آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۱
بازديد امروز: ۴۸
بازديد روز قبل: ۴۸۴
بازديد هفته: ۳۵۰۲
بازديد ماه: ۹۰۳۱
بازديد کل: ۶۱۷۶۵۹۰
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
واژه نامه هاي تخصصي > ترمينولوژي حقوقي > ۱۳۸۷/۱۰/۰۲
۳۳۶ بازدید
 
   

ل


لائیك Laic
وصفى است برای قانون یا كشوریا سازمان یاشخص در مقابل وصف مذهبى و ایمانی و اعتقادى. وقتى كه گفته میشود فرانسه یك كشور لائیك است یعنى سیاست آن جداى از مذهب است.


لا بشرط
( فقه) همانطور كه درحقوق بین الملل، دولتى نسبت بامر یا امورى حالت بیطرفى بخود میگیرد گاهى یك موضوع حقوقى نسبت بیك وضع معین حالت بیطرفى (و بتعبیر قدماء: حالت لااقتضائى و با بیان حالیه: حالت بی تفاوتی) بخود مى گیرد این حالت را ((لابشرط )) گویند مثلا طرح دعوى نسبت به اختلاف خوانده با خواهان لابشرط است یعنى طرح دعوى نه نشانه اختلاف خوانده با خواهان است و نه نشانه موافقت خوانده با دعوى خواهان زیرا هر دو صورت احتمال مى رود و ذات طرح دعوى دلالت بر خلاف یا وفاق خوانده نمى كند و نسبت به خلاف و وفاق، لااقتضاء ولا- بشرط است اى بساكه متداعیین بامواضعه با یكدیگر طرح دعوى مى كنند. (رك. بشرط لا- بشرط شیئى)


لازم
( فقه- مدنى) صفت عقد یا ایقاعی است كه اقدام كننده بآن نتواند بقصد یكطرفى خود آنرا فسخ كند. عكس آنرا جائز گویند (ماده ۱۸۵- ۲۱۹ ق- م). ( فقه) هرگاه دو چیز را در نظر بگیریم یكی(الف)و دیگرى( ب) و وضع آن دو طورى باشد كه هر وقت(الف) وجود پیدا كند (ب) هم وجود پیدا كند در اینصورت(الف) را ملزوم و( ب) را لازم نامند و رابطه بین آن دو را  ((لزوم))  خوانند.


لازم صریح
بهریك از دو مورد ذیل گفته میشود: الف- لازمى كه تصور ملزوم، خود بخود ذهن را بتصور لازم منتقل مى كند چنانكه كاغذ، لازم صریح سند است یعنی به محض تصور سند، ذهن منتقل بتصوركاغذ میشود. ب- لازمى كه تصور ملزوم بتنهائى كافى براى انتقال ذهن به لازم نیست بلكه ذهن باید هریك از لازم و ملزوم را جدا جدا تصور كند و پس از تصورآن دو بدون حاجت باستدلال، قطع بلزوم آن دوپیدا كند چنانكه ذیل ماده ۳۴ قانون ثبت (یعنى عبارت: ((چنانچه مال مزبور خریدارى نداشته باشد... بخود بستانكار بهمان مبلغ كه آگهى شده واگذار میگردد.))) بانسخ جواز عقد رهن از طرف مرتهن، ملازمه دارد زیرا بدیهى است كه هیچ بستانكار عقل مادام كه حق عدول از رهن را داشته باشد حاضر نیست مال مورد وثیقه را كه كمتر ازطلبش میارزد قبول كند و بالنتیجه ماده مزبور مورد پیدا نمى كند.


لازم طبیعت
هرگاه چیزى لازمه طبع چیز دیگرى باشد آن لازم را لازم طبیعت آن چیز نامند مانند هشتاد درجه بودن سه زاویه مثلث كه لازم طبیعت هر مثلث است. درعلم حقوق لازم بودن عقد ضمان ملازمه با طبیعت آن عقد دارد بهمین جهت شرط خیار بنفع ضامن در عقد ضمان درست نیست.


