آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۴
بازديد روز قبل: ۲۷
بازديد هفته: ۱۱۸
بازديد ماه: ۵۴۰
بازديد کل: ۶۲۸۶۰۲۷
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۷
مشروح مذاكرات مجلس > مشروح مذاكرات قانون مدني > ۱۳۸۷/۱۰/۱۱
۳۳۲ بازدید
 
   

فصل دوم.گزارشات كمیسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملی فصل دوم.گزارشات كمیسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملی
مبحث اول گزارش شور اول كمیسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملى


گفتار اول. گزارش شور اول مواد ۹۵۶ تا ۹۷۵

دوره نهم تقنینیه                                                                                   نمره ترتیب طبع ۳۳۵
به تاریخ ۱/۱۰/۱۳۱۳
خبر از كمیسیون عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
كمیسیون قوانین عدلیه لایحه نمره ۱۸۹۰۸ دولت را كه در تعقیب مواد قانون مدنی به مجلس مقدس شورای ملی پیشنهاد گردیده با حضور آقای وزیر عدلیه مورد شور و مطالعه قرار داده پس از مذاكرات لازمه و توضیحاتی كه آقای وزیر عدلیه بیان نمودند مواد پیشنهادی به شرح ذیل تصویب و علی هذا را پورت آن را به عنوان جلد دوم قانون مدنی به مجلس شورای ملی تقدیم می دارد.

قانون مدنی جلد دوم. در اشخاص
كتاب اول. در كلیات
ماده ۰۹۵۶ اهلیت برای دارا بودن حقوق با زنده متولد شدن انسان شروع و با مرگ او تمام می شود.
ماده ۹۵۷. حمل از حقوق مدنی متمتع می گردد مشروط بر اینكه زنده متولد شود.
ماده ۹۵۸. هر انسان متمتع از حقوق مدنی خواهد بود لیكن هیچ كس نمی تواند حقوق خود را اجرا كند مگر اینكه برای این امر اهلیت قانونی داشته باشد.
ماده ۹۵۹. هیچ كس نمی تواند به طور كلی حق تمتع و یا حق اجراء تمام یا قسمتی از حقوق مدنی را از خود سلب نماید.
ماده ۹۶۰. هیچ كس نمی تواند از خود سلب حریت كند و یا در حدودی كه مخالف قوانین و یا اخلاق حسنه باشد از استفاده از حریت خود صرف نظر نماید.
ماده ۹۶۱. جز در موارد ذیل اتباع خارجه نیز از حقوق مدنی متمتع خواهند بود:
۱. در مورد حقوقی كه قانون آن را صراحتا منحصر به اتباع ایران نموده و یا آن را صراحتا از اتباع خارجه سلب كرده است.
۲. در مورد حقوق مربوط به احوال شخصی كه قانون دولت متبوع تبعه خارجه آن را قبول نكرده.
۳. در مورد حقوق مخصوصه كه صرفأ از نقطه نظر جامعه ایرانی ایجاد شده باشد.
ماده ۹۶۲. تشخیص اهلیت هر كس برای معامله كردن برحسب قانون دولت متبوع او خواهد بود معذلك اگر یك نفر تبعه خارجه در ایران عمل حقوقی انجام  دهد در صورتی كه مطابق قانون دولت متبوع خود برای انجام  آن عمل واجد اهلیت نبوده و یا اهلیت ناقصی داشته است آن شخص برای انجام  آن عمل واجد اهلیت محسوب خواهد شد در صورتی كه قطع نظر از تابعیت خارجی او مطابق قانون ایران نیز بتوان او را برای انجام  آن عمل دارای اهلیت تشخیص داد.
حكم اخیر نسبت به اعمال حقوقی كه مربوط به حقوق خانوادگی و یا حقوق ارثی بوده و یا مربوط به نقل و انتقال اموال غیر منقول واقع در خارج ایران می باشد شامل نخواهد بود.
ماده ۰۹۶۳ اگر زوجین تبعه یك دولت نباشند روابط شخصی و مالی بین آنها تابع قوانین دولت متبوع شوهر خواهد بود.
ماده ۹۶۴. روابط بین ابوین و اولاد تابع قانون دولت متبوع پدر است مگر اینكه نسبت طفل فقط نسبت به مادر مسلم باشد كه در این صورت روابط بین طفل و مادر او تابع قانون دولت متبوع مادر خواهد بود.
ماده ۹۶۵. ولایت قانونی و نصب قیم بر طبق قوانین دولت متبوع مولی علیه خواهد بود.
ماده ۹۶۶. تصرف و مالكیت و سایر حقوق بر اشیاء منقول یا غیر منقول تابع قانون مملكتی خواهد بود كه آن اشیاء در آنجا واقع می باشند معذلك حمل و نقل شدن شیئی منقول از مملكتى به مملكت دیگر نمی تواند به حقوقی كه ممكن است اشخاص مطابق قانون محل وقوع اولی شیئی نسبت به آن تحصیل كرده باشند خس وارد آورد.
ماده ۹۶۷. تركه منقول یا غیر منقول اتباع خارجه كه در ایران واقع است فقط از حیث قوانین اصلیه از قبیل قوانین مربوطه به تعیین وراث و مقدار سهم الارث آنها و تشخیص قسمتی كه متوفی می توانسته است به موجب وصیت تملیك نماید تابع قانون دولت متبوع متوفی خواهد بود.
ماده ۹۶۸. تعهدات ناشی از عقود تابع قانون محل وقوع عقد است مگر اینكه متعاقدین آن را صریحأ یا ضمنأ تابع قانون دیگری قرار داده باشند.
ماده ۰۹۶۹ اسناد از حیث طرز تنظیم تابع قانون محل تنظیم خود می باشد.
ماده ۹۷۰. مأمورین سیاسی یا قونسولی دول خارجه در ایران وقتى می توانند به اجرای عقد نكاح مبادرت نمایند كه طرفین عقد هر دو تبعه دولت متبوع آنها بوده و قوانین دولت مزبور نیز این اجازه را به آنها داده باشد- در هر حال نكاح باید در دفاتر سجل احوال ثبت شود.
ماده ۹۷۱. دعاوی از حیث صلاحیت محاكم و قوانین راجعه به اصول محاكمات تابع قانون محلی خواهد بود كه در آنجا اقامه می شود مطرح بودن همان دعوی در محكمه اجنبی رافع صلاحیت محكمه ایرانی نخواهد بود.
ماده ۰۹۷۲ احكام صادره از محاكم خارجه و همچنین اسناد رسمی لازم الاجرا تنظیم شده در خارجه را نمی توان در ایران اجرا نمود مگر اینكه مطابق قوانین ایران امر اجرای آنها صادر شده باشد.
ماده ۰۹۷۳ اگر قانون خارجه ای كه باید مطابق ماده ۷ جلد اول این قانون و یا بر طبق مواد فوق رعایت گردد به قانون دیگری احاله داده باشد محكمه مكلف به رعایت این احاله نیست مگر اینكه احاله به قانون ایران شده باشد.
ماده ۹۷۴. مقررات ماده ۷ و مواد ۹۶۲ تا ۹۷۴ این قانون تا حدی به موقع اجرا گذارده می شود كه مخالف عهود بین المللی كه دولت ایران آن را امضاء كرده و یا مخالف با قوانین مخصوصه نباشد.
ماده ۹۷۵. محكمه نمی تواند  قوانین خارجی و یا قرار دادهای خصوصی را كه برخلاف اخلاق حسنه بوده و یا به واسطه جریحه دار كردن احساسات جامعه یا به علت دیگر مخالف با نظم عمومی محسوب می شود به موقع اجرا گذارده اگر چه اجرای قوانین مزبور اصولأ مجاز باشد.
مخبر كمیسیون قوانین عدلیه. مؤید احمدی
                                                                                                                                         تاریخ طبع ۴ دی ماه ۱۳۱۳
مطبعه مجلس


گفتار دوم. گزارش شور اول مواد ۹۷۶ تا ۰۳۰ ۱
دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۳۸


خبر از كمیسیون عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
كمیسیون عدلیه در جلسه اخیر خود لایحه نمره ۲۲۶۶۷ دولت را كه در تعقیب مواد قانون مدنی پیشنهاد شده بود با حضور آقای وزیر عدلیه مطرح و تحت شور و مداقه قرار داده در نتیجه مواد پیشنهادی را با جزئی اصلاحی موافقت و اینك با تغییر نمرات مواد آن خبر آن را به عنوان شور اول تقدیم می دارد.
مخبر كمیسیون عدلیه. مؤید احمدی


