجود آمده است كار فردی در هیچ جای دنیا دیگر پیشرفتی ندارد اما اگر خواست، متناسب با شغلش به او می دهند ولی معمولاً كارها دسته جمعی است و بیشتر هم این موضوع ناظر به كارهای دسته جمعی مثل كشاورزی و صنعتی می شود.
والسلام علیكم و رحمة الله و بركاته.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ راجع به این بند یك مخالف و یك موافق صحبت كردند، البته دوستان متعددی هم هستند كه روی این بند صحبت دارند یكی یكی سؤال می كنم هر كسی مطلبی گفته نشده داشته باشد بگوید.
(یزدی ـ جواب یك اشكال را بدهید كافی است همین اشكالاتی كه بحث شد جواب بدهید.)
البته شاید مقتضی این بود كه خود من به عنوان موافق در این مورد صحبت می كردم چون من در گروه این بند را پیشنهاد كرده بودم و شرح مفصل می دادم ولی اولویت اینست كه دوستان دیگر بخصوص آقای بنی صدر كه در این گروه هستند و رشته شان هم اقتصاد است صحبت كنند.
حالا من اسامی آقایان را یكی یكی می خوانم اگر اشكال تازه ای دارند بیان بكنند.
آقای خامنه ای آیا اشكال تازه ای دارید؟ (خامنه ای ـ من مخالف اصل نبودم ولی چون قرار بود در جلسه مكملش را بگذاریم و قبول هم شد كلمه اشتغال را می گویم...)
به این موضوع بعد می رسیم.
آقای مكارم شما مطلب تازه ای دارید؟ مكارم شیرازی ـ بلی، بنده دو جمله دارم.
یكی اینست كه (البته در مورد این موضوع در جلسه گروه ها صحبت شد ولی اینجا مطرح نشد) ما باید بپرهیزیم از اینكه اقتصاد شكل دولتی پیدا كند و مردم سربار دولت بشوند یعنی همه چیز را از دولت بخواهند.
باید آنچنان انگیزهای در مردم بوجود بیاید كه تمام چرخهای اقتصادی را خودشان بكار بیاندازند.
این یك مطلب و اما مطلب دوم مسأله مهم در موضوع كارگر و استثمار او مسأله ابزار نیست، مسأله تقسیم سود بطوری است كه او حقش را ببرد و كمترین ظلمی به او نشود.
ما در نظام قبلی كه می بینیم كارگرها بدبخت شدند برای اینست كه مثلاً سود ۲۰ درصد داده می شد با توجه به اینكه ما قبلاً به این موضوع توجه كرده ایم كه حكومت اسلامی می تواند بر نرخها نظارت بكند.
همانطور كه فقیه به عنوان ولایتش می توانند بر نرخها نظارت كند و در عهدنامه مالك اشتر هم هست بر نرخ تقسیم سود كارخانه كارگر و بین تولید كنندگان كارخانه می تواند نظارت كند و آنچنان سهمی برای كارگر قرار بدهد كه تمام حقش گرفته بشود.
مهم اینست كه ای بسا ابزار هم دستش باشد و بدبختتر بشود و ای بسا ابزار دستش نباشد و خوشبختر بشود تمركز باید روی آن نرخ تقسیم سود باشد.
(جوادی ـ در بند ۳ آمده است.)
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب آقای منتظری شما مطلب تازه ای دارید؟ منتظری ـ یك تعبیر دیگر است.
این تامین شرایط و وسائل چیز مبهمی است كه آیا دولت باید وسائل را به اشخاص تملیك كند، مجاناً یا به اقساط بفروشد یا نه مال دولت باشد كه آنوقت چون دولت تمكنش زیادتر است دولت می شود یك سرمایه دار و تمام كارهای خصوصی از بین می رود و تمام سرمایه ها به دست دولت میافتد.
به نظر من همانطور كه آقای سبحانی گفتند بنویسیم «تامین زمینه كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند» و آنوقت «ولی قادر به تهیه وسائل كار خود نیستند» هم دیگر لازم نیست.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ بسیار خوب، آقای موسوی تبریزی مطلب تازه ای دارید؟ (موسوی تبریزی ـ مطالب به وسیله دوستان گفته شد.)
آقای بشارت شما؟ (بشارت ـ بنده موافقم.)
آقای ربانی شیرازی شما مطلب تازه ای دارید؟ ربانی شیرازی ـ نظر من اینست كه این بند نه تنها بخش خصوصی را بهم می ریزد، بخش عمومی و دولتی را هم بهم می ریزد.
فردا تمام كارگرهای كارخانه ذوب آهن و جاهای دیگر دیگر تمام اینها تقاضا دارند كه وسائل كار به ما بدهید ما در كارخانه نمی خواهیم كار كنیم، برای این موضوع چه فكری كرده اید؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای عضدی شما مطلب تازه ای دارید؟ عضدی ـ بلی عرض كنم این مسأله ای كه ما شعار می دهیم كه نه سرمایه داری نه اقتصاد دولتی و نه بینابین بلكه راه سوم، این دقیقاً بندی هست كه جامعة ما را سوق می دهد به همان طرف، آنكه جناب آقای منتظری فرمودند.