لازم عرفى
هرگاه بین دو چیز ملازمه قانونی یا عقلى یا طبعى نباشد ولى در نظر عرف بین آن دو نوعى ملازمه باشد این ملازمه را ملازمه عرفى گویند وآن لازم  را لازم عرفى نامند هرگاه زوجه اقرار بوصول مهركند و بعدأ زوج زوجه را بطلاق خلع مطلقه نماید این طلاق متضن اقرار زوج بقبول بذل مهر درازاء طلاق خلع است وعرفأ مستلزم تكذیب اقرار زوجه بوصول صداق است و برابر ماده ۱۲۷۲ قانون مدنی اقرار زوجه بوجه مذكور اثرى ندارد.


لازم عقلى
هرگاه ملازمه بین دو مطلب تحت سیطره تعقل درآید این ملازمه را ملازمه عقلى و آن لازم را لازم عقلى گویند چنانكه ملازمه بین ((اذن در شیئى )) و ((اذن در لوازم لاینفك آن )) یك ملازمه عقلى است (لمعه- جلد اول- ص ۴۲۵).


لازم غیر صریح
(فقه )هرگاه از تصور لازم و تصورملزوم قطع به لزوم حاصل نشود مگر پس از استدلال، در اینصورت لازم را لازم غیر صریح گویند چنانكه بین تصور مثلث و تصور برابرى زوایاى آن بادوقائمه لزوم غیر صریح وجود دارد چه بدون كمك استدلال ریاضی نمیتوان ملازمه بین دو تصور بالا را احراز نمود. یا بین مدلول ماده۳۴ مكرر قانون ثبت و((مملك نبودن بیع شرط )) ملازمه وجود دارد ولى این ملازمه غیر صریح است.


لازم غیر مفارق
رك. لازم لاینفك


لازم  قانونى
هر معنى كه از لوازم یك امر مصرح در قانون باشد لازم قانونى نامیده میشود چنانكه مدیون برابر ماده۳۴ قانون ثبت ازتاریخ ابلاغ اجرائیه سه ماه مهلت براى دادن اصل وجه مورد معامله واجور عقب افتاده و خسارت دیركرد دارد هرگاه دراثناء این مدت بمیرد لازمه قانونى قائم مقامى ورثه او این است كه آنها بتوانند از باقیمانده مدت مذكور استفاده كنند.


لازم لاینفك
 لازمى كه از ملزوم خود قابل جدائی نباشد مانند جوازعقد در مورد عقد ودیعه : تصورعقد ودیعه اى كه جائز نباشد میسر نیست. در اصطلاح دیگر آنرا لازم غیر مفارق گویند.


لازم مفارق
لازمى كه از ملزوم خود قابل جدائی و اجتناب باشد مانند جواز عقد رهن از جانب مرتهن كه بموجب ماده ۳۴ قانون ثبت از بین رفت.


لازم الأجراء
الف- بمعنى حكم لازم الاجراء است یعنی حكمى كه مراحل رسیدگى بدعوى مربوط بآن خاتمه یافته و نوعأ (صرفنظر ازمختصات و عوارض مربوط بصور خاص و موارد مخصوص) قابل اجراء است هر چند كه بسبب مانعى كه بر آن عارض شده اجراء آن موقوف مانده باشد.
ب- اصطلاح تازه و مخفف از سند لازم الاجراء است.( ماده ۹۲ ببعد قانون ثبت اسناد واملاك)


لاشه
این اصطلاح بصورت مضاف استعمال مى شود مانند لاشه سند و لاشه سفته و لاشه چك. مورد استعمال آن جائی است كه سند از اعتبار افتاده باشد بهر جهتى كه تصور شود مانند پرداخت وجه سند كه یكى از طرق خارج شدن سند از حین اعتبار است.