كتاب دوم. در تابعیت
ماده ۰۹۷۶ اشخاص ذیل تبعه ایران محسوب می شوند:
۱. كلیه ساكنین ایران به استثنای اشخاصی كه تبعیت خارجی آنها مسلم باشد. تبعیت خارجی كسانی مسلم است كه مدارك تابعیت آنها مورد اعتراض دولت ایران نباشد.
۲. كسانی كه پدر آنها ایرانی است اعم از اینكه در ایران یا در خارجه متولد شده باشند.
۳. كسانی كه در ایران متولد شده و پدر و مادر آنان غیر معلوم باشد.
۴. كسانی كه در ایران از پدر و مادر خارجی كه یكی از آنها در ایران متولد شده بوجود آمده اند  .
۵. كسانی كه در ایران از پدری كه تبعه خارجه است بوجود آمده و بلافاصله پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام لااقل یك سال دیگر در ایران اقامت كرده باشند والا قبول شدن آنها به تابعیت ایران بر طبق مقرراتی خواهد بود كه مطابق قانون برای تحصیل تابعیت ایران مقرر است.
۶. هر زن تبعه خارجی كه شوهر ایرانی اختیار كند.
۷. هر تبعه خارجی كه تابعیت ایران را تحصیل كرده باشد.
تبصره. اطفال متولد از نمایندگان سیاسی و قنسولی خارجه مشمول فقره ۴ و ۵ نخواهند بود.
ماده ۰۹۷۷ اشخاص مذكور در فقره ۴ و ۵ حق دارند پس از رسیدن به سن هیجده سال تمام تا یك سال تابعیت پدر خود را قبول كنند مشروط بر اینكه در ظرف مدت فوق اظهاریه  كتبی تقدیم وزارت خارجه نمایند و تصدیق دولت پدرشان دایر به اینكه آنها را تبعه خود خواهند شناخت ضمیمه اظهاریه باشد.
ماده ۹۷۸. نسبت به اطفالی كه در ایران از اتباع دولی متولد شده اند كه در مملكت متبوع آنها اطفال متولد از اتباع ایرانی را به موجب مقررات تبعه خود محسوب داشته و رجوع آنها را به تبعیت ایران منوط به اجازه می كنند معامله متقابله خواهد شد.
ماده ۰۹۷۹ اشخاصی كه دارای شرایط ذیل باشند می توانند تابعیت ایران را تحصیل كنند:
۱. به سن هیجده سال تمام رسیده باشند.
۲. پنج سال اعم از متوالی یا متناوب در ایران ساكن بوده باشند.
۳. فراری از خدمت نظامی نباشند.
۴. در هیچ مملكتى به جنحه مهم یا جنایت غیر سیاسی محكوم نشده باشند.
در مورد فقره دوم این ماده مدت اقامت در خارجه برای خدمت دولت ایران در حكم اقامت در خاك ایران است.
ماده ۹۸۰. كسانی كه به امور عام المنفعه ایران خدمت یا مساعدت شایانی كرده باشند و همچنین اشخاصی كه دارای عیال ایرانی و از او اولاد دارند و یا دارای مقامات عالی علمی و متخصص در امور عام المنفعه هستند و تقاضای ورود به تابعیت دولت شاهنشاهی را می نمایند در صورتی كه دولت ورود آنها را به تابعیت دولت شاهنشاهی صلاح بداند بدون رعایت شرط اقامت ممكن است با تصویب هیئت وزراء به تبعیت ایران قبول شوند.
ماده ۰۹۸۱ اگر تا پنج سال از تاریخ صدور سند تابعیت معلوم شود شخصی كه به تبعیت ایران قبول شده فراری از خدمت نظام بوده و همچنین هرگاه قبل از انقضای مدتی كه مطابق قوانین ایران مرور زمان حاصل می شود معلوم گردد شخصی كه به تبعیت قبول شده محكوم به جنحه مهم یا جنایت عمومی است هیئت وزراء حكم خروج او را از تابعیت ایران صادر خواهد كرد.
تبصره. اتباع خارجه كه به تابعیت ایران قبول می شوند در صورتی كه در ممالك خارجه متوقف باشند و مرتكب عملیات ذیل شوند علاوه بر اجرای مجازات های مقرره با اجازه هیئت وزراء تابعیت ایران از آنها سلب خواهد شد:
الف. كسانی كه مرتكب عملیاتی بر ضد امنیت داخلی و خارجی مملكت ایران شوند و مخالفت و ضدیت با اساس حكومت ملی و آزادی بنمایند.
ب. كسانی كه خدمت نظام وظیفه را به طوری كه قانون ایران مقرر می دارد ایفاء ننمایند.
ماده ۰۹۸۲ اشخاصی كه تحصیل تابعیت ایرانی نموده یا بنمایند از كلیه حقوقی كه برای ایرانیان مقرر است به استثنای حق رسیدن به مقام وزارت و كفالت وزارت و یا هر گونه مأموریت سیاسی خارجه بهره مند می شوند لیكن نمی توانند به مقامات ذیل نائل گردند مگر پس از ده سال از تاریخ صدور سند تابعیت:
۱. عضویت مجالس مقننه.
۲. عضویت انجمن های ایالتی و ولایتی و بلدی.
۰۳ استخدام وزارت امور خارجه.
ماده ۹۸۳. درخواست تابعیت باید مستقیمأ یا به توسط حكام یا ولات به وزارت امور خارجه تسلیم شده و دارای منضمات ذیل باشد:
۱. سواد مصدق اسناد هویت تقاضا كننده و عیال و اولاد او.
۲. تصدیق نامه نظمیه دائر به تعیین مدت اقامت تقاضا كننده در ایران و نداشتن سوء سابقه و داشتن مكنت كافی یا شغل معین برای تأمین معاش. وزارت امور خارجه در صورت لزوم اطلاعات راجعه به شخص تقاضا كننده را تكمیل و آن را به هیئت وزرا ارسال خواهد نمود تا هیئت مزبور در قبول یا رد آن تصمیم مقتضی اتخاذ كند در صورت قبول شدن تقاضا سند تابعیت به درخواست كننده تسلیم خواهد شد.
ماده ۹۸۴. زن و اولاد صغیر كسانی كه بر طبق این قانون تحصیل تابعیت ایران می نمایند تبعه دولت ایران شناخته می شوند ولی زن در ظرف یك سال از تاریخ صدور سند تابعیت شوهر و اولاد صغیر در ظرف یك سال از تاریخ رسیدن به سن هیجده سال تمام می توانند اظهاریه كتبى به وزارت امور خارجه داده و تابعیت مملكت سابق شوهر و یا پدر را قبول كند لیكن به اظهاریه اولاد اعم از ذكور و اناث باید تصدیق مذكور در ماده ۲ ضمیمه شود.۱
ماده ۹۸۵. تحصیل تابعیت ایرانی پدر به هیچ وجه درباره اولاد او كه در تاریخ تقاضانامه به سن هیجده سال تمام رسیده اند مؤثر نمی باشد.
ماده ۹۸۶. زن غیر ایرانی كه در نتیجه ازدواج ایرانی می شود می تواند بعد از طلاق یا فوت شوهر ایرانی به تابعیت اول خود رجوع نماید مشروط براینكه وزارت امور خارجه را كتبا مطلع كند ولی هر زن شوهر مرده كه از شوهر سابق خود اولاد دارد نمی تواند   مادام كه اولاد او به سن هیجده سال تمام نرسیده از این حق استفاده كند و در هر حال زنی كه مطابق این ماده تبعه خارجه می شود حق داشتن اموال غیر منقوله نخواهد داشت مگر در حدودی كه این حق به اتباع خارجه داده شده باشد و هرگاه دارای اموال غیر منقول بیش از آنچه كه برای اتباع خارجه داشتن آن جایز است بوده یا بعدا به ارث اموال غیر منقولی بیش از آن حد به او برسد باید در ظرف یك سال از تاریخ خروج از تابعیت ایران یا دارا شدن ملك در مورد ارث مقدار مازاد را به نحوی از انحاء به اتباع ایران منتقل كند و الا اموال مزبور با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت به آنها داده خواهد شد.
ماده ۹۸۷. زن ایرانی كه با تبعه خارجه مزاوجت می نماید به تابعیت ایرانی خود باقی خواهد ماند مگر اینكه مطابق قانون مملكت زوج تابعیت شوهر به واسطه وقوع عقد ازدواج به زوجه تحمیل شود ولی در هر صورت بعد از وفات شوهر و یا تفریق به صرف تقدیم درخواست به وزارت امور خارجه به انضمام ورقه تصدیق فوت شوهر و یا سند تفریق تابعیت اصلیه زن با جمیع حقوق و امتیازات راجعه به آن مجددا به او تعلق خواهد گرفت.
تبصره ۱. هرگاه قانون تابعیت مملكت زوج زن را بین حفظ تابعیت اصلی و تابعیت زوج مخیر بگذارد در این مورد زن ایرانی كه بخواهد تابعیت مملكت زوج را دارا شود و علل موجهی هم برای تقاضای خود در دست داشته باشد به شرط تقدیم تقاضانامه كتبی به وزارت امور خارجه ممكن است با تقاضای او موافقت گردد.
تبصره ۲. زن های ایرانی كه بر اثر ازدواج تابعیت خارجی را تحصیل می كنند حق داشتن اموال غیر منقول جز آنچه كه در موقع ازدواج دارا بوده اند ندارند.
ماده ۰۹۸۸ اتباع ایران نمی توانند تبعیت خود را ترك كنند مگر به شرایط ذیل:
۱. به سن ۲۵ سال تمام رسیده باشند.
۲. هیئت وزراء خروج از تابعیت آنان را اجازه دهد.
۳. قبلا تعهد نمایند كه در ظرف یك سال از تاریخ ترك تابعیت حقوق خود را بر اموال غیر منقول كه در ایران دارا می باشند و یا ممكن است بالوراثه دارا شوند ولو قوانین ایران اجازه تملك آن را به اتباع خارجه بدهد به نحوی از انحاء به اتباع ایرانی منتقل كنند زوجه و اطفال كسی كه بر طبق این ماده ترك تابعیت می نمایند اعم از اینكه اطفال مزبور صغیر یا كبیر باشند از تبعیت ایرانی خارج نمی گردند مگر اینكه اجازه هیئت وزراء شامل آنها هم باشد.
۴. خدمت تحت السلاح خود را انجام داده باشند.
ماده ۹۸۹. هر تبعه ایرانی كه بدون رعایت مقررات قانونی بعد از تاریخ ۱۲۸۰ شمسی تابعیت خارجی تحصیل كرده باشد تبعیت خارجی او كان لم یكن بوده و تبعه ایران شناخته می شود ولی در عین حال كلیه اموال غیر منقوله او با نظارت مدعی العموم محل به فروش رسیده و پس از وضع مخارج فروش قیمت آن به او داده خواهد شد و بعلاوه از اشتغال به وزارت و معاونت وزارت و عضویت مجالس مقننه و انجمن های ایالتی و ولایتی و بلدی و هر گونه مشاغل دولتی محروم خواهد بود.
ماده ۰۹۹۰ از اتباع ایران كسی كه خود یا پدرشان موافق مقررات تبدیل تابعیت كرده باشند و بخواهند به تبعیت اصلیه خود رجوع نمایند به مجرد درخواست به تابعیت ایران قبول خواهند شد.
ماده ۹۹۱. تكالیف مربوطه به اجرای قانون تابعیت و اخذ حقوق شانسلری در مورد كسانی كه تقاضای ورود و خروج از تابعیت دولت شاهنشاهی و تقاضای بقاء به تابعیت اصلی را دارند به موجب نظامنامه كه به تصویب هیئت وزراء خواهد رسید معین خواهد شد.
كتاب سوم. در اسناد سجل احوال
ماده ۹۹۲. سجل احوال هر كس به موجب دفاتری كه برای این امر مقرر است معین می شود.
ماده ۰۹۹۳ امور ذیل باید در ظرف مدت و به طریقی كه به موجب قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است به دایره سجل
احوال اطلاع داده شود:
۱. ولادت هر طفل و همچنین سقط هر جنین كه بعد از ماه ششم از تاریخ حمل واقع شود.
۲. ازدواج اعم از دائم و منقطع .
۳. طلاق اعم از بائن و رجعی و همچنین بذل مدت.
۴. وفات هر شخص.
ماده ۹۹۴. تغییر مطالبى كه در دفاتر سجل احوال ثبت شده است ممكن نیست مگر به موجب حكم محكمه.
 ماده ۰۹۹۵ اگر عدم صحت مطالبى كه به دائره سجل احوال اظهار شده است در محكمه ثابت گردد یا هویت كسی كه در دفتر سجل احوال به عنوان مجهول الهویه قید شده است معین شود و یا حكم فوت فرضی غایب ابطال گردد مراتب باید در دفاتر مربوطه سجل احوال قید شود.
ماده ۹۹۶. هر كس باید دارای نام خانوادگی باشد.
 اگر كسی نام خانوادگی خود را كه در دفاتر سجل احوال ثبت كرده است مطابق مقررات مربوطه به این امر تغییر دهد هر ذی نفع می تواند در ظرف مدت و به طریقی كه در قوانین یا نظامات مخصوصه مقرر است اعتراض كند.
ماده ۹۹۷. هر كس كه اسم خانوادگی او را دیگری بدون حق اتخاذ كرده باشد می تواند اقامه دعوی كرده و در حدود قوانین مربوطه تغییر نام خانوادگی غاصب را بخواهد.
ماده ۹۹۸. سند ولادت اشخاصی كه ولادت آنها در مدت قانونی به دائره سجل احوال اظهار شده است سند رسمی محسوب خواهد بود.
ماده ۹۹۹. سایر مطالب راجع به سجل احوال به موجب قوانین و نظامنامه های مخصوصه مقرر است.
ماده ۱۰۰۰. مأمورین قونسولی ایران در خارجه باید نسبت به ایرانیان مقیم حوزه مأموریت خود وظایفی را كه به موجب قوانین و نظامات جاریه به عهده دوایر سجل احوال مقرر است انجام  دهند.


كتاب چهارم. در اقامتگاه
ماده ۰۱۰۰۱ اقامتگاه هر شخصی عبارت از محلی است كه شخص در آنجا سكونت داشته و مركز مهم امور او نیز در آنجا باشد اگر محل سكونت شخصی غیر از مركز مهم امور او باشد مركز امور او اقامتگاه محسوب است.
ماده ۱۰۰۲. هیچ كس نمی تواند بیش از یك اقامتگاه داشته باشد.
ماده ۱۰۰۳. تغییر اقامتگاه به وسیله سكونت حقیقی در محل دیگر به عمل می آید مشروط بر اینكه مركز مهم امور نیز به همان محل انتقال یافته باشد.
ماده ۰۱۰۰۴ اقامتگاه زن شوهردار همان اقامتگاه شوهر است معذلك زنی كه شوهر او اقامتگاه معلومی ندارد و همچنین زنی كه با رضایت شوهر خود و یا با اجازه محكمه مسكن علیحده اختیار كرده می تواند اقامتگاه شخصی علیحده نیز داشته باشد.
ماده ۰۱۰۰۵ اقامتگاه صغیر و محجور همان اقامتگاه ولی یا قیم آنها است.
ماده ۰۱۰۰۶ اقامتگاه مأمورین دولتى محلی است كه در آنجا مأموریت ثابت دارند.
ماده ۰۱۰۰۷ اقامتگاه افراد نظامی كه در ساخلو هستند محل ساخلو آنها است.
ماده ۰۱۰۰۸ اگر اشخاص كبیر كه معمولأ نزد دیگری كار یا خدمت می كنند در منزل كارفرما یا مخدوم خود سكونت داشته باشند اقامتگاه آنها همان اقامتگاه كارفرما یا مخدوم آنها خواهد بود.
ماده ۰۱۰۰۹ اگر ضمن معامله یا قراردادی طرفین معامله یا یكی از آنها برای اجرای تعهدات حاصله از آن معامله محلی غیر از اقامتگاه حقیقی خود انتخاب كرده باشد نسبت به دعاوی راجعه به آن معامله همان محلی كه انتخاب شده است اقامتگاه او محسوب خواهد شد و همچنین است در صورتی كه برای ابلاغ اوراق دعوی و احضار و اخطار محلی را غیر از اقامتگاه خصوصی خود معین كند.


كتاب پنجم در غایب مفقودالاثر
ماده ۱۰۱۰. غایب مفقودالاثر كسی است كه از غیبت او مدت بالنسبه ۲ مدیدی گذشته و از او به هیچ وجه خبری نباشد.
ماده ۰۱۰۱۱ اگر غایب مفقود الاثر برای اداره اموال خود تكلیفی معین نكرده باشد و كسی هم نباشد كه قانونا حق تصدی امور او را داشته باشد محكمه برای اداره اموال او یك نفر امین معین می كند تقاضای تعیین امین فقط از طرف مدعی العموم و اشخاص ذی نفع در این امر قبول می شود.
ماده ۱۰۱۲. محكمه می تواند از امینی كه معین می كند تقاضای ضامن یا تضمینات دیگر نماید.
ماده ۰۱۰۱۳ اگر یكی از وراث غایب تضمینات كافیه بدهد محكمه نمی تواند امین دیگری معین نماید و وارث مزبور به این سمت معین خواهد شد.
ماده ۱۰۱۴. وظایف و مسئولیت های امینی كه به موجب مواد قبل معین می گردد همان است كه برای قیم مقرر است.
ماده ۱۰۱۵. هرگاه هم فوت و هم تاریخ فوت غایب مفقود الاثر مسلم شود اموال او بین وراث موجود حین الموت تقسیم می گردد اگر چه یك یا چند نفر آنها از تاریخ فوت غایب به بعد فوت كرده باشد.
 
