آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۸
بازديد امروز: ۴۱۰
بازديد روز قبل: ۴۳۱
بازديد هفته: ۲۸۹۸
بازديد ماه: ۱۰۷۲۳
بازديد کل: ۶۱۹۹۶۴۱
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
واژه نامه هاي تخصصي > ترمينولوژي حقوقي > ۱۳۸۸/۰۲/۰۷
۳۸۷ بازدید
 
   

پ


پاداش
(حقوق ادارى) وجهى كه درازاء خدمتى یا ابراز لیاقتى داده شود. على الاصول متناوب و مستمر نیست و پرداخت آن تابع آئین نامه مزایا نمى باشد تأثیرى در حقوق تقاعد ندارد. رك. حق حضور- دستمزد - كمك هزینه - پاداش - فوق العاده - اضافه حقوق.


پادگان
یا ساخلو گروهى از سربانان كه براى محافظت محلى در آنجا متوقف مى شوند و مأمور نگهدارى آن میباشند.


پاركه
رك. دادسرا


پاركه استیناف
مرادف دادسراى استان است. (رك. دادسراى استان)


پاركه بدایت
اصطلاح سابق دادسراى شهرستان است. (رك. دادسراى شهرستان) ماده ۴۴ قانون ثبت.


پاركه دیوان كشور
اصطلاح سابق دادسرای دیوان كشور است. (رك. دادسراى دیوان كشور)


پارلمان Parlement
الف - مجمع یا مجامع رسمى كه صلاحیت شور و اخذ تصمیم را دارا باشد و وظیفه اساسى آن تصویب قانون و بودجه است.
ب - مجلس (رك. مجلس) پارلمان اگر از یك مجلس تشكیل شود سیستم قانونگذارى كشور را سیستم یك مجلسى گویند و اگر از دو مجلس تشكیل شود سیستم قانونگذارى را سیستم دو مجلسى نامند.


پاساوان Passavani 
سند عبور- سند مخصوصی است كه بموجب آن كالاهاى مشمول مالیات غیرمستقیم یا گمرك براى مدت معینى و مسافت محدود (مثلا ازمرز تا دفترگمرك) نظر بوضع مرسل یا مرسل الیه از پرداخت مالیات یا حق گمركى معاف میگردد.


پاسبان
كسیكه از طرف شهربانی مامور حفظ نظم وآسایش شهر است. Agent de Police


پاسپورت
تذكره – گذرنامه


پاسدار
قراول را گویند.


پاسگاه
پست قراولى را گویند.


پاسیار
سرهنگ شهربانی است.


پاسیار دو
سرهنگ دوم شهربانى است.


پاسیار یك
سرهنگ یكم شهربانى است.


پاى تخت
مرادف دارالخلافه است وآن شهرى است كه مقرحكومت مركزى است. پاى تخت ایران بموجب قانون اساسى تهران است. (اصل چهارم متمم)


پایندان
ضامن درعقد ضمان را گویند.


پایندانى
ضمان را گویند (درعقد ضمان)


 پایه
الف - مقام واشل ورتبه را دراصطلاحات حقوق ادارى گویند.
ب - اساس فلزى پول كشور را گویند كه معمولا سه گونه است: پایه طلا و پایه نقره وپایه دوفلزى.


پذیرش
الف - بمعنی Agrement یعنی موافقت دولتى در مورد شناسائى نماینده سیاسی دولت دیگر در نزد خود.
ب - بمعنی Acceotation یعنی خصوص قبولى در بانك یعنى پذیرفتن پرداخت سندى.


پذیره نویسى Souscription
الف- نوشتن و امضاء كردن درپاى نوشته اى است براى تعهد انجام كارى كه درآن نوشته شرح داده شده است. (فرهنگستان)
ب- درحقوق تجارت درباب شركتهاى سهامى عبارت است ازتعهد پرداخت قیمت یك یا چند سهم ازسهام شركت (ماده ۳۸ قانون تجارت).


پرداخت
اجراء تعهدى كه موضوع آن وجه نقد باشد. اصطلاح Payement درحقوق فرانسه اعم از پرداخت است زیرا شامل تعهداتی كه موضوع آن وجه نقد هم نباشد نیزمیشود


پرداخت بغیر بستانكار
(مدنى) دادن مبلغى بكسیكه بستانكار نیست (از روى اشتباه و بدون قصد تبرع) پرداخت كننده حق مطالبه مبلغ مزبور
را دارد (ماده ۳۰۲ ق – م) گاهى آنرا ایفاء ناروا نامیده اند و آنرا شامل موارد ذیل دانسته اند:
الف - پرداخت دینى كه وجود واقعى ندارد بگمان وجود آن (ماده ۳۰۲ ق – م)
ب- پرداخت دین موجود بغیر بستانكار (ماده ۳۰۱ ق- م)
ج- پرداخت دین موجود از طرف غیر مدیون كه اشتباها خود را مدیون دانسته است (ماده ۳۰۲ ق- م)


پرسنل
مجموع من حیث المجموع كاركنان یك اداره یامؤسسه رسمى یا غیر رسمى.


