آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۴
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۲۷
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون مدني > ۱۳۸۷/۱۰/۲۴
۲۸۴ بازدید
 
   

مبحث دوم. لایحه مربوط به مواد ۹۷۶ تا ۰۳۰ ۱


مشروح مذاكرات دوره نهم تقنینیه جلسه ۱۱۸ مورخ پنج شنبه ۲۰/۱۰/۱۳۱۳
تقدیم قسمتی از قانون مدنى از طرف آقای وزیر عدلیه و مباحثه در فوریت آن

وزیر عدلیه- قسمت دیگر از قانون مدنی یعنی بقیه از جلد دوم قانون مدنی را تقدیم می كنم و تقاضا می شود كه با قید یك فوریت از طرف مجلس تصویب شود.

لایحه دولت كتاب دوم در تابعیت
ماده ۲۱. اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند:
۱. كلیه ساكنین ایران به استثنای اشخاصی كه تبعیت خارجی آنها مسلم باشد. تبعیت خارجی كسانی مسلم است كه مدارك تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
۲. كسانی كه پدر آنها ایرانی است اعم از اینكه در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.
۳. كسانی كه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشد.
۴. كسانی كه در ایران از پدر و مادر خارجی كه یكی از آنها در ایران متولد شده بوجود آمده اند  .
۵. كسانی كه در ایران از پدری كه تبعه خارجه است به وجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام لااقل یك سال دیگر در ایران اقامت كرده باشند و الا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود كه مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.
۶. هر زن تبعه خارجی كه شوهر ایرانی اختیار كند.
۷. هر تبعه خارجی كه تابعیت ایران را تحصیل كرده باشد.

تبصره. اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و قنسولی خارجه مشمول فقره ۴ و ۵ نخواهند بود.

ماده ۲۲. اشخاص مذكور در فقره ۴ و ۵ حق دارند پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام تایك سال تابعیت پدر خود را قبول كنند مشروط بر اینكه در ظرف مدت فوق اظهاریه كتبى تقدیم وزارت خارجه نمایند و تصدیق دولت پدرشان دایر به اینكه آنها را تبعه خود خواهند شناخت ضمیمه اظهاریه باشد.

ماده ۲۳. نسبت به اطفالی كه در ایران از اتباع دولی متولد شده اند كه در مملكت متبوع آنها اطفال متولد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آنها را به تبعیت ایران منوط به اجازه می كنند معامله متقابله خواهد شد.
 ماده ۲۴. اشخاصی كه دارای شرایط ذیل باشند می توانند تابعیت ایران را تحصیل كنند:
۱. به سن هیجده سال تمام رسیده باشند.
۲. پنج سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساكن بوده باشند.
۳. فراری از خدمت نظامی نباشند.
۴. در هیچ مملكتی به جنحه مهم یا جنایت غیر سیاسی محكوم نشده باشند.

در مورد فقره دوم این ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ایران در حكم اقامت در خاك ایران است.

ماده ۲۵. كسانی كه به امور عام المنفعه ایران خدمت یا مساعدت شایانی كرده باشند و همچنین اشخاصی كه دارای عیال ایرانی و از او اولاد دارند و یا دارای مقامات عالی علمی و متخصص در امور عام المنفعه هستند و تقاضای ورود به تابعیت دولت شاهنشاهی را می نمایند در صورتی كه دولت ورود آنها را به تابعیت دولت شاهنشاهی صلاح بداند بدون رعایت شرط اقامت ممكن است با تصویب هیات وزراء به تبعیت ایران قبول شوند.
ماده ۲۶.اگر تا پنج سال از تاریخ صدور سند تابعیت معلوم شود شخصی كه به تبعیت ایران قبول شده فراری از خدمت نظام بوده و همچنین هرگاه قبل از انقضای مدتی كه مطابق قوانین ایران مرور زمان حاصل می شود معلوم گردد شخصی كه به تبعیت قبول شده محكوم به جنحه مهم یا جنایت عمومی است هیات وزراء حكم خروج او را از تابعیت ایران صادر خواهد كرد.
تبصره. اتباع خارجه كه به تابعیت ایران قبول می شوند در صورتی كه در ممالك خارجه متوقف باشند و مرتكب عملیات ذیل شوند علاوه بر اجرای مجازاتهای مقرره با اجازه هیات وزراء تابعیت ایران از آنها سلب خواهد شد:

الف. كسانی كه مرتكب عملیاتی بر ضد امنیت داخلی و خارجی مملكت ایران شوند و مخالفت و ضدیت با اساس حكومت ملی و آزادی بنمایند.
ب. كسانی كه خدمت نظام وظیفه را به طوری كه قانون ایران مقرر می دارد ایفاء ننمایند.