ماده ۰۱۰۱۶ اگر فوت غایب بدون تعیین تاریخ فوت ثابت گردد محكمه باید تاریخی را كه فوت او در آن تاریخ محقق بوده معین كند در این صورت اموال غایب بین وراثی كه در تاریخ مزبور موجود بوده اند تقسیم می شود.
ماده ۱۰۱۷. مفاد ماده فوق در موردی نیز رعایت می گردد كه حكم موت فرضی غایب صادر شود.
ماده ۱۰۱۸. حكم موت فرضی غایب در موردی صادر می شود كه از تاریخ آخرین خبری كه از حیات او رسیده است مدتی گذشته باشد كه عادتا چنین شخصی زنده نمی ماند  .
ماده ۱۰۱۹. موارد ذیل از جمله مواردی محسوب است كه عادتا شخص غایب زنده فرض نمی شود:
۱. وقتی كه ده سال تمام از تاریخ آخرین خبری كه از حیات غایب رسیده است گذشته و در انقضاء مدت مزبور سن غایب از هفتاد و پنج سال گذشته باشد.
۲. وقتی كه یك نفر به عنوانی از عناوین جزء قشون مسلح بوده و در زمان جنگ مفقود و سه سال تمام از تاریخ انعقاد صلح بگذرد بدون اینكه خبری از او برسد هرگاه جنگ منتهی به انعقاد صلح نشده باشد مدت مزبور پنج سال از تاریخ ختم جنگ محسوب می شود.
۳. وقتی كه یك نفر حین سفر بحری در كشتى بوده كه آن كشتى در آن مسافرت تلف شده است سه سال تمام از تاریخ تلف شدن كشتى گذشته باشد بدون اینكه از آن مسافر خبری برسد.
ماده ۱۰۲۰. در مورد فقره اخیر ماده قبل اگر با انقضاء مدت های ذیل كه مبدأ آن از روز حركت كشتى محسوب می شود كشتى به مقصد نرسیده باشد و در صورت حركت بدون مقصد به بندری كه از آنجا حركت كرده بر نگشته و از وجود آن به هیچ وجه خبری نباشد كشتى تلف شده محسوب می شود:
الف. برای مسافرت در بحر خزر و داخل خلیج فارس یك سال.
ب. برای مسافرت در بحر عمان- اقیانوس هند- بحر احمر- بحر سفید مدیترانه ، بحر سیاه و بحر ازوف دو سال.
ج. برای مسافرت در سایر بحار سه سال.
ماده ۰۱۰۲۱ اگر كسی در نتیجه واقعه ای به غیر آنچه در فقره ۲ و ۳ ماده ۱۰۱۹ مذكور است دچار خطر مرگ گشته و مفقود شده باشد وقتی می توان حكم موت فرضی او را صادر نمود كه پنج سال از تاریخ دچار شدن به خطر مرگ بگذرد بدون اینكه خبری از حیات مفقود رسیده باشد.
ماده ۱۰۲۲. در مورد ماده ۱۰۱۸ و ۱۰۲۰ محكمه وقتی می تواند حكم موت فرضی را صادر نماید كه در یكی از جراید محل و یكی از روزنامه های كثیرالانتشار تهران اعلانی در سه دفعه متوالی هر كدام به فاصله یك ماه منتشر كرده و اشخاصی را كه ممكن است از غایب خبری داشته باشند دعوت نماید كه اگر خبر دارند به اطلاع محكمه برسانند. هرگاه یك سال از تاریخ اولین اعلان بگذرد و حیات غایب ثابت نشود حكم موت فرضی او داده می شود.
ماده ۰۱۰۲۳ اگر اشخاص متعدد در یك حادثه تلف شوند فرض بر این می شود كه همه آنها در آن واحد مرده اند  .
مفاد این ماده مانع از اجراء مقررات مواد ۸۷۳ و ۸۷۴ جلد اول قانون مدنی نخواهد بود.
ماده ۱۰۲۴. وراث غایب مفقود الاثر می توانند قبل از صدور حكم موت فرضی او نیز از محكمه تقاضا نمایند كه دارائی او را به تصرف آنها بدهد مشروط بر اینكه اولأ غایب مزبور كسی را برای اداره كردن اموال خود معین نكرده باشد و ثانیأ دو سال تمام از آخرین خبر غایب گذشته باشد بدون اینكه حیات یا ممات او معلوم باشد. در مورد این ماده رعایت ماده ۱۰۲۲ راجع به اعلان مدت یك سال حتمی است.
ماده ۱۰۲۵. در مورد ماده قبل وراث باید ضامن و یا تضمینات كافیه دیگر بدهند تا در صورت مراجعت غایب و یا در صورتی كه اشخاص ثالث حقی بر اموال او داشته باشند از عهده اموال و یا حق اشخاص ثالث برآیند. تضمینات مزبور تا موقع صدور حكم موت فرضی غایب باقی خواهد بود.
 
ماده ۱۰۲۶. بعد از صدور حكم فوت فرضی نیز اگر غایب پیدا شود كسانی كه اموال او را به عنوان وراثت تصرف كرده اند باید آنچه را كه از اعیان یا عوض و یا منافع اموال مزبور حین پیدا شدن غایب موجود می باشد مسترد دارند.
ماده ۰۱۰۲۷ امینی كه برای اداره كردن اموال غایب مفقودالاثر معین می شود باید نفقه زوجه دائم یا منقطعه ۳ كه مدت او نگذشته و نفقه او را تعهد كرده باشد و اولاد غایب را از دارائی غایب تأدیه نماید در صورت اختلاف در میزان نفقه تعیین آن به عهده محكمه است.
ماده ۱۰۲۸. هرگاه شخصی چهار سال تمام غایب مفقود الاثر باشد زن او می تواند تقاضای طلاق كند در این صورت با رعایت ماده ۱۰۲۲ حاكم او را طلاق می دهد.
ماده ۰۱۰۲۹ اگر شخص غایب پس از وقوع طلاق و قبل از انقضای مدت عده مراجعت نماید نسبت به طلاق حق رجوع دارد ولی بعد از انقضای مدت مزبور حق رجوع ندا رد.
تاریخ طبع ۲۰ دی ماه ۱۳۱۳


گفتار سوم. گزارش شور اول مواد ۱۰۳۱ تا ۰۶۱ ۱


دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۴۸
تا ریخ ۲۴/۱۱/۱۳۱۳
خبر از كمیسیون عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
لایحه نمره ۲۶۰۸۸ دولت به عنوان كتاب ششم و هفتم از جلد دوم قانون مدنی در كمیسیون قوانین عدلیه مورد شور و مطالعه واقع با توضیحاتی كه آقای وزیر عدلیه بیان نمودند مواد پیشنهادی با جزئی اصلاحی برای شور اول تصویب و علی هذا را پورت آن را برای شور و مطالعه مجلس مقدس شورای ملی تقدیم می دارد:


كتاب ششم. در قرابت
ماده ۱۰۳۱. قرابت بر دو قسم است: قرابت نسبی و قرابت سببی.
ماده ۱۰۳۲. قرابت نسبی به ترتیب طبقات ذیل است:
طبقه اول- پدر و مادر و اولاد و اولاد اولاد.
 طبقه دوم- اجداد و برادر و خواهر و اولاد آنها.
طبقه سوم- اعمام و عمات و اخوال و خالات و اولاد آنها.
در هر طبقه درجات قرب و بعد قرابت نسبی به عده نسل ها در آن طبقه معین می گردد مثلا در طبقه اول قرابت پدر و مادر با اولاد در درجه اول و نسبت با اولاد اولاد در درجه دوم خواهد بود و هكذا در طبقه دوم قرابت برادر و خواهر و جد و جده در درجه اول از طبقه دوم و اولاد برادر و خواهر و جد پدر در درجه دوم از طبقه دوم خواهد بود .
 و در طبقه سوم قرابت عمو و دائی و عمه و خاله در درجه اول از طبقه سوم و درجه اولاد آنها در درجه دوم از آن طبقه است.
ماده ۱۰۳۳. هر كس در هر خط و به هر درجه كه با یك نفر قرابت نسبی داشته باشد در همان خط و به همان درجه قرابت سببی با زوج یا زوجه او خواهد داشت بنابراین پدر و مادر زن یك مرد اقربای درجه اول آن مرد و برادر و خواهر شوهر یك زن از اقربای سببی درجه دوم آن زن خواهند بود.


كتاب هفتم. در نكاح و طلاق
باب اول. در نكاح
 
فصل اول. در خواستگارى
ماده ۱۰۳۴. هر زنی را كه خالی از موانع نكاح باشد می توان خواستگاری نمود.
ماده ۱۰۳۵. وعده ازدواج ایجاد علقه زوجیت نمی كند اگر چه تمام یا قسمتی از مهریه كه بین طرفین برای موقع ازدواج مقرر گردیده پرداخته شده باشد بنابراین هریك از زن و مرد مادام كه عقد نكاح جاری نشده می تواند از وصلت امتناع كند و طرف دیگر نمی تواند به هیچ وجه او را مجبور به ازدواج كرده و یا از جهت صرف امتناع از وصلت مطالبه خسارتی نماید.
ماده ۰۱۰۳۶ اگر یكی از نامزدها وصلت منظور را بدون علت موجهی به هم زند در حالی كه طرف مقابل یا ابوین او یا اشخاصی دیگر به اعتماد وقوع ازدواج مغرور شده و مخارجی كرده باشند طرفی كه وصلت را به هم زده است باید از عهده خسارات وارده برآید ولی خسارات مزبور فقط مربوط به مخارج متعارفه خواهد بود.
ماده ۱۰۳۷. هریك از نامزدها می تواند در صورت به هم خوردن وصلت منظور هدایائی را كه به طرف دیگر داده است مطالبه كند.
اگر عین هدایا موجود نباشد مستحق قیمت هدایائی خواهد بود كه عادتا نگاهداشته می شود مگر اینكه آن هدایا بدون تقصیر طرف دیگر تلف شده باشد.
ماده ۱۰۳۸. مفاد ماده قبل از حیث رجوع به قیمت در موردی كه وصلت منظور در اثر فوت یكی از نامزدها به هم بخورد مجری نخواهد بود.
ماده ۱۰۳۹. مدت مرور زمان دعاوی ناشی از به هم خوردن وصلت منظور دو سال است و از تاریخ به هم خوردن آن محسوب می شود.


فصل دوم. قابلیت صحى براى ازدواج
ماده ۱۰۴۰. نكاح اناث قبل از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام و نكاح ذكور قبل از رسیدن به سن ۱۸ سال تمام ممنوع است. معذلك در مواردی كه مصالحی اقتضاء كند با پیشنهاد مدعی العموم و تصویب محكمه ممكن است استثناء معافیت از شرط سن اعطاء شود ولی در هر حال این معافیت نمی تواند به اناثی داده شود كه كمتر از ۱۳ سال تمام و به ذكوری شامل گردد كه كمتر از ۱۵ سال تمام دارند.
ماده ۱۰۴۱. بعد از رسیدن به سن ۱۵ سال تمام نیز اناث نمی توانند مادام كه به ۱۸ سال تمام نرسیده اند بدون اجازه ولی خود شوهر كنند.
ماده ۱۰۴۲. نكاح دختری كه هنوز شوهر نكرده اگر چه بیش از ۱۸ سال تمام داشته باشد متوقف به اجازه پدر یا جد پدری او است هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه كند دختر می تواند با معرفی كامل مردی كه می خواهد به او شوهر كند و شرایط نكاح و مهری كه بین آنها قرار داده شده به دفتر ازدواج مراجعه و به توسط دفتر مزبور مراتب را به پدر یا جد پدری اطلاع می دهد و بعد از پانزده روز از تاریخ اطلاع دفتر مزبور می تواند نكاح را واقع سازد.
ماده ۱۰۴۳. در مورد ماده قبل اجازه را باید شخص پدر یا جد پدری بدهد و اگر پدر یا جد پدری دختر به علتی تحت قیمومت باشد اجازه قیم او لازم نخواهد بود.


فصل سوم. در موانع نكاح
ماده ۱۰۴۴. نكاح با اقارب نسبی ذیل ممنوع است اگر چه قرابت حاصل از شبهه یا زنا باشد:
۱. نكاح با پدر و اجداد و با مادر و جدات هر قدر كه بالا برود.
۲. نكاح با اولاد هر قدر كه پایین برود.
۳. نكاح با برادر و خواهر و اولاد آنها تا هر قدر كه پایین برود.
۴. نكاح با عمات و خالات خود و عمات و خالات پدر و مادر و اجداد و جدات.
ماده ۱۰۴۵. قرابت رضاعی از حیث حرمت نكاح در حكم قرابت نسبی است مشروط بر اینكه:
 
