آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۴
بازديد امروز: ۴۰۲
بازديد روز قبل: ۴۳۱
بازديد هفته: ۲۸۹۸
بازديد ماه: ۱۰۷۲۳
بازديد کل: ۶۱۹۹۶۳۳
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
واژه نامه هاي تخصصي > ترمينولوژي حقوقي > ۱۳۸۷/۱۲/۰۷
۴۶۵ بازدید
 
   

ض


ضابط
 بلوك را بچند ناحیه تقسیم كرده و براى هر ناحیه اداره اى بعنوان اداره ناحیتى تاسیس و رئیس آن اداره( كه نماینده  وزارت كشور در آن ناحیه بود )را ضابط یا مباشرمیگفتند كه بتصویب نائب الحكومه بلوك و امضاء حاكم ولایت بسمت خود منصوب مى شد وكدخدایان  دهات تابع او بودند و حفظ امنیت رفاه ونظم ناحیه ها بعهده ضابطان بود  (ماده ۳۶۵ ببعد قانون تشكل ایالات و ولایات مصوب ۱۳۵۲ قمرى )



ضابطین عدلیه
بمعنى پلیس قضائى است. ( رك. پلیس قضائی)



ضابطین نظامى
مأمورینى كه در حدود مقررات قانون دادرسى وكیفر ارتش مكلف به بازپرسى و تحقیق بزههائى كه درحدود صلاحیت
دادگاههاى نظامى است بوده و اقداماتى كه براى گرد آورى مدارك و دلائل مربوطه و جلوگیرى از فرار یا پنهان شدن متهم وتعقیب قانونی قضیه لازم است بعمل مى آورند (ماده ۱۲۲- ۱۲۶- ۱۲۷ قانون دادرسى وكیفر ارتش)



 ضاله
(مدنى- فقه) حیوان مملوكى است كه بدون متصرف یافت شود ولى اگر حیوان مزبور درچراگاه یا نزدیك آبى یافت شود یابتواند ازخود دفاع درمقابل درندگان بنماید ضاله محسوب نمى شود (ماده ۱۷۰ ق - م) دراصطلاح بالا ((حیوان ضاله)) نیزاستعمال میشود. ضاله انسان را ((لقطه)) گویند. اشیاء پیدا شده (ماده ۱۶۲ ق - م) نیز مشمول عنوان لقطه است.



(حیوان) ضاله
رك.ضاله



ضامن caution
الف - متعهد درعقد ضمان را گویند  (ماده ۶۸۴ قانون مدنی)
ب- مسؤل خسارت مالى responsable
ج- مسؤل مدنى وجزائى( در فقه استعمال شده است).



ضامن جریره
رك. ولاء ضمان جریره



ضامن درك  Granitie d,evication
(مدنی- فقه) درك یعنى غرامت و معنى ضامن درك ضامن غرامت است و این  غرامت عبارت است از ثمن با منافع و خسارات درصورتیكه مبیع مستحق للغیر درآید (ماده ۳۶۲ قانون مدنی) و مبیع با منافع وخسارت اگر ثمن مستحق للغیر درآید. ضمان درك و ضمان عهده بیك معنی است (رك. ضمان عهده) شرح لمعه- جلد اول صفحه ۱۴۲۱ مفهوم ضمان درك شامل موارد ذیل است:
الف- اگر مبیع یا ثمن مستحق للغیر درآید.
ب- بیع بجهتى از جهات فاسد باشد.
ج- مبیع یا ثمن شخصى معیب بوده باشد ومشترى یا بایع بعلت عیب آنرا رد كند. در شمول ضمان درك نسبت باین قسم اختلاف نظر وجود دارد یعنى اگركسى مثلا بنفع مشترى و از جانب بایع، ضامن درك مبیع شد و ضمان درك را با طلاق برگزار كرد (یعنى نگفت ضامن ثمن هستم اگر مبیع معیب درآید )ضمان مذكور آیا شامل صورت معیب درآمدن مبیع هم هست یا نه؟ در این مورد دو نظر وجود دارد: درمثال بالا بایع مضمون عنه و مشترى مضمون له است و ضامن شخص ثالث است. (جامع الشتات- صفحه ۲۳۳)



ضامنین تضامنى   Cautions solidaires
ضامن هاى ضمان تضامنى را گویند. (رك. ضمان تضامنى)



ضباط
( بروزن عطار) بمعنی بایگان است. (رك. بایگان)



ضبط
( درایه) نگهدارى حفظى یا كتبى حدیث است از حال سماع تا زمان اظهار و اداء وبیان . ( حقوق ادارى )عمل بایگانی است. ( رك. بایگان)




ضبط جارى
بایگانی پرونده هائى كه عمل آنها هنوز خاتمه نیافته است. درمقابل ضبط راكد استعمال میشود. ( رك. ضبط راكد – بایگان)



ضبط راكد
بایگانی پرونده هائی كه عمل آنها خاتمه یافته است. (رك. بایگانى)



ضرب
سكه زدن پول فلزى را گویند.



