آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۲
بازديد امروز: ۴۹
بازديد روز قبل: ۴۸۴
بازديد هفته: ۳۵۰۲
بازديد ماه: ۹۰۳۱
بازديد کل: ۶۱۷۶۵۹۱
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
واژه نامه هاي تخصصي > ترمينولوژي حقوقي > ۱۳۸۷/۱۲/۱۷
۲۸۸ بازدید
 
   

ز


زارع
در قانون اصلاحات ارضى ۱۹- ۱۰- ۴۰ زارع كسى است كه مالك زمین نیست و بادارا بودن یك یا چند عامل زراعتی شخصأ ویا به كمك افراد خانواده خود در زمین متعلق به مالك مستقیما زراعت مى كند و مقدارى از محصول را بصورت نقدی یا جنسى بمالك میدهد.


زانى
(فقه - جزا) كسیكه مرتكب جرم زنا شده است. (رك. زنا)


زانیه
(فقه) زنی كه مرتكب جرم زنا شده است. (رك. زنا)


زایچه
یا ورقه ولادت: ورقه اى است كه هنگام ولادت كودك نوشته مى شود و اداره آمار از روى آن ورقه شناسنامه تهیه مى كند. استعمال زایچه بمعنى (متولد) غلط است.


 زراعت
الف - در لغت بمعنى بذر افشاندن است و اختصاص به غلات ندارد در زبان فارسی هم اختصاص آن به غلات محرز نیست با این وصف در معنى زراعت( و تطبیق آن بر زمینى كه در آن گل و درختان زینتى كاشته میشود) درتبصره دوم ماده یك قانون مالك و مستأجر مصوب ۱۰- ۳ -۱۳۳۹ تردید و اختلاف نظر در دادگاهها دیده شده است.
ب - در قانون اصلاحات ارضى ۱۹- ۱۰- ۴۰ بمعنى تولید محصول بوسیله عملیات زراعتى و باغدارى است.


زراعت مكانیزه
زراعتى كه توسط كارگر كشاورزى انجام و حداقل، عملیات شخم بوسیله ماشین كشاورزى صورت گیرد زراعت مكانیزه شناخته میشود (ماده ۲۰ آئین نامه اصلاحات ارضی ۱۹- ۱۰- ۴۰ )


زقاق (بضم اول)
(فقه) كوچه تنگ را گویند خواه بن بست باشد خواه نه و در همین معنى سكه (بكسر اول وتشدید ثانى) استعمال میشود وگاه سكه بمعنى كوچه و معبر وسیع است.


زق زار
(فقه) زمینی است موات كه آب هرزه ترشح مى كند واحیاء آن به زه كشی و برانداختن آب هرزه آن است.


زكات
(فقه) حقی است قانونى كه بشرط نصاب باید صاحب مال آنرا بپردازد ومصرف آن معاش فقراء و مساكین و حقوق ماموران وصول زكات و ماموران پرداخت آن به مستحقان (فقراء ومساكین) و مؤلفه قلوب و براى آزاد كردن بندگان و پرداخت دیون مفلسان و پرداخت هزینه رجعت مسافرینی كه تمكن بازگشت را ندارند و كلیه امور عام المنفعه مانند ساختن راهها و پرداخت حقوق معلمان وهزینه تحصیل اشخاص فاقد بضاعت و نشر كتب سودمند و مانند اینها است.


زمین
درقانون اصلاحات ارضى ۱۹- ۱۰- ۴۰ زمین زیركشت یا آیش است كه براى یك یا چند نوع از اموركشاورزى مورد استفاده قرارمیگیرد.


زمین بیاض
زمینی كه مشخصات ذیل را دارا باشد :
الف - ملك باشد خواه مجهول المالك باشد خواه نه. بنابراین به زمین موات، بیاض گفته نمیشود.
ب- مشغول بزراعت یا بنا یا درخت و چمن ومانند این امور نباشد خواه محصور باشد خواه نه خواه زمین از اراضى زراعتى باشد خواه نه.


زمین خالصه
رك. خالصه


زمین شاهى
(تاریخ حقوق) این اصطلاح تا یك قرن اخیر وجود داشته و معلوم نیست مرادف خالصه استعمال شده یا نه. بعضى آنرا ملك مجهول المالك محیات (دائر) دانسته اند كه در تصرف شاه باشد (جامع الشتات- صفحه ۲۱۳) بهرحال خصوصیات این اصطلاح چندان روشن نیست ولى غالبأ در اراضى خالصه بكار مى رفته است. در لغت معنى آن معلوم است. دراصطلاحات ذیل بكار می رود:


زن حائل
(فقه – مدنی) زنی كه آبستن نباشد. در مقابل زن حامل استعمال شده است.


زن حامل
(فقه – مدنى) زن آبستن را گویند. و حمل از زمان انعقاد نطفه است تا زمان وضع حمل.


زن دائم
(مدنى – فقه) زنى كه بعقد ازدواج دائم بنكاح كسى درآمده باشد. در اصطلاح دیگركه عامیانه هم هست او را زن عقدى نامند كانه متعه عقد نیست و حال اینكه متعه هم نوعى عقد است بهرحال اصطلاح عامیانه مذكور در حد خود ظرافتى دارد.


زن صیغه
(مدنی – فقه) زنى كه بعقد نكاح منقطع شوهر كند (ماده ۱۰۷۵ قانون مدنی) این اصطلاح عامیانه ناشى ازآنجا است كه این ازدواج عارى از رسوم و عادات عقد نكاح دائم است و بصرف خواندن صیغه عقد رابطه زناشوئى حاصل میشود.