لاضرر
(فقه) این قانون درشرع درموردى وضع شد كه شخصى از حق مالكیت خود با سوء نیت بضررغیر استفاده میكرد ولى فقهاء آنرا محدود بموردش ننموده و بموارد دیگر سرایت میدهند. مورد استفاده ازاین قانون در فقه دو مورد است:
اول- در قوانین ناظر به روابط انسان وخداوند مانند قوانین مربوطه به پرستش خداوند.
دوم- در قوانین ناظر بروابط افراد با یكدیگر و روا بط افراد با مراجع قدرت عمومى. مثلا خیارغبن بنظر اغلب فقهاء از ((لاضرر)) استخراج شده است و قانون مخصوص ندارد. فقهاء در استنباطات كلى كه از قانون شرع میكنند بوسیله لاضرر حدود و شرائط یك قانون را تا جائی كه مقدوراست معین میكنند. عده اى عقیده دارند كه از لاضرر نباید استنباط جدید كرد. فقهاء بكمك لاضرر سوء استفاده از حق را منع میكنند.
( مدنی )مضمون لاضرر از فقه به ماده ۱۳۲ ق- م منتقل شده است بموجب این ماده تصرفات مالك در ملك (و بطوركلى در مال) خود درشرائط ذیل ممنوع است:
 الف- تصرفى كه براى مالك بهره اى نداشته و او عمدا بضررغیر در مال خود تصرف كرده باشد.
ب- تصرفى كه مالك از آن تصرف بهره مى برد ولى عمدأ براى بردن آن بهره راهى را انتخاب كند كه موجب ضرر غیر شود با اینكه مى توانست همان نفع را از راه دیگرى كه ضررى هم بدیگران نرساند بچنگ آورد.
ج- تصرف زائد بر حاجت در ملك خود ولو اینكه بقصد اضرار بغیر نباشد هرگاه موجب اضرار غیر گردد نیز ممنوع است. مدلول لاضرر را معمولا از حدیث نبوى معروف به لاضرر ولاضرار گرفته اند و بنظر ما از آیه( لاتمسكوهن ضرارا لتعتدوا)میتوان استنباط كرد.


لایحه
رك. طرح


لایحه بودجه كل
لایحه شامل بودجه هاى سال آینده همه وزارتخانه ها بصمیمه بودجه عایدات(ماده ۱۴- ۵ -۱۶ قانون محاسبات عمومى ).


لایحه تفریغ بودجه
لایحه حاوى گزارش امور مالى دوره عمل گذشته. و متضمن صورت ارقام قطعی تمام اعتبارات و عایدات وصولى ومخارج سنه مالى قبل بوده و نتیجه قطعى معاملات كل بودجه مصوب را بطور روشن نشان میدهد (ماده ۴۸-۴۹ قانون محاسبات عمومى).


لحن الخطاب
اسم دیگر قیاس اولویت است. ( رك. قیاس اولویت)


لزوم
(مدنی- فقه) صفت مشترك كلیه عقود و ایقاعاتی كه اقدام كننده بآنها نتواند بقصد یكطرفى خود آنرا فسخ كند( ماده ۱۸۵ق- م) همین معنى در اصطلاح ((اصالة اللزوم )) مقصود است( ماده ۲۱۹ ق- م) عكس حالت بالا را جواز گویند. لزوم و جواز عقود و ایقاعات از مسائلى نیست كه به تاسیس قانونگذارى از قانونگذاران پدید آمده باشد یعنى از احكام تاسیسی نیست بلكه از احكام امضائی است یعنی هر قرارداد و هر ایقاع ازهر زمانی كه بین بشر پدید آمده است ازهمان زمان با توجه بطبیعت مصلحت راجع بهمان قرارداد یا ایقاع  لزوم یا جواز آن هم بین طرفین قرارداد روشن بوده است. دلیلى بر تأسیسی بودن آنها وجود ندارد و دلیل امضائی بودن آن از بدیهیات است. نظر فقهاء بر تاسیسى بودن لزوم و جواز است.


لزوم حقى
( فقه- مدنى) هر گاه طرفین یك عقد لازم بتوانند در آن عقد، شرط خیار كنند و باین ترتیب لزوم آنرا براى مدتی از بین ببرند لزوم عقد مزبور را لزوم حقى گویند مانند لزوم بیع زیرا درعقد بیع مى توان شرط خیار نمود (ماده ۴۵۸ ق- م).


لزوم حكمى
( فقه- مدنى) هرگاه طرفین یك عقد لازم نتوانند در آن شرط خیاركنند لزوم آن عقد لزوم حكمى است مانند لزوم عقد نكاح وعقد ضمان.