ضرب وجرح  Coups et blessures
(جزا )ضرب عبارت است از عمل مادى شدید كه بر بدن دیگرى( بصورت برخورد یا اصطكاك ) وارد كنند و درنتیجه انفعالى choc در بدن حاصل گردد خواه این اثر مستقیما باتمام یا قسمتى ازبدن فاعل (مانند دست و پا وتنه)صورت گیرد خواه بطور غیرمستقیم باشد یا بتوسط چیزى( مانند چاقو وچوب وتازیانه )یا حیوانى (مانند حمله ور گردانیدن سگ بطرف دیگرى )صورت گیرد. جرح آن است كه زخمی بفعل مجرم در پیگرمجنى علیه (درقسمت داخل یا  ظاهر بدن )حادث گردد (ماده ۱۷۱به بعد  قانون جزا ).



 ضرب وجرح غیرعمد  Coups et bldssures involontaires
( جزا )ضرب وجرح ناشی ازتخطى است خواه از جهت عدم مهارت باشد یا عدم احتیاط یا عدم دقت یا غفلت یا عدم رعایت مقررات و نظامات.



 ضرب وجرح  متعارف
( جزا )موارد ذیل را گویند: الف- ضرب وجرحى كه حاجت بمعالجه ندارد.
ب- ضرب وجرحی كه مدت معالجه آن ازبیست روز نگذرد (حزب دوم ماده ۱۷۳ قانون مجازات عمومى )



ضرر  Dommages et interets
( فقه )درمعانی زیر بكارمیرود: الف- صدمه جانى زدن بخود ودیگرى خواه بصورت ضرب و جرح باشد خواه
بصورت قتل.
ب- تجاوزبه حیثیت دیگران و لطمه زدن بحیثیت خود.
ج - تعرض بناموس دیگران.
د- اتلاف و ناقص كردن اموال خود و دیگران و تجاوز بمال غیرمانند غصب و خیانت درامانت و اختلاس. ه - ممانعت ازوجود پیدا كردن نفعی كه مقتضى وجود آن حاصل شده است( یا عدم النفع )مانند كندن درختان میوه اى كه شكوفه دارند همین داشتن شكوفه مقتضى دادن میوه است و میوه منفعت درخت است. درصدق ضرر برعدم النفع اتفاق نظر وجود ندارد. ( مدنى )ضررممكن است بواسطه ازبین رفتن مالى باشد یا بواسطه فوت شدن منفعتى كه از انجام تعهد حاصل میشده است( ماده ۷۲۸ آئین دادرسی مدنى )بملاك این ماده عدم النفع را درجای دیگرهم یتوان ضرر دانست.



ضرر آینده Dommage prevu
(مدنى )ضررمادى است كه درآینده حتما واقع خواهد شد مانند اینكه راننده ای عابری را طورى مصدوم كند كه قدرت كار از او سلب شود واز او طفلى در رحم زوجه اش باشد دراینصورت نفقه طفل خسارت آینده و ضرر آتی است كه طبق ماده ششم قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ راننده باید بدهد.



ضرر تأخیر انجام تعهد Dommages moratoires
(مدنى) ضرر ناشى ازتأخیر درانجام تعهد را گویند.



ضررعدم اجراء تعهد Dommages Compensatoires
(مدنى ) ضررى كه ازعدم اجراء تعهـد و یا اجراء ناقص تعهد براى متعهدله ناشی شده باشد.



ضرر غیرمسقیم  Dommage indirect
(مدنی) ضررى كه بین آن و فعل منشاء ضرر، رابطه علیت، محرز و محسوس نیست ودادگاه حكم به جبران آن نمیدهد.



 ضرر مالى Dommage materiel
(مدنى)ضرر مالى و بدنى را گویند و درمقابل ضرر معنوى استعمال میشود. ضررمادى بصورت ضرر موجود وضرر آینده وضرر محتمل الوقوع دیده میشود ( ماده نهم آئین دادرسی كیفرى و قوانین دیگر).



ضرر محتمل الوقوع Dommage imprevu
(مدنی) فررى است مادى كه فعلا وجود  ندارد و وجود آن درآینده هم براى متعاملین حتمى نیست. فقط درصورت تحقق قابل مطالبه خواهد گردید.



