آمار بازدید سایت
کاربران آنلاين: ۹
بازديد امروز: ۴۱۷
بازديد روز قبل: ۴۳۱
بازديد هفته: ۲۸۹۸
بازديد ماه: ۱۰۷۲۳
بازديد کل: ۶۱۹۹۶۴۸
آي پي: ۱۹۲.۱۶۸.۰.۱۸۶
واژه نامه هاي تخصصي > ترمينولوژي حقوقي > ۱۳۸۷/۰۸/۱۵
۴۰۸ بازدید
 
   

ه


هامش

هر نوشته كه بصورت تغییر یا اضافه درحاشیه سند درج شود و جزء سند باشد.

هبهDonations entre vifs( مدنی- فقه )

تملیك عین بدون عوض وبطور منجز. ماده ۷۹۵ قانون مدنی در تعریف آن گفته است: عقدى است كه بموجب آن یكنفر مالى را مجانا بدیگرى تملیك مى كند تملیك كننده را واهب و طرف دیگر را متهب و مالى را كه مورد هبه است عین موهوبه گویند.هبه اعم از هدیه است زیرا در هبه شرط نیست كه مورد آن (عین موهوب ) از مكانی بمكان دیگر نقل شود و نیز قصد اكرام و تعظیم درآن شود و حال اینكه این هر دو در هدیه شرط است به همین جهت در مال غیر منقول كلمه هدیه استعمال نمیشود و نمی گویند باغ یا خانه را هدیه كرد.

هبه به معنى اعم تملیك مال است بدون عوض ولو اینكه براى تشویق و جبران زحمت كسی باشد(جایزه) یا.بقصد قربت بعمل آمده باشد و متهب فقیر باشد (صدقه)و حتی وقف هم داخل در ماهیت هبه بمعنى اعم است. در حالیكه درهبه بمعنی اخص كه عین مال منتقل میشود ماهیت وقف از آن خارج است هر چند صدقه و جایزه وهدیه درآن وارد میشوند.

هبه خفى Donation deguisee

(مدنی )هبه اى كه ضمن عقد معاوضه اى صورت گیرد مثل اینكه بایع ذمه مشترى را ازثمن ابراء كند و هم چنین استصلح محاباتى 


هبه ما فى الذمه

( مدنی - فقه )یعنی بخشیدن دین ازطرف دائن به مدیون در نتیجه این كار ذمه مدیون خلاص و فارغ میمشود.

هبه معموم   Donation de biens a venire

(مدنى )هبه مالى كه درحین عقد هبه  وجود ندارد مانند هبه سهم الارث از طرف وارث قبل از فوت مورث. این هبه باطل است.

هبه معوض

(مدنى- فقه) هبه عقد غیر معوض است. و معنى معوض بودن هبه این نیست كه تملیكى در مقابل تملیكى صورت گیرد و ارزشى درمقابل ارزشی قرار گیرد آنچنان كه در بیع و اجاره دیده میشود بلكه هبه اى بشرط هبه دیگر و در نتیجه هبه اى جواب گوی هبه دیگر است نه ما لى جوابگوى مال دیگر( ماده ۸۰۱ قانون مدنی)

 

هبه معوضه
مرادف هبه معوض است.(رك. هبه معوض )

 

هبیریه
درهمى است اسلامى كه یزید بن عبدالملك بدست عمر بن هبیرة زد و وزن آن شش دانق بود.


 

هتك Attenta

در لغت بمعنى پاره كردن است و در اصطلاح به معنی تجاوز به اشخاص و اموال واعراض آنان وجریه دار كردن افكار عمومى است بطوریكه متجاوز مشمول كیفر مقرر در قانون جزا گردد.در اصطلاحات ذیل بكر رفته است:

هتك حرز Effraction

( حقوق جزا) راه یافتن بدرون حرز بدون اذن مالك حرز و بدون اذن قائم مقام قانونی او و بدون اذن قانون، خواه به آن حرز وارد شود یا نشود.( رك. حرز)

هتك حرمت( جزا)

اعم از افتراء و توهین است.(رك. توهین- ا فتراء)

هتك حرمت منازل( جزا)

الف- ورود مامور دولت درمنازل اشخاص بدون رضاى آنان و درغیر مواردى كه قانون تجویز كرده است (قانون جزاماده ۱۳۳).
ب- ورود شخص (غیر مامور دولت) در منزل دیگرى بدون رضاى او یا توقف درآن بدون رضای وى( ماده ۳۶۵- ۳۶۶ قانون جزا).