پروانه
اجازه كتبى كه ازیك مؤسسه دولتى یا ملى بصورت متحد الشكل براى عده اى از اشخاص و براى تامین منظور خاص ودر جهت رعایت نظام و ترتیب معینى صادر مى شود (ماده ۵۴ قانون دفاتر اسناد رسمى و ماده اول قانون راجع بدلالان ۸ – ۱۲ - ۱۳۱۷ و مانند اینها)


پروتست Protet
بمعنى اعتراض است. (رك. واخواست و اعتراض)


پروتكل Protocole
(بین الملل عمومی) صورت جلسات مجالس سیاسی كه برای مذاكره و رسیدگى درامرى منعقد شده باشد و در حدود اعتباری كه اعضاء آن مجالس براى آن قائل شده اند معتبر بوده و ازمنابع تعهدات بین المللى است.


پرونده
سند ها و نوشته هاى راجع بیك موضوع یایك كار یا یكنفر را كه یك جا جمع آورى شده و غالبا خلاصه مطالب آن نوشته ها را براى آسانى درپشت پوشه هاى آن می نویسند پرونده Dossier گویند.


پرونده ثبتى
(ثبت) پرونده اى است كه پس از وصول اظهارنامه ثبتى باداره ثبت دربایگانى آن اداره تشكیل میشود و شامل اظهارنامه و اوراق و اسناد مربوط به پلاك مورد تقاضاى ثبت است.


پزشك قانونى
پزشكى كه وظیفه او كمك باحقاق حق واجراء عدالت در امور مدنی وجزائى است ازقبیل تشخیص وقوع قتل وكیفیت واقسام جرح وتشخیص جنون یا ضعف عقل وتشخیص كسیكه واجد شرط معافیت ازسن است (ماده ۸۲ قانون آئین دادرسى كیفرى وماده ۲۶ آئین نامه اجراء قانون ثبت)


پژوهش
شكایت استینافى. شكایت از حكم و قرار كه درمرحله رسیدگى نخستین صادر شده است. شكایت براى بار دوم. اسم سابق آن استیناف است واستیناف بمعنى از سرگرفتن است. شاكى را پژوهشخواه (ومستانف) وخواسته او را پژوهشخواسته (مستانف عنه) وطرف او را پژوهشخوانده (مستانف علیه) مینامند.


پژوهش تبعى
(دادرسی مدنى) هرگاه یكى از اصحاب دعوى ازحكم نخستین درخواست پژوهش كرده باشد طرف دیگر فقط میتواند از همان حكم نسبت به محكومیت خود یا جهتى كه ازآن ناراضى است ضمن پاسخ بدرخواست پژوهشی در خواست پژوهش تبعى نماید (ماده ۵۰۳ دادرسى مدن)


پژوهش خواسته
رك. پژوهش


پژوهشخوانده
رك. پژوهش


پژوهشخواه
رك. پژوهش


پسادست
معامله نسیه را گویند.


پشت نویسی Endossement
مرادف ظهرنویسى است. (رك. ظهرنویسى)


پشتوانه
سپرده اى است كه كسى براى اعتبار خود دربانك معین مى كند (فرهنگستان)


پشیز Billon
پول سیاه مسى ونیكلى و مانند آن.


پلاك
(ثبت) قطعه فلزى است كه شماره ملك و ناحیه مربوطه برآن حك شده است.


پلیتیك
بمعنى سیاست است (رك. سیاست) ماده ۶۳ قانون جزا.


پلیس Police
الف - مجموعه قواعدى كه دولت برجامعه بمنظور نظم و آرامش و امنیت كشور تحمیل كند.
ب - در اصطلاحات فارسى از این كلمه معنى پاسبان را مى فهمند.
ج - رك. محله


پلیس ادارى
ماموران دفع جرم ازقبیل پاسبان و ژاندارم  وغیره درمقابل پلیس قضائى استعمال میشود (رك. پلیس قضائى)


پلیس علمى Police scientifique
علمى كه موضوع آن مطالعه وسائلی است كه براى شناسائى و دستگیرى مجرمان بكار می رود.