ضررمستقیم  Dommage direct
(مدنی )ضرری كه بین آن و فعل منشاء ضرر، رابطه علیت وجود دارد و دادرس حكم بجبران آن میدهد. (رك. ضررغیرمستقیم )



 ضرر مسلم  Damnum emergens
(مدنی) ضررى كه ازجهت تخلف ازتعهد به متعهدله وارد شود فرضا تاجرى سفارش داده كه كالائى بقیمت معین براى او تهیه شود ومتعهد تهیه نكرد و تاجرآنرا بقیمت بیشترخرید ما به التفاوت قیمت سفارش داده شده و قیمت خریده شده ضرر مسلم است. همان كالا را بعد ازخرید اگر بفروشد و نفعى ببرد آن نفع بحساب كسیكه سفارش گرفته وتخلف كرده ضرر بمعنى عدم النفع Lucrum Cessans است.



ضرر معنوی Dommage moral
ضررى است كه به عرض و شرف متضرر یا یكى از اقارب او وارد میشود مثلا براثر افشاء راز مریض به حیثیت او لطمه وارد میشود این خسارت طبق قانون مسئولیت مدنی مصوب ۱۳۳۹ قابل مطالبه است. (ماده نهم آئین دادرسی كیفرى ).



ضررمنفى
(فقه) اشاره به مدلول قاعده لاضرر است مقصود این است كه شریعت، نفى ضرر كرده است.( رك. لاضرر)



ضرر موجود
(مدنى )ضررى است مادى كه فعلا وجود داشته باشد. درمقابل ضررآینده و ضررمحتمل الوقوع استعمال مى شود.



(دعوى) ضرر Constitution de parite civile
( دادرسى )تقاضاى ضرر و زیان مدنى از طرف متضرر در دعوى كیفرى.



 ضرورت Necessite
(فقه)عذرى است كه بموجب آن ارتكاب پاره اى از امور ممنوعه مجاز است مانند كسیكه گرسنه و درشرف هلاكت است كه میتواند از مال غیر بدون اذن او بقدر سد جوع بر دارد و بعد عوضش را بدهد همین مورد است كه گفته اند ((ما ابیح للضرورة یتقدر بقدرها )) یعنى بقدر رفع ضرورت میتوان مرتكب امر ممنوع گردید. ( بین الملل عمومى) الف - حالتى است كه براى مملكتى پیش مى آید و آن مملكت در آن حالت براى حفط منافع حیاتی خود ناگزیر ازترك تعهدات بین المللى خود میشود زیرا عمل بآن تعهدات با حفظ منافع حیاتى آن كشور مانعة الجمع میباشند.
ب- گاهى ازاصطلاح بالا مفهومى را اراده مى كنند كه مجوز تفسیر مقررات بین المللى بصورتی است كه موجب محدودیت تعهد قراردادى obligation conventionnelle است نه اینكه بكلى تعهد مزبور را ساقط كند.



(حق) ضرورت  droit de necessite
عناصر این حق عبارت است از: الف - عملى كه ذاتا برخلاف قانون است صورت گرفته باشد.
ب- اوضاع و احوالى ضرورت ارتكاب آن عمل را ایجاب كند. این ضرورت در روابط بین المللی عینا بهمان مفهوم است كه درفقه اسلام بعبارات (الضرورات تبیح المحظورات )و( مامن شیئى الاوقداحله الله للمضطر )آورده شده است.



ضروری دین
(فقه) آنچه كه جمیع فرق اسلامى آنرا جزء مسائل دین اسلام دانسته اند مانند احترام به مالكیت خصوصى و توحید و نبوت.



ضرورى مذهب
( فقه )آنچه كه باتفاق شیعیان، جزء دین از نظر شیعه) محسوب است مانند عدل الهى و امامت كه ضرورى مذهب شیعه است. از عامه معتزله هم معتقد بعدلند و معتزله و شیعه را اهل عدل و عدلیه نامیده اند ولى طرف آنها( یعنى اشاعره) هم اسناد ستم بخداوند نمیدهند زیرا عقیده دارند حسن و قبح امورنسبى است (بد به نسبت باشد این را هم بدان ) و خداوند كه در ملك خود تصرف مى كند مرتكب ستم نمیشود( سبحان من لایجرى فى ملكه الامایشاء) استناد مى كنند به آیه ((لایسئل عما یفعل وهم یسئلون )) واحادیثى مانند ((هؤلاء فى الجنة ولا ابالى بمعصیتهم و هؤلاء فى النار ولا ابالى بطاعتهم ))وشیخ شبسترى درگلشن راز نظر بهمین حدیث كرده وگفته است: جناب كبریائى لاابالى است منزه از قیاسات خیالى است لاابالى در این شعریعنى ((فعال مایشاء)) نه بمعنى متعارف معمول. بهرحال اشاعره خداوند را برتراز این مباحث شمرده اند و بحث ها را محدود به حسن و قبح ذاتی یا نسبى اشیاء (مخلوقات و حوادث) كرده اند.



 ضروریات
( فقه) هرعمل و تصرفى كه صیانت دین و جان وعقل و نسل ومال متوقف برآن باشد.