هتك عرض Attenta a la pudeur

(جزا) عمل مادى مخالف اخلاق كه مستقیمأ روى شخص معینى صورت گیرد (خواه آن شخص از جنس ذكور باشد یا اناث )و پاكى عرض او صدمه دیده و باصطلأح دامن او را لكه راركند. و این معنى اعم از viol است.( رك. هتك ناموس )

 

هتك ناموس
(جزا) جرم راجع بمواقعه راگویند. viol اخص از هتك ناموس است زیرا آن عبارت است از جرم ناشى از وصال نا مشروع بازن بدون رضاى او.( رك. هتك عرض )

 هجر

( فقه )هجر بضم اول گفتن سخنان ركیك است بدیگرى خواه بقصد اهانت باشد خواه نه.

 هجو

( جزا) ذكر معایب واقعى یا غیر واقعى دیگرى به نظم یا نثر( ماده ۲۷۲ قانون جزا).

 

هدیه
( مدنى- فقه )تملیك مال منقول بطور مجانی با انتقال از موضعی بموضع دیگر بقصد اكرام و تعظیم.

هزار

پول سابق ایران كه هزار دینار مساوى یك قران بود الان هم مى گویند دوهزار (یعنی دو ریال )و سه هزار بمعنى سه ریال و غیره.

 
هزینه Depense
خرج- مالى كه براى بردن سودى مصرف میشود.درمعانى ذیل بكار رفته است: هزینه هائی كه بمناسبت اجراء یك عمل حقوقى ویا تشریفات قانونى( مانند حق-الثبت سند )میشود Frais نامیده میشود مانند مخارج بیع و مخارج ثبت.

هزینه اجراء

هر خرج كه متعهدله براى جریان عملیات اجرائی و وصول بموضوع اجرائیه در حدود مقررات و متعارف كرده باشد از قبیل نفقه زندانی( محكوم علیه یا متعهد ) وهزینه آگهى و دستمزد كارشناس وحق الوكاله مرحله اجرائى وكیل هزینة اجراء نامیده می شود (ماده ۲۹- ۳۲ آ ئین نامه اجراء اسناد رسمى).

هزینه امور ورشكستگى

از دارائی خالص( پس ازكسر هزینه هاى مربوطه باقامه دعوى و انعقاد معاملات و پرداخت مالیاتها وعوارض و اداره كردن اموال و مطبوعات و غیره ) طبق تعرفه مذكور درآئین نامه مصوب ۱۴- ۲-۳۱۹ قبل از تقسیم وجوه حاصله بین صاحبان سهام از طرف اداره تصفیه برداشته میشود كه این برداشت را هزینه امور ورشكستگی نامند.

هزینه تأمین خواسته

( دادرسى) هزینه اى كه در خواست كننده تامین خواسته باید بپردازد( ماده ۶۸۸ آئین دادرسى مدنی ).

 


هزینه تامین دلیل

(دادرسی )هزینه اى كه درخواست كننده تامین دلیل باید بدهد(ماده۶۸۵ آئین دادرسی مدنى ).

 


هزینه تحقیقات محلى

(دادرسى )هزینه اى كه براى بردن دادرس مجرى قرار تحقیقات  محلی به محل اجراء قرار وعودت وى به محل كار خود باید از طرف خواهان تحقیقات محلى یا بوسیله طرفین دعوى داده شود این هزینه را خود اصحاب دعوى مستقیما صرف مى كنند مانند پرداخت كرایه ایاب و ذهاب براننده اتومبیل و غیره (ماده ۴۳۵ - ۷۱۷ آئین دادرسى مدنی).

هزینه تفكیك( ثبت )

هزینه اى است كه اداره ثبت بابت تفكیك ملك ثبت شده به قطعات مطابق بند (ب) از آئین نامه شماره ۱۳۹۲۴ مورخ ۳ -۹- ۲۲(مجموعه ۱۳۲۲ ص ۲۰۱ )و برابر بخشنامه ثبتی  ۴۷۴۵۸-۱۷۳۶۴ مورخ ۲۲- ۱۲- ۱۷ و به محض وقوع تفكیك( ولو آنكه معامله اى كه این تفكیك براى خاطر آن شده صورت نگیرد) می گیرد اگر افراز و تفكیك در دادگاه صورت گیرد هزینه تفكیك نباید مطالبه شود( بند دوم ازفصل ۱۹ مجموعه سال ۱۳۴۳ بخشنامه هاى ثبتى).