مسلماً دولت استهلاك ابزار كار را به صورت مالیات می گیرد و مسأله دیگری كه جناب آقای مكارم فرمودند می دانیم كه كنترل نظارت بر قیمتها از نظر اقتصادی مطرود است و عملا هم ما هیچوقت نمی توانیم، و این یكی از راه هائی هست كه از نظر اقتصادی ما می توانیم دقیقاً قیمتها را بهتر كنترل بكنیم و رقابتی بوجود می آید بین بخش خصوصی و این بخشی كه ابزار كار را گرفته و جلوگیری هم می كند از استثماری كه ما اینهمه حرفش را می زنیم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای صافی حضرتعالی مطلب تازه ای دارید؟ (صافی ـ عرض من همان مطالبی بود كه آقای منتظری فرمودند.)
آقای دكتر قائمی مطلب تازه ای دارید؟ (قائمی ـ با این اصل به چنین صورتی مخالفم و نظرات من را آقایان ربانی و مكارم و منتظری فرمودند.)
آقای قرشی مطلب تازه ای هست؟ قرشی ـ اینجا نوشته شده «ولی قادر بر تهیه وسائل كار خود نیستند» مثل اینكه احتیاجی به این كلمه «خود» نیست و اگر آن را بردارید مانعی ندارد.
دیگر اینكه آن مطلبی را كه آقای سبحانی فرمودند، فرض بفرمائید من یك نفر كارگر هستم می خواهم شغل آزاد و مستقلی داشته باشم.
آقایان می فرمایند كه تقاضای من باعث بهم ریختگی مملكت می شود پس معلوم می شود بر پیشانی من نوشته شده است كه همیشه كارگر باشم.
می خواستم بگویم اصلاً یك اصل شرعی هم برای این موضوع كه می فرمایند نداریم و تصویب شدن این اصل باعث می شود كه صاحب كارها، هم وسائل را و هم شرایط را برای كارگران سهل می كند و كار آنها هم روبراه می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای عرب مطلب تازه ای دارید؟ (عرب ـ بنده موافقم.)
آقای مراغه ای مطلب تازه ای دارید؟ مقدم مراغه ای ـ بند اول پیشنهاد اصلاحی می دهم اگر مفهوم بود كه هیچ، اگر نبود یك دقیقه صحبت می كنم.
بنده فكر می كنم این عبارت «شرایط و وسائل» حذف بشود و اینطور نوشته شود «تامین كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند» و بالمآل آن جمله «ولی قادر به تهیه وسائل كار نیستند» حذف خواهد شد.
من این بند را با این اصلاح پیشنهاد می كنم.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آنچه حضرتعالی می فرمائید عیبی ندارد و در بند دیگری آمده است ولی در اینجا این مسخ این بند است.
به هر حال اگر مخالفید بفرمائید.
(مراغه ای ـ می خواهم توضیح عرض كنم چون این عملی به نظر نمی آید.)
صریحاً بفرمائید مخالفم چرا تقیه می فرمائید.
آقای دكتر ضیائی مطلب تازه ای دارید بفرمائید.
دكتر ضیائی ـ عرض كنم كه بحث، بحث اقتصاد است و ما می بینیم و ركن اساسی اقتصاد هر كشوری بسته به كشاورزی و توسعه كشاورزی و صنعت آن كشور است و جلوگیری از اجناسی كه مشابهش در داخل كشور تولید می شود و الان با اینكه كشور شوروی را با همه ابهتش می بینیم، اگر كشور آمریكا به او كمك نكند از گرسنگی میمیرد.
بنابراین كشور ایران از نظر جغرافیائی دارای مقتضیاتی است كه می تواند اقتصاد ایران را از نظر كشاورزی كاملاً تامین بكند و در نتیجه وسائل اقتصادی دیگر چرخش براه میافتد چون اگر كشاورزی بكار بیفتد شاید در حدود صد رشته كسب دیگربكار میافتد، و در اینجا نادیده گرفته شده است و ما در همین موقع شاید پارسال بود كه پیاز را كیلوئی فلان قدر میخریدیم و الان وفور است و این با یك توصیة كوچك امام است و من فكر می كنم در موضوع كشاورزی بخصوص دامداری كه چقدر ارز ایران برای خرید گوشت و دام به خارج می رود، این قسمتش را باید درجه اول قرار بدهید تا كار هم برای همه فراهم بشود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دستغیب مطلب تازه ای دارید؟ (دستغیب ـ همان مطالبی است كه آقایان گفتند.)
آقای شیرازی مطلب تازه ای دارید؟ مقدسی شیرازی ـ همانطور كه ایشان می فرمایند باید اولویت را در درجه اول به كشاورزی داد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای موسوی اردبیلی مطلب تازه ای دارید؟ موسوی اردبیلی ـ این اصل برای مبارزه با استثمار است، منتها طوری تنظیم شده كه با موازین اسلامی هم تطبیق بكند.
من احساس می كنم برای آقایان مسأله در این بند هنوز مورد بحث است و حل نشده، اگر اینجور بخواهید ادامه بدهید فكر می كنم موفق نباشیم.
پیشنهاد می كنم چون مواد دیگر این اصل بحثی ندارد آنها را مطرح كنید و از آنجائیكه روح اصل ۱۲۷ این بند ۲ می باشد حتماً ما باید در مورد این بند قبلاً در جلسات كمیسیون به توافق برسیم تا یك راهی پیدا بكنیم، یا عین همین متن بند ۲ را قبول بكنیم و یا یك راه دیگری پیدا بكنیم.
پس اگر صلاح می دانید بنده ای دیگر كه بحث ندارد مطرح بشود و این بند را بگذاریم برای بحث جلسة فردا و الا با این موضوع من فكر نمی كنم این بند امروز رأی بیاورد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای یزدی مطلب تازه ای دارید؟ یزدی ـ من اشكالی داشتم منتظر بودم رفع بشود و چون اشكالم باقی ماند عرض می كنم.