ضروریات پنجگانه
(فقه) دین و جان وعقل و نسل ومال را گویند (قواعد شهید اول- صفحه ۶ مكرر)



ضریب
در لغت بمعنى شبیه و نظیر است در اصطلاحات ذیل بكار رفته است:



ضریب اجاره
(اصلاحات ارضی )معدل عایدات خالص مالكانه سه ساله (سالهاى ۱۳۴۰-۱۳۴۱-۱۳۴۲) مورد اجاره باتوجه بعرف محل باتراضی مالكین و زارعین( مجموعه اصلاحات ارضی- چاپ مجلس- صفحه ۸۵)



ضریب منطقه
(اصلاحات ارضی )ضریب اجاره هر ناحیه را گویند( مجموعه اصلاحات ارضی- چاپ مجلس- صفحه ۶۶- قسمت الف )ونیز قیمت ملك در هر ناحیه بر اساس ماده ۱۰ قانون اصلاحات ارضى است( مجموعه مذكو ر- صفحه ۳۴ )



ضریبه
(فقه )در معانی ذیل بكار رفته است: الف- جزیه
ب- آنچه كه ازعایدى ملك ویا كار گرفته شود مانند مالیات و نحوآن (عوارض)
ج- مقداری روغن یا نتاج یا چیزدیگر كه محافظ مواشى دیگران بصاحبان آنها میدهد تا درعوض سایر انتفاعات( پشم
و شیر وغیره )متعلق به محافظ باشد ( رك. تراز)



ضعیف
(فقه )حدیثى كه فاقد شروط خبر صحیح وخبر حسن وخبرموثق باشد درعلم درایه حدیث ضعیف نامیده میشود كه خود اقسامى دارد مثل اینكه در سلسله روات آن فاسقی یا مجهول الحالى یاوضاعى بوده باشد( درایه شهید دوم- ص ۲۷- ۳۴- ۵۶- كتاب وصول الاخبار الى اصول- الاخبار- ص ۸۳) ( رك. خبر ضعیف)



ضعیف العقل
رك. اختلال مشاعر



ضمان
( فقه- مدنی )الف- بمعنی عقد ضمان است وعبارت است ازاینكه شخصی مالى را كه به ذمه دیگرى است به عهده بگیرد ( ماده ۶۸۴ ق - م ) Cautionnement
ب- بمعنی مسؤلیت مدنى است (رك. مسؤلیت مدنى )
( فقه )الف- بمعنى اعم از عقد ضمان و عقد كفالت گاهى استعمال شده است (نهایة المحتاج- جلد ۴- صفحه ۴۱۸) كما اینكه بعضى كفالت را درمعنى اعم از عقد ضمان وعقد كفالت بكار برده اند و در این صورت آنرا بدو قسم تقسیم مى كنند: یك- كفالت بدن (یاكفالت به نفس )كه عقد كفالت بمعنى اخص است.
دو- كفالت به مال كه همان عقد ضمان ماده ۶۸۴ ق- م است.
ب- بمعنى مسؤلیت اعم ازكیفری ومدنی است.
(مدنی )یكى ازمبانی نظرى مسؤلیت متبوع از طرف تابع است: بموجب این نظریه، بحكم قانون، متبوع ضامن خسارتی اصت كه از فعل تابع بدیگرى رسیده است ضمان مزبور تضامنی است و بحكم قانون مقررشده است نه بحكم قرارداد. نظریه ضمان (idee de grantie) صحیح ترین نظریه ای است كه براى توجیه مسؤلیت متبوع از طرف تابع ابراز شده است. (بین الملل عمومى )در دو معنى استعمال میشود:
الف- ضمانت دولت ثالث در اجراء عهدنامه اى كه بین دویا چند دولت منعقد
شده و دولت ضامن هم نفعى در ضمانت نداشته باشد و صرفا اقدام بصلاح یكى از طرفین كرده باشد این ضمان را ضمانت فرعی گویند.
ب- تضمین یك یا چند موضوع (مانند بیطرفی یك كشور معین یا حفظ صلح و امنیت یك منطقه یا جهان یا حفظ پاره اى از مؤسسات اجتماعى )ازطرف یك یا چند دولت بمنظور حفظ منافع خود و طرفین یك عهدنامه. این ضمان را ضمانت اصلى نامند.




ضمان اتلاف
( مدنى- فقه )از بین بردن مال غیربعمد یا بدون عمد( بتقصیریا بدون تقصیر) ازناحیه شخصى عاقل یا دیوانه، بالغ یا نا بالغ، سفیه یا رشید( ماده ۳۲۸ ق – م) (رك. اتلاف)



ضمان احتیاطى aval
( تجارت )تعهدى كه شخصى مى كند باین صورت كه در صورت خود دارى متعهد اصلى یك سند تجاری( برات- سفته - چك و مانند آنها) وجه آنرا بپردازد و باین ترتیب متعهد مذكور ضامن تضامنى آن شخص میشود. این ضامن را ضامن احتیاطى Donneur d,aval نامند.