اولأ. شیر زن از حمل مشروع حاصل شده باشد.
ثانیأ. شیر مستقیمأ از پستان مكیده شده باشد.
ثالثا. طفل لااقل یك شبانه روز یا پانزده دفعه متوالی شیر كامل خورده باشد بدون اینكه در بین غذای دیگر یا شیر زن دیگر را بخورد.
رابعا. شیر خوردن طفل قبل از تمام شدن دو سال از تولد او باشد.
خامسأ. مقدار شیری كه طفل خورده است از یك زن و از یك شوهر باشد بنابراین اگر طفل در شبانه روز مقداری از شیر یك زن و مقداری از شیر زن دیگر بخورد موجب حرمت نمی شود اگر چه شوهر آن دو زن یكی باشد.
و همچنین اگر یك زن یك دختر و یك پسر رضاعی داشته باشد كه هریك را از شیر متعلق به شوهر دیگر شیر داده باشد آن پسر با آن دختر برادر و خواهر رضاعی نبوده و ازدواج بین آنها از این حیث ممنوع نمی باشد.
ماده ۱۰۴۶. نكاح بین اشخاص ذیل به واسطه مصاهره ممنوع دائمی است:
۱. بین مرد و مادر و جدات زن او از هر درجه كه باشد اعم از نسبی و رضاعی.
۲. بین مرد و زنی كه سابقا زن پدر یا زن یكی از اجداد یا زن پسر یا زن یكی از احفاد او بوده است هر چند قرابت رضاعی باشد.
۳. بین مرد با اناث از اولاد زن او از هر درجه كه باشد ولو رضاعی مشروط بر اینكه بین زن و شوهر زناشوئی واقع شده باشد.
ماده ۱۰۴۷. جمع بین دو خواهر ممنوع است اگر چه به عقد منقطع باشد.
ماده ۱۰۴۸. هیچ كس نمی تواند دختر برادر زن و یا دختر خواهر زن خود را بگیرد مگر با اجازه زن خود.
ماده ۱۰۴۹. هر كس زن شوهردار را با علم به وجود علقه زوجیت و حرمت نكاح و یا زنی را كه در عده طلاق یا در عده وفات است با علم به عده و حرمت نكاح برای خود عقد كند عقد باطل و آن زن مطلقا بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
ماده ۱۰۵۰. حكم مذكور در ماده فوق در موردی نیز جاری است كه عقد از روی جهل به تمام یا یكی از امور مذكوره فوق بوده و نزدیكی هم واقع شده باشد.
در صورت جهل و عدم وقوع نزدیكی عقد باطل ولی حرمت ابدی حاصل نمی شود.
ماده ۱۰۵۱. تفریقی كه با لعان حاصل می شود موجب حرمت ابدی است.
ماده ۱۰۵۲. عقد در حال احرام باطل است و با علم به حرمت موجب حرمت ابدی است.
ماده ۱۰۵۳. زنای با زن شوهردار یا زنی كه در عده رجعیه است موجب حرمت ابدی است.
ماده ۱۰۵۴. نزدیكی به شبهه و زنا اگر سابق بر نكاح باشد از حیث مانعیت نكاح در حكم نزدیكی با نكاح صحیح است ولی مبطل نكاح سابق نیست.
ماده ۰۱۰۵۵ اگر كسی با پسری عمل شنیع كند نمی تواند مادر یا خواهر یا دختر او را تزویج كند.
ماده ۱۰۵۶. زنی كه سه مرتبه متوالی زوجه یك نفر بوده و مطلقه شده بر آن مرد حرام می شود مگر اینكه به عقد دائم به زوجیت مرد دیگری در آمده و پس از وقوع نزدیكی با او به واسطه طلاق یا فسخ یا فوت فراق حاصل شده باشد.
ماده ۱۰۵۷. زن هر شخصی كه به نه طلاق كه شش تای آن عدی است مطلقه شده باشد بر آن شخص حرام مؤبد می شود.
ماده ۱۰۵۸. نكاح مسلمه با غیر مسلم جایز نیست.
ماده ۱۰۵۹. تزویج كتابیه جایز است.
ماده ۰۱۰۶۰ ازدواج زن ایرانی با تبعه خارجه در مواردی هم كه مانع قانونی ندارد موكول به اجازه مخصوص از طرف دولت است.
ماده ۱۰۶۱. دولت می تواند ازدواج بعضی از مستخدمین و مأمورین رسمی را با زنی كه تبعه خارجه باشد موكول به اجازه مخصوص نماید.
مخبر كمیسیون قوانین عدلیه. مؤید احمدی
                                                                                                            تاریخ طبع ۲۴ بهمن ۱۳۱۳
 
گفتار چهارم. گزارش شور اول مواد  ۱۰۶۲ تا ۱۱۱۹

دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۵۱
تا ریخ ۳۰/۱۱/۱۳۱۳
خبر از كمیسیون قوانین عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
لایحه نمره ۲۷۶۰۴ دولت كه در تعقیب مواد قانون مدنی به عنوان فصل چهارم و پنجم و ششم و هفتم و هشتم از كتاب هفتم جلد دوم قانون مدنی در نكاح و طلاق پیشنهاد شده بود در كمیسیون قوانین عدلیه مطرح و با توضیحاتی كه آقای وزیر عدلیه دادند مواد پیشنهادی با جزئی اصلاحی موافقت و علی هذا راپورت آن را به عنوان شور اول تقدیم مجلس مقدس شورای ملی می نماید:


فصل چهارم. شرایط صحت نكاح
ماده ۱۰۶۲. نكاح واقع می شود به ایجاب و قبول به الفاظی كه صریحا دلالت بر قصد ازدواج نماید.
ماده ۰۱۰۶۳ ایجاب و قبول ممكن است از طرف خود مرد و زن صادر شود و یا از طرف اشخاصی كه قانونا حق عقد دارند.
ماده ۱۰۶۴. عاقد باید عاقل و بالغ و قاصد باشد.
ماده ۱۰۶۵. توالی عرفی ایجاب و قبول شرط صحت عقد است.
ماده ۱۰۶۶. هرگاه یكی از متعاقدین یا هر دو لال باشند عقد به اشاره از طرف لال نیز واقع می شود مشروط بر اینكه به طور وضوح حاكی از انشاء عقد باشد.
ماده ۱۰۶۷. تعیین زن و شوهر به نحوی كه برای هیچ یك از طرفین در شخص طرف دیگر شبهه نباشد شرط صحت نكاح است.
ماده ۱۰۶۸. تعلیق در عقد موجب بطلان است.
 
ماده ۱۰۶۹. شرط خیار فسخ نسبت به عقد نكاح باطل است ولی در نكاح دائم شرط خیار نسبت به صداق جایز است مشروط بر اینكه مدت آن معین باشد و بعد از فسخ مثل آن است كه اصلأ مهر ذكر نشده باشد.
 ماده ۱۰۷۰. رضای زوجین شرط نفوذ عقد است و هرگاه مكره بعد از زوال كره عقد را اجازه كند نافذ است مگر اینكه اكراه به درجه بوده كه عاقد فاقد قصدباشد.


فصل پنجم. وكالت در نكاح
ماده ۱۰۷۱. هریك از مرد و زن می تواند برای عقد نكاح وكالت به غیر دهد.
ماده ۱۰۷۲. در صورتی كه وكالت به طور اطلاق داده شود وكیل نمی تواند موكله را برای خود تزویج كند مگر اینكه این اذن صریحا به او داده شده باشد.
ماده ۰۱۰۷۳ اگر وكیل از آنچه كه موكل راجع به شخص یا مهر یا خصوصیات دیگر معین كرده تخلف كند صحت عقد متوقف بر تنفیذ موكل خواهد بود.
ماده ۱۰۷۴. حكم ماده فوق در موردی نیز جاری است كه وكالت بدون قید بوده و وكیل مراعات مصلحت موكل را نكرده باشد.
ماده ۱۰۷۵. نكاح فضولی با اجازه نافذ است.


فصل ششم. در نكاح منقطع
ماده ۱۰۷۶. نكاح وقتی منقطع است كه برای مدت معینی واقع شده باشد.
ماده ۱۰۷۷. مدت نكاح منقطع باید كاملا معین شود.
ماده ۱۰۷۸. در نكاح منقطع احكام راجع به وراثت زن و به مهر او همان است كه در باب ارث و در فصل آتی مقرر شده است.


فصل هفتم. در مهر
ماده ۱۰۷۹. هر چیزی را كه مالیت داشته و قابل تملك نیز باشد می توان مهر قرار داد.
ماده ۱۰۸۰. مهر باید بین طرفین تا حدی كه رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد.
 
ماده ۱۰۸۱. تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است.
ماده ۰۱۰۸۲ اگر در عقد نكاح شرط شود كه در صورت عدم تأدیه مهر در مدت معین نكاح باطل خواهد بود نكاح و مهر صحیح  ولی شرط باطل است.
ماده ۱۰۸۳. به مجرد عقد زن مالك مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی كه بخواهد در آن بنماید.
ماده ۱۰۸۴. برای تأدیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد.
ماده ۱۰۸۵. هرگاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است.
ماده ۱۰۸۶. زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفاء وظایفی كه در مقابل شوهر دارد امتناع كند مشروط بر اینكه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود.
ماده ۰۱۰۸۷ اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفاء وظائفی كه در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حكم ماده قبل استفاده كند معذلك حقی كه برای مطالبه مهر دارد ساقط نخواهد شد.
 ماده ۰۱۰۸۸ اگر در نكاح دائم مهر ذكر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نكاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین كنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آنها نزدیكی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود.
ماده ۱۰۸۹. در مورد ماده قبل اگر یكی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیكی بمیرد زن مستحق هیچ گونه مهری نیست.
ماده ۱۰۹۰. ممكن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند   مهر را هر قدر بخواهد معین كند.
ماده ۰۱۰۹۱ اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمی تواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید.
ماده ۱۰۹۲. برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظر گرفته شود.
ماده ۱۰۹۳. هرگاه شوهر قبل از نزدیكی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلأ داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عینا یا مثلا یا قیمتأ استرداد كند.
ماده ۱۰۹۴. هرگاه مهر در عقد ذكر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیكی و تعیین مهر زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود.
ماده ۱۰۹۵. برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود.
ماده ۱۰۹۶. در نكاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است.
ماده ۱۰۹۷. در نكاح منقطع موت زن در اثناء مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیكی نكند.
ماده ۱۰۹۸. در نكاح منقطع هرگاه شوهر قبل از نزدیكی تمام مدت نكاح را ببخشد باید نصف مهر را بدهد.
 ماده ۱۰۹۹. در صورتی كه عقد نكاح اعم از دائم یا منقطع  باطل بوده و نزدیكی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آن را استرداد نماید.
ماده ۱۱۰۰. در صورت جهل زن به فساد نكاح و نزدیكی زن مستحق مهرالمثل است.
ماده ۱۱۰۱. در صورتی كه مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملك غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینكه صاحب مال اجازه نماید.
ماده ۱۱۰۲. هرگاه عقد نكاح قبل از نزدیكی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی كه موجب فسخ عنن باشد كه در این صورت با وجود فسخ نكاح زن مستحق نصف مهر است.


 
فصل هشتم. در حقوق و تكالیف زوجین نسبت به یكدیگر
ماده ۱۱۰۳. همین كه نكاح به طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تكالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می شود.
ماده ۱۱۰۴. زن و شوهر مكلف به حسن معاشرت با یكدیگرند.
ماده ۱۱۰۵. زوجین باید در تشیید مبانی خانواده و تربیت اولاد خود به یكدیگر معاضدت نمایند.
ماده ۱۱۰۶. در روابط زوجین ریاست خانواده از خصائص شوهر است.
ماده ۱۱۰۷. در عقد دائم نفقه زن به عهده شوهر است.
ماده ۱۱۰۸. نفقه عبارت است از مسكن و البسه و غذا و خادم و اثاث البیت كه به طور متعارف با وضعیت زن متناسب باشد.
ماده ۱۱۰۹. هرگاه زن بدون مانع مشروع از ادای وظایف زوجیت امتناع كند مستحق نفقه نخواهد بود.
ماده ۱۱۱۰. نفقه مطلقه رجعیه در زمان عده بر عهده شوهر است مگر اینكه طلاق در حال نشوز واقع شده باشد لیكن اگر عده از جهت فسخ نكاح یا طلاق بائن باشد زن حق نفقه ندارد مگر در صورت حمل از شوهر خود كه در این صورت تا زمان وضع حمل حق نفقه خواهد داشت.
ماده ۱۱۱۱. در عده وفات زن حق نفقه ندارد.
ماده ۱۱۱۲. زن می تواند در صورت استنكاف شوهر از دادن نفقه به محكمه رجوع كند در این صورت محكمه میزان نفقه را معین و شوهر را به دادن آن محكوم خواهد كرد.
ماده ۰۱۱۱۳ اگر اجراء حكم مذكور در ماده قبل ممكن نباشد مطابق ماده... رفتار خواهد شد.
ماده ۱۱۱۴. در عقد انقطاع زن حق نفقه ندارد مگر اینكه شرط شده یا آنكه عقد بینى بر آن جاری شده باشد.
ماده ۱۱۱۵. تعیین منزل با شوهر است مگر آنكه خلاف آن شرط شده باشد.
ماده ۰۱۱۱۶ اگر بودن زن با شوهر در یك منزل متضمن خوف و ضرر بدنی یا مالی یا شرافتی برای زن باشد زن می تواند   مسكن علیحده اختیار كند و در صورت ثبوت مظنه ضرر مزبور محكمه حكم بازگشت به منزل شوهر نخواهد داد و مادام كه زن در بازگشتن به منزل مزبور معذور است نفقه بر عهده شوهر خواهد بود.
ماده ۱۱۱۷. در مورد ماده فوق مادام كه محاكمه بین زوجین خاتمه نیافته محل سكنی زن به تراضی طرفین معین می شود و در صورت عدم تراضی محكمه با جلب نظر اقربای نزدیك طرفین منزل زن را معین خواهد نمود و در صورتی كه اقربائی نباشد خود محكمه محل مورد اطمینانی را معین خواهد كرد.
ماده ۱۱۱۸. شوهر می تواند زن خود را از حرفه یا صنعتی كه منافی مصالح خانوادگی یا حیثیات خود یا زن باشد منع كند.
ماده ۱۱۱۹. زن مستقلا می تواند در دارائی خود هر تصرفی را كه می خواهد بكند.
ماده ۱۱۲۰. طرفین عقد ازدواج می توانند هر شرطی كه مخالف با مقتضای عقد مزبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند مثل اینكه شرط شود هرگاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب یا ترك انفاق نمود یا بر علیه حیات زن سوء قصد كرد یا سوء رفتاری نماید كه زندگانی آنها با یكدیگر غیر قابل تحمل شود زن وكیل و وكیل در توكیل باشد كه پس از اثبات تحقق شرط در محكمه و صدور حكم نهائی خود را مطلقه سازد.
مخبر كمیسیون قوانین عدلیه. مؤید احمدی
                                                                                                                       مطبعه مجلس


گفتار پنجم .گزارش شور اول مواد ۱۱۲۰ تا  ۱۱۵۷
گزارش مذكور در مركز اسناد كتابخانه مجلس شورای اسلامی پیدا نشد.