اشكالی كه آقایان كردند بیشتر این بود كه ممكن است بخشهای خصوصی انحلال پیدا كند یا درد سر برای دولت پیش بیاید می خواهم عرض كنم كه این مسأله هم هست كه دولت را بجای مالك بزرگ درمی آورد كه از كارگرها استفاده می كند و راه حل این است كه اصل باشد و راه حل هم باشد.
راه حل این است كه اگر «زمینه» گفته شود در این صورت منظور آقایان تامین نمی شود اما اگر تملیك ابزار باشد به صورت اقساط مسأله حل می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای بنی صدر به عنوان موافق می آیند و توضیح می دهند اگر مطلبی ناقص ماند چون من خودم به عنوان موافق اسم نوشته بودم توضیح نهائی را خواهم داد.
آقای حجتی فرمایشی دارید؟ حجتی كرمانی ـ مطلبی دارم عرض می كنم و امیدوارم كه این مطلب در دفاع آقای بنی صدر مورد نظر قرار بگیرد.
من كه گفتم می خواهم در كل مسأله صحبت كنم برای همین موضوع بود، احساس می كنم اشكالی كه این اصل دارد به خاطر این است كه چیزی را كه ما تنظیم كردیم در واقع یك متفرقاتی است و یك نظامی را نشان نمی دهد، مثل اینكه یك سری آجر خوب ریختیم در گوشهای و یك سیستم ارگانیك از نظر اقتصاد نداریم كه اینها را جمع و جور كنیم و نشان نمی دهد كه ما چه نظام اقتصادی را می خواهیم پیاده بكنیم و اشكال كار همین است.
اینكه آقایان اشكال می گیرند به دلیل این است كه نظام روشن نیست و اصل مسأله ای را كه می خواستم تذكر بدهم این بود كه ما اول بیاییم در این اصول اولیه اقتصاد،آن نظام كلی اقتصادی را كه می خواهیم پیاده بكنیم در ارتباط با مسائل جاری روشن بكنیم كه آیا این نظام موجود كه نظام سرمایه داری است می خواهد بماند یا یك مقداری اصلاح بشود یا اینكه بطور كلی به صورت انقلابی می خواهم عمل بكنیم.
این موضوع را اگر روشن بكنید دیگر این اشكالات پیش نمی آید.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ این بند می گوید می خواهیم انقلابی عمل بكنیم.
خانم گرجی مطلب تازه ای دارید؟ خانم گرجی ـ من خواستم بگویم كه این اصل، درست اصلی است كه مطابق قرآن است و مطابق سوره «ماعون» است و همانطور كه خدا می فرماید «فویل للمصلین الذین هم عن صلاتهم ساهون و الذین هم یراؤن و یمنعون الماعون» عرض كنم كه این اصل كاملاً اسلامی است و ریشه قرآنی دارد و اگر این اصل تصویب نشود بند ۳ هم معنایش نامفهوم می شود و عبارت «تامین زمینه» كافی است.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای بنی صدر به عنوان موافق بفرمائید.
بنی صدر ـ
بسم الله الرحمن الرحیم.
عرض كنم كه ۶ اشكال اینجا نوشته ام كه آقایان این اشكالات را ایراد كردند.
اشكال اول این است كه ما حالا بیكاران زیادی داریم و وقتی این اصل را تصویب بكنیم تكلیف اولویت آنها چه می شود؟ ما در حال حاضر جمعیتان و تركیب سنی جمعیتان طوری است كه سالی یك میلیون نفر به كسانی كه می توانند كار بكنند و كاری برای آنها نیست اضافه می شود.
ما در دنیائی كه یا جمعیتش اضافه نمی شد یا یك هزار اضافه می شد زندگی نمی كنیم، میزان رشد جمعیت ما در سال ۳ درصد است و تولید كشاورزی ما اگر واقعیتش را در نظر بگیریم یك درصد هم نیست.
بنابراین ما نمی توانیم نسبت به رشد اقتصادی ایران لاقید بمانیم و تصور بكنیم كه می توانیم همان اقتصاد سابق را ادامه بدهیم.
این یك میلیون نفری كه هر سال اضافه می شوند كار می خواهند، حالا آنهائی كه از سابق بودند به جای خودش اینها هم اضافه می شوند.
اینكه اینجا گفتیم ابزار و وسائل فراهم بشود معنایش این نیست كه هر كسی از راه رسید و گفت یك بیل و كلنگ به ما بدهید می خواهیم برویم كار بكنیم بگوئیم بفرمائید و بروید كار بكنید، معنایش این است كه در كشاورزی و صنعت برای این نیروی بیكار دولت كار را فراهم بكند.
بدیهی است كه اولویت با كسانی خواهد بود كه الان بیكار هستند، هنوز مسأله آینده مطرح نیست فعلاً برای این بیكارهای موجود باید كار تهیه كرد.
اما اینكه میترسید اگر این اصل تصویب بشود بخش خصوصی تق و لق بشود و یا بخش دولتی تق و لق بشود و هر كسی بیاید بگوید به من ابزار بدهید می خواهم بروم خودم كار بكنم، این نگرانی شما بكلی بیجاست برای اینكه در حال حاضر دولت طبق قسمت دومی كه اینجا نوشته شده باید برنامه ای را فوراً به اجرا بگذارد تا برای آن بخش از جامعة ما كه هنوز كار ندارد كار تهیه كند.