ضمان اصلى
(فقه) ضمانى كه مستقیما ناشى ازعقد است دو قسم است:
الف - ضمان اصلى- وآن ضمانى است كه هدف اصلى متعاقدین متوجه آن است مانند ضمان درك مبیع و ثمن (ماده ۳۶۲ ق- م)
ب- ضمان ماوضی (رك. ضمان معاوضی)



ضمان اعیان مضمونه
( مدنی - فقه) یعنى تعهد قانونی بردعین یا اعیان معین بمالك آن (چنانكه نمونه اى از آن را درعاریه مى شناسیم) و اگرتلف شود قیمت آن داده شود( ماده ۳۱۱ قانون مدنى) این ضمان بتوافق طرفین هم درست است. ( جامع الشتات- صفحه ۲۳۷)



ضمان ایادى متعاقبه
بمعنی ((ضمان تعاقب ایادی)) است. ( رك. ضمان تعاقب ایادى)



ضمان بالتماس
( فقه)بمعنى ضمان عقدى است. (رك. ضمان عقدى)



ضمان بمعنى اخص
(مدنى- فقه)مقصود عقد ضمان است.



ضمان بمعنى اعم
(فقه- مدنی )تعهد بمال و یا نفس انسان را گویند كه شامل حواله و كفالت مدنى هم هست. معنی اخص آن تعهد بمال است. ( جلد دوم شرح لمعه- صفحه ۴۱۹)



ضمان تبعى
( فقه )بمعنی ضمان معاوضى است. (رك. ضمان معاوضی )



ضمان تسبیب
بمعنى ضمان غرور است. (رك. ضمان غرور).



ضمان تضامنى Cautionnement solidaire
( تجارت) عقد ضمانى كه بموجب آن ذمه اى بذمه دیگر ضمیمه می شود. ضمان تضامنی ممكن است بحكم قانون بوده و ناشى از عقد نباشد. (ماده ۴۰۳ قانون تجارت)



ضمان تعاقب ایادى
(مدنی- فقه) هرگاه چند نفربطور متوالى مال غیر را مورد تصرف غیر قانونی خود قرار دهند همگى بنفع مالك، مسؤل خواهند بود در رابطه بین خود نیز درحدود مقررات قانون مسئولیت دارند این مسئولیت را ضمان تعاقب ایادى (یا  ضمان ایادى متعاقبه) گویند( ماده ۳۱۶ ببعد قانون مدنی)



ضمان تقدیرى
(فقه) ضمانی است كه وجود آن معلق بر تحقق شرطى است مانند ضمان مستعیردر عاریه مضمونه كه مستعیر پس ازتلف مورد عاریه، ضامن مالك خواهد بود( ماده ۶۴۲- ۶۴۴ ق- م) این مورد نمونه اى از ضمان معلق است ولى تعلیق در منشاء است نه در انشاء. ( رك. تعلیق )



 ضمان تلف در زمان خیار
( فقه) در صورت وجود مشخصات ذیل: من علیه الخیار ضامن تلف مورد معامله است( باستناد على الیدما اخذت حتى تؤدیه ) اگر صاحب خیار، اعمال خیار نماید: الف- من لاخیارله درعقد وجود نداشته باشد (مانند اینكه طرفین خیار داشته باشند) و اگر من لاخیارله وجود دارد خیار طرف دیگر عقد ازنوع خیارشرط وخیار حیوان و خیار مجلس نباشد مثل اینكه خیارغبن یا عیب باشد.
ب- مورد معامله نزد من علیه الخیار تلف شده باشد.
ج- تلف بعداز قبض باشد.
د- تلف در زمان خیار واقع شود.
قانون مدنى نسبت باین ضمان ساكت است وعبارت ماده ۳۰۸ شامل این مورد نیست بنابراین بعلت تلف احد عوضین اعمال خیار بمنظور انحلال عقد واعاده هرملك بحال اول مقدور نیست و حكم بضمان بدون دلیل قاطع، ممنوع است. مگر اینكه از عرف مسلم استفاده شود.