گفتار ششم. گزارش شور اول مواد۱۱۵۸ تا ۱۲۰۶
 
دوره نهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۶۴
نمره ۴
تاریخ ۱۸/ ۱/۱۳۱۴
خبر از كمیسیون قوانین عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
كمیسیون قوانین عدلیه در جلسه اخیر خود با حضور آقای وزیر عدلیه لایحه پیشنهادی تحت نمره ۸۴۳ آن وزارتخانه را تحت شور و مداقه قرار داده پس از مذاكرات لازمه بالاخره مواد پیشنهادی با اصلاحاتی تصویب و اینك خبر آن را برای تصویب قطعی مجلس شورای ملی تقدیم می دارد:
مخبر كمیسیون قوانین عدلیه. مؤید احمدی



كتاب هشتم. در اولاد
باب اول. در نسب
ماده ۱۱۵۸. طفل متولد در زمان زوجیت ملحق به شوهر است مشروط بر اینكه از تاریخ نزدیكی تا زمان تولد كمتر از شش ماه و بیشتر از ده ماه نگذشته باشد.
ماده ۱۱۵۹. هر طفلی كه بعد از انحلال نكاح متولد شود ملحق به شوهر است مشروط بر اینكه مادر هنوز شوهر نكرده و از تاریخ انحلال نكاح تا روز ولادت طفل بیش از ده ماه نگذشته باشد مگر آنكه ثابت شود كه از تاریخ نزدیكی تا زمان ولادت كمتر از شش ماه و یا بیش از ده ماه گذشته باشد.
ماده ۱۱۶۰. در صورتی كه عقد نكاح پس از نزدیكی منحل شود و زن مجددا شوهر كند و طفلی از او متولد گردد طفل به شوهری ملحق می شود كه مطابق مواد قبل الحاق او به آن شوهر ممكن است در صورتی كه مطابق مواد قبل الحاق طفل به هر دو شوهر ممكن باشد طفل ملحق به شوهر دوم است مگر آنكه امارات قطعیه بر خلاف آن دلالت كند.
ماده ۱۱۶۱. در مورد مواد قبل هرگاه شوهر صریحا یا ضمنا اقرار به ابوت خود نموده باشد دعوی نفی ولد از او مسموع نخواهد بود.
ماده ۱۱۶۲. در مورد مواد قبل دعوی نفی ولد باید در مدتی كه عادتا پس از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل برای امكان اقامه دعوی كافی می باشد اقامه گردد و در هر حال دعوی مزبور پس از انقضاء دو ماه از تاریخ اطلاع یافتن شوهر از تولد طفل مسموع نخواهد بود.
ماده ۱۱۶۳. در موردی كه شوهر مطلع از تاریخ حقیقی تولد طفل نبوده و تاریخ تولد را بر او مشتبه نموده باشند به نوعی كه موجب الحاق طفل به او باشد و بعدها شوهر از تاریخ حقیقی تولد مطلع شود مدت مرور زمان دعوی نفی دو ماه از تاریخ كشف خدعه خواهد بود.
ماده ۰۱۱۶۴ احكام مواد قبل در مورد طفل متولد از نزدیكی به شبهه نیز جاری است اگر چه مادر طفل مشتبه نباشد.
ماده ۱۱۶۵. طفل متولد از نزدیكی به شبهه فقط ملحق به طرفی می شود كه در اشتباه بوده و در صورتی كه هر دو در اشتباه بوده اند ملحق به هر دو خواهد بود.
ماده ۱۱۶۶. هرگاه به واسطه وجود مانعی نكاح بین ابوین طفل باطل باشد نسب طفل به هریك از ابوین كه جاهل بر وجود مانع بوده مشروع و نسبت به دیگری نامشروع خواهد بود.
در صورت جهل هر دو نسب طفل نسبت به هر دو مشروع است.
ماده ۱۱۶۷. طفل متولد از زنا ملحق به زانی نمی شود.


باب دوم. در نگاهدارى و تربیت اطفال
ماده ۱۱۶۸. نگاهداری اطفال هم حق و هم تكلیف ابوین است.
ماده ۱۱۶۹. برای نگاهداری طفل مادر تا دو سال از تاریخ ولادت او اولویت خواهد داشت پس از انقضاء این مدت حضانت با پدر است مگر نسبت به اطفال اناث كه تا سال هفتم آنها با مادر خواهد بود .
 ماده ۰۱۱۷۰ اگر مادر در مدتی كه حضانت طفل با او است مبتلا به جنون شود یا با دیگری شوهر كند حق حضانت با پدر خواهد بود.
ماده ۱۱۷۱. در صورت فوت یكی از ابوین حضانت طفل با آنكه زنده است خواهد بود هر چند متوفی پدر طفل بوده و برای او قیم معین كرده باشد.
ماده ۱۱۷۲. هیچیك از ابوین حق ندارند در مدتی كه حضانت طفل به عهده آنها است از نگاهداری او امتناع كند در صورت امتناع یكی از ابوین حاكم باید به تقاضای دیگری یا به تقاضای قیم یا یكی از اقربا و یا به تقاضای مدعی العموم نگاهداری طفل به هریك از ابوین كه حضانت به عهده او است الزام كند و در صورتی كه الزام ممكن یا مؤثر نباشد حضانت را به خرج پدر و هرگاه پدر فوت شده باشد به خرج مادر تأمین كند.
ماده ۱۱۷۳. هرگاه در اثر عدم مواظبت یا انحطاط اخلاقی پدر یا مادری كه طفل تحت حضانت او است صحت جسمانی و یا تربیت اخلاقی طفل در معرض خطر باشد محكمه می تواند به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای قیم او یا به تقاضای مدعی العموم هر تصمیمی را كه برای حضانت طفل مقتضی بداند اتخاذ كند.
ماده ۱۱۷۴. در صورتی كه به علت طلاق یا به هر جهت دیگر ابوین طفل در یك منزل سكونت نداشته باشند هریك از ابوین كه طفل تحت حضانت او نمی باشد حق ملاقات طفل خود را دارد تعیین زمان و مكان ملاقات و سایر جزئیات مربوطه به آن در صورت اختلاف بین ابوین با محكمه است.
ماده ۱۱۷۵. طفل را نمی توان از ابوین و یا از پدر و یا از مادری كه حضانت با او است گرفت مگر در صورت وجود علت قانونی.
ماده ۱۱۷۶. مادر مجبور نیست كه به طفل خود شیر بدهد مگر در صورتی كه تغذیه طفل به غیر شیر مادر ممكن نباشد.
ماده ۱۱۷۷. طفل باید مطیع ابوین خود بوده و در هر سنی كه باشد باید به آنها احترام كند.
ماده ۰۱۱۷۸ ابوین مكلف هستند كه در حدود توانائی خود به تربیت اطفال خویش بر حسب مقتضی اقدام كنند و نباید آنها را مهمل بگذارند.
ماده ۰۱۱۷۹ ابوین حق تنبیه طفل خود را دارند ولی به استناد این حق نمی توانند طفل خود را خارج از حدود تادیب تنبیه نمایند.


باب سوم. در ولایت قهری پدر و جد پدری
ماده ۱۱۸۰. طفل صغیر تحت ولایت قهری پدر و جد پدری خود می باشد و همچنین است طفل غیر رشید یا مجنون در صورتی كه عدم رشد یا جنون او متصل به صغر باشد.
ماده ۱۱۸۱. هریك از پدر و جد پدری نسبت به اولاد خود ولایت دارند.
ماده ۱۱۸۲. هرگاه طفل هم پدر و هم جد پدری داشته باشد و یكی از آنها محجور یا به علتی ممنوع از تصرف در اموال مولی علیه گردد ولایت قانونی او ساقط می شود.
ماده ۱۱۸۳. در كلیه امور مربوطه به اموال و حقوق ۴ مالی مولی علیه ولی نماینده قانونی او می باشد.
ماده ۱۱۸۴. هرگاه ولی قهری طفل لیاقت اداره كردن اموال مولی علیه را نداشته باشد و یا در مورد اموال مزبور مرتكب حیف و میل گردد محكمه مكلف است به تقاضای اقربای طفل یا به تقاضای مدعی العموم از ولی طفل تضمینات معتبر كافی بخواهد در صورتی كه ولی مزبور نخواهد یا نتواند تضمینات مزبور را بدهد محكمه می تواند هر تصمیمی را كه برای حفظ اموال مولی علیه لازم می داند اتخاذ كند همین حكم در موردی نیز جاری است كه ولی طفل به واسطه كبر سن یا مرض یا امثال آن قادر به اداره كردن اموال مولی علیه نباشد.
ماده ۱۱۸۵. هرگاه ولی قهری طفل محجور شود محكمه مكلف است مطابق مقررات راجعه به تعیین قیم قیمی  
برای طفل معین كند.
ماده ۱۱۸۶. در مواردی كه برای عدم امانت ولی قهری نسبت به دارائی طفل امارات قویه موجود باشد مدعی العموم مكلف است از محكمه ابتدائی رسیدگی به عملیات او را بخواهد محكمه در این مورد به طرز اداری رسیدگی كرده در صورتی كه عدم امانت او معلوم شد مطابق ماده ۱۱۸۴ رفتار می نماید.
ماده ۱۱۸۷. هریك از پدر و جد پدری بعد از وفات دیگری می تواند برای اولاد خود كه تحت ولایت او می باشند وصی معین كند تا بعد از فوت خود در نگاهداری و تربیت آنها مواظبت كرده و اموال آنها را اداره نماید.
ماده ۱۱۸۸. هیچ یك از پدر و جد پدری نمی تواند با حیات دیگری برای مولی علیه خود وصی معین كند.
ماده ۱۱۸۹. ممكن است پدر یا جد پدری به كسی كه به سمت وصایت معین كرده اختیار تعیین وصی بعد فوت خود برای مولی علیه بدهد.
ماده ۰۱۱۹۰ اگر وصی منصوب از طرف ولی قهری به نگاهداری یا تربیت مولی علیه و یا اداره امور او اقدام نكند یا امتناع از انجام  وظایف خود نماید منعزل می شود.
ماده ۱۱۹۱. ولی مسلم نمی تواند برای مولی علیه خود وصی غیر مسلم معین كند.
ماده ۱۱۹۲. همین كه طفل كبیر و رشید شد از تحت ولایت خارج می شود و اگر بعدا سفیه یا مجنون شود قیمی برای او معین می شود.
ماده ۱۱۹۳. پدر و جد پدری و وصی منصوب از طرف یكی از آنان ولی خاص طفل نامیده می شود.


كتاب نهم. در خانواده
فصل اول. در الزام به انفاق
ماده ۰۱۱۹۴ احكام نفقه زوجه همان است كه به موجب فصل هشتم از باب اول از كتاب هفتم مقرر شده و بر طبق همین فصل مقرر می شود.
ماده ۱۱۹۵. در روابط بین اقارب فقط اقارب نسبی در خط عمودی اعم از صعودی یا نزولی ملزم به اتفاق یكدیگرند.
ماده ۱۱۹۶. كسی مستحق نفقه است كه ندار بوده و نتواند به وسیله اشتغال به شغلی وسائل معیشت خود را فراهم سازد.
ماده ۱۱۹۷. كسی ملزم به انفاق است كه متمكن از دادن نفقه باشد یعنی بتواند نفقه بدهد بدون اینكه از این حیث در وضع معیشت خود دچار مضیقه گردد. برای تشخیص تمكن باید كلیه تعهدات و وضع زندگانی شخصی او در جامعه در نظر گرفته شود. ماده ۱۱۹۸. نفقه اولاد بر عهده پدر است پس از فوت پدر یا عدم قدرت او به انفاق به عهده اجداد پدری است با رعایت الاقرب فالاقرب. در صورت نبودن پدر و اجداد پدری و یا عدم قدرت آنها نفقه بر عهده مادر است.
هرگاه مادر هم زنده و یا قادر به انفاق نباشد با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اجداد و جدات مادری و جدات پدری واجب النفقه است و اگر چند نفر از اجداد و جدات مزبور از حیث درجه اقربیت مساوی باشند نفقه را باید به حصه متساوی تأدیه كنند.
ماده ۱۱۹۹. نفقه ابوین با رعایت الاقرب فالاقرب به عهده اولاد و اولاد اولاد است.
ماده ۱۲۰۰. هرگاه یك نفر هم در خط عمودی صعودی و هم در خط عمودی نزولی اقارب داشته باشد كه از حیث الزام به انفاق در درجه مساوی هستند نفقه او را باید اقارب مزبور به حصه متساوی تأدیه كنند بنابراین اگر مستحق نفقه پدر و مادر و اولاد بلا فصل داشته باشد نفقه او را باید پدر و اولاد او متساویأ تأدیه كنند بدون اینكه مادر سهمی بدهد و همچنین اگر مستحق نفقه مادر و اولاد بلافصل داشته باشد نفقه او را باید مادر و اولاد متساویأ بدهند.
ماده ۰۱۲۰۱ اگر اقارب واجب النفقه متعدد باشند و منفق نتواند همه آنها را بدهد اقارب در خط عمودی نزولی مقدم بر اقارب در خط عمودی صعودی خواهند بود.
 
ماده ۱۲۰۲. در صورت بودن زوجه و یك یا چند نفر واجب النفقه دیگر زوجه مقدم بر سایرین خواهد بود.
 ماده ۱۲۰۳. نفقه اقارب عبارت است از مسكن و البسه و غذا و اثاث البیت به قدر رفع حاجت با در نظر گرفتن درجه استطاعت منفق.
ماده ۱۲۰۴. واجب النفقه اعم از زوجه و اقارب می تواند برای مطالبه نفقه خود به محكمه رجوع كند.
ماده ۱۲۰۵. زوجه در هر حال می تواند برای نفقه زمان گذشته خود اقامه دعوی نماید و طلب او از بابت نفقه مزبور طلب ممتاز بوده و در صورت افلاس یا ورشكستگی شوهر، زن مقدم بر غرما خواهد بود ولی اقارب فقط نسبت به آتیه می توانند مطالبه نفقه نمایند.