ماده ۲۷. اشخاصی كه تحصیل تابعیت ایرانی نموده یا بنمایند از كلیه حقوقی كه برای ایرانیان مقرر است به استثناء حق رسیدن به مقام وزارت و كفالت وزارت ویا هر گونه مأموریت سیاسی خارجه بهره مند می شوند لیكن نمی توانند به مقامات ذیل نائل گردند مگر پس از ده سال از تاریخ صدور سند تابعیت:
۱. عضویت مجالس مقننه.
۲. عضویت انجمن های ایالتى و ولایتی و بلدی.
۳. استخدام وزارت امور خارجه.

ماده ۲۸. درخواست تابعیت باید مستقیما یا به توسط حكام یا ولات به وزارت امور خارجه تسلیم شده و دارای منضمات ذیل باشد:   
 
۱. سواد مصدق اسناد هویت تقاضا كننده و عیال و اولاد او.        

۲. تصدیقنامه نظمیه دائر به تعیین مدت اقامت تقاضا كننده در ایران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مكنت كافی یا شغل معین برای تأمین معاش. وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات راجعه به شخص تقاضا كننده را تكمیل و آن را به هیات وزراء ارسال خواهد نمود تا هیات مزبور در قبول یا رد آن تصمیم مقتضی اتخاذ كند در صورت قبول شدن تقاضا سند تابعیت به درخواست كننده تسلیم خواهد شد.
 ماده ۲۹. زن و اولاد صغیر كسانی كه بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران می نمایند تبعه دولت ایران شناخته می شوند ولی زن در ظرف یك سال از تاریخ صدور سند تابعیت شوهر و اولاد صغیر در ظرف یك سال از تاریخ رسیدن به سن هیجده سال تمام می توانند اظهاریه كتبى به وزارت امور خارجه داده و تابعیت مملكت سابق شوهر ویا پدر را قبول كنند لیكن به اظهاریه اولاد اعم از ذكور و اناث باید تصدیق مذكور در ماده ۲ ضمیمه شود.
ماده ۳۰. تحصیل تابعیت ایرانی پدر به هیچ وجه درباره اولاد او كه در تاریخ تقاضانامه به سن هیجده سال تمام رسیده اند مؤثر نمی باشد.
ماده ۳۱. زن ایرانی كه در نتیجه ازدواج ایرانی می شود می تواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط بر اینكه وزارت امور خارجه را كتبا مطلع كند ولی هر زن شوهر مرده كه از شوهر سابق خود اولاد دارد نمی تواند مادام كه اولاد او به سن هیجده سال تمام نرسیده از این حق استفاده كند و در هر حال زنی كه مطابق این ماده تبعه خارجه می شود حق داشتن اموال غیر منقوله نخواهد داشت مگر در حدودی كه این حق به اتباع خارجه داده شده باشد و هرگاه دارای اموال غیر منقول بیش از آنچه كه برای اتباع خارجه داشتن آن جایز است بوده یا بعدا به ارث اموال غیر منقولی بیش از آن حد به او برسد باید در ظرف یك سال از تاریخ خروج از تابعیت ایران یا دارا شدن ملك در مورد ارث مقدار مازاد را به نحوی از انحاء به اتباع ایران منتقل كند والا اموال مزبور با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت به آنها داده خواهد شد.

ماده ۳۲. زن ایرانی كه با تبعه خارجه مزاوجت می نماید به تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگر اینكه مطابق قانون مملكت زوج تابعیت شوهر به واسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحمیل شود ولی در هر صورت بعد از وفات شوهر ویا تفریق به صرف تقدیم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصدیق فوت شوهر ویا سند تفریق تابعیت اصلیه زن با جمیع حقوق و امتیازات راجعه به آن مجددا به او تعلق خواهد گرفت.