 ضمان جریره
( فقه)عقدى است كه بموجب آن یكی از طرفین عقد، مسؤلیت جنایات مستلزم دیه را نسبت بطرف عقد مى پذیرد با این شرط كه از او ارث ببرد شخصى كه ضامن جریره میشود باید و ارث قانونی مضمون عنه نباشد. (رك. ولاء ضمان جریره )



ضمان جعلى
( فقه )درمقابل ضمان قهرى است و در موارد ذیل استعمال میشود:
الف- ضمانى كه مستقیما ناشى ازعقد است نه از تخلف از مفاد عقد و نه از تاخیر در اجراء عقد مانند ضمان درك مبیع و ثمن (ماده ۳۶۲ ق- م )این ضمان خود دوگونه است :
یك- ضمان اصلى- وآن ضمانى است كه هدف اصلى متعاقدین متوجه آن مى باشد مانند ضمان درك مبیع و ثمن.
دو- ضمان تبعى یا ضمان معاوضی( رك. ضمان معاوضی )
ب- ضمان تقدیرى( رك. ضمان تقدیرى)
ج- ضمان فعلى كه بر خلاف ضمان
تقدیرى بصرف ختم عقد، حاصل میشود مانند ضمان درك مبیع و ثمن. ضمان جعلى را با اصطلاح مسؤلیت ناشى از قرار داد( كه ترجمه یك اصطلاح فرنگى است) نباید قیاس نمود چون در بعضى موارد با آن فرق دارد.



ضمان حال
(فقه - مدنی) ضمانى است كه التزام ضامن بتادیه، مؤجل نباشد( ماده ۶۹۹- ۷۰۴ قانون مدنی)



ضمان درك
رك. ضامن درك



ضمان دینى
بمعنى ضمان شخصى است. (رك. ضمان عینى )



ضمان شخصى  Caitionnement Personnelle
رك. ضمان عینى



ضمان صنجه
(فقه )رك. صنجه



ضمان عاریه
(فقه- مدنی) مسئولیت عاریه كننده را نسبت به مال مورد عاریه ضمان عاریه نامیده اند.



ضمان عقدى Cautionnement
( مدنی- فقه) یاعقد ضمان وآن عبارت است ازعقدى كه بموجب آن شخصى مالى را كه برذمه دیگری است بعهده میگیرد. متعهد را ضامن وطرف دیگر رامضمون له و شخص ثالث را مضمون عنه یا مدیون اصلى گویند (ماده ۶۸۴ ق - م).



ضمان عهده
( فقه- مدنى )
الف - اسم وثیقه ونوشته حاكى از وثیقه است. وثیقه بمعنى استوار كردن عمل حقوقى از طریق ضبط آن درنوشته وسند است.
ب- عهده بمعنى ثمن است وضامن عهده یعنى ضامن ثمن.
ج- خسارت وضرر حاصل از بیع براى مشترى (منشاء خسارت هرچه باشد ازقبیل نقص مبیع ویا مستحق للغیر درآمدن آن) را عهده گویند.
د- ضمان عهده یعنى ضمان نقص وسستی و ناتمامى معامله چه عهده بمعنى نقص و سستی است.
ه - عهده بمعنى ذمه وتعهد والتزام نیز ضمان عهده درمقابل ضمان اعیان مضمونه است( رك. ضمان اعیان مضمونه) جامع الشتات- ص ۲۳۲



ضمان عهده ثمن
( فقه- مدنی) یعنى درصورتیكه مشترى ثمن را ببایع داده باشد ثالثى بنفع بایع ضامن شود كه اگربیع مستحق للغیر درآید و آن غیرهم بیع را تنفیذ نكند ثالث ازعهده غرامات مشترى برآید و این ضمان صحیح است. هم چنین است ضمان از مشترى درموردى كه ثمن عین شخصى باشد. ( جامع الشتات- ص ۲۳۲)



ضمان عین ( مدنى- فقه)
 الف- كسیكه بدون مجوز قانون وضع ید برعین مال غیر نموده بموجب ماده ۳۰۸ - ۳۱۱ ق- م باید عین را رد نماید از این تكلیف قانونی به ضمان عین تعبیرشده است. ودرمقابل آن ضمان بدل وضمان مثل وضمان قیمت بكار میرود.
ب- ضمان اعیان مضمونه نیز از نوع ضمان عین است بنابراین ضمان عین ممكن است قانونى و قراردادى باشد. (رك. ضمان اعیان مضمونه )



ضمان عینى Cautionnement reele
(مدنى )هرگاه درعقد ضمان، ضامن مالى را ازخود برهن بدهد این نوع ضمان را ضمان عینی گویند. درمقابل ضمان شخصى (یاضمان دینى) كه ذمه ضامن، وثیقه طلب مضمون له است. ضمان عینى درماده ۶۹۳ ق- م پیش بینى شده است.



ضمان غرور
( مدنی- فته )هرگاه شخصى مالى را كه قانونا حق ندارد آنرا معامله كند بدیگرى منتقل كند و منتقل الیه ازغیرقانونی بودن تصرف خود آگاه نباشد قانونا ملزم است كه عین مالى را كه بدست آورده است بمالك اصلى رد كند و اگر آن مال را تلف یاناقص نماید یا خود بخود تلف شود یا ازآن نفع ببرد یانفع آن خود بخود فوت شود درتمام این صورتها منتقل الیه بنفع مالك اصلى مسئول است ولى پس از پرداخت خسارت بمالك اصلى آنچه را كه پرداخته است میتواند عینا از ناقل آن مال مطالبه نماید وناقل مال در مقابل منتقل الیه مسئول است واین مسئولیت ناقل را ((ضمان غرور)) گویند. ناقل را غار(بتشدید حرف آخر)و منتقل الیه را مغرور( یا فریب خورده )و این قاعده را قاعده غرورگویند. ضمان غرور بمعنى ضمان تسبیب است.



