آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۴
بازديد امروز: ۳۶۷
بازديد روز قبل: ۴۹۹
بازديد هفته: ۳۰۳۹
بازديد ماه: ۳۷۵۰
بازديد کل: ۶۲۷۸۹۲۲
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون مدني > ۱۳۸۷/۱۰/۲۴
۳۴۲ بازدید
 
   

مبحث ششم. لایحه مربوط به مواد ۱۱۵۸ تا ۱۲۰۶


دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۶۳
نمره۸۴۳
تاریخ ۱۱/ ۱/۱۳۱۴
ساحت محترم مجلس شورای ملی


در تعقیب قسمت پنجم از مواد قانون مدنی مربوط به احوال شخصیه اینك یك قسمت دیگر از مواد قانون مدنی جلد دوم كه تهیه گردیده پیشنهاد و تقاضای تصویب آن می شود.
رئیس الوزراء                              وزیر عدلیه
فروغی                                  محسن صدر



كتاب هشتم در اولاد
باب اول در نسب
ماده. طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینكه از تاریخ همبستری تا زمان تولد كمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.
ماده. هر طفلی كه بعد از انحلال نكاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینكه مادر هنوز شوهر نكرده و از تاریخ انحلال نكاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد مگر آنكه ثابت شود كه از تاریخ همبستری تا زمان ولادت كمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.
ماده. در صورتی كه عقد نكاح پس از همبستری منحل شود و زن مجددا شوهر كند و طفلی از او متولد گردد طفل به شوهری ملحق می شود كه مطابق مواد قبل الحاق او به آن شوهر ممكن است در صورتی كه مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممكن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آنكه امارات قطعیه بر خلاف آن دلالت كند.
ماده. در مورد مواد قبل هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.
ماده. در مورد مواد قبل دعوی نفی ولد باید در مدتی كه عادتا پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امكان اقامه دعوی كافی می باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.
ماده. در موردی كه شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند به نوعی كه موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوی نفی دو ماه از تاریخ كشف خدعه خواهد بود.
ماده. احكام مواد قبل در مورد طفل متولد از همبستری به شبهه نیز جاری است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد.
ماده. طفل متولد از همبستری به شبهه فقط ملحق به طرفی می شود كه در اشتباه بوده و در صورتی كه هر دو در اشتباه بوده اند ملحق به هر دو خواهد بود.
ماده. هرگاه به واسطه وجود مانعی نكاح بین ابوین طفل باطل باشد نسب طفل به هریك از ابوین كه جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود.
در صورت جهل هر دو نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است.
ماده. طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی شود.

باب دوم در نگاهداری و تربیت اطفال
 ماده . نگاهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است.
ماده. برای نگاهداری طفل مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت پس از انقضاء این مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم آنها با مادر خواهد بود.
ماده. اگر مادر در مدتی كه حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا با دیگری شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.
ماده. در صورت فوت یكی از ابوین حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشد.
ماده. هیچ یك از ابوین حق ندارند در مدتی كه حضانت طفل به عهده آنها است از نگاهداری او امتناع كند در صورت امتناع یكی از ابوین حاكم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یكی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل به هریك از ابوین كه حضانت به عهده او است الزام كند و در صورتی كه الزام ممكن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین كند.
ماده. هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت او است صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محكمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای مدعی العموم هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ كند.
ماده. در صورتی كه به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یك منزل سكونت نداشته باشند هریك از ابوین كه طفل تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعیین زمان و مكان ملاقات آن و سایر جزئیات مربوطه به آن در صورت اختلاف بین ابوین با محكمه است.
ماده. طفل را نمی توان از ابوین و یا از پدر و یا مادری كه حضانت با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.
ماده. مادر مجبور نیست كه به طفل خود شیر بدهد مگر در صورتی كه تغذیه طفل به غیر مادر ممكن نباشد.
ماده. طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنى كه باشد باید به آنها احترام كند.
ماده. ابوین مكلف هستند كه در حدود توانائی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.
ماده. ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تأدیب، تنبیه نمایند.