تازه برنامه اقتصادی برای این نیست كه تنها برای بیكاران كار تهیه كند بلكه باید احتیاجات مملكتی را در نظر بگیرد، ببینید چقدر مواد غذائی در سال احتیاج خواهد داشت، برای اینها باید یك برنامه گذاری بكند، وقتی برنامه گذاری صنعتی و كشاورزی كرد طبیعتاً به نیروی انسانی احتیاج پیدا خواهد كرد.
بسیار ضوابط می شود در پیش گرفت، چنانكه در رژیم سابق این ضوابط وجود داشت، محاسبه كرده بودند كه اگر شما بخواهید گندم از آمریكا بخرید تا اینكه در خود ایران تولید بكنید گندم امریكا ارزانتر می شود، از نظر اقتصادی صرف به این است كه ایران را رها بكنید بیابان بشود و گندم را از امریكا بخرید و شما فقط اینجا اتومبیل مونتاژ بكنید.
این اصل می گوید كه نه این طور نیست بلكه ما در برنامه گذاری ضابطه كار برای بیكاران را اصل می شناسیم.
این چنین نیست كه چند تا امریكائی بیاوریم محاسبه بكنند و بگویند كه اگر فلان چیز را از فلان جا برایتان بیاوریم ارزانتر تمام می شود و بعد یك وقتی به خودمان بیائیم مثلاً حالا كه اقتصاد فلجی داریم و نمی دانیم كه با این اقتصاد فلج چه بكنیم.
پس گنجاندن این ضابطه در اینجا تامین استقلال اقتصادی ایران و تامین كار است برای كسانی كه كار ندارند و قطع رابطه با آن دید اقتصادی است كه ضابطه تعیین فعالیت اقتصادی را، قیمت در بازار جهانی تلقی می كرد.
اما موجب تق و لق چرا بشود یا در اینجا مزد بیشتر داده می شود، مگر معنای تامین وسائل این است كه تا هر كس رسید به آنجا و كار كرد حتماً سطح مزدش هم از جاهای دیگر بالاتر باشد؟ هیچ همچون معنائی را نمی رساند در همه جای دنیا دولت یك سیاست عمومی در پیش می گیرد كه اسمش هست سیاست مزدها كه ترتیبی بدهد تا برای كار مساوی مزد مساوی باشد.
وقتی این مسأله تامین شد هیچكس كاری كه فعلاً دارد رها نمی كند به امید اینكه برویم ابزار به دست بیاوریم و در آنجا درآمد بیشتری است وقتی از پیش دولت سیاست مزدها را اعلام و معین كرد كه همچون نیست اگر از اینجا ول كرد و دوید آنجا احتمالا حتی در آن سیاست مزدها اینجور اشخاصی كه هر روز می خواهند در یك جایی كار بكنند و پول بیشتری به دست بیاورند، همچنانكه در رژیم سابق هم همین طور بود دولت می تواند مجازاتهای اقتصادی معین كند و اصلاً ربطی به این مسأله ندارد.
مگر ما نمی خواهیم بعد از این، كارخانه وارد ایران بكنیم؟ می خواهیم این را به صورت یك ضابطهای در بیاوریم نه مثل گذشته كه آقا هر جا دلش خواست اتوماسیون چیزهائی خود كار را بیاورد.
فرض كنید برای تولید پارچه های ابریشمی فانتزی نه، ما می گوئیم این ضابطه نیست و ما ضابطة دیگری را قبول داریم.
این ربطی به اینكه بالا و پائین بشود، با ایجاد وسائل، مزد بالا و پائین نمی شود آن تابع یك سیاست دیگری است كه اسمش سیاست مزدها از طرفی و سیاست قیمتها از طرف دیگر می باشد.
اگر برای كسی در تهران زندگی ارزانتر شد و وسائل از همه جهت فراهم شد مزدش هم بالا بود مسلم است كه مردم می آیند به تهران چه شما این ضابطه را بگذارید و چه نگذارید چنانكه تا حالا هم همین كار را كرده اند.
اگر می خواهید كه نیایند باید در جائی كه هست مدرسه برایش فراهم بشود، ابزار كار فراهم بشود و در روستا بدون ابزار كار نماند كه بگوید من كه از زمین چیزی در نمی آورم ول بكنم بروم تهران.
بله، این برای آن كار است و دقیقاً عكس آن ترس و بیمی است كه شما دارید.
این موضوع ضابطهای معین می كند برای دولت كه در همه جا براساس نیازهای اساسی جامعه برای انسانها وسائل فراهم كند.
(مكارم ـ شما تكرار می كنید.)
خیر تكرار نیست.
مطلب سومی كه می فرمائید بار دولت را سنگین می كند ما می گوئیم باید ابزار تهیه بكنید، خوب بیائیم واقع بین باشیم، حالا بحث این را نمی كنیم كه بار دولت را سنگین می كند یا نمی كند، معنایش این است كه خود دولت می كند یا وسائل بر میانگیزد كه دیگران مثلاً بخش خصوصی این كار را بكنند.
البته ما وارد این بحث نمی شویم.
ما هستیم و این پول نفت و چیز دیگر اگر شما سراغ دارید آن را صورت بدهید تا ببینیم چیست.
آن پول نفت مال همه مملكت هست یا نیست؟ اگر پول نفت مال همه مملكت است پس باید وسیله دولت به صورت سرمایه در اختیار همه مردم به صورت ابزار و زمین قرار بگیرد.