ضمان غصب
( فقه)مسئولیت ناشى ازغصب مال غیر را گویند.



ضمان غیرتضامنى
(مدنی- فقه)عقد ضمانى كه موجب نقل ذمه بذمه میشود( ماده ۶۹۸ ق- م)



ضمان فعلى
(فقه) ضمان ناشى ازعقد كه بمحض اینكه عقد تمام شد وجود پیدامیكند مانند ضمان درك مبیع وثمن. (رك. ضمان جعلى)



ضمان قهرى
(مدنی- فقه)مسئولیتى است كه متفرع برعقد نباشد مانند ضمان ناشى ازغصب و ضمان مقبوض بعقد فاسد) ماده ۳۰۷ ق- م) بمعنی مسئولیت خارج از قرارداد است. (رك. مسئولیت خارج از قرارداد)



ضمان قیمى
( مدنى- فقه )ضمان ومسئولیت تجاوز به مال قیمى را گویند. ( رك. مثلى )ضمان قیمى به قیمت است نه به مثل آن پس اگر جامه كسى را تلف كنند باید قیمت آنرا بدهند نه جامه اى مانند آن.



ضمان مؤجل
( فقه - مدنی )عقد ضمانی است كه التزام ضامن بتادیه داراى موعد باشد( ماده ۶۹۹ - ۷۰۴ قانون مدنی )خواه دین حال یا دین ص مؤجل باشد.




 ضمان مالم یجب
( فقه )تعهد به مالى كه هنوز برذمه مستقر نشده است چنانكه گفته شود اگر حسن فرزند من در مدت اقامت در فلان كشور خسارتى بغیر وارد كند من ضامن جبران خسارت هستم درصحت این ضمان نظرها مختلف است وبنظر ما اشكالى در صحت آن نیست هم چنانكه در صحت عقد اجاره اشكالى نیست زیرا در اجاره هم منافع عین مستاجره درحین عقد، تحقق نیافته وعنوان ((مالم - یجب)) برمنافع مذكورهم صادق است. (عناوین میرفتاح- صفحه ۳۳۰)



ضمان مثلى
( فقه- مدنى )ضمان و مسئولیت تجاوز بمال مثلى را گویند كه متجاوز باید مثل آنرا بدهد.( رك. مثلى )



ضمان معاملى
بمعنى ضمان معاوضى است. ( رك. ضمان معاوضی )



ضمان معارف
بمعنی ضمان معاوضی است. ( رك. ضمان معاوضی )



ضمان معاوضى
( مدنى- فقه )هرگاه درعقود معاوضی، تلف یا اتلاف موضوع معامله بحكم قانون، موجب ضمان گردد وضمان ضامن ازهمان مال تلف شده حساب شود این ضمان را ضمان معاوضی گویند مانند ضمان بایع نسبت بتلف مبیع قبل از قبض( ماده ۳۸۷ ق- م ) درهمین معنى ضمان معاوضه وضمان معاملى و مضمون بعوض هم بكار مى رود.



ضمان معلق
( فقه- مدنی )عقد ضمان هرگاه معلق باشد آنرا ضمان معلق نامند نهایت اینكه تعلیق ممكن است بدو صورت باشد: الف- تعلیق در منشاء در اینصورت ضمان صحیح است( رك. تعلیقه در منشاء ) ذیل ماده ۶۹۹ ق- م نظر باین صورت دارد. و هم چنین است ضمان تقدیرى درعاریه (رك. ضمان تقدیرى ).
ب- تعلیق در انشاء. در اینصورت ضمان باطل است. صدر ماده ۶۹۹ نظر باین صورت دارد (رك. تعلیق در انشاء)
انتقاد - تقسیم بالا كه درماده ۶۹۹ دیده میشود ازنوع تجزیه وتحلیل فلسفه مشاء درمسائل وجود است كه كمتر با واقع و خارج مطابقت دارد. در عمل عرف و معاملات مردم خبرى از چنان تجزیه نیست وعبارات عقود آنان محمول برصحت است. نظیراین انتقاد را مؤلف شرح لمعه در مورد كفالت كرده است( جلد اول- صفحه ۴۲۶- سطر اول ببعد)
 