تبصره ۱. هرگاه قانون تابعیت مملكت زوج زن را بین حفظ تابعیت اصلی و تابعیت زوج مخیر بگذارد در این مورد زن ایرانی كه بخواهد تابعیت مملكت زوج را دارا شود و علل موجهی هم برای تقاضای خود در دست داشته باشد به شرط تقدیم تقاضانامه كتبی به وزارت امور خارجه ممكن است با تقاضای او موافقت گردد.

تبصره ۲. زن های ایرانی كه بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می كنند حق داشتن اموال غیر منقول جز آنچه كه در موقع ازدواج دارا بوده اند ندارند.

ماده ۳۳. اتباع ایران نمی توانند تبعیت خود را ترك كنند مگر به شرایط ذیل:

۱. به سن ۲۵ سال تمام رسیده باشند.
۲. هیات وزراء خروج از تابعیت آنان را اجازه دهد .
۳. قبلا تعهد نمایند كه در ظرف یك سال از تاریخ ترك تابعیت حقوق خود را بر اموال غیر منقول كه در ایران دارا می باشند ویا ممكن است بالوراثه دارا شوند ولو قوانین ایران اجازه تملك آن را به اتباع خارجه بدهد به نحوی از انحاء به اتباع ایرانی منتقل كنند زوجه و اطفال كسی كه بر طبق این ماده ترك تابعیت می نمایند اعم از اینكه اطفال مزبور صغیر یا كبیر باشند از تبعیت ایرانی خارج نمی گردند مگر اینكه اجازه هیات وزراء شامل آنها هم باشد.
۴. خدمت تحت السلاح خود را انجام داده باشند.

ماده ۳۴. هر تبعه ایرانی كه بدون رعایت مقررات قانونی بعد از تاریخ ۱۲۸۰ شمسی تابعیت خارجی تحصیل كرده باشد تبعیت خارجی او كان لم یكن بوده و تبعه ایران شناخته می شود ولی در عین حال كلیه اموال غیر منقوله او با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت آن به او داده خواهد شد و بعلاوه از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجالس مقننه و انجمن های ایالتی و ولایتی و بلدی و هرگونه مشاغل دولتی محروم خواهد بود.
ماده ۳۵. از اتباع ایران كسی كه خود یا پدرشان موافق مقررات تبدیل تابعیت كرده باشند و بخواهند به تبعیت اصلیه خود رجوع نمایند به مجرد درخواست به تابعیت ایران قبول خواهند شد.
ماده ۳۶. تكالیف مربوطه به اجراء قانون تابعیت و اخذ حقوق شانسلری در مورد كسانی كه تقاضای ورود و خروج از تابعیت دولت شاهنشاهی و تقاضای بقاء به تابعیت اصلی را دارند به موجب نظامنامه كه به تصویب هیات وزراء خواهد رسید معین خواهد شد.

كتاب سوم. در اسناد سجل احوال
ماده ۳۷. سجل احوال هر كس به موجب دفاتری كه برای این امر مقرر است معین می شود.
ماده ۳۸. امور ذیل باید در ظرف مدت و به طریقی كه به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است به
دایره سجل احوال اطلاع داده شود.
۱. ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین كه بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود.
۲. ازدواج اعم از دائم و منقطع.
۳. طلاق اعم از بائن و رجعی و همچنین بذل مدت.
۴. وفات هر شخص.
ماده ۳۹. هر كس طفلی را پیدا كند كه نسب او معلوم نیست یا جسدی را پیدا كند كه هویت او نامعلوم است باید به دایره سجل احوال محل اطلاع دهد .
ماده ۴۰. حكم فوت فرضی غایب كه بر طبق مقررات كتاب پنجم صادر می شود باید در دفتر سجل احوال ثبت شود.
ماده ۴۱. تغییر مطالبی كه در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممكن نیست مگر به موجب حكم محكمه.
ماده ۴۲. اگر عدم صحت مطالبى كه به دائره سجل احوال اظهار شده است در محكمه ثابت گردد یا هویت كسی كه در دفتر سجل احوال به عنوان مجهول الهویه قید شده است معین شود ویا حكم فوت فرضی غایب ابطال گردد مراتب باید در دفاتر مربوطه سجل احوال قید شود.
ماده ۴۳. هر كس باید دارای نام خانوادگی باشد. اگر كسی نام خانوادگی خود را كه در دفاتر سجل احوال ثبت كرده است مطابق مقررات مربوطه به این امر تغییر دهد هر ذی نفع می تواند در ظرف مدت و به طریقی كه در قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض كند.
ماده ۴۴. هر كس كه اسم خانوادگی او را دیگری بدون حق اتخاذ كرده باشد می تواند اقامه دعوی كرده و در حدود قوانین مربوطه تغییر نام خانوادگی غاصب را بخواهد.
ماده ۴۵. سند ولادت اشخاصی كه ولادت آنها در مدت قانونی به دایره سجل احوال اظهار شده است سند رسمی محسوب خواهد بود.
ماده ۴۶. سایر مطالب راجع به سجل احوال به موجب قوانین و نظامنامه های مخصوصه مقرر است.
ماده ۴۷. مأمورین قونسولی ایران در خارجه باید نسبت به ایرانیان مقیم در حوزه مأموریت خود وظایفی را كه به موجب قوانین و نظامات جاریه به عهده دوایر سجل احوال مقرر است انجام  دهند.