ما كه نمی توانیم در اینجا چیزی كه به عموم تعلق دارد از عموم بگیریم و بدهیم دست یك عده سرمایه دار برای اینكه نكند دولت یك سرمایه دار بزرگ بشود.
اینكه سرمایه دار بزرگ هست برای اینكه پول نفت به او می رسد.
فقط حرفی كه ما اینجا می زنیم این است كه می گوئیم این پول نفت را قبل از هر چیزی باید به صورت ابزار در بیاورید و مثل سابق نباشد كه ببرید خرج اسلحه بكنید و خرج دیگر چیزها بكنید.
ما چه كنیم كه با همه اینها، این بیم نباشد كه دولت به صورت یك كارفرمای بزرگ در بیاید و یك قدرت مطلق بشود؟ به این دلیل و برای جبران این نقصی كه خواهی نخواهی پیدا خواهد شد ما در اصل ششم اینطور پیش بینی كردیم كه: در قلمرو مالكیت دولتی باید به تدریج اداره واحده ای تولیدی، صنعتی، كشاورزی، دامداری و خدمات به شوراهائی كه نمایندگان كاركنان آن واحد عضو می شوند واگذار شود.
(یزدی ـ البته آن تصویب نشده و جواب شما به این صورت درست نیست.)
تصویب نشده ولی شما به صورتی كه به نظرتان مطلوب می رسد در جای خود بیاورید نه اینكه اینها اصلی را گرو نگهداریم برای اینكه آن صورت، صورت خوبی نیست.
شما در جای خود مفهوم همین مطلب را با هر عبارتی كه می خواهید ذكر كنید.
یزدی ـ اینجا باید ذكر بشود كه تامین به چه صورتی است اگر تامین به صورت تملیك باشد جلو بوجود آمدن مالكیت بزرگ را می گیرد، یعنی همانطور كه گفتید سرمایه مال همه است و باید به همه بدهد و اگر یك استانی نیاز دارد باید وسیله فراهم كند و در اختیارش بگذارد.
بنی صدر ـ مطلب این است كه شما می گوئید تملیك بكند و من با آن تملیك موافق نیستم.
پس آن موضوع، بحث دیگری است كه ما به آنجا كه رسیدیم باید ببینیم آیا در آن اصل اجاره بكند یا تملیك بكند؟ در هر حال این برای همه روش هست كه پول نفت به دست دولت می رسد یا نه؟ دولت حق دارد سرمایه گذاری بكند یا نه؟ اگر سرمایه گذاری كرد آیا این مالكیت مال او خواهد بود یا نه؟ حالا شما می خواهید بگوئید نباشد این یك اصل دیگری است فعلاً و عجالتاً در اینجا هیچ جای تردید نیست كه این پول مال عموم است متصدی امور هم دولت است و ما تا اینجایش هیچگونه بحثی نداریم.
حالا بعد می خواهیم آنرا به چه شكلی اداره بكنیم خوب آن وقت می رویم سر یك اصل دیگری و آنجا بحث می كنم.
عرض كنم كه آقای منتظری می فرمایند كه به جای «وسائل و شرایط» بگذاریم «زمینه».
حالا زمینه از كجا روشن است؟ آنهم مبهم است.
مسأله ای كه است از شرایط كار، آموزش فنی است و این معلوم است كه باید بدهند، آیا این مبهم است؟ یقین محل سرمایه گذاری چه در صنعت و چه در كشاورزی جزو شرایط است، آیا مبهم است؟ اگر اینها را بخواهیم ذكر بكنیم چیزهای متغیر است، ضوابط متغیر است و این را باید قوانین عادی ذكر بكند، ما اینجا فقط این را می توانیم بنویسیم كه نوشتیم.
اما وسائل، شامل ابزارها و زمین است، آیا این چه ابهامی دارد؟ (منتظری ـ مال دولت است.)
این مطلب روشن است كه این مال دولت است، می گوئیم آقای دولت تو تا حالا براساس سیاست غلطی عمل می كردی، پولهای مملكت را بجای اینكه ابزار و زمین درست بكنی می بردی اسلحه میخریدی و خرجهای دیگر می كردی حالا از این ببعد این ضوابط در اقتصاد است یعنی باید وسائل ایجاد بكنی، اینكه حرف بدی نیست حالا شما می خواهید بگوئید كه این را به مالكیت خصوصی درآورید این یك بحث علیحده ای است كه در جای خودش وقتی آن اصل در گروه ها مطرح شد شما آنجا بفرمائید.
این را بنویسید «تملیك» یا بنویسید «اجاره» ما كه نمی گوئیم اینجا عجالتاً دولت از جیب مردم بردارد و اینكار را بكند، ما می گوئیم كه از این بودجه و از این پول دولت باید ابزار بخرد و برای مردم كار درست بكند، این چه ابهامی توی قضیه است؟ اما اینكه فرمودند این نظام ندارد، خوب نظام چی هست كه این ندارد؟ نظام همین است كه ما یك ضوابطی را معین بكنیم تا معلوم شود از این ببعد اقتصاد كشور تابع این ضوابط خواهد بود.
ما كه آن گروه تهیه كردیم خیال می كنیم كه نظامی را تهیه كردیم در صورتیكه مجموع اصول را باید دید در مجموع اصول كه نگاه بكنید، ما شروع كردیم از هدف و ضوابط، كه این معلوم باشد كه از این پس اگر دولت یا قانونگذار خواست برای اقتصاد قانونی تنظیم بكند از چه ضوابطی باید پیروی بكند.
