آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۲
بازديد امروز: ۳۶۷
بازديد روز قبل: ۴۹۹
بازديد هفته: ۳۰۳۹
بازديد ماه: ۳۷۵۰
بازديد کل: ۶۲۷۸۹۲۲
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون مدني > ۱۳۸۷/۱۰/۲۴
۳۱۶ بازدید
 
   

مبحث پنجم لایحه مربوط به مواد ۱۱۲۰ تا ۱۱۵۷


دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۵۴
نمره۲۹۱۳۱
به تاریخ ۸/۱۲/۱۳۱۳
ساحت محترم مجلس شورای ملی
در تعقیب قسمت چهارم از مواد قانون مدنی مربوط به احوالات شخصیه اینك یك قسمت دیگر از مواد قانون مدنی جلد دوم كه تهیه گردیده پیشنهاد و تقاضای تصویب آن می شود.
رئیس الوزراء                        وزیر عدلیه
    فروغی                          محسن صدر



باب دوم. در انحلال عقد نكاح
ماده. عقد نكاح به فسخ یا به طلاق یا به بذل مدت در عقد انقطاع منحل می شود.

فصل اول.در مورد امكان فسخ نكاح
ماده. جنون هریك از زوجین به شرط استقرار اعم از اینكه مستمر یا ادواری باشد برای طرف مقابل موجب حق فسخ است.
ماده. عیوب ذیل در مرد كه مانع از ایفاء وظیفه زناشوئی باشد موجب حق فسخ برای زن خواهد بود:
۱. عنن به شرط اینكه بعد از گذشتن مدت یك سال از تاریخ رجوع زن به محاكم۱ رفع نشود.
۲. خصی.
۳. مقطوع بودن آلت تناسل.
ماده. عیوب ذیل در زن موجب حق فسخ برای مرد خواهد بود:
۱.قرن
۲. جذام.
۳. برص.
 ۴. افضاء.
۵. زمین گیری.
۶. نابینائی از هر دو چشم.
ماده. عیوب زن در صورتی موجب حق فسخ برای مرد است كه عیب مزبور در حال عقد وجود داشته است.
ماده. جنون و عنن در مرد هرگاه بعد از عقد هم حادث شود موجب حق فسخ برای زن خواهد بود.
ماده. هریك از زوجین كه قبل از عقد عالم به امراض مذكوره در طرف دیگر بوده بعد از عقد حق فسخ نخواهد داشت.
ماده. هرگاه شوهر بعد از عقد مبتلا به یكی از امراض مقاربتى گردد زن حق خواهد داشت كه از نزدیكی به او امتناع نماید و امتناع به علت مزبور مانع حق نفقه نخواهد بود.
ماده. هرگاه در یكی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود كه طرف مذكور فاقد وصف مقصود بوده برای طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذكور در عقد تصریح شده یا عقد متباینأ بر آن واقع شده باشد.
ماده. در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه و عدم امكان اجراء حكم محكمه و الزام او به دادن نفقه زن می تواند برای طلاق به حاكم رجوع كند و حاكم شوهر او را اجبار به طلاق می نماید.
همچنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه.
ماده. حكم ماده قبل در موارد ذیل نیز جاری است:
 ۱. در موردی كه شوهر سایر حقوق واجبه زن را وفا نكند و اجبار او هم بر ایفاء ممكن نباشد.
۲. سوء معاشرت شوهر به حدی كه ادامه زندگانی زن را با او غیر قابل تحمل سازد.
۳. در صورتی كه به واسطه امراض مسریه صعب العلاج دوام زناشوئی برای زن موجب مخاطره باشد.
ماده. خیار فسخ فوری است و اگر طرفی كه حق فسخ دارد بعد از اطلاع به علت فسخ نكاح را فسخ نكند خیار او ساقط می شود به شرط اینكه علم به حق فسخ و فوریت آن داشته باشد تشخیص مدتی كه برای امكان استفاده از خیار لازم بوده به نظر عرف و عادت است.
ماده. در فسخ نكاح رعایت ترتیباتی كه برای طلاق مقرر است شرط نیست.