پلیس قضائى
ماموران تفتیش وكشف جرائم و اقدامات راجع بجلوگیرى متهم از فرار و پنهان شدن كه عبارتند از دادستان شهرستان و داد یاران او - بازپرس - كلانتران شهربانی - صاحب منصبان ژاندارمرى. ماموران مذكور را ضابطین دادگسترى هم مینامند. پلیس ادارى مامور است كه از وقوع جرم جلوگیرى كند ولى اگر جرمى واقع شد پلیس قضائى مشغول بانجام وظیفه مى شود. (ماده ۱۹ دادرسی كیفرى)


پناباد
(بفتح اول) مساوى دهشاهى است وهر پناباد سیزده نخود نقره خالص است. این كلمه هم اكنون در پاره اى از نقاط مانند مشهد و آذربایجان استعمال میشود لكن نه بمعنى مذكور بلكه بمعنی همین دهشاهی زمان ما.


پوت
وزن روسى تقریبا معادل ۵/ ۱۶ كیلو گرم.


پوشه
لفافى كه درآن اوراق و نوشته ها نگهدارى میشود.


پول
الف - قطعات فلز داراى شكل خاص كه ارزش معینى براى آن قائل شده و بمنظور وسیله مبادله سكه زده شده باشد.
ب- انواع مسكوكات واسكناس كه بمنظور مبادله سكه زده شده یا چاپ و نشر


پیش آگهى
اسم دیگرآن اخطار قبلى است. (رك. اخطار قبلى)


پیش بها Arrhes
اسم دیگربیعانه است. (رك. بیعانه)


پیشكار دارائى
رئیس دارائی استان را گویند.


پیشكار مالیه
رئیس دارائی استان را گویند.


پیشكی
اسم دیگر بیعانه است. (رك. بیعانه)


پیش نویس
یا مینوت نامه موقتى است كه پیشنهاد مضمون نامه را در آن نوشته پس از تصویب وزیر یا رئیس اداره آنرا پاكنویس
كرده بامضاء مى رساند و بجریان می گذارند.


پیشه ور
الف - بمعنى كسبه واصناف است. استعمال آن در خصوص ((كسبه جزء)) حقوق تجارت از اغلاط است.
ب- بمعنی صاحب فن استعمال شده است (ماده ۵۳ قانون خدمت نظام وظیفه عمومی مصوب ۱۳۱۷- ۱۳۲۱)


پیشینه
درلغت سابقه هر چیز و هر امرى را گویند مانند سوابق مربوط به پیدایش صنعت نفت یا كشت نیشكر و قند و از این مقوله است ((عدم سوء پیشینه)). در اصطلاحات حقوق ادارى اوراق مربوط به گذشته یك امرحاضر را كه در دست اقدام است گویند. اسم دیگر آن سابقه است.


پی كنى
كندن جائى براى كشیدن دیوار. پی كنى ازآثار تصرف تلقى شده است (ماده ۲۶۸ مكرر قانون جزا)


پیگرد
اسم دیگر تعقیب است. (رك. تعقیب)



پیله ور
كاسب دوره گردى كه متاع خود را ده بده و قریه بقریه مى گرداند و نقدى وجنسى معامله میكند.


پیمان Pacte
قرارداد بین المللى را گویند. (رك. عهد)


پیمان اتحاد
(بین الملل عمومى) عهدنامه اى كه بموجب آن دو یا چند دولت در برابر هم متعهد شوند كه براى وصول ببرخى از هدفهاى سیاسی با هم تعاون و همراهى از طریق اعمال نفوذ یا لشكركشى بكنند.


پیمان اتحاد بین المللی
(بین الملل عموى) اتحاد بین چند دولت كه متحدان تعهد كنند كه كشورهاى خود را در امور مربوط بموضوع مورد اتحاد تحت تربیت و نظامات واحدى قرار دهند مانند اتحاد گمركى و پستى و غیره. در نتیجه این اتحاد موسسه مشتركى تحت عنوان اداره بین المللى واسطه بین اعضاء پیمان میشود.


پیمان اتحاد تدافعى
(بین الملل عمومى) نوعى ازپیمان اتحاد است (رك. پیمان اتحاد) براى دفع حمله دیگران و حفظ وضع موجود.


پیمان اتحاد تعرضى
(بین الملل عمومى) نوعى از پیمان اتحاد است. (رك. پیمان اتحاد) بمنظور كشور گشائى یا تفوق بین دول.


پیمان اتحاد عمومی
(بین الملل عمومى) عهد نامه اى است بین دویا چند دولت بمنظور اتخاذ روش واحد در جمیع موارد حكومت و تساوى حقوق و تكالیف آنان.


پیمان اتحاد مطلق
(بین الملل عمومى) عهد نامه اى است بین دویا چند دولت بمنظور اتخاذ روش واحد در مواردى براى وصول بنفع مشترك.


پیمان اتحاد نظامی
(بین الملل عمومى) مجموع پیمانهاى ذیل و هریك ازآنها را گویند:
الف - پیمان اتحاد تدافعى
ب - پیمان اتحاد تعرضی


پیمان بیطرفى
(بین الملل عمومى) بیطرفى كه بموجب عهد نامه اى بین دویا چند دولت مقرر شود مفاد این عهدنامه را پیمان بیطرفى نامند.