بنابراین به گمان خودمان كاملاً نظام دارد و این ضوابط نظام ما را نه سرمایه داری خواهد كرد، نه سرمایه داری خصوصی و نه سرمایه داری دولتی.
به هر حال این ایرادات به ترتیبی كه به نظرم می رسید عرض كردم هیچكدام وارد نبود و بعضی هایش هم عكس آن صحیح بود یعنی از جهت عكس می باید میترسیدیم و امیدواریم كه شما همه رأی بدهید چون این اصل به صلاح اقتصاد مردم است.
موسوی تبریزی ـ این كه می فرمائید مال دولت، مال دولت است یا ملت؟ نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقا مال ملت است در اختیار دولت.
(موسوی تبریزی ـ پس مال ملت را بدهید به خودش.)
می دهیم، اجازه بفرمائید من به عنوان موافق اسم نوشته بودم و قرار بود كه اگر آقای بنی صدر همه نكات را پاسخ دادند دیگر صحبت نكنم، یكی دو سه نكته اینجا مانده كه این نكته ها را پاسخ می دهم:
۱ـ اقتصاد، دولتی شدنش از نظر مدیریت خطرناك است و نه از نظر مالكیتی كه نخواهد به استناد مالكیت مدیریت كند.
برخی از آقایان در مدیریت شورائی كارگاه ها بطور كلی از نظر مسأله رضا و عدم رضای مالك كارگاه دچار شبهه بودید، وقتی كه از این جهت دچار شبهه نباشید و تجربه اجتماعی هم نشان بدهد كه اداره شورائی كارگاه از نظر پیدایش انگیزه های اقتصادی علاقه به كار و پیشرفت به كار و بالا رفتن میزان تولید مفید است در حقیقت اینطور می شود كه این بند سبب می شود كه زمینه ادارة شورائی كارگاه ها اعم از كشاورزی و صنعتی و غیره فراهم بشود و دیگر، دوستان دچار شبهه رضا و یا عدم رضای مالك نباشید، چرا؟ چون در اینجا سرمایه و ابزار كار را دولت در اختیار گذاشته و خودش هم می گوید شورائی اداره بكن.
(مكارم ـ آقا تمركز به هر صورتی خطرناك است.)
عجیب است آقا اینكه دیگر تمركز نیست، این درست عدم تمركز است.
یعنی وقتی یك مالكی اعمال قدرت نمی كند برای خط دادن و آقا بالا سر بودن، این درست می شود كار مردم را به مردم دادن و از تمركز در دولت جلوگیری كردن.
(منتظری ـ در شوروی هم نظام شورائی هست.)
اینها جواب شرعی و اقتصادی نیست.
مسأله دوم، یك سؤال می كنم از دوستان، آیا این بحثی كه دوستان می كنند بر سر این است كه دولت به هر كسی كه می خواهد كاری بكند ابزار و وسائل و لوازم كار بدهد؟ آیا روی خود این مطلب دچار شبهه هستید كه مطابق اسلام است یا نه؟ (نمایندگان ـ نیستیم.)
پس اگر نیستید این مسأله پیش می آید كه این، از نظر علم اقتصاد و از نظر اجراء و فنی در یك جامعهای مثل ایران آیا این به رشد اقتصاد كمك می كند یا نه؟ وقتی بحث، بحث علمی شد یعنی این بحث شد كه آیا یك چنین نظام جدیدی كه نه سوسیالیسم است نه ماركسیسم است به شكل نهائی و نه كاپیتالیسم و نه هیچ ایسم دیگر، بلكه اسلام است ما می گوئیم كه این نوع جدید، این نظام جدید، این مبنای جدید، بر حسب تجاربی كه در بخشی از دنیا انجام شده است از قبیل ایجاد تعاونیهای كشاورزی و صنعتی بر حسب این تجربه ها این رویه موجب افزایش تولید و موجب اینكه آن آزادگی انسان در انتخاب كار بیشتر بشود، یك مقدار رویش تجربه شده است، و بعد هم مسلم است كه یك نظام جدید را نمی شود گفت كه تجربه اش را دیگران بكنند و ما تجربه اش را وارد بكنیم به ایران و سرزمین اسلام، ما خود باید شروع كننده این تجربه باشیم.
مگر روزی كه نظامهای دیگر كارشان را آغاز كردند گفتند ببینیم جای دیگر تجربه شده یا نه؟ خوب دست به تجربه می زنند و در اثنای عمل و برنامه ریزیها نواقصش را می بینند، و اصلاحاتی می كنند و اینكه ما نوشتیم كیفیتش را قانون معین می كند برای این كه معین بكند آیا تملیك شخصی خوب است، اجاره دادن خوب است، مالیات گرفتن خوب است با یك نسبت معین، هر جوری مجلس در آینده مصلحت دید همانطور عمل می كند، مهم این است وقتی كه ما می گوئیم پایه، پایة اسلامی است.
بنابراین از نظر انطباق با اصل اسلامی هیچ جای بحثی نیست، می دانیم كه در دنیا یك مقدار موفقیت هم داشته، می گوئیم ادامه كار و روشن كردن نقاط تفصیلی كار به عهدة تجارب آینده و قوانین آینده باشد، چرا؟ چون تمام اشكال مختلفش با اسلام سازگار است، تملیك خواست بكند مطابق با اسلام است، اجاره خواست بكند مطابق با اسلام است، مالیات خواست بگیرد مطابق با اسلام است.