گفتار هفتم. گزارش شور اول مواد ۱۲۰۷ تا۵۶ ۱۲


دوره دهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۱۱
نمره ۲
تا ریخ ۲ امرداد ۱۳۱۴
خبر از كمیسیون قوانین عدلیه به مجلس مقدس شورای ملی
كمیسیون قوانین عدلیه لایحه نمره ۱۲۴۲۳ دولت راجع به حجر و قیمومت ضمیمه قانون مدنی را با حضور آقای وزیر عدلیه مورد شور و مطالعه قرار داده پس از مذاكرات مفصل نسبت به هریك از مواد پیشنهادی بالاخره لایحه مزبور را با اصلاحاتی برای شور اول تصویب و علی هذا خبر آن را تقدیم مجلس مقدس شورای ملی می نماید:
مخبر كمیسیون عدلیه. مؤید احمدی



كتاب دهم در حجر و قیمومت
 
فصل اول. در كلیات
ماده ۰۱۲۰۷ اشخاص ذیل محجور و از تصرف در اموال و حقوق مالی خود ممنوع هستند:
۱. صغار.
۲. اشخاص غیر رشید.
۳. مجانین.
ماده ۱۲۰۸. غیر رشید كسی است كه تصرفات او در اموال و حقوق مالی خود عقلائی نباشد.
ماده ۱۲۰۹. هر كس كه دارای هیجده سال تمام نباشد در حكم غیر رشید است. معذلك در صورتی كه بعد از پانزده سال تمام رشد كسی در محكمه ثابت شود از تحت قیمومت خارج می شود.
ماده ۱۲۱۰. هیچ كس را نمی توان به عنوان جنون یا عدم رشد بعد از كبر و رشد محجور نمود مگر آنكه عدم رشد یا جنون او ثابت شده باشد.
ماده ۱۲۱۱. جنون به هر درجه كه باشد موجب حجر است.
ماده ۰۱۲۱۲ اعمال و اقوال صغیر تا حدی كه مربوط به اموال و حقوق مالی او باشد باطل و بلا اثر است معذلك صغیر ممیز می تواند تملك بلاعوض كند.
مثل قبول هبه و صلح بلاعوض و حیازت مباحات.
ماده ۱۲۱۳. مجنون دائمی مطلقا و مجنون ادواری در حال جنون نمی تواند هیچ تصرفی در اموال و حقوق مالی خود بنماید ولو با اجازه ولی یا قیم خود لكن اعمال حقوقی كه مجنون ادواری در حال افاقه می نماید نافذ است مشروط بر اینكه افاقه او مسلم باشد.
ماده ۱۲۱۴. معاملات و تصرفات غیر رشید در اموال خود نافذ نیست مگر با اجازه ولی یا قیم او اعم از اینكه این اجازه قبلأ داده شده باشد یا بعد از انجام عمل.
معذلك تملكات بلاعوض از هر قبیل كه باشد بدون اجازه هم نافذ است.
ماده ۱۲۱۵. هرگاه كسی مالی را به تصرف صغیر غیر ممیز و یا مجنون بدهد صغیر یا مجنون مسئول ناقص یا تلف شدن آن مال نخواهد بود.
ماده ۱۲۱۶. هرگاه صغیر یا مجنون یا غیر رشد باعث ضرر غیر شود ضامن است.
ماده ۰۱۲۱۷ اداره اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید به عهده ولی یا قیم آنان است به طوری كه در باب سوم از كتاب هشتم و مواد بعد مقرر است.


فصل دوم. در موارد نصب قیم و ترتیب آن
ماده ۱۲۱۸. برای اشخاص ذیل نصب قیم می شود:
۱. برای صغاری كه ولی خاص ندارند.
۲. برای مجانین و اشخاص غیر رشید كه جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها بوده و ولی خاص نداشته باشند.
۳. برای مجانین و اشخاص غیر رشید كه جنون یا عدم رشد آنها متصل به زمان صغر آنها نباشد.
ماده ۱۲۱۹. هریك از ابوین مكلف است در مواردی كه به موجب ماده قبل باید برای اولاد آنها قیم معین شود مراتب را به مدعی العموم بدایت حوزه اقامت خود و یا به نماینده او اطلاع داده از او تقاضا نمایند كه اقدام لازم برای نصب قیم بعمل آورد. ۱۲۲۰. در صورت نبودن هیچ یك از ابوین یا عدم اطلاع آنها انجام  تكلیف مقرر در ماده قبل به عهده اقربائی است كه با شخص محتاج به قیم در یك جا زندگی می نمایند.
ماده ۰۱۲۲۱ اگر كسی كه به موجب ماده ۱۲۱۸ باید برای او نصب قیم شود زن یا شوهر داشته باشد زوج یا زوجه نیز مكلف به انجام  تكلیف مقرر در ماده ۱۲۱۹ خواهند بود.
ماده ۱۲۲۲. در هر موردی كه مدعی العموم به نحوی از انحاء به وجود شخصی كه مطابق ماده ۱۲۱۸ باید برای او نصب قیم شود مسبوق گردید باید به محكمه شرع رجوع و اشخاصی را كه برای قیمومت مناسب می داند به محكمه مزبور معرفی كند.
محكمه شرع از میان اشخاص مزبور یك یا چند نفر را به سمت قیم معین و حكم نصب او را صادر می كند و نیز محكمه مزبور می تواند علاوه بر قیم یك یا چند نفر را به عنوان ناظر معین نماید. در این صورت محكمه باید حدود اختیارات ناظر را نیز معین كند.
 اگر محكمه شرع اشخاصی را كه معرفی شده اند معتمد ندید معرفی اشخاص دیگری را از پاركه خواهد خواست.
ماده ۱۲۲۳. در مورد مجانین مدعی العموم باید قبلأ رجوع به خبره كرده نظریات خبره را به محكمه ابتدائی ارسال دارد.
در صورت اثبات جنون مدعی العموم به محكمه شرع رجوع می كند تا نصب قیم شود. در مورد اشخاص غیر رشید نیز مدعی العموم مكلف است كه قبلأ به وسیله مطلعین اطلاعات كافیه در باب سفاهت او به دست آورده در صورتی كه سفاهت را مسلم دید در محكمه بدایت اقامه دعوی نماید و پس از صدور حكم عدم رشد برای نصب قیم به محكمه شرع رجوع نماید.
ماده ۱۲۲۴. حفظ و نظارت در اموال صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید مادام كه برای آنها قیم معین نشده به عهده مدعی العموم خواهد بود.
ماده ۱۲۲۵. همین كه حكم جنون یا عدم رشد یك نفر صادر و به توسط محكمه شرع برای او قیم معین گردید مدعی العموم می تواند حجر او را اعلان نماید. انتشار حجر هر كسی كه نظر به وضعیت دارائی او ممكن است طرف معاملات بالنسبه عمده ای واقع گردد الزامی است.
ماده ۰۱۲۲۶ اسامی اشخاصی كه بعد از كبر و رشد به علت جنون یا سفه محجور می گردند باید در دفتر مخصوص ثبت شود. مراجعه به دفتر مزبور برای عموم آزاد است.
ماده ۱۲۲۷. فقط كسی را محاكم و ادارات و دفاتر اسناد رسمی به قیمومت خواهند شناخت كه نصب او مطابق قانون توسط محكمه شرع یا از طرف محضری بعمل آمده باشد كه قانونا قائم مقام محكمه شرع محسوب می شود.
ماده ۱۲۲۸. در خارج ایران مأمورین قنسولی ایران حق دارند نسبت به ایرانیان كه باید مطابق ماده ۱۲۰۷ تحت قیمومت درآیند و در حوزه مأموریت آنها ساكن یا مقیم هستند موقتا نصب قیم كنند و باید تا ده روز پس از نصب قیم مدارك عمل خود را به
 
وسیله وزارت امور خارجه به وزارت عدلیه بفرستند نصب قیم مزبور وقتی قطعی می گردد كه محكمه شرع تهران  تصمیم مأمور قونسولی را تنفیذ كند.
ماده ۱۲۲۹. وظایف و اختیاراتی كه به موجب قوانین و نظامات مربوطه در مورد دخالت مدعیان عمومی در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید مقرر است در خارج ایران به عهده مأمورین قونسولی خواهد بود.
ماده ۰۱۲۳۰ اگر در عهود و قراردادهای منعقده بین دولت ایران و دولتى كه مأمور قونسولی مأموریت خود را در مملكت آن دولت اجرا می كند ترتیبی بر خلاف مقررات دو ماده فوق اتخاذ شده باشد مأمورین مذكور مفاد آن دو ماده را تا حدی كه با مقررات عهدنامه یا قرارداد مخالف نباشد اجرا خواهند كرد.
ماده ۰۱۲۳۱ اشخاص ذیل نباید به سمت قیمومت معین شوند:
۱. كسانی كه خود تحت ولایت یا قیمومت هستند.
۲. كسانی كه به علت ارتكاب جنایت یا یكی از جنحه های ذیل به موجب حكم قطعی محكوم شده باشند:
سرقت- خیانت در امانت- كلاهبرداری- اختلاس- هتك ناموس یا منافیات عفت- جنحه نسبت به اطفال - ورشكستگی به تقصیر.
۳. كسانی كه حكم ورشكستگی آنها صادر و هنوز عمل ورشكستگی آنها تصفیه نشده است.
۴. كسانی كه معروف به فساد اخلاق باشند.
۵. كسی كه خود یا اقرباء طبقه اول او دعوایی بر محجور داشته باشد.
ماده ۱۲۳۲. با داشتن صلاحیت برای قیمومت اقرباء محجور مقدم بر سایرین خواهند بود.
ماده ۱۲۳۳. زن نمی تواند بدون رضایت شوهر خود سمت قیمومت را قبول كند.
ماده ۱۲۳۴. در صورتی كه محكمه بیش از یك نفر را برای قیمومت معین كند می تواند وظایف آنها را تفكیك نماید.


فصل سوم. در اختیارات و وظایف و مسئولیت قیم و حدود آن


 
نظارت مدعی العموم در امور صغار و مجانین و اشخاص غیر رشید:
ماده ۱۲۳۵. مواظبت شخص مولی علیه و نمایندگی قانونی او در كلیه امور مربوطه به اموال و حقوق مالی او با قیم است.
ماده ۱۲۳۶. قیم مكلف است قبل از مداخله در امور مالی مولی علیه صورت جامعی از كلیه دارائی او تهیه كرده یك نسخه از آن را به امضاء خود برای مدعی العموم بدایت كه مولی علیه در حوزه آن سكونت دارد بفرستد و مدعی العموم یا نماینده او باید نسبت به میزان دارائی مولی علیه تحقیقات لازمه بعمل آورد.
 ۱۲۳۷. مدعی العموم یا نماینده او باید بعد از ملاحظه صورت دارائی مولی علیه مبلغی را كه ممكن است مخارج سالیانه مولی علیه بالغ بر آن گردد و مبلغی را كه برای اداره كردن دارائی مزبور ممكن است لازم شود معین نماید قیم نمی تواند بیش از مبالغ مزبور خرج كند مگر با تصویب مدعی العموم.
ماده ۱۲۳۸. قیمی كه تقصیر در حفظ مال مولی علیه بنماید مسئول ضرر و خسارتی است كه از نقصان یا تلف آن مال حاصل شده اگر چه نقصان یا تلف مستند به تفریط یا تعدی قیم نباشد.
ماده ۱۲۳۹. هرگاه معلوم شود كه قیم عامدأ مالی را كه متعلق به مولی علیه بوده جزء صورت دارائی او قید نكرده و یا باعث شده است كه آن مال در صورت مزبور قید نشود مسئول هر ضرر و خسارتی خواهد بود كه از این حیث ممكن است به مولی علیه وارد شود بعلاوه در صورتی كه عمل مزبور از روی سوء نیت بوده قیم معزول خواهد شد.
ماده ۱۲۴۰. قیم نمی تواند به سمت قیمومت از طرف مولی علیه با خود معامله كند اعم از اینكه مال مولی علیه را به خود منتقل كند یا مال خود را به او انتقال دهد.
ماده ۱۲۴۱. قیم نمی تواند اموال غیر منقول مولی علیه را بفروشد و یا رهن گذارد یا معامله ای كند كه در نتیجه آن خود مدیون مولی علیه شود مگر با لحاظ غبطه مولی علیه و تصویب مدعی العموم. در صورت اخیر شرط حتمی تصویب مدعی العموم ملائت قیم می باشد و نیز نمی تواند برای مولی علیه بدون ضرورت و احتیاج قرض كند مگر با تصویب مدعی العموم.
ماده ۱۲۴۲. قیم نمی تواند دعوی مربوط به مولی علیه را به صلح خاتمه دهد مگر با تصویب مدعی العموم. در صورت تخلف مسئول هر ضرری است كه از مصالحه مزبور به مولی علیه متوجه بشود بعلاوه مدعی العموم می تواند تقاضای عزل قیم را بنماید.
ماده ۱۲۴۳. در صورت وجود موجبات موجه مدعی العموم می تواند از محكمه ابتدائی تقاضا كند كه از قیم تضمیناتی راجع به اداره اموال مولی علیه بخواهد.
تعیین نوع تضمین به نظر محكمه است هرگاه قیم برای دادن تضمین حاضر نشد از قیمومت عزل می شود.
 ماده ۱۲۴۴. قیم باید لااقل سالی یك مرتبه حساب تصدی خود را به مدعی العموم یا نماینده او بدهد و هرگاه در ظرف یك ماه از تاریخ مطالبه مدعی العموم حساب ندهد معزول می شود.
ماده ۱۲۴۵. قیم باید حساب زمان تصدی خود را پس از كبر و رشد یا رفع حجر به مولی علیه سابق خود بدهد هرگاه قیمومت او قبل از رفع حجر خاتمه یابد حساب زمان تصدی باید به قیم بعدی داده شود.
ماده ۱۲۴۶. قیم می تواند برای انجام امر قیمومت مطالبه اجرت كند. میزان اجرت مزبور با رعایت كار قیم و مقدار اشتغالی كه از امر قیمومت برای او حاصل می شود و محلی كه قیم در آنجا اقامت دارد و میزان عایدی مولی علیه تعیین می گردد.
ماده ۱۲۴۷. مدعی العموم می تو اند اعمال نظارت در امور مولی علیه را كلا یا بعضا به اشخاص موثق یا هیئت یا مؤسسه واگذار نماید. شخص یا هیئت یا مؤسسه كه برای اعمال نظارت تعیین شده در صورت تقصیر  یا خیانت مسئول ضرر و خسارت وارده به مولی علیه خواهند بود.