فصل دوم. در طلاق
مبحث اول. در كلیات
ماده. مرد می تواند هر وقت كه بخواهد زن خود را طلاق دهد.
ماده. طلاق باید به صیغه طلاق و در حضور لااقل دو نفر مرد عادل كه طلاق را بشنوند واقع گردد.
 ماده. طلاق باید منجز باشد و طلاق معلق به شرط باطل است.
ماده. طلاق دهنده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد.
ماده. ولی مجنون دائمی می تواند در صورت مصلحت مولی علیه زن او را طلاق دهد.
ماده. ممكن است صیغه طلاق را به توسط وكیل اجرا نمود.
ماده. طلاق مخصوص عقد دائم است و زن منقطعه به انقضاء مدت یا بذل آن از طرف شوهر از زوجیت خارج می شود.
ماده. طلاق زن در مدت عادت زنانگی یا در حال نفاس صحیح نیست مگر اینكه زن حامل باشد یا طلاق قبل از نزدیكی با زن واقع شود یا شوهر غایب باشد به طوری كه اطلاع از عادت زنانگی بودن زن نتواند حاصل كند.
ماده. طلاق در طهر مواقعه صحیح نیست مگر اینكه زن یائسه یا حامل باشد.
ماده. طلاق زنی كه با وجود اقتضای سن عادت زنانگی نمی شود وقتی صحیح است كه از تاریخ آخرین نزدیكی با زن سه ماه گذشته باشد.


مبحث دوم. در اقسام طلاق
ماده. طلاق بر دو قسم است: بائن و رجعی.
ماده. در طلاق بائن برای شوهر حق رجوع نیست.
ماده. در موارد ذیل طلاق بائن است:
۱. طلاقی كه قبل از همبستری واقع شود.
۲. طلاق یائسه.
۳. طلاق خلع و مبارات مادام كه زن رجوع به عوض نكرده باشد.
۴. سومین طلاق كه بعد از سه وصلت متوالی به عمل آید اعم از اینكه وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نكاح جدید.
ماده. طلاق خلع آن است كه زن به واسطه كراهتى كه از شوهر خود دارد در مقابل مالی كه به شوهر می دهد طلاق بگیرد اعم از اینكه مال مزبور عین مهر یا معادل آن و یا بیشتر و یا كمتر از مهر باشد.
ماده. طلاق مبارات آن است كه كراهت از طرفین باشد ولی در این صورت عوض باید زائد بر میزان مهر نباشد.
ماده. در طلاق رجعی برای شوهر در مدت عده حق رجوع است.
ماده. رجوع در طلاق به هر لفظ یا فعلی حاصل می شود كه دلالت بر رجوع كند مشروط بر اینكه مقرون به قصد رجوع باشد.


مبحث سوم. در عده
ماده. عده عبارت است از مدتی كه تا انقضای آن زنی كه عقد نكاح او منحل شده است نمی تواند شوهر دیگر اختیار كند.
ماده. عده طلاق و عده فسخ نكاح سه طهر است مگر اینكه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند كه در این صورت عده او سه ماه است.
ماده. عده طلاق و فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد نكاح منقطع در غیر حامل دو طهر است مگر اینكه زن با اقتضای سن عادت زنانگی نبیند كه در این صورت چهل و پنج روز است.
ماده. عده طلاق و فسخ نكاح و بذل مدت و انقضاء آن در مورد زن حامله تا وضع حمل است.
ماده. عده وفات چه در دائم و چه در منقطع  در هر حال چهار ماه و ده روز است مگر اینكه زن حامل باشد كه در این صورت عده وفات تا موقع وضع حمل است مشروط بر اینكه فاصله بین فوت شوهر و وضع حمل از چهار ماه و ده روز بیشتر باشد و الا مدت عده همان چهار ماه و ده روز خواهد بود.
ماده. زنی كه بین او و شوهر خود نزدیكی واقع نشده و همچنین زن یائسه نه عده طلاق دارد و نه عده فسخ نكاح ولی عده وفات در هر دو مورد باید رعایت شود.
ماده. زنی كه شوهر او غایب مفقودالاثر بوده و حاكم او را طلاق داده باشد باید از تاریخ طلاق عده وفات نگاهدارد.
ماده. زنی كه به شبهه با كسی نزدیكی كند باید عده طلاق نگاهدارد.



نام
پست الکترونيک
پيام شما