پیمان بیطرفى دائمى
(بین الملل عمومى) بموجب این پیمان:
اولا- دولت بیطرف تعهد مى كند كه جز براى دفاع از خود اقدام بجنگ نكند.
ثانیا - دولتهاى طرف او ضامن میشوند كه بیطرفى او را محترم شمرده وهر دولتى را كه بیطرفى او را رعایت نكند وادار برعایت بیطرفى او كنند. (رك. بیطرفى اجبارى)


پیمان بیطرفى موقتى
(بین الملل عمومى) بموجب این پیمان دول متعاهد ملتزم میشوند كه درجنگى كه بین دویا چند دولت معینى واقع شده دخالت نكنند. رك. بیطرفى اختیارى


پیمان خصوصى
(بین الملل عمومى) پیمانهائى كه جنبه سیاسى. (رك. پیمان سیاسی) وپیمان اتحاد بهمه اقسام آن (رك. پیمان اتحاد) نداشته باشد و نتیجه آنها ایجاد حقوق و تكالیف متقابل باشد مانند عهدنامه تجارت وعهد نامه اقامت و عهد نامه استعانت ودستگیرى وعهدنامه غرامت وعهد نامه  قضائى وقنسولى و استرداد مجرمان و غیره.


پیمان سیاسى
(بین الملل عمومى) عهدنامه اى است بین دویا چند دولت كه موضوع عهدنامه با موجودیت و اعتبار و حیثیت و تمامیت ارضی آنان بستگى دارد مانند پیمان صلح - پیمان اتحاد - پیمان مودت - پیمان  تضمین - پیمان مساعدت - پیمان بیطرفى - پیمان تفویض اراضى - پیمان تعیین مرز و غیره.


پیمان صلح
(بین الملل عمومى) عهـد نامه اى كه متخاصمین شرائط متاركه جنگ را در آن درج كنند.


پیمان مساعدت
(بین الملل عمومى) عهدنامه اى كه بموجمب آن دولتى بدولت دیگر مساعدت از حیث نفرات ارتش خود و یا مساعدت ازحیث مهمات جنگى و مالى درصورت وقوع جنگ مى دهد كه در مقابل، وجهى بترتیب مقرر درعهدنامه بگیرد. دولت مساعدت كننده ازمزایاى بیطرفی نمیتواند استفاده كند.


پیمان نامه
بمعنى عهد نامه است (رك. عهدنامه. عهد)


پى نوشت
در اصطلاحات ادارى دستورى است كه رؤساء ادارات ذیل نامه ها نویسند.


پیوند
در لغت، اتصال ونتیجه پیوستن را گویند چنانكه نتیجه پاك كردن پاكی است و ننیجه پیوستن (در اشیاء بیروح مانند درختان) پیوند است. در امور مادى استعمال آن حقیقت است درامورمعنوى مجاز: در اصطلاحات ذیل بكار رفته است:


پیوند تقنینى
سرایت دادن كلى حقوق یك كشوربه كشور دیگرمانند حقوق اسلام كه در حمله اعراب به كشورهاى مغلوب سرایت داده شد. این سرایت اگر بهمراه فتح وغلبه و استیلاء باشد پیوند متصرفى نامیده میشود و گرنه پیوند خاورى نام دارد مانند سرایت كلى قوانین سویس بتركیه جدید درقرن حاضركه بطوع و رغبت صورت گرفت.


پیوند جزئى
قبول یك فكر حقوقى خارجى توسط كشور دیگر مانند قبول مفاد مواد ۱۹۹- ۲۰۰ و ۲۰۱ قانون مدنی ما كه ازحقوق فرانسه گرفته شده است و نمونه یك پیوند نگرفته كامل است پاره اى از پیوندها پیوند گرفته است مانند مقررات مسؤلیت مدنی سال ۱۳۳۹ كه اكنون پیوند گرفته اى است بر مقررات باب اتلاف و تسبیب قانون مدنی. پیوند جزئی در مقابل پیوند كلى استعمال میشود مانند پیوند متصرفى و پیوند خاورى.


پیوند كلى
رك. پیوند جزئى


پیوند متصرفى
رك. پیوند تقنینى


پیوند مستعمراتى
تركیب قانون مهاجران متمدن با قوانین محلى مردم نقاط مستعمره (كه عنوان وحشی و نیمه وحشى داشته باشند)


پیوند نامه
مقاوله نامه را گویند.


منبع:
ترمينولو‍‍ ژي حقوق ،دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي ،چاپ چهارم ،زمستان 1368 ،ناشر گنج دانش


نام
پست الکترونيک
پيام شما