فصل چهارم. در موارد عزل قیم
ماده ۱۲۴۸. در موارد ذیل قیم معزول می شود:
 
۰۱ اگر معلوم شود كه قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود.
 ۰۲ اگر قیم مرتكب جنایت و یا مرتكب یكی از جنحه های ذیل شده و به موجب حكم قطعی محكوم گردد:
 سرقت- خیانت در امانت- كلاهبرداری- اختلاس- هتك ناموس- منافیات عفت- جنحه نسبت به اطفال - ورشكستگی به تقصیر یا تقلب.
۰۳ اگر قیم به علتی غیر از علل فوق محكوم به حبس شود و بدین جهت نتواند امور مالی مولی علیه را اداره كند.
۰۴ اگر قیم ورشكسته اعلان شود.
۰۵ اگر عدم لیاقت قیم در اداره اموال مولی علیه معلوم شود.
۶. در مورد مواد ۱۲۳۹ و ۱۲۴۳ و ۱۲۴۴.
۷. در مورد تخلف از مقررات ماده ۱۲۴۲ با ۵ تقاضای مدعی العموم.
ماده ۰۱۲۴۹ اگر قیم مجنون یا فاقد رشد گردد منعزل می شود.
ماده ۱۲۵۰. هرگاه قیم در امور مربوطه به اموال مولی علیه یا جنحه یا جنایت نسبت به شخص او مورد تعقیب مدعی العموم واقع شود محكمه به تقاضای مدعی العموم موقتا قیم دیگری برای اداره اموال مولی علیه معین خواهد كرد.
ماده ۱۲۵۱. هرگاه زن بی شوهری و لو مادر مولی علیه كه به سمت قیمومت معین شده است اختیار شوهر كند باید مراتب را در ظرف یك ماه از تاریخ انعقاد نكاح به مدعی العموم بدایت حوز اقامت خود یا نماینده او اطلاع دهد. در این صورت مدعی العموم یا نماینده او می تواند با رعایت وضعیت جدید آن زن تقاضای تعیین قیم جدید و یا ضم ناظر كند.
ماده ۱۲۵۲. در مورد ماده قبل اگر قیم ازدواج خود را در مدت مقرر به مدعی العموم یا نماینده او اطلاع ندهد مدعی العموم می تو اند تقاضای عزل او را بكند.


فصل پنجم. در خروج از تحت قیمومت
ماده ۱۲۵۳. پس از زوال سببی كه موجب تعیین قیم شده قیمومت مرتفع می شود.
ماده ۱۲۵۴. خروج از تحت قیمومت را ممكن است خود مولی علیه یا هر شخص ذی نفع دیگری تقاضا نماید تقاضانامه ممكن است مستقیما یا توسط مدعی العموم حوزه كه مولی علیه در آنجا سكونت دارد یا نماینده او به محكمه ابتدائی همان حوزه داده شود.
ماده ۱۲۵۵. در مورد ماده قبل مدعی العموم یا نماینده او مكلف است قبلأ نسبت به رفع علت تحقیقات لازمه بعمل آورده مطابق نتیجه حاصله از تحقیقات در محكمه اظهار عقیده نماید.
در مورد كسانی كه حجر آنها مطابق ماده ۱۲۲۵ اعلان می شود رفع حجر نیز باید اعلان گردد.
ماده ۱۲۵۶. رفع حجر هر محجور باید در دفتر مذكور در ماده ۱۲۲۶ و در مقابل اسم آن محجور قید شود.
 تاریخ طبع۲ مرداد ماه ۱۳۱۴



گفتار هشتم. گزارش شور اول مواد ۱۲۵۷ تا ۵ ۱۳۳


دوره دهم تقنینیه
نمره ترتیب طبع ۳۶
نمره ۵
۲۷/۶/۱۳۱۴
خبر از كمیسیون قوانین عدلیه به مجلس شورای ملی
كمیسیون قوانین عدلیه در چند جلسه با حضور آقای وزیر عدلیه لایحه نمره ۱۶۸۷۶ دولت راجع به دلائل اثبات دعوی را كه در تعقیب مواد قانون مدنی پیشنهاد شده بود مورد شور و مطالعه قرار داده پس از مذاكرات لازمه در اطراف هریك از مواد بالاخره لایحه پیشنهادی برای شور اول با اصلاحاتی تصویب و علی هذا خبر آن را برای تصویب مجلس شورای ملی تقدیم می دارد:


 
جلد سوم. در ادله اثبات دعوى
ماده ۱۲۵۷. هر كس ادعای حقی می كند باید آن را اثبات نماید و اثبات سقوط حق بر عهده مدعی آن است.
ماده ۱۲۵۸. دلائل اثبات دعوی از قرار ذیل است:
۱. اقرار.
۲. اسناد كتبی.
۳. شهادت.
۴. اما رات.
۵. قسم.


كتاب اول. در اقرار
باب اول. در شرایط اقرار
ماده ۰۱۲۵۹ اقرار عبارت از اخبار به حقی است برای غیر بر ضرر خود.
ماده ۰۱۲۶۰ اقرار واقع می شود به هر لفظی كه دلالت بر آن نماید.
ماده ۰۱۲۶۱ اشاره شخص لال كه صریحا حاكی از اقرار باشد صحیح است.
ماده ۰۱۲۶۲ اقرار كننده باید بالغ و عاقل و قاصد و مختار باشد بنابراین اقرار صغیر و مجنون در حال دیوانگی و غیر قاصد و مكره مؤثر نیست.
ماده ۰۱۲۶۳ اقرار سفیه در امور مالی مؤثر نیست.
ماده ۰۱۲۶۴ اقرار مفلس و ورشكسته نسبت به اموال خود بر ضرر دیان نافذ نیست.
ماده ۰۱۲۶۵ اقرار مدعی افلاس و ورشكستگی در امور راجعه به اموال خود به ملاحظه حفظ حقوق دیگران منشأ اثر نمی شود تا افلاس یا عدم افلاس او معین گردد.
ماده ۱۲۶۶. در مقر له اهلیت شرط نیست لیكن بر حسب قانون باید بتواند دارای آنچه به نفع او اقرار شده است بشود.
ماده ۰۱۲۶۷ اقرار به نفع میت درباره ورثه میت مؤثر خواهد بود.
ماده ۰۱۲۶۸ اقرار معلق مؤثر نیست.
 
ماده ۰۱۲۶۹ اقرار به امری كه عقلا یا عادتا ممكن نباشد و یا برحسب قانون صحیح نیست اثری ندارد.
ماده ۰۱۲۷۰ اقرار برای حمل در صورتی مؤثر است كه زنده متولد شود.
ماده ۱۲۷۱. مقرله اگر بكلی مجهول باشد اقرار اثری ندارد و اگر فی الجمله معلوم باشد مثل اقرار برای یكی از دو نفر معین صحیح است و مطابق قوانین محاكمات عمل خواهد شد.
ماده ۱۲۷۲. در صحت اقرار تصدیق مقرله شرط نیست لیكن اگر اقرار را تكذیب كند در حق او اثری نخواهد داشت.
ماده ۰۱۲۷۳ اقرار به نسب در صورتی صحیح  است كه اولأ تحقق نسب بر حسب عادت و قانون ممكن باشد ثانیأ كسی كه به نسب او اقرار شده تصدیق كند مگر در مورد صغیری كه اقرار بر فرزندی او شده به شرط آنكه منازعی در بین نباشد.
ماده ۰۱۲۷۴ اختلاف مقر و مقرله در سبب اقرار مانع صحت اقرار نیست.


باب دوم. در آثار اقرار
ماده ۱۲۷۵. هر كس اقرار به حقی برای غیر كند ملزم به اقرار خود خواهد بود.
ماده ۰۱۲۷۶ اگر كذب اقرار نزد حاكم ثابت شود آن اقرار اثری نخواهد داشت.
ماده ۰۱۲۷۷ انكار بعد از اقرار مسموع نیست لیكن اگر مقر ادعا كند كه اقرار او فاسد یا مبنی بر اشتباه یا غلط بوده شنیده می شود و همچنین است در صورتی كه برای اقرار خود عذری ذكر كند كه قابل قبول باشد مثل اینكه بگوید اقرار به گرفتن وجه در مقابل سند یا حواله بوده كه وصول نشده لیكن دعاوی مذكوره مادامی كه اثبات نشده مضر به اقرار نیست.
ماده ۰۱۲۷۸ اقرار هر كس فقط نسبت به خود آن شخص و قائم مقام او نافذ است و در حق دیگری نافذ نیست مگر در موردی كه قانون آن را ملزم قرار داده باشد.
 
ماده ۰۱۲۷۹ اقرار شفاهی واقع در خارج از محكمه را در صورتی می توان به شهادت شهود اثبات كرد كه اصل دعوی به شهادت شهود قابل اثبات باشد و یا ادله و قرائنى بر وقوع اقرار موجود باشد.
ماده ۰۱۲۸۰ اقرار كتبی در حكم اقرار شفاهی است.
ماده ۱۲۸۱. قید دین در دفتر تجار به منزله اقرار كتبی است.
ماده ۰۱۲۸۲ اگر موضوع اقرار در محكمه مقید به قید یا وصفی باشد مقرله نمی تواند آن را تجزیه كرده از قسمتی از آنكه به نفع او است بر ضرر مقر استفاده نماید و از جزء دیگر آن صرف نظر كند.
ماده ۰۱۲۸۳ اگر اقرار دارای دو جزء مختلف الاثر باشد كه ارتباط تامی با یكدیگر داشته باشند مثل اینكه مدعی علیه اقرار به اخذ وجه از مدعی نموده و مدعی رد شود یا آنكه مدعی شود اخذ وجه بابت طلب سابق بوده مطابق ماده ۱۳۳۴ اقدام خواهد شد.
كتاب دوم. در اسناد
ماده ۱۲۸۴. سند عبارت است از هر نوشته كه در مقام دعوی یا دفاع قابل استناد باشد.
ماده ۱۲۸۵. شهادت نامه سند محسوب نمی شود و فقط اعتبار شهادت را خواهد داشت.
ماده ۱۲۸۶. سند بر دو نوع است: رسمی و عادی.
ماده ۰۱۲۸۷ اسنادی كه در اداره ثبت اسناد و املاك و یا دفاتر اسناد رسمی یا در نزد سایر مأمورین رسمی در حدود صلاحیت آنها و بر طبق مقررات قانونی تنظیم شده باشند رسمی است.
ماده ۱۲۸۸. غیر از اسناد مذكوره در ماده فوق سایر اسناد عادی است.
ماده ۰۱۲۸۹ اسناد رسمی درباره طرفین و وراث و قائم مقام آنها معتبر است و اعتبار آنها نسبت به اشخاص ثالث در صورتی است كه قانون تصریح كرده باشد.
ماده ۰۱۲۹۰ اسناد عادی در دو مورد اعتبار اسناد رسمی را داشته، درباره طرفین و وراث و قائم مقام آنان معتبر است:
 