یزدی ـ شكی در این نیست كه این نظام موجب این می شود كه وابستگی تمام بشود، اقتصاد استقلال، پیدا بكند، در اینها بحثی نیست، بحث در این است كه اگر این طور آزاد گذاشته شود در یكی از صورتهایش دولت یك مالك بزرگ است مثل سایر مالكین و سودی كه می گیرد، این سود باز تمركز پیدا می كند و درست مثل یك سرمایه دار بزرگ می شود.
(دكتر بهشتی ـ آقا من عرض كردم سود.)
نحوه باید مشخص بشود دولت وقتی تامین می كنداینطور نیست كه وسیله در اختیارشان بگذارد.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای یزدی پیشنهاد شما و بعضی از دوستان را به این صورت اصلاح می كنیم می نویسیم «كیفیت این كار را قانون معین می كند ولی به هر حالی نه به صورتی كه دولت به صورت یك سرمایه دار بزرگ درآید» یك چنین جمله ای را می نویسیم كه سایر راه هایش را باز بگذاریم و این راهی را كه می دانیم بد است ببندیم.
(موسوی تبریزی ـ اجازه بفرمائید بنده اشكالی دارم.)
سؤال نفرمائید و بگذارید من صحبتم را بكنم آقای موسوی اگر یادداشت بفرمائید و اجازه بدهید من عرایضم را زودتر تمام بكنم، متشكر می شوم.
موسوی تبریزی ـ اشكالی كه بنده دارم اولاً مربوط به خود جنابعالی است.
در مصاحبة رادیوئی، در تبریز از من پرسیدند مثل اینكه آقای بهشتی نمی گذارد نمایندگان حرفشان را بزنند، گفتم والله این افتراست، و برای اثبات آن می خواهم یك تذكر آئین نامهای برای شما بدهم.
در این ماده سه نفر موافق هر كدامشان ۲۰ دقیقه صحبت كردند و مخالف در حدود ۵ دقیقه صحبت كرده است البته این یك تذكر آئین نامهای است، و ثانیاً این مطلبی كه شما می فرمائید از آن اصلاحات خودتان را عاری بكنید، می گوئیم دولتهای سابق در رژیم طاغوتی مال ملت را می خوردند و ما انتقادمان این بود كه دولتهای سابق مال ملت را و آنچه كه حق مسلم و شرعیشان بود خوردند و حالا باید دولت مال مردم را به خود مردم واگذار كند.
شما اگر صاحب مالی باشید من مال شما را به خودتان می دهم بدون اینكه حق نظارت داشته باشم.
اینجا معادن مال خود ملت است برای ریشه كن كردن فقر و محرومیت و برای اینكه مردم از محرومیت خلاص بشوند مالش را در اختیارش بگذارید.
آنوقت شرع هم برایش حدی قائل شده و عناوینی كه داریم با همان عناوین در اختیارش بگذارید.
من كارگر یك وقت در زیر فرمان یك سرمایه دار بودم فردا در زیر فرمان دولت خواهم رفت و این از نظر ماهیت هیچ فرقی نمی كند مگر اینكه تملیك كند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای موسوی اما اینكه گفتید از حضرتعالی سؤال كردند كه من نمی گذارم نمایندگان صحبت بكنند، باید توضیح بدهم كه مگر می شود یك كسی مسئول اداره جلسه باشد و بگذارد همه حرف بزنند، این كه نمی شود، هر كس كه خواست جلسهای را اداره بكند خود بخود كارش به اینجا می كشد كه بگوید آقای ایكس خواهش می كنم صحبت نفرمائید.
و اما در مورد موافق و مخالف عرض كنم كه من به همه مخالفین گفتم اگر حرف تازه ای دارید بزنید گفتم موافقین هم اگر حرفی ماند بزنند نه اینكه فقط یك موافق و یك مخالف صحبت بكنند.
به هر حال ما به این اصل اضافه می كنیم «ولی به هر صورت دولت باید به صورت سرمایه دار و كار فرمای بزرگ درنیاید» ما این را می نویسیم و به رأی می گذاریم، آقای دكتر غفوری فرمایشی دارید؟ گلزاده غفوری ـ همانطوری كه صحبت شد آیا شما می خواهید یك كار انقلابی انجام بدهید یا می خواهید یك حرف بزنید؟ اگر چنانچه كار انقلابی است و آنرا هم متكی براساس اسلام می خواهید انجام بدهید، باید توجه بكنید كه ما چه داریم و چه نداریم.
ما آدم داریم پول هم داریم، ببینیم چه نداریم كه به این وضع گرفتار شدیم.
ما ۸۰۰ تا معدن داریم، معدن گاز و نفت داریم و خیلی چیزهای دیگر و اینهمه آدمی كه هم بیكار هستند و هم شبه كار دارند.
یك میلیون ششصد هزار نفر از خزانة دولت پول می گیرند، یكدهم اینها كافی هست كه ادارات را بتوانند اداره بكنند و آن شغلهای بیخودی بروند پی كارشان.
همچنین حقوق بگیرهای زیادی ما داریم همانطور كه گفتیم چهار صد و هفتاد هزار نفر بودند كه خوب در آن تشكیلات تحت نگهداری خاصی بودند اگر بخواهید اینجا انقلابی بشود می بایست ببینیم كه ما چه می خواهیم یك وقت بكار اندازی نیروی انسانها را با برنامة صحیح می خواهیم و یك وقت اشتغال می خواهیم كه كسی بیكار نباشد مثل آنهائیكه پول نفت را گرفتند و ماهی هزار تومان دادند به افرادی كه فقط خرج بكنند و این در واقع دور میزد و به كیسة استعمارگران و به آنهائیكه تولید می كردند و ما مصرف می كردیم می رسید.