زن عقدى
(مدنى- فقه) دراصطلاحات عامیانه بزنی مى گویند كه بنكاح دائم شوهر كرده باشد. زوجه دائم اصطلاح علمى آن است.


زن متعه
(مدنی- فقه) بمعنى زن صیغه است (رك. زن صیغه)


زنا
(فقه) جماع غیر مشروع خواه در جهت آلت تناسلى باشد خواه نه. براى تحقق زنا علاوه بر عنصرعدم مشروعیت مواقعه وعمد شرط است كه زانی بالغ باشد اگر چه طرف او نا بالغ باشد وشرط است كه زانیه بالغه باشد اگرچه طرف او نابالغ باشد و زانى عاقل باشد ولو اینكه طرف عاقله نباشد و زانیه عاقله باشد اگرچه طرف عاقل نباشد و شرط است كه دخول لااقل بقدر حشفه باشد. هم چنین گفته شده است كه علم بجرم بودن زنا شرط تحقق این جرم است.


زناى غیر محصنه
رك. احصان


زناى محصنه
رك. احصان


زناشوئى
بمعنى نكاح است (رك. نكاح)


زوج
(مدنى- فقه) مردى كه زنی در عقد او است. صدق زوج و زوجه و زوجین برزن و مردى كه رابطه زناشوئی آنها قطع شده است. محرز و مسلم نیست بنابراین در اعمال ماده ۶۷۶ آئین دادرسی مدنی فعلیت رابطه زناشوئى شرط است.


زوجه
(مدنى- فقه) زنى كه شوهركرده و بالفعل شوهر داشته باشد خواه بعقد نكاح دائم خواه بعقد نكاح منقطع.


زوجه غیر مدخوله
(مدنى – فقه) زوجه اى كه بعد ازعقد ازدواج هنوز شوهر با او دخول( بقدر حشفه) نكرده باشد(ماده ۱۰۹۲ ق – م)


زوجه مدخوله
(مدنی - فقه) زنی كه پس ازعقد ازدواج شوهر با او دخول كرده باشد. (ماده ۱۰۹۲ ق – م)


زوجین
(مدنى- فقه) زن و مردى كه بین آنها رابطه زناشوئى وجود داشته باشد (رك. زوج)


زیاده
(مدنی – فقه) مالى كه داراى خصوصیات ذیل است:
الف - عین باشد پس منافع عین مستأجره كه مستاجر میبرد زیاده نیست. وبعكس اضافه وزن گاو وگوسفند بر اثر چاق شدن و پشم گوسفند كه میروید زیاده محسوب است.
ب - عین مذكور ممكن است ناشى از طبع مالى باشد كه برآن افزون شده است مانند مورد روئیدن پشم گوسفند و مانند آن، وممكن است با افزودن چیزى از خارج باشد مانند نقاشی كردن ساختمان ویا تعمیرات آن.
ج- عین باید نسبت بمالى كه برآن افزوده شده جنبه عرضى داشته باشد یعنى موجب تغییر ماهیت آن نشود بنابراین اگر بخانه اى حمامى بیفزایند یا چاهی در آن احداث كنند زیاده صدق مى كند ولى اگر زیاده موجب تغییر ماهیت شود زیاده صدق نمى كند مثل اینكه از ماسه و سیمان لوله هاى سیمانى بسازند كه بكلى مغایر با ماهیت ماسه و سیمان است.
د - زیاده همیشه داراى ماخذ زمانی میباشد یعنى باید زمان معینى را ماخذ قرارداده و زیاده را نسبت بآن بسنجند. بجاى اصطلاح بالا اصطلاح زیادى و زیادتی بكار می رود. ماده ۳۱۴ - ۷۸۶ قانون مدنى (رك. نماء)


زیادى
(مدنى – فقه) افزایش مال خود بخود (مانند توسعه زمین كنار رودخانه براثر سیلاب) یا بفعل غیر (ماده ۳۱۴ ق - م)
در اصطلاحات ذیل بكار مى رود:


زیادى حكمى
(مدنى – فقه) هرگاه براثر تصرف در عین مال قیمت آن زیاد شود بدون اینكه عرفأ چیزى بر عین آن مال افزوده گردد آن زیادى قیمت را زیادى حكمى گویند (درمقابل زیادى عینى) ماده ۳۱۴ ق - م.


زیادى عینی
(مدنی - فقه) هر گاه متصرف درمال معینی چیزى بر آن بیفزاید (مانند اینكه درختانی در زمینى بكارد یا بنائى در آن زمین بسازد) این زیادى را زیادى عینى گویند (ماده ۳۱۴ ق – م)


زیان
در معنى ضرر بكار مى رود (رك. ضرر) و غالبآ این دوكلمه فارسی و عربی را كه معادل یكدیگرند با هم بكار مى برند و میگویند (ضرر و زیان) این استعمال كه از نوع استعمالات مترادف است در تعبیرات حقوقى درست نیست.


زیان دیر كرد
بمعنی خسارت تاخیر تادیه است (تبصره دوم ماده ۳۴ قانون ثبت) رك. خسارت تاخیر تادیه


زیف (بفتح اول و سكون ثانى)
(فقه) درهمى كه مس درآن كرده باشند.


منبع:
ترمينولو‍‍ ژي حقوق ،دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي ،چاپ چهارم ،زمستان 1368 ،ناشر گنج دانش


نام
پست الکترونيک
پيام شما