۰۱ اگر طرفی كه سند بر علیه او اقامه شده است صدور آن را از منتسب الیه تصدیق نماید.
۲. هرگاه در محكمه ثابت شود كه سند مزبور را طرفی كه آن را تكذیب یا تردید كرده فی الواقع امضاء یا مهر كرده است.
ماده ۱۲۹۱. در مقابل اسناد رسمی یا اسنادی كه اعتبار اسناد رسمی را دارد انكار و تردید مسموع نیست و طرف می تواند   ادعای جعلیت نسبت به اسناد مزبور كند یا ثابت نماید كه اسناد مزبور به جهتی از جهات قانونی از اعتبار افتاده است.
ماده ۱۲۹۲. هرگاه سند به وسیله یكی از مأمورین رسمی تنظیم اسناد تهیه شده لیكن مأمور صلاحیت تنظیم آن سند را نداشته و یا رعایت ترتیبات مقرره قانونی را در تنظیم سند نكرده باشد سند مزبور در صورتی كه دارای امضاء یا مهر طرف باشد عادی است.
ماده ۱۲۹۳. عدم رعایت مقررات راجعه به حق تمبر كه به اسناد تعلق می گیرد سند را از رسمیت خارج نمی كند.
ماده ۱۲۹۴. محاكم ایران به اسناد تنظیم شده در كشورهای خارجه همان اعتباری را خواهند داد كه آن اسناد مطابق قوانین كشوری كه در آنجا تنظیم شده دارا می باشد مشروط بر اینكه:
اولأ. اسناد مزبوره  به علتی از علل قانونی از اعتبار نیفتاده باشد.
ثانیأ. مفاد آنها مخالف با قوانین مربوطه به نظم عمومی یا اخلاق حسنه ایران نباشد.
ثالثا. كشوری كه اسناد در آنجا تنظیم شده به موجب قوانین خود یا عهود اسناد تنظیم شده در ایران را نیز معتبر بشناسد.
رابعا. نماینده سیاسی و یا قونسولی ایران در كشوری كه سند در آنجا تنظیم شده یا نماینده سیاسی و یا قونسولی كشور مزبور در ایران تصدیق كرده باشد كه سند موافق قوانین محل تنظیم یافته است.
ماده ۱۲۹۵. هرگاه موافقت اسناد مزبور در ماده قبل با قوانین محل تنظیم خود به توسط نماینده سیاسی یا قونسولی خارجه در ایران تصدیق شده باشد قبول شدن سند در محاكم ایران متوقف بر این است كه وزارت امور خارجه و یا در خارج تهران  حكام ایالات و ولایات امضاء نماینده خارجه را تصدیق كرده باشند.
ماده ۱۲۹۶. دفاتر تجارتی در موارد دعوای تاجری بر تاجر دیگر در صورتی كه دعوی از محاسبات و مطالبات تجارتی حاصل شده باشد دلیل محسوب می شود مشروط بر اینكه دفاتر مزبوره مطابق قانون تجارت تنظیم شده باشد.
ماده ۱۲۹۷. دفتر تاجر در مقابل غیر تاجر سندیت ندارد فقط ممكن است جزء قرائن و امارات قبول شود لیكن اگر كسی به دفتر تاجر استناد كرد نمی تواند تفكیك كرده آنچه را كه بر نفع او است قبول و آنچه كه بر ضرر او است رد كند مگر آنكه بی اعتباری آنچه را كه بر ضرر او است ثابت كند.
ماده ۱۲۹۸. دفتر تجارتی در موارد مفصله ذیل دلیل محسوب نمی شود:
۱. در صورتی كه مدلل شود اوراق جدیدی به دفتر داخل كرده اند یا دفتر تراشیدگی دارد.
۲. وقتی كه در دفتر بی ترتیبی و اغتشاشی كشف شود كه بر نفع صاحب دفتر باشد.
۳. وقتی كه بی اعتباری دفتر سابقا به جهتی از جهات در محكمه مدلل شده باشد.
ماده ۱۲۹۹. در مواردی كه دفتر تجارتی بر نفع صاحب آن دلیل نیست بر ضرر او سندیت دارد.
ماده ۰۱۳۰۰ امضائی كه در روی نوشته یا سندی باشد بر ضرر امضاء كننده دلیل است.
ماده ۱۳۰۱. هرگاه در ذیل یا حاشیه یا ظهر سندی كه در دست ابراز كننده بوده مندرجاتی باشد كه حكایت از بی اعتباری یا از اعتبار افتادن تمام یا قسمتی از مفاد سند نماید مندرجات مزبوره معتبر محسوب است اگر چه تاریخ و امضا نداشته و یا به وسیله خط كشیدن و یا نحو دیگر باطل شده باشد.
ماده ۱۳۰۲. در صورتی كه بطلان مندرجات مذكوره در ماده قبل ممضی به امضاء طرف بوده و یا طرف بطلان آن را قبول كند و یا آنكه بطلان آن در محكمه ثابت شود مندرجات مزبوره بلا اثر خواهد بود.
ماده ۱۳۰۳. هرگاه امضای تعهدی در خود تعهدنامه نشده و در نوشته علیحده شده باشد آن تعهدنامه بر علیه امضا كننده دلیل است در صورتی كه در نوشته مصرح باشد كه به كدام تعهد یا معامله مربوط است.
ماده ۱۳۰۴. در اسناد رسمی تاریخ تنظیم معتبر است حتی بر علیه اشخاص ثالث ولی در اسناد عادی تاریخ فقط درباره اشخاصی كه شركت در تنظیم آنها داشته و قائم مقام آنان معتبر است.


كتاب سوم. در شهادت
باب اول در موارد شهادت
ماده ۱۳۰۵. جز در مواردی كه قانون استثناء كرده است هیچ یك از عقود و ایقاعات و تعهدات را كه موضوع آن عینا یا قیمتا بیش از یك هزار ریال باشد نمی توان فقط به وسیله شهادت شفاهی یا كتبی اثبات كرد ولی این حكم مانع از این نیست كه محاكم برای مزید اطلاع و كشف حقیقت به اظهارات شهود رسیدگی كنند.
ماده ۱۳۰۶. در مورد عقود و ایقاعات و تعهدات مذكوره در ماده فوق كسی هم كه مدعی است به تعهد خود عمل كرده یا به نحوی از انحاء قانونی بری شده است نمی تواند ادعای خود را فقط به وسیله شهادت ثابت كند.
ماده ۱۳۰۷. دعوی پرداخت دین- اقاله- فسخ- ابراء در مقابل سند ولو آنكه موضوع سند كمتر از یك هزار ریال باشد به شهادت قابل اثبات نیست.
ماده ۱۳۰۸. در مقابل سند رسمی یا سندی كه اعتبار آن در محكمه محرز شده دعوی كه مخالف با مفاد یا مندرجات آن باشد به شهادت اثبات نمی گردد.
ماده ۰۱۳۰۹ اگر موضوع دعوی عقد یا ایقاع و یا تعهدی بیش از یك هزار ریال باشد نمی توان آن را فقط به وسیله شهود اثبات كرد اگر چه مدعی دعوی خود را به یك هزار ریال تقلیل داده یا از مازاد آن صرف نظر كند.
ماده ۱۳۱۰. قیمت یك هزار ریال در زمان عقد یا ایقاع و یا تعهد مناط است نه موقع مطالبه ولی نسبت به آنچه كه قبل از اجرای این قانون واقع شده مناط قیمت روز مطالبه است.
ماده ۰۱۳۱۱ احكام مذكور در فوق در موارد ذیل جاری نخواهد بود:
۱. در مواردی كه اقامه شاهد برای تقویت یا تكمیل دلیل باشد مثل اینكه دلیلی بر اصل دعوی موجود بوده ولی مقدار یا مبلغ مجهول باشد و شهادت بر تعیین مقدار یا مبلغ اقامه گردد.
۲. در مواردی كه به واسطه حادثه گرفتن سند ممكن نیست از قبیل حریق و سیل و زلزله و غرق كشتی كه كسی مال خود را به دیگری سپرده و تحصیل سند برای صاحب مال در آن موقع ممكن نیست.
۳. نسبت به كلیه تعهداتی كه عادتا تحصیل سند معمول نمی باشد مثل اموالی كه اشخاص در مهمانخانه ها و قهوه خانه ها و كاروانسراها و نمایشگاهها می سپارند و مثل حق الزحمه اطباء و قابله.
۴. در صورتی كه سند به واسطه حوادث غیر منتظره مفقود یا تلف شده باشد.
۵. در موارد ضمان قهری و امور دیگری كه داخل در عقود و ایقاعات نباشد.
ماده ۱۳۱۲. شهادت اشخاص ذیل پذیرفته نمی شود:
۱. محكومین به مجازات جنائی.
۲. محكومین به امر جنحه كه محكمه در حكم خود آنها را از حق شهادت دادن در محاكم محروم كرده باشد.
۰۳ اشخاص ولگرد و كسانی كه تكدی را شغل خود قرار دهند.
۴. اشخاص معروف به فساد اخلاق.
۵. كسی كه نفع شخصی در دعوی داشته باشد.
۶. شهادت دیوانه در حال دیوانگی.
ماده ۱۳۱۳. شهادت اطفالی را كه به سن پانزده سال تمام نرسیده اند فقط ممكن است برای مزید اطلاع استماع نمود مگر در مواردی كه قانون شهادت این قبیل اطفال را معتبر شناخته باشد.


باب دوم. در شرایط شهادت
ماده ۱۳۱۴. شهادت باید از روی قطع و یقین باشد نه به طور شك و تردید.
ماده ۱۳۱۵. شهادت باید مطابق با دعوی باشد ولی اگر در لفظ مخالف و در معنی موافق یا كمتر از ادعا باشد ضرری ندارد.
ماده ۱۳۱۶. شهادت شهود باید مفادأ متحد باشد بنابراین اگر شهود به اخلاف شهادت دهند قابل اثر نخواهد بود مگر در صورتی كه از مفاد اظهارات آنها قدر متیقنى به دست آید.
ماده ۰۱۳۱۷ اختلاف شهود در خصوصیات امر اگر موجب اختلاف در موضوع شهادت نباشد اشكالی ندارد.
ماده ۱۳۱۸. در صورتی كه شاهد از شهادت خود رجوع كند یا معلوم شود بر خلاف واقع شهادت داده است به شهادت او ترتیب اثر داده نمی شود.
ماده ۱۳۱۹. شهادت بر شهادت در صورتی مسموع است كه شاهد اصل وفات یافته یا به واسطه مانع دیگری مثل بیماری و سفر و حبس و غیره نتواند حاضر شود.


كتاب چهارم. در امارات
ماده ۰۱۳۲۰ اماره عبارت از اوضاع و احوالی است كه به حكم قانون یا در نظر قاضی دلیل بر امری شناخته می شود.
ماده ۰۱۳۲۱ امارات قانونی اماراتی است كه قانون آن را دلیل بر امری قرار داده مثل امارات مذكوره در این قانون از قبیل مواد ۳۵ و ۱۰۹ و ۱۱۰ و ۱۱۵۸ و ۱۱۵۹ و غیر آنها و سایر امارات مصرحه در قوانین دیگر.
ماده ۰۱۳۲۲ امارات قانونی در كلیه دعاوی اگر چه از دعاوی باشد كه به شهادت شهود قابل اثبات نیست معتبر است مگر آنكه دلیل بر خلاف آن موجود باشد.
 
ماده ۰۱۳۲۳ اماراتی كه به نظر قاضی واگذار شده عبارت است از اوضاع و احوالی در خصوص مورد و در صورتی قابل استناد است كه دعوی به شهادت شهود قابل اثبات باشد یا ادله دیگر را تكمیل كند.


كتاب پنجم در قسم
ماده ۱۳۲۴. در دعاوی كه به شهادت شهود قابل اثبات است مدعی می تواند حكم به دعوی خود را كه مورد انكار مدعی علیه است منوط به قسم او نماید.
ماده ۱۳۲۵. در مورد ماده فوق مدعی علیه نیز می تواند در صورتی كه مدعی سقوط دین یا تعهد یا نحو آن باشد حكم به دعوی را منوط به قسم مدعی كند.
ماده ۱۳۲۶. مدعی یا مدعی علیه در مورد دو ماده قبل در صورتی می تواند تقاضای قسم از طرف دیگر نماید كه عمل یا موضوع دعوی منتسب به شخص آن طرف باشد بنابراین در دعاوی بر صغیر و مجنون نمی توان قسم را بر ولی یا وصی یا قیم متوجه كرد مگر نسبت به اعمال صادره از شخص آنها، آن هم مادامی كه به ولایت یا وصایت یا قیمومت باقی هستند و همچنین است در كلیه مواردی كه امر منتسب به یك طرف باشد.
 ماده ۱۳۲۷. بر دعوی بر صغیر و مجنون و متوفی در صورتی كه طرف مدعی باشد ولی یا وصی یا وارث علم به دین مورث و یا مولی علیه دارند می تواند تقاضا كند كه طرف دیگر قسم بر عدم اطلاع خود از منشأ دعوی یاد كند.
ماده ۱۳۲۸. كسی كه قسم متوجه او شده است در صورتی كه نتواند بطلان دعوی طرف را اثبات كند یا باید قسم یاد نماید یا قسم را به طرف دیگر رد كند و اگر نه قسم یاد كند و نه آن را به طرف دیگر رد نماید نسبت به ادعائی كه تقاضای قسم برای آن شده است محكوم می گردد.
ماده ۱۳۲۹. قسم به كسی متوجه می گردد كه اگر اقرار كند اقرارش نافذ باشد.
ماده ۱۳۳۰. تقاضای قسم قابل توكیل است و وكیل در دعوی می تواند طرف را قسم دهد لیكن قسم یاد كردن قابل توكیل نیست و وكیل نمی تواند به جای موكل قسم یاد كند.
ماده ۱۳۳۱. قسم قاطع دعوی است و هیچ گونه اظهاری كه منافی با قسم باشد از طرف پذیرفته نخواهد شد.
 ماده ۱۳۳۲. قسم فقط نسبت به اشخاصی كه طرف دعوی بوده اند و قائم مقام آنها مؤثر است.
ماده ۱۳۳۳. در دعوی بر میت در صورتی كه اصل حق ثابت شده و بقاء آن در نظر حاكم ثابت نباشد حاكم می تواند از مدعی بخواهد كه بر بقاء حق خود قسم یاد كند. در این مورد كسی كه از او مطالبه قسم شده است نمی تواند قسم را به مدعی علیه رد كند.
حكم این ماده در موردی كه مدرك دعوی سند رسمی است جاری نخواهد بود.
ماده ۱۳۳۴. در مورد ماده ۱۲۸۳ كسی كه اقرار كرده است می تواند نسبت به آنچه كه مورد ادعاء او است از طرف مقابل تقاضای قسم كند.
ماده ۱۳۳۵. در دعاوی كه یك طرف آن اشخاص حقوقی مثل ادارات دولت و شركت ها هستند قسم مورد ندارد.


مخبر كمیسیون قوانین عدلیه. مؤید احمدی

منبع:
1.منظور ماده 977 قانون مدني است .
2.در متن فوق عبارت بالنسبه جايگزين عبارت بانسبه گرديد .
3.در متن فوق عبارت منقطعه جايگزين عبارت منقنعه گرديد .
4.در متن فوق عبارت حقوق جايگزين عبارت حقوقي گرديد .
5.در متن فوق عبارت با جايگزين عبارت يا گرديد .


نام
پست الکترونيک
پيام شما