 

هزینه حكم Frais de jugement
هزینه ای كه براى صدور حكم دادگاه باید از طرف مدعی داده شود (ماده ۶۸۳-۶۸۴- ۶۸۶ آئین دادرسى مدنى).

هزینه دادخواست

رك. اصطلاح شماره ۲۱۵۳ ۶۱۵۲- هزینه دادرسی Depens( دادرسى )هزینه برگهائى كه بدادگاه داده میشود( دادخواست و ضمائم )طبق ماده۶۸۱- ۶۸۲-۶۸۹ قانون آئین دادرسى مدنى و هم چنین هزینه قرار و احكام( ماده ۶۸۱- ۶۸۳ ببعد آئین دادرسی مدنى ).

 


هزینه دفتر

( دادرسی) هزینه تصدیق مطابقت رو نوشت با اصل و سایر تصدیقاتى كه از دفتر دادگاه صادر می شود (ماده ۶۹۱- ۶۹۲ آئین دادرسی مدنی).

 

هزینه قرار

(دادرسى )هزینه اى كه براى صدور قرار دادگاه باید از طرف مدعى داده شود ( ماده ۶۸۷- ۶۸۸ آئین دادرسى مدنى).

هزینه كفن ودفن Frais funeraires

رك. مصارف تركه ( بند ب  )


هزینه مربوط بدادرسى Frais de justice
( دادرسى) هر هزینه (غیر از هزینه دادرسى و هزینه دفتر) كه مستقیما مربوط به دادرسی بوده و براى اثبات دعوى یا دفاع لازم بوده باشد از قبیل حق الزحمه كارشناس وهزینه تحقیقات محلی و غیره( ماده ۷۱۷- ۷۱۸ آئین دادرسی مدنی).

 


هزینه مقدماتى

(ثبت )مخارجى است كه براى جریان ثبت ملك و امور دیگر بشرح ذیل و مطابق مقررات در ابتداء امر تقاضاى ثبت ( رك. بقایاى ثبتى) از متقاضى گرفته میشود:

الف - تا دویست هزار ریال از بهای ملك هر ده ریال ده دینار ونسبت ببالا در مازاد هر ده ریال پنج دینار
ب - هزینه تفكیك املاك ...(رك. هزینه تفكیك).

ج - هزینه تهیه رونوشت نقشه املاك...
د - هزینه آگهى تجدید تحدید حدود طبق ماده ۱۵ اصلاحى قانون ثبت.
آئین نامه شماره ۱۳۹۲۴ مورخ ۳- ۹ ۲۲ و ماده ۱۸ نظامنامه قانون ثبت.( رك. حق الثبت)

هزینه هاى عمومى

( مالیه )وجوه لازم براى گردش امور عمومى (سازمانهاى دولتی و نیازمندىهاى عمومى).

هشت یك

( مدنى )اصطلاح. تقریبا عامیانه از سهم الارث زوجه درصورتیكه اولاد برای زوج متوفاى او وجود داشت باشد. یعنى زوجه از یك هشتم جمیع تركه( غیر از زمین) ارث میبرد اما از ابنیه از عین آنها ارث نمیبرد ولى از قیمت آنها ارث میبرد اصطلاح دیگر آن ثمنیه است.

هفته

هفت روز تمام است (ماده ۲۱۲ آئین دادرسى مدنی ).

 


همبستگى Ratio

ارتباط بین دو پدیده یا دو واقعیت اقتصادى را گویند.

 

همزیستى مسالمت آمیز Coexistance pacifique
یعنى دو رژیم كاملا متضاد( مانند سرمایه دارى و غیر سرمایه دارى )میتوانند روى زمین زندگى كنند وبا هم رقابت مسالمت آمیز داشته باشند.

 

هم مردگى Commorientes ou comourants
(مدنى )فوت چند نفر( كه قانونآ میتوانند از یكدیگر ارث ببرند ) در حادثه واحد مانند غرق شدن با یكدیگر یا زیر آوار ماندن با یكدیگر( ماده ۸۷۳ – ۸۷۴ ق- م).