كتاب چهارم. در اقامتگاه
ماده ۴۸. اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است كه شخص درآنجا سكونت داشته و مركز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سكونت شخصی غیر از مركز مهم امور او باشد مركز امور او اقامتگاه محسوب است.
 ماده ۴۹. هیچ كس نمی تواند بیش از یك اقامتگاه داشته باشد.
ماده ۵۰. تغییر اقامتگاه به وسیله سكونت حقیقی در محل دیگر به عمل می آید مشروط بر اینكه مركز مهم امور نیز به همان محل انتقال یافته باشد.
ماده ۵۱. اقامتگاه زن شوهر دار همان اقامتگاه شوهر است معذلك زنی كه شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و همچنین زنی كه با رضایت شوهر خود ویا با اجازه محكمه مسكن علیحده اختیار كرده می تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.
ماده ۵۲. اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنها است.
ماده ۵۳. اقامتگاه مأمورین دولتی محلی است كه در آنجا ماموریت ثابت دارند.
ماده ۵۴. اقامتگاه افراد نظامی كه در ساخلو هستند محل ساخلو آنها است.
ماده ۵۵. اگر اشخاص كبیر كه معمولا نزد دیگری كار یا خدمت می كنند در منزل كارفرما یا مخدوم خود سكونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان اقامتگاه كارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.
ماده ۵۶. اگر ضمن معامله یا قراردادی طرفین معامله یا یكی از آنها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب كرده باشد نسبت به دعاوی راجعه به آن معامله همان محلی كه انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتی كه برای ابلاغ اوراق دعوی و احضار و اخطار محلی را غیر از اقامتگاه خصوصی خود معین كند.

كتاب پنجم در غایب مفقودالاثر
ماده ۵۷. غایب مفقودالاثر كسی است كه از غیبت او مدت بالنسبه مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.
ماده ۵۸. اگر غایب مفقود الاثر برای اداره اموال خود تكلیفی معین نكرده باشد و كسی هم نباشد كه قانونأ حق تصدی امور او را داشته باشد محكمه برای اداره اموال او یك نفر امین معین می كند تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذی نفع در این امر قبول می شود.
ماده ۵۹. محكمه می تواند از امینی كه معین می كند تقاضای ضامن یا تضمینات دیگر نماید.
ماده ۶۰. اگر یكی از وراث غایب تضمینات كافیه بدهد محكمه نمی تواند امین دیگری معین نماید و وارث مزبور به این سمت معین خواهد شد.
ماده ۶۱. وظایف و مسؤولیت های امینی كه به موجب مواد قبل معین می گردد همان است كه برای قیم مقرر است.
ماده ۶۲. هرگاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقود الاثر مسلم شود اموال او بین وراث موجود حین الموت تقسیم می گردد اگر چه یك یا چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب به بعد فوت كرده باشد.
ماده ۶۳. اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محكمه باید تاریخی را كه فوت او درآن تاریخ محقق بوده معین كند در این صورت اموال غایب بین وراثی كه در تاریخ مزبور موجود بوده اند تقسیم می شود.
ماده ۶۴. مفاد ماده فوق در موردی نیز رعایت می گردد كه حكم موت فرضی غایب صادر شود.
ماده ۶۵. حكم موت فرضی غایب در موردی صادر می شود كه از تاریخ آخرین خبری كه از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد كه عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند  .
ماده ۶۶. موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است كه عادتا شخص غایب زنده فرض نمی شود:

۱. وقتی كه ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری كه از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد.
۲. وقتی كه یك نفر به عنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینكه خبری از او برسد هرگاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می شود.
۳. وقتی كه یك نفر حین سفر بحری در كشتی بوده كه آن كشتی در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن كشتی گذشته باشد بدون اینكه از آن مسافر خبری برسد.

ماده ۶۷. در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضاء مدت های ذیل كه مبدأ آن از روز حركت كشتی محسوب می شود كشتى به مقصد نرسیده باشد و در صورت حركت بدون مقصد به بندری كه از آنجا حركت كرده بر نگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد كشتى تلف شده محسوب می شود:
الف. برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یك سال.
ب. برای مسافرت در بحر عمان- اقیانوس هند- بحر احمر- بحر سفید مدیترانه بحر سیاه و بحر ازوف دو سال.
ج. برای مسافرت در سایر بحار سه سال.

ماده ۶۸. اگر كسی در نتیجه واقعه ای به غیر آنچه در فقره ۲ و ۳ ماده ۶۵ مذكور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده باشد وقتی می توان حكم موت فرضی او را صادر نمود كه پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون اینكه خبری از حیات مفقود رسیده باشد.
ماده ۶۹. در مورد ماده ۶۵ و ۶۷ محكمه وقتی می تواند حكم موت فرضی را صادر نماید كه در یكی از جراید محل و یكی از روزنامه های كثیرالانتشار تهران اعلانی در سه دفعه متوالی هر كدام به فاصله یك ماه منتشر كرده و اشخاصی را كه ممكن است از غایب خبری داشته باشند دعوت نماید كه اگر خبر دارند به اطلاع محكمه برسانند. هرگاه یك سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حكم موت فرضی او داده می شود.
ماده ۷۰. اگر اشخاص متعدد در یك حادثه تلف شوند فرض بر این می شود كه همه آنها در آن واحد مرده اند  .

مفاد این ماده مانع از اجراء مقررات مواد ۸۷۳ و ۸۷۴ جلد اول قانون مدنی نخواهد بود.

ماده ۷۱. وراث غایب مفقود الاثر می توانند قبل از صدور حكم موت فرضی او نیز از محكمه تقاضا نمایند كه دارایی او را به تصرف آنها بدهد مشروط بر اینكه اولاد غایب مزبور كسی را برای اداره كردن اموال خود معین نكرده باشد و ثانیأ دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بدون اینكه حیات یا ممات او معلوم باشد. در مورد این ماده رعایت ماده ۶۹ راجع به اعلان مدت  یك سال حتمی است.
ماده ۷۲. در مورد ماده قبل وراث باید ضامن ویا تضمینات كافیه دیگر بدهند تا در صورت مراجعت غایب ویا در صورتی كه اشخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند از عهده اموال ویا حق اشخاص ثالث برآیند تضمینات مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضی غایب باقی خواهد بود.
ماده ۷۳. بعد از صدور فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود كسانی كه اموال او را به عنوان وراثت تصرف كرده اند باید آنچه را كه از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود می باشد مسترد دارند.
ماده ۷۴. امینی كه برای اداره كردن اموال غایب مفقودالاثر معین می شود باید نفقه زوجه دائم یا منقطعه كه مدت او نگذشته و نفقه او را تعهد كرده باشد و اولاد غایب را از دارایی غایب تادیه نماید در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن به عهده محكمه است.
ماده ۷۵. هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقود الاثر باشد زن او می تواند تقاضای طلاق كند در این صورت با رعایت ماده ۶۹ حاكم او را طلاق می دهد.
ماده ۷۶. اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضاء مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضاء مدت مزبور حق رجوع ندارد.


نام
پست الکترونيک
پيام شما