ضمان مقبوض بعقد فاسد

(مدنى- فقه) كسیكه باستناد عقد فاسد مال غیر را تحت تصرف خود قرار دهد نسبت بمالك آن ضامن است خواه در موقع عقدعالم بفساد عقد باشد خواه جاهل با شد( ماده ۳۰۸- ۳۶۶ ق- م )خواه عقد مزبورعقد معوض باشد خواه عقد تبرعى باشد (مانند هبه) این ضمان ازمصادیق ضمان ید است. عده اى از فقها متاخر امامیه به تبعیت از فقه عامه قاعده (ما لایضمن بصحیحه لایضمن بفاسده) را ملاك  قرارداده ودرعقود تبرعى ضمان بالا را نفى كرده اند. قاعده مذكور مدرك ندارد (نهایة المحتاج- جلد ۴ صفحه ۲۷۴ )



ضمان ید
(مدنى- فقه )تصرف در مال غیر بدون مجوز قانونى( عمدأ یا بغیر عمد )موجب مسؤلیت متصرف است و این مسؤلیت را ضمان ید نامند خواه باستناد عقد فاسد درمال غیر تصرف كند خواه بدون استناد بآن مانند مورد غضب. ماده ۳۰۸ ق- م راجع به ضمان ید است.



( اطراف) ضمان
(مدنى - فقه) درعقد ضمان، ضامن و مضمون له و مضمون عنه را گویند.



( ترامی) ضمان
( فقه) یعنى ضامن بعدى از ضامن اولین، ضمانت كند و ضامن سوم از ضامن دوم ضمانت كند وهكذا. اگر مضمون عنه اول از ضامن آخرین( بشرح بالا )ضمانت كند این را (دور ضمان) نامند. گفته اند ترامى حواله و دورآن جائز است و ترامى ضمان ودورآن صحیح است لكن ترامى كفالت درست است و دورآن درست نیست (شرح لمعه - جلد اول- صفحه ۴۲۳)



(دور)ضمان
رك. (تراضى )ضمان



ضمانت
الف- بمعنى عقد ضمان بكار رفته است. ( رك. ضمان)
ب- درمعنى اعم ازعقد ضمان وعقد كفالت( ماده ۷۳۴ ق- م) استعمال شده است. در اصطلاح عامیانه این قسم ضمانت ( ضمانت در خصوص كفالت )را ضمانت تنى گویند.



ضمانت اجراء sanction
كلمه لاتینى مزبور درلغت بمعنى برقرار كردن قانون و اقامه قانون است. معانی اصطلاحى آن در اصطلاح شماره ۷۱ دیده شود. در مجامع علمى معاصر عرب ازآن ترجمه به (جزاء )شده است(جزاء بما كانوا یعملون )ولى ترجمه مناسبى بنظر نمى رسد (كلیات ابى البقاء- صفحه ۱۳۵)



ضمانت اصلى
رك. ضمان



ضمانت فرعى
رك. ضمان



ضمانت نامه
نوشته عادى یا رسمى كه حاكى از ضمان قراردادى( بهر نحو )باشد. ماده سوم قانون دلالان مصوب ۸- ۱۲- ۱۳۱۷



ضمانت نامه بانكى
رك. ضمانت نامه شخصى



ضمانت نامه شخصى
ضمانت نامه اى كه شخص حقیقى متعهد آن باشد درمقابل ضمانت نامه بانكى استعمال میشود كه بانك متعهد آن است و نیز درمقابل ضمانت نامه ملكى (كه ملك معینى مورد وثیقه از طرف ضامن قرار داده میشود ) استعمال میشود( ماده ۱۷ تصویب نامه انتشار اوراق خزانه مصوب ۲۰- ۸ -۴۱)



ضمانت نامه ملكى
رك. ضمانت نامه شخصى



ضمیمه
( فقه )مقررات آمره راجع به قدرت تسلیم مبیع( ماده ۳۴۸ ق- م) ومعلوم بودن عوضین( ماده ۱۹۰ ق- م )درعقد بیع و سایر عقود معاوضی در صورتیكه نقض شود ضمانت اجراء آنها بطلان معامله است. آن عده از فقهاء كه حیله را باعث بطلان معاملات نمیدانند مى گویند مثلا اگرمبیع مجهول باشد میتوان مبیع معلومى را بآن ضمیمه نموده ومجموع معلوم ومجهول را در یك عقد وبایك ثمن معامله كرد و هم چنین مال مقدورالتسلیم را میتوان با نضمام مال غیرمقدور التسلیم معامله كرد و مقصود از ضمیمه كه گاهى بطور اطلاق گفته میشود همین است. از نظر ما حیله نمیتواند وسیله نقض قوانین آمره باشد و دادگاه میتواند حكم به ابطال عمل متضمن حیله دهد. ( رك. حیله قانونی )


منبع:
ترمينولو‍‍ ژي حقوق ،دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي ،چاپ چهارم ،زمستان 1368 ،ناشر گنج دانش


نام
پست الکترونيک
پيام شما