لشكر Armee
قواى منظم یك كشوركه بمنظورحفظ امنیت و استقلال و صیانت تمامیت كشور واجراء قوانین و نظم و صلح عمومى نگهدارى میشود.


لطف
( رك. قاعده لطف )


لعان
نوعی از رسیدگى كیفرى است در مورد اسناد زنا ازطرف زوج بزوجه( در شرائط خاص) و نفى انتساب فرزندى كه ملحق به فراش او است (بشرط اینكه قبلا اقرار بفرزندى او نكرده باشد). تشریفات رسیدگى مزبور چنین است : قاذف (رك. قذف) چهاربار در حضور قاضی بگوید (اشهد بالله انی لمن الصادقین فیما رمیتها به من الزنا- یعنى بخدا كه دراسناد زنا راست گویم )سپس بدستور قاضى مى گوید( ان لعنة الله على ان كنت من الكاذبین- یعنى اگر دروغ گفت باشم لعنت خدا بر من) سپس زوجه بدستور قاضى مى گوید( اشهد بالله انه لمن الكاذبین فیمارمانی به من الزنا- یعنی بخدا سوگند كه بدروغ  بمن اسناد زنا داده است ) سپس بدستور قاضى مى گوید( ان غضب الله على ان كان من الصادقین یعنى خشم خدا بر من اگر راست گفت باشد) پس از انجام این مراسم قاذف معاف از حد قذف میشود و زن همیشه بشوهرمزبور حرام میگردد و فرزند مورد لعان( كه اصطلاحأ او را ابن الملاعنه گویند )منتسب بقادف نخواهد بود. جریان تشریفات فوق را بین قاذف و زوجهء او ملاعنه گویند. لعان ازادله اثبات دعوى در فقه است (ماده ۸۸۲- ۸۸۳ قانون مدنی ).


لقطه
(مدنى- فقه )اشیاء متعلق بغیركه كسى پیدا كرده باشد. اگر لقطه حیوان متعلق بدیگرى باشد حیوان ضاله وضاله نامیده مى شود( ماده ۱۶۲- ۱۷۰ قانون مدنی ) شرط تحقق لقطه آن است كه مكانیكه مال درآن یافت شده عبور و مرور بآن اختصاص بافراد محدود نداشته باشد و در اماكنى یافت شود كه امید دسترسی بمالك باشد ( مالى كه در وسط كویر لوت ودور ازمناطق عبور ومرور یافت شود لقطه نیست) ومشمول عنوان گنج نباشد درصورت تردید در صدق عنوان گنج، مشمول احكام لقطه است. عنوان مجهول المالك بر لقطه صادق نیست( رك. مجهول المالك ).


لقیط
( فقه)طفل رها شده در معابر و اماكن عمومى كه تا دیگران بردارند (رهى).


لقیط دار الاسلام
لقیط هرگاه در قلمرو اسلامى یافت شود و نسب اومعلوم نگردد محكوم باسلام است یعنى مسلمان محسوب است. شباهت به سیستم خاك درحقوق لائیك دارد.


لنگه
رك. مال شاه


لواط
مواقعه جنس ذكور با ذكور. (ماده ۲۰۷ قانون جزا )


لوترى Loterie
بمعنى بخت آزمائى است. (رك. بخت آزمائى )


لوث
( فقه )اماره اى است قضائى كه موجب ظن قاضی بصدق مدعى شود چنانكه اگرمقتول درخانه كسى یافت شود لوث علیه ساكنان خانه و بنفع مدعى قتل علیه آنان وجود دارد.


 لیبرالیسم  Liberalisme
دكترین اقتصادى كه بموجب آن دولت نباید متصدى امورصنعتى و بازرگانی شده و در روابط اقتصادى افراد وملل دخالت كند، مقصود از لیبرالیسم اقتصادی همین است. این اصطلاح باین معنى در مقابل Etatisme و سوسیالیسم بكار مى رود.


لیبرالیسم اقتصادى
رك. لیبرالیسم.


منبع:
ترمينولو‍‍ ژي حقوق ،دكتر محمد جعفر جعفري لنگرودي ،چاپ چهارم ،زمستان 1368 ،ناشر گنج دانش


نام
پست الکترونيک
پيام شما