بنابراین مسأله این است همانطور كه در شورای هفتگانه جمهوری كه البته هنوز آن اصول مطرح نشده، شورایعالی اقتصادی و اراضی و كشاورزی و شورایعالی منابع طبیعی و برنامه ریزی اینها بعد می آید كه خوب بعد می رسیم به كارمندان دولت كه الان دست به گریبان ما هستند یعنی الان خود كارمندان دولت كه اصیل و نجیب هستند واقعاً از خودشان شرمنده هستند و هیچ كاری نمی كنند و پولی هم می گیرند.
این است كه اگر بخواهد انقلابی عمل بشود باید وضع موجود را ترسیم بكند و دردی را دوا بكند و گرنه یك شعار می شود.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دكتر غفوری این كه منافاتی با این ندارد آن یك مطالب دیگری است اجازه بفرمائید من برای رأی گیری می خوانم.
(هاشمی نژاد ـ این كه نوشتید دولت به صورت سرمایه دار بزرگ در نیاید آیا معنی دارد؟ مدیریت كه با دولت نیست.)
برای اینكه پیشگیری بكنیم كه مثل برخی از كشورهای سوسیالیستی در بعضی از ادوار نشود، نوشتیم «به صورتی كه دولت به صورت یك كارفرمای بزرگ در نیاید» این كه عیبی ندارد.
(رشیدیان ـ توضیح بفرمائید كه در آنجا دولت، حكومت دیكتاتوری است.
یعنی به هر نحوی كه خواست سرمایه گذاری می كند ولو اینكه در ساختن موشك باشد.)
یعنی اینكه دولت به صورت یك كارفرما در نیاید اینكه معلوم است، ما می خواهیم به سمتی برویم كه با این اصل مسأله اینكه كارگر، استثمار فرد بشود یا استثمار دولت بشود، جلوگیری بكنیم، بنابراین چه وقت می توانیم این كار را بكنیم؟ وقتی كه امكانات كار برایش بدهیم ولی زمام امر او را به دست یك كار فرمای بزرگ شخصی یا دولتی نگذاریم، پس هدف دو چیز با هم است.
(منتظری ـ اصل ۳۲ كافی نیست؟) نه كافی نیست.
آقای دانش راد بفرمائید.
دانش راد ـ این بحث اشكال ایجاد می كند آقای دكتر، البته برای واحده ای كوچك صحیح است ولی بعضی مواقع دولت ناچار می شود كارخانجات بزرگی را وارد بكند كه به دست خودش و یا شوارها اداره بكند مثال، معادن ذغال، این معادن ذغال كه از كرمان تا طبس زیرزمین ادامه دارد استخراجش را اولاً نمی شود دست بخش خصوصی داد برای اینكه مایة حیات اقتصاد كشور است و یا اینكه دولت می خواهد كارخانه ذغالشوئی وارد بكند و مردم را بكار وادار كند و این كارخانه را بكار بیاندازد و ذغال تصفیه شده بدهد به صنایعمان و این را مگر می شود كه بخش خصوصی اداره بكند و یا دولت كارفرما نشود؟ در بعضی موارد دولت باید كارفرما بشود و در بعضی موارد هم شركتهای تعاونی باید كارفرما بشوند.
نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ آقای دانش راد، می تواند دولت كارفرما نشود یعنی می تواند آنجا را واگذار كند به یك تیم بزرگ كه آنها با شورای خودشان بتوانند این كارگاه را اداره بكنند و هر قدر هم بهتر كار بكنند و بیشتر ذغالشوئی بكنند بیشتر درآمد خواهند داشت و اگر دیدند بهتر نتیجه می گیرند، بهتر كار خواهند كرد.
(بنی صدر ـ و مدیریت غیر متمركز چرا بگذارید سرمایه دار و غیر سرمایه دار فردا هزار تا مصیبت درست می كنند.)
نوشتیم كارفرمای بزرگ نه سرمایه دار، خوب این اصل را برای رأی گیری می خوانم: بند
۲ـ تامین شرایط و وسائل كار برای همه كسانی كه توانائی كار دارند ولی قادر بر تهیه وسایل كار خود نیستند.
ضوابط و كیفیت این تامین را با رعایت مصالح جامعه و برنامه ریزی عمومی اقتصادی كشور، قانون معین می كند ولی به هرحال دولت باید به صورت یك كارفرمای بزرگ درنیاید.
لطفاً رأی بگیرید.
(اخذ رأی به عمل آمد و نتیجه آن به شرح زیر اعلام شد) نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ نتیجه را اعلام می كنم، عده حاضر در جلسه هنگام اخذ رأی شصت و چهار نفر، تعداد كل آراء شصت و چهار رأی، موافق چهل و دو نفر، مخالف چهار نفر، ممتنع هجده نفر.
بنابراین، این بند تصویب نشد، بر می گردد به گروه تا رویش بحث شود.


۳ـ پایان جلسه نایب رئیس (دكتر بهشتی) ـ جلسه را ختم می كنیم، جلسه بعدی ما فردا خواهد بود.
(جلسه ساعت هفده و پنجاه دقیقه پایان یافت.)
نایب رئیس مجلس بررسی نهائی قانون اساسی ـ دكتر سید محمد حسینی بهشتی



نام
پست الکترونيک
پيام شما