 

هیات

به معنى گروه و جمعیتی كه باید اقدامات جمعى بكنند. ودر اصطلاحات ذیل بكار رفته است مانند گروهى ازاشخاص معمولى كه در محاكمات جنائی  در حدود مقررات مخصوصی با دادرسان همكارى میكنند. در اصطلاحات سابق (هیات قانون اساسی) شده است (اصل ۷۹ متمم قانون اساسی).

 

هیات تجدید نظر اجرائى (ثبت)
مركب است از رئیس دادگاه شهرستان یا كارمند علی البدل و دادستان یا نماینده او و مدیر ثبت محل. در جائیكه دادگاه شهرستان نباشد شكایت به نزدیك ترین اداره ثبت مقر دادگاه شهرستان براى رسیدگی هیأت فرستاده میشود دراین صورت هیات به عضویت مدیر ثبت محل مقر دادگاه شهرستان تشكیل میشود(ماده ۱۲۷ آئین نامه اجراء مفاد اسناد رسمى مصوب ۲۸-۹-۱۳۲۲ ).

 


هیات حل اختلاف

(كار) هیئت حل اختلاف مركب است از سه نفر نمایندگان دولت( فرماندار رئیس دادگسترى محل- رئیس اداره كار یا نمایندگان آنان) سه نفر نماینده از طرف كارفرمایان وسه نفر نماینده ازطرف كارگران طرز رسیدگی واخذ رأى در هیات مزبور برابر فصل نهم قانون كار میباشد. ( ماده ۱-۴ آئین نامه هیئت حل اختلاف مصوب ۲۷-۸-۳۸ وماده۴۰ قانون كار۲۶-۱۲-۳۷ ).

 

هیات حل اختلاف اجرائى

(ثبت)برابر بند ( الف )ما ده ۵۹ قانون دفتر اسناد رسمى مصوب ۱۵-۳-۱۳۱۶ رسیدگی به شكایت مربوط به اجراء اسناد رسمى كه راجع بدستور و اجراء سند باشد در هیاتی به عمل میآید كه مركب است از حاكم بدایت و مدعی العموم بدایت ومدیرثبت محلی در آن محل دستوراجراء داده شد... این هیات را هیات حل اختلاف و یا هیات حل اختلاف اجرائی نامند و فعلا هیات  تجدید نظر اجرائی نامیده میشود) ماده۴۴ آئین نامه شماره: ۴۶۰۸ مورخ۲۴-۷-۱۳۱۶ مجموعه ۱۳۱۶ ص ۲۷۷ (ماده ۵۹ قانون دفتر اسناد رسمی منسوخ بقانون ۲۷- ۶ - ۲۲ است و آئین نامه بالا  هم نسخ شده است.( رك. هیات تجدید نظر اجرائی )

هیات حل اختلاف كشاورزى

هیأتی بود كه ماده ۳۳ سابق قانون اصلاحات ارضى مورخ ۱۹/ ۱۰/ ۴۰  براى رفع اختلاف مالك وزارع درامور مربوط به كشاورزى پیش بینى كرده بود و فعلا ماموران اصلاحات ارضی به آن رسیدگی میكنند. مجموعه اصلاحات ارضى- چاپ مجلس- صفحه۶۱.

 


 هیئت دولت

به معنى كابینه( مجموعه وزراء من حیث المجموع) است.( رك. كابینه )

 


هیأت عمومى تمیز Chambres reunites

( دادرسى )جلسه اعضاء شعب تمیز براى  رسیدگی  بدرخواست نقض حكم پژوهشی كه دادگاه بعد از ارجاع پس از نقض مستند بعلل و اسباب حكم منقوض رأى داده باشد (ماده ۵۷۶ دادرسی مدنى ).

هیات منصفه

( دادرس كیفرى )گروهى ازاشخاص غیر رسمی كه در رسیدگى پاره اى از جرائم تحت شرائط خاصى به قضات دادگاهها همكارى میكنند (ماده ۳۳ لایحه قانونی مطبوعات مصوب ۱۳۴۴ ).

 


هیات منصفین

مرادف هیات منصفه است.( رك. هیات منصفه )

هیات نظارت

( ثبت )هیأتی است مركب از معاون اداره ثبت كل و رئیس اداره امور املاك و یك نفر از اعضاء اداره كل ثبت به تشخیص وزیر عدلیه كه به اشتباهات ثبتى در امور املاك رسیدگى میكند.( ماده ۶-۲۵-۲۵ مكرر قانون ثبت ).


نام
پست الکترونيک
پيام شما