باب سوم در ولایت قهری پدر و جد پدرى
ماده. طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشد و همچنین است طفل غیر رشید یا مجنون در صورتی كه عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد.
 ماده. هریك از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند.
ماده. هرگاه طفل هم پدر و هم جد پدری داشته باشد و یكی از آنها محجور یا به علتى ممنوع از تصرف در اموال مولی علیه گردد ولایت قانونی او ساقط می شود.
ماده. در كلیه امور مربوطه به اموال و حقوقی مالی مولی علیه ولی نماینده قانونی او می باشد.
ماده. هرگاه ولی قهری طفل لیاقت اداره كردن اموال مولی علیه را نداشته باشد و یا در مورد اموال مزبور مرتكب حیف و میل گردد محكمه مكلف است به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای مدعی العموم از ولی طفل تضمینات معتبر كافی بخواهد. در صورتی كه ولی مزبور نخواهد یا نتواند تضمینات مزبور را بدهد محكمه می تواند هر تصمیمی را كه برای حفظ اموال مولی علیه لازم می داند اتخاذ كند منتهی حكم در موردی نیز جاری است كه ولی طفل به واسطه كبر سن یا مرض یا امثال آن قادر به اداره كردن اموال مولی علیه نباشد.
ماده. هرگاه ولی قهری طفل محجور شود محكمه مكلف است مطابق مقررات راجعه به تعیین قیم قیمی برای طفل معین كند.
ماده. در مواردی كه برای عدم امانت ولی قهری نسبت به دارائی طفل امارات قویه موجود باشد مدعی العموم مكلف است از محكمه ابتدائی رسیدگی به عملیات او را بخواهد محكمه در این مورد به طرز اداری رسیدگی كرده در صورتی كه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده... رفتار می نماید.
ماده. ولی هریك از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود كه تحت ولایت او می باشند وصی معین كند تا بعد از فوت او در نگاهداری و تربیت آنها مواظبت كرده و اموال آنها را اداره نماید.
ماده. هیچ یك از پدر و جد پدری نمی تواند با حیات دیگری برای مولی علیه خود وصی معین كند.
ماده. ممكن است پدر یا جد پدری به كسی كه به سمت وصایت معین كرده اختیار تعیین وصی بعد فوت خود برای مولی علیه بدهد.
ماده. اگر وصی منصوب از طرف ولی قهری به نگاهداری یا تربیت مولی علیه و یا اداره امور او اقدام نكند یا امتناع از انجام وظایف خود نماید منعزل می شود.
ماده. ولی مسلم نمی تواند برای مولی علیه خود وصی غیر مسلم معین كند.
ماده. همین كه طفل كبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج می شود و اگر بعدا سفیه یا مجنون شود قیمی برای او معین می شود.
ماده. پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یكی از آنان ولی خاص طفل نامیده می شود.


كتاب نهم در خانواده
فصل اول
در الزام به اتفاق
ماده. احكام نفقه زوجه همان است كه به موجب فصل هشتم از باب اول از كتاب هفتم مقرر شده و یا بر طبق همین فصل مقرر می شود.
ماده. در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به انفاق یكدیگرند.
ماده. كسی مستحق نفقه است كه ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم سازد.
ماده. كسی ملزم به انفاق است كه متمكن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینكه ازاین حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمكن باید كلیه تعهدات و وضع زندگانی شخص در جامعه در نظر گرفته شود.
ماده. نفقه اولاد بر عهده پدر است. پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب. در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است.
هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصه متساوی تادیه كنند.
 ماده. نفقه ابوین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اولاد و اولاد اولاد است.
 ماده. هرگاه یك نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد كه از حیث الزام به انفاق در درجه مساوی هستند نفقه او را باید اقارب مزبور به حصه متساوی تادیه كنند بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد  بلافصل داشته باشد نفقه او را باید پدر و اولاد او متساویا تأدیه كنند بدون اینكه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید مادر و اولاد متساویأ بدهند.
ماده. اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند همه آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
ماده. در صورت بودن زوجه و یك یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.
 ماده. نفقه اقارب عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.
ماده. واجب النفقه- اعم از زوجه و اقارب- می تواند برای مطالبه نفقه خود به محكمه رجوع كند.
ماده. زوجه در هر حال می تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشكستگی شوهر زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند.



نام
پست الکترونيک
پيام شما